صفحه 1 از 5
اشنایی با فرهنگ ضرب المثلی
ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۸:۳۷ ب.ظ
توسط ganjineh
يكي مي برد ؛يكي مي دوزد:
كسي حرف مي زنه وهمراهش تصديق مي كنه !
يكي از در خورد يكي از ديوار:
از هر دو طرف اسيب ديدن !
سگ در خونه ش شيره :
هركس در خانه خود زورمند است!
سير چيده است وردپاي دزد هم برجاي مانده :
اين مثل سوادكوهي است ؛وهدف :
اثار جرم برجاي بودن !
شمشيرش به ابر نمي رسه :
قادر است !
ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۵۷ ب.ظ
توسط agheleh
داشته آيد به كار گرچه بود زهر مار :
كنايه بر حفظ موجود اگر چه جالب نباشد و هر آن چه به نظر ناچيز بود. قدر نعمت دانستن و بهرهبرداري سالم و صحيح از نعمتها نمودن. گفتهاند در بيابان كفش كهنه نعمت خداست.
هر چه پيش نظر خوار آيد نگهدار شايد روزي به كار آيد
با اين ريش ميروي تجريش :
كنايه بر نامتناسب بودن وسايل و امكانها با كار و كيفيت و كميت آن بدون زحمت و تحمل رنج به كار و يا مقصود و مقصدي نگريستن است.
ساعتش نم دارد :
به طنز و كنايه گويند، زماني كه يكي سر ساعت و قرار حاضر نشود. كسي كه ساعتش درست كار نميكند و يا خود مقيد و وقتشناس نميباشد.
ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۵۸ ب.ظ
توسط Mahdi1944
HRG جان، ممنون از شما
لطفا ادامه بديد، با درخواست شما مبني بر اجازهي ارسال هم 5 ضربالمثل در يك پست هم موافقم

ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۱:۴۸ ب.ظ
توسط Karim1504
بنازم این زبان شیرین فارسی را
پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !
این ضرب المثل هم معنی این ضرب المثل است.گربه دستش به گوشت نمی رسید میگه پیف پیف
---------------------------------
پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان !
معنیش رو خودشه
---------------------------------
اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟!
معنیش رو خودشه
---------------------------------
اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات !
معنیش رو خودشه
---------------------------------
اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم !
معنیش رو خودشه

ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۱:۵۵ ب.ظ
توسط Karim1504
فصل « آ »
آب از دستش نميچكه !
آب از سر چشمه گله !
آب از آب تكان نميخوره !
آب از سرش گذشته !
آب پاكي روي دستش ريخت !
آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !
آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !
آب زير پوستش افتاده !
آب كه يه جا بمونه، ميگنده .
آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري !
آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني !
آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه !
آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !
آبي از او گرم نميشه !
آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !
آخر شاه منشي، كاه كشي است !
آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه !
آدم بد حساب، دوبار ميده !
آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !
آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !
آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !
آدم زنده، زندگي ميخواد !
آدم گدا، اينهمه ادا ؟!
آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه !
آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !
آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !
آرزو بر جوانان عيب نيست !
آستين نو پلو بخور !
آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !
آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !
آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !
آش نخورده و دهن سوخته !
آفتابه خرج لحيمه !
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !
آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه !
آمدم ثواب كنم، كباب شدم !
آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !
آنانكه غني ترند، محتاج ترند !
آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .
آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!
آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !
آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !
آنقدر مار خورده تا افعي شده !
آن ممه را لولو برد !
آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟
آواز دهل شنيده از دور خوشه !
فصل « الف »
اجاره نشين خوش نشينه !
ارزان خري، انبان خري !
از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم !
از اونجا مونده، از اينجا رونده !
از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره !
از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه !
از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد !
از اين ستون بآن ستون فرجه !
از بي كفني زنده ايم !
از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند !
از تو حركت، از خدا بركت .
از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !
از خر افتاده، خرما پيدا كرده !
از خرس موئي، غنيمته !
از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!
از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده !
از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !
از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو !
از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه !
از شما عباسي، از ما رقاصي !
از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند ))
از كيسه خليفه مي بخشه !
از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند !
از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد !
از ماست كه بر ماست !
از مال پس است و از جان عاصي !
از مردي تا نامردي يك قدم است !
از من بدر، به جوال كاه !
از نخورده بگير، بده به خورده !
از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن !
از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
از هول هليم افتاد توي ديگ !
از يك گل بهار نميشه !
از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه !
اسباب خونه به صاحبخونه ميره !
اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند !
اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور !
اسب دونده جو خود را زياد ميكنه !
اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده !
اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !
استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!
اصل كار برو روست، كچلي زير موست !
اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد !
اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن !
اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره !
اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي !
اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد !
اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد !
اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم !
اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز !
اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد !
اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود !
اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله !
اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست !
اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند !
اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت !
اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي !
اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه !
اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد .
اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره !
اگه لر ببازار نره بازار ميگنده !
اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) و بشكن !
اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه !
اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه !
اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم !
اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد !
اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده !
اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير !
امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري !
امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي !
انگور خوب، نصيب شغال ميشه !
اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم !
اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !
اول بچش، بعد بگو بي نمكه !
اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !
اول بقالي و ماست ترش فروشي !
اول پياله و بد مستي !
اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !
اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك !
اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست !
اينجا كاشون نيست كه كپه با فعله باشه !
اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه !
اين قافله تا به حشر لنگه !
اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات !
اينو كه زائيدي بزرگ كن !
اين هفت صنار غير از اون چارده شي است !
اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟!
اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !
ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۱:۵۵ ب.ظ
توسط Karim1504
حرف ب
با آل علي هر كه در افتاد ، ور افتاد .
با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديكت !
با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟
با پا راه بري كفش پاره ميشه، با سر كلاه !
با خوردن سيرشدي با ليسيدن نميشي !
باد آورده را باد ميبرد !
با دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
بادنجان بم آفت ندارد !
بارون آمد، تركها بهم رفت !
بار كج به منزل نميرسد !
با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هيچكدام با هرهيچكدام هر دو !
بازي اشكنك داره ، سر شكستنك داره !
بازي بازي، با ريش بابا هم بازي !
با سيلي صورت خودشو سرخ نگهميداره !
با كدخدا بساز، ده را بچاپ !
با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه !
بالابالاها جاش نيست، پائين پائين ها راش نيست !
بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم !
با مردم زمانه سلامي و والسلام .
تا گفته اي غلام توام، ميفروشنت !
با نردبان به آسمون نميشه رفت !
با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين ؟
بايد گذاشت در كوزه آبش را خورد !
با يكدست دو هندوانه نميشود برداشت !
با يك گل بهار نميشه !
با يك گل بهار نميشه !
با يك گل بهار نميشه !
به اشتهاي مردم نميشود نان خورد !
به بهلول گفتند ريش تو بهتره يا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رريش من و گرنه دم سگ !
بجاي شمع كافوري چراغ نفت ميسوزد !
بچه سر پيري زنگوله پاي تابوته !
بچه سر راهي برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !
بخور و بخواب كار منه، خدا نگهدار منه !
بد بخت اگر مسجد آدينه بسازد --- يا طاق فرود آيد، يا قبله كج آيد !
به درويشه گفتند بساطتو جمع كن ، دستشو گذاشت در دهنش !
بدعاي گربه كوره بارون نمياد !
بدهكار رو كه رو بدي طلبكار ميشه !
برادران جنگ كنند، ابلهان باوركنند !
برادر پشت ، برادر زاده هم پشت
خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بكش!
برادري بجا، بزغاله يكي هفت صنار !
براي كسي بمير كه برات تب كنه !
براي همه مادره، براي ما زن بابا !
براي يك بي نماز، در مسجد و نمي بندند !
براي يه دستمال قيصريه رو آتيش ميزنه !
بر عكس نهند نام زنگي كافور !
به روباهه گفتند شاهدت كيه ؟ گفت: دمبم !
بزبون خوش مار از سوراخ در مياد !
بزك نمير بهار مياد --- كنبزه با خيار مياد !
بز گر از سر چشمه آب ميخوره !
به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چيزم مثل همه كسه ؟!
به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه را گم كرده !
بعد از هفت كره، ادعاي بكارت !
بقاطر گفتند بابات كيه ؟ گفت : آقادائيم اسبه !
به كيشي آمدند به فيشي رفتند !
به گربه گفتند گهت درمونه، خاك پاشيد روش !
به كچله گفتند : چرا زلف نميزاري ؟ گفت : من از اين قرتي گيريها خوشم نمياد !
به كك بنده كه رقاص خداست !
بگو نبين، چشممو هم ميگذارم، بگو نشنو در گوشمو ميگيرم، اما اگر بگي نفهمم، نميتونم !
بگير و ببند بده دست پهلوون !
بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سسكه، يكيش بلبل !
بمالت نناز كه بيك شب بنده، به حسنت نناز كه بيك تب بنده !
بماه ميگه تو در نيا من در ميام !
بمرغشان كيش نميشه گفت !
بمرگ ميگيره تا به تب راضي بشه !
بوجار لنجونه از هر طرف باد بياد، بادش ميده !
بهر كجا كه روي آسمان همين رنگه !
به يكي گفتند : سركه هفت ساله داري ؟ گفت : دارم و نميدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر ميدادم هفت ساله نميشد !
به يكي گفتند : بابات از گرسنگي مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !
بمير و بدم !
به گاو و گوسفند كسي كاري نداره !
بيله ديگ، بيله چغندر !
ارسال شده: جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵, ۱۱:۵۶ ب.ظ
توسط Karim1504
آرشیو کل ضرب المثل ها از الف تا ی
اگه خواستید برارم

ارسال شده: شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۳ ق.ظ
توسط ganjineh
چترباز شماره 1, ممنون از این ارسالهایت اما ای کاش در یک ارسال مجزا لیست را می فرستادی ...
چون این تاپیک رو من برای این کار شما ایجاد نکردم بلکه همانطور که شما در اولین ارسالت در این تاپیک انجام دادی معرفی به همراه مفهوم است

ارسال شده: شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۶ ق.ظ
توسط ganjineh
سر بي صاحب مي تراشه :
بدون موافقت طرف كار انجام ميده !
سبيلش اويزان شده :
نتيجه از كاري نگرفتن !
سبلش را چرب كردن :
طرف را خريدن !
سر گنده اش زير لحاف است :
اصل كار مانده وتو بي خبري !
سر طناب خودش بند نيست :
سر از پا نمي شناسد!
ارسال شده: شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط ganjineh
سر گاو توي خمير گير كرده :
كار مشكل شده !
ستاره ؛كوره است :
به درد نمي خورد و بي منظور بودن !
سر به بيابان گذاشتن :
فرار از دست ديگران !
سر به جهنم زده :
زياني كه بيش از اندازه است !
سركوفت زدن :
شماتت كسي كردن !
ارسال شده: شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط Karim1504
HRG, جان
باشه از این دفعه 5 ضرب المثل عالی با معنی میزارم

ارسال شده: شنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۹ ق.ظ
توسط ganjineh
سر كسي شيره ماليدن :
باشيرين زباني كسي را فريب دادن !
سر سفره پدر نان خوردن :
نجيب وانسان !
سر زبون داره :
توانا در سخن سرايي !
سر دماغ بودن :
شنگول بودن !
سگ را گشوده و سنگ را بسته اند:
نمي شود كاري كرد !