صفحه 1 از 1
انـدر حـکایـت هفـت خـان ازدواج
ارسال شده: دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۴۲ ب.ظ
توسط airplane
میخواهد ازدواج کند، باید به یک حداقلهایی در زمینههای مختلف شخصیتی رسیده باشد. ازدواج بچه بازی نیست و اگر به اندازه کافی در این زمینهها به بلوغ نرسیده باشیم، حتما یک جای کارمان میلنگد. رسیدن به این بلوغهای شش گانه همان درست بزرگ شدن است. با توجه به شرایط اجتماعی و خانوادگی، پسرهای ایرانی معمولا تا 28،27 سالگی به این بلوغهای شش گانه نمیرسند، پس خانمها باید حواسشان به سن و سال همسر آینده شان هم باشد.
• جنسی :
آمار بالای طلاق به دلیل مشکلات جنسی، میزان اهمیت این بلوغ را نشان میدهد اما هرطور شده باید رودربایستی را با خودتان بگذارید کنار و رک و رو راست نیازهای جسمیتان را بشناسید. سلیقههای خودتان را پیدا کنید و موقع انتخاب همسر حواستان به این چیزها هم باشد. قبل از ازدواج باید تکلیفتان را با نیازهای روحی و جسمیتان مشخص کرده باشید. سواد و کفایت مدیریت روابط جنسی از قبل ازدواج شروع میشود.
• شخصیتی :
بلوغ شخصیتی ابعاد مختلفی دارد. قبل از ازدواج حتما باید یک سری اختلالات شخصیتی را در خودتان و طرف مقابل بررسی کنید. اختلالاتی مثل خود کمبینی، تاییدطلبی، کمال گرایی، شکاکیت (پارانویا)، توجه طلبی، مهرطلبی، بیماری دوقطبی، اعتیادها و وسواس. افرادی که به این اختلالات مبتلا هستند تا وقتی که درمان نشدهاند، به درد ازدواج نمیخورند.
• عاطفی :
بعضیها با اینکه ازدواج هم کردهاند، هنوز درست نمیدانند که از چه تیپ و شخصیتی خوششان میآید. اینها هنوز به بلوغ عاطفی نرسیدهاند و با احساسات و عواطف خودشان آشنا نیستند. باید سهم رابطههای قبلیتان را در دوست داشتن فعلی مشخص کنید و همینطور اینکه تا چه میزان هنوز تحت تاثیر آنها هستید. متوجه باشید که چقدر آگاهانه دوست دارید و چقدر نا آگاهانه. باید این واقعیت را قبول کنیم که بعد از ازدواج هم ممکن است از کسی خوشمان بیاید اما اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشیم میتوانیم از این مساله بگذریم و تمام زندگیمان را خراب نکنیم.
• اجتماعی :
سوال "شما مشغول چه کاری هستید؟"، یکی از اولین سوالهایی است که در هر مراسم خواستگاری تکرار میشود. شغل و موقعیت اجتماعی هر کس، تقریبا میزان بلوغ اجتماعی او را مشخص میکند؛ مثلا خانمها باید بدانند که خواستگار حول و حوش آینده کاری خودش را در کجا میبیند و چقدر میتواند با شرایط تطابق پیدا کند. قطعا کسی که هنوز سربازی نرفته و مرتب شغل عوض کرده، هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده. البته شغل عوض کردن اگر همراه با پیشرفت باشد، مطمئنا خوب است. مثلا اگر پسری اول جایی شاگرد بوده و بعد رفته یک جای دیگر صاحب کار شده و ترقی کرده، موقعیتش فرق میکند. پسرها هم باید برنامه همسر آیندهشان را بپرسند. باید ببینند که زن زندگیشان چقدر بلوغ اجتماعی دارد.
• مالی :
کسی که هنوز حساب دخل و خرجش را ندارد، نمیتواند همسر قابل اعتمادی هم باشد. قبل از ازدواج باید توقعات و خواستههای مالی طرفین معلوم باشد. یکی به فکر زندگی در کاخ نباشد و دیگری به یک زندگی متوسط قانع. برآوردی از هزینههایتان داشته باشید، راجع به چیزهایی که برایشان پول خرج میکنید با هم حرف بزنید. ممکن است طرف مقابلتان اهل خرید مجله و کتاب باشد و شما این خریدها را پول هدر دادن بدانید. در مورد سطح رفاه زندگی آیندهتان هم باید به تفاهم برسید تا بعدا سر برنامههای بلند مدت زندگی به مشکل برنخورید.
• معنوی :
سوالهای کلی موقع خواستگاری و ملاقاتهای اولیه همیشه میتواند دردسرساز باشد. در خصوص مسائل اعتقادی و دینی هم این ابهامات بیشتر میشود. مثلا یک نفر دینداری را فقط در اعتقاد به خدا میداند و همین قدر برایش کفایت میکند. دیگری اما برایش مهم است که همسرش به تمام احکام دین مومن و معتقد باشد. در یک کلام باید جنس دین داریتان با هم یکی باشد و هر دو قرائت مشابهی از دین داشته باشید. افرادی که شدیدا تحت تاثیر نوسانات فلسفی و عرفانی هستند برای ازدواج مناسب نیستند. چون هر آن ممکن است همسرتان برای پیدا کردن خودش سر به کوه و بیابان بگذارد! به طور کلی فردی به بلوغ معنوی رسیده که تا حدی جایگاه خود را در هستی پیدا کرده باشد و درگیر مسائل فلسفی پیچیده نباشد.
های ممنوع به درد نمیخورند! اگر نشانههای زیر را در رفتار طرف مقابلتان دیدید، به ازدواج با او فکر نکنید چون بعدا دچار مشکل میشوید.
• بینی :
آدمهای خود کم بین و تایید طلب به درد زندگی نمیخورند، دائم نیاز به تایید و توجه دیگران دارند و شما هم باید مدام در حال تعریف و تمجید باشید. این افراد معمولا زود رنجند و اعتماد به نفس ندارند.
• گرایی :
اما کمال طلبها با کمال گرایی افراطیشان میخواهند در هر زمینهای بهترین باشند و همین مساله نهایتا به بیعملی منجر میشود. چون این افراد فقط سراغ کاری میروند که مطمئن باشند در آن موفقند.
• :
زود خودشان را لو میدهند. همیشه در زندگیشان به دنبال راضی کردن همه هستند و همین کار آزارشان میدهد. هر تغییر برای این افراد یک تهدید است و مدام باید بهشان سرویس عاطفی بدهید.
• (شکاکیت) :
شکاکها با لحن بازجویانه با شما صحبت میکنند و همیشه در حال چک کردنتان هستند. شکاکها به صورت پیش فرض شما را مجرم میدانند، منتها مجرمی که هنوز جرمش ثابت نشده.
• طلبی :
توجه طلبها معمولا دخترند و در آن واحد چند ارتباط دارند. اینها در دوران کودکی از طرف پدر و مادر توجه نداشتند و برای همین از شما توجه زیادی میخواهند.
• :
خود شیفتهها از یک چیزی در وجود خودشان خیلی راضی هستند؛ مثلا اگر صدای خوبی داشته باشند، آنقدر صدای خودشان در ذهنشان بلند است که صدای بقیه را اصلا نمیشنوند.
• :
غیر از اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد اینترنتی و هیجانی هم دو موردی است که باید حواستان بهشان باشد.
• قطبی :
تغییرات شدید خلقی دارند. مثلا یک دوره دو هفتهای خیلی پرحرف، ولخرج و اهل برنامهریزیهای دور و دراز هستند و در دو هفته بعدی ناگهان افسرده و منزوی میشوند.
• :
اختلال وسواس یک زمینه شخصیتی است که فرد در آن بیش از حد دقیق است. زندگی با وسواسیها بعد از چند وقت خیلی سخت میشود.
Re: انـدر حـکایـت هفـت خـان ازدواج
ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۱۱:۰۹ ق.ظ
توسط رونین
حضرت محمد(ص) می فرمایند:
۱-بهترین ازدواجها آنست که آسان باشد.
۲-وقتی خداوند خواستگاری زنی را به دل کسی انداخته باشد مانعی نیست که او را بنگرد.
۳-بوسیله زناشوئی روزی بجوئید.
۴-ازدواج کنید تا عده شما بسیار شود زیرا من در روز رستاخیز به فزونی شما بر امتهای دیگر افتخار میکنم.
۵-زن بگیرید و طلاق مدهید زیرا عرش از وقوع طلاق می لرزد.
6- نشان میمنت زن اینست که خواستگاریش آسان و مهرش سبک باشد.
منبع: کتاب شریف نهج الفصاحه
پیامبراکرم (ص): بهترین زنان امت من، آنان هستند که سفید روترند و مهریة آنها اندک تر است.
وسائل الشیعه،ج15،ص10
پیامبراکرم (ص): یکی از نشانههای برکت زن، سبک بودن هزینه زندگی اوست و از نشانههای بد قدمی زن آن است که هزینه زندگی او سنگین باشد.
وسائل الشیعه،ج15،ص11
پیامبراکرم (ص): زن بد قدم زنی است که مهرش سنگین باشد.
وسائل الشیعه،ج15،ص10
امام علی(ع): مهریههای زنان را گران و سنگین نکنید که موجب عدوات و دشمنی میشود..
سایت عشقولانه
Re: انـدر حـکایـت هفـت خـان ازدواج
ارسال شده: چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۱, ۳:۱۸ ب.ظ
توسط hany
درباره ازدواج دست به دلم نزار که خونه .مساله من درباره خود مراسم ازدواج و نحوه اجرای اون توی ایرانه .متاسفانه شکل ازدواج ها به گونهای هست که دل اون دوتا جون خون میشه تا به هم برسن.و شیرینی زندگی مشترک رو به کامشون تلخ میکنند
1-نیازمندی ها برای داماد شدن:
-تحصیلات عالیه
-پول (در حد زیاد)
-خوشتیپی
-شغلی عالی با حقوق عالی ( ترجیها شرکت نفتی)
-زلفانی کمند
-جنتلمنی درحد عالی
-زبان در حد نیاز
-خانه (.......)
-ماشین(ترجیها مدل 2012)
2-مراحل:
-خواستگاری
-بله برون
-عقد
-حنا بندان
-عروسی
-پا تختی
3-مشکلات پیشرو برای داماد:
-جلب نظر و اعتماد خانواده عروس
-راضی نگه داشتن مادر پدر عمه خاله عمو دایی از انتخاب که کردید
-رفع مشکلات مالی شدید(جور کردن کلی پول)
-تایین زمان عقد و عروسی و راض کردن
-اجرای مراسم جشن عروسی به نحوی که همه راضی باشند
-پیدا کردن محلی برای شروع زندگی (اعم از داماد سر خونه یا کرایه نشینی)
مبارزه و جنگ با بدهی ها تا چند سال بعد از عروسی
اگه موردی جا مونده دوستان اضافه کنند....خانمها هم مشکلاتشون رو بگن
Re: انـدر حـکایـت هفـت خـان ازدواج
ارسال شده: جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱, ۱:۴۸ ب.ظ
توسط رونین
چرا ازدواج هاي امروزي ناپايدارند ؟
از جمله عواملي که سلامت خانواده را تهديد مي کنند ،عبارتند از :
1 ـ عدم شناخت به اصول زندگي مشترک :
توانايي در دانايي است. براي ازدواج و زندگي مشترک موفق ، کسب دانايي هايي لازم است و مانند هر امر ديگري بايد مهارت هاي مربوط به آن را کسب کرد و در فرآيند زندگي مشترک به کار برد. در برخي از خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به يکديگر ، عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه هاي ازدواج ، بي انصافي ها ، پيش داوري ها ، فريبکاري ها ، عدم احساس مسووليت و بي توجهي به اصول اخلاقي ، بنياد خانواده متزلزل مي شود.
مهمترين عاملي که موجب آسيب پذيري خانواده مي شود ، عدم شناخت و انحراف از هدف هاي ازدواج است. زن و شوهري که هدف هاي ازدواج و تشکيل خانواده را نشناخته يا فراموش کرده اند ، در کدام مسير حرکت مي کنند ؟ کدام روش و وسيله را براي نيل به کدام هدف انتخاب مي کنند ؟ هنگامي که راجع به خانواده صحبت مي شود ، معمولاً زن و شوهر ها به گونه اي برخورد مي کنند که گويا همه چيز را درباره خانواده مي دانند. هر کس به خود اجازه مي دهد راجع به خانواده اظهار نظر کند و چون هر کس در خانواده رشد کرده ،تصور مي کند دانش و آگاهي لازم را دارد. در حالي که اين طور نيست و براي انجام هر کاري و ايفاي هر نقشي به آموزش ، کاراموزي و مهارت آموزي نياز است.
2 : سست شدن باورهاي مذهبي :
شايد مهمترين عاملي که بنياد خانواده را تهديد مي کند ، سست شدن باورهاي مذهبي و اصول اخلاقي و فقدان معنويت باشد. هر گاه زن و شوهر در روابط خود ، خدا را فراموش کنند و در حضور و غياب يکديگر به گونه اي برخورد کنند که خدا غايب است ، با دست خود کانون خانواده را به سوي تزلزل و نابودي سوق داده اند.
يکي از رسم هاي پسنديده هنگام عقد ازدواج ، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر مي رسد اين رسم به معني آن است که زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و به آنچه قرآن گفته عمل مي کنند و قرآن را در زندگي و پيوند مشترک خود حاکم قرار مي دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال ، رفتار و گفتارشان مي دانند. حال چنانچه اين وضعيت تغيير کنتد و اين اعتقادات و باورها سست شود و از بين برود ، سلامت و تعادل خانواده به خطر مي افتد.
زماني که ارزش ها ، نگرش ها و باورهاي حاکم بر روابط زن و شوهر بر اساس لذت طلبي ، مصلحت گرايي ، مادي گرايي و سود طلبي استوار باشد ، بي شک روابط انساني از معنويت تهي مي شود. اين نوع روابط بسيار سست و شکننده خواهد بود و به محض بروز موقعيتي خاص مانند بي پولي ، تنگدستي ، بيماري ، کهولت و افزايش سن و نظاير آن ازدرون متلاشي مي گردد و با هر بهانه اي از هم مي گسلد.
3 ـ عدم صداقت و فريبکاري : جوهر روابط سالم ميان زن و شوهر ، صداقت است. صداقت ، اعتماد را بنياد مي نهد. زن يا شوهري که با همسر خود صادق نيست و با دادن وعده و وعيدها مي خواهد زندگي کند ، با شوهري که از واقعيت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخيلات زندگي مي کنند ، آيا مي توان گفت که زندگي زناشويي موفقي خواهندداشت ؟ گاهي اوقات پنهان کردن حقايق و فريب دادن موجب مي شود ارکان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسيب ببيند.
4 ـ عدم توجه به نيازهاي همسر
زوج هاي موفق کساني هستند که در صدد ارضاي نيازهاي همسر خود مي باشند. بنابراين هر زن يا شوهري وظيفه دارد نيازهاي جسمي و روحي همسرش را بشناسد و در مقام ارضاي آنها برآيد. ارضاي نيازها به طريق درست و مطلوب ، به رشد همه جانبه و ايجاد امنيت رواني زوجين منجر مي شود و در نتيجه سلامت خانواده تامين مي گردد. براي مثال هر انساني نياز به امنيت ، محبت ، توجه و احترام دارد. لذا هر گاه اين گونه نيازها از طرف همسر تامين نشود ، فرد احساس ناامني رواني مي کند و بهداشت رواني خانواده مختل مي شود.
5ـ ابهام وافراط در انتظارها :
به طور معمول مشخص کردن انتظارها در روابط ، باعث معين شدن وظايف و حدود روابط افراد مي شود. در خانواده هايي که انتظارهاي متقابل زن و شوهر مشخص نشده ، روابط آسيب پذير است و زوجين دقيقاً نمي دانند نسبت به يکديگر چه وظايفي بر عهده دارند. تفاوت و تعارض در انتظارات موجب مي شود فضايي نامساعد و کينه توازانه به وجود آيد. گاهي اوقات داشتن توقعات بيش از حد از همسر ، مثل اين که انتظار داشته باشيم او همچون فرشته باشد يا آيد ، سلامت خانواده را در معرض تهديد قرار مي دهد.
6ـ دخالت ديگران :
اکثر پژوهش هاي انجام شده در ايران درباره طلاق ،اين حقيقت را منعکس کرده که دخالت ديگران مانند اقوام و آشنايان ، والدين زن يا شوهر موجب شعله ور شدن اختلافات زن و شوهر مي گردد و در نهايت به جدايي منجر مي شود. زن يا شوهر به ويژه در اوايل زندگي مشترک ، توسط ديگران به طور ناشيانه راهنمايي يا در برخي موارد تحريک مي شوند. گاهي اوقات مادر شوهر يا پدر شوهر و مادر زن يا پدر زن علي رغم علاقه ، در زندگي مشترک فرزندان شان مزاحمت و آسيب هايي را به وجود مي آورند.
7 ـ مسائل اقتصادي و مالي :
انسان ها نيازهاي مادي دارند که بايد در حد متعادل ارضا شود ، اما مسائل مادي نبايد همه امور را تحت الشعاع قرار دهد. زندگي زناشويي نشيب و فراز دارد و زن و شوهر بايد با رعايت صرفه جويي ، قناعت و عدم و اداره کنند. گاهي اوقات مسائل اقتصادي زندگي مشترک خود را تنظيم و اداره کنند. گاهي اوقات مسائل مالي و اقتصادي بهانه هستند و زماني که از زن يا شوهر سوال مي شود که چرا با يکديگر سازش نداريد ، به اين گونه مسائل اشاره مي نمايند و در نهايت عدم توافق و تفاهم را عامل اصلي طلاق و جدايي معرفي مي کنند. بديهي است که اين عامل عدم توافق نمي تواند ما را به سوي شناخت عواملي که سلامت خانواده راتهديد مي کنند ، هدايت کند.
8 ـ موانع فرهنگي و طبقاتي :
گاه فرهنگ زن يا مرد به لحاظ عدم تناسب يا تضاد ، سلامت خانواده را تهديد مي کند. براي مثال ناهماهنگي فرهنگي و طبقاتي زن و شوهر ( مانند فرهنگ شهري در مقابل فرهنگ روستايي ) گاهي باعث تهديد بنياد خاناده مي شود. متاسفانه بعضي افراد به تعهدات اخلاقي و ارزش هاي حاکم مقيد نيستند و اين مساله موجب مي شود زن و شوهر در ظاهر زير يک سقف با يکديگر زندگي کنند ، اما روح آنها از همديگر فاصله داشته باشد. در اين وضعيت زن يا شوهر با منم منم گفتن و تفاخر به اصل و نسب خود ، سعي مي کند همسر خود را سرزنش و تحقير کند. بديهي است در چنين خانواده اي احساس حقارت هر يک از زوجين موجب مي شود فضاي رواني و عاطفي نا مساعدي به وجود آيد و زوجين از يکديگر متنفر شوند.
9 ـ هوسراني و ازدواج مجدد :
عامل ديگري که سبب آسيب زايي خانواده مي شود ، تنوع طلبي يا هوسراني است که فرد به فرمان احساسات خود ، با فرد ديگري غير از همسر خود ارتباط برقرار مي کند و رابطه خود با همسر قبلي را سست مي نمايد. در اين شرايط عواملي از قبيل زيبايي يا ثروت طرف مقابل موجب گرايش به روابطي خارج از چهار چوب خانواده يا برقراري روابط پنهاني مي شود. اين وضعيت موجب مي شود روابط زن و شوهر مخدوش گردد ، بنياد خانواده سست شود و سرنوشت فرزندان به خطر افتد.
10 ـ سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات :
مهمترين آسيب پذيري خانواده ، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است. بنابراين هر يک از زن و شوهر به سهم خود مسووليت دارند که از به وجود آمدن سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات پيشگيري کنند.
سایت علی حجت الله
Re: انـدر حـکایـت هفـت خـان ازدواج
ارسال شده: جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱, ۶:۳۹ ب.ظ
توسط mojtabba
دوستان الان اگه کسی بخواد داماد بشه باید خودش رو برای 10 سال بدهی دادن آماده کنه
همه ی اینها ، این رسم ها الکی بزرگ شده در زمان پدرو مادرامون خیلی هم خوب بودند اما حالا
مگه پدر مادر هامون چی داشتند که لالن دارند به این خوشبختی زندگی می کنند
البته در این میان نباید نقش رسانه رو هم دست کم گرفت
پیشنهاد می کنم کلیپ زیر رو ببینید
[External Link Removed for Guests]
Re: انـدر حـکایـت هفـت خـان ازدواج
ارسال شده: شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱, ۲:۰۳ ق.ظ
توسط hany
متاسفانه جشن ازدواج رو به تجمل گرایی رفته ...جالب اینه که وقتی میری خواستگاری همه خانواده ها حرف از اینکه باید ازدواج رو اسان و کم خرج گرفت میزنند ولی وقت عمل که میرسه همه ی حرفا عوض میشه...کلا اینکه اگه میخوای داماد بشی یک گزینه بیشتر نداری
من نمیدونم ایا توی بقیه کشور ها هم همین مشکل وجود داره...