همه چيز در مورد اسب

در اين بخش مي‌توانيد در مورد طبیعت و محیط زیست به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 367
تاریخ عضویت: جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵, ۵:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آبادان شهر خوبان- آبادان شهر خدا
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 339 بار

همه چيز در مورد اسب

پست توسط jamal_khodamam »

خاستگاه و تكامل اسب

از نظر تكاملي طبق يافته هاي فسيلي ، منشاء اسبهاي امروزي از پستاندار كوچكي تحت عنوان ائوهيپوس كه شباهت زيادي به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد ميليون سال قبل ، يعني دوران ائوسن از نظر زمين شناسي است و چنين بر مي آيد كه از نظر تكاملي اسبهاي امروزي درطي ميليونها سال از اين پستاندار كوچك منشاء گرفته اند .
قد اين جانور در حدود 30 الي 35 سانتيمتر بوده و گسترش جهاني داشته است . بدن آن گرد و داراي پشتي خميده بوده و در هنگام راه رفتن از كف پنجه هاي خود استفاده مي كرده است . در اندام حركتي قدامي خود 4 انگشت و در اندامي خلفي خود 3 انگشت داشته است .حدود 13 نوع از اين جاندار در بخشهاي مختلف آمريكاي شمالي و انگلستان ، سيوئيس ، فرانسه و بلژيك يافته شده است .
بنابر كشفيات بعمل آمده نه تنها طويل شده و نيز كاهش تعداد تدريجي اندامهاي حركتي اسب استنباط مي شود ، بلكه تغييراتي كه بصورت طولاني شدن گردن و جمجمه همراه با تغيير عادات چرا كردن ( مانند خوردن ميوه هاي آبدار كه در بالاي سطح زمين رشد مي كنند ) به رژيم علف خواري ( خوردن علف هاي خشبي و سخت از سطح زمين ) ايجاد شده را مي توان بر گرفت . گرچه اولين فسيل يافت شده از ائوهيپوس به ثبت رسيده است ، ولي به جرات مي توان گفت كه اين جانور كوچك اندام از يك دودمان اصلي پستاندار كه داراي 5 انگشت بوده تكامل يافته است .
پس از گذشت ميليونها سال انواع تكامل يافته اين حيوان ( حدود 57 ميليون سال ) بنام تك سميان دوران پليوسن تحت نام پليوهيپوس شكل گرفت اند .
يافته هاي باستان شناسي در ايران توسط آقاي ماكنم ، يكي از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسيل يك نوع اسب تحت عنوان هيپاريون در سال 1904 ميلادي در ناحيه مرزه چال مراغه بدست آمده است كه مربوط به اواخر دوران سوم زمين شناسي يعني پليوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بيش از يك ميليون سال قبل ) مي باشد .
با آغاز دوره يخبندان در كره زمين و تغييرات جوي انواع مختلف پليوهيپوس مهاجرتهاي گسترده اي به قاره هاي قديم ( آسيا ، اروپا و آفريقا ) آغاز كردند . بنابر دلايلي كه هنوز روشن نيست قاره آمريكا بطور ناگهاني و پس از قطع ارتباط آن با قاره هاي قديم ، از وجود پليوهيپوس پاك گرديد.
انواع مختلف پليوهيپوس در طي مهاجرتهاي خود در بخشهاي آفريقا و اروپا و آسيا پراكنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تيپ از اجداد اوليه اسبهاي امروزي گرديدند .

بنابر اين اسبهاي امروزي داراي چهار جد اوليه هستند و از نظر تاريخي فلات ايران منطبق بر محدوده جغرافيائي پراكندگي دو نوع از انواع چهار گانه اين اجداد محسوب مي شود .
اسبهاي نژاد تركمن و كاسپين موجود در اين سرزمين پس از گذشت قريب به يك ميليون سال از پيدايش آن دو نوع اجداد اوليه اسب ، هنوز بعنوان شبيه ترين اسبهاي موجود در جهان به اجداد فوق محسوب مي شود و مورد توجه خاص جهانيان و پژوهشگران قرار گرفته است .


چگونه اسب انتخاب كنيم ؟

اسب‌هايي‌ كه‌ اشكال‌ اندام‌ و يا اخلاقي‌ دارند:
درچندين سال‌ گذشته‌ توليد اسب‌ پيشرفت‌ شاياني‌ كرده‌ است‌. اسب‌هاي‌ ورزشي‌ امروزه‌ از كميت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردارند. عليرغم‌ اين‌ نكات‌ بايد بدانيم‌ كه‌ هيچ‌ اسبي‌ كامل‌ نيست‌. همه‌ آرزوي‌ داشتن‌ اسبي‌ كامل‌ داريم‌، ولي‌ پيدا كردن‌ آن‌ چندان‌ هم‌ ساده‌ نيست‌. هنر تربيت‌ اسب‌ پي‌ بردن‌ به‌ توانايي‌هاي‌ بالقوه‌ اسب‌ و پرورش‌ آن‌ تا حد ممكن‌ است‌ .بايد بدانيم‌ كه‌ چگونه‌ و تا چه‌ اندازه‌اي‌ مي‌توانيم‌ به‌ نقائص‌ اخلاقي‌ و اندامي‌ اسب‌ پي‌ ببريم‌. اين‌ آگاهي‌ نياز به‌ تجربه‌اي‌ گران‌ و كار كردن‌ سال‌هاي‌ متمادي‌ با اسب‌هاي‌ مختلف‌ دارد.
بايد بدانيم‌ كه‌ تربيت‌ هر اسب‌ با اسب‌ ديگر متفاوت‌ و داراي‌ راز و رمز خاصي‌ است‌. ولي‌ چهارچوب‌ كلي‌ آن‌ همين‌ اصول‌ اوليه‌ تربيت‌ اسب‌ است‌ كه‌ درباره‌اش‌ بحث‌ كرديم‌. به‌ هرحال‌ روش‌هايي‌ وجود دارند كه‌ درباره‌ نحوه‌ كار با اسب‌هايي‌ كه‌ خوش‌ اخلاِق نيستند و نقصي‌ در اندامشان‌ وجود دارد، بحث‌ مي‌كنند. معني‌ اين‌ بحث‌ اين‌ نيست‌ كه‌ مباني‌ اصول‌ اوليه‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شوند بلكه‌ عليرغم‌ مشكلات‌، فقط‌ ممكن‌ است‌ اين‌ اصول‌ جابه‌جا شوند.

بداخلاقي:
اسب‌ با خصوصيات‌ اخلاقي‌ و اندام‌ خاصي‌ خود به‌ دنيا مي‌آيد. با استفاده‌ از اصول‌ صحيح‌ آموزش‌ و محيط‌ سالم‌ مي‌تواند اسب‌ را براي‌ سواري‌ دادن‌ به‌ كار كشيد. از طرف‌ ديگر چنانچه‌ روش‌ آموزش‌ و نگهداري‌ غلط‌ در پيش‌ گرفته‌ شود، نتيجه‌ عكس‌ آنچه‌ گفته‌ شد خواهد بود. اصلاح‌ مشكلات‌ طبيعي‌ اسب‌ مشكل‌ است‌. تجربه‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ عليرغم‌ صرف‌ وقت‌ و تلاش‌ مضاعف‌ چنانچه‌ موفقيتي‌ مناسب‌ به‌وجود آيد مشكل‌ نهفته‌ خودنمايي‌ خواهد كرد.

اسب‌ عصبي:
‌اين‌ گونه‌ اسب‌ها در روبرو شدن‌ با موقعيت‌هاي‌ غيرمعمول‌ از قبيل‌ صداي‌ غريب‌، و حركت‌هاي‌ سريع‌ و يا پرچم‌ رم‌ مي‌كنند: اين‌ گونه‌ اسب‌ها در اثر كار دقيق‌ و نگهداري‌ صحيح‌ و حوصله‌ آرام‌ مي‌شوند. اگر اسب‌ در حركت‌ عصبي‌ است‌ و يا از اشياء روي‌ زمين‌ رم‌ مي‌كند، كار بسيار مشكل‌ خواهد شد. تجربه‌ من‌ نشان‌ داده‌ كه‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها هرگز كاملاً آرامش‌ پيدا نمي‌كنند. مربي‌ فقط‌ بايد محدوديت‌ها را در نظر بگيرد و برعكس‌ حساسيت‌هاي‌ زيادي‌ و يا عصبيت‌هاي‌ خاصي‌ مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار بگيرد. خود من‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌ با اسبي‌ سرحال‌، اگر چه‌ كمي‌ عصبي‌ و نگران‌ كار كنم‌ تا اسبي‌ تنبل‌. اسب‌ عصبي‌ براي‌ سواركاري‌ با حوصله‌ بدون‌ حركت‌ اضافه‌ و آرام‌ روي‌ اسب‌، هديه‌اي‌ آسماني‌ است‌. چنين‌ اسبي‌ كمترين‌ اثرها را نياز دارد و سوار هم‌ كه‌ آرامش‌ خود را روز او حفظ‌ مي‌كند و زماني‌ مي‌رسد كه‌ اسب‌ اثر ساِق را پذيرفته‌ و به‌ جلو رانده‌ مي‌شود. در اين‌ بازي‌ برنده‌ سواركار با حوصله‌ است‌ ولي‌ سوار كار بي‌حوصله‌ هيچ‌گاه‌ نبايد اسب‌ عصبي‌ سوار شود.

اسب‌ تنبل‌:
اسب‌ تنبل‌ سوار را به‌ جنون‌ مي‌كشد. در ابتدا مي‌بايست‌ پي‌برد كه‌ اسب‌ ذاتاً تنبل‌ است‌ يا اين‌ كه‌ دلائلي‌ باعث‌ اين‌ تنبلي‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، ممكن‌ است‌ اسب‌ به‌ آمادگي‌ مطلوب‌ نرسيده‌ باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده‌ و يا اثرهاي‌ سوار را نمي‌فهمد. بهتر است‌ اسب‌ تنبل‌ را همراه‌ با اسبي‌ چالاك‌ به‌ صحرا ببريم‌. اگر او همچنان‌ ميل‌ به‌ حركت‌ نداشت‌، سوار اثرها را قوي‌تر كند. و در موقع‌ مناسب‌ او ضربات‌ مقطع‌ و شديد شلاِق را به‌ كار خواهد گرفت‌ و اگر اسب‌ به‌ جلو پريد بايد او را نوازش‌ كرد. اين‌ تمرين‌ بايد تا آن‌ جا كه‌ تكرار شود تا اسب‌ منظور سوار را دريافته‌ به‌ سادگي‌ به‌ اثرها جواب‌ دهد. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سوار اسب‌ را به‌ حركت‌ به‌ جلو وادار كند. او مي‌بايست‌ اين‌ فشارها را به‌ مرور كاهش‌ دهد تا اسب‌ را نسبت‌ به‌ آنها بي‌تفاوت‌ نشود.

اسب‌ كله‌ شق‌:
اين‌ گونه‌ اسبي‌ قادر به‌ تحرك‌ و اعمال‌ قدرت‌ است‌ و مايل‌ نيست‌ آنها را در خدمت‌ سوار كار بي‌تفاوت‌ بگذارد. و نكته‌ اين‌ جاست‌ كه‌ اسب‌ پي‌ ببرد سوار آنقدرها خبره‌ و مصمم‌ نيست‌. اسب‌ به‌ سرعت‌ به‌ اين‌ موضوع‌ پي‌ برده‌ و سردست‌ مي‌زند و مشكل‌ بتوان‌ اين‌ حركت‌ را از سرش‌ انداخت‌. براي‌ حل‌ اين‌ مشكل‌ سواري‌ مورد نياز است‌ كه‌ به‌ زين‌ چسبيده‌ و بدون‌ اين‌ كه‌ اسب‌ اجازه‌ نافرماني‌ بدهد او را به‌ جلو هدايت‌ كند. به‌ محض‌ اطاعت‌ اسب‌ سوار بايد او را نوازش‌ كرده‌ و اطمينان‌ اسب‌ را جلب‌ كند. به‌ محض‌ اين‌ كه‌ سوار احساس‌ كند اسب‌ مي‌خواهد رم‌ كند و يا سردست‌ بزند، بايد يكي‌ از دستجلوها را كشيده‌ و مانع‌ حركت‌ او شود و دقت‌ كند كه‌ حركت‌ طولاني‌ نباشد، چه‌ ممكن‌ است‌ اسب‌ روي‌ سواركار به‌ غلطد.

نامتناسب‌ بودن‌ اندام:
‌ امروزه‌ اسب‌هايي‌ كه‌ داراي‌ مشكلاتي‌ در اندام‌ هستند به‌ ندرت‌ براي‌ فروش‌ به‌ عنوان‌ اسب‌ ورزشي‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر اين‌ عدم‌ تناسب‌ فقط‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ دست‌ و پاها و مفاصل‌ باشد، با مراقبت‌ و پيگيري‌ و حفاظت‌ مي‌توان‌ اين‌ نقاط‌ ضعيف‌ آنها را همراه‌ با پرورش‌ ساير اندام‌ها پروراند. البته‌ گفتن‌ اين‌ مطلب‌ بسيار ساده‌ و عمل‌ آن‌ بسيار مشكل‌ است‌.

نامتناسب‌ بودن‌ گردن:
امروزه‌ اين‌ اسب‌ها كمتر براي‌ فروش‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر علاوه‌ برنامتناسب‌ بودن‌ گردن‌ فك‌ پايين‌ هم‌ سنگين‌ و بزرگ‌ باشد، احتمال‌ درست‌ كردن‌ چنين‌ اسبي‌ خيلي‌ ضعيف‌ است‌. بزرگي‌ و سنگيني‌ فك‌ پايين‌ به‌ اسب‌ اجازه‌ نمي‌دهد به‌ آبخوري‌ شود. چرا كه‌ استخوان‌ بزرگ‌ فك‌ پايين‌ روي‌ گردن‌ فشار آورده‌ و اجازه‌ فعاليت‌ را از آن‌ مي‌گيرد. من‌ پيشنهاد مي‌كنم‌ با چنين‌ اسبي‌ كار نشود.

بعضي‌ از اشكالات‌ گردن‌ مثل‌ شكستگي‌ از مهره‌ سوم‌ ناشي‌ از دست‌هاي‌ خشن‌ سواركار است‌، به‌ هنگام‌ تربيت‌ اسب‌ جوان‌ يا اسبي‌ كه‌ در اثر بدسواري‌ خراب‌ شده‌ است‌، بايد پيرو همان‌ اصولي‌ بود كه‌ اسب‌ از عقب‌ به‌ جلو درست‌ مي‌شود، نه‌ اين‌ كه‌ روي‌ سر و گردن‌ او فشار آورده‌ و آنها را از كار بياندازيم‌.
اسب‌هايي‌ كه‌ داراي‌ گردن‌ قوي‌ مانندي‌ هستند معمولاً برقرار تماس‌ با دهان‌ آنها مشكل‌ است‌. براي‌ تربيت‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها بايد تلاشي‌ مضاعف‌ داشت‌ و برنامه‌ آموزشي‌ طولاني‌ مدت‌ و سخت‌ از جهت‌ سواركار - براي‌ آنها در نظر گرفت‌. و اگر قصد داشته‌ باشيم‌ آنها را زود به‌ بهره‌برداري‌ برسانيم‌ موجب‌ شكستن‌ گردن‌ از مهره‌ سوم‌ مي‌شويم‌. وقتي‌ كه‌ اسب‌ سرو گردن‌ خود را جلو و پايين‌ كشيده‌ به‌ دنبال‌ آبخوري‌ مي‌رود مي‌توان‌ آموزش‌ او را ادامه‌ داد. اگر از اسبي‌ با اين‌ خصوصيات‌ خيلي‌ زود بخواهيم‌ سرو گردن‌ را افراشته‌ كند، عضلات‌ ناحيه‌ جدوگاه‌ او لق‌تر شده‌ و ديگر اصلاح‌ نمي‌شود.
اين‌ نوع‌ گردن‌ انعطاف‌پذير است‌ مي‌تواند آن‌ را جمع‌ كرد و يا به‌ طرفين‌ انحناء داد كه‌ باعث‌ جابجائي‌ گردن‌ شده‌ و شانه‌ خارج‌ را به‌ طرف‌ خارج‌ متمايل‌ مي‌كند. راندن‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ جلو بسيار مهم‌ است‌. اگر اسب‌ آبخوري‌ را قبول‌ نمي‌كند، آبخوري‌ كلفت‌تري‌ استفاده‌ كنيد. در حركت‌ روي‌ قوس‌ها اثرهاي‌ دست‌ و وزن‌ و پاي‌ خارج‌ قوي‌تر باشند. براي‌ ريشه‌كني‌ اين‌ نقيصه‌ بايد عضلات‌ زيرين‌ گردن‌ را قوي‌ كرد و با راندن‌ اسب‌ به‌ جلو و واداشتن‌ او براي‌ كشيدن‌ سرو و گردن‌ به‌ جلو و پايين‌ اين‌ امر ميسر است‌.

گردن‌ گوزني‌:
عضلات‌ زيرين‌ اين‌ گونه‌ گردن‌ بسيار بزرگ‌ هستند. براي‌ اسبي‌ اين‌ چنين‌ كشيدن‌ گردن‌ بسيار مشكل‌ است‌. بايد عضلات‌ زيرين‌ گردن‌ را آب‌ كرده‌ و عضلات‌ بالائي‌ را پرورش‌ دهيم‌ و مي‌توان‌ اسب‌ را با بغل‌ بندهايي‌ كه‌ پايين‌تر بسته‌ شده‌اند و يا تعليمي‌ ثابت‌ كه‌ سر او را پايين‌ نگه‌ مي‌دارد سوار شد. اين‌ گونه‌ اسب‌ها كمر منقبض‌ دارند. كار روي‌ كاوالتي‌ و پرشهاي‌ ژيمناستيكي‌ براي‌ نرم‌ كردن‌ كمر آنها بسيار مفيداند.

شكل‌ غلط‌ كمر:
اسب‌هايي‌ كه‌ طول‌ كمر آن‌ها - كوتاه‌ يا بلند - غلط‌ است‌ همواره‌ از آن‌ دسته‌اي‌ نيستند كه‌ براي‌ كار مشكل‌ داشته‌ باشند. اسب‌هايي‌ كه‌ كمر آنها بلند است‌ معمولاً خوش‌ سواري‌ هستند. اگر عضلات‌ كمر آنها بين‌ جدوگاه‌ و تهي‌گاه‌ به‌ خوبي‌ پرورانده‌ شده‌ باشند، مشكلي‌ براي‌ كار نخواهند داشت‌ و برعكس‌ كمربلند و نرم‌ مزيتي‌ است‌ براي‌ تربيت‌ او. به‌ هرحال‌ اگر كمر آنقدر بلند باشد كه‌ پاها نتوانند خود را به‌ مركز ثقل‌ برسانند، طول‌ گام‌ها كوتاه‌ شده‌ و اين‌ گونه‌ اسبها براي‌ درساژ مناسب‌ نيستند، ولي‌ براي‌ پرش‌ و سه‌ روزه‌ مناسب‌ترند، چرا كه‌ در صورت‌ ارتكاب‌ اشتباهي‌، از كمر خود به‌ عنوان‌ ستوني‌ متعال‌ كننده‌ كمك‌ مي‌گيرند. بايد به‌ هنگام‌ شروع‌ آموزش‌ چنين‌ اسبي‌ در نظر داشت‌ كه‌، كمربلند را نمي‌توان‌ با آموزش‌ كوتاه‌ كرد، فقط‌ مي‌توان‌ با نيم‌ توقف‌ و حركت‌هاي‌ انتقالي‌ متوالي‌ در تمرين‌ها شلنگ‌هاي‌ او را كشيده‌تر كرد.

كمر كوتاه‌:
بديهي‌ است‌ كه‌ پاي‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ راحتي‌ به‌ زيرآمده‌ و تجمع‌ آنها ساده‌تر است‌. از طرف‌ ديگر آنها همواره‌ با مشكل‌ كمر مواجه‌اند. كمر كوتاه‌ نيازمند گردن‌ بلند است‌ تا به‌ نرمش‌ آن‌ كمك‌ كند. اگر طول‌ گردن‌ اسب‌ بلند نباشد در عمل‌ مشكل‌ بتوان‌ پاهاي‌ اسب‌ را به‌ زير كشيد. اين‌ گونه‌ اسب‌ها خوش‌ سواري‌ نيستند. اسب‌هاي‌ كمر كوتاه‌ فقط‌ زماني‌ به‌ حداكثر توان‌ ورزشي‌ مي‌رسند كه‌ سوار توجه‌ خاصي‌ به‌ تمرين‌هاي‌ به‌ جلو و پايين‌ كشنده‌ مبذول‌ كرده‌ و دست‌هاي‌ بسيار نرمي‌ داشته‌ باشد.

اسبي كه‌عقبش‌ بلندترازجلوست‌:
از آن‌ جا كه‌ اسب‌هاي‌ جوان‌ هنوز به‌ كاملترين‌ مرحله‌ رشد نرسيده‌اند، معمولاً عقبشان‌ بلندتر از جلويشان‌ است‌ و در نتيجه‌ وزن‌ روي‌ دستهايشان‌ مي‌افتد. اگر پس‌ از رشد كامل‌ اين‌ نقيصه‌ برطرف‌ نشود اين‌ چنين‌ اسبي‌ براي‌ درساژ مناسب‌ نيست‌. براي‌ پرش‌ نمي‌توان‌ آن‌ را نقص‌ به‌ حساب‌ آورد، چرا كه‌ اسب‌هاي‌ «هالاوآلا» برنده‌ مدال‌هاي‌ المپيك‌ شده‌اند.
در تمرين‌ها نبايد از اين‌ اسبها خواسته‌ شود كه‌ در زمان‌ طولاني‌ با سر پايين‌ و كشيده‌ حركت‌ كننده‌، حتي‌ در زمان‌ استراحت‌ هم‌ بايد براي‌ حفظ‌ تعادل‌ سرو گردن‌ را كمي‌ بالاتر بگيرند.

كپل‌هاي‌ افتاد‌ يا بُز كپل:
زاويه‌ مفاصل‌ خرگوشي‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها حاده‌ است‌ و نمي‌توان‌ آنها را آنقدر پرورش‌ داد كه‌ قوي‌ شده‌ و نهايت‌ فعاليت‌ را داشته‌ باشند. آنها مناسب‌ پرش‌ نيستند و براي‌ درساژ هم‌ بايد با احتياط‌ به‌ طرف‌ آنها رفت‌. اين‌ چنين‌ اسب‌هايي‌، پاهاي‌ خود را به‌ راحتي‌ به‌ زير مي‌كشند ولي‌ فشار مضاعفي‌ روي‌ كمر خود وارد مي‌كنند كه‌ مشكل‌ زاست‌. آنها را همواره‌ بايد با قدرت‌ و حداقل‌ تجمع‌ به‌ جلو حركت‌ داد.

نقص‌ در پاها:
آموزش‌ اين‌ اسب‌ها محتاطانه‌ است‌. سوار كار بايد چگونگي‌ كار با اين‌ اسب‌ها را دقيقاً برنامه‌ريزي‌ كرده‌ باشد. هر دو نقيصه‌ به‌ يكسان‌ فشار بيش‌ از اندازه‌ برروي‌ مفاصل‌ خرگوشي‌ وارد مي‌كنند.
هر دو گونه‌ بايد تمرين‌هاي‌ تجمعي‌ محدود داشته‌ باشند. تجربه‌ به‌ من‌ نشان‌ داده‌ كه‌ با اسب‌ مفصل‌ گاوي‌ مي‌توان‌ بيشتر كار كرد، چرا كه‌ فرسايش‌ اين‌ نوع‌ مفاصل‌ كمتر از بقيه‌ انواع‌ مفاصل‌ خرگوشي‌ هستند.
با تمرين‌هاي‌ روي‌ دو محور و شانه‌ به‌ داخل‌ مي‌توان‌ تعادل‌ برقرار كرد، اما مشكل‌ بتوان‌ به‌ درجاتي‌ از موفقيت‌ اطمينان‌ داشت‌. در جائي‌ كه‌ مي‌توان‌ با اسب‌ سالم‌ كار كرد، بهتر است‌ از كار كردن‌ يا خريدن‌ اسب‌هايي‌ كه‌ مشكل‌ اندامي‌ و اخلاقي‌ دارند بپرهيزيم‌.


استانداردهاي محل نگهداري اسب :

اصطبل : از آنجائي كه اسب بيشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر مي برد محل نگهداري او بايد داراي شرايط زير باشد :
- آفتابگير باشد ، تا هم خود اسب و هم محيط اطراف او در معرض تابش نور خورشيد بوده و در معرض امراض ناشي از عدم تابش نور قرار نگيرد. اسب بطور مداوم خود را تخليه ميكند و محيطي مناسب براي رشد و نمو ميكروبها بوجود مي آورد و ميكروب امراضي از قبيل كزاز در محيط آلوده اصطبلي بدون نور آفتاب ، براحتي زندگي مي كنند.
- داراي فضاي كافي بوده تا اسب براحتي در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنيت و داشتن فضاي كافي براحتي مي خوابند .
- حرارت ثابتي داشته باشد .
- ديوارهاي آن از مصالحي ساخته شده باشد كه در اثر سايش اندامهاي اسب با آنها ،او را زخمي نكند .
- آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز يكبار بخصوص آخورها ، تميز شوند . بستر نرم و پوشيده از كلش يا خاك اره باشد تا براحتي قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز يكبار تعويض شوند .
- درب و يا دربها به اندازه كافي فضا براي ورود و خروج اسب داشته باشند .
- حصارهاي بين اتاقكها طوري تعبيه شوند كه اسبها براحتي يكديگر را ديده و از مصاحبت با يكديگر لذت ببرند .
مزرعه ، پادوك يا مرتع: اسبها بايد مدتي آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذاي طبيعي اسب است ، وقت گذراني در محوطه باز به او آرامش مي دهد . بعضي از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخي به تناوب ، هفته اي يا ماهي را آزادانه سر مي كنند . اسبهاي درون اصطبلي كه تمام مدت هم زير فشار كار هستند معمولا تعطيلات خود را در محوطه آزاد مي گذرانند . مهم نيست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم اين است كه اطمينان داشته باشيم حصار محوطه اي كه در آن رها شده ايمن است.


آنچه را كه بايد درفضاي آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنيم نكاتي زير است :

حصار
دو نكته اساسي دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اينكه به اسب آسيب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاري كه به درستي تعبيه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسيب هم مي زند . هر حصار نا امني ممكن است باعث شود تا اسب با پريدن از روي آن ، شكستن آن يا فشار و پائين كشيدن آن ، فرار كند .

حصارهائي كه پايه هاي عمودي و اتصال هاي افقي چوبي دارند
اين نوع حصارها گرانترين و بهترين نوع حصار محسوب مي شوند . در اين نوع حصارها دو يا سه نرده روي دو پايه نصب مي شوند . اين نوع حصارها پس از نصب بايد به درستي نگهداري شده و هر پايه يا نرده شكسته بلافاسله ترميم و يا جايگزين شود . چوب هاي اين نوع حصار بايد ايزوله شوند تا در مقابل هوا و جويدن اسب مقاومت كنند.

پايه هاي چوبي و سيم:
هزينه اين نوع حصارها كمتر است. ممكن است رديف بالا را نرده چوبي استفاده كرد و يا سه يا چهار رديف
سيم از روي هر پايه عبور داد . سيم ها بايد به خوبي كشيده شده و روي هر يك از پايه ها محكم شوند . ارتفاع سيم رديف زيرين از زمين در حدود 45 سانتيمتر است تا اسب نتواند دست و پاي خود را از زير رد كرده و گير بيفتد. اگر ارتفاع سيم زيرين بيش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زير آن رد كند .

حصار هاي الكتريكي:
اين نوع حصارها بيشتر براي تفكيك استفاده مي شود و زماني كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پي ببرد .
در اين نوع حصارها احتمال خطر براي انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترين روش نمايان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلي علامتي از پارچه يا پلاستيك به آن وصل مي كنند .

درختچه
اين نوع حصار بايد به اندازه كافي انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگيرد و در عين حال بايد در تعبيه درختچه هائي استفاده كرد كه سمي نبوده و تيغ و خار آنها اسب را به خطر نياندازد . از اين نوع حصارها بعنوان سرپناه هم مي توان استفاده كرد .

ديوار
عرض و ارتفاع اين ديوارها بايد طوري باشد كه هم جلوي پريدن اسب از روي آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نريزد .

حصارهاي نامناسب عبارتند از :

حصارهاي توري
اين نوع حصارها اسب را ترغيب مي كنند كه دست يا پاي خود را داخل آن فرو كرده و گير بيفتد.
ويا حصارهائي كه پايه هاي نرده مانند نوك تيز دارند و نرده هاي آن هم سيمي است ، سرهاي نوك تيز پايه هاي اين نوع حصارها اسب را زخمي ميكنند.

سيم خاردار
از اين نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده مي شود . اگر اسب خود را براي خاراندن به خارهاي اين سيم بمالد زخمي مي شود . اگر از اين نوع حصار استفاده كرديد بايد از استحكام سيم ها بطور دائم اطمينان داشته باشيد. سيم ها بايد محكم و كاملا كشيده شده باشند . اگر سيم از جاي خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پاي اسب پيچيده و آن را به شدت زخمي مي كند. اطراف خارجي حصار هم بايد بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشيدن سرش به بيرون براي چريدن آنها سمي نبوده و آسيب رسان هم نيستند. هر نوع نارسائي در حصار بايد به فوريت برطرف شود .

دروازه
دروازه بايد به اندازه كافي عريض باشد تا اسب ها و خودروها يه راحتي از آن عبور كنند و همواره در شرايط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نيفتيم . دروازه بايد طوري تعبيه شود كه انسانها به عبور از روي آن تشويق نشوند . اينگونه دروازها گاهي از لولا و يا از جا در رفته غير قابل استفاده مي شوند . چفت ها بايد بالا و پائين تعبيه شود تا در لنگر نياندازد.
موقعيت قرار گرفتن درب ورودي براي دسترسي بسيار اهميت دارد . درب ورودي كه رو به جاده اي پر رفت و آمد تعبيه شده چندان قابل توجه نيست . براي عبور و مرور اسبها ايجاد خطر كرده و دزدي اسب را هم ساده تر مي كند .
دسترسي به درب ورودي بايد راحت ، ساده و داراي امنيت كافي باشد .


تغذيه

اسبي كه تشنه و يا گرسنه است و يا بد تغذيه مي شود هيچگاه به درستي سواري نمي دهد . غذا بايد داراي دو خاصيت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژي لازم را براي زنده ماندن در درجه اول و سپس كارهاي اضافه خواسته شده او را تامين نمايد.
غذا بايد متناسب با كار و سن و وزن اسب بوده و تامين كننده نيازهاي رشد و انرژي او باشد. ( براي اسبي با متوسط 10 سال سن و 160 سانتي متر قد و 400 كيلو وزن كه در روز بين دو تا چهار ساعت كار مي كند 4 كيلو خوراك و 4 كيلو جو كافي است . آب تميز و بهداشتي همواره بايد در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگي زياد و يا عرق دار بودن بدن .
آب 60% وزن بدن را تشكيل مي دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشكيل مي دهد . حرارت بدن را تنظيم و به دفع مواد زايد كمك مي كند معده اسب نسبت به جثه او كوچك بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار كم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را مي دهد .
غذا بايد حاوي مواد ازته ، چربي ، مواد هيدرو كربنه ، مواد معدني و ويتامين ها باشد . كه انواع صيفي ( يونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و ميوه ها تامين كننده نيازهاي حياتي اسب مي باشند .
پرخوري و يا كم خوري هر دو زيان آور هستند .

نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند :

اسبهائي كه در طول فصول سرد در مرتع به سر مي برند بايد تغذيه اضافي داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائي كه خوراك باشد تجمع كند كه اين خود موردي است براي جنگ و دعوا .

براي به حداقل راساندن اين موارد بايد به نكات ايمني زير توجه داشت :

- به تعداد اسبها بايد ظروف خوراك تعبيه شود كه بهتر است يك ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با يكديگر جلوگيري كند .
- ظروف خوراك هرچه بيشتر از هم فاصله داشته باشند .
- بسته هاي علوفه هم تا حد ممكن از يك ديگر دور باشند .
- تعداد بسته هاي علوفه بيشتر از تعداد اسبها باشد .
- تغذيه يكي دو اسب در داخل گله ايمن تر است تا آنها را جدا كرده و در محل ديگري تغذيه كنيم .
- هرگز با ظرفي مملو از خوراك ميان گله اسبها نرويد .
- علوفه هاي سمي متنوعي وجود دارند كه خوردنش براي اسب كشنده است و مي بايست هرگونه گياه سمي در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا كه ممكن است جمع آوري و نابود شود .
- اگر مديريت نگهداري و مراقبت مزرعه ، پادوك و يا مرتع قابل قبول باشد ، محيطي امن آرام و ساكت براي آرامش و چراي اسبها آماده كرده ايد .
____________رفتار با اسب :

اصول كلي رفتار با اسب:
رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد

خوش رفتاري:
همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .
اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .

ارتباط:
آنهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق:
به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .

چگونگي رفتار با اسب :
همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد

چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:
مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد .


رفتار شناسي اسب:

بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند .
اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .

روش طبيعي زندگي اسب :
امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .

وجوه تمايز – مشخصات:
اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن :
اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است .
ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند .
اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .

پرسه زني :
اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.

چرنده:
اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است .

ساز و كار دفاعي :
بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .


كنجكاوي:
اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .

قانون سلسله مراتب :

به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .
قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.

تقليد:
اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند .


حافظه قوي:
حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .


فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري: زندگي اجتماعي (گله) ، چرنده ، پرسه زن ، تقليد كننده ، كنجكاوي ، حافظه برتر ، فرار كننده و جنگنده ، تابع قانون اطاعت برتر .

غرايز:
اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد.

ترس:
در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.
در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .

عصبيت :
سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.

خشم:
اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.

درد:
ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .

خوشنودي:
اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.

ناخشنودي :
اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.

توجه جلب شده:
گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .

هيجان زده :
سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .

شرارت:
گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .

بازيگوشي:
ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري:
گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .

نبرد بر سر قلمرو:
ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .

اصوات:
صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه:
براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .

شيهه ملايم :
اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود

هرهر:
دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ:
نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .

شيهه جيغ مانند:
نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .

فرنه:
به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.

Below:
نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.

جيغ:
صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .

آه:
صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است .


منبع:انجمن [External Link Removed for Guests]
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 281
تاریخ عضویت: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۵, ۶:۵۸ ب.ظ
محل اقامت: شيراز
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط wolf156 »

اينم يه عكس زيبا از اين حيوان جالب

تصویر
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1420
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۵, ۹:۵۶ ق.ظ
محل اقامت: سرزمین تاریکی ها
سپاس‌های ارسالی: 1082 بار
سپاس‌های دریافتی: 869 بار
تماس:

نژادهای اسب تركمن

پست توسط gigi64 »

نژادهای اسب تركمن
اسب ترکمن در دو مقطع از تاریخ شد یدا از دست حکام ضربه خورده است یکی در دوره ی نادر شاه افشار که اسب های ترکمنی با سیلمی های عرب ترکیب و نژاد جدیدی به نام چناران به وجود می آید.

تصویر

‌● تاریخچه اسب
« آثاری از اسب های ترکمن تا چهار صد سال قبل از میلاد مسیح در گورستان های اقوام سکائی در پازیریک در کوه های آلتائی بدست آمده که نشان می دهد در ۴۰۰سال قبل از میلاد مسیح نیز اسب های ترکمن را مانند زمان کنونی با نمد می پیچیدند.
اسب های لاغر اندام و بلند بالای ترکمن در این گورستان ها همراه با اربابان وخادمین خود دفن شده و اسب های ضعیف را نیز کشته وبا این اسب های اصیل به خاک می سپردند و بر آن عـقـیده بودند که خادمین نیز سوار بر این اسب ها پست تر شده، همراه سروران خود به اتفاق اسب های اصیل به آسمان ها خواهند رفت.
امپراطوران سلسله ی « هان» در چین عاشق این اسب های لاغر اندام و کشیده ی ترکمن بوده و آن ها را اسب های آسمانی می نامیدند. به همین دلیل لشکریان خود را برای گرفتن این اسب ها نزد خوانین تراکمه می فرستادند که با یا به عـنوان امانت گرفته یا خریده واگر میسر نبود به سرقت می بردند. بدین منوال تا بالاخره قراردادی بین طرفین بسته شد که هر ساله تعداد سی راس از این اسب ها به امپراطور چین داده شود. در سپاه داریوش هخامنشی سی هزار اسب ترکمن موجود بوده است.»
اسب ترکمن در دو مقطع از تاریخ شد یدا از دست حکام ضربه خورده است یکی در دوره ی نادر شاه افشار که اسب های ترکمنی با سیلمی های عرب ترکیب و نژاد جدیدی به نام چناران به وجود می آید. در این مورد در کتاب تبار نامه اسب ترکمن آمده است: « یکی دیگر از تیره های اسب ترکمن، چناران است که این اسب وسیله ی نادر شاه برای لشکر کشی و سواره نظام ایران به منظور تصرف هندوستان به وجود آورده شده است. برای رسیدن به هندوستان راه های طولانی وطاقت فرسا در پیش لشکریان ایران بوده و برای طی این مسیر احتیاج به یک مرکبی بود که قادر باشد این مشکل را حل کند به این منظور طبق دستور نادر شاه سیلمی های عرب با مادیان های ترکمن ترکیب ونژاد جدیدی به نام چناران به وجود آمد».
باز طبق نوشته ی تبار نامه ی اسب « مدارک قابل ملاحظه ای دردست است که نشان می دهد یکی از اجداد اولیه در تولید اسب انگلیسی( تروبرد )، اسب بلند، کشیده وسریع ترکمن می باشد که در تمام مدت ۲۰۰۰سال تاریخ خود این اسب از لحاظ چابکی، استقامت و پرش مورد تحسین عموم بوده است».
نویسنده ی اثر تبار نامه ی اسب در مورد سابقه ی نژاد یموت می نویسد:
« متجاوز از چندین قرن است که اسب های منطقه ی فارس، خوزستان برای سیلمی به دشت گرگان برده شده وبا مادیان های ترکمن مخلوط گردیده اند که نتیجه ی آن تیره ی یموت است که با دیگر تیره های ترکمن از قبیل آخال تکه در بعضی مشخصات اختلاف دارد. تیره ی یموت از لحاظ هیکل کوچکتر ولیکن با استخوان بندی قویتر وسم های محکم تر و به طور کلی اندامش سبک تر ولی استقامت این تیره بسیار عالی بوده ویال ودم آن نیز پر پشت تر می باشد.
یموت اسب سریعی نیست ولیکن پر نفس است؛ در سال های اخیر به علت ورود اسب های خالص پاکستانی که مناسب برای مسابقات سرعت در دور های کوتاه هستند، میدان رقابت برای اسب های ترکمن که دارای قدرت ونفس هستند تنگ شده و در نتیجه تعدادی از اسبداران ترکمن بدون هیچگونه مطالعه ی علمی و هدف صحیح شروع به خریدن آن برای نسل کشی با مادیان های ترکمنی نمودند و اسب های دو خونی به وجود آمد. این نوع کشش ها اصالت چندین صد ساله اسب ترکمن را نیز از بین برده است ».
خصوصیات اسب ترکمن: یموت- آخال تکه
اسب های آخال تکه و یموت شرایط ومشخصات کلی زیر را دارا می باشند:
▪ قد:
اسب ۱۴۸تا۱۵۵ سانتیمتر، مادیان ۱۴۷ تا ۱۵۳ سانتی متر.
▪ سر:
صورت کشیده وبلند، استخوانی، ظریف، نیم رخ محدب یا صاف.
▪ گوش:
گوش ها دراز تر از اسب عرب و کاکل آنها کم مو ونرم ، فک بال وپایین کشیده.
▪ گردن:
بلند، کشیده، نازک و اتصال آن به بدن قوی.
▪ شانه:
بلند و عضلانی.
▪ کمر:
بلند وکشیده
▪ کپل:
کم شیب با عرض خوب و خروج دم بالاتر شروع می شود و اغلب دم ها کم مو و بلند و هیچ وقت دم نمی گیرند، زیر دم یعنی سرین جادارتر است.
▪ سینه:
عمیق قوی و متناسب، دور سینه اسب به طور متوسط ۱۶۷ سانتیمترو مادیان به طور متوسط ۱۶۵ سانتیمتر است.
▪ قلم دست وپا:
بلند وکشیده، قوی و استخوانی ولیکن ظریف، مفاصل قوی و متناسب، ساق متناسب و خوش ترکیب، بخلق نسبتا کوتاه و کم مو، سم پهن تر وکوتاه تر از اسب عرب.
▪ فاصله ی بین زانو و بخلق به طور متوسط برای اسب ۱۹ سانتیمتر و برای مادیان ۱۸ سانتیمتر.
▪ کتف:
عریض، بلند افتاده.
▪ اندام:
بلند وکشیده و باریک با شکم جمع.
▪ پوست:
نرم وموج دار و براق، یال و دم کم مو و روی ساق پاهاعاری از پشم وموی بلند.
▪ بلند ترین نقطه ی شانه تا بلند ترین نقطه ی کپل اسب۲/۱۵۴سانتی متر، مادیان۱۵۴ سانتی متر.
▪ رنگ های اصلی: کهر، نیله، کرنک، سمند و قره کهر.
▪ خصوصیات اخلاقی: خونسرد، نجیب و مطیع.
▪ امکانات اسب: کورس، پرش، سواری.
▪ تغذیه: کاه، علف بهاره، جو، یونجه.
مناسب ترین آب وهوا و منطقه مورد نظر:
هوای معتدل و مرطوب و اراضی نرم غیر شنی و سنگلاخ مانند منطقه « تمر قره قوزی »- آی تمر- یلی بدراق واقع در بخش کلاله.
▪ طول بدن اسب ترکمن کشیده وباریک. این کشیدگی در نوع آخال تکه بیشتر از اسب یموت است.
▪سم اسب های ترکمن مخصوص خاک نرم و بهتر و سالم است.
● تیره های اسب ترکمن
اسب ترکمن دارای دو تیره ی مشخص ویک تیره ی مخلوط ولی معروف می باشد به شرح زیر:
▪ یموت
▪ آخال تکه
▪ چناران
گذشته از سه تیره ی فوق انواعی از نژاد اسب با تغییرات جزئی به نام « جرگلان » و جیب ایشان وغیره ... وجود داردکه فقط به مناسبت پرورش در منطقه نام گرفته اند و تغییری در جهت شکل در آن ها به وجود نیامده است.
● پوشش اسب
اسب ترکمن پوششی مخصوص و مفصل دارد که همراه با زیو های آ ن به اسب زیبایی می بخشد. جل های بسیار قشنگی از گلیم و قالیچه می بافند و آن را روی نمد بسیار بلند که مخصوص پوشش اسب است می اندازند.این پوشش ها عبارت اند از:
▪ درونی ترین پوشش اسب را « اچرگی » می نامند.
▪ بعد از « اچرگی» ، نمد دیگری به نام« گزرمن» قرار می دهند.
▪ جًــل و « اورتمن» پوشش های بعدی را تشکیل می دهند.
تمامی این پوشش هارا با بندی به نام « قارن باق» ( شکم بند) به تنگ گاه سینه ی اسب وصل می کنند. در زمستان اسب را با نمد سفید و بزرگی می پوشانند که به آن « بورامه کچه » می گویند.
ترکمن ها به اسب نعل نمی کوبند چون خاک صحرا نرم است و احتیاجی به نعل ندارد.زین را به ترکمنی « ایه ر» می نامند که رکاب « اوزنگ» به آن متصل است مهار اسب را « اویه ن» می نامند.
● زیور اسب
اسب ترکمن دارای زیورآلات نقره ای باآب طلا داشت که به اسب زیبایی خاصی می داد که عبارتند از:
▪ آلاغا یش:
نوار چرمی که روی آن را با نقره وطلا آرایش داده زیور بسیار جالبی که نفیس و گرانقیمتی است وآن را به گردن اسب می بندند.
▪ گووس بند:
زیوری از طلا و نقره بعد از آلاغا یش می بندند.
▪ یل فه ووچ:
که بر پیشانی اسب می بندند و دارای زیــوری است از نقـــره وطلا، که جهت دفع مزاحمت حشرات مزاحم استفاده می شود.
طناب مخصوصی به نام « یان طناب» که طنابی است که از کنار لگام عبور می دهند.
مربی اسب را به ترکمنی « سیس» و تازنده ی اسب را که نوجوانی ۸ الی ۱۲ ساله است « آت اوعلان» می نامند.
اسب تازه به دنیا آمده « کره» را وقتی دوساله شد« ایکی یاشار» و در سه سالگی « اوچ یاشار» می نامند.
مادیان های ترکمن را در ۶ ماهگی از شیر گرفته، آن ها را با نمد زین کرده و با دهنه آشنا می کنند. شرکت در مسابقات اسبدوانی برای اسب های ترکمن از یک سالگی شروع می شود و روزانه اسب را برای آماده شدن به راهپیمایی طویل فرستاده و در بعضی اوقات اسب را چهارنعل می تازند.
مسابقات اسبدوانی
در گذشته به مناسبت های جشن عروسی یا تولد فرزند و یا به مناسبت های دیگر مسابقات بر گزار می شد که شکل خاصی داشت که به صورت دویده به دور میدان به تعداد سیزده بار بودکه این میدان را « آیلم» می گفتند. داوری سیزده قطعه چوب به دست گرفته با هر بار گذشتن از مقابل داوران یکی از چوب هارا به زمین می گذاشت و الی آخر که برنده معین می شد.
بعد ها از نفـوذ فـرهـنگ غـربی، شکل مسابقات سنتی عوض شده و به صورت مانژ ودپار در آمده است. پرداخت جایزه نقدی، روح تجارت ومادی گری، جای تبلیغ و ترویج مردانگی و شجاعت را گرفته است.

[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “طبیعت و محیط زیست”