سیر علوم در تمدن ایرانی
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰, ۱:۴۲ ق.ظ
[FONT=Roya lang=AR-SA]کیاوش [FONT=Roya lang=AR-SA] ، شهریور [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] مقصود از علوم در اینجا تمام علومی است که در قدیم از اجزاء حکمت شمرده می شد و عبارتند از :
[FONT=Roya lang=AR-SA] حکمت نظری ( الهیات ، ریاضیات و طبیعیات) و حکمت عملی و اصول و فروع هریک از آنها ؛ از جمله شامل علومی چون فلسفه اولی ، حساب ، هندسه ، نجوم ، موسیقی ، کیمیا ، طب ، اخلاق و ... و مقدمه و میزان آنها یعنی علم منطق . مجموع این علوم و اطلاعات که با تعقل و استدلال سروکار دارد ، در نزد مسلمانان دردسته « علوم عقلی » قرار می گرفت و این غیر از دسته دیگر یعنی « علوم نقلی » بود که خود به دو دسته [FONT=Roya lang=AR-SA]« علوم ادبی » و « علوم شرعی » تقسیم می شد . در این نوشتار ذکر چگونگی و سیر این علوم در ایران و فعالان و دانشمندان ایرانی در این علوم از آغاز دوره ساسانی تا اواخر عهد مغول و تیموری از نظر می گذرد .
[FONT=Roya lang=AR-SA]وضع علوم در دوره ساسانی
[FONT=Roya lang=AR-SA]ایرانیان تا دوره ساسانی پیشرفتهایی در علوم داشته اند و در طب و ریاضیات و ... بر اثر ارتباطی که با [FONT=Roya lang=AR-SA]ملل قدیم مانند بابلیان ، هندیان و ... پیدا کرده و معلوماتی که خود از روزگاران قدیم به دست آورده بودند ، [FONT=Roya lang=AR-SA]از ترقیاتی برخوردار شده بودند . اما در زمان تاسیس حکومت ساسانی ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) بزرگترین مرکز علمی جهان ، [FONT=Roya lang=AR-SA]اسکندریه بود و از آنجا علوم یونانی به تدریج در مناطق شرقی مانند سوریه و بین النهرین و ایران نفوذ ا[FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]پیدا می کرد و مراکز علمی جدید و مهمی به وجود آورد . [FONT=Roya lang=AR-SA]گردآوری و ترجمه کتابهای یونانی و هندی به پهلوی و مهیا کردن وسایل آشنایی ایرانیان با علوم مختلف بویژه [FONT=Roya lang=AR-SA]علوم یونانی ، به اردشیر پاپکان ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) و پسرش شاپور اول ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) نسبت داده شده است .
[FONT=Roya lang=AR-SA] البته در جامعه طبقاتی ساسانی اکثریت عامه مردم از سواد و دانش محروم بوده اند و تعلیمات در دست ر[FONT=Roya lang=AR-SA]وحانیون بوده و کاملا جنبه دینی داشته است و علم آموزی تنها منحصر به طبقات ممتاز بوده است . [FONT=Roya lang=AR-SA]اوستای ساسانی منبع اصلی تمام علوم محسوب می شد . « اصول طب ایران کاملا زردشتی و مبتنی بر
ر[FONT=Roya lang=AR-SA]وایات اوستایی بوده ، لکن نفوذ طبابت یونانی از همه جای آن ظاهر است . » ( III[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA]نفوذ علوم یونانی در ایران بیشتر همراه با رواج دین مسیح در قلمرو ساسانی بود . در آغاز سلسله ساسانی تا مدتهای دراز ، شهر « رها » از مهمترین مراکز تبلیغی مسیحیت در شرق و در نتیجه مرکز علوم دینی و [FONT=Roya lang=AR-SA]علوم عقلی مسیحیان این نواحی بوده است و از آنجا در اوایل عهد ساسانی مبلغین مسیحی برای نشر دعوت خود به بلاد غربی قلمرو ساسانی روی می نهادند . یک لهجه آرامی یعنی سریانی ، تبدیل به زبان دینی و [FONT=Roya lang=AR-SA]مسیحیان این نواحی شد که از قوم سامی نژاد آرامی بودند و در نتیجه سریانی نامیده می شوند . در قرن چهارم و پنجم میلادی ایرانیان مسیحی در رها و کلیساهای بین النهرین اهمیت و شهرت زیادی یافتند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] پس از ظهور فرقه نسطوری در قرن پنجم و طرد شدن مسیحیان نسطوری از روم عده ای از پیروان این مذهب از رها به قلمرو ساسانی یعنی بین النهرین و ایران پناه بردند و مذهب نسطوری را پراکندند و در بلاد مختلف آن مدارس و کلیساهایی برپا کردند . از زمانی که مسیحیت دین رسمی امپراطوری روم شد ، [FONT=Roya lang=AR-SA]مسیحیان ایران که مجذوب دولت مقتدر همکیش خود بودند ، به دلایل سیاسی مورد تعقیب و آزار قرار می گرفتند ؛ [FONT=Roya lang=AR-SA]اما نسطوریان چون با امپراطوری روم و کلیساهای رومی دشمنی شدید داشتند ، بخاطر استفاده سیاسی مورد حمایت دولت ساسانی قرار گرفتند . در نتیجه کلیساهای ایرانی مذهب نسطوری را قبول کردند و مسیحیت ایران از مسیحیت روم جدا شد . [FONT=Roya lang=AR-SA]دانشمندان مسیحی سریانی و نسطوریان ایران در مدارس خود علاوه بر علوم دینی به علوم یونانی از منطق و [FONT=Roya lang=AR-SA]الهیات و ریاضیات و طبیعیات و نجوم و کیمیا و طب می پرداختند و کتب علمی یونانی از جمله آثار [External Link Removed for Guests] [FONT=Roya lang=AR-SA][External Link Removed for Guests] و نوافلاطونیان را به سریانی ترجمه می کردند . نسطوریان ایران نیز لهجه رسمی کلیسایی و زبان علمیشان سریانی بود و بسیاری کتب به سریانی تالیف و عده ای از کتب فلسفی و منطقی را نیز به پهلوی ترجمه نمودند . مدارس سریانی تا مدتی بعد از اسلام باقی بودند و این قوم به همراه مسیحیان ایرانی واسطه نقل و ترجمه علوم یونانی به عربی شدند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] از جمله مراکز تعلیمی مهم ایران در دوره ساسانی ، « ریو اردشیر » (بیت اردشیر ـ ریشهر) بود که یکی از نسطوریان ایرانی به نام « معنی بیت اردشیری » در آن ریاست یافت (قرن پنجم) . « وی در شیراز ولادت یافته و ترجمه هایی از سریانی به پهلوی داشته ... و تالیفات او در بلاد دوردست حتی در هندوستان شهرت و رواجی داشت . ... مانند همه نسطوریان توجه تام به فلسفه ارسطو داشت » ( I[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA] یکی از مراکز مهم علمی ایران ، « گندی شاپور » در خوزستان بود که مدرسه و بیمارستان آن در اواخر دوره ساسانی تا قرن سوم پس از اسلام مشهورترین مرکز پزشکی در دنیای آنروز بود . بانی آن بنابر مشهورشاپور اول بوده و از همان اوایل مرکزیت علمی یافت و به نقل بعضی مورخین شاپور فرمان ترجمه عده ای از کتب یونانی به پهلوی و نگاهداری آنها را در گندیشاپور داد و گویا به فرمان شاپور مرکزیت طب یونانی یافت .
[FONT=Roya lang=AR-SA] بعد از نشر مذهب نسطوری ، گندی شاپور از مهمترین مراکز تجمع دانشمندان مسیحی و محل آمیزش طب یونانی و ایرانی و هندی شد . عده ای از اطباء هندی نیز در آنجا به آموختن اصول طب هندی اشتغال داشتند و چند کتاب از آثار طبی هند به پهلوی ترجمه شده بود . در این مدرسه از تجارب ملل مختلف یعنی طب ایرانیان و هندیان و یونانیان و اسکندرانیان و سریانیان استفاده می شد ؛ چنانکه « طب ایرانی به قول قفطی از طب یونانی کاملتر شده بود . » ( I[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA]از مراکز دیگر تعلیم علوم در نواحی شرقی ایران ، شهر « مرو » بود که بخصوص درریاضیات و نجوم کار می کرده اند . [FONT=Roya lang=AR-SA]عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو اول انوشیروان ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م)آغاز می شود .
[FONT=Roya lang=AR-SA] انوشیروان به حکمت علاقه داشته و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بوده و از ترجمه پهلوی کتب یونانی استفاده می کرده است . به نقل آگاثیاس مورخ یونانی ، اورانیوس طبیب و حکیم سریانی معلم فلسفه انوشیروان بوده و انوشیروان موبدان را جمع می کرد ، تا در تکوین جهان و نظایر آن معنی بحث کنند ؛ مثلا آیا عالم نامتناهی و ابدی است ، آیا جهان را علتی یگانه است و مانند اینها .
[FONT=Roya lang=AR-SA] انوشیروان در مسائل مذهبی و فلسفی جمود و تعصب نداشته و در عهد او نسبت به سایر پادشاهان ساسانی و نیز در مقایسه با قیود و تعصب مذهبی در کشور روم ، آزادی عقیده و اغماض مذهبی بیشتری برقرار بود . [FONT=Roya lang=AR-SA]به همین دلیل وقتی که امپراطور روم یوستی نیانوس در سال ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) مدرسه آتن را بست و تحقیقات فلسفی را ممنوع کرد ، هفت تن از فیلسوفان نوافلاطونی از آنجا به نامهای : داماسکیوس ، سیمپلیکیوس ، یولامیوس ، پریسکیانوس ، هرمیاس ، دیوجانوس و ایسیدوروس ، به ایران پناه آوردند و مورد پذیرایی و حمایت انوشیروان قرار گرفتند و مدتی در ایران ماندند . انوشیروان با بعضی از این فلاسفه مباحثاتی داشته است . [FONT=Roya lang=AR-SA]یک نفر از مسیحیان ایران به نام پولوس پرسا ( Paulus Persa[FONT=Roya lang=AR-SA]) مختصری از منطق ارسطو را برای انوشیروان به زبان سریانی ترجمه کرده و عقاید مختلفی را که راجع به خدا و عالم هست ، به طریق ذیل بیان نموده است :
[FONT=Roya lang=AR-SA] « بعضی به یک خدا قائلند ، و برخی به خدایان بسیار عقیده دارند . جماعتی گویند خدا صفات متضاد دارد ، و برخی منکر آن صفات در خدا هستند . جمعی معتقدند که خدا بر همه چیز قادر است ، و گروهی انکار می کنند که بر همه چیز باشد . جماعتی گویند دنیا و مافیها را او آفریده ، و بعضی انکار می کنند که او خالق تمام چیزها باشد . برخی معتقد به حدوث و گروهی معتقد به قدم عالمند ... » ( III[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]) [FONT=Roya lang=AR-SA]در عهد انوشیروان علاوه بر افکار یونانی ، افکار هندی نیز در ایران نفوذ کرد . از جمله در این زمان کتاب مشهور « کلیله و دمنه » از زبان سانسکریت به پهلوی توسط برزویه طبیب ترجمه شد .
[FONT=Roya lang=AR-SA] انتشار افکار فلسفی جدید سبب تضعیف قدرت روحانیون زرتشتی می شد ؛ بطوریکه « در محافل دانشمندان حکمت عملی بر احکام دینی پیش گرفت . با توسعه افق و انبساط افکار جدید ، رفته رفته دامنه شک وسعت یافت . سادگی افسانه های باستانی ، که در اجزاء کیش مزدیسنی وارد بوده ، تدریجا حتی علمای دین را هم ناراحت و مشوش نمود. ناچار تاویلات استدلالی برای حکایات مزبور پیش آوردند و از راههای عقلی دراثبات آنها کوشیدند . » ( III[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA] بطورکلی پیشرفت ایرانیان در اوایل دوره بعد از اسلام در علوم مانند ریاضیات ، نجوم ، طب و ... و ترجمه کتب چنانکه خواهد آمد ، نشانه ترقیات ایرانیان در این علوم در دوره ساسانی است .
[FONT=Roya lang=AR-SA]تاثیر ایرانیان در ترجمه علوم به عربی
[FONT=Roya lang=AR-SA]با حمله اعراب مسلمان به ایران ، این حادثه نظامی سبب فروپاشی حکومت ساسانی شد ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) و ایران جزیی از امپراطوری دینی عرب گردید که به تدریج خاورمیانه ، شمال آفریقا و اسپانیا را در سلطه گرفت . تشکیل دهندگان این امپراطوری یعنی عربها هیچ بهره ای از علوم نداشتند . مسلمانان عرب اولیه به تنها چیزی که توجه داشتند ، پیروی از احکام اسلامی و احادیث و قرآن بود که عمل به آن را مایه استغنا از همه چیز می دانستند و غیر از اینها هیچ چیز را شایسته توجه و آموختن نمی دانستند و توجهی به علوم فلسفی و ریاضی و طبیعی نداشتند . به این سبب تا زمانی که حکومت در انحصار عرب بود یعنی تا پایان خلافت اموی ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) [FONT=Roya lang=AR-SA] اثری از روشنایی علم در میان مسلمین نبود . توجه اساسی به علم و نهضت علمی از زمانی آغاز شد که ایرانیان به دستگاه حکومت راه یافتند ؛ یعنی وقتی که به دست ایرانیان حکومت اموی برانداخته شد و عباسیان را به خلافت نشاندند و ایرانیان عملا اداره امور را به دست گرفتند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] ابن خلدون مورخ مشهور عرب در (مقدمه ابن خلدون) می گوید : « از امور غریب یکی این است که حاملان علم در اسلام غالبا از عجم [ ایرانی] بودند خواه در علوم شرعی و خواه در علوم عقلی و اگر در میان علماء مردی در نسبت عربی بود در زبان و جای تربیت و پرورش از عجم شمرده می شد و این از آن روی بود که در میان ملت اسلام در آغاز امر علم و صنعتی بنا به مقتضای سادگی و بداوت آن وجود نداشت واحکام شریعت و اوامر و نواهی خداوند را رجال به سینه ها نقل می کردند و مأخذ آن را از کتاب و سنت به آنچه از صاحب شرع و اصحاب او گرفته بودند می شناختند . در این هنگام تنها قوم مسلمان عرب بود که از امر تعلیم و تالیف و تدوین اطلاعی نداشت و حاجتی آنان را بدین کار بر نمی انگیخت و در تمام مدت صحابه و تابعین وضع به همین منوال بود ... پیغامبر صلی الله علیه گفت دو چیز برای شما نهاده ام که اگر بدان تمسک جویید گمراه نمی گردید و از آن دو یکی کتاب الله و دیگر سنت من است ؛ و چون مدت نقل طولانی شد احتیاج به وضع تفاسیر قرآنی و تقیید حدیث از بیم تباهی آنها محسوس گردید و به معرفت سندها و تعدیل ناقلان برای تمییز احادیث صحیح از منسوب حاجت افتاد و آنگاه استخراج احکام از کتاب و سنت شیوع یافت و با این حال زبان عرب به تباهی گرایید و وضع قوانین نحوی لازم شد و همه علوم شرعیه به استنباط و استخراج و نظر و قیاس احتیاج یافت و از اینجا به علوم دیگر حاجت افتاد و همه این علوم محتاج به تعلیم شد و در زمره فنون درآمد و ما قبلا گفته ایم که فنون نتیجه حضارت است و عرب دورترین مردم از آنند پس علوم خاص نواحی متمدن گشت و عرب از آن دورماند و متمدنین این عهد همه عجم و یا از کسانی بودند که در معنی از آن دسته شمرده می شدند یعنی موالی و اهل شهرهایی که در تمدن و صنایع و حرف پیرو عجمان بودند زیرا ایشان بر اثر رسوخ تمدن در میان آنان از هنگام دولت فرس برای این کار بهتر و صالحتر بوده اند . حمله نحو و حدیث و اصول فقه و کلام و اکثر مفسرین همه از عجم یا از کسانی بودند که تربیت و زبان عجمی داشتند ... » ( I[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]) . [FONT=Roya lang=AR-SA]ایرانیان به دلیل سوابقی که در علوم داشتند و از آثار تمدن پیشرفته ساسانی برخوردار بودند ، به نشر علوم توجه کردند و بر اثر نفوذ وزرا و رجال ایرانی که از حامیان علم بودند در نخستین خلفای عباسی و معاشرت خلفا با آنان و تاثیر گرفتن از ایشان و همگام شدن با آنان ، توجه دولت عباسی که برخی آداب و تشکیلات ساسانی را پذیرفته بود ، به ترجمه علوم از یونانی ، سریانی ، پهلوی ، هندی و ... آغاز شد . همچنین در میان ایرانیان ادیانی مانند زرتشتی ، مانوی ، مزدکی ، مسیحی و ... وجود داشت و پیروان این ادیان در اوایل عهد عباسی فرصت بحث و مجادله با مسلمانان پیدا کردند و این مجادلات شدید سبب فراهم شدن زمینه مناسبی برای توجه به علوم عقلی و فلسفه و منطق و ترجمه آن شد و این مبارزات مذهبی سبب پیدایش علم کلام در میان مسلمانان گردید و متکلمین معتزله برای دفاع از اصول اسلامی و اثبات اصول عقاید خود از منطق و فلسفه یونان استفاده می کردند و مجادلات فکری این گروه نیز که مورد حمایت برخی از خلفا بودند ، بطور متقابل زمینه مساعدی برای نشر و ترجمه علوم و فلسفه فراهم کرد . [FONT=Roya lang=AR-SA]حرکت علمی کامل و آغاز نهضت ترجمه در عهد منصور ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) دومین خلیفه عباسی شروع شد . وقتی منصور بیمار شد ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) و پزشکان درگاه از علاج او عاجز شدند ، به منصور گفتند در عهد ما کسی در میان اطبا نیست که با « جورجیس بن بختیشوع » رییس پزشکان گندی شاپور همسان باشد .
[FONT=Roya lang=AR-SA] در آن زمان هنوز گندی شاپور مشهورترین مرکز طب دنیای آنروز بود . جورجیس به بغداد فراخوانده شد و منصور را معالجه کرد و به اصرار خلیفه مدتی در بغداد ماند . جورجیس بن بختیشوع که یک ایرانی نسطوری بود ، تالیفاتی به سریانی داشت و چندین کتاب در طب از یونانی به عربی ترجمه کرد . بعد از او بتدریج عده ای از شاگردان و همکارانش به بغداد روی آوردند و به ترجمه و تالیف پرداختند . [FONT=Roya lang=AR-SA]همچنین منصور و خلفای بعد از او به علت اعتقاد به احکام نجوم عده ای از منجمان مشهور ایرانی زمان خود را مانند نوبخت اهوازی و پسرش ابوسهل ، ابراهیم بن حبیب الفزاری و پسرش محمد و ... را در دربار خود جمع کردند و اینها نیز به تالیف و ترجمه کتب نجوم به عربی پرداختند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] در زمان منصور ، عبدالله بن المقفع (روزبه پسر دادویه) ادیب و مترجم بزرگ ایرانی به ترجمه برخی از کتب ادبی و تاریخی و منطق از پهلوی به عربی پرداخت ؛ از جمله کتاب کلیله و دمنه . بدین ترتیب بغداد به بزرگترین مرکز علمی عصر تبدیل شد و دانشمندان از نواحی دیگر به آن روی آوردند ؛ از جمله سریانیان مسیحی و حرانیان صابئی که قسمت اعظم ترجمه ها را در دوره ترجمه انجام دادند . [FONT=Roya lang=AR-SA]ترجمه ها نیز به زبان عربی ، یعنی زبان قوم عرب که از نظر نظامی غالب شده بود و زبان رسمی امپراطوری و زبان مشترک مسلمانان بود انجام گرفت و درنتیجه به زبان علمی و بین المللی جهان اسلام تبدیل شد . نهضت ترجمه در عهد هارون ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) و خاندان ایرانی برمکی (یحیی بن خالد برمکی وزیر هارون و پسرانش فضل و جعفر و...) که تقریبا تمام امور خلافت و اداره امپراطوری عباسی در دست اینان بود وسبب شکوه این عهد شده بودند و نیز به مباحثات علمی و ترجمه کتب علمی علاقه داشتند ، ادامه یافت . [FONT=Roya lang=AR-SA]در این عهد یک مرکز مهم علمی در بغداد ایجاد شد که « بیت الحکمه » خوانده می شد. بیت الحکمه مرکز تجمع مترجمان و مطالعه و تحقیق دانشمندان ، و گردآوری و ترجمه و تالیف و نگاهداری کتب علمی و انتشار علوم عقلی بود .
[FONT=Roya lang=AR-SA] اما دوره اوج ترجمه از عهد مأمون ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) به بعد است. مأمون که از مادری ایرانی بود و میان ایرانیان پرورش یافته بود و قسمتی از زندگیش هنگام حکومت و خلافت در خراسان میان ایرانیان گذشت ، فردی دانش دوست بارآمده بود و بخصوص به فلسفه علاقه داشت . دربار او محل مناظره دانشمندان یهودی و مسیحی و صابئی و زرتشتی و زنادقه با مسلمین شده بود و گاهی خود مأمون نیز در این مجالس مناظره شرکت می کرد . مأمون معتقد به مذهب معتزله بود و آنان را که مسلمانان خردگرا بودند ، چنان حمایت و تقویت می نمود که موجب خشم اهل حدیث و فقها می گردید . در این دوره با حمایت شدید مأمون نقل و ترجمه علوم و بخصوص فلسفه و منطق که مورد توجه معتزله بود شدت گرفت . [FONT=Roya lang=AR-SA]« در حقیقت قوت و غلبه ایرانیان در دستگاه مأمون و برکنار ماندن اعراب از مدتها قبل از خلافت کوتاه امین ، روزگار مأمون را رنگی تازه داده بود . بیت الحکمه که در کار نقل و نشر علوم و معارف عقلی فعالیت داشت دنیای تازه ای غیر از دنیای قرآن و حدیث و دنیای شعر و ادب بر روی مستعدان زمانه گشوده بود : [FONT=Roya lang=AR-SA] دنیای حکمت یونان ، دنیای فلسفه های مشایی ، افلاطونی ، و فیثاغورثی . و این دنیای تازه فکرهای تازه و شکها و حیرتهای تازه با خود آورده بود » ( VII[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]) .
[FONT=Roya lang=AR-SA] مطلب در [External Link Removed for Guests] موجود است.
[FONT=Roya lang=AR-SA] حکمت نظری ( الهیات ، ریاضیات و طبیعیات) و حکمت عملی و اصول و فروع هریک از آنها ؛ از جمله شامل علومی چون فلسفه اولی ، حساب ، هندسه ، نجوم ، موسیقی ، کیمیا ، طب ، اخلاق و ... و مقدمه و میزان آنها یعنی علم منطق . مجموع این علوم و اطلاعات که با تعقل و استدلال سروکار دارد ، در نزد مسلمانان دردسته « علوم عقلی » قرار می گرفت و این غیر از دسته دیگر یعنی « علوم نقلی » بود که خود به دو دسته [FONT=Roya lang=AR-SA]« علوم ادبی » و « علوم شرعی » تقسیم می شد . در این نوشتار ذکر چگونگی و سیر این علوم در ایران و فعالان و دانشمندان ایرانی در این علوم از آغاز دوره ساسانی تا اواخر عهد مغول و تیموری از نظر می گذرد .
[FONT=Roya lang=AR-SA]وضع علوم در دوره ساسانی
[FONT=Roya lang=AR-SA]ایرانیان تا دوره ساسانی پیشرفتهایی در علوم داشته اند و در طب و ریاضیات و ... بر اثر ارتباطی که با [FONT=Roya lang=AR-SA]ملل قدیم مانند بابلیان ، هندیان و ... پیدا کرده و معلوماتی که خود از روزگاران قدیم به دست آورده بودند ، [FONT=Roya lang=AR-SA]از ترقیاتی برخوردار شده بودند . اما در زمان تاسیس حکومت ساسانی ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) بزرگترین مرکز علمی جهان ، [FONT=Roya lang=AR-SA]اسکندریه بود و از آنجا علوم یونانی به تدریج در مناطق شرقی مانند سوریه و بین النهرین و ایران نفوذ ا[FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]پیدا می کرد و مراکز علمی جدید و مهمی به وجود آورد . [FONT=Roya lang=AR-SA]گردآوری و ترجمه کتابهای یونانی و هندی به پهلوی و مهیا کردن وسایل آشنایی ایرانیان با علوم مختلف بویژه [FONT=Roya lang=AR-SA]علوم یونانی ، به اردشیر پاپکان ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) و پسرش شاپور اول ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) نسبت داده شده است .
[FONT=Roya lang=AR-SA] البته در جامعه طبقاتی ساسانی اکثریت عامه مردم از سواد و دانش محروم بوده اند و تعلیمات در دست ر[FONT=Roya lang=AR-SA]وحانیون بوده و کاملا جنبه دینی داشته است و علم آموزی تنها منحصر به طبقات ممتاز بوده است . [FONT=Roya lang=AR-SA]اوستای ساسانی منبع اصلی تمام علوم محسوب می شد . « اصول طب ایران کاملا زردشتی و مبتنی بر
ر[FONT=Roya lang=AR-SA]وایات اوستایی بوده ، لکن نفوذ طبابت یونانی از همه جای آن ظاهر است . » ( III[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA]نفوذ علوم یونانی در ایران بیشتر همراه با رواج دین مسیح در قلمرو ساسانی بود . در آغاز سلسله ساسانی تا مدتهای دراز ، شهر « رها » از مهمترین مراکز تبلیغی مسیحیت در شرق و در نتیجه مرکز علوم دینی و [FONT=Roya lang=AR-SA]علوم عقلی مسیحیان این نواحی بوده است و از آنجا در اوایل عهد ساسانی مبلغین مسیحی برای نشر دعوت خود به بلاد غربی قلمرو ساسانی روی می نهادند . یک لهجه آرامی یعنی سریانی ، تبدیل به زبان دینی و [FONT=Roya lang=AR-SA]مسیحیان این نواحی شد که از قوم سامی نژاد آرامی بودند و در نتیجه سریانی نامیده می شوند . در قرن چهارم و پنجم میلادی ایرانیان مسیحی در رها و کلیساهای بین النهرین اهمیت و شهرت زیادی یافتند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] پس از ظهور فرقه نسطوری در قرن پنجم و طرد شدن مسیحیان نسطوری از روم عده ای از پیروان این مذهب از رها به قلمرو ساسانی یعنی بین النهرین و ایران پناه بردند و مذهب نسطوری را پراکندند و در بلاد مختلف آن مدارس و کلیساهایی برپا کردند . از زمانی که مسیحیت دین رسمی امپراطوری روم شد ، [FONT=Roya lang=AR-SA]مسیحیان ایران که مجذوب دولت مقتدر همکیش خود بودند ، به دلایل سیاسی مورد تعقیب و آزار قرار می گرفتند ؛ [FONT=Roya lang=AR-SA]اما نسطوریان چون با امپراطوری روم و کلیساهای رومی دشمنی شدید داشتند ، بخاطر استفاده سیاسی مورد حمایت دولت ساسانی قرار گرفتند . در نتیجه کلیساهای ایرانی مذهب نسطوری را قبول کردند و مسیحیت ایران از مسیحیت روم جدا شد . [FONT=Roya lang=AR-SA]دانشمندان مسیحی سریانی و نسطوریان ایران در مدارس خود علاوه بر علوم دینی به علوم یونانی از منطق و [FONT=Roya lang=AR-SA]الهیات و ریاضیات و طبیعیات و نجوم و کیمیا و طب می پرداختند و کتب علمی یونانی از جمله آثار [External Link Removed for Guests] [FONT=Roya lang=AR-SA][External Link Removed for Guests] و نوافلاطونیان را به سریانی ترجمه می کردند . نسطوریان ایران نیز لهجه رسمی کلیسایی و زبان علمیشان سریانی بود و بسیاری کتب به سریانی تالیف و عده ای از کتب فلسفی و منطقی را نیز به پهلوی ترجمه نمودند . مدارس سریانی تا مدتی بعد از اسلام باقی بودند و این قوم به همراه مسیحیان ایرانی واسطه نقل و ترجمه علوم یونانی به عربی شدند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] از جمله مراکز تعلیمی مهم ایران در دوره ساسانی ، « ریو اردشیر » (بیت اردشیر ـ ریشهر) بود که یکی از نسطوریان ایرانی به نام « معنی بیت اردشیری » در آن ریاست یافت (قرن پنجم) . « وی در شیراز ولادت یافته و ترجمه هایی از سریانی به پهلوی داشته ... و تالیفات او در بلاد دوردست حتی در هندوستان شهرت و رواجی داشت . ... مانند همه نسطوریان توجه تام به فلسفه ارسطو داشت » ( I[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA] یکی از مراکز مهم علمی ایران ، « گندی شاپور » در خوزستان بود که مدرسه و بیمارستان آن در اواخر دوره ساسانی تا قرن سوم پس از اسلام مشهورترین مرکز پزشکی در دنیای آنروز بود . بانی آن بنابر مشهورشاپور اول بوده و از همان اوایل مرکزیت علمی یافت و به نقل بعضی مورخین شاپور فرمان ترجمه عده ای از کتب یونانی به پهلوی و نگاهداری آنها را در گندیشاپور داد و گویا به فرمان شاپور مرکزیت طب یونانی یافت .
[FONT=Roya lang=AR-SA] بعد از نشر مذهب نسطوری ، گندی شاپور از مهمترین مراکز تجمع دانشمندان مسیحی و محل آمیزش طب یونانی و ایرانی و هندی شد . عده ای از اطباء هندی نیز در آنجا به آموختن اصول طب هندی اشتغال داشتند و چند کتاب از آثار طبی هند به پهلوی ترجمه شده بود . در این مدرسه از تجارب ملل مختلف یعنی طب ایرانیان و هندیان و یونانیان و اسکندرانیان و سریانیان استفاده می شد ؛ چنانکه « طب ایرانی به قول قفطی از طب یونانی کاملتر شده بود . » ( I[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA]از مراکز دیگر تعلیم علوم در نواحی شرقی ایران ، شهر « مرو » بود که بخصوص درریاضیات و نجوم کار می کرده اند . [FONT=Roya lang=AR-SA]عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو اول انوشیروان ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م)آغاز می شود .
[FONT=Roya lang=AR-SA] انوشیروان به حکمت علاقه داشته و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بوده و از ترجمه پهلوی کتب یونانی استفاده می کرده است . به نقل آگاثیاس مورخ یونانی ، اورانیوس طبیب و حکیم سریانی معلم فلسفه انوشیروان بوده و انوشیروان موبدان را جمع می کرد ، تا در تکوین جهان و نظایر آن معنی بحث کنند ؛ مثلا آیا عالم نامتناهی و ابدی است ، آیا جهان را علتی یگانه است و مانند اینها .
[FONT=Roya lang=AR-SA] انوشیروان در مسائل مذهبی و فلسفی جمود و تعصب نداشته و در عهد او نسبت به سایر پادشاهان ساسانی و نیز در مقایسه با قیود و تعصب مذهبی در کشور روم ، آزادی عقیده و اغماض مذهبی بیشتری برقرار بود . [FONT=Roya lang=AR-SA]به همین دلیل وقتی که امپراطور روم یوستی نیانوس در سال ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) مدرسه آتن را بست و تحقیقات فلسفی را ممنوع کرد ، هفت تن از فیلسوفان نوافلاطونی از آنجا به نامهای : داماسکیوس ، سیمپلیکیوس ، یولامیوس ، پریسکیانوس ، هرمیاس ، دیوجانوس و ایسیدوروس ، به ایران پناه آوردند و مورد پذیرایی و حمایت انوشیروان قرار گرفتند و مدتی در ایران ماندند . انوشیروان با بعضی از این فلاسفه مباحثاتی داشته است . [FONT=Roya lang=AR-SA]یک نفر از مسیحیان ایران به نام پولوس پرسا ( Paulus Persa[FONT=Roya lang=AR-SA]) مختصری از منطق ارسطو را برای انوشیروان به زبان سریانی ترجمه کرده و عقاید مختلفی را که راجع به خدا و عالم هست ، به طریق ذیل بیان نموده است :
[FONT=Roya lang=AR-SA] « بعضی به یک خدا قائلند ، و برخی به خدایان بسیار عقیده دارند . جماعتی گویند خدا صفات متضاد دارد ، و برخی منکر آن صفات در خدا هستند . جمعی معتقدند که خدا بر همه چیز قادر است ، و گروهی انکار می کنند که بر همه چیز باشد . جماعتی گویند دنیا و مافیها را او آفریده ، و بعضی انکار می کنند که او خالق تمام چیزها باشد . برخی معتقد به حدوث و گروهی معتقد به قدم عالمند ... » ( III[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]) [FONT=Roya lang=AR-SA]در عهد انوشیروان علاوه بر افکار یونانی ، افکار هندی نیز در ایران نفوذ کرد . از جمله در این زمان کتاب مشهور « کلیله و دمنه » از زبان سانسکریت به پهلوی توسط برزویه طبیب ترجمه شد .
[FONT=Roya lang=AR-SA] انتشار افکار فلسفی جدید سبب تضعیف قدرت روحانیون زرتشتی می شد ؛ بطوریکه « در محافل دانشمندان حکمت عملی بر احکام دینی پیش گرفت . با توسعه افق و انبساط افکار جدید ، رفته رفته دامنه شک وسعت یافت . سادگی افسانه های باستانی ، که در اجزاء کیش مزدیسنی وارد بوده ، تدریجا حتی علمای دین را هم ناراحت و مشوش نمود. ناچار تاویلات استدلالی برای حکایات مزبور پیش آوردند و از راههای عقلی دراثبات آنها کوشیدند . » ( III[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]).
[FONT=Roya lang=AR-SA] بطورکلی پیشرفت ایرانیان در اوایل دوره بعد از اسلام در علوم مانند ریاضیات ، نجوم ، طب و ... و ترجمه کتب چنانکه خواهد آمد ، نشانه ترقیات ایرانیان در این علوم در دوره ساسانی است .
[FONT=Roya lang=AR-SA]تاثیر ایرانیان در ترجمه علوم به عربی
[FONT=Roya lang=AR-SA]با حمله اعراب مسلمان به ایران ، این حادثه نظامی سبب فروپاشی حکومت ساسانی شد ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]م) و ایران جزیی از امپراطوری دینی عرب گردید که به تدریج خاورمیانه ، شمال آفریقا و اسپانیا را در سلطه گرفت . تشکیل دهندگان این امپراطوری یعنی عربها هیچ بهره ای از علوم نداشتند . مسلمانان عرب اولیه به تنها چیزی که توجه داشتند ، پیروی از احکام اسلامی و احادیث و قرآن بود که عمل به آن را مایه استغنا از همه چیز می دانستند و غیر از اینها هیچ چیز را شایسته توجه و آموختن نمی دانستند و توجهی به علوم فلسفی و ریاضی و طبیعی نداشتند . به این سبب تا زمانی که حکومت در انحصار عرب بود یعنی تا پایان خلافت اموی ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) [FONT=Roya lang=AR-SA] اثری از روشنایی علم در میان مسلمین نبود . توجه اساسی به علم و نهضت علمی از زمانی آغاز شد که ایرانیان به دستگاه حکومت راه یافتند ؛ یعنی وقتی که به دست ایرانیان حکومت اموی برانداخته شد و عباسیان را به خلافت نشاندند و ایرانیان عملا اداره امور را به دست گرفتند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] ابن خلدون مورخ مشهور عرب در (مقدمه ابن خلدون) می گوید : « از امور غریب یکی این است که حاملان علم در اسلام غالبا از عجم [ ایرانی] بودند خواه در علوم شرعی و خواه در علوم عقلی و اگر در میان علماء مردی در نسبت عربی بود در زبان و جای تربیت و پرورش از عجم شمرده می شد و این از آن روی بود که در میان ملت اسلام در آغاز امر علم و صنعتی بنا به مقتضای سادگی و بداوت آن وجود نداشت واحکام شریعت و اوامر و نواهی خداوند را رجال به سینه ها نقل می کردند و مأخذ آن را از کتاب و سنت به آنچه از صاحب شرع و اصحاب او گرفته بودند می شناختند . در این هنگام تنها قوم مسلمان عرب بود که از امر تعلیم و تالیف و تدوین اطلاعی نداشت و حاجتی آنان را بدین کار بر نمی انگیخت و در تمام مدت صحابه و تابعین وضع به همین منوال بود ... پیغامبر صلی الله علیه گفت دو چیز برای شما نهاده ام که اگر بدان تمسک جویید گمراه نمی گردید و از آن دو یکی کتاب الله و دیگر سنت من است ؛ و چون مدت نقل طولانی شد احتیاج به وضع تفاسیر قرآنی و تقیید حدیث از بیم تباهی آنها محسوس گردید و به معرفت سندها و تعدیل ناقلان برای تمییز احادیث صحیح از منسوب حاجت افتاد و آنگاه استخراج احکام از کتاب و سنت شیوع یافت و با این حال زبان عرب به تباهی گرایید و وضع قوانین نحوی لازم شد و همه علوم شرعیه به استنباط و استخراج و نظر و قیاس احتیاج یافت و از اینجا به علوم دیگر حاجت افتاد و همه این علوم محتاج به تعلیم شد و در زمره فنون درآمد و ما قبلا گفته ایم که فنون نتیجه حضارت است و عرب دورترین مردم از آنند پس علوم خاص نواحی متمدن گشت و عرب از آن دورماند و متمدنین این عهد همه عجم و یا از کسانی بودند که در معنی از آن دسته شمرده می شدند یعنی موالی و اهل شهرهایی که در تمدن و صنایع و حرف پیرو عجمان بودند زیرا ایشان بر اثر رسوخ تمدن در میان آنان از هنگام دولت فرس برای این کار بهتر و صالحتر بوده اند . حمله نحو و حدیث و اصول فقه و کلام و اکثر مفسرین همه از عجم یا از کسانی بودند که تربیت و زبان عجمی داشتند ... » ( I[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]) . [FONT=Roya lang=AR-SA]ایرانیان به دلیل سوابقی که در علوم داشتند و از آثار تمدن پیشرفته ساسانی برخوردار بودند ، به نشر علوم توجه کردند و بر اثر نفوذ وزرا و رجال ایرانی که از حامیان علم بودند در نخستین خلفای عباسی و معاشرت خلفا با آنان و تاثیر گرفتن از ایشان و همگام شدن با آنان ، توجه دولت عباسی که برخی آداب و تشکیلات ساسانی را پذیرفته بود ، به ترجمه علوم از یونانی ، سریانی ، پهلوی ، هندی و ... آغاز شد . همچنین در میان ایرانیان ادیانی مانند زرتشتی ، مانوی ، مزدکی ، مسیحی و ... وجود داشت و پیروان این ادیان در اوایل عهد عباسی فرصت بحث و مجادله با مسلمانان پیدا کردند و این مجادلات شدید سبب فراهم شدن زمینه مناسبی برای توجه به علوم عقلی و فلسفه و منطق و ترجمه آن شد و این مبارزات مذهبی سبب پیدایش علم کلام در میان مسلمانان گردید و متکلمین معتزله برای دفاع از اصول اسلامی و اثبات اصول عقاید خود از منطق و فلسفه یونان استفاده می کردند و مجادلات فکری این گروه نیز که مورد حمایت برخی از خلفا بودند ، بطور متقابل زمینه مساعدی برای نشر و ترجمه علوم و فلسفه فراهم کرد . [FONT=Roya lang=AR-SA]حرکت علمی کامل و آغاز نهضت ترجمه در عهد منصور ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) دومین خلیفه عباسی شروع شد . وقتی منصور بیمار شد ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) و پزشکان درگاه از علاج او عاجز شدند ، به منصور گفتند در عهد ما کسی در میان اطبا نیست که با « جورجیس بن بختیشوع » رییس پزشکان گندی شاپور همسان باشد .
[FONT=Roya lang=AR-SA] در آن زمان هنوز گندی شاپور مشهورترین مرکز طب دنیای آنروز بود . جورجیس به بغداد فراخوانده شد و منصور را معالجه کرد و به اصرار خلیفه مدتی در بغداد ماند . جورجیس بن بختیشوع که یک ایرانی نسطوری بود ، تالیفاتی به سریانی داشت و چندین کتاب در طب از یونانی به عربی ترجمه کرد . بعد از او بتدریج عده ای از شاگردان و همکارانش به بغداد روی آوردند و به ترجمه و تالیف پرداختند . [FONT=Roya lang=AR-SA]همچنین منصور و خلفای بعد از او به علت اعتقاد به احکام نجوم عده ای از منجمان مشهور ایرانی زمان خود را مانند نوبخت اهوازی و پسرش ابوسهل ، ابراهیم بن حبیب الفزاری و پسرش محمد و ... را در دربار خود جمع کردند و اینها نیز به تالیف و ترجمه کتب نجوم به عربی پرداختند .
[FONT=Roya lang=AR-SA] در زمان منصور ، عبدالله بن المقفع (روزبه پسر دادویه) ادیب و مترجم بزرگ ایرانی به ترجمه برخی از کتب ادبی و تاریخی و منطق از پهلوی به عربی پرداخت ؛ از جمله کتاب کلیله و دمنه . بدین ترتیب بغداد به بزرگترین مرکز علمی عصر تبدیل شد و دانشمندان از نواحی دیگر به آن روی آوردند ؛ از جمله سریانیان مسیحی و حرانیان صابئی که قسمت اعظم ترجمه ها را در دوره ترجمه انجام دادند . [FONT=Roya lang=AR-SA]ترجمه ها نیز به زبان عربی ، یعنی زبان قوم عرب که از نظر نظامی غالب شده بود و زبان رسمی امپراطوری و زبان مشترک مسلمانان بود انجام گرفت و درنتیجه به زبان علمی و بین المللی جهان اسلام تبدیل شد . نهضت ترجمه در عهد هارون ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) و خاندان ایرانی برمکی (یحیی بن خالد برمکی وزیر هارون و پسرانش فضل و جعفر و...) که تقریبا تمام امور خلافت و اداره امپراطوری عباسی در دست اینان بود وسبب شکوه این عهد شده بودند و نیز به مباحثات علمی و ترجمه کتب علمی علاقه داشتند ، ادامه یافت . [FONT=Roya lang=AR-SA]در این عهد یک مرکز مهم علمی در بغداد ایجاد شد که « بیت الحکمه » خوانده می شد. بیت الحکمه مرکز تجمع مترجمان و مطالعه و تحقیق دانشمندان ، و گردآوری و ترجمه و تالیف و نگاهداری کتب علمی و انتشار علوم عقلی بود .
[FONT=Roya lang=AR-SA] اما دوره اوج ترجمه از عهد مأمون ( [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]ق) به بعد است. مأمون که از مادری ایرانی بود و میان ایرانیان پرورش یافته بود و قسمتی از زندگیش هنگام حکومت و خلافت در خراسان میان ایرانیان گذشت ، فردی دانش دوست بارآمده بود و بخصوص به فلسفه علاقه داشت . دربار او محل مناظره دانشمندان یهودی و مسیحی و صابئی و زرتشتی و زنادقه با مسلمین شده بود و گاهی خود مأمون نیز در این مجالس مناظره شرکت می کرد . مأمون معتقد به مذهب معتزله بود و آنان را که مسلمانان خردگرا بودند ، چنان حمایت و تقویت می نمود که موجب خشم اهل حدیث و فقها می گردید . در این دوره با حمایت شدید مأمون نقل و ترجمه علوم و بخصوص فلسفه و منطق که مورد توجه معتزله بود شدت گرفت . [FONT=Roya lang=AR-SA]« در حقیقت قوت و غلبه ایرانیان در دستگاه مأمون و برکنار ماندن اعراب از مدتها قبل از خلافت کوتاه امین ، روزگار مأمون را رنگی تازه داده بود . بیت الحکمه که در کار نقل و نشر علوم و معارف عقلی فعالیت داشت دنیای تازه ای غیر از دنیای قرآن و حدیث و دنیای شعر و ادب بر روی مستعدان زمانه گشوده بود : [FONT=Roya lang=AR-SA] دنیای حکمت یونان ، دنیای فلسفه های مشایی ، افلاطونی ، و فیثاغورثی . و این دنیای تازه فکرهای تازه و شکها و حیرتهای تازه با خود آورده بود » ( VII[FONT=Roya lang=AR-SA]، [FONT=Roya lang=AR-SA] [FONT=Roya lang=AR-SA]) .
[FONT=Roya lang=AR-SA] مطلب در [External Link Removed for Guests] موجود است.