سلام
هادي جان از توصيحاتت ممنون
ادامه ي مقاله:
F-14 فرار فرار
مهر 1365 اغز دوره اي بود که تامکت هاي ايران سنگين ترين و طولاني ترين نبرد هوايي خود را در کل دوره جنگ تجربه کردند. از اين زمان ب بعد تا پايان جنگ F-14 هاي ايران در طي 150 نبرد هوايي 90 جنگنده ي عراقي را به درک واصل کردند.
به دنباله نبرد باز ميگرديم. گردان 82 شکاري در روز 14 مهر بسيار عالي عمل کرد. در اين روز يک فروند F-14A بر فراز خليج فارس در حالي که با 2 فروند ميراژF1EQ-5 درگير شد که يکي از انها يک تير موشک اگزوسه را اشتباها به سمت يک فروند کشتي تجاري يوناني به نام فاروشيپ شليک کرده بود. يک موشک AIM-54 فونيکس رهبر دسته دو فروندي را قعر ابهاي خليج فارس ميکند. تامکت داستان ما در حالي که به قتلگاه جنگنده فرانسوي نزديک مي شد دومين ميراژ را مشاهده ميکند که بر فراز منطقه مورد اصبابت قرار گرفتن فرمانده خود گشت ميزد. پيش از اين که F-14 گردش کند و در موقعيت شليک موشک قرار گيردميراژ فرار را بر قرار ترجيح داده بود.
چند روز بعد 2 فروند تامکت با يک دسته بزرگ هواپيماهاي عراقي که ارهي بوشهر بودند برخورد ميکند. با توجه به اينکه هيچ کدام از تامکتها به فونيکس مسلح نبودند تلاش براي سرنگوني مهاجمان با استفاده از اسپارو و سايدونور اغاز شد. نتيجه اين نبرد سرنگوني دو جنگنده عراقي و صدمه ديدن يکي از تامکت ها به وسيله گلوله هاي توپ جنگنده هاي عراقي بود که خوشبختانه خلبان جنگنده مزبور توانست فرود اضطراري خوبلي در پايگاه ششم شکاري داشته باشد. در روز 22 مهر يک فروند F-14 در درگيري با 8 فروند جنگنده عراقي در اطراف جزيره خارک موفق ميشود يک فروند MIG-23 را ساقط کند. جنگنده هاي ديگر با اکراه از گرفتاري در سرنوشتي اين چنيني راه فرار را در پيش ميگيرند. با وجود اين موفقيت هاي چشمگير که مطمئنا از ديد هيچ يک از سازمانهاي اطلاعاتي غربي و شرقي پنهان نمانده بوداين رسانههمچنان موفقيت F-14 هاي نيروي هوايي را ناديده گرفته و ان را ناچيز ميشمردند. يکي از خلبانان توضيح ميدهد:سال 1364 سالي بود که رسانه ها و انتشارات غرب از نيروي هوايي ايران با القاب نيروي مرده و يا نيرويي که کارش تمام است ياد ميکردند. برخي نيز گفتند تا سال 1366 ديگر پرنده اي عملياتي در درون نيروي هوايي ايران باقي نخواهد ماند.
اما هيچ کس از خود نميپرسيدچرا انبوه خريد موشکهاي زمين به هواي سام و توپخانه هاي پدافندي از سوي عراق تمامي ندارد. انها در طي جنگ مجموعا 18000تير! موشک دور برد و سنگين سام از شوروي و فرانسه خريداري کردند. در سال 1366 يعني پس از گذشت 7 سال از شروع جنگ بيش از 60 اتش بار مشکي سام فقط در بصره و اطراف ان مستقر بود. اگر تهديدي نبود پس چرا اين همه پدافند؟!
از سال 1366 به اين سو رسانهاي غربي صراحتا اعلام کردند که در ارتش ايران ديگر چيزي به نام نيروي هوايي وجود ندارد. واقعيت اين بود که ما در نگهداري سلاح فوق پيشرفته اي به نام F-14 به مشکل برخورد کرده بوديم مثل نيروي دريايي امريکا! درصد عملياتي بودن اين پرنده در ان سال از تمام طول جنگ پايين تر بوداما ايا اين به اين معني بود که ما تامکت را پرواز نميداديم يا با ان نميجنگيديم؟! حتي زماني که امريکايي ها کار تعمير و نگهداري F-14 هاي ما را انجام ميدادند با وجود امکانات و مخارج بالايي که طلب ميکردند با کيفيت پايين تري نسبت به کارشناسان و متخصصان نيروي هوايي اين کار را انجام ميدادند. به طور معمول براي تعمير و نگهداري يک F-14A هجده الي بيست نفر و براي يک F-4E هفت الي 8 نفر لازم بود که ما در زمان جنگ تنها حدود 100 نفر پرسنل فني اموزش ديده و با تجربه و متخصص در کل نيروي هوايي F-14 داشتيم. تا خرداد 1365 تنها 18 الي 20 فروند F-14 عملياتي در فهرست نيروي هوايي وجود داشت.
ستوان يکم خلبان احلان عبد القادر روز يکم اسفند 1365 در حالي که با ميراژ F1EQ خود 6 فروند SU-22 را اسکورت ميکرد مورد اصابت قرار گرفت و کشته شد. براي اين کار ما از يک فروند فانتوم به عنوان طعمه استفاده کرديم و هنگامي که احلان و شماره 2 همراهش براي رهگيري F-4 گردش کردند با دو فروند F-14 گردان 81 مواجه شدند. تامکت ها به رهبري يکي از با تجربه ترين و قابل احترام ترين استاد خلبان گردان82 وارد معرکه شده بودند.
در حاليکه ميراژها به تعقيب و گريز تنها فانتوم حاضر در اسمان عراق ميپرداختند رهبر دسته که در اسمان ايران نظاره گر حرکات انها بود يک فروند موشک فونيکس را از فاصله بسيار دور به سمت رهبر دسته ميراژها رها ميکند که ققنوس داستان ما جان احلان را نيز اسير چنگال خود ميکند. پس از اصابت موشک فونيکس به ميراژ احلان در راديو شنيديم که رهبر دسته سوخو ها با اخرين قدرت فرياد ميکشد: اف اربع عشر اف اربع عشر يالا يالا. هر 6 فروند سوخو و تنها ميراژ باقي ماندهبلافاصله پخش شده و از نظ ناپديد شدند. ما اين پيام و بسياري ديگر از اين دست را که نشان از ترس عميق انها ازF-14 بود ضبط کرده و در اختيار داريم.
انهايي که ميگفتند ما نميتوانيم F-14 هاي خود را به پرواز در اوريم بايد ميامدند و ميديدند که جنگنده هاي عراقي براي چه و از چه چيزي فرار ميکنند. البته جواب اين سوال کاملا مشخص بود انها از F-14 و براي زنده ماندنميدان را خالي ميکردند!
در ان روز منابع رسمي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران سرنگوني 3 فروند ميراژ F1 را اعلام نمود. خلبانان نيروي هوايي در همان روز بالگرد هاي جستجو و نجات نيروي هوايي عربستان سعودي که حوالي منطقه درگيري گشت ميزد را مشاهده کرده بودند. چند روز بعد يک سناتور امريکايي که از سفر بغداد برگشته بود گفت نيروي هوايي عراق حدود 10 درصد از هواپيماهايش را در 2 ماه گذشته از دست داده است.
درگيري همچنان با شدت ادامه داشت و طي ماههاي اينده يک فروند ميگ MIG-23 چندين فروند ميراژ يک فروند سوخوي SU-22 يک بالگرد فريلون و يک تير موشک اگزوسه را سرنگون کردند. متاسفانه در 23 تير ماه 1366 نيروي هوايي يکي ديگر از تامکتهاي خود را از دست داد. سرگرد خلبان شهيد عليرضا بيطرف و کمک خلبانش در حالي که يک تنه با 12 فروندجنگنده عراقي درگير شده بودند دلاورانه به فيض عظيم شهادت نايل ميشوند{روح اين دلاوران و تمامي شهيدان 8 سال دفاع مقدسقرين رحمت الهي باد. امين}
جزييات پيرامون سقوط اين تامکت نامشخص است برخي ميگويند شهيد بي طرف موتور خود را به علت واماندگي کمپرسور از دست داده و برخي ديگر اظهار ميدارند تامکت وي در ارتفاع پايين وارد چرخش(SPIN) شده است. نظريه اول تا حدودي مردود است زيرا شهيد بزرگوار بي طرف خلباني نبود که بازيچه دست موتر خوش سابقه! TF30 شود. در انتها برخي معتقدند سامانه سوخترساني به موتور در تامکت وي دچار تقص گرديده و باعث سقوط هواپيماي F-14 شده است.
در روز 17 شهريور 1366 يک فروند ميراژ F1EQ-5 در دهانه شمالي خليج فارس سرنگون شده و خلبان ان پس از خروج اضطراري توسط رزمناوهاي نيروي دريايي ايالات متحده نجات پيدا ميکند. دو روز بعد يک فروند ميراژ ديگر مورد اصابت قرار گرفته و دچار صدمات جدي ميگردد. ميراژ صدمه ديده در حالي مهلکه را با اتش و رد دودي غليظ ترک ميکند که لحظاتي پيش يک نفتکش را غرق کرده بود. در همان روز طبق اظهار منابع اطلاعاتي دفاع هوايي کويت يک جنگنده نيروي هوايي عراق را در حالي که از طريق اسمان کويت عازم خانه خود در عراق بود سرنگون کردند.
به دنبال اين تلفات نيروي هوايي عراق حمله به نفت کش ها را در خليج فارس به مدت يک ماه به حالت تعليق در اورد.
پس از اغاز همکاري هاي سازماندهي شده بين نيروي هوايي عراق نيروي دريايي ايالات متحده و نيروي هوايي عربستان سعودي عراقي ها با موفقيت بالايي چندين فروند کشتي و نفت کش ايران را از بين خارک و لارک در ماههاي شهريور و مهر غرق کردند. جنگنده هاي مسلح به موشک اگزوسه عراقي پس از گذشتن از اسمان کويت و يا حرکت در امتداد ساحل عربستان سعودي و همچنين سوختگيري از 2 فروند هواپيماي انتونوفAN12BP ميتوانستند به راحتي به عمق ابهاي خليج فارس نفوذ کنند. در اين برهه نيروي هوايي عراق عملا از پشتيباني هواپيماهاي هشدار زود هنگام هوابرد E-3 نيروي هوايي ايالات متحده و رزمناوهاي در حال گشتزني در منطقه بهره مند شد. جنگنده هاي نيروي هوايي عراق به خصوص به وسيله هواپيماهاي اواکس امريکايي از وجود جنگنده هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه اگاه گشته و در صورت پيشامد حالت اضطراري اجازه استفاده از پايگاه هوايي سلطان عبدالعزيز را در ظهران عربستان سعودي کسب کرده بودند.
شاهد اين مدعا انکه خلبانان F-14 در چندين مورد نتوانستند هدف خود را شناسايي کنند و در مواردي که موفق به رهگيري انها شدند با کمال تعجب مشاهده ميکردند جنگنده هاي عراقي مهمات خود را در دريا فرو ريخته و به سرعت سمت غرب يا جنوب را در پيش ميگرفتند! سمتهايي دقيقا برخلاف جهت عراق! در حداقل دو مورد جنگنده بمب افکن هاي عراق پيش از بمباران تاسيسات نفتي لارک و هرمز از سمت قطر! وارد ابهاي خليج فارس شدند. انها با اين کار پدافند را کاملا غافلگير کردند. براي مقابله با اين تاکتيک خائنانه بلافاصله دسته اي از تامکت ها براي انجام پرواز هاي گشت رزمي به پايگاه ششم شکاري بوشهر فرستاده شدند.
کمبود قطعات يدکي تاثير بسيار بدي بر روي ناوگان عظيم تامکت گذاشته بود. تعداد F-14 هاي عملياتي انقدر کم شده بود که نيروي هوايي توانايي ايجاد پوشش بر روي تمام نقاط راهبردي را نداشت. دوران بسيار بدي بود
ادامه ندارد!

بدبخت شدم تا اینهمه رو تایپ کردم این قسمت هشت مقاله ی ققنوس از خاکستر بر میخیزد مجله صنایع هوایی بود کسی قسمت های قبلیش رو نداره؟