صفحه 1 از 2
نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰, ۱۱:۲۴ ق.ظ
توسط serat&mersad
[HIGHLIGHT=#FFFF00]نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
[External Link Removed for Guests]
آیت ا... حاجآقاحسین قمی پا را فراتر گذاشت و از قتل کسروی دفاع کرد: «عمل آنان مانند نماز، از ضروریات بوده و احتیاجی به فتوا نداشته؛ زیرا هر کسی به پیغمبر(ص) و ائمه(ع) جسارت و هتاکی کند، قتلش واجب و خونش هدر است.»
جریان کسروی از حالت فرهنگی به حالت امنیتی تبدیل شده بود؛ تا جایی که احمد کسروی یک گارد، مرکب از ده نفر، تشکیل داده بود تا مخالفان فکریاش را مورد حمله فیزیکی قرار دهند. از جمله افرادی که در این دوره مورد ضرب و شتم گارد کسروی واقع شد، مدیر روزنامه آفتاب بود که مقالاتی حاوی انتقاد از کسروی منتشر کرده بود.
وقتی مواجهه اردیبهشت 1324 نواب و کسروی نتیجه نداد و نواب به زندان افتاد، موضوع لزوم از میان برداشتن کسروی مطرح شد. عده زیادی به این فکر افتادند، ولی فدائیان اسلام در این میان آمادگی و برنامه مناسبتری برای اقدام داشتند. در این بین، احمد کسروی هم خود بر تحریک مخالفانش میافزاید:
او در مراسم جشن کتابسوزان با صراحت به سوزاندن قرآن اذعان و حتی به آن افتخار کرد و گفت: چون دیدیم سرچشمه گمراهیها کتاب است، این است که داستان کتاب سوزان پیش آمدهاست. جشن کتابسوزان در یکم دیماه است و یک دسته سوزاندن مفاتیحالجنان و جامعالدعوات و مانند اینها را دستاویز گرفته و هوچیگری راه انداختهاند. قرآن هم هر زمان که دستاویز بدآموزان و گمراهکنندگان گردید، باید از هر راهی قرآن را از دست آنان گرفت. گرچه نابود گردانیدن آن باشد» (احمد کسروی دادگاه- ص13 شرکت سهامی چاپاک)
در آن زمان، براساس شکایات فراوان مردم علیه کسروی، دادگستری تهران، وی را محاکمه میکرد. یک روز که او عازم جلسه دادگاه بود، فدائیان اسلام براساس طرح قبلی دست به کار شدند. از میان داوطلبان شرکت در قتل وی سیدحسین امامی، سیدعلیمحمد امامی، مظفری، قوام، علی فدایی، الماسیان، رضا گنجبخش، صادقی، مداح، علیحسین لشکری، حسن لشکری (دو برادر ارتشی) برای شرکت در عملیات انتخاب شدند. روز بیستم اسفند 1324 کسروی و ده همراهش به کاخ دادگستری تهران وارد شدند. دو نفر از اعضای فدائیان اسلام (سیدحسین امانی و سیدعلیمحمد امامی) او را از پای درآوردند. فدائیان اسلام پس از به قتل رساندن کسروی با فریاد اللهاکبر خویش، همه را متوجه ماجرا کردند. این موضوع تأثیر زیادی در روحیه دیگران داشت، به گونهای که مطبوعات روز بعد نوشتند: «فدائیان اسلام ده روز پس از صدور اعلامیه «دین و انتقام»، کسروی را با افتخار از پای درآوردند.»
[HIGHLIGHT=#FFFF00]
احمدكسروی در مراسم جشن کتابسوزان با صراحت به سوزاندن قرآن اذعان و حتی به آن افتخار کرد!!
دولت، قاتلان کسروی را بازداشت کرد. این موضوع بازتاب زیادی در جامعه داشت. اکثر علما و مراجع با صدور بیانیه یا ارسال نامه به دربار یا فراهمکردن تجمع مردمی، خواستار آزادی زندانیان شدند. آیت ا...حاجآقاحسین قمی پا را فراتر گذاشت و از قتل کسروی دفاع کرد: «عمل آنان مانند نماز، از ضروریات بوده و احتیاجی به فتوا نداشته؛ زیرا هر کسی به پیغمبر(ص) و ائمه(ع) جسارت و هتاکی کند، قتلش واجب و خونش هدر است.»
چند روز بعد، دادگاه تجدیدنظر نظامی تحت فشار علما و افکار عمومی، حکم به برائت فدائیان اسلام داد و سیدحسین امامی و سیدعلیمحمد امامی را آزاد کرد. رهایی فدائیان اسلام اولین پیروزی مهم جمعیت تازهتأسیس فدائیان اسلام به شمار میرود.
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰, ۱۱:۴۰ ق.ظ
توسط Present
چرا از این با غیرتها الان نداریم ؟ مردم غیرتشون کجا رفته ؟ الان کاریکاتور رسول خدا رو می کشند و به تمسخر می گیرند و آب از آب تکون نمی خوره الان قرآن رو تو آمریکا می سوزنند و باز هم ...

مسلمانها ! شیعیون ! غیرتمون کجا ر فته ؟ انگار غیرتمون با تغییر نسلها از بین رفته و فقط نام شیعه و مسلمانی رو یدک می کشیم .... و تاسف
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰, ۵:۰۰ ب.ظ
توسط panda64
دوستان بهتره بیشتر مطالعه کنند!!! تا بدانند کسروی جدا از بعضی تعصبات بی موردش چه خدمتی به فرهنگ این کشور کرده همچنان که ما قومگرا ستیزان به مطالعات این مرد دانا تکیه میکنیم
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰, ۵:۴۱ ب.ظ
توسط serat&mersad
panda64 نوشته شده:دوستان بهتره بیشتر مطالعه کنند!!! تا بدانند کسروی جدا از بعضی تعصبات بی موردش چه خدمتی به فرهنگ این کشور کرده همچنان که ما قومگرا ستیزان به مطالعات این مرد دانا تکیه میکنیم
آدمایی پیدامیشن که سالهاعبادت میکنن،اماشیطان گولشون میزنه وجهنمی میشن!
اصلا"چراراه دوربریم مگه همین شیطان یکی ازجنیان مقرب خدانبود،غرورباعث طردش شد.
کسروی ازشیطان که بهترنبوده(ازلحاظ مقرب بودن)
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰, ۶:۵۶ ب.ظ
توسط conarmis
با عرض ادب خدمت کلیه سروران مسلما توهین به مقدسات و پیامبران به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و بسیار کار نکوهش شده ایی است اما این دوست من Present برادرم مگر نخوندی نواب صفوی منتظر فتوا هم نبود خودش اقدام کرد شما عوض گفتن بی غیرتها و......... چرا اقدام نمیکنی ؟ مایه اش یک ویزای توریستی و بلیط ............. عوض اینهمه داد سخن خوب یه کاری بکن چرا پا جلو نمیگذاری ؟ اگر هزار بهانه برای نرفتن و نکشتن داری خوب مثل دیگران فریاد هم نزن اگر میزنی هم خوب عمل کن هر چند جواب انسانهایی مثل شما اینست که تو بیا منهم میام نه آقا جون مثل شما زیاد دیدیم تا جنگ شد تدارکات بودن تا خبری شد ......... تا ........ عزیز من برایتان ارزوی سلامتی و موفقیت میکنم امیدوارم روزی در اخبار بخوانم که سلمان رشدی و کاریکاتوریست و ............. کشته شدند وشخصی به نام present مسئولیتش را به عهده گرفته یا حق موفق باشید
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰, ۷:۰۶ ب.ظ
توسط Sami 1993
گفتاری از مقام معظم رهبری درباره شهید نواب به گزارش
[External Link Removed for Guests]، پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان، در آستانهی بیست و هفتم دیماه سالروز شهادت شهید سیدمجتبی نواب صفوی، بیانات رهبرمعظم انقلاب را كه در گفتگویی درباره شخصیت این شهید بزرگوار در سال 63 ایراد شده است، بازنشر میكند.
چنانچه حضرتعالى مستحضريد اولين مبارزهى مرحوم نواب صفوى پيش از آنكه جنبهى سياسى، نظامى داشته باشد جنبهى فرهنگى داشت، به اين معنى كه ايشان اولين مبارزه را با افكار كسروى شروع كرد، حالا از نظر حضرتعالى تأثير اين حركت در جامعهى آن روز مخصوصاً در ميان روشنفكران و علماء چگونه بود؟ پاسخ: البته كارى كه ايشان در مقابل كسروى انجام دادند يك كار فرهنگى فقط نبود، اتفاقاً كار سياسى، نظامى، فرهنگى بود. نظامى بود براى اينكه خب كسروى را مضروب كرد و بعد هم يكى از ياران ايشان كسروى را كشت يعنى دو مرتبه از طرف نواب، كسروى مورد حركت باصطلاح نظامى قرار گرفت. يكبار به وسيلهى خود ايشان كه با كارد حمله كرد، يكبار هم به وسيلهى مرحوم امامى، سيد حسين امامى، كه با اسلحه زد و كسروى را عملاً نابود كرد. كار سياسى هم بود، همانطور كه قبلاً هم گفتم، اصلاً ماهيت حركت ضد دينى كه كسروى هم يك تئوريسينها و طراحانش بود يك ماهيت سياسى بود، هيچكس نمىتواند بگويد كسروى يك عنصر غير سياسى بوده، مگر كسى مىتواند چنين چيزى را بگويد؟ خود كسروى يك عنصرى بود كه اصلاً حركتش از آغاز، در مشروطيت و بعد از مشروطيت، تا آن روزى كه كشته شد يك حركت سياسى بود و يكى از چهرههاى سياسى ايران بود. پس مبارزهى با كسروى فقط مبارزهى با افكار ضد مذهبى او نيست، زيرا كه همان افكار ضد مذهبى هم يك حركت سياسى بود و يك ريشه و منشأ سياسى داشت. بنابراين كار مرحوم نواب به اعتقاد من كار مذهبى فقط نبود، كار مذهبى، سياسى بود و به همين شكل هم منعكس شد. البته در اينكه تأثيرش در روشنفكرهاى آن روز چگونه بود من مىخواهم بگويم آن زمان كه خب من نبودم، يعنى در صحنه نبودم و سن آن زمان هم اجازه نمىدهد كه از نزديك آن زمان را درك كرده باشم، آن طور كه من بعدها فهميدم دستگاه هم تبليغات زيادى كرده بود. روشنفكرهاى آن روز هم با دين و مسائل دينى و هر جلوهى دينى به شدت بد بودند، آن زمان هنوز تفكر قرن نوزدهمى اروپا كه معمولاً ما يك پنجاه سالى، صد سالى، شصت سالى بعد از اروپا هميشه روشنفكرهاى ما حركت مىكردند، آن روز هنوز در كشور ما در اواسط قرن بيستم، تفكر قرن نوزدهمى اروپا رايج بود، تفكر ضد دينى، دين را مسخره دانستن، هر چيز دينى را بدون هيچ دليلى محكوم كردن رايج بود. در دوران بعد از رفتن پهلوى حتى در كشور ما ادامه داشت، لذا هر چيزى كه رنگ و بوى دين داشت، از نظر روشنفكرهاى آن روز بدون هيچ استدلالى مطرود بود و نواب كسى بود كه حركتش صددرصد نشان داده مىشد كه صبغه و انگيزهى دينى دارد. لذا بود كه آنها قاعدتاً آن را نمىپسنديدند. در نوشتهجاتى هم كه آن وقت روز، بعضى از روزنامهها و همچنین محافل روشنفكرى آن روز برخوردى كه با اين قضيه كردند نشان داد كه هيچ قبول ندارند مرحوم نواب را، تا مدتها كار را به جايى رسانده بودند و وضع تبليغات عليه نواب را جورى حاد كرده بودند حتى گروههاى سياسى غيرمذهبى، كه افراد مؤمن هم خيلى دوست نمىداشتند كه منتسب بشوند به جريان نواب، براى خاطر اينكه گفته مىشد آنها تروريستند و تروريسم غير از يك حركت سياسى سازمان يافته است و يك حالت پرهيز، پرهيز طبيعى را به زيان نواب و جريان فدائيان اسلام در خيلىها بوجود آورده بودند تا سالها بعد. لذاست كه من تصورم اين است كه كار مرحوم نواب از نظر روشنفكرهاى آن روز كار مطلوب و خوبى به حساب نيامد و تفسير خوبى رويش گذاشته نشد.
دستنوشتهای از رهبر انقلاب كه در تجلیل از این شهید بزرگوار نگاشته شده است بفرماييد تأثير مبارزهى فدائيان اسلام بخصوص در فاصلهى سالهاى ۱۳۲۴،۲۵ تا سال ۱۳۳۴ كه در روز ۲۷ دى همراه با يارانش مرحوم نواب به شهادت مىرسد، در جريانهاى سياسى داخلى و نيز در فعل و انفعالات سياسى استكبار جهانى چگونه بود؟ پاسخ: يكى از چيزهايى كه در تاريخ معاصر ما متأسفانه به كلى به دست فراموشى سپرده شده همين است كه تأثير جريان نواب و حضور نواب را در روى كار آمدن حكومت ملى دكتر مصدق نديده گرفته. اين را بدانيد كه اگر مرحوم نواب بود و تلاشهاى آنها نبود و ارعابى كه آنها در محيط جو هيأت حاكمه بوجود آورده بودند يعنى دستگاه سلطنت، نبود ممكن نبود كه به آن شكل بتوانند حكومت را بدهند به مصدق، دكتر مصدق در اوايل كارش به طور آشكار متكى بود به گروه فدائيان اسلام و مرحوم كاشانى اين را آشكارا هم مىكرد البته آنها طرفدار مصدق به عنوان مصدق نبودند طرفدار آن چيزى بودند كه تركيب مصدق كاشانى آن را ارائه مىداد يعنى يك حكومت ضد استبدادى و ضد سلطنتى دينى، اين بود ديگر، تركيب كاشانى و مصدق اينجورى بود، البته اين ضدها باز هم مصداق داشت، ضد سلطنتى، ضد استبدادى، ضد انگليسى، اين خصوصيت آن چيزى بود كه از مجموعهى مصدق و كاشانى بوجود مىآمد و منعكس مىشد در خارج. مرحوم كاشانى كه خب مظهر اين حركت محسوب مىشد يعنى مظهر مردمى و دينى اين حركت محسوب مىشد و الا مصدق را كه عامهى مردم نمىشناختند، به فدائيان و شخص نواب خيلى التفاط داشت مرحوم كاشانى، بعد از جريان ترور رزمآرا روزنامهها يك عكسى را منتشر كردند كه مرحوم كاشانى دستش را گذاشته روى سر مرحوم طهماسبى كه قاتل رزمآرا بود و با همان لحن مخصوص خودش مثلاً مىگويد بى سوات، نمىدانم، يك چيزى، يك جملهاى محبت آميزى، كلمهى بى سوات را مرحوم آيتالله كاشانى زياد تكرار مىكرد در مقام شوخى و مزاح با افرادى كه با آنها مخاطبش بودند، نشنيديد اين را؟ ... بى سوات ... بله بى سوات با«ت»، اين نشان دهندهى آن حالت طيبت مرحوم آقاى كاشانى بود يعنى نشان مىداد كه اين جوانى كه حالا دست هم روى سرش گذاشته و با محبت دارد بهش حرف مىزند و شوخى هم مىكند بهش مىگويد بى سوات، اين مورد توجهش است پس بنابراين از زدن رزم آرا مرحوم كاشانى استقبال مىكند، اين هم كه قاتل رزمآرا است. يك چنين حمايتهاى صريح و علنى را آدم آنوقت مشاهده مىكرد معلوم بود كه فدائيان اسلام زير بال مرحوم آيتالله كاشانى قرار دارند و او از آنها كاملاً حمايت مىكند و اينها هم بى دريغ به نفع حكومت مصدق و به نفع همان جهت گيرىاى كه مجموعهى مصدق و كاشانى گفتم بوجود مىآورد تلاش مىكردند و حركت مىكردند و در حقيقت جريان نهضت ملى نوك تيز مسلحش فدائيان اسلام بودند تا وقتيكه بين اينها و مصدق اختلاف افتاد، كه آن اختلافات تاريخچهى مفصلى دارد و بعد ديگر به كلى بين اينها دشمنى و نقار برقرار شد ، تا اينكه حتى منتهى شد به زدن فاطمى كه فاطمى را كه جزو ياران نزديك دكتر مصدق بود، فدائيان اسلامى زدند ترور كردند، به قصد كشتن البته، كه خب منتهى او جان به در برد تا بعد دستگاه رژيم سلطنت او را كشتند ...
اين بيانى كه كردم همان بود، در حقيقت بيان مصداقى از همين فعل و انفعالات بود. يعنى شما ببينيد از سال ۲۹ تا ۳۲ يعنى از سال ملى شدن صنعت نفت تا سقوط دكتر مصدق، اين سه سالى كه بر كشور ما سه سال و خردهاى كه گذشت مىدانيد يكى از آن دورههاى فوقالعاده حساس كشور ماست. از لحاظ ارتباط با سياستهاى خارجى، اين دوران دورانى است كه سلطهى قديمى انگليسى يك ضربت محكم بهش مىخورد و خاطرات حكومت ملى، حكومت مردم و حضور مردم كه ساليان درازى بود به كلى از ذهنها شسته و زدوده شده بود باز در ذهنها زنده مىشود، مردم ما مردم حضور در كوچه و بازارند ديگر، در مشروطيت و در همهى قضايا مردم هميشه توى صحنهها حضور داشتند، آمدند، رفتند، اقدام كردند، خواستند، عمل كردند، يك چيز عجيبى است اصلاً تاريخچهى حضور مردم ما در صحنه، جزو تاريخچههاى استثنايى است. روى اين هم كسى كار نكرده، اگر مقايسه كنيد مردم ما را با ملتهاى ديگر از لحاظ تعيين كنندگى مواقف حساس، خواهيد ديد كه ملت ما از آن ملتهاى جالبند از اين جهت، خب در دوران رضاخانى به كل، اصلاً خشكيده بود اين روح، تمام شده بود ديگر اصلاً مردم هيچ كارهى محض شده بودند به خاطر آن استبداد، بعد از دوران رضاخان هم مسئلهاى نبود كه مردم را به ميدان آزمايش بكشاند و در صحنهها حاضر كند. دوران مصدق يعنى دوران حكومت مصدق و از ۲۹ تا ۳۲، به اين تعبير، جزو دورانهايى بود كه از اين جهت خيلى حساس بود، ضربهى به حكومت انگليس، باز يافتن احساسات مردمى بوسيلهى خود مردم، و يك نگاه تند به سلطه گران و به خارجيانى كه در كار ايران دخالت مىكنند، بعد تهديد كردن مقام سلطنتى كه مردم از آن آنقدر نفرت داشتند اينها يك حوادث عجيبى است ديگر، يعنى جزو مقاطع كم نظير تاريخ ماست، در اين مقطع نقش فدائيان اسلام نقش به طور كامل مؤثرى بود يعنى در روى كار آوردن آن دولت در حمايت مرحوم كاشانى، پس طبعاً در قضيهى خلع يد از انگليسها، در قضيهى نفت و در بقيهى مسائل. پس مىبينيد كه اين دوران ده سالهى عمر سياسى و مبارزاتى مرحوم نواب يكى از مهمترين نشانهها و آثارش حضور فعال و تأثير فراوان در برههى سه چهار سالهى بين ۲۹ تا ۳۲ است كه از برهههاى تاريخى كشور هم هست.
يك سؤالى الان به ذهن من خطور كرد خواستم آن را هم از حضرتعالى سؤال بكنم. سؤالم اين بود كه ايشان انديشهاش و شخصيتش در حركت اخوانالمسلمين و ساختار فكرى اخوانالمسلمين تا چه ميزان بود، با توجه به سفرهايى كه به منطقه كردند؟ ايشان تحت تأثير اخوانالمسلمين بود يعنى حسن البناء روى ايشان اثر گذاشته بود و ايشان به نوبهى خودش روى ديگران اثر گذاشته بود. يكى از رهبران معروف سازمان آزاديبخش فلسطين به من گفتش كه من در مصر، در آن سفرى كه نواب صفوى مصر آمده بود، مشغول درس خواندن بودم رشتهى مهندسى داشتم درس مىخواندم و داشتم درس مىخواندم كه مهندس بشوم و مشغول كارهايم بشوم، اين آمد گفتش كه تو دارى درس مىخوانى اينجا؟ برو فلسطين بجنگ، گفت من يكهو منقلب شدم به يك عدهاى از جوانها در مصر سخنرانيهايى ايشان كرده بود ديگر و گفته بود برو به جنگ، اينجا آمدى مشغول درس خواندنى؟ و همان شخص بلند شد آمد در فلسطين و خب اين آمدنها بود كه اصلاً مسئلهى فلسطين را جور ديگرى كرد. خيلى مرد قوىاى بود مرحوم نواب، من شنيدم يك وقتى رفته بود اردن گوش ملك حسين را گرفته بود گفته بود پسر عموجان اين انگليسها خيلى خطرناكند، آخر سيد است، ملك حسين يعنى سيد است، آره گفته بود انگليسها خيلى خطرناكند پسرعموجان، آدم اينجورىاى بود گوش ملك حسين را مىگرفت فشار مىداد.
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰, ۱۱:۳۰ ق.ظ
توسط shafagh
فتوای امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه ) در مورد سلمان رشدی مرتد که به اسلام و پیامبر اسلام با نوشتن و انتشار کتاب ایات شیطانی علنا توهین نمود جرات دشمنان را در توهین به اسلام گرفت و همه ی دشمنان فهمیدند که در صورت تکرار این عمل بویژه بطور رسمی و رسانه ای باید همانند سلمان رشدی پلید از ترس اعدام تمام مدت عمر ننگین خود را در محاصره ماموران حفاظتی گذارانده و در غیر این صورت بطور حتم و بر طبق حکم قاطع و غیر قابل تبدیل اسلام توسط مسلمانان اعدام خواهد شد. این حکم هنوز بهمان قوت اولیه خود باقی است و چانچه نویسنده کتاب اهریمنی ایات شیطانی از حیطه ماموران حفاظتی غرب بیرون امده و در جامعه ظاهر شود هر مسلمانی که توانایی داشته باشد بنا بر امر خداوند متعال موظف به اجرای حکم است و حتی من نمی دانم در کجا خواندم که امام خمینی فرمودند (البته کلمه به کلمه امر امام در خاطرم نیست و لی مضمون ان همین است ) : اگر ان ملعون (سلمان رشدی ) روزی از زاهدان و عابدان روزگار هم شود حکم اسلام در باره او تغییر نخواهد کرد. حکم قاطعی که امام خمینی در باره سلمان رشدی مرتد صادر کردند چنین است :
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب «آیات شطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاَ آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته
روح الله الموسوی الخمینی
و واقعا اگر امام این حکم را (که البته نص صریح اسلام است ) صادر نکرده بودند خدا میداند دشمنان پلید بعد از سلمان رشدی علیه اسلام و مقدسات اسلام چه چیزهای موحشی که منتشر نمی کردند اگر چند اقدام محدود هم در یک گوشه از دنیا توسط چند فرد عصبی و دیوانه انجام گرفت توام با ترس و احتیاط بود و مسئولان دولتی هلند هم بلافاصله اعلان کردند که این اقدام شخصی یک روزنامه نگار بوده و جنبه رسمی نداشته است و البته تکرار هم نشد اما اگر واقعیت را بخواهیم بدانیم توهین به مقدسات اسلام از ناحیه هر فردی که صورت بگیرد و بنا بر امر خداوند تبارک و تعالی حکم او مرگ است اما کار سلمان رشدی جنبه ای بسیار فراتر از ان فرد روزنامه نگار داشت کار او یک اقدام و توهین رسمی و جهانی بر علیه اساس و مقدسات اسلام بود و می توانست حیثیت اسلام را در دنیا و انظار عمومی جهان خدشه دار کند و حکم امام اقدام ان شیطان پلید را خنثی کرده و شان و اقتدار اسلام در برخورد مهلک با توهین کنندگان به اسلام را به تمام دنیا تفهیم کرد حتی من بخاطر دارم در زمان فتنه لیبرال ها که به خیابان امده بودند و احکام قضایی اسلام را ظالمانه می خواندند امام خمینی ضمن انکه با حالت خشم و اندوه سران ان ها را نصیحت می کرد در یک جا فرمود : " بدانید که اگر خمینی هم بر خلاف اسلام حرف بزند ( در مقابل اسلام بایستد ) مردم می ریزند و او را می کشند " امام با این حرف نه تنها امر و حکم بلا استثنا ی خداوند تبارک و تعالی را بیان فرمود بلکه نتیجه به خشم امدن مردم را در توهین به اسلام اظهار کردند و ایشان در گفتارهای دیگری دولت ها و نظام های استکباری غرب را خطاب قرار داده و گفتند : " اگر شما در مقابل دین ما بایستید ما در مقابل تمام دنیای شما خواهیم ایستاد " که یک بعد ان می تواند ابراز توهین به مقدسات اسلام باشد
خلاصه انکه حمله توهین امیز به اساس و مقدسات اسلام بنا بر امر خداوند قهار حکم مرگ دارد اما بعد از حکم اما م دشمنان جرات نکردند اقدامی مشابه اقدام خبیثانه و اهریمنی سلمان رشدی بعمل اورده و خودشان را در برابر خشم و عقوبت مسلمانان قرار دهند زیرا یک مسلمان بنا بر حلم و گذشتی که در مقابل نادانی و جهالت بعض افراد دارند در موقع مقتضی در راه اسلام و دفاع از مقدسات اسلام هر اقدامی که لازم باشد بعمل خواهند اورد و لقاء خدا را بر این زندگی چند روزه ی دنیا ترجیح خواهند داد
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰, ۴:۲۹ ب.ظ
توسط panda64
دوستان بهتره سری به مطالعات کسروی در زمینه های تاریخ مشروطه و تاریخ آذربایجان بزنند تا ببینند که این مرد بزرگ چه خدمتی به ایران کرده
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰, ۸:۰۹ ب.ظ
توسط mortaza-iri
اندر خدمات اقای کسروی همین بس که حتی دین ستیزی دولت پهلوی رو هم کافی نمیدونست!
و اینکه شهید نواب فتوای اعدام کسروی رو داشته و بدونید قبل از اینکه اون مرتد رو به سزای اعمال ننگینش برسونه مدتها باهاش بحث کرده بوده و این اقای کسروی بالاخره نواب رو تهدید به قتل میکنه!! و یکم بعد که اسلام ستیزی اون اقا بیشتر میشه دیگه فتوای اعدامش گرفته میشه و اون فرد رو اعدام میکنن(که اگر نکرده بودن خدا میدونه الان یه بهایئت جدید توی ایران به وجود اومده بود یا نه؟)
و در نهایت اینکه ما باید غیرت داشته باشیم اما دیگه الان حکومت اسلامی وجود داره و هیچکس حق نداره از قوانین حکومت اسلامی سرپیچی کنه!(پس غیرت و کار دینی در محدوده قانون و اگر قانون خوب نبود به روش قانونی اصلاحش میکنیم!!)
یاحق...
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰, ۱۲:۰۱ ق.ظ
توسط Present
, شما برای من کارت پایان خدمت و ویزا جور کن از این فکرهای انتحاری زیاد تو سرم دارم و روش های مختلف برای این کارها
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰, ۳:۳۴ ب.ظ
توسط جهانبانی
mortaza-iri نوشته شده:اندر خدمات اقای کسروی همین بس که حتی دین ستیزی دولت پهلوی رو هم کافی نمیدونست!
و اینکه شهید نواب فتوای اعدام کسروی رو داشته و بدونید قبل از اینکه اون مرتد رو به سزای اعمال ننگینش برسونه مدتها باهاش بحث کرده بوده و این اقای کسروی بالاخره نواب رو تهدید به قتل میکنه!! و یکم بعد که اسلام ستیزی اون اقا بیشتر میشه دیگه فتوای اعدامش گرفته میشه و اون فرد رو اعدام میکنن(که اگر نکرده بودن خدا میدونه الان یه بهایئت جدید توی ایران به وجود اومده بود یا نه؟)
و در نهایت اینکه ما باید غیرت داشته باشیم اما دیگه الان حکومت اسلامی وجود داره و هیچکس حق نداره از قوانین حکومت اسلامی سرپیچی کنه!(پس غیرت و کار دینی در محدوده قانون و اگر قانون خوب نبود به روش قانونی اصلاحش میکنیم!!)
یاحق...
این کاری که نواب کرده اسمش جنایت , ترور , قتل , آدمکشی هستش کسروی دانش آموخته حوزه علمیه بود و نگارنده ی ده ها کتاب ! مطمئن باشید هر چقدر هم بیسواد و جاهل بوده باشد هزاران برابر امثال نواب میدانسته این شخص محترم (نواب) غیر از فعالیتهایی از قبیل ترور کسروی هیچ کار مفید دیگری انجام نداده
Re: نوابصفوی و اعدام انقلابی کسروی!
ارسال شده: جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰, ۴:۵۶ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
اعدام انقلابی همون ترور هست دیگه ؟