کیهان و قصه بازی با فلسطین
ارسال شده: یکشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
عصر ایران ورزشی، اهورا جهانیان -انتقاد حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، از پیروزی پرگل تیم ملی ایران در برابر فلسطین، نشانه روشنی از سیاسی دیدن امور ذاتاًغیرسیاسی است.
تیم ملی ایران در مسیر راهیابی به جام جهانی 2014،نیازمند برگزاری بازی های تدارکاتی است. به برکت دولت احمدی نژاد، که دولت مورد تایید جناب شریعتمداری است، کمتر تیم به درد بخوری در جهان فوتبال حاضر است با تیم ملی کشور ما بازی کند.
این معضل پیش از جام جهانی 2006 به خوبی به چشم آمد و بعد از آن نیز کمابیش گریبانگیر فوتبال ایران بوده است.
فارغ از اینکه یکی از دلایل این امر، مواضع دولت احمدی نژاد و حامیان تندرویش در قصه فلسطین – اسرائیل بوده است، دیدار ایران و فلسطین برای بازیکنان تیم ملی ایران، نه مسابقه ای سیاسی بلکه رقابتی ورزشی بود.
کارلوس کی روش زمان کمی برای آماده سازی هر چه بیشتر تیمش در اختیار دارد. کی روش پرتغالی است و دغدغه مساله قدیمی و ظاهراً لاینحل اسرائیل – فلسطین راندارد. او در بازی با فلسطین در پی آزمودن عیار هجومی تیمش و البته تاکتیکهای هجومی مد نظر خودش بود.
بنابراین، کی روش منطقاً نمی توانست به حمایت سیاسی سی ساله ایران از فلسطین بیندیشد و فوتبال را فدای سیاست کند. برای او تیم های ملی فلسطین و مالزی فرقی با هم ندارند.
دریک دیدار دوستانه با تیمی ضعیف، قطعاً شیوه های گوناگون حمله به دروازه حریف و تحت فشار قراردادن او برای مربی تیم قوی تر اهمیت دارد. برای کیروش البته نتیجه بازی از حیث روحیه بخش بودن آن برای تیم ملی ایران، درآستانه بازی حساس ایران – بحرین، اهمیت داشت اما نکته مهمتر، ترمیم ضعف مهاجمان تیم ملی ایران بود. تمامی گل های ایران را در بازی های اخیر تیم ملی، هافبک ها و مدافعان ما به ثمر رسانده اند.
بنابراین عجیب نیست که کی روش بخواهد پای مهاجمانش در این بازی به گل باز شود. تیم ملی ایران در حال حاضر با مشکل گلزنی به طور عام و گلزنی مهاجمان به طور خاص دست به گریبان است.
اگر قرار نبود که کی روش در دیدار با فلسطین،راهکاری برای ترمیم این مشکل اساسی تیمش بیندیشد، پس چه دلیلی داشت که تیم ملی بزرگسالان ایران با فلسطین بازی کند؟ آیا بهتر نبود که تیم جوانان یا امید ایران و یا یکی از دو تیم استقلال یا پرسپولیس به مصاف فسلطین بروند؟
اتفاقاً آنچه که تیم ملی ایران در بازی با فلسطین از خود به نمایش گذاشت، مصداقی از بازی جوانمردانه بود؛ تیم ملی ما فقط آنها "فوتبال بازی کرد " و فوتبال را قربانی سیاست نخواست و نساخت.
کم فروشی در یک بازی فوتبال، با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی، نه تنها مصداقی از نقض بازی جوانمردانه در عرف جهان فوتبال است، بلکه مصداقی از تبانی نیزمحسوب می شود.
اگر دیدار ایران و فسطین در تورنمتنی مهم برگزار میشد و پیروزی ایران در این مسابقه فرضی، تاثیری در صعود ایران نداشت ولی منجر به حذف فلسطین از آن تورنمت و صعود عربستان به جای فلسطین می شد،مطابق توصیه جناب شریعتمداری، ظاهراً تیم ایران باید بازی را به فلسطین واگذار می کرد؛ چرا که ضعف فوتبال فلسطین محصول " شرایط سخت تحمیل شده ازسوی صهیونیست ها بر مردم مظلوم فلسطین و محروم بودن اجباری تیم یاد شده ازتمرینات و امکانات فراوان " است.
وقتی که ملاحظات سیاسی در یک مسابقه دوستانه چنین اهمیت می یابد، آیا در یک مسابقه رسمی در تورنمنتی مهم، چنین ملاحظاتی یکسره کنار گذاشته می شوند؟ بدیهی است که نه.
منطق مندرج در نقد حسین شریعتمداری، پیامدهایی دارد که برای هیچ فوتبال دوست راستینی قابل قبول نیست. برای گرفتار نشدن در چنبره چنین پیامدهایی، بهترین کار کوبیدن مهر ابطال بر منطقی است که آبشخور این پیامدهاست.
به نظر می رسد که مدیر مسئول کیهان، بهتر است در حوزه تخصصی خودش قلم بزند و" رسم پهلوانی " را در نوشته های سرشار از انصاف روزنامه وزین خود پاسدارد.
تیم ملی ایران در مسیر راهیابی به جام جهانی 2014،نیازمند برگزاری بازی های تدارکاتی است. به برکت دولت احمدی نژاد، که دولت مورد تایید جناب شریعتمداری است، کمتر تیم به درد بخوری در جهان فوتبال حاضر است با تیم ملی کشور ما بازی کند.
این معضل پیش از جام جهانی 2006 به خوبی به چشم آمد و بعد از آن نیز کمابیش گریبانگیر فوتبال ایران بوده است.
فارغ از اینکه یکی از دلایل این امر، مواضع دولت احمدی نژاد و حامیان تندرویش در قصه فلسطین – اسرائیل بوده است، دیدار ایران و فلسطین برای بازیکنان تیم ملی ایران، نه مسابقه ای سیاسی بلکه رقابتی ورزشی بود.
کارلوس کی روش زمان کمی برای آماده سازی هر چه بیشتر تیمش در اختیار دارد. کی روش پرتغالی است و دغدغه مساله قدیمی و ظاهراً لاینحل اسرائیل – فلسطین راندارد. او در بازی با فلسطین در پی آزمودن عیار هجومی تیمش و البته تاکتیکهای هجومی مد نظر خودش بود.
بنابراین، کی روش منطقاً نمی توانست به حمایت سیاسی سی ساله ایران از فلسطین بیندیشد و فوتبال را فدای سیاست کند. برای او تیم های ملی فلسطین و مالزی فرقی با هم ندارند.
دریک دیدار دوستانه با تیمی ضعیف، قطعاً شیوه های گوناگون حمله به دروازه حریف و تحت فشار قراردادن او برای مربی تیم قوی تر اهمیت دارد. برای کیروش البته نتیجه بازی از حیث روحیه بخش بودن آن برای تیم ملی ایران، درآستانه بازی حساس ایران – بحرین، اهمیت داشت اما نکته مهمتر، ترمیم ضعف مهاجمان تیم ملی ایران بود. تمامی گل های ایران را در بازی های اخیر تیم ملی، هافبک ها و مدافعان ما به ثمر رسانده اند.
بنابراین عجیب نیست که کی روش بخواهد پای مهاجمانش در این بازی به گل باز شود. تیم ملی ایران در حال حاضر با مشکل گلزنی به طور عام و گلزنی مهاجمان به طور خاص دست به گریبان است.
اگر قرار نبود که کی روش در دیدار با فلسطین،راهکاری برای ترمیم این مشکل اساسی تیمش بیندیشد، پس چه دلیلی داشت که تیم ملی بزرگسالان ایران با فلسطین بازی کند؟ آیا بهتر نبود که تیم جوانان یا امید ایران و یا یکی از دو تیم استقلال یا پرسپولیس به مصاف فسلطین بروند؟
اتفاقاً آنچه که تیم ملی ایران در بازی با فلسطین از خود به نمایش گذاشت، مصداقی از بازی جوانمردانه بود؛ تیم ملی ما فقط آنها "فوتبال بازی کرد " و فوتبال را قربانی سیاست نخواست و نساخت.
کم فروشی در یک بازی فوتبال، با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی، نه تنها مصداقی از نقض بازی جوانمردانه در عرف جهان فوتبال است، بلکه مصداقی از تبانی نیزمحسوب می شود.
اگر دیدار ایران و فسطین در تورنمتنی مهم برگزار میشد و پیروزی ایران در این مسابقه فرضی، تاثیری در صعود ایران نداشت ولی منجر به حذف فلسطین از آن تورنمت و صعود عربستان به جای فلسطین می شد،مطابق توصیه جناب شریعتمداری، ظاهراً تیم ایران باید بازی را به فلسطین واگذار می کرد؛ چرا که ضعف فوتبال فلسطین محصول " شرایط سخت تحمیل شده ازسوی صهیونیست ها بر مردم مظلوم فلسطین و محروم بودن اجباری تیم یاد شده ازتمرینات و امکانات فراوان " است.
وقتی که ملاحظات سیاسی در یک مسابقه دوستانه چنین اهمیت می یابد، آیا در یک مسابقه رسمی در تورنمنتی مهم، چنین ملاحظاتی یکسره کنار گذاشته می شوند؟ بدیهی است که نه.
منطق مندرج در نقد حسین شریعتمداری، پیامدهایی دارد که برای هیچ فوتبال دوست راستینی قابل قبول نیست. برای گرفتار نشدن در چنبره چنین پیامدهایی، بهترین کار کوبیدن مهر ابطال بر منطقی است که آبشخور این پیامدهاست.
به نظر می رسد که مدیر مسئول کیهان، بهتر است در حوزه تخصصی خودش قلم بزند و" رسم پهلوانی " را در نوشته های سرشار از انصاف روزنامه وزین خود پاسدارد.
نمی دونم بایدبخندم یا گریه کنم !!!!!!!
