نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
ارسال شده: شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۵۷ ق.ظ

نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
زخمی ام – زخمی سراپا میشناسیدم ؟
با شما طی کرده ام راه درازی را
خسته هستم خسته ، آیا میشناسیدم؟
راه ششصد سالهای از دفتر حافظ
تا غزلهای شماها ، میشناسیدم؟
این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده است
من همان خورشیدم اما، میشناسیدم؟
پای رهوارش شکسته ، سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا ، میشناسیدم؟
میشناسد چشمهایم چهرهتان را
همچنانی که شماها میشناسیدم
اینچنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا ، میشناسیدم!
من همان دريايتان ای رهروان عشق!
رودهای رو به دریا! میشناسیدم
اصل من بودم ، بهانه بود و فرعی بود
عشق « قیس » و حُسن « لیلا » میشناسیدم؟
در کف « فرهاد » تیشه من نهادم ، من!
من بریدم ، بیستون را میشناسیدم؟
مسخ کرده چهرهام را گرچه این ایام
با همین ديوار ، حتی میشناسیدم
من همانم ، مهربان سالهای دور
رفتهام از یادتان؟ یا میشناسیدم؟
[HIGHLIGHT=#00b050]استاد حسین منزوی
[HIGHLIGHT=#000000]مردمانت را ببخش
[HIGHLIGHT=#000000] من هم از همان مردمان هستم ببخش

برای خودم متاسفم که چرا تا بودی نشناختمت و وقتی رفتی تنها و آرام رفتی
این بیت خیلی درد داره خیلی
شهریار را مردمانش شهریار کردند، منزوی را مردمانش منزوی