خالیبندی حاج رضا وسط عملیات...
ارسال شده: یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰, ۸:۵۷ ق.ظ
خالیبندی حاج رضا وسط عملیات...
سال 1363 در بحبوهه عملیات بدر روز دوم عملیات بود که حاج رضا دستواره قائم مقام لشگر حضرت رسول(ص) آن روز به جای
حاج عباس کریمی رفت توی خط که عملیات را هدایت کند یا هماهنگی بین گردانها یا بقیه کارها را انجام دهد که بعد از مدتی به
عقب برگشت.
حاج رضا کارهای خندهداری هم بعضاً انجام میداد روز دوم یا سوم عملیات و وسط درگیری بود که یک توی خط یک حالت رکودی
ایجاد شد نه کسی به آن صورت حرفی میزد نه کاری انجام میشد و بیشتر بیسیمها در حالت سکوت بودند.
دیدیم یکدفعه آمد پشت بیسیم نشست شروع کرد، واحد ذوالفقار تو برو این کار رو انجام بده، تدارکات تو برو این کارها رو بکن،
بهداری سریع به فلان جا آمبولانس اعزام کن، فلان گردان فلان کار رو بکنه، گردان فلان شما از این نقطه به فلان نقطه برین؛ و
خلاصه یک لشگر را آماده کار کرد. وقتی حرفهایش تمام شد و همه مشغول انجام دادن کارها بودند آخر گفت حالا حواستون باشه
سقف رو هم نگهدارید!!! یعنی چی؟ یعنی من خالی بستم این کارها را نکنید.
راوی: حاج قاسم صادقی
سال 1363 در بحبوهه عملیات بدر روز دوم عملیات بود که حاج رضا دستواره قائم مقام لشگر حضرت رسول(ص) آن روز به جای
حاج عباس کریمی رفت توی خط که عملیات را هدایت کند یا هماهنگی بین گردانها یا بقیه کارها را انجام دهد که بعد از مدتی به
عقب برگشت.
حاج رضا کارهای خندهداری هم بعضاً انجام میداد روز دوم یا سوم عملیات و وسط درگیری بود که یک توی خط یک حالت رکودی
ایجاد شد نه کسی به آن صورت حرفی میزد نه کاری انجام میشد و بیشتر بیسیمها در حالت سکوت بودند.
دیدیم یکدفعه آمد پشت بیسیم نشست شروع کرد، واحد ذوالفقار تو برو این کار رو انجام بده، تدارکات تو برو این کارها رو بکن،
بهداری سریع به فلان جا آمبولانس اعزام کن، فلان گردان فلان کار رو بکنه، گردان فلان شما از این نقطه به فلان نقطه برین؛ و
خلاصه یک لشگر را آماده کار کرد. وقتی حرفهایش تمام شد و همه مشغول انجام دادن کارها بودند آخر گفت حالا حواستون باشه
سقف رو هم نگهدارید!!! یعنی چی؟ یعنی من خالی بستم این کارها را نکنید.
راوی: حاج قاسم صادقی