خطوط هوايي ارزانقيمت
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۵, ۱۰:۰۵ ب.ظ
مسئولان راه و ترابري كشور اذعان دارند كه حمل و نقل هوايي تنها 5/2 تا 3 درصد حمل و نقل مسافر در كشور را پوشش ميدهد كه اين آمار خود موجب تاسف است.
صنعت حمل و نقل هوايي از طرق گوناگون به عنوان يك عامل فعال اقتصادي عمل ميكند و علاوه بر فوايد كيفي و كمي متعدد، باعث شكوفايي اقتصادي ميگردد. برخي از اين خصوصيات عبارتند از:
ـ فرودگاه سرمايهگذاريهاي اقتصادي و صنعتي را تا برد زيادي جذب ميكنند.
ـ امداد رساني سريع در مواقع بلاياي طبيعي و ساير امور غير منتظره و جزو خدمات منحصر به فرد هوايي است.
ـ جنبه استراتژيك (آمريكاييها نيمي از نيروهاي خود را با حملونقل هوايي غير نظامي به عراق گسيل داشتند).
ـ استحكام پيوندهاي اجتماعي و فرهنگي بين جوامع و كشورها بدليل نزديك كردن فاصلهها.
ـ افزايش بازده اقتصادي در زمينه جابجايي كالا، افراد و تجهيزات در كوتاهترين زمان.
ـ توليد صنايع جديد بر پايه خصوصيات صنعت هوايي مانند صادرات جهاني گل.
ـ صنعت حملونقل هوايي قلب جهانگردي ـ بزرگترين صنعت جهان ـ است. جهانگردي در سال 1999 تقريبا 192 ميليون شغل ايجاد كرده كه حدودا يك دوزدهم مشاغل در كل جهان ميباشد.
ـ كاهش خواب سرمايه براي شركتهايي كه مواد اوليه با ارزش را بايد از مسيرهاي دوردست تهيه نموده و يا كالاهاي خود را بايد در سطح جغرافيايي وسيعي توزيع نمايند.
ويژگيهاي اقتصادي حملونقل هوايي
حملونقل هوايي ضمن توليد ثروتهاي كلان متعدد، نقش مهمي در فعاليتهاي اقتصادي جهان بازي ميكند. برخي آمار جهاني اين بخش كه توسط ايكائو ارائه شده از اين قرار است:
ـ بيش از دو ميليارد مسافر در سال 2005 توسط خطوط هوايي جابجا شدند.
ـ در سال 1998 درآمد كل حاصله از حملونقل هوايي در جهان بالغ بر 1360 ميليارد دلار بوده است.
ـ حدود 40 درصد صادرات جهان از نظر ارزش مالي توسط خطوط هوايي صورت ميگيرد.
شركتهاي هواپيمايي دنيا با بيش از 17000 هواپيما در بيش از 10000 فرودگاه پرواز ميكنند.
ـ نرخ رشد سالانه حملونقل هوايي به طور متوسط دو برابر نرخ رشد توليد ناخالص ملي است (در سطح ملي و بين المللي).
دستور پرسنل (كليه پرسنل) سوخت مصرفي و تأمين ناوگان بترتيب بيشترين سهم در هزينهها را دارند و 60 درصد كل هزينه شركتها را تشكيل ميدهد.
آمريكا از پيشتازان هوانوردي است و بزرگترين بازار حملونقل هوايي را دارد و منشا عمده تحولات تجاري در اين صنعت ميباشد. قبل از سال 1978 در آمريكا كميته هوانوردي اين كشور عملا كليه تصميم گيريهاي صنعت هوايي را بر عهده داشت. ولي بعدها، در نتيجه تغيير سياست و شرايط حاكم بر صنعت هوايي، خطوط هوايي جديدي شكل گرفتند كه Low Cost Carrier و يا Low Fairs Carrier (خطوط هوايي ارزان قيمت) ناميده ميشوند.
اولين خط هوايي ارزان قيمت «پاسيفيك ساوت وست ايرلاين» بود كه مبتكر اين مدل است و در سال 1949 در آمريكا به كار برد و در خطوط داخلي و محلي فعاليت مينمود ولي موفقيتي كسب نكرد و منحل شد. سپس در سال 1971 شركت ديگري به نام «ساوت وست ايرلانينز» (كه اشتباها با شركت قبلي يكي گرفته ميشود) خدمات حملونقل هوايي ارزان خود را به صورت منطقهاي (فقط در ايالت تگزاس و از فرودگاهي كوچك) آغاز كرد. و بعدا به بزرگترين و مشهورترين شركت هوايي كم هزينه تبديل شد.
اولين شركت هوايي كم هزينه كه پرواز بين المللي را راهاندازي كرد شركت انگليسي «ليكر ايرويز» (Laker Airways) بود كه پس از سالها جدال قانوني موفق شد در سال 1977 پروازهاي معروف به اسكاي ترين «Sky Train» خود را بين لندن و نيويورك با يك سوم قيمت رقبا راهاندازي كرده و محبوبيت عمومي فراوان كسب نمايد.
شكوفايي و گسترش مدل تجاري LCC با ورود Ryan air به بازار اروپا در سال 1991 و شركت ايزي جت در سال 1995 متحول گرديد. اقدام اين دو شركت مبني بر خريد صدها فروند هواپيماي جديد در دوران افول حملونقل هوايي پس از واقعه 11 سپتامبر، به عنوان يكي از دلايل تحليلگران در استحكام بيشتر ساختاري و بازار شركتهاي كم هزينه نسبت به ديگر شركتهاي متداول خدماتگرا در بحرانها مطرح است.
پروازهاي ارزان قيمت، حتي روش زندگي برخي افراد را نيز تغيير داده است. به طور مثال جمعيتي به وجود آمدند كه محل زندگي آنها در ايرلند بود ولي محل كارشان در انگلستان واقع شده بود. ظهور خطوط هوايي ارزان قيمت به آنان اين فرصت را ميداد كه هر روز صبح براي كار به كشور ديگري بروند و عصر با هواپيما به منزل خود باز گردند.
سه اصل كليدي را مي توان در شكوفايي و باروري اين نوع از خطوط هوايي حاكم ديد:
ـ سادگي محصول
1ـ استفاده از يك پيكربندي صندلي در هواپيما (حذف كلاسهاي متفاوت كابين) و ارائه محصول واحد
2ـ عدم ارائه غذاي گرم و حتي بعضا سرد و فروش اغذيه در صورت ارائه در پرواز
3ـ فروش حق استفاده از سيستمهاي ارتباطي صوتي تصويري و تفريحي
ـ مديريت و بازاريابي
ـ هزينه كم و كاهش مستمر هزينهها
خطوط هوايي ارزان قيمت تا آنجا كه ممكن است خدمات اضافي خود را محدود و قيمتها را كاهش ميدهند. همچنين اين شركتها معمولا از ارائه خدمات و تزئينات لوكس پروازي ميپرهيزند و كلا از تجملگرايي كه منجر به صرف هزينه و خدمه بيشتر ميشود، اجتناب ميكنند.
در حال حاضر عمده موارد و فعاليتهاي ارزان قيمت چنين شركتهايي در موارد زير خلاصه ميشود:
ـ استفاده از فرودگاههاي كم هزينه: شركتهاي هوايي لوكس (FSC) از فرودگاههاي بزرگ و مهم استفاده ميكنند كه به شهرهاي بزرگ و كلان محدود ميشوند و داراي ظرفيت خالي محدود بوده و خدمات و سرويس دهي آنها بدليل پروازهاي فراوان بينالمللي و حجم زياد مسافران، گران و پرهزينه بوده و هم چنين موجب اتلاف وقت زياد براي هواپيما، مسافر و شركت هواپيمايي ميشود. اما خطوط هوايي ارزان قيمت ترجيح ميدهند از فرودگاههاي ديگر همان شهرها (اصطلاحا فرودگاههاي فرعي و دوم) استفاده كنند.
ـ هزينه عملياتي كمتر به خاطر استفاده از يك نوع يا مدل از هواپيماها در ناوگان: شركتهاي هوايي لوكس (FSC) در ناوگان هوايي خود هواپيماهاي مختلفي دارند در صورتي كه خطوط هوايي ارزان قيمت از يك نوع هواپيما براي پروازهاي خود استفاده ميكنند. اين اقدام باعث كاهش هزينه و صرفهجوييهاي فراواني ميشود از قبيل: تعميرات و نگهداري هواپيماها، آموزش و تجهيزات آموزشي نيروها (خلبانان، خدمه پروازي و خدمه زميني)، تعداد پرسنل زميني و گروه پروازي، تعداد قطعات يدكي به ازاي هر هواپيما، تعداد تجهيزات زميني و فرودگاهي و مسايل مربوط به آنها.
-هزينه كمتر براي آموزش خلبان. زيرا سعي ميكنند از خلبانهاي شركتهاي هوايي لوكس استفاده كنند. خطوط هوايي ارزان قيمت سازماندهي سادهاي داشته و نياز به تشكيلات گسترده و پيچيده ندارد.
ـ دستمزد كمتر: شركتهاي كم هزينه اصولا نيروي انساني مورد نياز خود را از طريق اتحاديههاي صنفي مربوطه بكار نميگيند و با تك تك افراد بصورت مستقيم قرارداد منعقد ميكنند.
ـ پرسنل چند منظوره و كمتر: اين شركتها به دليل حذف و يا كاهش برخي خدمات (بدليل مجاني نبودن براي مسافران) پرسنل كمتري در پرواز و روي زمين نياز دارند و از طرفي شرح كار پرسنل بنحوي است كه آنها وظايف متعددي به عهده داشته و در ساعات حضور خود در پرواز و يا روي زمين در حال انجام آن هستند. براي مثال مهمانداران پرواز هنگام توقف هواپيما روي زمين كار نظافت داخل هواپيما و پذيرش مسافر در درب (gate) ترمينال را هم انجام ميدهند.
ـ فروش بليت به صورت مستقيم: فروش بليت اين شركتها از طريق سيستم فروش اينترنتي خود شركت انجام ميشود و پولي بابت كميسيون آژانس پرداخت نميكنند.
مجموع تأثيرات
محاسبات انجام شده توسط انجمن خلبانان اروپا که يک تشکيلات تخصصي حمل و نقل هوايي است، نشان داده است که شرکتهاي لوکس در همان مسيرها با هواپيماهايي مشابه ميباشد و اين راز موفقيت روزافزون اين شرکتها در سراسر دنياست.
از معروفترين شركت هاي خدمت رساني ارزان قيمت، شركت «ساوت وست» است. برنامه پروازي اين شرکت معروف کمهزينه در سال 1971 براي پروازهاي داخلي تگزاس آغاز شد و در سال 1978 پس از اجراي برنامه مقرراتزدايي در آمريکا، به سمت جنوب غربي و سواحل غربي گسترش پيدا کرد.
اين شرکت در حال حاضر 447 فروند هواپيما از انواع بوئينگ737 (مدلهاي 700 ـ 33 ـ 500) دارد که در شروع با هواپيماهاي 727 آغاز نمود و به 62 شهر ايالات متحده در 32 ايالت از 4 پايگاه اصلي و 5 پايگاه فرعي پرواز دارد. اين شرکت از نظر حمل مسافر سومين شرکت هواپيمايي دنيا و از سال 1973 تاکنون مستمرا سودده و حتي يک فصل هم ضرر نداشته است. بليتهاي پرواز صرفا توسط خود شرکت از طريق تلفن و يا سايت اينترنتي شرکت به فروش ميرسد. در سال 2004 هواپيماهاي اين شرکت به طور ميانگين 7 پرواز روزانه داشتند و 2/11 ساعت در روز پرواز کردند و از بدو تأسيس و فعاليت شرکت تاکنون حتي يک پرواز منجر به فوت مسافر در سابقه خود نداد. پس از واقع 11 سپتامبر يک بسته غذاي مختصر در پروازها ارائه ميکند.
براي موفقيت اين شركت ميتوان چندين عامل را برشمرد. کارکنان شرکت «ساوت وست» در مقايسه با کارکنان ديگر شرکتها داراي راندمان بالاتري هستند؛ مثلا خلبانان اين شرکت در مقايسه با خلبانان شرکت «يونايتد» که 36 ساعت پرواز ماهانه دارند، در حدود 62 ساعت پرواز ماهانه دارند (در برخي گزارشها 50 ساعت در مقابل 80 ساعت هم ذکر شده است). همچنين خدمه پروازي شرکت ساوت وست ماهانه 150 ساعت، ولي خدمه ديگر شرکتهاي غير LCC، هشتاد ساعت کار ماهانه ارائه ميدهند. تعطيلات سالانه کارکنان شرکت يونايتد 52 روز ولي براي شرکت ساوت وست، 35 روز است.
بر پايه گزارش شرکت يونايتد، برنامه کاري خلبانان 747 اين شرکت به گونهاي است که خلبانان در صورت گرفتن دو هفته مرخصي ميتوانند يک ماه با حقوق کامل به مرخصي بروند و اينگونه برنامهها که در شرکتهاي لوکس برقرار است، هزينه فراواني براي شرکت دارد در حالي که در شرکت ساوت وست چنين خبري نيست. خدمه شرکت ساوت وست بين هر دو پرواز به نظافت درون هواپيما ميپردازند ولي خدمه ديگر شرکتهاي رقيب اين کار را نميکنند. به عنوان مثالي از عملياتي که مدت زمان بين دو پرواز را کاهش ميدهد، ميتوان به تعويض سريعتر تاير هواپيما توسط تکنيسينهاي شرت ساوت وست نسبت به ديگر شرکتها اشاره کرد.
خطوط هوايي ارزانقيمت در آسيا
آسيا با توجه به جمعيت گسترده و زيرساخت حمل و نقل زميني و ريلي نامناسب و ناکافي اقتصاد رو به توسعه، به ويژه مناطق جنوب شرقي و اقيانوسيه، از پتانسيل نسبي بالايي جهت گسترش خطوط هوايي ارزانقيمت برخوردارند. بنابراين، اين خطوط به سرعت در آسياي جنوب شرقي، چين، هند، ژاپن و خاورميانه در حال راهاندازي و رشد هستند. اما مقررات دولتي، ساختار سنتي و موانع ديگر بر سر راه خطوط هوايي ارزانقيمت دارند.
خطوط هوايي ارزانقيمت به آرامي در چين وارد و در هند به رشد خود ادامه ميدهند. مشاهدات حاکي از آن است که ژاپن نيز در حال دست به کار شدن است.
حمل و نقل آسيا به طور کلي قيمتهاي کمتر و خدمات بهتري را نسبت به رقباي آمريکايي و اروپايي خود عرضه کرده و هماکنون در حال ورود به موج خطوط هوايي ارزانقيمت که اروپا و آمريکا در آن پيشقدم بودهاند، هستند.
در پاکستان نيز نخستين خط هوايي ارزانقيمت در حال فعاليت است و اکنون عملکرد بسيار خوبي داشته و به عنوان اولين خط هوايي خصوصي، مجوز پروازهاي خارجي را دريافت کرده است.
«اير عربيک» بزرگترين خط هوايي ارزانقيمت در خاورميانه است که در شهر شارجه امارات متحده عربي بنا شده است که به مقاصد مختلفي در خاورميانه، شرق آفريقا و شبه قاره هند پرواز دارد. اير آسيا، نيز يكي از موفقترين شرکت هاي هوايي کمهزينه آسيايي است. اين شرکت فعاليت خود را از ژانويه 2002 با دو هواپيما در 4 مسير پروازي در مالزي با شعار پرواز براي همه شروع کرد. پس از 4 سال فعاليت بسيار موفق (بهرغم بحرانهايي ويرانگر در اين منطقه مانند بيماري سارس آنفولانزاي پرندگان و زلزله و سونامي) اکنون با 42 فروند هواپيما 44 مسير پروازي را در 9 کشور برقرار نموده است. اين شرکت کمترين هزينه را در برقراري پرواز دارد و حتي بليت 5/2 دلاري عرضه ميکند.
بررسي امکان ايجاد سيستم خطوط هوايي کمهزينه در ايران
در ايران به دليل ناکافي بودن حمل و نقل ريلي که بنا بر آمار اخير تنها حدود 15 ـ 14 ميليون مسافر در سال را جوابگوست (82 درصد از مردم متقاضي استفاده از بليت ريلي مأيوس ميشوند) و از سوي ديگر نامناسب بودن راههاي زميني به دلايل متعدد کيفي و کمي (بر پايه آمار شگفتانگيز اعلام شده؛ روزانه در کشور ما 102 نفر در حوادث رانندگي جان خود را از دست ميدهند و يا آمارهاي ديگر بيانگر آنند که سالانه بيش از 25 هزار نفر در حوادث رانندگي بين شهري کشته و 250 هزار نفر مصدوم يا معلول ميشوند)، توجه بيشتري به حمل و نقل هوايي را ميطلبد.
از طرفي حمل و نقل هوايي به لحاظ ايمني و چابکي، از اساسيترين نيازهاي اجتماعي و اقتصادي در کشور رو به توسعه است و نميتوان به سبک دهههاي 50 و 60 ميلادي اروپا و آمريکا، آن را به کلوپ اختصاصي اشراف، دولتيها و ثروتمندان تبديل کرد.
برخي روشهاي کاهش هزينه در ايران
با در نظر قرار دادن وضعيت موجود و ديگر شرايط حاکم بر حمل و نقل هوايي کشور با مقايسه و تطبيق راهکارهاي مورد استفاده خطوط LCC در دنيا و خصوصيات اين شرکتها ميتوان پيشبيني کرد هزينههاي بليت مسافران، تا 40 درصد کاهش پيدا كند؛ به طوري که قيمت نهايي آن تا 60 درصد قيمت فعلي کاهش يابد.
بعضي از اين راهکارهاي قابل اجرا عبارتند از:
1ـ حذف بخشهاي اداري غير کارآمد و سنتي: متاسفانه هزينههاي اداري بخش قابل توجهي از هزينهها را در شرکتهاي هوايي ايراني تشکيل ميدهد که از معيارهاي بينالمللي بسيار دور است. مثلا مدير Air Asia اصلا دفتر کار ندارد و با يک اتومبيل در بين هواپيماها رانندگي ميکند و با تلفن کارهايش را انجام ميهد.
2ـ تسريع پروسههاي مختلف فرودگاهي: استفاده حداکثر از ظرفيت پروازهاي هواپيماها، منجر به افزايش بازدهي و کاهش زمانهاي تأخير پروازها و عدم سرگرداني مسافرين ميشود.
3ـ حذف برخي خدمات گران و بيکيفيت شرکتهاي هواپيمايي نظير سرو غذا و تنقلات، يا اختياري کردن و فروش پذيرايي درون پرواز و همچنين حمل نکردن بارهاي حجيم و سنگين در پروازهاي مسافري.
4ـ فروش مستقيم بليت و حذف حق کميسيون آژانسهاي مسافرتي در اين پروازها.
5ـ فروش و گسترش تبليغات درون هواپيما (تلويزيونهاي درون هواپيما) و نيز تبليغات روي بدنه.
6ـ کاهش خدمه پروازي و چندکاره کردن کارمندان.
7ـ برون سپاري خدمات: معمولا استراتژي شرکتهاي LCC متکي بر واگذاري عمليات تعمير و نگهداري هواپيماهايشان به شرکتهاي ديگر است.
8ـ افزايش مدت پرواز هواپيماهاي موجود: مدت متوسط بهرهبرداري از هواپيما در شرکتهاي معمولي دنيا حدود 4/8 ساعت بوده و اين نسبت در شرکتهاي ارزانقيمت 7/10 ساعت است؛ بدان معني که مدت پرواز هواپيما در شرکتهاي ارزانقيمت در دنيا 27 درصد بيشتر است.
منبع: دفتر همکاريهاي فناوري رياست جمهوري ـ کميته مطالعات هوايي
صنعت حمل و نقل هوايي از طرق گوناگون به عنوان يك عامل فعال اقتصادي عمل ميكند و علاوه بر فوايد كيفي و كمي متعدد، باعث شكوفايي اقتصادي ميگردد. برخي از اين خصوصيات عبارتند از:
ـ فرودگاه سرمايهگذاريهاي اقتصادي و صنعتي را تا برد زيادي جذب ميكنند.
ـ امداد رساني سريع در مواقع بلاياي طبيعي و ساير امور غير منتظره و جزو خدمات منحصر به فرد هوايي است.
ـ جنبه استراتژيك (آمريكاييها نيمي از نيروهاي خود را با حملونقل هوايي غير نظامي به عراق گسيل داشتند).
ـ استحكام پيوندهاي اجتماعي و فرهنگي بين جوامع و كشورها بدليل نزديك كردن فاصلهها.
ـ افزايش بازده اقتصادي در زمينه جابجايي كالا، افراد و تجهيزات در كوتاهترين زمان.
ـ توليد صنايع جديد بر پايه خصوصيات صنعت هوايي مانند صادرات جهاني گل.
ـ صنعت حملونقل هوايي قلب جهانگردي ـ بزرگترين صنعت جهان ـ است. جهانگردي در سال 1999 تقريبا 192 ميليون شغل ايجاد كرده كه حدودا يك دوزدهم مشاغل در كل جهان ميباشد.
ـ كاهش خواب سرمايه براي شركتهايي كه مواد اوليه با ارزش را بايد از مسيرهاي دوردست تهيه نموده و يا كالاهاي خود را بايد در سطح جغرافيايي وسيعي توزيع نمايند.
ويژگيهاي اقتصادي حملونقل هوايي
حملونقل هوايي ضمن توليد ثروتهاي كلان متعدد، نقش مهمي در فعاليتهاي اقتصادي جهان بازي ميكند. برخي آمار جهاني اين بخش كه توسط ايكائو ارائه شده از اين قرار است:
ـ بيش از دو ميليارد مسافر در سال 2005 توسط خطوط هوايي جابجا شدند.
ـ در سال 1998 درآمد كل حاصله از حملونقل هوايي در جهان بالغ بر 1360 ميليارد دلار بوده است.
ـ حدود 40 درصد صادرات جهان از نظر ارزش مالي توسط خطوط هوايي صورت ميگيرد.
شركتهاي هواپيمايي دنيا با بيش از 17000 هواپيما در بيش از 10000 فرودگاه پرواز ميكنند.
ـ نرخ رشد سالانه حملونقل هوايي به طور متوسط دو برابر نرخ رشد توليد ناخالص ملي است (در سطح ملي و بين المللي).
دستور پرسنل (كليه پرسنل) سوخت مصرفي و تأمين ناوگان بترتيب بيشترين سهم در هزينهها را دارند و 60 درصد كل هزينه شركتها را تشكيل ميدهد.
آمريكا از پيشتازان هوانوردي است و بزرگترين بازار حملونقل هوايي را دارد و منشا عمده تحولات تجاري در اين صنعت ميباشد. قبل از سال 1978 در آمريكا كميته هوانوردي اين كشور عملا كليه تصميم گيريهاي صنعت هوايي را بر عهده داشت. ولي بعدها، در نتيجه تغيير سياست و شرايط حاكم بر صنعت هوايي، خطوط هوايي جديدي شكل گرفتند كه Low Cost Carrier و يا Low Fairs Carrier (خطوط هوايي ارزان قيمت) ناميده ميشوند.
اولين خط هوايي ارزان قيمت «پاسيفيك ساوت وست ايرلاين» بود كه مبتكر اين مدل است و در سال 1949 در آمريكا به كار برد و در خطوط داخلي و محلي فعاليت مينمود ولي موفقيتي كسب نكرد و منحل شد. سپس در سال 1971 شركت ديگري به نام «ساوت وست ايرلانينز» (كه اشتباها با شركت قبلي يكي گرفته ميشود) خدمات حملونقل هوايي ارزان خود را به صورت منطقهاي (فقط در ايالت تگزاس و از فرودگاهي كوچك) آغاز كرد. و بعدا به بزرگترين و مشهورترين شركت هوايي كم هزينه تبديل شد.
اولين شركت هوايي كم هزينه كه پرواز بين المللي را راهاندازي كرد شركت انگليسي «ليكر ايرويز» (Laker Airways) بود كه پس از سالها جدال قانوني موفق شد در سال 1977 پروازهاي معروف به اسكاي ترين «Sky Train» خود را بين لندن و نيويورك با يك سوم قيمت رقبا راهاندازي كرده و محبوبيت عمومي فراوان كسب نمايد.
شكوفايي و گسترش مدل تجاري LCC با ورود Ryan air به بازار اروپا در سال 1991 و شركت ايزي جت در سال 1995 متحول گرديد. اقدام اين دو شركت مبني بر خريد صدها فروند هواپيماي جديد در دوران افول حملونقل هوايي پس از واقعه 11 سپتامبر، به عنوان يكي از دلايل تحليلگران در استحكام بيشتر ساختاري و بازار شركتهاي كم هزينه نسبت به ديگر شركتهاي متداول خدماتگرا در بحرانها مطرح است.
پروازهاي ارزان قيمت، حتي روش زندگي برخي افراد را نيز تغيير داده است. به طور مثال جمعيتي به وجود آمدند كه محل زندگي آنها در ايرلند بود ولي محل كارشان در انگلستان واقع شده بود. ظهور خطوط هوايي ارزان قيمت به آنان اين فرصت را ميداد كه هر روز صبح براي كار به كشور ديگري بروند و عصر با هواپيما به منزل خود باز گردند.
سه اصل كليدي را مي توان در شكوفايي و باروري اين نوع از خطوط هوايي حاكم ديد:
ـ سادگي محصول
1ـ استفاده از يك پيكربندي صندلي در هواپيما (حذف كلاسهاي متفاوت كابين) و ارائه محصول واحد
2ـ عدم ارائه غذاي گرم و حتي بعضا سرد و فروش اغذيه در صورت ارائه در پرواز
3ـ فروش حق استفاده از سيستمهاي ارتباطي صوتي تصويري و تفريحي
ـ مديريت و بازاريابي
ـ هزينه كم و كاهش مستمر هزينهها
خطوط هوايي ارزان قيمت تا آنجا كه ممكن است خدمات اضافي خود را محدود و قيمتها را كاهش ميدهند. همچنين اين شركتها معمولا از ارائه خدمات و تزئينات لوكس پروازي ميپرهيزند و كلا از تجملگرايي كه منجر به صرف هزينه و خدمه بيشتر ميشود، اجتناب ميكنند.
در حال حاضر عمده موارد و فعاليتهاي ارزان قيمت چنين شركتهايي در موارد زير خلاصه ميشود:
ـ استفاده از فرودگاههاي كم هزينه: شركتهاي هوايي لوكس (FSC) از فرودگاههاي بزرگ و مهم استفاده ميكنند كه به شهرهاي بزرگ و كلان محدود ميشوند و داراي ظرفيت خالي محدود بوده و خدمات و سرويس دهي آنها بدليل پروازهاي فراوان بينالمللي و حجم زياد مسافران، گران و پرهزينه بوده و هم چنين موجب اتلاف وقت زياد براي هواپيما، مسافر و شركت هواپيمايي ميشود. اما خطوط هوايي ارزان قيمت ترجيح ميدهند از فرودگاههاي ديگر همان شهرها (اصطلاحا فرودگاههاي فرعي و دوم) استفاده كنند.
ـ هزينه عملياتي كمتر به خاطر استفاده از يك نوع يا مدل از هواپيماها در ناوگان: شركتهاي هوايي لوكس (FSC) در ناوگان هوايي خود هواپيماهاي مختلفي دارند در صورتي كه خطوط هوايي ارزان قيمت از يك نوع هواپيما براي پروازهاي خود استفاده ميكنند. اين اقدام باعث كاهش هزينه و صرفهجوييهاي فراواني ميشود از قبيل: تعميرات و نگهداري هواپيماها، آموزش و تجهيزات آموزشي نيروها (خلبانان، خدمه پروازي و خدمه زميني)، تعداد پرسنل زميني و گروه پروازي، تعداد قطعات يدكي به ازاي هر هواپيما، تعداد تجهيزات زميني و فرودگاهي و مسايل مربوط به آنها.
-هزينه كمتر براي آموزش خلبان. زيرا سعي ميكنند از خلبانهاي شركتهاي هوايي لوكس استفاده كنند. خطوط هوايي ارزان قيمت سازماندهي سادهاي داشته و نياز به تشكيلات گسترده و پيچيده ندارد.
ـ دستمزد كمتر: شركتهاي كم هزينه اصولا نيروي انساني مورد نياز خود را از طريق اتحاديههاي صنفي مربوطه بكار نميگيند و با تك تك افراد بصورت مستقيم قرارداد منعقد ميكنند.
ـ پرسنل چند منظوره و كمتر: اين شركتها به دليل حذف و يا كاهش برخي خدمات (بدليل مجاني نبودن براي مسافران) پرسنل كمتري در پرواز و روي زمين نياز دارند و از طرفي شرح كار پرسنل بنحوي است كه آنها وظايف متعددي به عهده داشته و در ساعات حضور خود در پرواز و يا روي زمين در حال انجام آن هستند. براي مثال مهمانداران پرواز هنگام توقف هواپيما روي زمين كار نظافت داخل هواپيما و پذيرش مسافر در درب (gate) ترمينال را هم انجام ميدهند.
ـ فروش بليت به صورت مستقيم: فروش بليت اين شركتها از طريق سيستم فروش اينترنتي خود شركت انجام ميشود و پولي بابت كميسيون آژانس پرداخت نميكنند.
مجموع تأثيرات
محاسبات انجام شده توسط انجمن خلبانان اروپا که يک تشکيلات تخصصي حمل و نقل هوايي است، نشان داده است که شرکتهاي لوکس در همان مسيرها با هواپيماهايي مشابه ميباشد و اين راز موفقيت روزافزون اين شرکتها در سراسر دنياست.
از معروفترين شركت هاي خدمت رساني ارزان قيمت، شركت «ساوت وست» است. برنامه پروازي اين شرکت معروف کمهزينه در سال 1971 براي پروازهاي داخلي تگزاس آغاز شد و در سال 1978 پس از اجراي برنامه مقرراتزدايي در آمريکا، به سمت جنوب غربي و سواحل غربي گسترش پيدا کرد.
اين شرکت در حال حاضر 447 فروند هواپيما از انواع بوئينگ737 (مدلهاي 700 ـ 33 ـ 500) دارد که در شروع با هواپيماهاي 727 آغاز نمود و به 62 شهر ايالات متحده در 32 ايالت از 4 پايگاه اصلي و 5 پايگاه فرعي پرواز دارد. اين شرکت از نظر حمل مسافر سومين شرکت هواپيمايي دنيا و از سال 1973 تاکنون مستمرا سودده و حتي يک فصل هم ضرر نداشته است. بليتهاي پرواز صرفا توسط خود شرکت از طريق تلفن و يا سايت اينترنتي شرکت به فروش ميرسد. در سال 2004 هواپيماهاي اين شرکت به طور ميانگين 7 پرواز روزانه داشتند و 2/11 ساعت در روز پرواز کردند و از بدو تأسيس و فعاليت شرکت تاکنون حتي يک پرواز منجر به فوت مسافر در سابقه خود نداد. پس از واقع 11 سپتامبر يک بسته غذاي مختصر در پروازها ارائه ميکند.
براي موفقيت اين شركت ميتوان چندين عامل را برشمرد. کارکنان شرکت «ساوت وست» در مقايسه با کارکنان ديگر شرکتها داراي راندمان بالاتري هستند؛ مثلا خلبانان اين شرکت در مقايسه با خلبانان شرکت «يونايتد» که 36 ساعت پرواز ماهانه دارند، در حدود 62 ساعت پرواز ماهانه دارند (در برخي گزارشها 50 ساعت در مقابل 80 ساعت هم ذکر شده است). همچنين خدمه پروازي شرکت ساوت وست ماهانه 150 ساعت، ولي خدمه ديگر شرکتهاي غير LCC، هشتاد ساعت کار ماهانه ارائه ميدهند. تعطيلات سالانه کارکنان شرکت يونايتد 52 روز ولي براي شرکت ساوت وست، 35 روز است.
بر پايه گزارش شرکت يونايتد، برنامه کاري خلبانان 747 اين شرکت به گونهاي است که خلبانان در صورت گرفتن دو هفته مرخصي ميتوانند يک ماه با حقوق کامل به مرخصي بروند و اينگونه برنامهها که در شرکتهاي لوکس برقرار است، هزينه فراواني براي شرکت دارد در حالي که در شرکت ساوت وست چنين خبري نيست. خدمه شرکت ساوت وست بين هر دو پرواز به نظافت درون هواپيما ميپردازند ولي خدمه ديگر شرکتهاي رقيب اين کار را نميکنند. به عنوان مثالي از عملياتي که مدت زمان بين دو پرواز را کاهش ميدهد، ميتوان به تعويض سريعتر تاير هواپيما توسط تکنيسينهاي شرت ساوت وست نسبت به ديگر شرکتها اشاره کرد.
خطوط هوايي ارزانقيمت در آسيا
آسيا با توجه به جمعيت گسترده و زيرساخت حمل و نقل زميني و ريلي نامناسب و ناکافي اقتصاد رو به توسعه، به ويژه مناطق جنوب شرقي و اقيانوسيه، از پتانسيل نسبي بالايي جهت گسترش خطوط هوايي ارزانقيمت برخوردارند. بنابراين، اين خطوط به سرعت در آسياي جنوب شرقي، چين، هند، ژاپن و خاورميانه در حال راهاندازي و رشد هستند. اما مقررات دولتي، ساختار سنتي و موانع ديگر بر سر راه خطوط هوايي ارزانقيمت دارند.
خطوط هوايي ارزانقيمت به آرامي در چين وارد و در هند به رشد خود ادامه ميدهند. مشاهدات حاکي از آن است که ژاپن نيز در حال دست به کار شدن است.
حمل و نقل آسيا به طور کلي قيمتهاي کمتر و خدمات بهتري را نسبت به رقباي آمريکايي و اروپايي خود عرضه کرده و هماکنون در حال ورود به موج خطوط هوايي ارزانقيمت که اروپا و آمريکا در آن پيشقدم بودهاند، هستند.
در پاکستان نيز نخستين خط هوايي ارزانقيمت در حال فعاليت است و اکنون عملکرد بسيار خوبي داشته و به عنوان اولين خط هوايي خصوصي، مجوز پروازهاي خارجي را دريافت کرده است.
«اير عربيک» بزرگترين خط هوايي ارزانقيمت در خاورميانه است که در شهر شارجه امارات متحده عربي بنا شده است که به مقاصد مختلفي در خاورميانه، شرق آفريقا و شبه قاره هند پرواز دارد. اير آسيا، نيز يكي از موفقترين شرکت هاي هوايي کمهزينه آسيايي است. اين شرکت فعاليت خود را از ژانويه 2002 با دو هواپيما در 4 مسير پروازي در مالزي با شعار پرواز براي همه شروع کرد. پس از 4 سال فعاليت بسيار موفق (بهرغم بحرانهايي ويرانگر در اين منطقه مانند بيماري سارس آنفولانزاي پرندگان و زلزله و سونامي) اکنون با 42 فروند هواپيما 44 مسير پروازي را در 9 کشور برقرار نموده است. اين شرکت کمترين هزينه را در برقراري پرواز دارد و حتي بليت 5/2 دلاري عرضه ميکند.
بررسي امکان ايجاد سيستم خطوط هوايي کمهزينه در ايران
در ايران به دليل ناکافي بودن حمل و نقل ريلي که بنا بر آمار اخير تنها حدود 15 ـ 14 ميليون مسافر در سال را جوابگوست (82 درصد از مردم متقاضي استفاده از بليت ريلي مأيوس ميشوند) و از سوي ديگر نامناسب بودن راههاي زميني به دلايل متعدد کيفي و کمي (بر پايه آمار شگفتانگيز اعلام شده؛ روزانه در کشور ما 102 نفر در حوادث رانندگي جان خود را از دست ميدهند و يا آمارهاي ديگر بيانگر آنند که سالانه بيش از 25 هزار نفر در حوادث رانندگي بين شهري کشته و 250 هزار نفر مصدوم يا معلول ميشوند)، توجه بيشتري به حمل و نقل هوايي را ميطلبد.
از طرفي حمل و نقل هوايي به لحاظ ايمني و چابکي، از اساسيترين نيازهاي اجتماعي و اقتصادي در کشور رو به توسعه است و نميتوان به سبک دهههاي 50 و 60 ميلادي اروپا و آمريکا، آن را به کلوپ اختصاصي اشراف، دولتيها و ثروتمندان تبديل کرد.
برخي روشهاي کاهش هزينه در ايران
با در نظر قرار دادن وضعيت موجود و ديگر شرايط حاکم بر حمل و نقل هوايي کشور با مقايسه و تطبيق راهکارهاي مورد استفاده خطوط LCC در دنيا و خصوصيات اين شرکتها ميتوان پيشبيني کرد هزينههاي بليت مسافران، تا 40 درصد کاهش پيدا كند؛ به طوري که قيمت نهايي آن تا 60 درصد قيمت فعلي کاهش يابد.
بعضي از اين راهکارهاي قابل اجرا عبارتند از:
1ـ حذف بخشهاي اداري غير کارآمد و سنتي: متاسفانه هزينههاي اداري بخش قابل توجهي از هزينهها را در شرکتهاي هوايي ايراني تشکيل ميدهد که از معيارهاي بينالمللي بسيار دور است. مثلا مدير Air Asia اصلا دفتر کار ندارد و با يک اتومبيل در بين هواپيماها رانندگي ميکند و با تلفن کارهايش را انجام ميهد.
2ـ تسريع پروسههاي مختلف فرودگاهي: استفاده حداکثر از ظرفيت پروازهاي هواپيماها، منجر به افزايش بازدهي و کاهش زمانهاي تأخير پروازها و عدم سرگرداني مسافرين ميشود.
3ـ حذف برخي خدمات گران و بيکيفيت شرکتهاي هواپيمايي نظير سرو غذا و تنقلات، يا اختياري کردن و فروش پذيرايي درون پرواز و همچنين حمل نکردن بارهاي حجيم و سنگين در پروازهاي مسافري.
4ـ فروش مستقيم بليت و حذف حق کميسيون آژانسهاي مسافرتي در اين پروازها.
5ـ فروش و گسترش تبليغات درون هواپيما (تلويزيونهاي درون هواپيما) و نيز تبليغات روي بدنه.
6ـ کاهش خدمه پروازي و چندکاره کردن کارمندان.
7ـ برون سپاري خدمات: معمولا استراتژي شرکتهاي LCC متکي بر واگذاري عمليات تعمير و نگهداري هواپيماهايشان به شرکتهاي ديگر است.
8ـ افزايش مدت پرواز هواپيماهاي موجود: مدت متوسط بهرهبرداري از هواپيما در شرکتهاي معمولي دنيا حدود 4/8 ساعت بوده و اين نسبت در شرکتهاي ارزانقيمت 7/10 ساعت است؛ بدان معني که مدت پرواز هواپيما در شرکتهاي ارزانقيمت در دنيا 27 درصد بيشتر است.
منبع: دفتر همکاريهاي فناوري رياست جمهوري ـ کميته مطالعات هوايي