تاریخ جنگ / نگاهی گذرا و کوتاه به تاریخ جنگ
ارسال شده: پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۸, ۹:۳۹ ب.ظ
به نام خدا
جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه در 31 شهريور سال 1359 آغاز شد هدفهايي را در پي داشت كه برخي از آنها بشرح زير مي باشند. ـ اشغال خاك كشور اسلامي
2 ـ اشغال مناطق نفتي
3 ـ پيشروي به سمت عمق استراتژيك كشور
4 ـ فلج كرد نيروهاي نظامي
5 ـ تسخير استانها يكي پس از ديگري و ..
6 ـ به ستوه كشاندن نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني آن
در تمام اين مراحل , همدستي آشكاري بين تمامي جريانات ضد انقلابي و ضد اسلامي درداخل كشور و در سطح جهان وجود داشت .
حمايت سازمانهاي بين المللي , غربيها و اعراب از صدام
اكثريت قريب به اتفاق سازمانهاي بين المللي , سازمانهاي عربي , كشورهايخليج فارس , كشورهاي اروپايي و دولتمردان كشور آمريكا درصدد آن بودند تابا حمايت تبليغاتي , مالي , تسليحاتي و همه جانبه از عراق او را در اينجنگ به پيروزي برسانند آنها با به ميدان آوردن تمامي امكانات خويش , ازصدام چهره اي صلح طلبي ساختند. كه براي سركوبي آنچه آنان « تروريست » ميخواندند. و يا اسلام « خشونت گرا » مي ناميدند. وارد صحنه شده , تا اينرژيم ضد حقوق بشر را سركوب كنند!! در آن روزگاران « صدام حسين » سمبل صلحو آزادي , حقوق بشر و همه ي « ارزشهاي انساني » بود. در مطبوعات غربكمترين اثري از تبليغات عليه صدام ديده نمي شد. مطبوعات كشورهاي عربي نيزاينگونه بودند. آنان از صدام به عنوان كسي كه قسمت شرقي جهان عرب را دربرابر « فارس هاي مجوس » حفاظت مي كند , نام مي بردند و در اين ميان دودولت « سعودي » و « كويت » بيشترين حجم حمايت از عراق را به عمل آوردند وكشور اردن و مصر نيز با تمام توان به حمايت از صدام پرداختند.
عربستان و كويت تمامي بنادر خويش را در اختيار عراق قرار داده و هر آنچهدر توان داشتند به عراق كمك كردند. تا او بتواند در جنگ به پيروزي برسد.در اولين روزهاي شروع تهاجم به ميهن اسلامي , نيروهاي عراقي به پيروزي هايوسيعي دست يافتند و توانستند بخش هايي از استانهاي خوزستان , ايلام وكرمانشاه را به تسخير خويش درآوردند. در آن زمان , آنان با سلاحهاي مدرنروز , تانكهاي روسي , هواپيماهاي روسي و فرانسوي , و دلارهاي نفتي كشورهايعربي به كشور ايران تهاجم كردند و شهرها را يكي پس از ديگري به تسخيردرآوردند.
سقوط شهرها
خرمشهر پس از 34 روز مقاومت سقوط كرد و تعدادي از شهرهاي ديگر در استانهايخوزستان , ايلام و كرمانشاه نيز به اشغال درآمد و نواميس اين ملت , زنان وكودكان در زير چكمه هاي ارتش خون آشام رژيم صدام افتادند. ميليونها تن ازمردم مظلوم ايران « آواره » شدند و در شهرها سرگردان گرديدند. تماميمحاسبات نشان مي داد كه صدام , بايد كار جمهوري اسلامي را تمام كند , واين ظرف چند روز عملي است . و همه دشمنان انتظار سقوط نظام اسلامي را ميكشيدند. در درون كشور نيروهاي طرفدار آزادي غربي با سرزنش و تحقير نيروهايانقلابي و با جوسازي ها و شايعه پراكني ها در درون شهرها به حمايت وسيعرواني از تهاجم نظامي عراق پرداختند.آنان به جاي آنكه جبهه ي جنگ را بهمرزها منتقل كنند به درون شهرها منتقل كردند.
نقش سازمانهاي داخلي در حمايت از اهداف صدام
سازمانهايي مانند نهضت آزادي , سازمان مجاهدين خلق و سازمانهاي كمونيستي وغرب گرا , همگي در يك كلام مشترك بودند و آن اينكه آزادي , مسئله اي اصلياست و آزادي را آنگونه معني مي كردند كه غربي ها مي پسنديدند.
غربي ها كه در پشتيباني صدام همه با هم يك دل و يك صدا بودند. همانها كههرگز به اين سوال اساسي پاسخ ندادند كه چگونه است , كه صدام بدون انتخاباتو بدون آنكه در كشورش كمترين رنگ و بويي از انتخابات وجود داشته باشد «سمبل آزادي خواهي » محسوب مي شد. همانها كه با جريانات داخلي كشور همنواعليه جمهوري اسلامي بودند.
جريانهاي داخلي كشور , جريانات ليبرال و جريانات مطبوعاتي , با سو استفادهاز « آزادي بي حد و حصري » كه براي آنان وجود داشت همواره از « استبداد »سخن مي گفتند , در حاليكه كشور درگير جنگ , بطور طبيعي بايد « وضعيتاضطراري » اعلام مي كرد و مطبوعات را محدود ميكرد , اما در ايران چنيننبود و « مرثيه سرايان » آزادي غربي , با استفاده از فضاي « بي حساب وكتاب » عليه آزادي موجود سخن مي گفتند!! و به خالي كردن دل مردم از مقاومتمي پرداختند و توجه آنان را به داخل شهرها منتقل مي كردند. آنان توانستنددر آن مدت , درگيري هاي فراوان خياباني ايجاد كنند. در حالي كه لازم بودنيروهاي عملياتي به مناطق جنگي اعزام شود اينان در درون شهرها آشوب برپاكرده و هر روز تيتر اصلي روزنامه هايشان مبارزه با « خشونت » , « شكنجه »و شايعه هاي فراوان عليه نيروهاي اصيل انقلابي بود.
نقش نيروهاي انقلاب اسلامي
اما به دور از تمامي اين جريانات , نيروهاي انقلاب اسلامي (وخصوصا جوانانسلحشور و برومندي كه با كيمياگري خميني بزرگ به طلاي ناب مبدل شده بودند)در صحنه هاي نبرد , مظلومانه مقاومت كردند. و در همان روزهاي آغازين ,ماشين جنگي صدام را از حركت باز داشتند. ماشين جنگي اي كه بايد تا عمقاستراتژيك كشور پيش مي آمد , در همان اولين روزها به گل نشست و نتوانست ازميانه ي راه خوزستان جلوتر بيايد. از قصر شيرين فراتر نتوانست بيايد و درنزديكي سرپل ذهاب متوقف شد. واز آنجا نيز اخراج گرديد. نيروهاي رزمنده ومقاوم جمهوري اسلامي كه با روحيه ايمان مي جنگيدند. در حالي كه از كمترينسلاح و كمترين برابري اسلحه با دشمن برخوردار نبودند , با ياري و اتكا بهخداوند وتوسل به ائمه اطهار « عليهم صلوات الله » , در صحنه هاي نبردمظلومانه و غريبانه جنگيدند و « ملي گرايان واقعي » آنها بودند كه با تكيهبر « دين » از آب و خاك كشور « دفاع » كردند , نه آنان كه با « شعار مليگرايانه » به كمك و ياري رواني و تبليغاتي دشمن شتافته بودند.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب »به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه دربرابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي ,در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند. همه اينهااز بركات اسلام و انقلاب اسلامي و رهبري خردمندانه ولي فقيه بود. كه بياعتنا به تبليغات رسانه هاي ضد آزادي غربي , به مقاومت و پايمردي , پا ميفشرد و ملت را از فريب آنان بر حذر داشت .
مقايسه تاريخي
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسهكنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كهدولتهاي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حملهكردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است . نقشه ي جغرافيايي سياسي ايران دراين مدت نشانگر آن است كه در طول تاريخ (دويست ساله اخير) بخش هايي ازميهن جدا شده است .
مقاومت مظلومانه و خيانتهاي ليبرالها
اما در دوران جمهوري اسلامي اين دست آورد و افتخار عظيم براي مردم ما وبراي جوانان ما و براي امام بزرگوار ما و در يك كلام براي اسلام و انقلاباسلامي باقي ماند كه يك وجب از خاك ميهن جدا نشد. آري ! بخشهايي به اشغالدشمن درآمد اما با پايمردي پس گرفته شد و عليرغم زخم زبانهايي كه از همانروزهاي نخستين جنگ , سر داده مي شد. و همه ناجوانمردي هايي كه در درونشهرها صورت مي گرفت و تمامي ترفندهايي كه دشمنان انقلاب اسلامي در سطحجهان ايجاد كرده بودند اما اين ملت مقاوم مسلمان به رهبري امام بزرگوار وبا پيروي از تعاليم عاليه اسلام توانست دشمن را زمينگير كند. سپس با اخراجبني صدر از قدرت (كه مانع اصلي تهاجم عليه عراق بود , و جنگ را به درونشهرها آورده و به نيروهاي خودي كشانده بود) مراحل عملياتي نيروهاي انقلاباسلامي آغاز گرديد. و تحليل هاي ليبرالها را بر باد داد. ليبرالهايي كه باشعار در درون شهرها به تفرقه ميان مردم پرداخته و بجاي تشويق به دفاع مقدس, جنگ را در شهرها بر سر آزادي ! قرار داده و در حاليكه با آزادي تمام ,به همه اركان نظام , اهانت مي كردند , دم از نبود آزادي مي زدند و باتفرقه در ميان صفوف ملت به دشمن خدمت مي كردند.
شكست ها و پيروزي ها در جنگ
نيروهاي انقلاب اسلامي از همان ابتدا , دفاع خود را با به تهاجم عليه دشمنآغاز كردند. با خروج بني صدر (كه ادعا كرده بود اگر من از قدرت بركناربشوم صدام آبادان را فتح خواهد كرد. نه تنها چنين نشد بلكه با انسجام ووحدت كاملي كه در ميان نيروهاي رزمنده پديد آمده بود) عمليات هاي وسيعييكي پس از ديگري طراحي و برنامه ريزي شد.
اولين عمليات براي شكستن حصر آبادان , به شكست انجاميد. دومين عمليات نيزشكست خورد و عمليات هاي فراواني برنامه ريزي شد و شكست خورد (نويسنده اينسطور خود در چندين عمليات شركت داشته و شكست هاي تلخ را از نزديك شاهدبوده است و از تمامي آنها دفاع مي كند و معتقد است شكست مقدمه پيروزي است) نيروهاي مقاومت نستوه انقلاب اسلامي ايران نه تنها از اين شكست ها مايوسنشدند بلكه با قدرت هر چه تمامتر براي عمليات بعدي خود را آماده كردند ونهايتا در عمليات ثامن الائمه اولين پيروزي عظيم جمهوري اسلامي به دستآمد. و آن آزادسازي شمال آبادان از صداميان بود. صداميان فرار را بر قرارترجيح دادند. عده فراواني كشته و عده بسيار زيادي به اسارت نيروهاي انقلاباسلامي درآمدند. تانكهاي فراواني بر زمين باقي ماند و آثار پيروزي توانستملت قهرمان را به آينده اميدوار كند.
عملياتهاي بعدي يكي پس از ديگري طراحي شد و در زمان بسيار كوتاهي عمليات «آزادسازي بستان » آغاز شد و نيروهاي اسلام براي آزادسازي بستان حركت كردند, آن عمليات نيز با رشادت وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي در برابر امواجخروشان تانكها و سلاحهاي دشمن به پيروزي رسيد و اين مقدمه اي براي فتحالمبين شد , « فتح المبين » عمليات وسيعي بود كه مناطق بزرگي از كشور رادر عيد نوروز 1361 آزاد كرد و پس از آن عمليات بزرگي به نام « بيت المقدس» طراحي شد و در كمتر از سه ماه نيروهاي رزمنده ما توانستند « ارتش تادندان مسلح صدام » را در خرمشهر به « نابودي » بكشانند و اين پيروزي عظيمنقطه عطفي در تمامي عمليات ها شد. نويسنده اين سطور افتخار آن را داشت كهدر عمليات هاي پيروز بستان , فتح المبين , بيت المقدس , همگام با قهرمانانآزاديبخش حضور داشته و هم سنگر با مرداني شود كه مردانه شهد شهادت نوشيدندو لباس عزت پوشيدند و افتخار نصيب كشور , ملت واسلام كردند.
ديدگاههاي موافق و مخالف با ادامه جنگ پس از خرمشهر
درست همانطور كه از ابتداي جنگي تحميلي تا آن روز , در هر عملياتي نظراتمخالف و موافق دلسوزان وجود داشت . با پس از عمليات بيت المقدس نيز نظراتموافق و مخالف دلسوزانه اي وجود داشت .
برخي بر آن باور بودند كه نبايد اين جنگ ادامه پيدا بكند و عده اي نيز براين باور بودند كه اينك ما توان لازم را داريم براي آنكه دشمن را به «شكست » بكشانيم و او را از هر حمله اي درآينده بازداريم . اين نظرات درمحضر امام نيز مطرح شد. حضرت امام (ره ) خود از كساني بودند كه بر اينباور بودند كه نبايد جنگ ادامه پيدا بكند. اما وقتي كارشناسان عاليرتبهنظامي و سياسي , از سر دلسوزي و از سر خدمت به انقلاب اسلامي , مطرح كردندكه ما توان ضربه زدن به دشمن را داريم . حضرت امام اين سخن را « پذيرفت », و درست مانند تمامي صحنه هاي جنگ « مردانه » و « قهرمانانه » ازفرماندهان عملياتي مقاوم و مجاهد ما « دفاع » كرد. هر چند , كه كساني درآن روزگار از اين اقدام فرماندهان حمايت مي كردند و امروز كه برخي ازناكامي ها و تلخكامي ها , كه در عمليات هاي پس از بيت المقدس پديد آمده ,عليه آنان سخن مي گويند. اما امام با روحيه جوانمردانه اي كه داشت (و بهمشاورت كارشناسان معتقد بود و همواره نظرات كارشناسي را احترام مي گذاشت وپس از آنكه آن نظريات را مي پذيرفت خود نيز تا آخرين نفس از آن حمايت ميكرد , و هرگز مسئوليت شكستها را بر دوش افراد رده بعد از خويش نمي انداخت) تا آخرين روز جنگ تحميلي از تداوم عمليات دفاع كرد و جملات فراوان حضرتامام , روشنگر اين مسئله است .
مرحوم حاج سيد احمد خميني در اين خصوص نظر امام خميني در رابطه با استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر , در پاسخ به سوالي چنين مي گويد :
س ـ بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه كس به امام نزديكتربوديد و از موضعگيريهاي ايشان در مقاطع مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد.لطفا خاطره اي را از آن دوران تعريف كنيد
« تلخترين » خاطره اي كه به ياد دارم « پذيرش قطعنامه » و « شيرين ترين »خاطره مربوط به « فتح خرمشهر » است . فتح خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعتحدودا چهار بعداز ظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سهمرتبه و هر مرتبه حدود نيم ساعت قدم مي زدند و راديو هم در دستشان بود چونما از قبل مي دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال انجام اين كار هستند ودرگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.
امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلامكرد. با شنيدن صداي گوينده , من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساسخوبي به ايشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بوداوقاتشان زياد تلخ نمي شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي خوشحال نميشدند.
و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود , امابالاخره مسئولين جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط العرب (اروند رود) برويمتا بتوانيم غرامت خودمان را از عراق بگيريم . امام اصلا با اين كار موافقنبودند و مي گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اينجنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق نشويد ديگر اين جنگتمام شدني نيست و ما بايد اين جنگ را تا نقطه اي خاص ادامه بدهيم و الانهم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است .
بي نام « دليل آفتاب » (خاطرات يادگار امام ) چاپ سوم تهران خرداد 1378 موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 124
نقش اساسي حضرت امام در پيروزيها و استمرار دفاع مقدس
مسئوليت دفاع مقدس , از روز اول تا نهايت بر عهده ي امام (ره ) است او آنبزرگ مردي است كه بر تارك اين انقلاب خواهد درخشيد و تمامي تاريخ نويسانآينده (چه طرفدار انقلاب اسلامي باشند چه مخالف ) بايد بنويسند كه در «عصر طلايي » او بود كه دشمن نتوانست سر سوزني از خاك ميهن ما را جدا بكند.اين امام , پس از مشورت فوق با مسئولان نظر آنها را پذيرفت و تا آخرين روزجنگ كمتر كسي فهميد كه امام با استمرار جنگ مخالف بوده است و همواره ازجنگ حمايت كرد و تا آخرين نفس و تا آخرين خانه , و تا رفع فتنه در جهان ,خواستار استمرار نبرد بود.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب »به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه دربرابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي ,در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند.
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسهكنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كهدولتهايي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حملهكردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است .
سيد حسن ميردامادي
روزنامه جمهوری اسلامی
سایت ساجد
جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه در 31 شهريور سال 1359 آغاز شد هدفهايي را در پي داشت كه برخي از آنها بشرح زير مي باشند. ـ اشغال خاك كشور اسلامي
2 ـ اشغال مناطق نفتي
3 ـ پيشروي به سمت عمق استراتژيك كشور
4 ـ فلج كرد نيروهاي نظامي
5 ـ تسخير استانها يكي پس از ديگري و ..
6 ـ به ستوه كشاندن نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني آن
در تمام اين مراحل , همدستي آشكاري بين تمامي جريانات ضد انقلابي و ضد اسلامي درداخل كشور و در سطح جهان وجود داشت .
حمايت سازمانهاي بين المللي , غربيها و اعراب از صدام
اكثريت قريب به اتفاق سازمانهاي بين المللي , سازمانهاي عربي , كشورهايخليج فارس , كشورهاي اروپايي و دولتمردان كشور آمريكا درصدد آن بودند تابا حمايت تبليغاتي , مالي , تسليحاتي و همه جانبه از عراق او را در اينجنگ به پيروزي برسانند آنها با به ميدان آوردن تمامي امكانات خويش , ازصدام چهره اي صلح طلبي ساختند. كه براي سركوبي آنچه آنان « تروريست » ميخواندند. و يا اسلام « خشونت گرا » مي ناميدند. وارد صحنه شده , تا اينرژيم ضد حقوق بشر را سركوب كنند!! در آن روزگاران « صدام حسين » سمبل صلحو آزادي , حقوق بشر و همه ي « ارزشهاي انساني » بود. در مطبوعات غربكمترين اثري از تبليغات عليه صدام ديده نمي شد. مطبوعات كشورهاي عربي نيزاينگونه بودند. آنان از صدام به عنوان كسي كه قسمت شرقي جهان عرب را دربرابر « فارس هاي مجوس » حفاظت مي كند , نام مي بردند و در اين ميان دودولت « سعودي » و « كويت » بيشترين حجم حمايت از عراق را به عمل آوردند وكشور اردن و مصر نيز با تمام توان به حمايت از صدام پرداختند.
عربستان و كويت تمامي بنادر خويش را در اختيار عراق قرار داده و هر آنچهدر توان داشتند به عراق كمك كردند. تا او بتواند در جنگ به پيروزي برسد.در اولين روزهاي شروع تهاجم به ميهن اسلامي , نيروهاي عراقي به پيروزي هايوسيعي دست يافتند و توانستند بخش هايي از استانهاي خوزستان , ايلام وكرمانشاه را به تسخير خويش درآوردند. در آن زمان , آنان با سلاحهاي مدرنروز , تانكهاي روسي , هواپيماهاي روسي و فرانسوي , و دلارهاي نفتي كشورهايعربي به كشور ايران تهاجم كردند و شهرها را يكي پس از ديگري به تسخيردرآوردند.
سقوط شهرها
خرمشهر پس از 34 روز مقاومت سقوط كرد و تعدادي از شهرهاي ديگر در استانهايخوزستان , ايلام و كرمانشاه نيز به اشغال درآمد و نواميس اين ملت , زنان وكودكان در زير چكمه هاي ارتش خون آشام رژيم صدام افتادند. ميليونها تن ازمردم مظلوم ايران « آواره » شدند و در شهرها سرگردان گرديدند. تماميمحاسبات نشان مي داد كه صدام , بايد كار جمهوري اسلامي را تمام كند , واين ظرف چند روز عملي است . و همه دشمنان انتظار سقوط نظام اسلامي را ميكشيدند. در درون كشور نيروهاي طرفدار آزادي غربي با سرزنش و تحقير نيروهايانقلابي و با جوسازي ها و شايعه پراكني ها در درون شهرها به حمايت وسيعرواني از تهاجم نظامي عراق پرداختند.آنان به جاي آنكه جبهه ي جنگ را بهمرزها منتقل كنند به درون شهرها منتقل كردند.
نقش سازمانهاي داخلي در حمايت از اهداف صدام
سازمانهايي مانند نهضت آزادي , سازمان مجاهدين خلق و سازمانهاي كمونيستي وغرب گرا , همگي در يك كلام مشترك بودند و آن اينكه آزادي , مسئله اي اصلياست و آزادي را آنگونه معني مي كردند كه غربي ها مي پسنديدند.
غربي ها كه در پشتيباني صدام همه با هم يك دل و يك صدا بودند. همانها كههرگز به اين سوال اساسي پاسخ ندادند كه چگونه است , كه صدام بدون انتخاباتو بدون آنكه در كشورش كمترين رنگ و بويي از انتخابات وجود داشته باشد «سمبل آزادي خواهي » محسوب مي شد. همانها كه با جريانات داخلي كشور همنواعليه جمهوري اسلامي بودند.
جريانهاي داخلي كشور , جريانات ليبرال و جريانات مطبوعاتي , با سو استفادهاز « آزادي بي حد و حصري » كه براي آنان وجود داشت همواره از « استبداد »سخن مي گفتند , در حاليكه كشور درگير جنگ , بطور طبيعي بايد « وضعيتاضطراري » اعلام مي كرد و مطبوعات را محدود ميكرد , اما در ايران چنيننبود و « مرثيه سرايان » آزادي غربي , با استفاده از فضاي « بي حساب وكتاب » عليه آزادي موجود سخن مي گفتند!! و به خالي كردن دل مردم از مقاومتمي پرداختند و توجه آنان را به داخل شهرها منتقل مي كردند. آنان توانستنددر آن مدت , درگيري هاي فراوان خياباني ايجاد كنند. در حالي كه لازم بودنيروهاي عملياتي به مناطق جنگي اعزام شود اينان در درون شهرها آشوب برپاكرده و هر روز تيتر اصلي روزنامه هايشان مبارزه با « خشونت » , « شكنجه »و شايعه هاي فراوان عليه نيروهاي اصيل انقلابي بود.
نقش نيروهاي انقلاب اسلامي
اما به دور از تمامي اين جريانات , نيروهاي انقلاب اسلامي (وخصوصا جوانانسلحشور و برومندي كه با كيمياگري خميني بزرگ به طلاي ناب مبدل شده بودند)در صحنه هاي نبرد , مظلومانه مقاومت كردند. و در همان روزهاي آغازين ,ماشين جنگي صدام را از حركت باز داشتند. ماشين جنگي اي كه بايد تا عمقاستراتژيك كشور پيش مي آمد , در همان اولين روزها به گل نشست و نتوانست ازميانه ي راه خوزستان جلوتر بيايد. از قصر شيرين فراتر نتوانست بيايد و درنزديكي سرپل ذهاب متوقف شد. واز آنجا نيز اخراج گرديد. نيروهاي رزمنده ومقاوم جمهوري اسلامي كه با روحيه ايمان مي جنگيدند. در حالي كه از كمترينسلاح و كمترين برابري اسلحه با دشمن برخوردار نبودند , با ياري و اتكا بهخداوند وتوسل به ائمه اطهار « عليهم صلوات الله » , در صحنه هاي نبردمظلومانه و غريبانه جنگيدند و « ملي گرايان واقعي » آنها بودند كه با تكيهبر « دين » از آب و خاك كشور « دفاع » كردند , نه آنان كه با « شعار مليگرايانه » به كمك و ياري رواني و تبليغاتي دشمن شتافته بودند.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب »به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه دربرابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي ,در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند. همه اينهااز بركات اسلام و انقلاب اسلامي و رهبري خردمندانه ولي فقيه بود. كه بياعتنا به تبليغات رسانه هاي ضد آزادي غربي , به مقاومت و پايمردي , پا ميفشرد و ملت را از فريب آنان بر حذر داشت .
مقايسه تاريخي
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسهكنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كهدولتهاي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حملهكردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است . نقشه ي جغرافيايي سياسي ايران دراين مدت نشانگر آن است كه در طول تاريخ (دويست ساله اخير) بخش هايي ازميهن جدا شده است .
مقاومت مظلومانه و خيانتهاي ليبرالها
اما در دوران جمهوري اسلامي اين دست آورد و افتخار عظيم براي مردم ما وبراي جوانان ما و براي امام بزرگوار ما و در يك كلام براي اسلام و انقلاباسلامي باقي ماند كه يك وجب از خاك ميهن جدا نشد. آري ! بخشهايي به اشغالدشمن درآمد اما با پايمردي پس گرفته شد و عليرغم زخم زبانهايي كه از همانروزهاي نخستين جنگ , سر داده مي شد. و همه ناجوانمردي هايي كه در درونشهرها صورت مي گرفت و تمامي ترفندهايي كه دشمنان انقلاب اسلامي در سطحجهان ايجاد كرده بودند اما اين ملت مقاوم مسلمان به رهبري امام بزرگوار وبا پيروي از تعاليم عاليه اسلام توانست دشمن را زمينگير كند. سپس با اخراجبني صدر از قدرت (كه مانع اصلي تهاجم عليه عراق بود , و جنگ را به درونشهرها آورده و به نيروهاي خودي كشانده بود) مراحل عملياتي نيروهاي انقلاباسلامي آغاز گرديد. و تحليل هاي ليبرالها را بر باد داد. ليبرالهايي كه باشعار در درون شهرها به تفرقه ميان مردم پرداخته و بجاي تشويق به دفاع مقدس, جنگ را در شهرها بر سر آزادي ! قرار داده و در حاليكه با آزادي تمام ,به همه اركان نظام , اهانت مي كردند , دم از نبود آزادي مي زدند و باتفرقه در ميان صفوف ملت به دشمن خدمت مي كردند.
شكست ها و پيروزي ها در جنگ
نيروهاي انقلاب اسلامي از همان ابتدا , دفاع خود را با به تهاجم عليه دشمنآغاز كردند. با خروج بني صدر (كه ادعا كرده بود اگر من از قدرت بركناربشوم صدام آبادان را فتح خواهد كرد. نه تنها چنين نشد بلكه با انسجام ووحدت كاملي كه در ميان نيروهاي رزمنده پديد آمده بود) عمليات هاي وسيعييكي پس از ديگري طراحي و برنامه ريزي شد.
اولين عمليات براي شكستن حصر آبادان , به شكست انجاميد. دومين عمليات نيزشكست خورد و عمليات هاي فراواني برنامه ريزي شد و شكست خورد (نويسنده اينسطور خود در چندين عمليات شركت داشته و شكست هاي تلخ را از نزديك شاهدبوده است و از تمامي آنها دفاع مي كند و معتقد است شكست مقدمه پيروزي است) نيروهاي مقاومت نستوه انقلاب اسلامي ايران نه تنها از اين شكست ها مايوسنشدند بلكه با قدرت هر چه تمامتر براي عمليات بعدي خود را آماده كردند ونهايتا در عمليات ثامن الائمه اولين پيروزي عظيم جمهوري اسلامي به دستآمد. و آن آزادسازي شمال آبادان از صداميان بود. صداميان فرار را بر قرارترجيح دادند. عده فراواني كشته و عده بسيار زيادي به اسارت نيروهاي انقلاباسلامي درآمدند. تانكهاي فراواني بر زمين باقي ماند و آثار پيروزي توانستملت قهرمان را به آينده اميدوار كند.
عملياتهاي بعدي يكي پس از ديگري طراحي شد و در زمان بسيار كوتاهي عمليات «آزادسازي بستان » آغاز شد و نيروهاي اسلام براي آزادسازي بستان حركت كردند, آن عمليات نيز با رشادت وسيع نيروهاي انقلاب اسلامي در برابر امواجخروشان تانكها و سلاحهاي دشمن به پيروزي رسيد و اين مقدمه اي براي فتحالمبين شد , « فتح المبين » عمليات وسيعي بود كه مناطق بزرگي از كشور رادر عيد نوروز 1361 آزاد كرد و پس از آن عمليات بزرگي به نام « بيت المقدس» طراحي شد و در كمتر از سه ماه نيروهاي رزمنده ما توانستند « ارتش تادندان مسلح صدام » را در خرمشهر به « نابودي » بكشانند و اين پيروزي عظيمنقطه عطفي در تمامي عمليات ها شد. نويسنده اين سطور افتخار آن را داشت كهدر عمليات هاي پيروز بستان , فتح المبين , بيت المقدس , همگام با قهرمانانآزاديبخش حضور داشته و هم سنگر با مرداني شود كه مردانه شهد شهادت نوشيدندو لباس عزت پوشيدند و افتخار نصيب كشور , ملت واسلام كردند.
ديدگاههاي موافق و مخالف با ادامه جنگ پس از خرمشهر
درست همانطور كه از ابتداي جنگي تحميلي تا آن روز , در هر عملياتي نظراتمخالف و موافق دلسوزان وجود داشت . با پس از عمليات بيت المقدس نيز نظراتموافق و مخالف دلسوزانه اي وجود داشت .
برخي بر آن باور بودند كه نبايد اين جنگ ادامه پيدا بكند و عده اي نيز براين باور بودند كه اينك ما توان لازم را داريم براي آنكه دشمن را به «شكست » بكشانيم و او را از هر حمله اي درآينده بازداريم . اين نظرات درمحضر امام نيز مطرح شد. حضرت امام (ره ) خود از كساني بودند كه بر اينباور بودند كه نبايد جنگ ادامه پيدا بكند. اما وقتي كارشناسان عاليرتبهنظامي و سياسي , از سر دلسوزي و از سر خدمت به انقلاب اسلامي , مطرح كردندكه ما توان ضربه زدن به دشمن را داريم . حضرت امام اين سخن را « پذيرفت », و درست مانند تمامي صحنه هاي جنگ « مردانه » و « قهرمانانه » ازفرماندهان عملياتي مقاوم و مجاهد ما « دفاع » كرد. هر چند , كه كساني درآن روزگار از اين اقدام فرماندهان حمايت مي كردند و امروز كه برخي ازناكامي ها و تلخكامي ها , كه در عمليات هاي پس از بيت المقدس پديد آمده ,عليه آنان سخن مي گويند. اما امام با روحيه جوانمردانه اي كه داشت (و بهمشاورت كارشناسان معتقد بود و همواره نظرات كارشناسي را احترام مي گذاشت وپس از آنكه آن نظريات را مي پذيرفت خود نيز تا آخرين نفس از آن حمايت ميكرد , و هرگز مسئوليت شكستها را بر دوش افراد رده بعد از خويش نمي انداخت) تا آخرين روز جنگ تحميلي از تداوم عمليات دفاع كرد و جملات فراوان حضرتامام , روشنگر اين مسئله است .
مرحوم حاج سيد احمد خميني در اين خصوص نظر امام خميني در رابطه با استمرار جنگ پس از فتح خرمشهر , در پاسخ به سوالي چنين مي گويد :
س ـ بدون ترديد شما در طول دوران دفاع مقدس از همه كس به امام نزديكتربوديد و از موضعگيريهاي ايشان در مقاطع مختلف جنگ خاطرات بسياري داريد.لطفا خاطره اي را از آن دوران تعريف كنيد
« تلخترين » خاطره اي كه به ياد دارم « پذيرش قطعنامه » و « شيرين ترين »خاطره مربوط به « فتح خرمشهر » است . فتح خرمشهر زماني اعلام شد كه ساعتحدودا چهار بعداز ظهر بود و امام در حال قدم زدن بودند. امام هر روز سهمرتبه و هر مرتبه حدود نيم ساعت قدم مي زدند و راديو هم در دستشان بود چونما از قبل مي دانستيم كه رزمندگان اسلام در حال انجام اين كار هستند ودرگيري هم از شب قبل شروع شده بود كه خيلي هم شديد بود.
امام در حال قدم زدن بودند كه گوينده راديو خبر آزادسازي خرمشهر را اعلامكرد. با شنيدن صداي گوينده , من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساسخوبي به ايشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلي كه خيلي تلخ بوداوقاتشان زياد تلخ نمي شد و از مسائلي هم كه شيرين بود خيلي خوشحال نميشدند.
و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود , امابالاخره مسئولين جنگ گفتند كه ما بايد تا كنار شط العرب (اروند رود) برويمتا بتوانيم غرامت خودمان را از عراق بگيريم . امام اصلا با اين كار موافقنبودند و مي گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهيد بدانيد كه اگر اينجنگ با اين وضعي كه شما داريد ادامه يابد و شما موفق نشويد ديگر اين جنگتمام شدني نيست و ما بايد اين جنگ را تا نقطه اي خاص ادامه بدهيم و الانهم كه قضيه فتح خرمشهر پيش آمده بهترين موقع براي پايان جنگ است .
بي نام « دليل آفتاب » (خاطرات يادگار امام ) چاپ سوم تهران خرداد 1378 موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 124
نقش اساسي حضرت امام در پيروزيها و استمرار دفاع مقدس
مسئوليت دفاع مقدس , از روز اول تا نهايت بر عهده ي امام (ره ) است او آنبزرگ مردي است كه بر تارك اين انقلاب خواهد درخشيد و تمامي تاريخ نويسانآينده (چه طرفدار انقلاب اسلامي باشند چه مخالف ) بايد بنويسند كه در «عصر طلايي » او بود كه دشمن نتوانست سر سوزني از خاك ميهن ما را جدا بكند.اين امام , پس از مشورت فوق با مسئولان نظر آنها را پذيرفت و تا آخرين روزجنگ كمتر كسي فهميد كه امام با استمرار جنگ مخالف بوده است و همواره ازجنگ حمايت كرد و تا آخرين نفس و تا آخرين خانه , و تا رفع فتنه در جهان ,خواستار استمرار نبرد بود.
چه بسيار گردانهاي مدرني كه در برابر مشتي اندك از نيروهاي « شهادت طلب »به گل نشستند و نتوانستند حركت كنند. چه بسيار لشكرهاي وسيع مكانيزه كه دربرابر گروه اندكي از انسانهاي « شجاع با ايمان » معتقد به انقلاب اسلامي ,در همان روزهاي نخست « نابود » شدند و نتوانستند اقدامي كنند.
اگر تاريخ انقلاب اسلامي را با تاريخ ايران در طول دويست سال اخير مقايسهكنيم مي بينيم هر گاه دشمناني به مراتب ضعيف تر از صدام , در دورانهايي كهدولتهايي ايران به مراتب قوي تر از دولت جمهوري اسلامي بودند به ما حملهكردند بخش هايي از ميهن , جدا شده است .
سيد حسن ميردامادي
روزنامه جمهوری اسلامی
سایت ساجد