«دلم گرفته برایت»
ارسال شده: شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۱, ۵:۵۳ ب.ظ
چقدر سلیس و ساده میگفت: «دلم گرفته برایت». به راستی که «دلم گرفته برایت، زبان ساده عشق است». پس با او هستیم و دلگرفتگی هایش.
حسین منزوی
دلم گرفته برایت سینه میزندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه هایت
تو را ز جرگه انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت
تو، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دستهای عقدهگشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
«دلم گرفته برایت» زبان ساده عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
همیشه بیپروا سخن میگفت، ساده و سلیس و گاهی سخنانش به تلخی میگرایید. شاید همین تلخی و بیپروایی او را منزوی ساخت. میگفتند: «چو دستت نمیرسد به عمران، دریاب حسین منزوی را!» افسوس که در این روزگار جفاپیشه نه [External Link Removed for Guests] را دریافتند و نه رفیق شفیقش حسین منزوی را، و هنوز هم غرض ورزیهای مغرضان پس از هفت سال خاموشی ابدیش دامنگیر اوست.
حسین منزوی
دلم گرفته برایت سینه میزندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه هایت
تو را ز جرگه انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت
تو، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دستهای عقدهگشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
«دلم گرفته برایت» زبان ساده عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
همیشه بیپروا سخن میگفت، ساده و سلیس و گاهی سخنانش به تلخی میگرایید. شاید همین تلخی و بیپروایی او را منزوی ساخت. میگفتند: «چو دستت نمیرسد به عمران، دریاب حسین منزوی را!» افسوس که در این روزگار جفاپیشه نه [External Link Removed for Guests] را دریافتند و نه رفیق شفیقش حسین منزوی را، و هنوز هم غرض ورزیهای مغرضان پس از هفت سال خاموشی ابدیش دامنگیر اوست.