خبرگزاري فارس: نمايش فيلم «سنگ،كاغذ،قيچي» به جاي «خون بازي» پرونده اولين اكران بهار 86 بسته ميشود.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «سنگ،كاغذ،قيچي» هفتمين فيلم سعيد سهيلي قرار است در گروه سينمايي عصر جديد به نمايش عمومي درآيد.
بنا بر اين گزارش پروانه نمايش عمومي اين فيلم در 16 ارديبشت توسط اداره نظارت و ارزشيابي صادر شده و در 19 سينماي عصر جديد، فرهنگ، مركزي، جي، شاهد، ايران، شهرقشنگ، موزه سينما، بهمن، پارس، پيروزي، ملت، تهران، جوان، كانون، فردوسي و گلريز و فرهنگسراهاي دختران وايرانيان به روي پرده خواهد رفت.
سعيد سهيلي در نشست نقد و بررسي فيلم «سنگ،كاغذ،قيچي» در جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر گفته بود: دو شخصيت اصلي فيلم «سنگ،كاغذ،قيچي» نمادي از جوانان كشورمان هستند كه با ناعدالتيها ميجنگند.
«اعتباريان» نيز فيلمنامه «سنگ،كاغذ،قيچي» را داراي خصوصيات منحصر به فرد خوانده و متذكر شده بود: در توليد فيلم ابتدا برايم فيلمنامه از اهميت خاصي برخوردار است.پس از خواندن اين فيلمنامه احساس كردم كه اين كار فرمي جديد دارد. در ابتداي كار با فارابي شريك بوديم. ولي پس از مدتي كه از شروع آن گذشت متوجه شدم كه كار هزينه بالايي دارد اما به هرحال با كمك گروه توانستيم كار را به پايان برسانيم.
در اين نشست «امين حيايي» بازيگر فيلم درباره نقش خود در فيلم و نحوه استفادهاش از اسلحه گفته بود:در فيلم برادههاي خورشيد و گارد ويژه نيز چنين نقشهايي را ايفا كردم اما به دلايلي اين فيلمها ديده نشدند. به همين خاطر با نقشهايي از اين دست از گذشته نزديكي داشتم. البته نقش جهان كاراكتري نبود كه بخواهم براي آن را شخصيت پردازي كنم.
«سعيد سهيلي» هرگونه تاثير از فيلم«آژانس شيشهاي» را تكذيب كرده و گفته بود: معتقدم هيچ فيلمي پاسخي براي فيلم ديگر نيست. فيلم« آژانس شيشه اي» يك فيلم مستقل از يك فيلمساز مستقل است.
امين حيايي، شهرام حقيقت دوست، انديشه فولادوند، رامتين خداپناهي، قاسم زارع، اصغر نقيزاده، مهدي صباغي و بهناز محرر در «سنگ،كاغذ،قيچي» بازي كردهاند و در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: حاج مرتضي گفت به رضا بگين/ هم تير و تركش، هم ميدون من/ همه شون بيان به آدرس من/ سيدرضا گفت به روح مسعود/ تو تير و تركش، بي چكمه بي كلت/ هر جا بپيچه با كله ميام/ با صدا تا حجله، چهل تا چلچراغ.
آغاز اكران «سنگ كاغذ قيچي» در گروه عصر جديد
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
اميدوارم با «سنگ كاغذ قيچي» ژانر اكشن احيا شود
خبرگزاري فارس: سعيد سهيلي نويسنده و كارگردان سينما گفت: من صددرصد از فيلم «سنگ كاغذ قيچي» راضي هستم و اميدوارم كه اين فيلم سرآغازي براي احياي دوباره ژانر محبوب اكشن باشد.
سهيلي در گفتگويي كه به مناسبت آغاز اكران اين فيلم با خبرنگار سينمايي فارس انجام داد، گفت: در زماني كه فيلمها و سريالهاي كمدي بسيار يكنواخت و خستهكننده شدهاند، مردم دوست دارند محصولات متنوعتري ببينند و اميدوارم «سنگ كاغذ قيچي» بتواند جاي خالي اين سرگرمي را تا حد زيادي پر كند و پس از سالها ركود، ژانر پرطرفدار اكشن دوباره فعاليت خود را در سينما از سر بگيرد.
سهيلي در اين گفتگو در مورد سختي هاي توليد در ژانر اكشن گفت: توليد فيلم اكشن مثل فيلمهاي جنگي سخت و پرهزينه است اما چارهاي جز اعمال اين هزينه نيست چون مخاطبان از فيلمهاي ارزان قيمت خسته شدهاند و وقتي ميبينند فيلمي ارزان و با حداقل قيمت ساخته شده، ترجيح مي دهند CD فيلم را بخرند و در خانه تماشا كنند.
* با هدف احترام به مخاطب فيلم را ساختيم
----------------------------------------------------
وي تاكيد كرد: ما اين هزينه را كرديم چون ميخواستيم به مخاطب احترام بگذاريم. من معتقدم كه بخش خصوصي هم به همراه بخش دولتي، بايد در اين زمينه همكاري كند چون بخش دولتي توان انجام اين كار را به تنهايي ندارد و همه بايد با هم براي توليد يك فيلم خوب همكاري كنند.
در ادامه سهيلي در مورد بخشهاي فني فيلم سنگ كاغذ قيچي گفت: تمام بخش راهروهاي دفتر رئيس كارخانه، دفتر منشي و همينطور دفتر رئيس كارخانه، چون قرار بود به كلي تخريب شود كاملا ساخته شد و عقيده دارم كه اين فيلم يكي از بهترين كارهاي آتوسا قلمفرسايي در زمينه طراحي صحنه است.
وي در ادامه افزود: فيلمبرداري درخشان عليرضا زرين دست از نقاط قوت اين فيلم بود كه تمام منتقدان منصف روي فيلمبرداري ايشان تاكيد زيادي كردند. حسن ايوبي هم تدوين بسيار خوبي براي اين فيلم انجام داد كه جذابيت فيلم تا حد زيادي به تدوين ايشان بستگي داشت.
سهيلي در زمينه ساختار فيلم خود گفت: فيلم سه قسمت دارد كه اولين و سومين قسمت آن فضايي آرام دارد و قسمت دوم و مياني فيلم يك فصل اكشن و نفسگير است، اما آرامش آن دو قسمت هم ظاهري است و در اين بخشها، هيجان و تحرك در درون افراد وجود دارد و با وجود اين كه قسمت مياني فيلم پرتحرك است، اين تحرك و ناآرامي در تمام بخشهاي فيلم وجودي نامحسوس دارد كه اين موضوع به مهارت حسن ايوبي در تدوين باز ميگردد كه توانست در تمام بخشهاي فيلم توازن ايجاد كند و فيلم را يكدست تحويل مخاطب دهد.
* كساني كه فيلم من را بايكوت كردند با خود من مشكل دارند
----------------------------------------------------------------------
سهيلي در مورد سكوت رسانهها و منتقدان درباره فيلم سنگ كاغذ قيچي گفت: كساني كه فيلم من را بايكوت كردند با خود من مشكل دارند، در حالي كه اگر كارگردان ديگري اين فيلم را ميساخت ممكن بود مورد تشويق زيادي قرار بگيرد اما هيجان داوران جشنواره فيلم فجر و مطبوعات و منتقدان بهخاطر شخص سعيد سهيلي در مورد اين فيلم سكوت كردند، در حالي كه اين فيلم از نظر عوامل فني و همينطور بازي بازيگران از شاخص ترين فيلمهاي جشنواره سال گذشته بود.
سهيلي در پايان گفت: اگر در بخش طراحي صحنه با فيلمبرداري و يا بازيگري نقاط قوتي مشاهده ميشود به اين علت است كه تمام اين عوامل، فيلمنامه و كار خود را بسيار دوست داشتند و اميدوارم مردم هم كه مخاطبان اصلي اين فيلم هستند، آن را دوست داشته باشند.
خبرگزاري فارس: سعيد سهيلي نويسنده و كارگردان سينما گفت: من صددرصد از فيلم «سنگ كاغذ قيچي» راضي هستم و اميدوارم كه اين فيلم سرآغازي براي احياي دوباره ژانر محبوب اكشن باشد.
سهيلي در گفتگويي كه به مناسبت آغاز اكران اين فيلم با خبرنگار سينمايي فارس انجام داد، گفت: در زماني كه فيلمها و سريالهاي كمدي بسيار يكنواخت و خستهكننده شدهاند، مردم دوست دارند محصولات متنوعتري ببينند و اميدوارم «سنگ كاغذ قيچي» بتواند جاي خالي اين سرگرمي را تا حد زيادي پر كند و پس از سالها ركود، ژانر پرطرفدار اكشن دوباره فعاليت خود را در سينما از سر بگيرد.
سهيلي در اين گفتگو در مورد سختي هاي توليد در ژانر اكشن گفت: توليد فيلم اكشن مثل فيلمهاي جنگي سخت و پرهزينه است اما چارهاي جز اعمال اين هزينه نيست چون مخاطبان از فيلمهاي ارزان قيمت خسته شدهاند و وقتي ميبينند فيلمي ارزان و با حداقل قيمت ساخته شده، ترجيح مي دهند CD فيلم را بخرند و در خانه تماشا كنند.
* با هدف احترام به مخاطب فيلم را ساختيم
----------------------------------------------------
وي تاكيد كرد: ما اين هزينه را كرديم چون ميخواستيم به مخاطب احترام بگذاريم. من معتقدم كه بخش خصوصي هم به همراه بخش دولتي، بايد در اين زمينه همكاري كند چون بخش دولتي توان انجام اين كار را به تنهايي ندارد و همه بايد با هم براي توليد يك فيلم خوب همكاري كنند.
در ادامه سهيلي در مورد بخشهاي فني فيلم سنگ كاغذ قيچي گفت: تمام بخش راهروهاي دفتر رئيس كارخانه، دفتر منشي و همينطور دفتر رئيس كارخانه، چون قرار بود به كلي تخريب شود كاملا ساخته شد و عقيده دارم كه اين فيلم يكي از بهترين كارهاي آتوسا قلمفرسايي در زمينه طراحي صحنه است.
وي در ادامه افزود: فيلمبرداري درخشان عليرضا زرين دست از نقاط قوت اين فيلم بود كه تمام منتقدان منصف روي فيلمبرداري ايشان تاكيد زيادي كردند. حسن ايوبي هم تدوين بسيار خوبي براي اين فيلم انجام داد كه جذابيت فيلم تا حد زيادي به تدوين ايشان بستگي داشت.
سهيلي در زمينه ساختار فيلم خود گفت: فيلم سه قسمت دارد كه اولين و سومين قسمت آن فضايي آرام دارد و قسمت دوم و مياني فيلم يك فصل اكشن و نفسگير است، اما آرامش آن دو قسمت هم ظاهري است و در اين بخشها، هيجان و تحرك در درون افراد وجود دارد و با وجود اين كه قسمت مياني فيلم پرتحرك است، اين تحرك و ناآرامي در تمام بخشهاي فيلم وجودي نامحسوس دارد كه اين موضوع به مهارت حسن ايوبي در تدوين باز ميگردد كه توانست در تمام بخشهاي فيلم توازن ايجاد كند و فيلم را يكدست تحويل مخاطب دهد.
* كساني كه فيلم من را بايكوت كردند با خود من مشكل دارند
----------------------------------------------------------------------
سهيلي در مورد سكوت رسانهها و منتقدان درباره فيلم سنگ كاغذ قيچي گفت: كساني كه فيلم من را بايكوت كردند با خود من مشكل دارند، در حالي كه اگر كارگردان ديگري اين فيلم را ميساخت ممكن بود مورد تشويق زيادي قرار بگيرد اما هيجان داوران جشنواره فيلم فجر و مطبوعات و منتقدان بهخاطر شخص سعيد سهيلي در مورد اين فيلم سكوت كردند، در حالي كه اين فيلم از نظر عوامل فني و همينطور بازي بازيگران از شاخص ترين فيلمهاي جشنواره سال گذشته بود.
سهيلي در پايان گفت: اگر در بخش طراحي صحنه با فيلمبرداري و يا بازيگري نقاط قوتي مشاهده ميشود به اين علت است كه تمام اين عوامل، فيلمنامه و كار خود را بسيار دوست داشتند و اميدوارم مردم هم كه مخاطبان اصلي اين فيلم هستند، آن را دوست داشته باشند.
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
«سنگ،كاغذ،قيچي»در دو روز 10 ميليون فروخت
خبرگزاري فارس: فيلم «سنگ،كاغذ،قيچي» به كارگرداني «سعيد سهيلي» با گذشت دو روز از اكران عمومي 10 ميليون تومان فروش كرد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،فيلم سينمايي «سنگ،كاغذ،قيچي» به كارگرداني «سعيد سهيلي» كه از روز چهارشنبه 19 ارديبهشت بر پرده سينماهاي تهران و شهرستانها اكران خود را آغاز كرده است به گفته پخشكنندهاش با گذشت دو روز از اكران 10 ميليون تومان فروش داشته است.
«سنگ،كاغذ،قيچي» در جشنواره سال گذشته فيلم فجر شركت داشت و در آن امين حيايي،انديشه فولادوند، شهرام حقيقت دوست، رامتين خدا پناهي، نيلوفر خوشخلق و جمشيد هاشمپور به ايفاي نقش ميپردازند.
حميد اعتباريان تهيهكننده اين فيلم است و پخش آن را فيلميران برعهده دارد.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: حاج مرتضي گفت به رضا بگين/ هم تير و تركش، هم ميدون من/ همه شون بيان به آدرس من/ سيدرضا گفت به روح مسعود/ تو تير و تركش، بي چكمه بي كلت/ هر جا بپيچه با كله ميام/ با صدا تا حجله، چهل تا چلچراغ.
«سنگ،كاغذ،قيچي»همزمان با تهران در شهرستاهاي اصفهان ،شيراز ،مشهد ،اهواز ،رشت ،كرمان ،ساري ،زنجان ،كرمانشاه اكران ميشود.
خبرگزاري فارس: فيلم «سنگ،كاغذ،قيچي» به كارگرداني «سعيد سهيلي» با گذشت دو روز از اكران عمومي 10 ميليون تومان فروش كرد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،فيلم سينمايي «سنگ،كاغذ،قيچي» به كارگرداني «سعيد سهيلي» كه از روز چهارشنبه 19 ارديبهشت بر پرده سينماهاي تهران و شهرستانها اكران خود را آغاز كرده است به گفته پخشكنندهاش با گذشت دو روز از اكران 10 ميليون تومان فروش داشته است.
«سنگ،كاغذ،قيچي» در جشنواره سال گذشته فيلم فجر شركت داشت و در آن امين حيايي،انديشه فولادوند، شهرام حقيقت دوست، رامتين خدا پناهي، نيلوفر خوشخلق و جمشيد هاشمپور به ايفاي نقش ميپردازند.
حميد اعتباريان تهيهكننده اين فيلم است و پخش آن را فيلميران برعهده دارد.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: حاج مرتضي گفت به رضا بگين/ هم تير و تركش، هم ميدون من/ همه شون بيان به آدرس من/ سيدرضا گفت به روح مسعود/ تو تير و تركش، بي چكمه بي كلت/ هر جا بپيچه با كله ميام/ با صدا تا حجله، چهل تا چلچراغ.
«سنگ،كاغذ،قيچي»همزمان با تهران در شهرستاهاي اصفهان ،شيراز ،مشهد ،اهواز ،رشت ،كرمان ،ساري ،زنجان ،كرمانشاه اكران ميشود.
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟

- پست: 2833
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 158 بار
- سپاسهای دریافتی: 747 بار
اشتباه در شمارش گلوله ها
سعید سهیلی به عنوان کارگردان فیلم سینمایی "سنگ، کاغذ، قیچی" اگر به منطق داستانی اثر توجه بیشتری نشان میداد، بدون شک این اثر میتوانست جهش سینمای ایران در ژانر نوین حادثهای باشد.
به گزارش خبرنگار مهر، انگار قرار نیست سازندگان فیلم های حادثه ای در کشور ما به تمامی وجوه اثر خود توجه کنند. یعنی برخی آثار این بخش با مشکل ضعف در طراحی و ارائه جلوه های ویژه میدانی مواجهند که اصل جذابیت را از دست می دهند و برخی موارد فیلمنامه با مشکل توجه به منطق حوادث و حفظ ریتم و حرکت داستانی مواجه است که باورپذیری اثر را تا حد زیادی کاهش می دهد و همین مسئله تعداد تماشاگران فیلم را با افت جدی مواجه می سازد.
این فیلم نیز در عرصه ارائه جلوه های ویژه، فیلمبرداری در حرکت، تدوین و حتی استفاده از بازیگران بسیار خوب و حرفه ای عمل کرده، اما اتفاقات به گونه ای شکل می گیرند که با منطق همخوانی چندانی ندارد و افت چشمگیر کیفی فیلم به خاطر استفاده از دیالوگ های غیرضروری و کاملا شعاری به وجود می آید و حتی بخش های پرتحرک و چشمگیر اثر را تحت تاثیر قرار می دهد.
جهانگیر با همسرش به کارخانه می روند. اما جهانگیر بیرون کارخانه منتظر می ماند و همسرش در حالی پا به دفتر او می گذارد که کارگران مشغول ترک محل کار خود هستند و درها یکی یکی بسته می شود. در حالی که کاملا منطقی بود رعنا زمان مناسبت تری را برای رفتن به کارخانه انتخاب کند و با توجه به بی اعتمادی آشکار این زوج جوان نسبت به صاحب جوان کارخانه، بسیار عجیب بود که رعنا به تنهایی وارد این محل شود.
دیگر اینکه، به طور دقیق مشخص نیست رعنا به چه انگیزه ای وارد دفتر مدیر کارخانه می شود؛ در حالی که منشی از بدحال بودن رئیس خبر می دهد. عجیب تر اینکه مشخص نیست چگونه رعنا از فاصله کوتاه چند پله به زمین می افتد - با توجه به اینکه چگونگی این سقوط را بیننده مشاهده نمی کند - اما تا این اندازه دچار مشکلات حرکتی می شود. در عین حال، جهانگیر به خاطر اخاذی و سرقت زندانی می شود، در حالی که اصلا نمی تواند وارد کارخانه شود و مشخص نیست چگونه اثر انگشتش روی گاوصندوق دفتر رئیس کارخانه پیدا می شود.
مهمتر اینکه جهانگیر از روی دیوار وارد کارخانه می شود، در حالی که هیچ کارگر یا نگهبانی در حیاط یا داخل کارخانه وجود ندارد. با این حساب چه افرادی و چگونه موفق به دستگیری جهان می شوند و دزدی او را ثابت می کنند و هیچکس از نحوه زخمی شدن رعنا سئوالی نمی کند، بسیار عجیب و باورنکردنی است. در ادامه قصه نیز مملی به جهانگیر می گوید در جریان تمامی لحظات آمد و رفت رئیس کارخانه قرار دارد. در صورتی که آنها شلوغ ترین زمان را برای رفتن به کارخانه انتخاب می کنند!
البته این موضوع به هیچ وجه نفی جذابیت ها و ویژگی های تصویری "سنگ، کاغذ، قیچی" نیست. ورود جنجالی مملی به زندان و پس از آن تصمیم گیری برای خرید اسلحه، فیلم را برخوردار از تحرک و تعلیق خاصی می کند. به خصوص که همه از سرنوشت رعنا خبر دارند، اما هیچکس حاضر نیست حقیقت را به جهانگیر بگوید و همین مسئله انتظار تماشاگر برای اتفاقات بعدی را بیشتر می کند. همچنین حرکت ابتدایی فیلم در بستری آرام و معرفی با حوصله شخصیت ها بر تعلیق درونی اثر می افزاید.
صحنه حمله جهانگیر به دفتر رئیس کارخانه و کشته شدن زن باجگیر، بیننده را دچار شوک اولیه مناسبی می سازد. هر چند در این بخش هم پنهان شدن ناگهانی رئیس کارخانه در یک اتاق کوچک به گونه ای که پنهان از نظر جهانگیر بماند با منطق همخوانی ندارد. در ادامه داستان حرکت جهان به سمت دفتر رئیس با لیفتراک و قرار دادن آن داخل وانت و در ادامه درگیری با خودروهای پلیس بسیار جالب توجه و تشکیل دهنده اوج هیجان و تعلیق فیلم محسوب می شود.
البته بزرگنمایی درباره اینکه این همه خودرو پلیس دنبال یک وانت هستند و انگار در یک لحظه همه بنزهای پلیس تهران برای دستگیری سه مجرم بسیج می شوند با منطق و باور عمومی به هیچ وجه هماهنگ نیست. آن هم در شهری همانند تهران با مشکلات بسیار زیاد ترافیکی که جلو حرکت سریع و بدون مانع هر وسیله ای را می گیرد و به همین خاطر بعید به نظر می رسد در مدت زمانی کوتاه این تعداد خودرو پلیس بتوانند به یک سوژه خاص بپردازند.
سهیلی با بردن فیلم به آسایشگاه جانبازان جنگ تحمیلی چند منظور را دنبال می کند. اینکه قصد جهانگیر و دوستانش ایجاد آشوب و درگیری نیست. آنها دنبال گرفتن حق خود هستند، هر چند راه درستی را انتخاب نکرده اند. مهمتر اینکه کارگردان، جانبازان را مرجع قرار می دهد. یعنی تعدادی شخصیت خوب و مثبت را در مسیر سرنوشت و حرکت جوانان عاصی می گذارد، تا به این وسیله شرایط قضاوت در قصه را فراهم بیاورد.
کارگردان این فیلم هر شخصیت دیگری را کنار این افراد قرار می داد، امکان تردید در سلامت روح و فکر آنها به وجود می آمد. به خصوص که قرار بود جهانگیر بر اساس نگاه و حکم این افراد دست به عملی انتقام آمیز بزند که از انصاف هم دور نباشد. البته در این بخش فیلم به شدت گرفتار بیان مستقیم می شود. این شعارگویی هنگامی به اوج می رسد که سازنده اثر از زبان عموی جهانگیر می گوید: "بچه، اینا آدمای معمولی نیستن. فرشته ان ... اگه یه مو از سرشون کم شه، خودم می کشمت."
در جایی دیگر از قصه پدر رئیس کارخانه به یکی از جانبازان می گوید: "می دونم ضرر کردین" و جهانگیر در دفاع از این جانباز می گوید: "اینا ضرر نکردن، شماها ضرر کردین ..." این جملات و دیالوگ های مشابه فیلم به اندازه ای احساسی هستند که نه تنها تاثیری روی مخاطب نمی گذارند، بلکه احساس مقاومت در باور سایر اتفاقات را در بیننده تشدید می کند.
مهمتر اینکه یک لشکر نیروی پلیس برای حل این موضوع هماهنگ می شوند، به محل مورد نظر حمله می کنند و با استفاده از تمام امکانات مهاجمان را در شرایط دشواری قرار می دهند، اما بسیار منفعل هستند. دریافت این پیام توسط پلیس که نباید به جانبازان آسیبی برسد، توجیه مناسبی برای انفعال پلیس باتجربه و صاحب شناخت نیست. به خصوص که در چنین محاصره ای و با وجود اینکه پلیس رمز گاوصندوق را از پدر زندانی می گیرد، اما موفق به آزاد کردن وی نمی شود!
سازنده این اثر برای اینکه بتواند به هدف خود در توجه به قشر جانباز بپردازد و بر قضاوت صحیح این افراد تاکید کند، باید حضور آنها در قصه را با اتفاقات همراه می کرد. در حالی که جانبازان در حاشیه قرار می گیرند و اصل و اساس کار را دیگر شخصیت های داستان تشکیل می دهند. مهمتر اینکه، جانبازان بی آنکه کوچکترین شناختی از افراد مسلحی داشته باشند که به آسایشگاه آنها حمله کرده اند، با آنها در مدت زمانی بسیار کوتاه ارتباط صمیمانه ای برقرار می کنند.
به طور کلی، کارگردان "سنگ، کاغذ، قیچی" به اندازه ای ایجاد هیجان و درگیری و تعلیق را مد نظر قرار می دهد که بسیاری از جنبه های مهم و دیگر اثر فراموش می شود و به فیلم لطمه جدی می زند. چنانکه سهیلی حتی فراموش می کند تعداد فشنگ هایی که در اختیار این چند جوان یا درون اسلحه سرباز نگهبان آسایشگاه قرار دارد به اندازه انبار مهمات ارتش نیست و آنها هر چقدر که دلشان بخواهد، نمی توانند به اطراف شلیک کنند!
خبرگزاري مهر
سعید سهیلی به عنوان کارگردان فیلم سینمایی "سنگ، کاغذ، قیچی" اگر به منطق داستانی اثر توجه بیشتری نشان میداد، بدون شک این اثر میتوانست جهش سینمای ایران در ژانر نوین حادثهای باشد.
به گزارش خبرنگار مهر، انگار قرار نیست سازندگان فیلم های حادثه ای در کشور ما به تمامی وجوه اثر خود توجه کنند. یعنی برخی آثار این بخش با مشکل ضعف در طراحی و ارائه جلوه های ویژه میدانی مواجهند که اصل جذابیت را از دست می دهند و برخی موارد فیلمنامه با مشکل توجه به منطق حوادث و حفظ ریتم و حرکت داستانی مواجه است که باورپذیری اثر را تا حد زیادی کاهش می دهد و همین مسئله تعداد تماشاگران فیلم را با افت جدی مواجه می سازد.
این فیلم نیز در عرصه ارائه جلوه های ویژه، فیلمبرداری در حرکت، تدوین و حتی استفاده از بازیگران بسیار خوب و حرفه ای عمل کرده، اما اتفاقات به گونه ای شکل می گیرند که با منطق همخوانی چندانی ندارد و افت چشمگیر کیفی فیلم به خاطر استفاده از دیالوگ های غیرضروری و کاملا شعاری به وجود می آید و حتی بخش های پرتحرک و چشمگیر اثر را تحت تاثیر قرار می دهد.
جهانگیر با همسرش به کارخانه می روند. اما جهانگیر بیرون کارخانه منتظر می ماند و همسرش در حالی پا به دفتر او می گذارد که کارگران مشغول ترک محل کار خود هستند و درها یکی یکی بسته می شود. در حالی که کاملا منطقی بود رعنا زمان مناسبت تری را برای رفتن به کارخانه انتخاب کند و با توجه به بی اعتمادی آشکار این زوج جوان نسبت به صاحب جوان کارخانه، بسیار عجیب بود که رعنا به تنهایی وارد این محل شود.
دیگر اینکه، به طور دقیق مشخص نیست رعنا به چه انگیزه ای وارد دفتر مدیر کارخانه می شود؛ در حالی که منشی از بدحال بودن رئیس خبر می دهد. عجیب تر اینکه مشخص نیست چگونه رعنا از فاصله کوتاه چند پله به زمین می افتد - با توجه به اینکه چگونگی این سقوط را بیننده مشاهده نمی کند - اما تا این اندازه دچار مشکلات حرکتی می شود. در عین حال، جهانگیر به خاطر اخاذی و سرقت زندانی می شود، در حالی که اصلا نمی تواند وارد کارخانه شود و مشخص نیست چگونه اثر انگشتش روی گاوصندوق دفتر رئیس کارخانه پیدا می شود.
مهمتر اینکه جهانگیر از روی دیوار وارد کارخانه می شود، در حالی که هیچ کارگر یا نگهبانی در حیاط یا داخل کارخانه وجود ندارد. با این حساب چه افرادی و چگونه موفق به دستگیری جهان می شوند و دزدی او را ثابت می کنند و هیچکس از نحوه زخمی شدن رعنا سئوالی نمی کند، بسیار عجیب و باورنکردنی است. در ادامه قصه نیز مملی به جهانگیر می گوید در جریان تمامی لحظات آمد و رفت رئیس کارخانه قرار دارد. در صورتی که آنها شلوغ ترین زمان را برای رفتن به کارخانه انتخاب می کنند!
البته این موضوع به هیچ وجه نفی جذابیت ها و ویژگی های تصویری "سنگ، کاغذ، قیچی" نیست. ورود جنجالی مملی به زندان و پس از آن تصمیم گیری برای خرید اسلحه، فیلم را برخوردار از تحرک و تعلیق خاصی می کند. به خصوص که همه از سرنوشت رعنا خبر دارند، اما هیچکس حاضر نیست حقیقت را به جهانگیر بگوید و همین مسئله انتظار تماشاگر برای اتفاقات بعدی را بیشتر می کند. همچنین حرکت ابتدایی فیلم در بستری آرام و معرفی با حوصله شخصیت ها بر تعلیق درونی اثر می افزاید.
صحنه حمله جهانگیر به دفتر رئیس کارخانه و کشته شدن زن باجگیر، بیننده را دچار شوک اولیه مناسبی می سازد. هر چند در این بخش هم پنهان شدن ناگهانی رئیس کارخانه در یک اتاق کوچک به گونه ای که پنهان از نظر جهانگیر بماند با منطق همخوانی ندارد. در ادامه داستان حرکت جهان به سمت دفتر رئیس با لیفتراک و قرار دادن آن داخل وانت و در ادامه درگیری با خودروهای پلیس بسیار جالب توجه و تشکیل دهنده اوج هیجان و تعلیق فیلم محسوب می شود.
البته بزرگنمایی درباره اینکه این همه خودرو پلیس دنبال یک وانت هستند و انگار در یک لحظه همه بنزهای پلیس تهران برای دستگیری سه مجرم بسیج می شوند با منطق و باور عمومی به هیچ وجه هماهنگ نیست. آن هم در شهری همانند تهران با مشکلات بسیار زیاد ترافیکی که جلو حرکت سریع و بدون مانع هر وسیله ای را می گیرد و به همین خاطر بعید به نظر می رسد در مدت زمانی کوتاه این تعداد خودرو پلیس بتوانند به یک سوژه خاص بپردازند.
سهیلی با بردن فیلم به آسایشگاه جانبازان جنگ تحمیلی چند منظور را دنبال می کند. اینکه قصد جهانگیر و دوستانش ایجاد آشوب و درگیری نیست. آنها دنبال گرفتن حق خود هستند، هر چند راه درستی را انتخاب نکرده اند. مهمتر اینکه کارگردان، جانبازان را مرجع قرار می دهد. یعنی تعدادی شخصیت خوب و مثبت را در مسیر سرنوشت و حرکت جوانان عاصی می گذارد، تا به این وسیله شرایط قضاوت در قصه را فراهم بیاورد.
کارگردان این فیلم هر شخصیت دیگری را کنار این افراد قرار می داد، امکان تردید در سلامت روح و فکر آنها به وجود می آمد. به خصوص که قرار بود جهانگیر بر اساس نگاه و حکم این افراد دست به عملی انتقام آمیز بزند که از انصاف هم دور نباشد. البته در این بخش فیلم به شدت گرفتار بیان مستقیم می شود. این شعارگویی هنگامی به اوج می رسد که سازنده اثر از زبان عموی جهانگیر می گوید: "بچه، اینا آدمای معمولی نیستن. فرشته ان ... اگه یه مو از سرشون کم شه، خودم می کشمت."
در جایی دیگر از قصه پدر رئیس کارخانه به یکی از جانبازان می گوید: "می دونم ضرر کردین" و جهانگیر در دفاع از این جانباز می گوید: "اینا ضرر نکردن، شماها ضرر کردین ..." این جملات و دیالوگ های مشابه فیلم به اندازه ای احساسی هستند که نه تنها تاثیری روی مخاطب نمی گذارند، بلکه احساس مقاومت در باور سایر اتفاقات را در بیننده تشدید می کند.
مهمتر اینکه یک لشکر نیروی پلیس برای حل این موضوع هماهنگ می شوند، به محل مورد نظر حمله می کنند و با استفاده از تمام امکانات مهاجمان را در شرایط دشواری قرار می دهند، اما بسیار منفعل هستند. دریافت این پیام توسط پلیس که نباید به جانبازان آسیبی برسد، توجیه مناسبی برای انفعال پلیس باتجربه و صاحب شناخت نیست. به خصوص که در چنین محاصره ای و با وجود اینکه پلیس رمز گاوصندوق را از پدر زندانی می گیرد، اما موفق به آزاد کردن وی نمی شود!
سازنده این اثر برای اینکه بتواند به هدف خود در توجه به قشر جانباز بپردازد و بر قضاوت صحیح این افراد تاکید کند، باید حضور آنها در قصه را با اتفاقات همراه می کرد. در حالی که جانبازان در حاشیه قرار می گیرند و اصل و اساس کار را دیگر شخصیت های داستان تشکیل می دهند. مهمتر اینکه، جانبازان بی آنکه کوچکترین شناختی از افراد مسلحی داشته باشند که به آسایشگاه آنها حمله کرده اند، با آنها در مدت زمانی بسیار کوتاه ارتباط صمیمانه ای برقرار می کنند.
به طور کلی، کارگردان "سنگ، کاغذ، قیچی" به اندازه ای ایجاد هیجان و درگیری و تعلیق را مد نظر قرار می دهد که بسیاری از جنبه های مهم و دیگر اثر فراموش می شود و به فیلم لطمه جدی می زند. چنانکه سهیلی حتی فراموش می کند تعداد فشنگ هایی که در اختیار این چند جوان یا درون اسلحه سرباز نگهبان آسایشگاه قرار دارد به اندازه انبار مهمات ارتش نیست و آنها هر چقدر که دلشان بخواهد، نمی توانند به اطراف شلیک کنند!
خبرگزاري مهر
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟