آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

آموزش هاي هدفمند هوانوردي در اين بخش ارائه خواهد شد

مدیران انجمن: CAPTAIN PILOT, sokuteasemuni, SAMAN, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

پست توسط sokuteasemuni »

 هرگونه كپي برداري از اين مطلب توسط هر سايت يا انجمن ديگري ، به خصوص "ميهن دانلود" مجاز نمي باشد! 


سلام بر همه ي كاربران عزيز و گرانقدر

انشااالله در اين مبحث به معرفي دانشمندان بزرگ و موثر در عرصه ي فضانوردي خواهيم پرداخت

زيولكوفسكي

تصویر
اين دانشمند در 17 سپتامبر 1857 در دهكده ي ايزوسك (IZHEVSKY) در جنوب غربي روسيه يه دنيا آمد. «زيولكوفسكي» ضمن اينكه به عنوان پدر راكت در روسيه شناخته شده است ، به علت ارائه نظريات و تئوري هاي با ارزشش نسبت به اسلاف خود در زمينه ي چگونگي دسترسي به ستارگان ، پدر غيرقابل انكار كيهان نوردي نيز مي باشد.
او كه از سنين جواني همواره از ناراحتي گوش رنج مي برد ، به علوم فيزيك و هوانوردي اشتياق فراوان داشت و در 16 سالگي براي شركت در سميناري در مورد علوم و رياضيات به مسكو رفت و در راستاي علاقه مندي به اين دو رشته بود كه در مدرسه ي دهكده ي «بوروسك(BOROVSK)» در 90 ك.م. جنوب شرقي مسكو شغل معلمي رياضيات و فيزيك را قبول نمود.
او در اين شغل ، مطالعات جدي و فراواني در مورد كيهان شناسي نمود و محل سكونت خود را به مركز تحقيقات نسبتاً بزرگي تبديل و مدلهاي مختلف راكت را جمع آوري نمود. در سال 1897 زيولكوفسكي در 40 سالگي اصول موتورها‌‌‌[پيشران]ي كنترلي را تعريف و در سال بعد كتابي تحت عنوان «ورود به مدارات ماهواره اي از زمين» منتشر كرد. در پي مطالعات مداوم ، كتاب ديگري با نام «كيهان نوردي» يا استفاده از موتورها[پيشران]ي عكس العملي به رشته ي تحرير درآورد.
او با «مندليف(MENDELEEV)» نيز تماسهايي داشت ، مندليف طي نامه اي به زيولكوفسكي اطلاع داد كه كارهاي او اتلاف وقت است ، با اين وجود به عنوان انجمن شيمي از او خواست كه آنها را از محاسبات آيند مطلع سازد. او اين حرف را با آرامش فيلسوفانه تحمل كرد و همچنان دست از فعاليت برنداشت.

زيولكوفسكي طرح پيشران هاي سوخت مايع را ارائه نمود و متذكر شد كه راكتهاي با سوخت مايع به علت دارا بودن قابليت انعطاف در حين سوختن و سهولت كنترل مناسب تر نسبت به راكتهاي سوخت جامد مزيت داشته و بنابراين بر آنها ارجحيت دارند.

تصویر
او استفاده از سوختهاي مايع هيدروژن ، اكسيژن و هيدروكربنهايي مانند پروگول را توصيه مي نمود. در خلال اين كار زيولكوفسكي مقالاتي منتشر كرد كه اصول رياضي پرواز موشكهاي كيهان نوردي در آنها به بحث گذاشته شده بود. طبق محاسبات او امكان مسافرت بين سيارات و يا استفاده از ماهواره و ايستگاههاي فضايي در مدارات مختلف زمين امكان پذير بود. او ثابت كرد براي ورود به مدار زمين رسيدن به سرعت 8 ك.م. در ثانيه ضروري مي باشد. در سال 1903 اين دانشمند دستگاه كاملي معرفي كرد كه قادر به حمل انسان به فضا بود.

تصویر

نيروي محركه ي اين راكت را اكسيژن مايع و هيروژن تشكيل مي داد. وي با درك مشكلات نيروي محركه ، موتورهاي چند مرحله اي را پيشنهاد داده و فرمولهاي قوانين حركت در فضا را ارائه نمود. اين دانشمند بعد از جنگ جهاني اول داستاني با نام «خارج از فضا» نوشت كه علاقمندان قابل ملاحضه اي را به خود جلب كرد و تا حدودي به محبوبيت وي افزود.

تصویر
  روي جلد كتاب خارج از  

همزمان چندين نفر از جمله «گودارد» در آمريكا و «اوبرت» در آلمان مطالعات خود را در اين رشته ادامه مي دادند و «هرمن اوبرت» مشغول نوشت كتابي به نام «سفر به فضا» بود ، شايد زيولكوفسكي هرگز اسم اين دو نفر را نشنيده بود. كارهاي آنها(موضوع موشك و مسافرت به فضا) در دنيا موجب شد كه اين علاقه در روسيه نيز توسعه يابد و باعث انتشار رساله ي سال 1903 اين دانشمند شود ، در اصل اين رساله زماني منتشر شد كه دنيا آمادگي قبول مطالبش را نداشت. رساله ي مذكور بعدها مجدداً اتشار يافت و سرانجام در سال 1924 از اين دانشمند ، تقدير شاياني به عمل آمد.
در سال 1932 جشن تولد هفتاد و پنجمين سال تولد زيولكوفسكي به طور شايسته اي برگزار شد و مجله ها و روزنامه هاي شوروي مطالب فراواني درباره اش نوشتند. ارتباطات او با انجمن و روش دوستانه ي مردمي كه آثارش را مي خواندند ، باعث شد كه تا حدي تشويق هاي مالي هم از او به عمل آيد. ك.چكترين كار تحقيق وي نياز به پول داشت ، آن هم بيش از پولي كه يك معلم مي توانست خرج كند ، بنابراين وقتي آكادمي سنت پترزبورگ قبول كرد او را در كارش ياري كند و همچنين زماني كه روزنامه اي مقداري پول جهت انجام تحقيقاتش فرستاد ، بينهايت خوشحال شد و در واقع خوانندگان روزنامه 55 روبل و آكادمي 475 روبل برايش فرستاده بودند. در واقع اين پول نمي توانست حتي هزينه ي تلفن كردن او را تأمين نمايد. وقتي فهميد براي آزمايشها به يك تونل باد احتياج دارد ، با حرفه اي كه يادگرفته بود ، در سال 1881 آن را ساخت. يكي از متخصصين بزرگ كه در اين رشته كتابي به نام موشك و مسافرت به فضا نوشته ، ادعا مي كند كه شايد اين تونل باد ، اولين تونل باد در انيا باشد ولي به يقين در روسيه اولين است. يك سال پس از ساخت تونل باد، پست تازه ي معلمي در «كالوگا» كه نسبت به شهرهاي پيشين داراي امتيازاتي بود ، به وي پيشنهاد گرديد و او اثاثيه خود را به اين محل منتقل كرد و تا سال 1920 شغل معلمي را در آنجا ادامه داد.

در سالهاي آخر عمر اين دانشمند ، چند انجمن موشك سازي به كار ساختن موشك اشتغال داشتند و اگر اين دانشمند ده سال ديگر عمر مي كرد ، نمونه اي از موشك ها را كه به صورت باران مهلك بر لندن مي باريد به چشم مي ديد ، ولي او چنين هدفي را در نظر نداشت.
از شروع كار او به سال 1898 اقدام قابل ملاحضه اي در اين زمينه نشد تا اينكه در اكتبر 1957 يعني صد سال و يكماه پس از تولد او ، نخستين قمر مصنوعي جهان به نام «اسپوت نيك» از شوروي به مدار زمين پرتاب شد. اينكه انيا نتوانست به موقع از نظريات اين دانشمند بزرگ بهره گيرد و اهمالي كه ديگران ، در استقبال از نظريات او مبذول داشتند، به هيچ وجه از افتخاري كه شايسته ي يك معلم متواضع مدرسه و محقق كيهان نوردي با نام كنستانتين ادواردويچ زيولكوفسكي ، نمي كاهد.

اين دانشمند نابغه كه نتيجه ي تحقيقاتش براي ساختم موشك وي-1 آلماني مورد استفاده قرار گرفت ، و با وجود داشتن محدوديت ، تلاشهاي ارزنده اي در ساخت موتور راكت و مطالعات كيهان نوردي داشت ، عاقبت در 11 سپتامبر 1935 در 78 سالگي در كالوگا(KALUGA) در حالي از دنيا رفت كه نزديك به 5000 اثر علمي به صورت مقاله و كتاب از خود به جاي گذاشت.

منبع : راكت و موشك هاي استراتژيك جهان ، جلد اول
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

پست توسط sokuteasemuni »

هرمان اوبرت -قسمت اول

تصویر

اوبرت در 25 ژوئن 1894 در شهر كوچك سيبوي روماني متولد شد. او نيز همانند زيولكوفسكي و گودارد به موشك ،فضا و مسافرتهاي فضايي علاقه ي بسيار زيادي نشان مي داد. يك اشكال اوبرت براي رسيدن به هدف خود، اين بود كه پدرش-كه يك پزشك بود-علاقه داشت كه پسرش نيز رشته ي او را دنبال نمايد. او كه از نظر سوابق خانوادگي و موروثي، به آلمان مربوط مي شد، اصرار داشت تا پسرش نيز اين زمينه را در آلمان و دانشگاههاي آن تعقيب كند.
اوبرت در پيروي از تحقيقات پدرش به مونيخ رفت و در رشته ي طب ثبت نام كرد.
تأثيري كه خواندن كتاب هاي تخيلي هوافضايي «ژول ورن» و «لاسويتز» در او گذاشته بود ، آشكا شد؛ به لحاظ اينكه متوجه گرديد كه رشته ي پزشكي نمي تواند خواسته هاي او را برآورده نمايد، از دانشگاه اجازه گرفت تا علاوه بر پزشكي ، در كلاسهاي رياضي و ستاره شناسي نيز شركت كند.
زماني كه اوبرت هنوز دانشجوي دانشگاه بود و 20 سال داشت، جنگ جهاني اول شروع شد و او براي خدمت در نيروهاي مسلح اتريش-كه در آن زمان متحد آلمان بود-احضار شد. محل خدمت او يك بيمارستان صحرايي در پشت خطوط جبهه انتخاب شد و از وقت كافي واظافي كه در اين محل داشت براي مطالعه و تحقيق در مورد محاسبات رياضي مربوط به فضا استفاده نمود. پس از اينكه پي برد براي موفقيت در اين رشته به تكميل اطلاعات خود زمينه هاي رياضي ، نجوم و علوم طبيعي نياز دارد، فهرستي از رشته هاي مورد نياز و پيش نياز هاي مورد نظر خود را جهت رسيدن به اهداف هوافضا تهيه نمود و پايان جنگ نيز فرصتي به او داد تا اطلاعات و معلومات خود را غناي بيشتري ببخشد.


تصویر


بخش از مستندات اوبرت كه در رساله ي خود گرآوري كرده بود ، آن روزها حقايقي شناخته شده بودند و دانشمنداني نظير زيولكوفسكي از شوروي آنها را ارائه داده بودند ، ولي باوجود ابداعات يكسان، هيچ كدام از نظريات يكديگر و نيز نوع فعاليتهايي كه داشت انجام مي گرفت اطلاع نداشتند. وقتي در بهار 1922 اوبرت متوجه شد كه دانشمندي به نام «گودارد» از آمريكا رساله اي را در اين خصوص منتشر مي كند و سرگرم چنين تحقيقي است ، از او خواست كه نسخه اي از رساله اش را براي او بفرستد. در پايانِ نامه اي كه اوبرت براي گودارد نوشت يادآوري كرد كه اين مبحث نياز به همفكري و تبادل نظر همه ي دانشمندان دارد. گودارد مقاله ي خود را براي اوبرت فرستاد. او نظريات گودارد را درمورد سوخت جامد و به كارگيري آن در موشك مطالعه كرد و در نهايت به اين نتيجه رسيد كه شايد گودارد اشتباه مي كند.
بعد از اينكه چندين مؤسسه از اتشار رساله ي تهيه شده ي اوبرت خودداري كردند، عاقبت مؤسسه ي «اولدنبرگ» مونيخ حاضر شد ان را منتشر نمايد. او در مقدمه ي اين كتاب به چهار موضوع به شرح زير اشاره مي كند :
*وضعيت فعلي علم و اطلاعات فني ساخت تجهيزات براي مسافرتهاي فضايي را امكان پذير مي نمايد.
*امكان مسافرت بدون خطر انسان با چنين ماشينهايي موجود است.
*تحت شرايط مشخص ساخت اين تجهيزات مي تواند داراي منافع مادي باشد و امكان تأمين چنين شرايطي در چند سال آينده موجود است.
*اين ماشينها پس از توسعه و تكامل ، به سرعت پرواز مي نمايند كه مي توانند نيروي جاذبه ي زمين را ترك و به راحتي در فضا ادامه ي مسير دهند.
در بخش اول كتاب اوبرت استدلال كرده بود كه موشك مي تواند به سرعتي برسد كه از سرعت خروج گازهاي حاصله از سوخت از نازل موتور ، بيشتر باشد. در همين بخش بيان نموده بود كه امكان خنك كردن موتور با استفاده از سوخت پيشران موجود است. اين مطلب يعني خنك كردن موتور با استفاده از برودت سوخت آنها ، امروز مطرح مي باشد.
در بخش دوم كتاب به آلات و ادواتي اشاره مي شد كه جهت انجام تحقيقات در جو بالا ضروري است.
در قسمت سوم نيز به كشتي فضايي و ساختمان آن اشاره مي شد كه در يك مدار به دور زمين در حال حركت مي باشد. راجع به لباس فضانوردي و ديگر ملزومات نيز در كتاب بحث شده بود.
رساله ي اوبرت با هيجان ملايم مردم روبرو شد و برخلاف انتظار ، حتي مردم عادي آن را مطالعه نمودند. اين كار باعث گرديد كه اين كتاب مجدداً به نحو ديگري كه خواهيم گفت تجديد چاپ و انتشار شود.
صرف نظر از اينكه مندرجات رساله و محاسبات انجام شده همه تئوري بودند و محاسبات نيز بر مبناي تخيل انجام شده بود ، بعضي رساله ي اوبرت را رد مي كردند و عده اي نيز عقيده داشتند مطالب مزبور ، مطالب بي ضرري است كه از ذهن يك نويسنده تراوش نموده است. اگر چه خود اوبرت نيز متوجه شده بود همه ي مباحث مورد نياز را معرفي ننموده ، ولي براي هر كار عملي ابتدايي و يا تحقيق ، نياز به پول داشت. درپي تلاش براي تأمين هزينه ي زندگي و تحقيق سرانجام در پست معلم رياضيات مدرسه ي مدياش محل تولد خود مشغول به كار گرديد.
به جهت تلاش اوبرت براي كسب درآمد بيشتر و قبول پيشنهاد يك نويسنده از او كه داستان تخيلي مسافرت به فضا با استفاده از مضامين فني ارائه شده ي او تدوين نموده نمايد ، او اين پيشنهاد را پذيرفت. نتيجه ي انتشار اين كتاب با متن شيوا در سال 1929 باعث شد كه عده ي بيشتري به علوم هوافضا علاقمند گردند و اين اشتياق موجب شد تا تعدادي علاقمند ، انجمني به اين نام را تشكيل دهند و از اوبرت دعوت نمايند تا عضويت اين انجمن را قبول نمايد. چنين انجمني در شوروي نيز تشكيل شده بود.
به موازات تلاش اوبرت براي تأمين نيازهاي تحقيقاتي انجمن مهندسي آلمان ، مقاله هايي منتشر شد كه از عقايد او انتقاد مي كرد و مستنداتش را رد مي نمود. وقتي در سال 1928 از او دعوت شد كه در انجمن علوم هوافضا سخنراني نمايد ، اوبرت به اختصار صحبت كرد. دلايل او در اين سخنراني آنچنان محكم و دقيق بود كه منتقدانش هرگز حاضر به ادامه ي بحث در مورد عقايد وي نشدند. او در پاييز همان سال به رياست انجمن علاقمندان به هوافضا انتخاب شد.
در يك برنامه ي ديگر از او خواسته شد كه براي ساختن فيلمي به نام «دختري در كره ي ماه» موشك نمايشي طراحي كند. او تلاش هايي را در اين زمينه انجام داد ولي نتوانست به موقع آن را تكميل نمايد و قسمتي از پس اندازش را در اين تلاش از دست داد. با نماش اين فيلم كه به كارگرداني «فريتز لانگ» ساخته شده بود ، دو فرانسوي به نام هاي «اسنولت پلتري»(خلبان) و «اندره هيرش»(بانكدار) به طور مشترك جايزه اي را براي فعالان و محققان امور هوافضا اختصاص دادندو اين جايزه كه به اوبرت تعلق گرفت باعث اشتهار بيشتر او گرديد.
يك سال بعد اوبرت دوباره به لندن بازگشت و به تكميل موشك نمايشي مذكور پرداخت. در يك همفكري ، «فني نبل»(خلبان) كه به عنوان معاون در پروژه با او همكاري مي كرد ، از او خواست از پيشران سوخت جامد استفاده نمايد. اين پيشنهاد باعث ناخشنودي اوبرت شد و تصميم گرفت اين موشك را به يك سيرك بفروشد و از پول آن موشك ديگري بسازد.

ادامه دارد...
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

پست توسط sokuteasemuni »

هرمان اوبرت -قسمت دوم و آخر

در ادامه ي تلاش جهت تأمين منابع مالي براي ادامه ي تحقيقات ، تنها يك مؤسسه كه شبيه به مؤسسه ي استاندارد بود ، حاضر شد در آزمايش موشك سوخت مايع اوبرت شركت كرده و در صورت تأييد ، گواهي نامه اي صادر كند. آزمايش مزبور انجام شد و موتور سوخت مايع اوبرت كه از اكسيژن مايع و بنزين استفاده مي نمود توانست 90 ثانيه بدون اشكال كار كند و مؤسسه نيز گواهينامه اي را در اين حد صادر كرد. اوبرت كه در تلاش تأمين منابع مالي بود ، همزمان از مدرسه ي «مدياش» نامه اي دريافت كرد كه در سركار خود حاضر شود. در نامه قيد شده بود براي مدرسه ممكن نيست بدون اينكه اوبرت در آن حضور يابد ، حقوق او را بپردازد. اين موضوع باعث گرديد تا از دوستان خود جدا شده و به مدرسه ي مزبور برگردد.

[External Link Removed for Guests]

بدين ترتيب اوبرت 5 سال در مدياش ماند و به مطالعه خود ادامه داد. در سال 1938 از او دعوت شد كه به يك برنامه ي تحقيقاتي موشكي در وين بپيوندد. او كه در اين موقع 44 سال داشت ، به منظور كسب درآمد كافي و انجام تحقيقات ، موطن خود را ترك كرد و به پورژه ي مزبور پيوست. مدت زيادي از حضور او در اين پروژه نگذشته بود كه اتريش با آلمان در حال گسترش و توسعه ، متحد شد. آلمانيها كه در فكر دستيابي به موشك هاي قويتري بودند و گروههاي تحقيقاتي آنها در «پنماندي» فعال بود ، از اوبرت دعوت كردند. هدف آلمان از پيوستن اوبرت به گروه پنماندي نه از بابت كمك به پيشرفت تحقيقات بود ، بلكه بيشتر اين مسئله مدنظر بود كه كشورهاي ديگر به فكر استفاده از دانش او در امر ساختن موشك نشوند. او كه متولد آلمان نبود ، مانند دانشمندان آلماني الاصل ، امكان شركت در پروژه هاي مطرح و حساس را نداشت؛ از اينرو وقتي پروژه ي ساخت پمپ سوخت به وي واگذار شد و بعد متوجه شد كه اين كار قبلاً انجام شده است ، بشدت ناراحت شد و احساس حقارت كرد.

[External Link Removed for Guests]

همزمان از اوبرت خواسته شد كه تابعيت آلمان را قبول كند و او نيز سرانجام اين پيشنهاد را پذيرفت. وقتي اوبرت در آزمايش V-2 شركت نمود ، اعلام كرد اگر به موقع با او همفكري مي شد ، شايد موشك V-2 به شكل بهتر و كامل تري توسعه مي يافت. اين ادعا باعث ناخشنودي مسؤلين پروژه ي مذكور شد و همزمان اوبرت باوجود نااميدي نتوانست جلو فكر خلاق خود را بگيرد ؛ به همين دليل به رؤساي خود ، ساخت موشك ضدهوايي را با پيشران سوخت جامد پيشنهاد نمود. در ارتباط با اين پروژه نيز اين پاسخ را دريافت كرد كه در شرايط موجود چنين موشكي را نمي توان در پنماندي آماده نمود.
پس از پيروزي متفقين ، اوبرت براي مدت كوتاهي توقيف و پس از بازجويي ب وسيله ي قواي انگليس آزاد شد. كمي بعد براي ادامه ي تحقيقات در زمينه ي موشك به اتاليا رفت ولي در آنجا نيز موفقيتي را كسب ننمود.

تصویر

باوجود اين فراز و نشيب ها ، اوبرت كسي نبود كه فراموش شود. آلماني هايي كه در آلاباماي آمريكا به كار تحقيق و ساخت موشك كشغول بودند و از ارزش كارهاي او آگاه ، با وي مكاتبه كردند و از او خواستند تا به آمريكا برود. اوبرت در سال 1945 بعد از دريافت دعوتنامه ي كتبي با آمريكا مسافرت كرد و در پروژه ي ساخت موشك «رداستون-REDSTONE» مشغول به كار شد. او فكر خود را براي پرتاب اين موشك كه كارنامه ي موفقي داشت به كار انداخت.

تصویر

اوبرت پي از فعاليت در پروژه هاي مختلف ، در 68 سالگي سال 1962 بازنشسته شد. در جولاي 1969 به آمريكا بازگشت تا شاهد پرتاب راكت «ساترن 4» باشد كه حامل خدمه ي «آپولو 11» در اولين مأموريت فرود بر روي ماه بود.
بحران انرژي 1973 ،اوبرت را به فكر جستجو براي منابع جايگزين انرژي انداخت از جمله طرحي براي يك نيروگاه بادي كه از نيروي تندباد ها استفاده كند. اما با اين وجود ، علاقه ي اصلي او در دوران بازنشستگي پرداختن به سؤالات مطلق فلسفي بود و تأليفاتي هم در اين دوران داشت.
اوبرت در 28 اكتبر سال 1989 در نورنبرگ از دنيا رفت.
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

پست توسط sokuteasemuni »

 گودارد

تصویر

گودارد آدمي كم حرف و ساكت بود و از كار صحبت نمي كرد ، مگر اينكه به نتيجه ي سودمند برسد. او در 15 اكتبر 1882 در ورستر ماساچوست آمريكا متولد شد. با مطالعات و دستاوردهايي كه كه اين دانشمند داشته ، چنانچه زيولكوفسكي را پدر علم راكت بدانيم ، بدون شك گودارد را بايد پدر مهندسي راكت خطاب كنيم. اگر چه اين دو نابغه چندين دهه بدن اطلاع از هم بودند ، ولي تحقيقاتشان عملا به موازات يكديگر بود.

تصویر

گودارد كه به شدت علاقمند به پرواز بود ، پس از پايان دوره ي دبيرستان به مؤسسه ي پلي تكنيك «ورستر» در بوستون رفت.
در سال 1908 يعني در سن 25 سالگي از آنجا فارق التحصيل شد. در اين مدت او مطالعات خود را مورد راكت به شدت دنبال كرد و به اين نتيجه رسيد كه راكتهاي با سوخت مايع ، مزيت بالاتري نسبت به راكتهاي با سوخت جامد دارند. همانند زيولكوفسكي ، او دريافت كه اكسيژن و هيدروژن مايع براي اين نوع موتورها مناسب است. او بر اين اساس ، ساختمان موتور راكت حقيقي را – كه پرواز در آسمان را ميسر نمود- ساخت. گودارد مدرك فوق ليسانس خود را در سال 1911 از داتشگاه كلارك در رشته ي فيزيك دريافت نمود و به عنوان پرفسور فيزيك ، در دانشگاه پرينستون ، براي يك كار تحقيقي يكساله مشغول گرديد و به طور جدي به كار موشك پرداخت. در سال 1914 پس از طي دوران نقاهت و مريضي ، دوباره با عنوان معلم فيزيك به دانشگاه كلارك بازگشت و تصميم گرفت محاسبات خود را با پول خود و هزينه ي كمي كه واگذار مي شد ، عملاً تجربه كند. گودارد كه مطالعات خور را در زمينه ي راكت دنبال مي كرد ، در حقيقت پايه گذار راكتهايي است كه هم اكنون به شكل فعلي در قرن 20 شناخته شده است. او در سال 1919 كتابي تحت عنوان روشهاي رسيدن به ارتفاعات غوق العاده بالا منتشر ساخت.

تصویر

گودارد همچنين اعلام نمود كه با به كار گيري شكل خاصي از نازل مي توان با سوخت ثابت ، سرعت پرتاب را 8 برابر بالا برد و با اين كار نه تنها سرعت 8 برابر بيشتر خواهد شد بلكه برد راكت نيز به 64 برابر اوليه افزايش پيدا مي كند. او دريافت كه براي رسيدن به سرعتهاي مافوق صوت ، موتورهاي سوخت مايع بر موتورهاي با سوخت باروتي ارجحيت دارند.
گودارد سرانجام در سال 1926 راكت با سوخت مايع و نفت را آزمايش نمود ؛ اين راكت با سرعت 600 مايل در ساعت تا ارتفاع 184 پا صعود كرد و سرانجام طي آزمايش هاي متعدد ، سرعت مافوق صوت را در راكت به دست آورد.
چنانچه دولت آمريكا بودجه ي تحقيقاتي وي را تأمين مي كرد ، چه بسا اولين كشور در توسعه و طراحي كارهاي موشكي ميشد. از جمله كارهاي گودارد ، پرتاب موشكي با سوخت مايع به طول 3.35 متر را در سال1030 مي توان نام برد. آزمايش اين موشك كاملاً موفقيت آميز بوده است. او براي كنترل جريان سوخت به محفظه ي احتراق يك شير كنترل طراحي و نصب نمود. از اين طريق موشك قادر بود به طور اتوماتيك خاموش شود. او براي هدايت و كنترل ، پره هاي متحركش را در خروجي نصب كرد.

اين دانشمند ، اولين كسي بود كه تفكر راكتهاي چند مرحله اي را به ثبت رساند و از جايروسكوپ براي هدايت خودكار مسير موشك ها استفاده كرد. در 28 مارس 1935 اولين موشك مجهز به جايروسكوپ گودارد ، 4800 پا به صورت عمودي پرواز كرد و سپس به كمك گرفتن از كنترلهاي سطحي-افقي حدود 550 مايل در ساعت ، هزار و سيصد پا پرواز نمود.

هنگامي كه بعد از خاتمه ي جنگ جهاني دوم ، از كارشناسان آلمان كه به آمريكا منتقل شده بودند، پرسيده شد چه اطلاعاتي پايه و اساس توسعه ي موشك در آلمان قرار گرفت ، آنها گفتند : بهتر است اين را از گودارد بپرسيد ، ما هرچه اطلاعات داريم از اوست.

او ضمن كار در نيروي دريايي آمريكا در مورد بهسازي سيستمهاي هدايتي موشك در سال 1945 به عضويت هيئت مديره ي مجمع راكتي آمريكا (َAmerican Rocket Society) انتخاب شد و سرانجام در ماه اوت همان سال در سن 62 سالگي پس از 42 سال تلاش تحقيقي و ثبت 214 اختراع ، از دنيا رفت. با فوت اين دانشمند ، دنيا مخترع بزرگي را كه كشورش قادر به تشخيص نبوغ او نشد ، از دست داد.


 
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

پست توسط sokuteasemuni »

 فون براون

تصویر

اين دانشمند در 23 مارس 1912 در يك خانواده ي ملاك و ثروتمند آلماني به دنيا آمد. پدرش در رشته ي كشاورزي فعاليت مي كرد و از اينكه مي ديد پسرش علاقمند به امور كشاورزي نيست بسيار متعجب و مأيوس بود. علاقمندي و جذابيت علوم نجوم در فون براون ، باعث شد كه از دوران دبيرستان كسب آگاهي از وضعيت ستارگان را با جديت دنبال نموده و نحوه ي مسافرت به كهكشانها را مطالعه كند.

وي بعد از ورود به انستيتو تكنولوژي برلين ، به اتفاق جمعي از علاقمندان و محققان، مجمعي را براي كيهانگردي تأسيس كردند و محلي را در «Vrein pur raunmschiffahrt» نزديك برلين براي آزمايشهاي موشكي انتخاب نمودند. اين مركز كه بعدها ،به «Raktenflughlatz» (به معني مركز تحقيقات و آزمايشهاي موشك) معروف گرديد ، مبدأ تحقيقاتي قرار گرفت كه در جنگ جهاني دوم ، به ظهور V2 انجاميد. او به عنوان يك عضو پيشتاز و شاخص ، اين مجمع را اداره مي كرد و علي رغم پيدايش مشكلات در سالهاي اول ، بعدها با تلاشهايي كه به عمل آمد ، با نتايج جالبي مواجه گرديد. ادامه ي اين تحقيقات به طوري كه بيان شد به پيدايش وي-2 انجاميد.

غير از مركر مذكور ، مركز تحقيقات ديگري ، نيز وجود داشت ، كه زير نظر سرتيپ «دورنبرگر-Dorenberger» اداره ميشد و مخصوص تحقيقات موشكي ارتش بود. اين مركز در«كنمرسدورف غربي»، 27 ك.م. جنوب برلين قرار داشت.

در يكي از روزهاي ماه جولاي ، به دنبال دعوتي كه از گروه «كنمرسدورف» جهت حضور در يك آزمايش ساده موتور كوچكي به عمل آمده بود ، سرتيپ دورنبرگر با فون براون ملاقات كرد. اگرچه آزمايش مذكور موفق نبود ، برتري و پيشتازي فون براون در تحقيقات موشكي مورد توجه دورنبرگر قرار گرفت و بعدها از او دعوت شد كه در بخش تحقيقات مربوط به تسليحات ارتش همكاري نمايد و در همين سال ، فون براون به صورت يك محقق غيرنظامي به اين مركز پيوست. تقويت و پشتيباني دولت از اين مركز باعث گرديد كه بتدريج مركز تحقيقات راكت و موشك آلمان(راكت نفلوگپلانژ) در رينكيندورف ، جذب اين مركز شده و همزمان برنامه هاي تحقيقاتي موشكي آلمان نيز گسترده تر و جدي تر شد.
  تصویر 
 

گروه كنمرسدورف كه فون براون سرپرستي فني آن را بر عهده داشت و زير نظر دورنبرگر اداره مي شد ة در سال 1933 با تجربيات كسب شده براي موشكهاي «AGREEGATE» وسري اول آن(A1) ،اقدام نمود. سوخت پيشنهادي موشك مذكور ، اكسيژن مايع و الكل بود كه براي توليد تراست 300 ك.گ. طرح شده بود. هنوز كار اين پروژه كامل نشده بود كه به خاطر بالا بردن پتانسيل نيروي موشكي ، نوعي قوي تر از آ-1 ، يعني آ-2 به پيشنهاد ارتش در دستور كار گروه كنمرسدورف قرار گرفت و عاقبت اين موشك كه مشابه آ-1 بود ، با تراست 1000 ك.گ. در سال 1934 با موفقيت آزمايش شد.

بعد از كسب پيروزي در آزمايش توليد موشك آ-2 و ادامه ي سياست دسترسي به موشك قويتر ، باعث شد كه توليد موشك زمين به زمين نسل آ-3 مورد توجه قرار گيرد ولي انجام آزمايش آن مستلزم اين بود كه محدوديتهاي فني مركز كنمرسدورف حل شده و يا محل آزمايش به جاي ديگري با امكانات وسيع تر منتقل شود.

به دنبال مسافرت كريسمس كه فون براون در سال 1935 در انكلام (ANKALAM) نزديك رودخانه ي پني در كنار درياي بالتيك داشت ، محل جديدي در منطقه س مزبور به نام «پنماندي-peenemunde» جهت تغيير محل آزمايشها پيشنهاد و تعيين شد. به اين ترتيب، مركز پنماندي به تجهيزات بسيار پيشرفته و مدرني تجهيز شد و در اين مركز بود كه آزمايشهاي موشكهاي A5 ، A4 و A3 انجام گرديد و فون براون در اين محل فعاليتهاي تحقيق و طرح و توليد را سرپرستي مي كرد. طبق برنامه ، آلمانها در نظر داشتند قدرت موشكهاي A9 و A10 از نسل Agreegate ، به اندازه اي باشد كه با آنها نيويورك و ساير شهرهاي آمريكا را هدف قرار دهند؛ به هر حال در دسامبر 1937 موشك A3 نيز با موفقيت در پنماندي آزمايش شد.
 
 تصویر  
آزمايش موشك V-2   

موشك A4 كه به پيشنهاد«گوبلز» رئيس تبليغات هيتلر به V2 شهرت يافت ، به شرحي كه گفته شد با تراست 25 تن آزمايش شد و با بهسازيي كه روي آن انجام گرفت ، در واقع كليه ي مشخصات موشك هاي امروزي ، منظور و حصول فني اين موشك بود كه مشكل تسخير كهكشان را حل و مسافرتهاي فضايي را از رؤيا به عمل نزديك ساخت. محل تحقيقاتي پنماندي در نيمه هاي شب هفدهم ماه اوت يا آگوست 1943 توسط 300 هواپيماي جنگي انگليسي به شدت بمباران شد. در اين بمباران كه به وضوح مشخص بود انگليسي ها به نواحي مسكوني مسؤلين و كاركنان پروژه را هدف قرار داده اند، دكتر «تايل-TYLE» همراه با خانواده و 735 نفر از كاركنان پروژه ي V2 كشته شدند.  
 [External Link Removed for Guests]  
پنماندي        ادامه دارد... 
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: آشنايي با دانشمندان عرصه ي فضانوردي

پست توسط sokuteasemuni »

 اگر چه دكتر تايل مرد محقق و روشنفكر و مسئول پروژه ي وي-2 جان خود را از دست داد و آسيب جدي به مركز وارد شد ، ولي عاقبت در سال 1944 اين پروژه به توليد انبوه رسيد.
برابر اسناد منتشره تا ماه مارس 1945 ، هزاران موشك وي-1 و وي-2 به سوي هدفهايي در انگليس و وي-2 به سوي اهدافي در جبهيه ي متفقين پرتاب گرديد. بايد گفت تعداد زيادي از اين موشكها به خصوص وي-1 به مقصد نرسيد و در اثر بروز عيب در حين پرواز و يا توسط پدافند هوايي سرنگون گرديد. بنابر اظهارات دورنبرگر ، 4500 فروند موشك وي-2 در طول جنگ شليك شد. از اين تعداد 1500 فروند آن به سوي انگلستان پرتاب شد كه 1100 فروند آن به اهداف از پيش تعيين شده اصابت نمودند ؛ 1000 فروند هم بسوي بندر «انتورپ» كه در دست متفقين بود ، شليك گرديد.
 


 تصویر 

 تصویر 
 
 
در واقع مساعدتهاي عمده اي كه از پيشرفت پروژه ي وي-2 تحت نظارت فون براون به موشك سازي شد ، به قرار زير است :
* توسعه ي پيشران موشك در حدي كه تا آن تاريخ در عمل انجام نشده بود.
* به كارگيري آيروديناميك سرعت زياد در واحدهاي نسبتاً بزرگ.
* ابداع يك سيستم هدايت مناسب با استفاده از جايروسكوپ و شتاب سنج.
 

 [External Link Removed for Guests] 
 
بعد از شكست آلمان و خودكشي هيتلر در سال 1945 و اشغال آلمان به وسيله ي آمريكا و شوروي ، دو كشور مذكور با دستيابي به كارخانجات ، دانشمندان و اسناد پروژه ي موشكي آلمان در پنماندي و انتقال آنها به كشورهاي خود ، اقدام به توسعه ي برنامه هاي موشكي خود با استفاده از دستاوردهاي حاصله از جنگ و پيروزي خود بر آلمان نمودند. هنگامي كه قواي روسيه وارد مركز تحقيقات پنماندي شد ، آنجا را خالي از مهندسين ، تكنيسينها ، مدارك و نقشه ها يافت. ارتش روسيه نسبت به جمع آوري تأسيسات مذكور اقدام نموده و با تلاشي كه انجام دادند، مهندس «هلموت گروتروپ» ، فرد ارزشمند و متخصص هدايت وي-2 را به روسيه منتقل نمودند. بر خلاف مهندس هلموت كه به روسيه خوش بين بود ، فون براون از طريق برادر خود با آمريكا ارتباط برقرار كرد و بعد از دريافت دعوتنامه مبني بر اينكه مي تواند بقيه ي تحقيقات خود را در آمريكا انجام دهد ، خود را تسليم قواي آمريكا كرد. سرتيپ دورنبرگر به وسيله ي قواي انگليس اسير و بعد از دو سال پيگيري به آمريكا منتقل شد. دستيابي روسيه به موشكهاي «اسكاد آ و بي» در سالهاي 1955 و نيز آمريكا به موشكهاي «رداستون آرسنال» در واقع نتيجه ي كارهايي بود كه در پي اين اقدامات حاصل شد.    تصویر 


 تصویر 

 پرتاب رداستون در 17 سپتامبر 1958 
 
دورنبرگر در كتابي موسوم به وي-2 كه در سال 1954 در آمريكا انتشار يافت ، مي نويسد : بعد از دريافت حكم تصدي تحقيق درباره ي اصول اوليه ي موشك ، به دنبال اخذ مدرك مهندسي و اينكه پي برد نه سازمانه صنعتي و نه سازمان تحقيقات دانشگاه نمي توانند كمكي به او كنند، لذا همه را مطلع ساخت كهخ مشتاق هر طرح يا مدل موشكي است كه ميل داشته باشند نمايش بدهند و به طور طبيعي افراد زيادي پيدا شدند. او مي گويد در آن ايام وظيفه ي ما اين بود كه گندم را از كاه جدا كنيم ، زيرا محيط پر از دانشمندان قلابي و ياوه گو شده بود.  

 تصویر  دورنبرگر 

  كه توانايي واقعي داشتند بسيار كم بودند ، او اضافه مي كند كه سد بزرگ در راه تسريع تحقيقات موشكي ، نداشتن پول بود و مقرراتي كه او را از خرج كردن بودجه ي ناچيزش براي خريد ماشين آلات و مايحتاج اداري باز مي داشت. او به طور رسمي اجازه داشت كه فقط ابزار و وسايل آزمايش بخرد و از هيچ مجراي رسمي نمي توانست به اندازه ي يك ورق كاغذ يا مداد براي ثبت نتايج آزمايش خود تهيه نمايد.  

 تصویر 
 فون براون و دورنبرگر 
 
دورنبرگر مي گويد جواناني كه براي ساختن نيرومند ترين سلاح موشكي دنيا كاملاً عزم خود را جزم كرده بودند ، توانستند براي اين ممنوعيت چاره اي بينديشند. آنها صورت اجناس را چنان ماهرانه تنظيم مي كردند كه امراي ارشد ارتش بدون اينكه زحمت خواندنش را به خود بدهند ، تصويب مي نمودند. براي مثال براي مدادتراش اينطور سفارش مي دادند : " تيغه براي تيز كردن استوانه هاي چوبي به قطر 5 م.م." و يا در خواست يك ماشين تحرير چنين بود :"وسيله اي براي ثبت مشخصات آزمايشي با استوانه ي گردان".
دورنبرگر مي نويسد : وقتي راهها از همه سو بسته مي شد به لغت سحرانگيز «محرمانه» پناه مي برديم ، در اينصورت با وجدانترين كارمند دفتري ، معمولاً مي ترسيد از يك افسر اداره ي تسليحات كه وسيله ي مخصوصي را براي به كارگيري در آزمايشهاي موشكي لازم دارد ، زياده از حد سوال كند. تجربيات سالهاي اول اقامت فون براون در آمريكا از بعضي جهات شباهت به كار در سالهاي ابتدايي پنماندي داشت ، لذا مجدداً مجبور بودند با مضيقه كار كنند ، زيرا مسئولين امور علاقه اي به توليد سلاح هاي موشكي دوربرد نداشتند. جنگ كره اين انگيزه را زنده نمود و موجب شد در برنامه هايي كه فون براون و همكاران او كه نقش اول را در اين صنعت بازي مي كردند ، در سال 1953 موفق به پرتاب نخستين سلاح موشكي رداستون با محموله ي اتمي از دماغه ي(كيپ)كاناورال شوند. فون براون دانشمندي بود كه در آمريكا رياست قسمت عمليات توسعه ي اداره ي موشكهاي ارتش آمريكا را به عهده داشت. وقتي در اكتبر سال1957 كه نخستين قمر مصنوعي اتحاد جماهير شوروي به نام «اسپوتنيك» پرتاب شد، به رؤساي خود گفت كه همراه افراد خود مي توانند پس از لحظه اي كه به آنها اجازه داده شود ، به فاصله ي 60 روز اولين قمر مصنوعي آمريكا را آماده ي پرواز نمايند ؛ پس از كسب اين اجازه در شب 31 ژانويه ي 1958 موشك كاشف آمريكا به هوا رفت و در مدار زمين به گردش در آمد. در همان شب فون براون بيش از آنچه در آلمان آوازه داشت ، در آمريكاه مشهور شد و به مقام يك قهرمان رسيد. به دنبال كسب اين موفقيت ، پدر فون براون كه در دهكده ي «باوارين» دوران بازنشستگي خود را مي گذراند ، طي مصاحبه اي اعلام كرد : « من و همسرم از اين موفقيت فرزندمان كه در جواني حاضر به دنباله روي و تعقيب شغل پدرش نبود ، بسيار خوشحال هستيم و از اينكه مي بينيم او پسر افسانه اي شده است در شادي به سر مي بريم.» 

 تصویر     =======+++++==========+++++======       ي اخلاقي اينكه بايد تلاش كرد و به رسيدن به هدف فكر كرد و از كمبود امكانات نترسيد و ...  
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “مدرسه هوانوردي”