صفحه 1 از 1

قرص هاي جواني

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۰ ق.ظ
توسط Dr.Akhavan
  هاي  


جست وجوي بي وقفه در پي قرص هاي جواني

دانشمندان در جست وجوي دارويي هستند که بر طول عمر افزوده و قدرت جواني بيافريند. تا به امروز مطالعات پيرامون محدود کردن کالري اميدوارکننده بوده اند.

تاکنون هيچ درماني نتوانسته از سرعت پير شدن آدم ها بکاهد-آسيب هاي مولکولي و سلولي که، با پيرتر شدن، ما را ضعيف و ضعيف تر مي سازد. ولي نشان داده شده که رژيم کم کالري و در عين حال متعادل، توانسته اثر مثبت و باورنکردني بر بسياري از حيوانات گذاشته و بر عمر و سلامتي شان بيفزايد.


اين يافته ها، جملگي، دلالت بدان دارند که محدود کردن مصرف کالري در انسان نيز، مي تواند پير شدن وي را به تاخير اندازد.متاسفانه بيشترين فايده نصيب کساني مي شود که مصرف کالري خود را لااقل 30 درصد کاهش دهند- معادل کاهش 2500 کالري در روز تا روزانه750/1 کالري. کمتر موجود فاني حاضر به تن دادن به چنين رژيم سفت و سختي است، آن هم براي سال هايي که قرار است به آخر عمرشان اضافه شود. ولي اگر بتوان قرصي توليد کرد که آثار فيزيولوژيکي حاصل از کمتر خوردن را تقليد کند، بي آن که ناچار شويد گرسنگي بکشيد، چه؟ آيا اين داروهاي تقليد کننده محدوديت کالري (نامي که ما بر آنها گذاشته ايم)، مي توانند موجب شوند انسان ها سالم تر و طولاني تر زندگي کنند، و بيماري هاي دوران کهولت عمر (ديابت، آترواسکلروز، بيماري هاي قلبي و سرطان ها) خيلي دير و تنها اواخر عمر به سراغ شان بيايند؟قدم اول درک بهتر آثار و عواقب ناشي از محدوديت مصرف کالري بر بدن است.

دانشمندان نخست بيشتر از 60 سال پيش پي به اين موضوع بردند - زماني که دريافتند موش هاي با رژيم غذايي کم کالري طولاني تر از موش هاي با رژيم غذايي معمولي زندگي کرده و کمتر دچار بيماري هايي مي شدند که معمولاً در دوران پيري شايع ترند. نکته جالب تر اينکه برخي از اين حيوانات حتي طولاني تر از مسن ترين حيوانات در گروه شاهد زندگي مي کردند، که اين به معناي افزايش مطلق - نه فقط متوسط- طول عمر بود. برخي مداخلات (تجويز داروهاي ضدعفونت) مي توانند بر زمان متوسط عمر مردم بيفزايند، ولي، حداکثر طول عمر در حيوانات تنها به شيوه فوق حاصل مي شود.يافته هاي حاصل از مطالعه بر روي موش ها، بارها تکرار شده و به موجودات ديگر از مخمر آبجو تا مگس ميوه، کرم ها، ماهي، عنکبوت، موش هاي خانگي و خوکچه هندي نيز تسري پيدا کرد. تا همين اواخر، مطالعات محدود بود به حيوانات کوتاه عمري که از نظر ژنتيکي نيز فاصله بسياري با انسان دارند. ولي مطالعات درازمدتي بر روي دو نوع نزديک تر به انسان -از خانواده ميمون ها- در جريان اند که تاکنون نشان داده اند ميمون ها نيز به محدوديت کالري تقريباً همانند جوندگان پاسخ مي دهند.

مطالعات بر روي ميمون ها -که در اواخر دهه 1980 توسط انستيتو ملي پيري و تيم ديگري از دانشگاه ويسکانسين در اوايل دهه 1990، صورت گرفتند- نشان دادند که درجه حرارت بدن در ميمون هاي با رژيم غذايي کم کالري پايين تر از آنهايي است که رژيم غذايي معمولي دارند، و سطح برخي از هورمون هاي خاص سنين پايين تر (DHEAS يا دي هيدرواپي آندروسترون سولفات)، که با بالاتر رفتن سن رو به کاهش مي گذارد، تغييري نمي کند.در سال هاي دهه هاي 1940 و 1950، صحبت از ماده اي بود به نام 2-دئوکسي-د-گلوکز (2DG)، که براي درمان سرطان بر روي جوندگان آزمايش مي شد، اما بعد معلوم شده سطح انسولين خون را هم پايين مي آورد. ظاهراً اين ترکيب بسياري از پاسخ هاي کلاسيک به محدوديت مصرف کالري - منجمله کاستن از سرعت رشد تومور، کاهش درجه حرارت بدن، افزايش سطح هورمون هاي گلوکوکورتيکوئيدي و کاستن از شمار دوره هاي قاعدگي- را موجب مي شد. اگر،2DG واقعاً مي توانست بسياري از جنبه هاي محدوديت مصرف کالري را در حيوانات تقليد کند، پس شايد همين کار را براي انسان ها نيز انجام مي داد.


نخستين آزمون ها

در نخستين آزمايش ها بر روي 2DG، به مدت شش ماه، مقادير اندکي از آن به همراه غذا به موش ها داده شد. حاصل کار، کاهش متوسط سطح قند خون (پس از 12 ساعت تحمل گرسنگي)، وزن و دماي بدن و کاهش چشمگير سطح انسولين ناشتا بود، يافته هايي که کاملاً با آثار حاصل از خود محدوديت مصرف کالري همخواني داشتند. جالب است که پس از بازگشت به رژيم عادي، گروه 2DG آنچنان کمتر از گروه شاهد غذا نمي خوردند. چنين بود که تحليل هاي اوليه با هيجان بسيار نشان دادند مي توان لااقل برخي از نتايج حاصل از مصرف کمتر غذا را تقليد کرد.مدت کوتاهي پس از انتشار اين نتايج در سال 1998، گروهي ديگر شروع به يافتن طرق ديگر تقليد 2DG از محدوديت مصرف کالري کردند. در آن موقع، مطالعه دراز مدت ديگري بر روي موش ها در جريان بود. نتايج اوليه تاييد کردند که 2DG سطح قند خون و درجه حرارت بدن را اندکي کاهش مي دهد. در ضمن اثر 2DG بر کاهش موارد بروز سرطان ها و افزايش طول عمر در حيوانات نيز مورد بررسي قرار گرفت. برخلاف انتظارات، بالاترين دوزهاي 2DG نيز نتوانستند طول عمر حيوان را بيشتر کنند. در واقع، حتي شواهدي از مرگ زودرس (ظاهراً در اثر مسموميت) در اين گروه مشاهده شد. جالب اينکه، دوزهاي پايين تر که در آزمون هاي اوليه آثاري مشابه محدوديت مصرف کالري از خود نشان داده بودند، اين بار اثري که از نظر آماري معنادار باشد، بر روي حداکثر طول عمر از خود باقي نگذاشتند.در مجموع مطالعاتي که تاکنون انجام شده نشان مي دهند مهار متابوليسم گلوکز مي تواند بسياري از آثار حاصل از محدوديت مصرف کالري را تقليد کند. متاسفانه 2DG نتوانست از آزمون «قرص جادويي» سربلند بيرون آيد. و گرچه در دوزهاي پايين خطري ندارد، ولي ظاهراً در دوزهاي بالا و مصرف به مدت طولاني مي تواند مسموميت زا باشد.

بررسي ها ادامه دارند

با قبول اين نکته که مطالعات درازمدت تاييد کرده اند که بازداري متابوليسم مي تواند پيري را به تاخير اندازد، کار يافتن مواد ديگري که فوايد 2DG را داشته ولي خطري در دوزهاي بالاتر و زمان طولاني تر نداشته باشند، ادامه دارد. برخي از آنها، در بررسي هاي ابتدايي نتايج اميدوار کننده اي به دست داده اند، مانند يدواستات. در حيوانات، ظاهراً اين ماده شيميايي در برابر مواد سمي از سلول هاي مغز محافظت مي کنند، يعني همان اثري که از 2DG يا محدوديت مصرف کالري انتظار داريم. درمان با داروهاي ضدديابت، که حساسيت سلول ها را به انسولين افزايش مي دهند، نيز مي تواند مفيد باشد، مشروط بر اينکه مقادير تجويزشده سطح قند خون را خيلي پايين نياورند.پژوهش هاي بسيار، حکايت از نقش متابوليسم گلوکز در تنظيم عمر انسان دارند، ولي در محدوديت مصرف کالري جنبه هاي ديگري از متابوليسم نيز مي توانند دستخوش تغيير شوند. اگر بدن نتواند انرژي کافي از قند موجود در غذا استخراج کند، ممکن است به شکستن پروتئين ها و چربي ها روآورد. داروهايي که اين فرآيند را هدف مي گيرند، ممکن است بتوانند به تنهايي يا همراه با داروهايي که در متابوليسم گلوکز دخالت مي کنند، نقش تقليد کننده هاي محدوديت مصرف کالري را ايفا کنند. داروهايي که تنها برخي از آثار حاصل از محدوديت مصرف کالري را به وجود مي آورند نيز مي توانند مهم باشند. از لحاظ نظري، ويتامين هاي ضداکسيدان نيز ممکن است نقشي داشته باشند. ليکن پژوهش هايي که تا به امروز صورت گرفته نشان داده اند که، اين مداخله خاص، حاصلي در طولاني کردن عمر افراد نداشته است.تقليدکننده هاي محدوديت مصرف کالري، برخلاف انواع و اقسام شربت هايي که به عنوان آخرين دستاوردهاي تلاش ها بر ضد پيري وارد بازار شده اند، بر فرآيندهاي اساسي پديده پيري اثر مي گذارند. هدف، توليد ترکيباتي است که سلول ها را فريب داده و فعاليت هاي نگهداشت و ترميم را برانگيزند، که نهايتاً منجر به سلامتي و طول عمر بيشتر موجود زنده شوند. اگر دانشمندان بتوانند موادي به وجود آورند که فوايد2DG را به ما عرضه کنند، بي آنکه زيان هاي آن نصيب ما شوند، نهايتاً موجب خواهند شد مردم بتوانند بيشتر زندگي و کيک هم بخورند؛ زندگي طولاني تر و سالم تر که، در ضمن، خوردن هم در آن هست