صفحه 1 از 2

به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰, ۱۰:۴۹ ق.ظ
توسط hosein-sadat
  یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا  

سال 1363 و در بحبوهه عملیات بدر بود. فکر می‌کنم روز سوم یا چهارم عملیات بود که من در نزدیکی حاج عباس کریمی فرمانده لشگر حضرت رسول(ص) بودم که یک خمپاره کنار او خورد و مجروح شد. چند دقیقه‌ای

نگذشته بود که رنگ حاج عباس زرد شد سریع دنبال قایق رفتم که او را به عقب منتقل کنیم.

وقتی او را داخل قایق گذاشتیم و قایق رفت چند دقیقه‌ای نگذشته بود که یک خمپاره هم کنار من به زمین خورد و در يك لحظه احساس كردم برق من را گرفت و همان‌جا افتادم که از ناحیه پهلو، كتف، پشت و سرم مجروح شدم و اصلاً متوجه نشدم كه

مرا چطور در قايق گذاشتند. در همان حين كه داشتند مرا با قایق از جزیره مجنون به عقب انتقال مي‌دادند دیدم حاجي بخشي سوار بر یک قایق و پرچم به دست داشت از روبرو می‌آمد و طبق روال خودش که همیشه به بچه‌ها روحیه می‌داد، شعار

مي‌داد كجا مي‌رين؟

و بچه‌ها هم می‌گفتند: كربلا.

در همین حال و هوا يكي از هواپيماهاي عراقي آمد و قایق‌ها و پشت دژ را كه نيروهاي رزمنده مستقر بودند به گلوله بست. قايق ما از كنار قايق حاجي بخشي که رد شد يك گلوله توپ چنان به زير قايق حاجي که در حال حركت بود اصابت كرد اين

قايق رفت بالا و پايين آمد، قايق ما خيلي سريع رد شد و به عقبه آمد چون صبر می‌کردی مي‌زدند، ولی ديدم قايق آن‌ها طوري از روی سطح آب بلند شد كه من با خودم گفتم همه‌ آن‌هایی که داخل قایق بودند و خود حاجی بخشی شهيد شدند ولی ظاهراً

دوباره قایق روی آب نشسته بود و اتفاقی نیفتاد ولی من تا بعدتر فكر می‌كردم حاجي بخشي شهيد شده. كه بعد در اسكله عقب‌تر وقتی مي‌خواستند مرا داخل آمبولانس بگذارند در حال جابه‌جايي روي برانكارد فقط شنيدم يك نفر می‌‌گفت حاج عباس كريمي

شهيد شد.


راوی: مصطفی عبدالرضا

 (الآن مطلع شدم پیر جبهه‌ها حاجی بخشی که هم پدر دو شهید بود و هم دامادش در کربلای 5 مقابل چشمانش به شهادت رسید و خودش هم جانباز بود بالاخره به امام و شهدا پیوست.)  تصویر 

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰, ۶:۰۰ ب.ظ
توسط ya_ali
خداوند قرین رحمتش فرماید .
او را به خاطر بیاورید که قناسه اش را در دست داشت و فریاد میزد :ماشاءالله حزب الله
الحق عجب روحیه ای میداد

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰, ۶:۱۳ ب.ظ
توسط indistinct
هر کی قدر این عزیزان را نداند جایش جهنم باشد.هر وطن فروشی که رفته اون ور خاک و این شهدای اسلام را مسخره میکنه خدا لعنتش کنه.هر کی برای پیشرفت ایرانی که این شهدا ساختن تلاش نکنه خدا ازش نگذره.خدایا همشونو به بهترین جای بهشت ببر. :AA: :AA: :AA: :lol: :AA: :AA: :AA:

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰, ۹:۳۵ ب.ظ
توسط shafagh
واقعا حزن و غم دل ادم را در هم می فشارد در حالیکه روح ان ابوذر جبهه ها در عین شادی و سرور به فرزند شهیدش پیوست

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰, ۱۰:۲۶ ب.ظ
توسط Shahbaz
تصویر

...
...
«اسکات پترسون» خبرنگار ارشد نشریه کریستین ساینزمانیتور اغلب سال‌ها برای دیدن فیلم‌های جشنواره به ایران می‌آید و حتی در دوران جنگ نیز برای تهیه گزارش هم به جبهه ایران و هم به خطوط نبرد عراقی‌ها رفته است
پیترسون می‌گفت من با دیدن برخی فیلم‌های جنگی ایران که مضمون ضد جنگ دارند تعجب می‌کنم چرا‌که همه دنیا می‌دانند که صدام متجاوز بوده، آن وقت هنرمندان شما برای خوشایند ما فیلم ضد جنگ می‌سازند. او می‌گفت ما بعد از جنگ ویتنام اشتباه کردیم به جای اینکه سیاستمداران را به خاطر جنگ تجاوزکارانه ویتنام مورد هجمه قرار دهیم به سربازانمان بی‌مهری کردیم و این اشتباه بود، چرا‌که سرباز باید برای منافع کشورش بجنگد، این سیاستمدار است که اشتباه می‌کند، امروز من با این حرف‌های ضد جنگ و یا برخی فیلم‌های کشور شما در حالی که جنگتان دفاعی بوده احساس می‌کنم خود شما قدر کاری که کردید را نمی‌دانید.


پیترسون می‌گفت ما در آمریکا در یک آکادمی مشغول پژوهش روی جنگ ایران و عراق هستیم. من مسئول ترجمه فیلم‌های روایت فتح هستم. برای اینکه از مسیر واقعی کارم دور نشوم عکس سه نفر را در اتاقم زده‌ام و هر از چند گاهی به آن‌ها خیره می‌شوم‌.

او می‌گفت یکی از عکس‌ها تصویری از شهید آوینی است. برایم جالب بود یک آمریکایی آوینی را بهتر از روشنفکرهای وطنی ما می‌شناخت. او می‌گفت مستند‌های این آدم بی‌نظیر است و روح دارد.


دومین عکس متعلق به حاج‌بخشی بود. وقتی گفت حاج بخش زیاد یکه نخوردم اما وقتی اسم سه را مرگ شلمچه را برد با خودم گفتم این‌ها تا کجا پیش رفته‌اند که حتی مناطق خاص جنگ ما را که خیلی از مسئولین ما نمی‌شناسند به خوبی شناسایی کرده‌اند. پریسیدم چرا حاج بخشی و کدام عکس حاجی؟
گفت: همان عکس حاج بخشی که در سه راه مرگ مورد اصابت واقع شده. راست می‌گفت در عملیات کربلای پنج جادی بود که از میان دریاچه ماهی می‌گذشت و انتهای آن به دسه راه مرگ می‌رسید. این جاده چنان زیر آتش توپ و خمپاره و تانک بود که کمتر کسی سالم از سر جاده به ته جاده می‌رسید. صدها ماشین نظامی و آمبولانس و لودر و ... انباشته از شهید که کسی توان حمل آن ها را به عقبه نداشت کنار‌ه‌های جاده تل‌انبار شده بودند.
بعضی وقت‌ها بر اثر عبور تانک‌ها و نفر‌برها از روی پیکر شهدا جسم آن‌ها در زمین فرو رفته و جاده با پیکر شهدا سنگفرش شده بود. بوی خون و دود همه جا را گرفته بود.

در میان وحشت و انفجار صدای مارش عملیات از بوق بلندگوی حاج بخشی به گوش رسید. در میان انبوه آتش خمپاره‌ها به سمت سه راه مرگ می‌آید اما به ناگهان ماشین مورد اصابت گلوله توپ یک تانک قرار گرفت. حاج بخشی همان دقایق اول از ماشین به بیرون پرت شد اما دامادش که جانباز بود در ماشین‌گیر کرد و آتش گرفت حاجی می‌خواست با پتو آتش را خاموش کند و او را نجات دهد اما شدنی نبود. احسان رجبی از عکاسان جنگ خودش را به صحنه رساند و این لحظه را ثبت کرد. پیتر‌سون همین عکس ر‌ا در اتاقش چسبانده بود.
پیترسون می‌گفت آن چیزی که از بلند‌گوی ماشین حاج بخشی پخش می‌شد همان چیزی است که روح جنگ ایران و عراق بود نه توپ و تانگ و هواپیما،
برای همین عکس حاج بخشی را در اتاق کارم زده‌ام.



تصویر

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰, ۱۱:۴۱ ب.ظ
توسط Qaher1406
باسلام
انالالله واناالیه راجعون

ضمن عرض تسلیت دوکلیپ از ایشون میذارم اگه مایل بودین دانلودکنید
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
برای شادی روحش صلواتی مرحمت بفرماییدتصویر

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۵:۳۰ ق.ظ
توسط نجف47
بسمه تعالی

با سلام

بنده حقیر از اون بزرگوار خاطرات زیادی دارم .علی الخصوص از سالهای دوران بی بدیل دفاع مقدس. از شکلاتهای تافی مینو و عطرهای شیبر که ازش میگرفتیم....پفک و یام یام و نخودچی و کشمش و آجیل.....یادش بخیر اون اوایل یه لندرور سبز داشت که روش دو سه تا بلندگوی بوق بزرگ بود که صداش تا کیلومترها اونطرف تر میرفت! واقعا اون بنده خدا راست گفت که حاجی خدا بیامرز وقتی ندا میداد پشت بلندگوی ماشینش که : کجا میرین؟ بچه ها هم جواب میدادند: کربلا و ایشون میگفت : منم ببرین... و بچه ها بجای اینکه جواب بدن ایشالا...به شوخی فریاد میزدند : جا نداریم... و اینجا بود که چشمتون روز بد نبینه حاجی خدا بیامرز دنبال بچه ها میکرد ....خدایی دستهای خیلی سنگینی داشت ، دستهای زمخت و قوی و رنج کشیده و کشاورز. انشاءالله سر سفره ارباب بی کفنمون آقامون ابی عبدالله الحسین(ع) مهمان شود... این بنده خدا تمام زندگیشو وقف انقلاب و کشور کرد از اون باغ بزرگش توو شهریار که محصولش رو میاورد جبهه تا کمکهای نقدی و غیر نقدی و غذایی و .... که مدام از خیرین و مستطیعین مردمی جمع میکرد و جبهه میاورد. دو پسرش توو جبهه شهید شدند... دامادش توو کربلای پنج شهید شد ... برادرش هم توو همون جا بشهادت رسید و خودش هم بارها و بارها مجروح شد ولی هیچ وقت پا پس نکشید...

خلاصه الآن امیدوارم که جاش رو عزیز دیگه ای پر کنه که انشاءالله همینطور خواهد بود ...چون به فرمایش پیر فرزانه انقلاب خمینی بت شکن(ره) که فرمود:
اگر اسلحه ی سرداری از دستش بیفتد(شهید بشود) سردار دیگر سلاحش را برخواهد داشت و نخواهد گذاشت که اسلحه مبارزه با ظلم و دشمنان دین زمین بماند...

چون امروز دشمنی دشمنان با ملت مومن و انقلابی ایران در تمام عرصه ها روز به روز به اوج میرود که جایز نیست بیش از این فراموشی فرمایش آن رهبر فقید فرزانه در زمان اعلام فبولی قطعنامه 598که چقدر زیبا فرمود:
جنگ ما مرز و جغرافیا نمیشناسد و تا ظلم هست ما هستیم و تا ما هستیم مبارزه هست....

چه کنیم که دشمن بخوبی این سخن را دریافت و در تمام این مدت بیست و سه سال پس از جنگ و این سخنان با تمام ابزار و قدرت در عرصه های مختلف علیه ما جنگید ولی بسیاری از ما به خوابی عمیق و خوش راحت طلبی و عافیت اندیشی و دنیا خواهی رفتیم و از این یادگاران که عزت به ما دادند غافل شدیم.....

ولی دیگر بس است... یاران ،،، هرچه بود گر چه سخت و تلخ، ولی گذشت و امروز روز دیگریست .....دشمن آماده ی نبرد شده و خیز برداشته و صدای قدمها و نفسهایش در نزدیکی اردوی ما به طمع و خیال خام و پلید حمله و تذلل ما بیش از پیش بگوش میرسد که زهی خیال باطل....

لذا باید خیلی بیش از گذشته و بطور جدی هوشیار و آماده و مهیا شد....مصاف نزدیک است، پوتین و لباس رزم آماده کنید....

یا علی مدد.

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۸:۴۰ ق.ظ
توسط hosein-sadat
نجف47 نوشته شده:بسمه تعالی

با سلام

بنده حقیر از اون بزرگوار خاطرات زیادی دارم .علی الخصوص از سالهای دوران بی بدیل دفاع مقدس. از شکلاتهای تافی مینو و عطرهای شیبر که ازش میگرفتیم....پفک و یام یام و نخودچی و کشمش و آجیل.....یادش بخیر اون اوایل یه لندرور سبز داشت که روش دو سه تا بلندگوی بوق بزرگ بود که صداش تا کیلومترها اونطرف تر میرفت! واقعا اون بنده خدا راست گفت که حاجی خدا بیامرز وقتی ندا میداد پشت بلندگوی ماشینش که : کجا میرین؟ بچه ها هم جواب میدادند: کربلا و ایشون میگفت : منم ببرین... و بچه ها بجای اینکه جواب بدن ایشالا...به شوخی فریاد میزدند : جا نداریم... و اینجا بود که چشمتون روز بد نبینه حاجی خدا بیامرز دنبال بچه ها میکرد ....خدایی دستهای خیلی سنگینی داشت ، دستهای زمخت و قوی و رنج کشیده و کشاورز. انشاءالله سر سفره ارباب بی کفنمون آقامون ابی عبدالله الحسین(ع) مهمان شود... این بنده خدا تمام زندگیشو وقف انقلاب و کشور کرد از اون باغ بزرگش توو شهریار که محصولش رو میاورد جبهه تا کمکهای نقدی و غیر نقدی و غذایی و .... که مدام از خیرین و مستطیعین مردمی جمع میکرد و جبهه میاورد. دو پسرش توو جبهه شهید شدند... دامادش توو کربلای پنج شهید شد ... برادرش هم توو همون جا بشهادت رسید و خودش هم بارها و بارها مجروح شد ولی هیچ وقت پا پس نکشید...

خلاصه الآن امیدوارم که جاش رو عزیز دیگه ای پر کنه که انشاءالله همینطور خواهد بود ...چون به فرمایش پیر فرزانه انقلاب خمینی بت شکن(ره) که فرمود:
اگر اسلحه ی سرداری از دستش بیفتد(شهید بشود) سردار دیگر سلاحش را برخواهد داشت و نخواهد گذاشت که اسلحه مبارزه با ظلم و دشمنان دین زمین بماند...

چون امروز دشمنی دشمنان با ملت مومن و انقلابی ایران در تمام عرصه ها روز به روز به اوج میرود که جایز نیست بیش از این فراموشی فرمایش آن رهبر فقید فرزانه در زمان اعلام فبولی قطعنامه 598که چقدر زیبا فرمود:
جنگ ما مرز و جغرافیا نمیشناسد و تا ظلم هست ما هستیم و تا ما هستیم مبارزه هست....

چه کنیم که دشمن بخوبی این سخن را دریافت و در تمام این مدت بیست و سه سال پس از جنگ و این سخنان با تمام ابزار و قدرت در عرصه های مختلف علیه ما جنگید ولی بسیاری از ما به خوابی عمیق و خوش راحت طلبی و عافیت اندیشی و دنیا خواهی رفتیم و از این یادگاران که عزت به ما دادند غافل شدیم.....

ولی دیگر بس است... یاران ،،، هرچه بود گر چه سخت و تلخ، ولی گذشت و امروز روز دیگریست .....دشمن آماده ی نبرد شده و خیز برداشته و صدای قدمها و نفسهایش در نزدیکی اردوی ما به طمع و خیال خام و پلید حمله و تذلل ما بیش از پیش بگوش میرسد که زهی خیال باطل....

لذا باید خیلی بیش از گذشته و بطور جدی هوشیار و آماده و مهیا شد....مصاف نزدیک است، پوتین و لباس رزم آماده کنید....

یا علی مدد.



به نظر من حاجی بخشی یک شهید زنده بود که خدا او را برای روزهای بعد از جنگ ذخیره نمود. بنده در مصاحبه های مختلف از افراد زیادی شنیده ام که می گفتند فلان جا حاجی بخشی باید شهید می شده و نشده دو نمونه اش در این صفحه است یکی مطلب خودم و دوم مطلبی که در مورد عملیات کربلای 5 ایشان نوشته شده که چون هیچ کس نمی توانسته به راحتی از سه راهی شهادت زنده عبور کند اما حاجی بخشی جزو یکی از نفراتی بود که زنده از آن جا بیرون آمد و از نظر من نباید حال قضاوت با خود شما عزیزان...

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۲:۱۶ ب.ظ
توسط rad2000
خدا روحش را شاد کند اینم یه آرش کمانگیر دیگه بود

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۳:۴۲ ب.ظ
توسط mehdighorbani
انا لله و انا الیه راجعون
یاد حاجی بخشی -این شیر مرد اقتدا کرده به حیدر(ع)- بخیر که با اون فریاد ماشاءالله-حزب الله اش و با اون قناصه اش توی راهپیمایی ها و تجمعات دوران پس از جنگ (و از جمله دوران اصلاحات و فتنه و...) نیز همچون خاری در چشم وادادگان، غربزدگان و مرعوبان هیمنه ی ناوگان هوایی و دریایی و... آمریکا و در عین حال نور دیده ی بچه حزب اللهی ها بود.
او بدون تردید یک شخصیت وهمی و افسانه ای نظیر آرش کمانگیر و... نبود.
لیکن پرورش یافته ی مکتب شیرمرد ساز اسلام و شخصیت واقعی ای به نام حیدر(ع) بود.

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۶:۱۱ ب.ظ
توسط Morteza313
سرهنگ خلبان سزار رودریگرز ( کد ریکو) که از تکخالان امریکایی محسوب میشه، در عراق خلبان جنگنده F-15C و سر دسته گروههایی بود که سال 91 در غرب عراق برتری هوایی رو تامین می کردند

خاطره جالبی تعریف می کنه، بعد از اینکه تو یک نبرد کاملا عادی و با برتری تجهیزاتی تمام دو فروند فاکسبت عراقی رو سرنگون می کنند،اولین چیزی که به نفر دومش میگه اینه که بیا از این جهنم بزنیم به چاک ....!

این عکس حاجی بخشی رو میبینم:

تصویر


و اینکه بعد از دهها سال، با دادن هزینه هایی که روشون نمی شه قیمت گذاشت، هنوز عطش مبارزه با دشمن رو داشت ...


به این فکر می کنم که غربی ها هیچ ایده ای در مورد اینکه با چی طرفن ندارن ....!

Re: به یاد پیر جبهه ها حاجی بخشی که به شهدا پیوست

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰, ۶:۲۸ ب.ظ
توسط indistinct
به راستی توی فیلم ها وگیم هاشون نبرد های ساده و کوچیک رو خیلی بزرگ نشون میدن.
سربازای غربی به هیچ وجه نمیتونن با این شیردل ها مبارزه کنن و پیروز بشن.
مثل جنگ شیر و شغال میمونه که ایران قطعا شیره.
ایران واقعا شیره.ما شیعه ایم درسته؟حضرت علی هم به شیر معروفه.پرچمم قبلیمونم که وسطش شیر بود.
عوضش این غربی ها از شغال و کرکس نمیتونن بالاتر بیان.
خدا هرچی شهیده رحمت کنه. :AA: :AA: :AA: :AA:
خدا هرچی مبارزه مسلمانه رحمت کنه. :AA: :AA: :AA: :AA:
:razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz:
بیایید برای کار این شهدا ارزش قائل شویم.