به بزرگترها بگویید " تا زنده هستند تکلیف املاکشان را مشخص کنند! "

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث و مطالب اقتصادی و مالی به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3149
تاریخ عضویت: چهارشنبه 23 بهمن 1392, 11:40 am
سپاس‌های ارسالی: 4637 بار
سپاس‌های دریافتی: 6887 بار

به بزرگترها بگویید " تا زنده هستند تکلیف املاکشان را مشخص کنند! "

پست توسط bamn »

با سلام خدمت دوستان گرامی .

حتماً به خاطر دارید که خردادماه سال گذشته پدر بنده از دنیا رفت . یک سال و نیم قبل از فوت پدرم ، پدربزرگم (پدرِ پدرم) فوت کرد ، و دو سال قبل از پدربزرگم ، یکی از عموهایم فوت کرد .
 
پدر بزرگم متولد یکی از روستاهای شهرستان نجف آباد به نام حاجی آباد بود و با اینکه از کودکی در اصفهان زندگی کرد ، علاقه زیادی به حاجی آباد داشت و همه پس اندازش را صرف خرید زمین های کشاورزی در این روستا می کرد تا جایی که حتی با پرداخت مبلغ کمی هم که شده به اندازه درصد بسیار کوچکی از یک زمین را با مالکان اصلی شریک می شد . اما این وسط سه مسئله بود ؛ اولاً زمین های حاجی آباد تا قبل از انقلاب سفید شاه ، متعلق به خانی از نسل شاهزاده های قاجار بود . این خان همزمان با انقلاب سفید برای اینکه زمین هایش مصادره نشود آنها را به کشاورزان روستا فروخت اما بدون تنظیم هیچگونه سند رسمی یا قولنامه معتبر و فقط با رسیدهای دست نویس (که ظاهراً آن زمان خیلی هم معمول بوده) ، و به دلایلی تا همین چند سال پیش همین رسیدهای دستنویس به عنوان سند مالکیت زمین های حاجی آباد دست به دست می شده و هیچکس برای گرفتن سند رسمی اقدام نمی کرده که خود همین بهانه ایی شد برای فرزندان آن خان تا با داشتن سند مادر کل منطقه ادعای مالکیت کنند اما چند وقتی است که دیگر خبری از آنها نیست و زمین داران هم شدیداً به صرافت سنددار کردن املاکشان افتاده اند . دوماً نوع مالکیت ها یکسان و با تعریف مشخصی نبود ، مثلاً برخی زمین ها و باغ ها حدود مشخصی داشت و همه می دانستند مثلاً از اینجا تا اینجا مال فلانی است ، اما در زمین های مشارکتی (مثل همان هایی که گفتم پدر بزرگم درصد کمی از زمین را شریک می شد که در اصطلاح می گویند اینقدر از حق آبه زمین را شریک شده) معمولاً مشخص نبوده و نیست که شریک از کدام قسمت این زمین سهم می برد و بعداً اگر خواست سهمش را جدا کند باید هرچه مالک اصلی گفت قبول کند (مثلاً در یک مورد به پدربزرگم گفته بودند از این زمینی که در آن شریک شده ایی فلان قسمتش در متراژ 1*100 متر مال تو است!!!) . سوماً زمین های حاجی آباد تا 10-15 سال پیش همه اش حاصلخیز بود و باغ های بادام و انار و انجیر و ... ، و جوی های آبش اصلی ترین ملاک برای تعیین حدود مالکیت بود و برای تعیین حدود باغ های مجاور هم بینشان کوچه (که در واقع راه هایی خاکی بود) می انداختند . اما با خشکسالی های سال های اخیر درخت ها یکی-یکی خشک شدند و افتادند و چوبشان سوخت شد و جوی ها خشکید و اکثر زمین ها به وضعی در آمدند که دیگر نمی شود جوی ها و کوچه های خاکی بینشان را هم تشخیص داد! و خود بخوان حدیث مفصل را ...

پدر بزرگم ، خدا بیامرز ، از آن پدر سالارهایی بود که حرف حرف خودش بود و هرچه فامیل در گوشش می خواندند تکلیف این زمین ها را مشخص کن زیر بار نمی رفت و در نهایت فقط حاضر شد مرغوب ترین زمینش را بین بچه ها تقسیم کند آن هم نه رسمی بلکه با تنظیم و امضا یک سند دستی! این اتفاق دو سال قبل از فوت عمویم افتاد . متاسفانه همین اخلاق پدر بزرگم باعث شده تا بچه هایش هرکدام ساز خودشان را بزنند و اتحاد و یک زبانی نداشته باشند و در نتیجه با فوت عمویم ، پدر بزرگم و بعد هم پدرم ، اوضاع تقسیم سهم الارث حسابی پیچیده شده (این را هم بگویم که مادر بزرگم در قید حیات است!) که بماند . اما فعلاً مشکل اصلی سند دار کردن زمین هاست . از زمین های شراکتی و سهم های چند متری که بگذریم پدر بزرگم سه تکه زمین چند هزار متری اصلی داشته که هرکدام درگیر مشکلات پیچیده خودشان هستند ؛ زمین اصلی که بین بچه ها تقسیم کرد بَر اتوبان است و در نتیجه ارزشش بیشتر است اما اولاً از هر سه طرف مدعی دارد ، دوماً حریم قانونی اتوبان هنوز به طور رسمی مشخص نشده و اینکه آیا بخشی از زمین در این حریم است یا نه؟ سوماً اداره برق هم آمده صاف وسط این زمین تیر دوقلو کاشته و اصلاً عین خیالشان نبوده که اینجا زمین مردم است و ریشه های درخت های انارش هنوز اینجاست و چند متر آن طرف ترش یک طاقی دارد که شاخص نقشه هوایی منطقه است و ... ، زمین دومی که هنوز چند درخت سبز و بارده دارد یک طرفش یک گودی بزرگ و هموار است که شده راه در رو یک نامسلمان برای خالی کردن شبانه نخاله های ساختمانی! (که تخلیه این نخاله ها خودش هزینه ایی چند صد ملیون تومانی می طلبد و تنها راه جلوگیری از آمدش هم دیوارکشی است که به آن هم خواهیم رسید) . زمین سومی هم که بخاطر نزدیک بودن به شهرک صنعتی نجف آباد ارزش خودش را دارد ، آنقدر نسبت به حاجی آباد دور است و دیر به دیر سرکشی می شود که همین هفته که برای دیدنش رفتیم آنقدر ساخت و ساز زیاد شده بود به سختی پیدایش کردیم و همین مسئله باعث شده که همسایه ها حسابی بخور بخور داشته باشند و زمین روز به روز بیشتر آب برود! اصلی ترین چالش سند دار شدن این زمین ها مشخص کردن حدود آنهاست که اینجا سازمان املاک دیوارهای بتونی یک تا سه متری را قبول دارد (ساخت و سازهایی هم که گفتم برای ساختن همین دیوارهای بتونی است) ، و هزینه ساخت این دیوارهای بتونی هم برای هر زمین چند ده ملیون تومان است و با این خانواده ایی که ما داریم ...

خلاصه ، انشالله که بزرگترهایتان صد و بیست سال عمر می کنند ، اما اگر ملکی ، باغی ، زمینی ، دارند که بخصوص سند دار نیست یا حد و حدود مشخصی ندارد و معارض و مدعی دارد ، حتماً این ماجرا را برایشان را تعریف کنید که تا خودشان هستند و راه و چاه را می شناسند تکلیف این ملک را مشخص کنند و حتی اگر قصد تقسیم و فروشش را هم ندارند حداقل مراحل قانونی تملکش را طی کرده باشند .
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
ارسال پست

بازگشت به “بخش اقتصادی و مالی”