صفحه 15 از 45

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۲۵ ب.ظ
توسط Leila
حالا اگه پرسيد طوري نمي شه
به ذهنش اومده پرسيده :-(

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۳۳ ب.ظ
توسط sandbad
اختلاف سليقه امريست کاملا طبيعي و عادي کنار امدن فقط در صورتي ممکنه که ما سعي نکنيم اطرافيان (طرف مقابل) را تغيير بديم جون امکان پذير نيست تغيير از خود ما شروع ميشه ما وقتي خودمان را تغيير ميديم دنيا براي ما تغيير ميکنه :-)

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۴۶ ب.ظ
توسط ARMIN
Leila, پس نبايد از جوابشون ناراحت بشن. :-)

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۲۸ ب.ظ
توسط arian
دوستان با تشكر از همتون
بنظر من عشق واقعي توي يك زندگي باشه بقيه مشكلات حله :-) :-)

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۳۶ ب.ظ
توسط ARMIN
arian, باور کن عشق همه چيز نيست. اگر تفاوت ها زياد باشه عشق به مرور زمان کمرنگ خواهد شد. در داستان بالا هم عشق بود که توانست 3 سال تحمل کنند ولي به مرور زمان کمرنگ شده.

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۳۳ ب.ظ
توسط Leila
نه
به اين چيزاي كوچيك نبايد از دست همديگه ناراحت بشن
بايد بتونن راحت حرفاشونو به هم بزنن.

ارسال شده: دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط Reibon2002
Leila,
ARMIN,

مثل اينکه دوتاتون رو جو گرفته ها ! :shock:
خيلي جالب جواب همديگه رو دادين !!!

ارسال شده: دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۲۳ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
آرمین جان
این حرف را نزن چون اگر خانومت این حرف را بشنوه ......( دیگه خودت میدانی و خدای خودت ) :-(
ولی در کل درست گفتی

ارسال شده: دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۱۶ ق.ظ
توسط essi10
Fareed3230
ازدواج : الف = ارتباط ، ز = زوجين ، د = در ، و = وادي ، الف = اشيانه ي ، و در آخر جيم = ...
من با حرف جيم مي خواستم كلمه اي بگم كه در ذهنم نيومد.
ممنون

دختران بخوانند

ارسال شده: دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۳۰ ق.ظ
توسط essi10
دختران بخوانند

در پشت پيشخوان يك اغذيه‌فروشي، دختر نوجوان محجبه‌اي به نام «سارا اسماعيل»، مشغول رسيدگي به درخواست مشتريان است. چشم همه آنان بدون استثنا به سمت سارا خيره مي‌شود كه روسري سرش كرده است و اگر سارا مي‌خواست، به اين ‌نگاه‌ها توجهي كند، نمي‌توانست به پوشش خود ادامه دهد.


به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «كريستين ساينس‌مانيتور» نوشت: در برخورد با زن و شوهرها، مادران و بچه‌هاي كوچكشان و پسرها، با همه يك‌جور رفتار مي‌كند و كارش را انجام مي‌دهد. در بين كاركنان، فقط او باحجاب است. حجاب، پوششي است كه مو، گوش و گردن زنان مسلمان را پوشيده نگه مي‌دارد. تناقض عجيبي بين سارا و اعضاي خانواده‌اش كه روبه‌روي مسجد بدون حجاب منتظرند، وجود دارد.

تشخيص سارا در ميان ديگر دوستان نوجوانش كه دوستان غيرمسلمانش لفظ «حجابي‌ها» را در مورد آنان به كار مي‌برند، سخت است. اين دخترها پس از خواندن نماز، به فروش كيك شكلاتي مي‌پردازند تا پول به دست‌ آمده از آن را براي مسجد جمع‌آوري كنند و بعد از آن، وقت خود را به گفت‌وگو و خنده و بررسي SMS موبايل‌هاي خودشان صرف مي‌كنند. او دانش‌آموز سال آخر دبيرستان است و درباره حجاب خودش مي‌گويد: اين تنها يك نوع پوشش نيست، بلكه نشان‌دهنده سبك زندگي و نشان‌دهنده هويت من است. او الكل نمي‌نوشد و سيگار نمي‌كشد و قرار ملاقات با پسري نمي‌گذارد و پنج نوبت در روز، مشغول انجام هر كاري باشد، به نماز مي‌ايستد. او يكي از تعداد رو به رشد نوجوانان آمريكايي مسلمان است كه حجاب دارند. چيزي كه در دوره متوجه سوءظن‌ها و ترديدها به سمت اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر، جاي تعجب دارد.

او با اين‌كه سال آخر دبيرستان است، تقاضانامه‌هاي گوناگون از كالج‌هاي مختلف كه اطمينان پذيرش در آنها را دارد. براي او مي‌رسد، ولي همچنان منتظر شنيدن پاسخ تقاضاهاي از گزينه برترش يعني دانشگاه «بوستون» است.

سارا يك زندگي معمولي دارد و در اغذيه‌فروشي كار مي‌كند و به باشگاه ورزشي مي‌رود. شب‌هاي جمعه را در مسجد و تعطيلات آخر هفته را هم با ديگر دوستان باحجابش مي‌گذراند. همچنين با آنان به رانندگي در بوستون مي‌پردازند و يا به گردش در ميدان‌ هاروارد در كمبريج مي‌روند.

سارا پايبند اصول اخلاقي و مصمم است و در عين خوش‌برخورد بودن، نماينده ثابت‌قدم مذهبش است و توانايي اين را دارد كه از پس نگاه‌ها و پرسش‌هاي ديگران برآيد.

او به اين سؤال كه يك زن مسلمان بودن به چه نحوي است، پاسخ داده است، به گونه‌اي كه خود سارا، تصميم به انتخاب حجاب گرفت. در حالي كه هيچ‌كدام از خواهران ديگرش اين كار را نكردند. وقتي او مسئله حجاب را مطرح كرد، مادر مصري او از وي خواست كه با دقت اين موضوع را بررسي كند.

سارا تابستان همان سال به خواندن قرآن و حديث پرداخت و خود را آماده انتقال از يك دبيرستان خصوصي اسلامي به يك دبيرستان عمومي كرد.

«سينتيا اندرس»، نويسنده مقاله «كريستين مانيتور» در تعريف «حجاب» مي‌گويد: در اسلام به حجب و اعتدال در پوشش و رفتار همه پيروان اين دين تأكيد شده است. زناني كه در محيط عمومي ظاهر مي‌شوند، دست، بازو و پاي خود را از ديد مردان جامعه پوشيده نگه مي‌دارند.

سارا مي‌گويد: حجاب يك تذكر دايمي براي اوست كه به خود و ديگران احترام بگذارد و اين كار، او را به پايبندي‌‌اش بر اصول اسلامي، اطاعت و نيكوكاري و نوع‌دوستي تشويق مي‌كند. او ادامه مي‌دهد: شما بايد هميشه خدا را در هر كاري كه در حال انجامش هستيد، در نظر بگيريد. هر كاري كه مي‌كنيد، بايد خدا از آن راضي باشد. طرز رفتار سارا كاملا حساب‌شده و محدود است. او مي‌گويد: اگر مي‌‌خواهيد از يك الگوي رفتاري متعادل و محترمانه پيروي كنيد، بايد خودتان باشيد. البته بايد گفت سارا تاكنون به خاطر حجابش مورد اذيت قرار نگرفته، چراكه بيشتر اين امنيت را مرهون زنان مسلمان پيش از خودش است.

سارا دوستان غيرمسلمان هم دارد كه در البته سطح معمولي است. او معتقد است در روابط به مرزهايي مي‌رسيد كه نبايد پا را فراتر بگذاريد؛ يعني نوشيدن مشروب و پارتي رفتن در زندگي او وجود ندارد. او زندگي به همراه خانواده و شش خواهر و برادرش را ترجيح مي‌دهد. او همان‌گونه كه در عكس نشان داده شده، سرگرم آهنگ‌سازي با كامپيوتر است. او خود به اسلام روي آورده و در عين حال، خود را يك نوجوان آمريكايي مي‌داند كه مي‌خواهد خودش باشد
---------------------------------
هر كاري كردم نتونستم عكس دختره رو بزارم با عرض پوزش

ارسال شده: دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۳۴ ق.ظ
توسط Leila
به نظر منم عشق راه حل هر كاري نيست
بايد منطق و عقل هم تو كار هايي كه انجام مي ديم باشه :-o

ارسال شده: دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۱۱ ب.ظ
توسط Mohsen1001
esmail1, بسیار عالی بود اسماعیل جان :smile:

از این افراد در کشورهای خارجی کم نیست و روز به روز هم به تعداد انها افزوده میشود :-D