ناوهاي هواپيمابر روسيه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ناوهاي هواپيمابر به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15889
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72671 بار
سپاس‌های دریافتی: 31672 بار
تماس:

ناوهاي هواپيمابر روسيه

پست توسط Mahdi1944 »

كشوري كه از اين ناوها برخوردار نباشد، نمي‌تواند مدعي مقام قدرت بزرگ دريايي شود

توان رزمي و اهميت ناوهاي هواپيمابر براي نيروي دريايي و قابليت دفاعي هر كشوري به يك قضيه بديهي تبديل شده است كه نياز به اثبات ندارد. براي اينكه خواننده‎اي كه با نيروي دريايي آشنا نيست، مسايل مربوط به ناوهاي هواپيمابر را بهتر بفهمد (اين موضوع حتي براي بسياري از متخصصين نيروي دريايي روشن نيست)، جا دارد به برخي وقايع كاربرد رزمي ناوهاي هواپيمابر در گذشته اشاره كنيم، توضيح دهيم چرا نيروي دريايي ما كماكان از اين ناوها برخوردار نيست و اينكه آيا نيروي دريايي روسيه مي‌تواند صاحب ناوهاي مورد نظر شود و چه كاري بايد در اين جهت انجام بگيرد.

ورود به صحنه عمليات جنگي اقيانوسي

امتيازات و امكانات بالاي ضربتي و دفاعي ناوهاي هواپيمابر در مقايسه با انواع ديگر ناوهاي روآبي، در جريان نبردهاي جنگ جهاني دوم در اقيانوس آرام بين نيروي دريايي ايالات متحده و ژاپن مشخص شد. بعد از آن ناوهاي هواپيمابر مقام اول خود را در ميان ناوهاي روآبي تثبيت كرده و به عبارت مجازي، نبرد ناوها را از رده خارج كردند. همه متخصصين نيروي دريايي در سراسر جهان اين واقعيت را قبول دارند. براي مثال، آدميرال بارژو، نظريه‌پرداز معروف نيروي دريايي فرانسوي، ضمن تجزيه و تحليل نتايج جنگ در دريا در سال‎هاي 1950 اظهار داشت: “ما شاهد عامل اصولاً جديد جنگ دريايي هستيم كه به وجود آمدن اين عامل با معرفي توپخانه در ناوهاي دريايي در دوران خاندان تودور و “ناوگان شكست ناپذير” قابل مقايسه است. ناوهاي هواپيمابر در حوزه‌هاي اقيانوسي آينده را از آن خود ساخته‌اند” (بارژو. “ناوگان در عصر اتمي”). وي همچنين در همانجا خاطرنشان كرد كه ناوگان قدرت دريايي اصلي بدون ناو هواپيمابر ناقص است.

مناقشات بعد از جنگ جهاني دوم و جنگهاي محلي با شركت ناوگانهاي كشورهاي مختلف (عمدتاً‌ نيروي دريايي ايالات متحده) اهميت تعيين كننده و توان بالاي رزمي ناوهاي هواپيمابر را در عمليات دريايي به اثبات رساندند. در آينده قابل رؤيت نيز اهميت آن‎ها در چارچوب نيروي دريايي نه تنها تغيير نخواهد كرد بلكه افزايش خواهد يافت.

چه چيزي باعث ارزيابي آنچنان بالا از ناو هواپيما بر مي‌شود؟ اين چه ناوي است و به چه درد نيروي دريايي مي‌خورد؟

ناو هواپيمابر، حمل كننده شناور چندين منظوره وسايل هواپيمايي (جنگ افزار اصلي) است كه مي‌توانند مسايل مختلف جنگي را حل كند و از توان بالاي تعرضي و تدافعي برخوردار است؛ اين عنصر اساسي (هسته) واحد ناوگان است كه مأموريتهاي مختلف ضربتي و دفاعي را اجرا مي‌كند از جمله نابود كردن زيردريايي‌ها، ناوهاي رزمي روآبي، تأسيسات زميني ساحلي و تأمين پايداري رزمي (پوشش به وسيله جنگنده‌هاي شكاري از بالا) گروهبندي‎هاي نيروي دريايي در همه شرايط رزمي در دريا مي‎باشد.

در دوران بعد از جنگ ناوهاي هواپيمابر خارجي در بيش از 40 مناقشه و جنگ محلي و تجاوزات به كشورهاي دشمن شرك كرده‌اند.

اين عمليات عمدتاً توسط نيروي دريايي ايالات متحده اجرا مي‌شد: جنگ كره (1953-1950)، تجاوز آمريكا به منطقه هندوچن (1973-1964)، عمليات “توفان در صحرا” عليه عراق (1991-1990)، حمله به يوگسلاوي (1999)، سركوب طالبان در افغانستان (2002)، حمله مجدد به عراق (2003). علاوه بر آن، يگانهاي ناوهاي هواپيمابر نيروي دريايي ايالات متحده در طول مدت بعد از جنگ در عملياتي چون بمبارانهاي محدود لبنان، سوريه و ليبي در سال‎هاي 1980-1970 و نمايش‌هاي بي‌شمار زور در قسمت هاي مختلف اقيانوس جهاني شركت داشتند. آن‎ها با نقش حضور و ارعاب خود طرفين درگير را به حل و فصل سياسيي و اقتصادي مناسب براي ايالات متحده وادار مي‌كردند.

البته، شركت ناوهاي هواپيمابر نيروهاي دريايي ايالات متحده، انگليس و فرانسه در حمله به عراق، يوگسلاوي و افغانستان (فقط نيروي دريايي آمريكا) به هيچ وجه نمي‌تواند به عنوان عمليات دريايي عادي تعريف شود (فقط عمليات توفان در صحرا به زور مي‌تواند عمليات دريايي محسوب شود) اينها تجاوزات گستاخانه آميخته به سركوب حريفان بي‌دفاع در برابر حمله هوايي بودند.

در عين حال بايد اين نكته را در نظر گرفت كه هواپيماهاي ناوپايه در جريان ضربات به افغانستان (همراه با نيروهاي ديگر) مسايل جنگ با دولت زميني را حل كردند كه در فاصله صدها كيلومتري صحنه‌هاي عمليات جنگي دريايي قرار دارد.

عمليات نيروي دريايي انگليس در زمينه آزادسازي جزاير فولكلند (سال 1982) از اشغال توسط نيروهاي آرژانتين هم شايان بررسي است. در آن عمليات دو رسته1- “ناو هواپيمابر” با هواپيماي خيزش عمودي (“هارير”)،2- ناوهاي دريابرد و محافظتي ‏‏‏، با موفقيت باه همراه نيروي دريايي آرژانتين و هواپيماهاي پايه آن (هواپيماهاي “اتاندار”) عمل كرده، گروه دريابرد را در جزاير پياده كرده و پادگانهاي محلي را به تسليم وادار كرد. بدين وسيله هدف اصلي آن جنگ حاصل شده بود. آن ناوهاي انگليسي (از نوع “اينوينسيبل”) از نظر مشخصات و امكانات خود به ميزان 2-1.5 برابر از رزمناوهاي هواپيمابر سنگين ما “كي‌يف” و به خصوص “آدميرال گورشكوف” ضعيف‌تر بودند.

آمريكايي‎ها به توسعه ناوگان هواپيمابر به عنوان مشت ضربتي نيرومند ادامه مي‌دهند و توان نيروي دريايي خود را براي برقراري سلطه خود بر فضاي دريايي توسعه مي‌دهند. در ايالات متحده ناو هواپيمابر “رونالد ريگان” (نهمين ناو از نو “نيميتس”) تكميل مي‎شود كه جاي ناو منسوخ شده “كانستليشن” را خواهد گرفت. بدين وسيله، در تركيب نيروي دريايي آمريكا 12 ناو هواپيمابر نيرومند چندمنظوره حفظ خواهند شد. نسل جديد ناوهاي هواپيمابر بر اساس توسعه طرحهاي ناوسازي سه ناو طراحي شده CVN-77, CVNX-1, CVNX-2 طي 20 سال آينده به وجود خواهد آمد.

انگليس و فرانسه نيز به عنوان كشورهاي سنتي دريايي داراي ناوهاي هواپيمابر هستند و به توسعه اين نيروها توجه زيادي مي‌كنند.

ايتاليا، اسپانيا و هند هم مدتهاست كه از اين ناوها برخوردار شده‌اند.

معلوم نيست ايتاليا به اين نوع ناوها چه احتياجي دارد ؟ولي ايتاليايي‎ها از ساخت ناوهاي هواپيمابر غافل نميمانند.

در زمان اخير برزيل هم صاحب اين ناوها شده است.

ژاپن با اصرار، صرف نظر از محدوديات قيد شده در قانون اساسي كه بر اساس شرايط تسليم سال 1945 تصويب شد، با استفاده از حيله‌گري‌هاي غدارانه سامورايي وارد كلوپ كشورهاي داراي ناوهاي هواپيمابر مي‌شود. ژاپني‌ها از تجربه زياد ساخت اين ناوها و كاربرد رزمي آن‎ها برخوردارند و در اين زمينه مي‌توانند دست آمريكايي‌ها را هم از پشت ببندند.

به احتمال قوي، بزودي چين صاحب ناوهاي هواپيمابر خواهد شد. اين كشور با توجه به نرخ بالاي رشد توان نظامي و اقتصادي خود مي‌تواند به آساني اين مسأله را حل كند.

بنا بر اين، همه كشورهاي معتبر دريايي مانند سابق به توسعه عنصر ناوهاي هواپيمابر در ناوگان هاي خود توجه جدي مي‌كنند .

ميراث اسفناك
فقط كشورمان روسيه بعد از فروپاشي اتحاد شوروي راه خاص ملي ، نداشتن ناوهاي هواپيمابر را انتخاب كرد. ما هر چهار رزمناو سنگين هواپيمابر ساخت سال‎هاي 1980-1970 را از دست داده‌ايم: ناو “كي‌يف” از رده نيروي دريايي خارج شده، ناوهاي “مينسك“ و “نووروسيسك” به ناوگان اقيانوس آرام منتقل شده و به خارج فروخته شدند و اكنون ناو “آدميرال گورشكوف” كه در ناوگان شمالي بلااستفاده لنگر انداخته بود، به هند فروخته مي‌شود. هيچ يك از آنها حتي نيمي از مدت تضميني خود را خدمت نكردند. بديهي است كه اين وضع خوب نيست ولي با اين حال بايد اعتراف كرد كه فروش اين ناوها ناشي از مصلحت غم‌انگيز اجباري بود. در شرايط دشوار اقتصادي كشور طي بيش از ده سال اخير و غير ممكن بودن دريافت تأمين مالي، اين ناوها مي‌توانستند بپوسند كه همين بلا براي ناو “كي‌يف” پيش آمد. تازه تنها كارخانه سازنده اين ناوها كه فقط آنجا مي‌شد آنها را به نوبت تعمير كرد، كارخانه تعمير ناوهاي درياي سياه در نيكولايف (كشور مستقل اوكراين) است. از قرار معلوم، ساخت ناو مدرن جديد از تجهيز مجدد ناو كهنه ، اقتصادي‌تر است. بنا بر اين بهتر است كه از فروش اين ناوها حد اقل سود معيني به دست آمد تا اينكه آن‎ها همينطور از دست بروند. ولي بعد از آن بايد گرد و غبار ناوهاي سنگين را از روي پا تكان داده و به ساخت ناوهاي هواپيمابر جديد پرداخت.

در نيروي دريايي ما فقط يك رزمناو سنگين هواپيمابر “آدميرال كوزنتسوف” با هواپيماهاي خيزش عمودي باقي مانده است كه مشخصات اصلي فني و رزمي آن بر اساس راهنماي “جين” به قرار ذيل است: ظرفيت 55500 تن، طول 304.5 متر، عرض عرشه 70 متر، ناوگان متشكل از48 جهاز پرنده (هواپيماهاي جنگي سو-33، هلي‌كوپترهاي كا-31 و غيره). اين ناو كه از سال 1990 در رده نيروهاي مسلح قرار دارد، تقريباً تمام عمر خود را كنار اسكله و در حال تعميرات كارخانه‎اي گذرانده است كه اين تقصير ناو نيست بلكه مصيبت ناوگان و تمام كشور است. الآن هم اين ناو در دست تعمير طولاني است ولي در بهار يا تابستان سال 2004 بالاخره به دريا يا حتي براي خدمت نظامي حركت خواهد كرد. تعمير اين ناو و همه كارهاي ديگر مربوط به تأمين آن، درد سر هميشگي براي خدمه، فرماندهي ناوگان شمالي و كل زيرمجموعه‌هاي فرماندهي نيروي دريايي كشور بوده است.

ولي يك چنين ناوي كه ناو هواپيمابر تمام عياري هم نيست، نمي‌تواند در دريا به تنهايي بجنگد. از اين به بعد چه بايد كرد؟ تمام مجموعه پيچيده عمليات اجرايي در زمينه ناوهاي هواپيمابر جديد بايد از نو، به طور اصولي و پيگيرانه شروع شود. بايد براي اين كار آماده شده و در آينده نزديك بدان پرداخت، بخصوص با توجه به اينكه تصميمات رسمي درباره مسأله ناوهاي هواپيمابر ما گرفته شده است.

به عنوان مثال طي فرمان رئيس جمهور فدراسيون روسيه مورخ 4 مارس 2000 “مباني سياسي فدراسيون روسيه در زمينه نيروي دريايي تا سال 2010” تصويب شد. در ماده 12، بند 4(ب) اين سند در بخش “جهات حائز اولويت سياست فدراسيون روسيه در زمينه فعاليت نظامي-دريايي و اقدامات اجرايي مربوطه” فعاليت ذيل پيشبيني شده است: “ساخت ناوهاي روآبي و از جمله ناوهاي هواپيمابر با مجموعه‌هاي مؤثر هواپيمايي مورد كاربرد مختلف”.

در 27 ژوئيه 2001 “دكترين دريايي فدراسيون روسيه تا سال 2020” تصويب شد كه سياست دولتي را در زمينه فعاليت دريايي تعيين كرده و يكي از عوامل اجراي با موفقيت اين سياست را چنين اعلام كرد: “برخورداري از توان رزمي نظامي-دريايي و استفاده مؤثر از آن براي حمايت نظامي از فعاليت دريايي دولت”. معلوم است كه اين توان ضروري نيروي دريايي كافي نخواهد بود.

به همين دليل اظهارات دريادار ويكتور كراوچنكو رئيس ستاد كل نيروي دريايي روسي در نمايشگاه دريايي سنت پترزبورگ (تابستان سال 2003) درباره ساخت ناوهاي هواپيمابر مستدل و اميد بخش جلوه كرد.

سپهبد آلكسي ماسكوفسكي معاون وزير دفاع و رئيس تسليحات نيروهاي مسلح فدراسيون روسيه هم ضمن اشاره به توسعه جنگ‌افزار گفت: “تا سال‎هاي 1017-1015 نيروهاي مسلح فدراسيون روسيه بايد از 3-2 ناو هواپيمابر ضربتي برخوردار شوند” (نشريه VPK، شماره 15، سال 2003). بدين وسيله مي‌توان گفت كه در روسيه بالاخره اسناد و مقرراتي تصويب شده‌اند كه اين كشور را به يكي از كشورهاي اصلي دريايي تبديل مي‌كند و بر داشتن ناوهاي هواپيمابر در ساختار نيروي دريايي تأكيد مي‌كند. لذا بر خلاف گذشته احتياجي به تأكيد بيشتر و مستدل كردن ضرورت اين ناوها نيست. با اين حال، لازم مي‌دانيم خوانندگان محترم را از دلايل و چگونگي تأخير و عدم اجراي برنامه‌هاي ساخت اين ناوها و موانعي كه فرماندهي نيروي دريايي بايستي برطرف كند، مطلع سازيم.

روز 25 ژانويه سال 1980 جلسه‌اي تحت رياست دميتري اوستينوف وزير دفاع شوروي درباره برنامه ناوسازي تشكيل شد كه رؤساي وزارت دفاع، وزارتخانه‌هاي صنايع دفاعي و فرماندهي نيروي دريايي در اين جلسه شركت كردند. ساخت ناوهاي طرح 1143.5، يكي از مسايل اصلي مورد بحث در جلسه مذكور بود. به نظر مي‌رسيد كه همه مسايل ساخت اولين ناوهاي هواپيمابر كشورمان حل شده و فقط چند حركت فرمال باقي مانده است. وزير بايستي اين برنامه را تأييد كند و به ترتيب عادي اسناد لازم را تسليم مراجعه دولتي بكند تا مصوبات مربوطه صادر شوند. ولي چنين نشد. ساخت ناوهاي هواپيمابر دچار اختلال شد.

عجيب است كه دريادار نيكلاي آملكو فرمانده سابق ناوگان اقيانوس آرام و سپس رئيس اداره مبارزه با زيردريايي‌ها كه افسر تربيت شده در نيروي دريايي اتحاد شوروي بود، مبتكر اصلي دور جديد مبارزه با ناوهاي هواپيمابر شد. نه اعتقادات عميق بلكه ادعاهاي كوچك شخصي باعث برخورد منفي وي با اين ناوها شد. آملكو در جلسه اظهار داشت كه “به عقيده ستاد كل چنين ناوهايي لازم نيستند” كه اين ادعا اكثريت حضار را شوكه كرد.

دميتري اوستينوف وزير دفاع كه به نيروي دريايي و ناوهاي هواپيمابر با چشم مثبت مي‌نگريست، بعد از بروز اين اختلافات در نهاد نظامي دستور داد اين مسايل مجدداً‌ توسط كميسيون ويژه‌اي تحت رياست ارتشبد سرگي آخرومييف معاون اول وقت رئيس ستاد كل بررسيشوند.

اين كميسيون بعد از تكميل كار دوساله خود، حقانيت كامل نيروي دريايي را قبول كرد. اين مسأله جنجال بر انگيز نهايتاً در جلسه دوم تحت رياست وزير دفاع در 20 نوامبر 1982 حل شد. ناو اصلي اين سري كه رزمناو سنگين “آدميرال كوزنتسوف (قبلاً نامهاي آن “ريگا”، “لئونيد برژنف” و تفليس” بود) شروع شد ولي طرح آن تغيير كرد. براي خيزش هواپيماها خيزگاه دماغه‌اي به جاي كاتاپولت در نظر گرفته شد. همزمان ساخت ناو دوم “وارياگ” از همين قبيل شروع شد و بعد از آن ناو هواپيمابر هسته‎اي واقعي به نام “اوليانوفسك” با سه كاتاپولت و خيزگاه دماغه‌اي وارد مرحله ساخت شد.

سرنوشت اين ناوها بر كسي پوشيده نيست “آدميرال كوزنتسوف” در سال 1990 به رده نيروي دريايي كشور ملحق شد. با فروپاشي اتحاد شوروي، “وارياگ” و “اوليانوفسك” در اوكراين باقي ماندند. اوكراين‌هاي مستقل “اوليانوفسك” را بلافاصله به آهن‌پاره تبديل كردند و “وارياگ” كه تجهيزاتش به سرقت رفته بود، تا سال 2001 در كارخانه درياي سياه باقي مانده و سپس به چين فروخته شد.

مأموريتها براي آينده
جا دارد با توجه به وضعيت اقتصاد، ارتش و نيروي دريايي روسيه مختصراً بررسي كنيم آيا اكنون مي‌توان مجموعه ضروري عمليات را در زمينه تدارك ساخت و آغاز واقعي ساخت ناوهاي هواپيمابر به عمل آورد؟

ما به تفكيك موضوعات ذيل اين بررسي را انجام مي‌دهيم: چه تجربه‎اي حاصل شده است و كدام مواد آماده در زمينه طراحي، ساخت و تأمين استقرار ناوهاي هواپيمابر وجود دارد و مي‌تواند از گذشته مورد استفاده قرارگيرد؛ ساخت كدام ناوهاي هواپيمابر براي نيروي دريايي صلاح است؟ از كجا بايد اين كار را شروع كرد؟

در مورد سئوال اول مي‌توان گفت كه دفتر طراحي “نفسكي” و ساير سازمان‎هاي طراحي صنايع دفاعي و كشتي‎سازان از تجربه سرشار طراحي و ساخت ناوهاي هواپيمابر، طراحي پيمانهاي فرعي ساخت سيستمهاي تسليحاتي و تجهيزات مربوطه برخوردار هستند. فكر مي‌كنيم كه در دفتر طراحي مهندسين طراح نيز حفظ شده‌اند.

بررسي امكان استقرار اين ناوها و ساخت زيربناي ضروري در ناوگان‎هاي شمالي و اقيانوس آرام نيز به عمل آمده است. تجربه منفي در اين زمينه نيز بايد در نظر گرفته شود چرا كه فقدان پايگاه تعميراتي ناوها و كمبود امكانات زيربناي استقرار ساحلي،‌ يكي از دشوارترين مسايل نيروي دريايي شوروي بود. اين نتيجه كم‌فكري رياست كشور و فرماندهي نيروي دريايي نبود. در آن زمان مسأله اساسي ناشي از اوضاع بين‎المللي حل مي‎شد و آن ساخت ناوگان اقيانوسي و دستيابي به موازنه قابل قبول (و نه كامل) با نيروي دريايي ايالات متحده بود. تا پايان سال‎هاي 1980 اين مسأله در مجموع حل شده بود. توسعه بخش تعميرات ناوها و استقرار ناوها از ساخت سريع ناوها عقب مي‌ماند. به مرور زمان اين مسأله هم مي‌توانست حل شود ولي زمانهاي ديگري فرا رسيد.

همانا ضعف پايگاه تعميراتي اتحاد شوروي در خاور دور اجازه نداد كه نه تنها تعميرات متوسط ناوهاي “مينسك” و “نووروسيسك” اجرا شود بلكه انتقال اين ناوها از طريق دو اقيانوس به شهر نيكلايف براي تعمير آماده شود. اين ناوها از سال 1988 كنار ساحل ماندند و تعمير شدند. با فروپاشي اتحاد شوروي جايي براي تعمير آنها باقي نماند. در نتيجه تصميم گرفته شد اين ناوها به عنوان آهن پاره فروخته شوند. بايد اين تجربه و مواد طراحي شده را بررسي كرده وبا توجه به وضعيت فعلي مورد پردازش قرار داد.

تجربه قابل توجه آمادگي رزمي و كاربرد نظامي ناوهاي هواپيمابر نيز به دست آمده است. در سال 1978 در درياي مديترانه طي مدت كوتاهي يك واحد پنجمين ناوگروه نيروي دريايي امل ناوهاي هواپيمابر “كي‌يف” و “مينسك” با ناوهاي حفاظتي فعاليت مي‌كرد. دريابان سليوانوف فرمانده اين واحدبود. او تنها فرمانده يگانهاي نيروي دريايي است كه از تجربه فرماندهي واحد هواپيمابر برخوردار شده است.

در زمينه ساخت ناوهاي هواپيمابر ما فقط دو كارخانه داريم كه آن‎جا ساخت اين ناوها امكان‌پذير است. اين كارخانه‌ها شامل “كارخانه بالتيك” (سنت پترزبورگ) و “سيوماش پردپرياتيه” (سوردوينسك) هستند. بهتر است كه كشتي‎سازان بگويند كدام يكي از آنها به درد اين كار مي‌خورد.

به نظر ما بهتر است كه ساخت ناوهاي هواپيما بر توسط “مركز دولتي روسي ناوسازي اتمي زيردريايي” در كارخانه “سيوماش” انجام بگيرد. اينجا تجربه و فن‌آوري‎هاي به كار رفته در جريان مدرنيزه كردن ناو “آدميرال گورشكوف” مفيد خواهد بود. ولي ممكن است مشكل كمبود كادرهاي متخصص بروز كند چرا كه اين كارخانه كارگران متعدد با تخصص‌هاي گوناگون را از دست داده است (طبق اطلاعات موجود غيررسمي، تنها براي انجام كارهاي جوشكاري بر روي بدنه ناو “آدميرال گورشكوف” مطابق با سفارش هندي، حدود 1500 نفر جوشكار لازم هستند).

مسأله دوم با تعيين نوع ناو هواپيمابر آينده ارتباط دارد. به خصوص نوع موتور، هواپيماهايي كه بر روي آن مستقر مي‎شوند، تعداد هواپيماها و تراكم جنگ‌افزار ديگر. ظرفيت و ابعاد ناو به تركيب تسليحات وابسته است و تركيب تسليحات با اهداف رزمي ناو تعيين مي‎شود.

نيازي به اثبات اين واقعيت نيست كه ناوهاي آينده‌دار بايد به موتور اتمي مجهز شوند كه همه كشورهاي داراي تكنولوژي توليد و بهره‎برداري از رآكتورهاي اتمي همين كار را مي‌كنند. روسيه هم جزو اين تعداد معدود كشورهاست. با توجه به رشد قيمت سوخت نفتي، معلوم مي‎شود كه راهي جز استفاده از موتور اتمي باقي نمي‌ماند.

طرحهاي معاصر اجازه مي‌دهد موتورهاي اتمي براي همه ناوها با ظرفيت بالاي 1 هزار تن ساخته شوند. اتمي كردن انواع اساسي ناوهاي نيروي دريايي، مسأله نفتكش‌هاي حمل كننده سوخت گران، ايجاد انبارهاي سوخت و تعمير مستمر موتورهاي ناكامل فني بخاري (مانند موتور “آدميرال كوزنتسوف”) را حل خواهد كرد. البته، موتورهاي اتمي فرهنگ بالاي سرويس فني و رعايت دقيق همه شرايط امنيت هسته‎اي (اعم از طراحي، بهره‌برداري و زيست محيطي) را ايجاب مي‌كند. اين تجربه و به خصوص سيستم بهره‌برداري از موتورهاي انرژتيك در زيردريايي‎ها، رزمناوهاي موشكبري چون “پطر كبير” و كشتي‌هاي يخ‌شكن آزموده شده است.

هواپيماهاي عرشه‌اي
و حالا بايد ببينيم چه نوع هواپيماهاي عرضه‌اي صلاح است بر روي ناوهاي هواپيمابر ما مستقر شوند كه اين امر بايد متناسب با ظرفيت اين ناوها مشخص شود. اين مسأله ساده نيست و به بررسي مفصل‌تري احتياج دارد. ولي از اول بايد خاطرنشان سازيم كه به وسيله مطالعات مختلف گذشته و ارزيابي‌هاي زمان اخير تعيين شده است كه بهترين ناو هواپيمابر براي نيروي دريايي ما، ناو نه چندان بزرگ 50-45 هزار تني است. روسيه در آينده قابل پيشبيني نخواهد توانست ناوهاي عظيم الجثه شبيه به ناوهاي آمريكايي را بسازد.

قرار است براي مسلح كردن ناو هواپيمابر جديد از هواپيماي به اصطلاح نسل پنجم استفاده شود كه كميسيون دولتي صنايع دفاعي تحت رياست نخست وزير در جلسه 26 آوريل 2002 نتايج طراحي آن را جمع‌بندي كرد. ولي كميسيون فقط طرح مقدماتي هواپيماي ارائه شده توسط دفتر “سوخوي” را انتخاب كرد. اين هواپيما كه وزن اعلام شده خيزش آن 25 تن است، از ابعاد جنگنده شكاري سنگين آمريكايي نسل پنجم اف22 (با وزن حدود 30 تن) برخوردار است.

از اينجا مي‌توان نتيجه گرفت كه در جريان تكميل طراحي و مجهز كردن اين هواپيما به موتورهاي خيزش سريع و فرود عمودي، وزن آن مي‌تواند به وزن اف22 برسد. ولي به عقيده ما، ضرورت موتور خيزش سريع و فرود عمودي براي ناوهاي هواپيمابر قابل بحث است. كارشناسان هواپيمايي دريايي كه در كميسيون مناقصه كار مي‌كردند. حتي از برنامه‌هاي استفاده از هواپيماي “سو” به عنوان هواپيماي عرشه‌اي اطلاع نداشتند!

جهت مقايسه: ايالات متحده قصد دارد در آينده بر روي ناوهاي هواپيمابر از هواپيماي سبك عرشه‌اي نسل پنجم اف35 و نه هواپيماي سنگين اف22 استفاده كنند ولو اينكه ظرفيت ناوهاي آن‎ها از ظرفيت ناو هواپيمابر آتي روسي دو برابر بيشتر است. بر روي ناو روسي 50-40 هزار تني مي‌توان 504- فروند هواپيماي برابر با اف35 و هلي‌كوپترها يا فقط 20-15 هواپيماي شبيه به اف22 را مستقر كرد. فرق امكانات آن‎ها كاملاً روشن است.

در عين حال، طرح هواپيماي شركت “ميگ” با وزن خيزش 19 تني، از ابعاد هواپيماي اف35 (23 تن) برخوردار است. مهمتر از همه اين است كه هواپيماي آينده‌دار شركت “ميگ” از نظر ابعاد خود با هواپيماي MiG-29K كه برروي ناو هواپيمابر “آدميرال گورشكوف” براي فروش به هند مستقر خواهد شد، برابر است. لذا بايد به گونه جديد هواپيماي پيشنهادي “ميگ” را از جمله از نظر جذابيت تجاري آن براي خارجيان ارزيابي كرد. وزن خيزش اين هواپيما 5/18 تن است و برد پرواز 2 هزار كيلومتر (3 هزار با باكهاي سوختي تكميلي). اين هواپيماي سبك چندمنظوره مدرن عرشه‌اي كه مي‌تواند به اهداف هوايي، دريايي و زميني ضربه بزند، در واقع هواپيماي نسل “+4” مي‎باشد. مي‌توان بيش از 25 هواپيما از اين نوع و چند هلي‌كوپتر را بر روي ناو “آدميرال گورشكوف” مستقر كرد.

جاي تعجب است كه كميسيون نظر رياست نيروي هوايي و وزارت دفاع را درباره بررسي مستدل‌تر طرحهاي هواپيمايي مناقصه در نظر نگرفته است. براي مثال، معلوم نيست هواپيماي واحد نيروي هوايي و هواپيمايي عرشه‎اي نيروي دريايي بايد از چه وزن و ابعادي برخوردار باشد؟ آيا اين هواپيما بايد سنگين يا سبك باشد؟ و اين در حالي است كه اين هواپيما بايد بار يكسان جنگ‌افزار را حمل كند. ظاهراً طراحي عميق‌تر اين مشخصات لازم است. در غير اين صورت، در صورت آغاز توليد هواپيماي سنگين “نسل پنجم” بايد به دنبال ايالات متحده به ساخت ناوهاي هواپيمابر سنگين برابر با ناوهاي آمريكايي پرداخت كه ازن امر از نظر اقتصادي و تكنولوژيكي در وسع كشورمان نيست.

چطور شد كه برنامه ساخت مجموعه واحد چندين منظوره هواپيمايي براي اجراي مأموريت‌هاي نيروي دريايي و نيروي هوايي با موازين دكترين دريايي فدراسيون روسيه هماهنگ نشد؟ كدام كارمندان دولت نقش اصلي ستاد كل و ستاد نيروي دريايي را در تعيين تسليحات لازم براي نيروهاي مسلح ناديده گرفتند؟ ما شاهد عدم هماهنگي آشكار فعاليتهاي نهادهاي اداري دولتي، نظامي و صنايع نظامي هستيم كه به يك بي‌مسئوليتي دسته‌جمعي انجاميده است. و حالا چه بايد كرد؟ يا بايد بر خلاف دكترين دريايي از ساخت ناوهاي هواپيمابر دست كشيد، يا با خرج مبالغ غير قابل تحمل براي كشورمان، به ساخت مكمل هواپيماي سبك عرشه‌اي نسل پنجم براي ناوهاي هواپيمابر پرداخت؟ در حالي كه ماشين دولتي دنده عقب ندارد، شايد در شرايط فعلي واقعاً صلاح باشد طراحي مكمل هواپيماي سبك نسل پنجم شروع شود؟

بايد بدون اتلاف وقت به صورت سنجيده‌تر وضعيت جاري را بررسي كرده و در مورد اين مسايل تصميمات مناسب را اتخاذ كرد. ارزش اين مسأله بسيار بالاست.

چند كلمه در مورد شرايط مربوط به فروش هواپيماهاي MiG-29K به هند. شركت “ميگ” قصد دارد به منظور آزمايش هواپيماها و آموزش خلبانان هندي مجتمع آزمايش پروازي هواپيمايي عرشه‎اي را بسازد كه اين مجتمع آموزشي و آزمايشي شامل خيزگاه و بلوك فرود با اروفينشر و سيستمهاي مربوطه دستگاهي كامل تر از مجتمع اوكرايني “نيتكا” خواهد شد. روسيه به اوكراين بايت استفاده از مجتمع اوكرايني براي آ‌مادگي خلبانان خود پول گزافي مي‌پردازد. اگر وزارت دفاع و ساير توليد كنندگان روسي هواپيماهاي عرضه‌اي در ساخت مجتمع جديد شركت كند، هزينه‌هاي هر شركت كننده در اين پروژه نسبت به فايده به دست آمده ناچيز خواهد بود. اين مجتمع بعد از اجراي قرارداد با هند مي‌تواند به مالكيت وزارت دفاع در آمده و وابستگي به اوكراين را از بين ببرد.

و حالا مي‌توانيم نتيجه‌گيري كنيم كه ناو هواپيمابر آينده‌دار روسي چگونه بايد باشد. شرايط اصلي به قرار ذيل است: ظرفيت حدود 50 هزار تن، موتور اتمي، هواپيماي سبك عرشه‌اي چند منظوره، 40-30 جهاز پرنده مختلف برروي يك ناو. ناوگان ما بايد چند ناو هواپيمابر داشته باشد؟ در سال هاي 1980-1970 اين محاسبات بارها به عمل آمده است. با توجه به وضعيت اقتصادي روسيه در آينده قابل پيشبيني و امكانات ساخت و نگهداري اين ناوها، بايد حد اقل 4 ناو هواپيما بر (دو ناو. در ناوگان شمالي و دو ناو در ناوگان اقيانوس آرام) داشت كه يكي از آن‌ها در رده رزمي و ديگري در حال تعمير و تمرينات آمادگي رزمي باشد. بهترين تعداد، 6 ناو است.

هم اكنون چه بايد كرد كه عمليات ضروري براي ايجاد ناو آينده‌ اجرا شود؟

كافي است فعاليت مراجع مربوطه نيروي دريايي و صنايع در زمينه طراحي اين ناوها و جنگ‌افزار آن‌ها و اجراي پژوهشهاي لازم شروع شود كه قبل از سال 1991 اين كار همينطور انجام مي‌گرفت.
تنها نيروي دريايي نيست كه بايد از تأمين مالي ناچيز خود اين فعاليتها را سازمان داده و اداره كند. تمام خط عمودي قدرت بايد در اين كار شركت كند. قدرت دولتي بايد هم اكنون، بي درنگ تداركات گسترده اين پروژه را آماده كند. حتي اگر قرارباشد كه ساخت ناوها بعد از سال‎هاي 2015-2010 شروع شود، بايد در آينده نزديك در اين زمينه پژوهشها و طراحي تمام عيار با تأمين مالي كامل را شروع كرد چرا كه طبق برآوردهاي ما، اگر اين كار از نيمه دوم سال 2004 شروع شود، طراحي ناو و رساندن آن به سطح طرح فني حداقل 8-6 سال وقت لازم دارد.

ويكتور پاتروشف،
دريابان بازنشسته، رئيس سابق اداره عملياتي ستاد كل نيروي دريايي
ولاديمير زابورسكي،
ناخدا يك بازنشسته، رئيس سابق بخش اداره عملياتي ستاد كل نيروي دريايي.

منبع: Russian news
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
ارسال پست

بازگشت به “ناوهاي هواپيمابر”