جواب نامت...
ارسال شده: دوشنبه ۹ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۰۰ ق.ظ
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر میکشه دل ، واسه ی به تو رسیدن
واسه جواب نامت ، میدونم که خیلی دیره
بذار به حساب غربت ، نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم ، که چه رنگه روزگارت؟
خیلی دوست دارم تو مهتاب ، بشینم یه شب کنارت
سرتو با مهربونی ، بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن ، اخه دنبال بهونم
حالمو اگر بپرسی ، خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق ، اخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی ، تشنه ام ، تشنه ی بارون
چقدر از دریا ما دوریم ، بی گناهیم هر دوتامون
بدجوری بهم میریزه ، منو گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی
میدونی که دست من نیست ، بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده ، زشتارو واسم نوشته
باز که ابری شد نگاهت ، بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار ، نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه ، دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم ، تو تو چشام عشقو ببینی
یادته من و تو داشتیم ساده زندگی میکردیم
از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی میکردیم
یه دفعه یه مهمون اومد ، عقلمو یه جوری دزدید
دل تو به روش نیاورد ، از همون دقیقه فهمید
اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشمای روشنش رو خورده باشه
اما نه ....
اما نه ، گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من باخبر شد
اولش گفتم یه حسه ، یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه ، اخه اندازش زیاده
تو بازم طاقت اوردی ، مثل پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ، ماجرای من غم انگیز
بدجوری دیوونتم من ، فکر نکنی این اعترافه
همیشه نبودنه تو ، کرده این دلو کلافه
میدونم فرقی نداره ، واست عاشق بودنه من
میدونم واست یکی شد ، بودن و نبودن من
میدونم دوستم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات ، یه کسی اینو نوشته
اما روح من یه دریاست ، پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش ، خنجرای حرف مردم
اخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن...
رفتن یه راه دشوار ، واسه هرگز نرسیدن
من که اسمون نبودم ، اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو ، بخدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستارست
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارست
بیا و مثل گذشته ، جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم ، بیا و بهم کمک کن
.
.
.
هنوزم پر میکشه دل ، واسه ی به تو رسیدن
واسه جواب نامت ، میدونم که خیلی دیره
بذار به حساب غربت ، نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم ، که چه رنگه روزگارت؟
خیلی دوست دارم تو مهتاب ، بشینم یه شب کنارت
سرتو با مهربونی ، بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن ، اخه دنبال بهونم
حالمو اگر بپرسی ، خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق ، اخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی ، تشنه ام ، تشنه ی بارون
چقدر از دریا ما دوریم ، بی گناهیم هر دوتامون
بدجوری بهم میریزه ، منو گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی
میدونی که دست من نیست ، بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده ، زشتارو واسم نوشته
باز که ابری شد نگاهت ، بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار ، نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه ، دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم ، تو تو چشام عشقو ببینی
یادته من و تو داشتیم ساده زندگی میکردیم
از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی میکردیم
یه دفعه یه مهمون اومد ، عقلمو یه جوری دزدید
دل تو به روش نیاورد ، از همون دقیقه فهمید
اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشمای روشنش رو خورده باشه
اما نه ....
اما نه ، گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من باخبر شد
اولش گفتم یه حسه ، یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه ، اخه اندازش زیاده
تو بازم طاقت اوردی ، مثل پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ، ماجرای من غم انگیز
بدجوری دیوونتم من ، فکر نکنی این اعترافه
همیشه نبودنه تو ، کرده این دلو کلافه
میدونم فرقی نداره ، واست عاشق بودنه من
میدونم واست یکی شد ، بودن و نبودن من
میدونم دوستم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات ، یه کسی اینو نوشته
اما روح من یه دریاست ، پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش ، خنجرای حرف مردم
اخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن...
رفتن یه راه دشوار ، واسه هرگز نرسیدن
من که اسمون نبودم ، اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو ، بخدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستارست
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارست
بیا و مثل گذشته ، جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم ، بیا و بهم کمک کن
.
.
.