زندگينامه آقاي مرتضي مودب پور،رمان نويس خوش قلم ايراني
ارسال شده: سهشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۱۵ ب.ظ
[FONT=Book Antiqua]مرتضی مؤدبپور (م. مودب پور) از نویسندگان كتابهاي پرفروش ایرانی است. وی نویسندگی حرفهای خود را حدودا از سال ۱۳۷۸ آغاز کرد. از این نویسنده تاکنون ۶ اثر داستانی منتشر شدهاست [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]م.مؤدب پور به قدر کافی خوانندگانش را گیج کرده. هنوز کسی نمیداند او چند سالش است، چه قیافه ای دارد و اصلا زن است یا مرد. 6 رمان به اسم م.مؤدب پور چاپ شده و 3 کتاب دیگر به اسم ماندا معینی که البته در کنارش یک پرانتز بازشده و نوشته شده : (مؤدب پور [FONT=Book Antiqua]).
[FONT=Book Antiqua]این ماجرا یک جوری آدم را به شک می اندازد که م حرف اول مانداست و مؤدب پور یک فامیلی برای رد گم کنی و م.مؤدب پور یک زن خانه دار است [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]ولی با وجود این هستند کسانی که شخص م.مؤدب پور را دیده اند. مردی خوش تیپ با موهی جو گندمی که همراه همسرش این طرف و آن طرف میرود . نام همسرش ماندا معینی است و نام خودش سیدمرتضی ؛ مرتضی مؤدب پور مشهور به م.مؤدب پور [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]مؤدب پور دوست ندارد کسی بداند چند سالش است و با اصرار از ناشرانش می خواهد که فیپی کتاب را که سال تولدش در آن ذکر شده در ابتدی کتاب چاپ نکنند . به هر حال، او متولد 1337 است و اولین کتابش پریچهر در سال 1378 چاپ شد [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]آن موقع کسی نمیتوانست با خواندن پریچهر به ظهور یک نویسنده عامه پسند دیگر امیدوار شود . حتی ناشری که مؤدب پور کتاب را برای چاپ پیش او برده بود هم روی چاپ کتاب نظر مساعدی نداشت [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]لحن محاوره ای که مؤدب پور در دیالوگ نویسی داشت به نوعی شکستن روش کلاسیک دیالوگ نویسی بری عامه پسندها بود و این ، خودش یک ریسک به حساب میآمد . اما بالاخره ، ناشر قبول کرد که کتاب را چاپ کند [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]او برای این کار 2 دلیل داشت ؛ اینکه مؤدب پور سود چندانی از چاپ اول کتابش نمی خواست و مهم تر اینکه مؤدب پور همسایه دفتر انتشارات شادان بود و مدیر انتشارات نمی خواست روی همسیه را زمین بزند . با این وجود ، مؤدب پور با آن رمان به موفقیت رسید تا همه بر سر اینکه همسایگی با دفتر انتشارات یکی از فاکتورهای نویسنده شدن او بود، توافق کنند [FONT=Book Antiqua]!
[FONT=Book Antiqua]پس از آن اتفاق که در سال 1378 در دفتر انتشاراتی افتاد، مؤدب پور 6 رمان نوشت. او برخلاف باقی عامه پسندها که با بازی با لغات عشق و امید و فرجام به نام کتاب شان میرسند ، نام های دخترانه را برای کتاب هایش انتخاب می کند: یاسمین ، یلدا ، شیرین ، رکسانا ، پریچهر و گندم [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]البته در ین بین چند کتاب هم با نام ماندانا معینی چاپ شد که در کنار آن اسم نوشته شده بود: (مؤدب پور). کژال و دریا از این کتاب ها هستند که هنوز کسی نمیداند مؤدب پور آنها را به نام همسرش نوشته یا اینکه واقعا خانمش هم نویسنده شده [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]او به سبک سنتی عامه پسند نویس ها پی درد دل دختران و پسران شکست خورده می نشیند و داستان زندگی آنها را رمان می کند؛ بماند که برخلاف دنیای ادبیات، در سینما آثار او موفقیت زیادی ندارند. در سال 1383 فیلم سینمایی انتخاب به کارگردانی تورج منصوری و بازی ماهایا پطروسیان، مهران غفوریان و فتحعلی اویسی روی پرده رفت [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]آن فیلم که با یک شکست مالی محض مواجه شد، روی پوسترهای تبلیغی خود عنوان براساس رمانی از م.مؤدب پور را داشت . پس از آن تجربه تلخ ، دیگر کارگردانی سراغ اقتباس از آثار او نرفت [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]او ساکن محله گیشی تهران است و تنها اطلاعاتی که از او به بیرون درز کرده ، چیزهای پیش پا افتاده ای است؛ مثل ینکه اتومبیل شخصی اش پرشیاست، یک فرزند 19 ساله دارد و منزلش در گیشا 3 خوابه است [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]با وجود این او هنوز از گفتن اینکه پیش از سال۱۳۸۰ و نویسندگی چه کاری می کرده ، فرار می کند. انگار او از زندگی گذشته خود فراری است که به کسی شغل سابق خود را نمیگوید [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]فقط به گفتن شغل آزاد قناعت می کند و البته حرفی از تحصیلاتش نمیزند ؛ هرچند مدت هاست دهان به دهان می چرخد که او حتی دیپلم هم ندارد . او برای اینکه این که اسرار فاش نشود با هیچ خبرنگاری گفت و گو نمی کند . شاید می ترسد که در این گفت و گوهای کوتاه ، سؤال ها به گذشته مبهم او برگردد [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]او خودش را ممنوع المصاحبه میداند و معلوم نیست که برای فرار از گفت و گو با خبرنگاران خودش را ممنوع المصاحبه کرده یا آن طور که خودش ادعا می کند ده نمکی و دولت با او بد هستند . مؤدب پور خودش اصلا اهل کتاب نیست [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]کتاب های فهیمه رحیمی و اعتمادی را مبتذل میداند و سبک کاری خودش را بالاتر از آنها میداند . ادعا می کند که کتاب های او از درد دل و رنج اجتماع بیرون میآید . میگوید تمام شخصیت های رمان هایش واقعی هستند و حتی خودش مدتی را با آنها زندگی می کند . او در بین رفقایش یک جمله مشهور دارد ؛ خوانندگان باید با فهیمه رحیمی و ر.اعتمادی شروع کنند و بعد بیایند سراغ من [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]او حتی رمان من او نوشته رضا امیرخانی را هم قبول ندارد و میگوید این کتاب محتوا ندارد . در حال حاضر چاپ هر 6 رمان او در بازار کتاب به پایان رسیده و همگی برای تجدید چاپ منتظر مجوز جدید هستند . حتی با اینکه ناشرش از او خواسته بعضی از بخش های رمان را بزند ، او روی کارش تعصب دارد و به این قضیه تن نمیدهد [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]چند ماهی است مؤدب پور خودش را در خانه حبس کرده و حتی خریدهای ضروری و روزمره را مغازه داران محل برایش به طبقه سوم میآورند. مدتی است او دیگر در فرعی های گیشا قدم نمیزند . کسی نمیداند ، شاید دنبال سوژه رمان بعدی اش میگردد [FONT=Book Antiqua].
منبع:forum.isatice.com
[FONT=Book Antiqua]م.مؤدب پور به قدر کافی خوانندگانش را گیج کرده. هنوز کسی نمیداند او چند سالش است، چه قیافه ای دارد و اصلا زن است یا مرد. 6 رمان به اسم م.مؤدب پور چاپ شده و 3 کتاب دیگر به اسم ماندا معینی که البته در کنارش یک پرانتز بازشده و نوشته شده : (مؤدب پور [FONT=Book Antiqua]).
[FONT=Book Antiqua]این ماجرا یک جوری آدم را به شک می اندازد که م حرف اول مانداست و مؤدب پور یک فامیلی برای رد گم کنی و م.مؤدب پور یک زن خانه دار است [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]ولی با وجود این هستند کسانی که شخص م.مؤدب پور را دیده اند. مردی خوش تیپ با موهی جو گندمی که همراه همسرش این طرف و آن طرف میرود . نام همسرش ماندا معینی است و نام خودش سیدمرتضی ؛ مرتضی مؤدب پور مشهور به م.مؤدب پور [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]مؤدب پور دوست ندارد کسی بداند چند سالش است و با اصرار از ناشرانش می خواهد که فیپی کتاب را که سال تولدش در آن ذکر شده در ابتدی کتاب چاپ نکنند . به هر حال، او متولد 1337 است و اولین کتابش پریچهر در سال 1378 چاپ شد [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]آن موقع کسی نمیتوانست با خواندن پریچهر به ظهور یک نویسنده عامه پسند دیگر امیدوار شود . حتی ناشری که مؤدب پور کتاب را برای چاپ پیش او برده بود هم روی چاپ کتاب نظر مساعدی نداشت [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]لحن محاوره ای که مؤدب پور در دیالوگ نویسی داشت به نوعی شکستن روش کلاسیک دیالوگ نویسی بری عامه پسندها بود و این ، خودش یک ریسک به حساب میآمد . اما بالاخره ، ناشر قبول کرد که کتاب را چاپ کند [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]او برای این کار 2 دلیل داشت ؛ اینکه مؤدب پور سود چندانی از چاپ اول کتابش نمی خواست و مهم تر اینکه مؤدب پور همسایه دفتر انتشارات شادان بود و مدیر انتشارات نمی خواست روی همسیه را زمین بزند . با این وجود ، مؤدب پور با آن رمان به موفقیت رسید تا همه بر سر اینکه همسایگی با دفتر انتشارات یکی از فاکتورهای نویسنده شدن او بود، توافق کنند [FONT=Book Antiqua]!
[FONT=Book Antiqua]پس از آن اتفاق که در سال 1378 در دفتر انتشاراتی افتاد، مؤدب پور 6 رمان نوشت. او برخلاف باقی عامه پسندها که با بازی با لغات عشق و امید و فرجام به نام کتاب شان میرسند ، نام های دخترانه را برای کتاب هایش انتخاب می کند: یاسمین ، یلدا ، شیرین ، رکسانا ، پریچهر و گندم [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]البته در ین بین چند کتاب هم با نام ماندانا معینی چاپ شد که در کنار آن اسم نوشته شده بود: (مؤدب پور). کژال و دریا از این کتاب ها هستند که هنوز کسی نمیداند مؤدب پور آنها را به نام همسرش نوشته یا اینکه واقعا خانمش هم نویسنده شده [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]او به سبک سنتی عامه پسند نویس ها پی درد دل دختران و پسران شکست خورده می نشیند و داستان زندگی آنها را رمان می کند؛ بماند که برخلاف دنیای ادبیات، در سینما آثار او موفقیت زیادی ندارند. در سال 1383 فیلم سینمایی انتخاب به کارگردانی تورج منصوری و بازی ماهایا پطروسیان، مهران غفوریان و فتحعلی اویسی روی پرده رفت [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]آن فیلم که با یک شکست مالی محض مواجه شد، روی پوسترهای تبلیغی خود عنوان براساس رمانی از م.مؤدب پور را داشت . پس از آن تجربه تلخ ، دیگر کارگردانی سراغ اقتباس از آثار او نرفت [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]او ساکن محله گیشی تهران است و تنها اطلاعاتی که از او به بیرون درز کرده ، چیزهای پیش پا افتاده ای است؛ مثل ینکه اتومبیل شخصی اش پرشیاست، یک فرزند 19 ساله دارد و منزلش در گیشا 3 خوابه است [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]با وجود این او هنوز از گفتن اینکه پیش از سال۱۳۸۰ و نویسندگی چه کاری می کرده ، فرار می کند. انگار او از زندگی گذشته خود فراری است که به کسی شغل سابق خود را نمیگوید [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]فقط به گفتن شغل آزاد قناعت می کند و البته حرفی از تحصیلاتش نمیزند ؛ هرچند مدت هاست دهان به دهان می چرخد که او حتی دیپلم هم ندارد . او برای اینکه این که اسرار فاش نشود با هیچ خبرنگاری گفت و گو نمی کند . شاید می ترسد که در این گفت و گوهای کوتاه ، سؤال ها به گذشته مبهم او برگردد [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]او خودش را ممنوع المصاحبه میداند و معلوم نیست که برای فرار از گفت و گو با خبرنگاران خودش را ممنوع المصاحبه کرده یا آن طور که خودش ادعا می کند ده نمکی و دولت با او بد هستند . مؤدب پور خودش اصلا اهل کتاب نیست [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]کتاب های فهیمه رحیمی و اعتمادی را مبتذل میداند و سبک کاری خودش را بالاتر از آنها میداند . ادعا می کند که کتاب های او از درد دل و رنج اجتماع بیرون میآید . میگوید تمام شخصیت های رمان هایش واقعی هستند و حتی خودش مدتی را با آنها زندگی می کند . او در بین رفقایش یک جمله مشهور دارد ؛ خوانندگان باید با فهیمه رحیمی و ر.اعتمادی شروع کنند و بعد بیایند سراغ من [FONT=Book Antiqua] .
[FONT=Book Antiqua]او حتی رمان من او نوشته رضا امیرخانی را هم قبول ندارد و میگوید این کتاب محتوا ندارد . در حال حاضر چاپ هر 6 رمان او در بازار کتاب به پایان رسیده و همگی برای تجدید چاپ منتظر مجوز جدید هستند . حتی با اینکه ناشرش از او خواسته بعضی از بخش های رمان را بزند ، او روی کارش تعصب دارد و به این قضیه تن نمیدهد [FONT=Book Antiqua].
[FONT=Book Antiqua]چند ماهی است مؤدب پور خودش را در خانه حبس کرده و حتی خریدهای ضروری و روزمره را مغازه داران محل برایش به طبقه سوم میآورند. مدتی است او دیگر در فرعی های گیشا قدم نمیزند . کسی نمیداند ، شاید دنبال سوژه رمان بعدی اش میگردد [FONT=Book Antiqua].
منبع:forum.isatice.com