سوم خرداد سالروز آزادسازي خرمشهر

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

سوم خرداد سالروز آزادسازي خرمشهر

پست توسط moh-597 »

خرمشهر را خدا آزاد كرد ...

شهر "خرمشهر" پس از گذشت بیست ماه از آغاز جنگ تحمیلی همچنان در چنگ مزدوران بعثی قرار داشت. دشمن استحكامات و موانع پیشرفته را احداث و 36 هزار نفر از نیروهای خود را در خطوط پدافندی پیچیده ای متمركز و مستقر كرده بود. گذر از چنین خط مرگباری به یك معجزه و كار خدایی شبیه بود... . در نخستین دقایق دهم اردیبهشت ماه سال 1361،كه مصادف با سیزدهم رجب بود،نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی حمله گسترده ای را با نام مبارك "یا علی بن ابی طالب(ع)" آغاز كردند و سرانجام پس از چهار مرحله عملیات تهاجمی در منطقه ای به

وسعت 6000 كیلومتر مربع در تاریخ سوم خردادماه سال 1361 خرمشهر عزیز پس از 575 روز اشغال و ویران شدن خانه ها و اماكن عمومی و دولتی آزاد و پاكسازی شد و به آغوش میهن اسلامی بازگشت. در این عملیات، كه به "بیت المقدس" نامیده شد، 16 هزار و پانصد نفر از متجاوزان كشته و زخمی و 19 هزار نفر اسیر شدند. 40 فروند هواپیما، 285 دستگاه تانك و نفربر، 500 دستگاه خودرو و ده ها قبضه توپ سبك و سنگین از دشمن منهدم شد و 105 دستگاه نفر بر و تانك، ده ها انبار مهمات، صدها دستگاه خودروی سبك و سنگین، 18 قبضه توپ 130 میلیمتری و هزاران قبضه سلاح انفرادی و ... به دست رزمندگان اسلام افتاد. در این عملیات همچنین 180 كیلومتر از مناطق مرزی و 5038 كیلومتر مربع از مناطق اشغالی آزاد شد. ... سرگرد "كامل جابر" از افسران ستاد سوم ارتش عراق می گوید:"پس از باز پس گیری خرمشهر توسط ایرانی ها، صدام فرماندهان سپاه سوم را در روز 27 مه 1982 برای اعطای نشان شجاعت به كاخ ریاست جمهوری در بغداد فراخواند. صدام پس از اعطای نشان به فرماندهانی كه با دست خالی از جبهه خرمشهر بازگشته بودند، طی مراسمی در حضور خبرنگاران پس از پایان مراسم و بیرون كردن خبرنگاران خطاب به این فرماندهان گفت:"من از مقاومت شما در "محمره" (خرمشهر) راضی نیستم. اعطای این مدالها به شما، صرفاً اقدامی برای تسكین افكار عمومی است. آرزو می كردم در بندر محمره كشته می شدید، ولی عقب نشینی نمی كردید، آیا شما واقعاً لیاقت دریافت نشان شجاعت را دارید:نه، اصلاً ندارید. وجدان من آرام نمی گیرد، مگر وقتی كه سرهای له شده شما را زیر شنی تانكها ببینم." در این هنگام سرتیپ ستاد "ساجت الدلیمی" لب باز كرد و گفت:"قربان، ببخشید... " اما صدام در حالی كه از فرط خشم دندان روی دندان می فشرد، نگاه تندی به او كرد و گفت:"ساكت باش بی شعور، ساكت باش ترسو، همه شماها ترسو هستید، همه شماها مستحق اعدام هستید، چرا علیه ایرانی ها از سلاح شیمیایی استفاده نكردید." یكی از افسران در پاسخ به او گفت:"قربان، در این صورت گازهای شیمیایی به خاطر نزدیكی خطوط ما و ایرانی ها روی سربازان ما هم تأثیر می گذاشت." صدام بلافاصله جواب داد:"سربازان تو بمیرند، مهم نیست. مهم این بود كه محمره در دست ما باقی بماند. ای حقیر... " وقتی سرتیپ ستاد "نبیل الربیعی" خواست شروع به صحبت كند، صدام كفش خود را از پای درآورد و به طرف صورت آن سرتیپ پرتاب كرد و با لحنی كه نفرت و تحقیر از آن می بارید، گفت:"من در مقابل خودم، حتی یك مرد در اینجا نمی بینم، هنگام خروج از سالن كاخ، بعضی از فرماندهان گریه می كردند. آخر در آن جلسه، صدام برای سومین بار به صورتشان تف انداخته بود.


مقاومت 35 روزه خرمشهر

مردم خرمشهر در روزهاي اول كه جنگ غافلگيرانه تحميل شد، 35 روز مقاومت كردند،‌اما يك كشوري مثل كويت نتوانست نيم ساعت در مقابل صدام دوام بياورد و عراقي‌ها در نقاطي كه كاملا اختصاصي بود، از جمله در بندر مينا احمدي كويت و در داخل كاخي كه متعلق به امير كويت بود، مقر فرماندهي تشكيل دادند، بنابراين با اين مقايسه، مشخص مي‌شود عظمت كار مردم در روزهاي اول جنگ چگونه بوده است.؟ يا مثلا بر اثر فشاري كه در جنگ جهاني دوم به روسها وارد شد، مردم شهر را آتش زدند و با اين نگاه كه دشمن با زمين سوخته مواجه شود، در يك حالت انفعال قرار گرفتند؛ مواقعي هم بوده است كه ميل به دفاع در همين كشورهاي اروپايي از بين رفته است.
از لحظه‌اي كه رزمندگان اسلام خرمشهر را بنا به ضرورت ترك مي‌كنند، از همان لحظه در فكر بازپس‌گيري شهر هستند و سرانجام اين كار محقق ‌شد. البته شرايط هميشه براي رزمندگان سخت بوده است. در همين عمليات بيت‌المقدس، وقتي رزمندگان اسلام مي‌خواهند به جاده آسفالته برسند، در يك مقطعي، فشار يا تك‌هاي عراقي خيلي سنگين بوده است. يكي از رزمندگان در همان موقع اظهار مي‌كرد كه آن قدر فشار زياد بود كه اگر زمين دهان باز مي‌كرد، بچه‌ها حاضر بودند داخل زمين بروند، ولي عقب‌نشيني نكنند.
اگرچه عمليات بيت‌المقدس در مقايسه با عمليات‌هاي كربلاي پنج و والفجر 8 آنچنان پيچيدگي ندارد، ولي اعجاري در ماجراي خرمشهر است كه آن را از ساير عملياتها ممتاز مي‌كند. ابعاد رواني سياسي و بعضي از ابتكارات در شرايط خاص از جمله اين اعجاز است. يكي از جلوه‌هاي اين عمليات، رخنه رزمندگان اسلام از كارون هست، يعني عبور از كارون و سرپل كه بچه‌ها در منطقه كارون مي‌گيرند، كار فوق‌العده‌اي است. دشمن هم در اوائل جنگ و محاصره آبادان از كارون عبور كرده و پل زده بود و در نهايت، سرپل تصرف شده توسط دشمن 150 كيلومترمربع بود اما رزمندگان اسلام در شرايطي كه با آتش سنگين دشمن مواجه بودند هزار و 800 كلومترمربع را آزاد مي‌كنند كه مقدمه‌اي براي عمليات‌هاي بعدي شد.
نكته برجسته ديگر اين كه مهمترين ضربه را رزمندگان اسلام در نقطه‌اي به دشمن زدند كه نقطه‌ تجمع و عمده قواي آنها بود و ستون فقرات منطقه علمياتي محسوب مي‌شد، در منطقه ايستگاه حسينيه و جاده خرمشهر فشار زيادي بر دشمن وارد آمد و اينجا جايي بود كه دشمن تصور نمي‌كرد، چون معمولا همه فكر مي‌كنند منطقه‌ مركزي امن است، اما اين جا برعكس بود و دشمن مجبور به عقب نشيني شد.
در عين حال كه در اين عمليات يك شهر مهم و حساسي چون خرمشهر آزاد مي‌شود، اما بصره هم تهديد مي‌شود و دشمن در آن ايام نه تنها براي بصره، بلكه نگران بغداد مي‌شود و در خاطرات صدام هست كه گفته ما زماني كه خرمشهر را ترك كرديم يك تيپ بيشتر براي دفاع از بغداد نداشتيم. مسئله بعدي و مهم در اين عمليات اين است كه در مرحله سوم، دشمن با عقب‌نشيني از جفير مواضع پدافندي جديدي تشكيل مي‌دهد و در روز 19 ارديبهشت سال 61 بچه‌ها تك هماهنگ شده‌اي براي آزادي خرمشهر انجام مي دهند، اما موفق نمي‌شوند. فشارهاي دشمن عموما به اين صورت بوده كه با حمله نيروهاي زرهي به پياده، درصدد تجزيه نيروهاي پياده به گروه‌هاي كوچك و در نهايت از بين بردن آنها بود، يعني نبرد تن و تانك روي مي‌دهد و در كل ما در عمليات بيت‌المقدس نزديك به هفت هزار نفر شهيد مي‌دهيم.
در مرحله سوم عمليات تلاش عراق اين بود كه جلوي عمليات بعدي را بگيرد و در اين فعل و انفعالات پاسگاه شهابي را تصرف مي‌كند. چهار روز تبليغات گسترده‌اي از سوي رسانه‌ها‌ي غربي و كشورهاي عربي صورت مي‌گيرد. در اجلاس سران كشور‌هاي عربي خليج فارس بررسي مي‌كنند كه چه كاري مي‌توانند براي صدام انجام دهند تا حركات جديدي انجام شود. بعد از چهار روز كه مباحث بي‌نتيجه مي‌ماند واجلاس به رياض كشيده مي‌شود، با عمليات متقابل از سوي نيروهاي اسلام، پاسگاه شهابي آزاد مي‌شود و در نهايت در مرحله‌ چهارم عمليات، خرمشهر آزاد مي‌شود.
معمولا در فضاهاي رسانه‌اي وقتي مباحث را بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم كه اين فضاها تاثيرات خود را مي‌گذارد مثلا در عمليات بيت‌المقدس قرارگاه كربلا از سوي روزنامه‌هاي وقت تحت فشار بود كه آيا مثلا فردا خرمشهر‌ آزاد مي‌شود يا چند ساعت ديگر خرمشهر آزاد مي‌شود يا نه تا ما بتوانيم خبر آن را ا منعكس كنيم. نقش رسانه‌ خيلي مهم است در اين كه اخبار را طوري منتقل كنند كه بر مسوولان فشار نيايد و دشمن نيز سوء استفاده نكند.

ادامه دفاع بعد از آزادسازي خرمشهر
اين مسئله را مي‌توان از چند جهت بررسي كرد اما من به دو بعد نظامي و سياسي آن اشاره مي‌كنم.
در بعد نظامي، اصلي به نام تامين داريم كه مي‌گويد شما براي امنيت دادن به يك هدف (شهر ،‌ارتفاع و...) بايد آن قدر دشمن را به عقب برانيد تا تيرهاي مستقيم و منحني زن نتواند به آن هدف يا شهر صدمه بزند و آنجا را زير آتش بگيرد. در عمليات بيت‌المقدس خرمشهر آزاد شده بود، اما دشمن در مسافتي آن طرف‌تر موضع گرفته بود.
مطلب دوم مربوط به بعد سياسي است. در اين بحث، هيچ مقام رسمي كه بتواند اين تضمين را در آن زمان بدهد، نبوده است و فقط حرفهاي رسانه‌اي بوده است، هيچ كس نيامد به ما بگويد بعد از آزادسازي خرمشهر جبران مافات مي‌كنيم و اگر سير فرمايشات حضرت امام (ره) را در طول جنگ تا پذيرش قطعنامه را بررسي كنيد، مي‌بينيد كه دشمن قابل اعتماد نبوده است. حتي بعد از پذيرش قطعنامه با هزار دستگاه تانك تا سه راه حميديه رخنه كرده بود. بنابراين جنگ با قطعنامه متوقف نشد بلكه با يك عمليات اساسي رزمندگان در جنوب و انهدام نيروي دشمن متوقف شد، آنها خيال مي‌كردند ما در موضع ضعف قرار داريم كه قعطنامه را پذيرفتيم.ردر ماجراي نامه اخير رييس جمهور هم چه بسا آمريكا‌يي ها چنين احساسي داشته باشند.
وقتي قطعنامه 598 را پذيرفتيم، دشمن دوباره حمله كرد، اما بچه‌ها دشمن را ظرف چند ساعت بيرون كردند و بعد از اين ماجرا عراق تيرش به سنگ خورد و آخرين تيرش را هم با حمله منافقين رها كرد و باز هم موفق نشد. بنابراين دشمن نشان داده بود هميشه زبان زور را مي‌فهمد و اگر ما از موضع قدرت با آنها برخورد نمي‌كرديم، نمي‌توانستيم او را متوقف كنيم. در ماجراي خرمشهر هم فرصت براي ما استثنايي بود، چون دشمن در موضع ضعف بود.
از نظر نظامي دو اصل ديگري وجود دارد به نام اصل استفاده از موفقيت و اصل تعاقب. اصل تعاقب مي‌گويد: دشمن را تا حدي كه ممكن است تعقيب كنيد تا ميل جنگيدن در او از بين برود و اين در حالي است كه مناطقي مانند نفت شهر، ارتفاعات آغ داغ و برخي مناطق مرزي در اختيار آنها بود و اينها مانع بود تا به آنها حسن نيت داشته باشيم، چرا كه نشان مي داد دشمن هنوز ميل به جنگ دارد.
اصل استفاده از موفقيت نيز مي‌گويد: شما وقتي در يك عمليات موفق شديد بايد حداكثر استفاده را از موفقيت به دست آمده به عمل آوريد تا اراده جنگ در دشمن از بين برود، اين در مورد عراق صادق نبوده است. ضمن اين كه صدام يك انسان اهل فريب بود و اين بارها بعدها به اثبات رسيد (مثلادر حمله به كويت). وقتي او به دوست نيز خود رحم نكرد، چطور مي‌توانست در برابر ايران صداقت داشته باشد.؟
به طور كلي ارزيابي‌هايي كه امسال داشتم احساس كردم، افراد اقناع شده‌اند، چون ما سوالاتي از قبيل اين كه چرا جنگ بعد از آزادسازي خرمشهر ادامه يافت؟ نديدم و اين نشان مي‌هد به اندازه كافي به اين سوالات پاسخ داده شده است.

چرا بعد ازآزادسازي ،خرمشهر به بصره حركت نكرديم؟
اين طور نبود كه ما در عمليات آسيب نديده باشيم. آسيب ديده بوديم ;و بايد خودمان را بازسازي مي‌كرديم كه با اين كار به عمليات رمضان رسيديم و از سوي ديگر بعد از رسيدن به مرزهاي بين‌المللي بايد بررسي مي‌شد آيا ما بايد به خاك عراق وارد شويم يانه؟
اينجا ذكر يك نكته ضروري است و آن جنگ پاك است، چون ما همه جا پاكي را در رزم رزمندگان اسلام مي‌بينيم. نگاهي به استفتائات رزمندگان اسلام بعد از ورود به خاك عراق بكنيد خيلي جالب است! مثلا سوال مي‌كنند آيا نمازي كه بر روي خاك عراق مي‌خوانيم صحيح است و خاك آن غصبي تلقي نمي‌شود؟ اين نشان مي‌دهد كه چقدر اين نگاه مقدس و پاك بوده است و بايد از نظر جامعه‌شناسي و فهم معارف بازنگري شود. يا رزمنده‌اي كه لباس به غنيمت گرفته سوال مي‌كرد با اين غنيمت چه بايد كرد؟ خيلي از اين موارد وجود دارد.
در عمليات بيت‌المقدس توان ما براي دو عمليات متمركز نشده بود، بلكه براي يك عمليات متمركز شده بود و آن هم خودش عمليات سنگيني بود. در تمام مراحل بيت‌المقدس ارتش و سپاه دوشادوش هم عمل كردند و در خيلي از موارد و در طرحها و برنامه‌هاي تصويب شده، كارشناسان يك نظر را داشتند. شناسايي‌هاي صورت گرفته مشترك و نگاه واحد بود. حالا ممكن است كه در برخي تاكتيك‌ها اختلاف نظر بوده باشد كه از تجارب و تعاليم افراد ناشي مي‌شد. در عمليات بيت‌المقدس در قرارگاه كربلا هيچ منيتي نبود حتي در جزئيات هم شهيد صياد نظر مي‌داد.بنده شاهد بودم وقتي خاكريزي دور همين قرارگاه مي‌زدند، شهيد صياد كه درآن زمان فرمانده نيروي زميني ارتش بود. روز اول يا دوم عمليات بود شهيد صياد ايستاده بود و شخصا به راننده مي‌گفت، مثلا ارتفاع و عرض خاكريز چقدر باشد، اين جزئيات را را ياد‌آوري مي‌كرد. با خودم گفتم عجب حوصله‌اي دارد، فرماندهي نيروي زميني ارتش است، اما چقدر به نكات ريز حساس است كه مبادا خسارتي وارد شود. ‌يعني با تدبير،‌دقت و نظم، مسائل بررسي مي‌شد و كار، كار جمعي بود، و هيچ كس نمي‌تواند بگويد خرمشهر را من آزاد كردم، همانطوري كه امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد كرد.
تا عمليات خيبر بيشتر به اين مي‌انديشيديم كه دشمن كجا را اشغال كرده تا به او حمله كرده و مناطق اشغالي را پس بگيريم.يعني زمين براي ما تعيين كننده بود، وقتي بخش اعظمي از خاك كشورمان از دست عراق آزاد شد،ه به اين نكته توجه كرديم كه دشمن در كجا مستقر است؟.
امام راحل جنگ اسرائيل را كه بعد از بيت‌المقدس به جنوب لبنان حمله كرد و تا بيروت هم آمد، از زاويه ديگري مي‌ديدند و آن اين كه استكبار مي‌خواهد ما را از تنبيه صدام باز بدارد و ما را تجزيه قوا بكند و اين اصل از اصول نظامي پذيرفته شده است كه تمركز قوا در صحنه عمليات براي شكست خط دشمن لازم است و با توجه به علايق ما به كشورهاي اسلامي، بنا بود ما را از جبهه اصلي خارج كنند كه امام راحل آن جمله معروف را فرمودند و مدتها شعار رزمندگان بود و من معتقدم اين شعار از زوايه ديگري امروز معنا دارد و ما بايد اين شعار را زنده بداريم كه راه قدس از كربلا مي‌گذرد.

سردار باقرزاده - خبرگزاري ايسنا




...و خرمشهر آزاد مي‌شود؛

استان خوزستان به علت داشتن ذخائر نفتي و موقعيت مهم خود مخصوصا شهر خرمشهر به دليل ارتباط با درياي آزاد ثروت عظيمي را در خود نهفته دارد. خرمشهر در ساحل سمت راست رودخانه كارون مكاني كه اين رود به اروند رود مي‌پيوندد واقع شده است. كارون با 855 كيلومتر طولاني‌ترين رود ايران است و حد فاصل خرمشهر تا اهواز 18كيلومتر طول دارد و به كارون سفلي معروف مي‌باشد. اين رود در 4 كيلومتري اروندرود به دوشعبه تقسيم مي‌گردد. يك شعبه به نام بهمنشير در شمال آبادان و به موازات اروند رود جاري است و به دريا مي‌ريزد. و شعبه ديگر به نام همان كارون است و به كانال عضدي هم معروف مي باشد, واين رود در جنوب خرمشهر جريان دارد و به اروند مي‌رسد. اروندرود از به هم پيوستن دجله و فرات در محلي به نام القرنه واقع در خاك عراق و انضمام رود كارون به آن، در نوار مرزي تشكيل مي‌گردد.

اين رودخانه پس از عبور از بصره از كنار خرمشهر مي‌گذرد و با كارون رودخانه خروشان وعظيم اروند را تشكيل مي‌دهند و سپس به خليج فارس مي‌ريزد كه در انتهاي آن در عراق شهر مهم فاو است و در ايران آبادان و اروند كنار. به اين ترتيب 81 كيلومتر از طول اروند به عنوان مرز مشترك ايران و عراق است. اين رودخانه بستري مناسب براي كشتي‌هاي تجاري و اقيانوس‌پيما شد و به آبهاي آزاد دنيا وصل مي‌گردد و از اروند به خليج‌فارس و سپس آبهاي آزاد دنيا. مهمترين بنادر اين رودخانه عبارتند از بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو . شهر خرمشهر با وسعتي قريب به 96 كيلومترمربع در منتهااليه جنوب غربي جلگه خوزستان قرار دارد. جمعيت آن قبل از وقوع جنگ تحميلي 220 هزار نفر تخمين زده شده است. فاصله هوايي آن تا تهران 660 كيلومتر است و فاصله زميني خرمشهر تا تهران هزار و يك كيلومتر. تا اهواز 128 كيلومتر، تا آبادان 15 كيلومتر، تا شلمچه 18 كيلومتر و تا بصره 54 كيلومتر فاصله دارد.

خرمشهر به دليل نزديكي به منطقه استوايي از آب و هوايي گرم برخوردار است؛ به همين علت با توجه به بالا بودن درجه حرارت در تابستان شرايط زندگي در اين منطقه دشوار است. اقتصاد خرمشهر قبل از انقلاب بركشاورزي، دامداري، ماهيگيري، صنايع ماشيني و دستي، حصيربافي و عبا بافي و بازرگاني استوار بود. بيشترين درآمد مردم از خرما بود (سالانه 55 هزار تن توليد و صادرات خرما). اشتغال در تاسيسات بندري خرمشهر و بازار صفا از جمله مشاغل مردم شده بود.

خرمشهر را به عبارتي مي‌توان شهر نخل، پرنده و آب دانست چون آب و نخل در اين سامان پيوند ديرينه‌اي دارند. نخلستان‌هاي انبوه، باصفا و سرسبز جلوه‌هاي زيبايي را از طبيعت تماشايي خوزستان در خرمشهر به نمايش گذاشته. اين نخلستان با آب كارون و اروند رود آبياري مي‌شود و بهترين نوع خرما از اين نخل‌ها به دست مي‌آيد.

پيشينه تاريخي خرمشهر

به گزارش سرويس فرهنگ وحماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خرمشهر در سال 127 هجري قمري مصادف با 1812 ميلادي توسط عشيره كعب ايجاد شد. در زمان تاسيس, قريه كوچكي به شمار مي‌رفت. لكن به مرور زمان به بندري معتبر تبديل شد. استان خوزستان تاريخ پرماجرايي را پشت سرگذاشته است.قواي بيگانه تا زمان وقوع انقلاب اسلامي 3 بار اين استان را مورد تعرض قرار دادند. نخستين بار در سال 1253 هجري قمري ,1837 ميلادي، بخشي از خوزستان توسط قواي عثماني اشغال شد. اين وضعيت سه سال طول كشيد تا سرانجام با دخالت دو ابر قدرت وقت روس وانگليس مناطق اشغال شده تخليه گرديد.

20 سال بعد در سال 1273 هجري قمري قواي انگليس با حمله به خوزستان تا اهواز پيش رفتند كه با ميانجيگري فرانسه و انعقاد قرارداد صلحي در پاريس به اين مساله پايان داده شد. در جريان جنگ دوم جهاني نيز انگليسي‌ها بار ديگر با تعرض به خوزستان خرمشهر را به اشغال درآوردند. تا بندر آن براي كمك‌رساني به روس‌ها مورد استفاده متفقين قرار بگيرند. اين بار نيز چون گذشته عنصر تعيين كننده در آزادي خرمشهر توافق قدرت‌هاي بزرگ و اصطحكاك و اشتراك منافع آنان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي درايران خرمشهر براي بار سوم سال 1359 هجري شمسي اشغال شد اما اين بار اشغال آن به سادگي صورت نپذيرفت. زيرا در مقابل يورش دشمن مسلح به انواع سلاح‌هاي سنگين و نيمه سنگين جواناني با حداقل تجهيزات به دفاع برخواسته بودند كه نه تنها براي رفع تجاوزگر از ميهن بود بلكه براي اعتلا و حفظ اعتبار واقتدار اسلام و انقلاب اسلامي مي‌جنگيدند. آنان چه در دوران مقاومت، چه در دوران آزادسازي خرمشهر چنان حماسه آفريدند كه شايد با اين مشخصات در پيشينه اين مرز و بوم يافت نشود.

خوزستان در بحران پس از انقلاب اسلامي

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رژيم عراق تحركاتي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. علاوه بر تحركات مرزي اقدامات گسترده‌اي در داخل به ويژه خوزستان در پشتيباني از گروه‌هاي ضد انقلاب داخلي به عمل مي‌آورد.

در اين ميان عرب زبان بودن بخشي از مردم اين منطقه دستاويز مناسبي براي طرح جدايي خوزستان از ايران شده بود. به همين جهت عراق با گردآوري عناصر گروه منحل شده خلق عرب و همچنين برقراري ارتباطات گسترده با برخي از سران عشاير عرب به آموزش، تسليح وتحريك آنان براي راه‌اندازي درگيري‌هاي منطقه‌اي ايجاد زمينه جداسازي خوزستان مبادرت ورزيد. عناصر گروه خلق عرب در ماه‌هاي ارديبهشت، خرداد و تير 1358 علاوه بر درگيري مسلحانه به اقداماتي همچون ايجاد آشوب، بمب‌گذاري، ترور و سرقت سلاح و مهمات مبادرت مي‌ورزيدند.

اين اقدامات چندان افزايش يافت كه مردم شهربه جان آمدند و در تاريخ 23 تير ماه سال 1358 به مراكز استقرار گروه‌هاي خلق عرب هجوم بردند و ضمن دستگيري عده‌اي از عناصر فعال ضد انقلاب بقيه را متواري كردند. حكومت عراق پس از فروكش كردن آشوب سازمان خلق عرب در خرمشهر همچنان به توطئه‌هاي خود در خوزستان ادامه مي‌داد.

علاوه بر اقداماتي نظير انفجار و خرابكاري كه به وسيله گروه‌ها و عناصر وابسته انجام مي‌شد, تحريكات مرزي عراق از جمله احداث استحكامات، شناسايي، نقل و انتقال و تجمع نيرو، حركات ايذايي، آزمايشي و تخريبي و ... به تدريج افزايش مي‌يافت. اين روند به سه دوره زماني از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان مرداد 1359، از اول تا 25شهريور ماه 1359 و از 26 تا 30 شهريور 1359 قابل تفكيك است.

در تاريخ 26 شهريور ماه سال 1359 رييس جمهور عراق، صدام حسين در نطقي در مجلس اين كشور با ملقا اعلام كردن قرارداد 1975 الجزاير وتاكيد بر وضعيت روابط قانوني بر شط‌العرب (اروند رود) به وضع قبل از مارس 1975 ,گفت: بايد تمام حقوق تعريف شده به حاكميت كامل عراق بازگردد.

آغاز جنگ عليه ايران

بعدازظهر 31 شهريور ماه سال 1359 خرمشهر زير آتش سنگين ارتش عراق قرار گرفت. انبوهي از آتش خمپاره‌ها و توپ‌هاي دشمن روي شهر, همه غافلگير شده بودند و حيران.

شهر در آتش مي‌سوخت و صداي انفجار لحظه‌اي قطع نمي شد. طولي نكشيد كه بيمارستان پر شد از انبوه مجروحان و شهيدان. زنان و كودكان و سالخوردگان ,آواره بيابان‌ها و جاده‌ها شده بودند. مردم به خصوص جوانان روي به مسجد جامع و ديگر پايگاه‌ها آوردند تا براي مقاومت سازمان‌دهي شوند.

دفاع مردمي 34 روزه مقاومت

گروه‌هاي مقاومت به سرعت شكل گرفت و در محورهاي هجوم جنگ و گريز شروع شد.آن طرف توپخانه، تانك، خمپاره‌انداز،‌مسلسل‌هاي سنگين و قواي زرهي، اين طرف تفنگ‌ ام 1، ژس، بطري‌هاي آتش‌زا و چند آر، پي، جي.

34 روز مقاومت و تلاش در اين وضعيت اگر چه بسياري از مدافعان خرمشهر را به كام شهادت كشاند ولي دشمن را در دست‌يابي سريع به اهدافش واشغال سريع خوزستان ناكام گذاشت. هر چند كه خرمشهر خونين شد و به دست دشمن افتاد.

روز 4 آبان 1359 را بايد روز پايان حماسه خونين‌ شهر ناميد. حماسه‌اي كه در 34 روز جلوه كرد. اما بي‌گمان فداكاري‌ها وايستادگي تحسين برانگيز مدافعان خونين‌شهر در برابر ارتش متجاوز و مجهز به انواع جنگ افزارها در تاريخ و در خاطر انسان‌هاي حق‌جو و ظلم‌ستيز جاويد خواهد ماند.

چهارم آبان 1359 اشغال خرمشهر

اين روز, روز اشغال شهري است كه مدافعانش طي 34 روز نبرد و تلاش شبانه‌روزي كوشيدند با اداي تكليف الهي خود دشمن را از گسترش تجاوز به ايران اسلامي بازدارند. خرمشهر اشغال شد. لكن حماسه‌ها، ايستادگي‌ها و جانبازي‌هايي آفريد كه اولا افتخاري بزرگ را در تاريخ اين مرز و بوم به ثبت رساند، ثانيا سبب گرديد كه دشمن بيش از اين خطرپذيري نكند و طعم تصرف خوزستان و حتي آبادان را از سر بيرون كند و ثالثا اين مقاومت اعتماد به نفسي را براي اردوي خودي به ارمغان آورد كه دست مايه رزمندگان براي بيرون راندن دشمن از سرزمين اسلامي ايران گرديد. در حاليكه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرين و مهمترين برگ برنده اين كشور براي وادار ساختن به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقي مي‌شد, آزادسازي اين شهر مي‌تواسنت سمبل تحميل اراده سياسي جمهوري اسلامي ايران بر متجاوز و اثبات برتري نظامي‌اش باشد.

طراحي‌ عمليات بيت‌المقدس

از اين رو تنها عاملي كه مي‌توانست موفقيت را نصيب يكي از طرفين دعوا نمايد سرعت عمل در اقدامات بود. به همين خاطر بلافاصله پس از اتمام عمليات فتح‌المبين در حاليكه قواي ارتش عراق در منطقه بومي خرمشهر تقويت مي‌شدند به تمامي يگان‌هاي تحت امر قرارگاه مركزي كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازي و تجديد قوا به شناسايي و طراحي عمليات بپردازند. تلاش براي طرح‌ريزي و اجراي عمليات بيت‌المقدس در موقعيت بسيار حساسي انجام شد. وضعيت داخلي كشور با انهدام بقاياي ضد انقلاب به تدريج رو به بهبودي و ثبات پيش مي‌رفت. اوضاع منطقه نيز به دليل نگراني آمريكا از نتايج پيروزي ايران بر عراق به گونه‌اي آشكار ملتهب بود.

ضمن اينكه مناسبات اعراب و اسراييل با آمادگي اسراييل براي تهاجم به جنوب لبنان در وضعيت حساسي قرار داشت. در چنين موقعيتي بي‌گمان نتيجه عمليات بيت‌المقدس براي ايران، منطقه و عراق بسيار سرنوشت ساز و تعيين كننده بود. زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس متاثر از نتيجه سلسله عمليات‌هاي پيشين بود كه با شكستن حصر آبادان آغاز شد و پس از آن نيز ادامه يافت. در طراحي عمليات، عمليات تهاجم از طريق عبور رودخانه كارون و پيش روي به سوي مرز بين‌المللي و سپس آزادسازي شهر خرمشهر مد نظر گرفته شده بود و چنين استدلال شده بود كه حمله به جناح دشمن كه عمدتا به سوي شمال آرايش گرفته بود، عامل موفقيت عمليات است. همچنين شكستن خطوط اوليه دشمن و عبور ازرودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پيش روي به سمت مرز و تامين خرمشهر به عنوان مرحله دوم تامين شد.

سازمان رزم عمليات بيت‌المقدس

قرارگاه مركزي كربلا با فرماندهي مشترك سپاه پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي ايران هدايت عمليات را با سه قرارگاه اصلي قدس، فتح و نصر و يك قرارگاه پشتيبان فجر بر عهده داشت.

قرارگاه قدس: سپاه پاسداران تيپ‌هاي 31 عاشورا، 21 امام رضا، 37 نور و 41 ثارالله.

ارتش جمهوري اسلامي ايران، لشكر 61 زرهي و تيپ مستقل 58 ذوالفقار.

قرارگاه فتح: سپاه پاسداران، تيپ‌هاي 14 امام حسين (ع)، 8 نجف اشرف و 25 كربلا.

ارتش جمهوري اسلامي ايران، لشكر 92 زرهي و تيپ‌هاي مستقل 55 هوابرد و 37 زرهي.

قرارگاه نصر: سپاه پاسداران، تيپ‌هاي 7 ولي عصر، 27 محمد رسول‌الله (ص)، 46 فجر و 22 بدر. ارتش جمهوري اسلامي، 21 حمزه و تيپ مستقل 23 نوحه.

قرارگاه فجر: سپاه پاسداران،تيپ‌هاي 33 المهدي و 17 علي‌بن ابيطالب و امام سجاد (ع).

ارتش جمهوري اسلامي، تيپ 3 لشگر 77 پياده، تيپ 3 زرهي سپاه پاسداران به عنوان احتياط تحت امر قرارگاه مركزي كربلا.

استعداد دشمن

لشكر 5 مكانيزه، لشكر 6 زرهي، لشكر 3 زرهي، لشكر 9 زرهي، لشكر 10 زرهي، لشكر 11 پياده، لشكر 12 پياده، لشكر 7 پياده، تيپ مستقل 10 زرهي، تيپ‌هاي مستقل 109، 409، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پياده. تيپ‌هاي 31، 32 و 33 نيروي مخصوص و همچنين توپخانه‌هاي دشمن نيز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكيل شده بود. كه به طور تقريبي عبارت بودند از 30 گردان.

شناسنامه عمليات بيت‌المقدس

نام عمليات: بيت‌المقدس

رمز: يا علي ابن ابيطالب (ع)

منطقه: غرب رودخانه كارون وشهرستان‌ خرمشهر

مدت: دهم ارديبهشت تا سوم خرداد 1361

هدف

آزادسازي شهرهاي خرمشهر و هويزه و جاده اهواز – خرمشهر، خارج ساختن شهرهاي اهواز، حميديه و سوسنگرد و نيز جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن وتامين مرز بين‌المللي .

سازمان عمل كننده: سپاه و ارتش

مرحله اول عمليات

عمليات در بامداد 10 ارديبهشت ماه سال 61 با سه قرارگاه عملياتي قدس، فتح و نصر به فرماندهي قرارگاه مركزي كربلا آغاز شد و رزمندگان با عبور از كارون موفق شدند به جاده اهواز – خرمشهر دست يابند.

مرحله دوم عمليات

در اين مرحله كه در ساعت 22 و 30 دقيقه، 16 ارديبهشت 61 آغاز شد رزمندگان قرارگاه‌هاي فتح و نصر در محور حسينيه به نوار مرزي رسيدند. بنابراين دشمن مجبور شد از هويزه و جفير عقب‌نشيني كند.

مرحله سوم عمليات

در ساعت 22، 19 ارديبهشت آغاز وهر چند تلفات و خسارات سنگين بر دشمن وارد آمد, ليكن هوشياري و تمركز نيروهاي عراقي در خطوط پدافندي موجب شد رزمندگان نتوانند بر اهداف تعيين شده دست يابند.

مرحله چهارم عمليات

در اين مرحله كه با سه قرارگاه عملياتي فتح، فجر و نصر در ساعت 22 و 30 اول خرداد 1361 آغاز شد. قرارگاه نصر توانست جاده خرمشهر – شلمچه را مسدود كند وقرارگاه فجر نيز موفق شد ضمن تامين پل نو در محور نهر ارائض نيروهاي خود را به اروند برساند.

در اين ميان قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري فوق‌العاده دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد.دشمن براي از محاصره خارج كردن نيروهاي خود در اطراف نهر ارايض و پل نو از سمت غرب شملچه و شرق، خرمشهر پاتك‌هاي شديدي را آغاز كرد. ليكن با مقاومت يگان‌هاي خودي مستقر در منطقه مزبور اين پاتك‌ها به شكست انجاميد. سپس نيروهاي دشمن مستقر در شمال شرقي خرمشهر براي دفاع هر چه بهتر از شهر به داخل شهر خوانده شدند. پس از اين عقب‌نشيني نيروهاي عراقي در حاليكه با كمبود آب، غذا و مهمات مواجه بوده و در نتيجه مقاومت خود را بي‌تاثير مي‌دانستند صبح روز سوم خرداد 61حلقه محاصره خرمشهر تنگ‌تر شد وانبوه نيروهاي دشمن كه 2 روز محاصره در هواي گرم طاقتشان را به سر آورده بود, مقاومت را بي‌تاثير دانستند و با خروج ازمواضع خود در تمام شهر در چند ستون طولاني و كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حاليكه تكبير مي‌گفتند و شعار الموت صدام ودخيل الخميني سر مي‌دادند خود را تسليم كردند.

به اين ترتيب خرمشهر كه پس از 34 روز مقاومت، در برابر دشمن، در تاريخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود بعد از 575 روز وطي 25 روز عمليات در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد آزاد شد و خط پدافند مناسبي از طلاييه تا كوشك و شلمچه وحاشيه شمال اروند برقرار گرديد.

همچنين در اين عمليات كه به آزادسازي 538 كيلومتر مربع از اراضي اشغال شده انجاميد هويزه، پادگان حميديه و جاده اهواز خرمشهر نيز آزاد شد و در اختيار رزمندگان جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. در اين عمليات 19 هزار تن از نيروهاي عراق اسير و 16 هزار تن ديگر كشته و يا زخمي شدند. همچنين 55 دستگاه تانك و نفربر، 50 دستگاه خودرو، ده‌ها قبضه توپ، 53 فروند هواپيما و 3 فروند هليكوپتر دشمن نيز منهدم شد. فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد. به گونه‌اي كه نظاميان عراق تا مدت زيادي نتوانستند از لاك دفاعي خود خارج شدند.

عمليات بيت‌المقدس موجب شد تا كشورهاي عرب منطقه به تقويت مالي ونظامي عراق مبادرت ورزند.

/////بازتاب عمليات بيت‌المقدس (آزادسازي خرمشهر) در رسانه‌هاي بيگانه

در جريان آزادسازي خرمشهر و مراحل مختلف عمليات سخنان ضد و نقيضي از خبر پراكني استكبار براي تضعيف روحيه مردم ايران به كار گرفته شد كه فتح خرمشهر خط بطلان بر تمام اين توطئه‌ها كشيد.

گوشه‌هايي از اين خبر پراكني و رسوايي‌هاي استكبار

راديو آمريكا: پرزيدنت صدام از كمك اردن در جنگ عليه ايران قدرداني كرد. ايالات متحده جانبداري خود را از عراق افزايش داده است.

راديو دولتي انگليس: موفقيت در جنگ عراق امكان پيروزي نهايي ايران را بيش از پيش متحمل ساخته است. پيروزي كه در صورت تحقق نگراني كشورهاي خليج فارس و جهان عرب به طور كلي را بر خواهد انگيخت.

بي‌بي‌سي چند روز قبل از فتح خرمشهر؛ طبق گزارشات سربازان عراقي مواضع دفاعي مستحكمي را به دراطراف خرمشهر ايجاد كرده‌اند.

راديو آلمان: صدام حسين با سرمشق گرفتن از قهرمان تاريخي قصد داشت جهان عرب را از خطر رژيم مذهبي و متعصب ايران برهاند.

بي‌بي‌سي: همانطور كه بدون شك اطلاع داريد ديروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نيروهاي ايراني افتاد. بدين ترتيب ايران هم رسما و هم اسما كاملا در جنگ پيروز شده است.

بي‌بي‌سي: سقوط سريع خرمشهر به خصوص باعث سرافكندگي عراق گشته است. طبق تخمين 30 يا 40 هزار سرباز از اين شهر دفاع مي‌كردند.

موفقيت اين عمليات حاصل فداكاري همه نيروهاي رزمنده بوده واز جان گذشتگي حدود 000/6 شهيد (4460 شهيد سپاه و 1086 شهيد ارتش) و 24 هزار مجروح مي‌باشد


اقدامات دشمن براي حفاظت از خرمشهر به روايت اسناد دشمن

آزادي خرمشهر به عنوان بزرگ‌ترين پيروزي سياسي – نظامي جمهوري اسلامي ايران در سال دوم جنگ، از اهميت بسياري برخوردار بود. در اين عمليات 5400 كيلومترمربع از سرزمين‌هاي اشغالي آزاد شد و دشمن متجاوز براي اجتناب از تلفات بيشتر وحفظ ارتش خود و همچنين حفظ بصره با سرافكندگي بسيار از خاك ايران عقب نشست. در واقع مقاومت دشمن در خرمشهر، كه موجب زمين‌گير شدن نيروهاي عراقي و در نتيجه،فتح خرمشهر به دست رزمندگان اسلام شد، شكست و هزيمت را براي عراق به ارمغان آورد.

به گزارش سرويس «فرهنگ و حماسه» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بدون ترديد دشمن با وجود وضعيت نامطلوبي كه با آن روبه‌رو بود و به دليل اهميت منطقه خرمشهر، تلاش مي‌كرد،اين منطقه را به عنوان تنها برگ برنده حفظ كرده و جنگ را آبرومندانه تمام كند، ضمن اينكه از احتمال سقوط بصره نيز نگران بود.

در چنين وضعيتي و به موازات تلاش رزمندگان اسلام براي آزادسازي خرمشهر، دشمن تلاش‌هاي مضاعفي را براي آمادگي نيروهاي خود جهت حفظ خرمشهر انجام داد به همين دليل دشمن در اين عمليات به لحاظ مكان و تا اندازه‌اي در مورد زمان غافلگير نشد.

در اينجا براي اثبات اهميت اين عمليات و آزادي خرمشهر توسط رزمندگان پرتوان اسلام،ترجمه سند ابلاغيه فرماندهي لشكر 11 عراق به يگانهاي تابعه و مستقر در منطقه كه ماموريت حفاظت و پدافند از خرمشهر را بر عهده داشتند را ارائه مي‌نماييم.

طرح نبرد پدافندي براي محور لشكر 11 پياده

ماموريت:

لشكر 11 پياده و نيروهاي تحت امر آن از رود كارون و شهر خرمشهر داخل تا سيل‌بند شماره 1 پدافند كرده و مانع عبور دشمن (ايران) به كناره نزديك رود شوند.

الف) تمامي پرسنل تيپ‌ها و يگانهاي موجود بايستي تا آخرين فشنگ و آخرين سرباز از امتداد رود كارون وكناره نزديك منطقه ممتد از شمال سيل‌بند شماره 1 تا جنوب غربي منطقه بندر خرمشهر در كنار اروند رود پدافند كرده و شعار همه بايد پايداري در شكست دادن دشمن و جلوگيري از عبور او باشد.

ب) هنگاميكه دشمن با تجمع خود آماده هجوم مي‌گردد،‌توپخانه مناطق تجمع و راههاي نقل و انتقالش را گلوله باران كند به طوري كه بيشترين تعداد ممكن از نفرات و تجهيزاتش نابود شود تا عمليات او مختل و تجمع نيروهايش شكست خورده و بزرگترين خسارتهاي ممكن بر آنها وارد گردد.

ج) هنگام آغاز حمله دشمن، توپخانه بايد به اجراي برنامه آتش بپردازد و مناطق تجمع و محل يگانها و مناطق گسترش واحدها و راه‌هاي پيشروي دشمن را گلوله باران كند، به طوري كه بيشترين مقدار ممكن از مهمات و تجهيزاتش نابود شده و با وارد نمودن تلفات جاني زياد او را فلج نمايد و تا حد توان از اجراي حمله دشمن جلوگيري شود.

د) به هنگام شروع آتش تهيه دشمن ( در صورت بكارگيري آن) بايستي توپخانه پشتيباني عمومي،‌ توپخانه دشمن را خاموش كند.

ه) تمامي يگانها و نيروهاي احتياط موجود در لشكر در حال آماده باش باشند.

و) در خلال آتش تهيه دشمن نيروها به پناهگا‌ه‌ها و سنگرها بروند به طوريكه قادر به ديده‌باني و مراقبت دشمن باشند و تيراندازي از سنگرها و دريچه‌هاي آتش طوري باشد كه حفاظت نيروها را تامين كند.

ز) هنگام شروع حمله و تلاش براي گذشتن از رودخانه، به انهدام دشمن پرداخته و تمام سلاح‌هاي پشتيباني تيپ‌ها و يگانها نيز در كار توپخانه مشاركت داشته باشد و دشمن را در كناره دو رود منهدم كنند.

ح) در خلال عبور دشمن از رود، يگانها بايد او را منهدم كنند و در مناطقي كه مهمات آتش‌زا موجود مي‌باشد به آتش زدن كارون اقدام شود تا مانع رسيدن دشمن به كناره نزديك رود گردد و اگر دشمن توانست از رود عبور كند او را در كناره نزديك رود منهدم كنند.

ط) چنانچه دشمن بتواند مواضع گردانهاي خط مقدم را بشكند و آنها را پشت سر بگذارند، بايستي نيروي پاتك كننده گردان براي انهدام و عقب راندن دشمن دست به پاتك بزنند.

ي) در صورت موفقيت پاتك گردان، لازم است موضع پدافندي از طرف گردان تقويت شود.

ك) در صورتي كه گردان قدرت پاتك نداشته باشد تا رسيدن نيروهاي احتياطي تيپ،همان نيروها بايستي مواضع خودشان را نگه دارند تا از گسترش حمله و پيشروي دشمن جلوگيري به عمل آيد.

ل) لازم است كه گروهان‌هاي موجود در جناح‌ها حمله دشمن را تثبيت و محدود كنند تا گروهان‌هاي عقبي به انهدام دشمن بپردازند و جلوي او را گرفته و مانع از پيشروي او به جلو شود.

م) نيروي پاتك كننده تيپ بايد بر مواضعي كه دشمن بدانجا رسيده،جهت انهدام و راندن دشمن و براي ممانعت از گسترش حمله‌اش پاتك كند.

ن) در صورت عدم توانايي تيپ براي پاتك و عقب راندن دشمن تا انجام پاتك به وسيله نيروهاي احتياطي همان نيروها،دشمن را محاصره كرده واز گسترش حمله‌اش جلوگيري كنند.

س) نيروهاي احتياطي لشگر 11 عبارتند از:‌

1)تيپ 33 نيروي مخصوص

2) گردان تانك القعقاع منهاي يك گروهان تانك بعلاوه يك گروهان كماندويي

3) چهار گروه موشكي هوت

4) نيروهاي علي كه متشكل از 2 گروهان كماندويي و 2 گروه موشكي ميلان مي‌باشد.

ع) در صورت حمله دشمن به خرمشهر:

1) تيپ 33 نيروي مخصوص به عنوان اولويت اول به كار گرفته خواهد شد و طبقه برنامه پيش‌بيني شده براي اين منظور،اقدام به پاتك خواهد كرد.

2) نيروي قعقاع به عنوان اولويت دوم براي شهر خرمشهر به كار گرفته مي‌شود و نيروي علي بعنوان اولويت سوم جهت انهدام دشمن وممانعت از هرگونه موفقيت او در شهر بكار گرفته خواهد شد.

3) در حالتي كه نيروهاي احتياط لشكر وارد عمل مي‌گردند، مراتب به آگاهي قرارگاه سپاه برسد. در صورتيكه تيپ 33 نيروي مخصوص توان انهدام و به عقب راندن دشمن را داشته باشد نيروهاي احتياطي (دو نيروي القعقاع و علي) به تقويت وضعيت بپردازند.

4) اگر تي 33 نيروي مخصوص توانايي عقب راندن و انهدام دشمن را نداشت، تا زماني كه نيروهاي احتياطي (القعقاع وعلي) براي انهدام و عقب‌راني دشمن وارد عمل شوند دشمن را محاسبه و از گسترش حمله او جلوگيري نمايد.

5) لازم است در صورت وارد عمل نمودن نيروهاي احتياطي براي خرمشهر، مساله تامين نيروهاي احتياطي ديرگ (نيروهاي پاتك كنند. تيپ‌هاي 44 و 48 و 501) و جمع‌آوري آنها توسط لشكر مربوطه جهت استفاده به موقع از آن پيش‌بيني شود.

6) در صورت روشن بودن و شناخته شدن جهت‌هاي حمله دشمن، مي‌توان گردان‌هاي تيپ‌هاي ياد شده در بند (و) را كه در عقب مي‌باشند به جلو كشيد.

ف) هنگام حمله دشمن به يگانهاي ما در خارج خرمشهر

1) بر اساس پيشرفت وضعيت و شناخت مقاصد دشمن و جهت‌هاي اصلي حمله، نيروي القعقاع بعنوان اولويت اول براي انهدام دشمن در محور تي 48 و 44 و در صورت عدم توانايي آن نيروي، گدعلي بعنوان اولويت دوم بكار گرفته شود و اگر اين نيرو هم توان انهدام دشمن را نداشت، دشمن را در محور تيپي كه در آن نفوذ شده و محاصره و از پيشروي او جلوگيري نمايند.

2) تيپ 33 نيروي مخصوص به عنوان اولويت دوم براي انهدام دشمن در طول محورهاي تيپها بكار گرفته مي‌شود.

3) اگر دشمن در يك زمان به محور دو تيپ حمله كند نيروي القعقاع براي پاتك در محور يكي از تيپها و نيروي علي جهت پاتك در محور ديگر، و تيپ ديگر، و تيپ 33 ن.م بعنوان اولويت دوم براي انهدام دشمن در محوري كه مورد تهديد و خطر واقع شد بكار گرفته شود.

ص) لازم است هيئت ستاد لشكر اخبار لازم را در مورد دشمن از نظر نيرو، امكانات، سلاح و جهت‌هاي حمله را به جناب فرمانده تقديم كند تا براساس آن تصميمات لازم را از طرف فرماندهي جهت وارد عمل كردن نيروهاي احتياط، اتخاذ گردد.

ق) درهمه حالات، قرارگاه سپاه را از وضعيت مطلع كرده و هنگاميكه نيروهاي احتياطي وارد عمل شده ولي توانايي انهدام دشمن را نداشته، درخواست دخالت براي خاتمه دادن به وضعيت برحسب تصميم فرماندهي سپاه و براساس اخبار ارسالي از لشكر مي‌باشد.

ر) در همه‌ حالات، اگر دشمن موفق به رخنه در يكي از موقعيتها شود، يگانهاي تيپ لازم است كه موفقيت‌هاي خود را براي جلوگيري از گسترش حمله و توقف دشمن در هر شرايطي، توپخانه طرح آتش تهيه نمايد.

ت) لازم است جهت انهدام دشمن كه ممكن است در كناره نزديك رود جاي پايي كسب كند و يا براي پشتيباني نيروهاي پاتك كننده، پشتيباني نزديك هوايي درخواست شود.

ث) در همه حالات جهت انهدام نيروي زرهي و زدن نيروهاي عقبي (پشت سر زرهي) و سرپلهايي كه ممكن است موفق به تشكيل آن شود لازم است هليكوپتر درخواست شود.

فرمانده لشكر 11 پياده سرتيپ ستادسيدمحمدفتحي تهيه و تدوين: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه



« به خرمشهر خوش آ‌مديد »

«لباسمون رنگ خاكه، خودمون هم از خاكيم و بيشتر از اين هم نيستيم.» پسري با قامت بلند، چهره‌اي خندان، نگاهي گيرا و چشماني آبي آنقدر در آسمان شب زيبا مي‌درخشيد كه به جاي اينكه خاك دامن گيرش شود، دل را دامن‌گير مي‌كرد.

شهيد بهروز مرادي در اول دي ماه 1335 در خرمشهر و در خانواده‌اي اصفهاني ديده به جهان گشود، او كه تحصيلاتش را در خرمشهر و در مدرسه بازرگاني كوروش كبير با شهيد محمدعلي جهان‌آرا همكلاسي بود، پس از پايان تحصيلات به عنوان معلم آغاز به كار كرد.

او در سال 1364 در رشته صنايع دستي در دانشگاه پرديس اصفهان مشغول تحصيل شد و قبل از پايان تحصيلاتش در چهارم خرداد 1367 در منطقه شلمچه به شهادت رسيد.

بهروز مي‌گفت: «كوچه‌هاي اين شهر به خون شهداء مطهر است با وضو وارد شويد». همانگونه كه خودش نيز بر دروازه شهر آن را نگاشت.

بهروز مي‌نوشت: «هر بار كه خود را مهيا براي نوشتن مي‌بينم در خود احساس مي‌كنم كه كوهي از اندوه و نگراني بر دوشم سنگيني مي‌كند و همين باعث مي‌شود كه از ابراز آن خودداري كنم.»

او مي‌گفت:«گاه احساس مي‌كنم آنچه را كه با آن درگير هستيم يك درد است و براي درمان آن، چاره راه را سخت مي‌بينم. مريض‌هاي عادي با يك آمپول و قرص مداوا مي‌شوند، ولي آنچه ما را در برگرفته، ميكروب و ويروس نيست، بلكه چيزي است كه بيشتر شعله‌هاي سركشي را مي‌ماند كه بند‌بند وجودمان را مي‌سوزاند.»

او مي‌دانست فريادگري است كه فريادي از او شنيده نمي‌شود و مي‌گفت:«به جز خدا، با چه كسي بايد سخن گفت؟‌»

بهروز در اول محرم 1364 در خرمشهر نوشت: «گويي در اين انقلاب تنها مانده‌ايم، كسي نيست بفهمد ما چه مي‌گوييم؟، دوستانمان يكي يكي مي‌روند و ديگران هم در انتظار مي‌روند و مي‌رويم تا شايد آيندگان را راهگشا باشيم.»

او مي‌گفت: «به هر كجا كه مي‌رويم غريبه‌ايم و همه با هم بيگانه، آنقدر كه از خود بيخود شده‌ايم و آنهايي كه ما را به راه جنگ كشاندند، برايمان دل مي‌سوزانند گويي به منجلاب فسادي افتاده‌ايم كه براي نجات، نياز به منجياني آنچناني داريم.»

بهروزاعتقاد داشت: خاك اين شهر دامنگير است، شهري مانند خرمشهر كه هر خانه‌اش دست كم چند گلوله توپ و خمپاره خورده و به كلي ويران شده، خاكش دامنگير است به خاطر خصلت‌هايي كه درون زندگي مردم اين شهر وجود دارد و برخوردي كه با يكديگر دارند، يك نوع گرما و صميميت خاصي دارد.

دوستانش مي‌گويند: بهروز را فراتر از زمان خودش نمي‌توان شناخت، شجاع بود، آنقدر كه بعد از فتح خرمشهر تك و تنها دنبال اجساد گمنام شهيدان مي‌گشت.

او روي يك دوش خود گلوله‌هاي آر-پي- ‌جي و دوربين فيلمبرداري كه ناظر تمام لحظات با خرمشهر بودن را داشت و با دستي ديگر قلم به دست از دلتنگي‌هايش براي خواهرزاده‌اش مي‌نوشت.

دوستانش مي‌گويند:بهروز با آن روح بزرگ و با عظمت و پرصلابت خود هم معلم بود و هم بسيجي. حيف بود كه همه دوستانش رفته باشند، اما خودش نرود، او دوست نداشت حتي تابوتش را بچه‌هايي كه مي‌شناسند بلند كنند همانگونه كه آخرين گلوله سربي مانده در خشاب تك تيرانداز عراقي مهمان تن بهروز شد و سپس قطعنامه 598 پذيرفته شد.

بهروز مي‌گفت: جمعيت خرمشهر 36 ميليون نفر است. او نه فرزند خرمشهر كه برادر مهربان همه ماست. كسي كه نامش در كنار شهيداني چون محمدعلي جهان آراء، احمد شوش، بهنام محمدي، امير رفيعي، محمدرضا دشتي‌زاده، نوراني، اكبر رنجبر، رضا دشتي، حمود ربيعي، جمشيد برون و... همه بچه‌هاي خرمشهر به ياد مي‌آورد كه روزي روزگاري قرار بود خرمشهر براي ايراني‌ها نباشد...

بعضي زندگي را هنرمند و بعضي هنرمندانه تعريف مي‌كنند، اما بعضي‌ها چون بهروز مرادي هنرمندانه زندگي مي‌كنند، همانگونه كه شهيد سيدمرتضي آويني در وصفش نوشته است: «جنگ اگر چه ادامه حيات معمول را بريد، اما از منظري ديگر، دروازه‌اي به بهشت خاصان اولياي خويش بر ما گشود. تو گويي نبض دليري و مرگ آگاهي است كه در سنج و دمام مي‌تپد. روي تابلوي ورودي شهر نوشته است: در كوچه‌هاي اين شهر به خون شهدا آغشته است
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 529
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۱۲:۱۱ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 42 بار
سپاس‌های دریافتی: 99 بار
تماس:

پست توسط mach1 »

سلام

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

خرمشهر، جمعيت: 70 ميليون نفر!

شهرستان خرمشهر با مختصات 48 درجه و 11 دقيقه طول جغرافيايي و 30 درجه و 25 دقيقه عرض جغراقيايي، با مساحتي در حدود 4552 كيلومتر مربع در منتهي‌اليه جنوب‌غربي ايران در استان خوزستان واقع است. رود كارون از ميان آن مي‌گذرد و اين شهرستان را به دو قسمت غربي و شرقي تقسيم مي‌كند.

خرمشهر در ساحل شرقي كارون واقع است در محلي كه كارون با پيوستن به شط‌العرب، اروندرود را تشكيل مي‌دهد. در همين نقطه عيلاميان شهري به نام"ناژيتو" بنا كرده بودند. سال‌ها بعد هخامنشيان شهر ديگري به نام "آگينس" را در اين منطقه بنا نهادند. پس از گذشت قرن‌ها و قبل از ورود اسلام به اين منطقه، شهري به نام

"بارما" وجود داشته است كه در زمان خلافت عمر بن خطاب به "بيان" تغيير نام داده است.

با ويراني شهر "بيان" در جايي نزديك ويرانه‌هاي آن در بخش غربي رودخانه كارون، شهر كوچكي به نام "محرزي" بنا شد كه اكنون نيز وجود دارد و بخشي از شهرستان خرمشهر مي‌باشد. "محرزي" ساليان درازي بندرگاه كشتي‌هاي بازرگاني و پايگاه داد و ستد بود. با گسترش بخش شرقي رودخانه كارون بعد از چندين سال، نام "محمره" به خود گرفت. در مورد وجه تسميه "محمره" در بعضي از كتب تاريخي آمده است كه چون در بعضي از مواقع رود كارون سرخ‌رنگ مي‌شود آن را ماءالحمرء (آب سرخ) نام نهادند و به اين نام تا سال 1314 هجري شمسي خوانده مي‌شد تا اينكه فرهنگستان نام آن را به "خرمشهر" تغيير داد و تاكنون به همين نام معروف است.

خرمشهر، اين شهر آباد، خرم و زيبا، در سال 1359 هجري شمسي مورد تاخت‌وتاز سربازان رژيم بعثي عراق قرار گرفت و سرانجام پس از 34 روز مقاومت دليرانه رزمندگان اسلام و مردم دلاور و شهيدپرور خرمشهر، روز چهارم آبان سال 1359 به اشغال سربازان رژيم بعثي عراق درآمد و به مدت 20 ماه در اشغال آنان بود و خرمشهر پس از 575 روز جدايي و تحمل سايه سنگين اشغالگران، در سوم خرداد 1361 آزاد شد.

منطقه ويژه اقتصادي خرمشهر و بندر خرمشهر، زمين‌هاي كشاورزي مستعد گوشه‌اي از ظرفيت‌هاي بالقوه و توانمندي‌هاي اقتصادي اين شهر محسوب مي‌شود اما آيا وجود صنايع در اين مناطق توانسته است موجب توسعه خرمشهر شود؟ اين پرسش به ذهن مي‌رسد كه روزي فرا مي‌رسد كه چشم مردم خرمشهر به جاي دوخته شدن بر روي تركش‌هاي به‌جا مانده از جنگ بر ديوارهاي شهر، به خرمشهري آباد معطوف شود؟

محمدرضا آملازاده، فرماندار خرمشهر، در آستانه بيست‌وپنجمين سالگرد آزادسازي خرمشهر، با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خوزستان، در اهواز، درباره مشكلات و عقب‌ماندگي‌هاي اين شهر پس از 25 سال آزادي اظهار داشت: با وجود بازسازي‌هاي صورت گرفته از سوي مديران پيشين، هنوز 80 درصد زيرساخت‌هاي خرمشهر در زمينه آب و فاضلاب نياز به بازسازي دارد. پساب فاضلاب به دليل اصلاح نشدن سيستم‌هاي موجود وارد خانه‌هاي مردم مي‌شود. آب شرب شهر نيز به دليل شكستگي‌هاي موجود در لوله‌ها داراي اشكالاتي است.

وي با اشاره به گراني مسكن و زمين در خرمشهر، گفت:: 12 هزار نفر در نوبت دريافت زمين و مسكن قرار دارند و حدود 36 هزار نفر نيز در گذشته صاحب مسكن بوده اما مسكن آنها به افراد ديگري واگذار شده كه اين موضوع نيز يكي از مشكلات مردم خرمشهر است.

فرماندار خرمشهر اعطاي امتياز خاص در زمينه كشاورزي براي مردم خرمشهر را از سوي دولت خواستار شد و بيان كرد: در زمان جنگ 2 ميليون اصله نخل در خرمشهر موجود بوده كه در حال حاضر اين رقم به 400 هزار اصله رسيده است. همچنين زماني جزيره مينو سكونت‌گاه پرندگان مختلفي بوده كه در حال حاضر به دليل ايجاد خاكريزها به مانند گذشته نيست و با مشكل مواجه مي‌باشد. دولت بايد در خرمشهر سرمايه‌گذاري كند تا زمين‌هاي كشاورزي احيا شود.

وي ادامه داد: خرمشهر داراي 50 هزار هكتار زمين است كه بايد تسطيح شوند. به اين منظور بايد 80 درصد هزينه آن را دولت و 20 درصد باقيمانده را كشاورزان بپردازند كه كشاورزان نمي‌توانند آن هزينه را تامين كنند. دولت بايد امتياز خاصي به مردم در زمينه كشاورزي بدهد. خرمشهر تا قبل از جنگ بزرگترين توليد كننده‌ي گوشت مرغ بوده اما امروز بايد 75 درصد گوشت مصرفي خود را وارد كند و در زمينه گوشت قرمز نيز چنين وضعيتي دارد.

آملازاده ادامه داد: از جمعيت 150 هزار نفري خرمشهر 20 درصد ساكن در روستاها و باقي شهرنشين هستند و همه از نظر معيشتي با مشكل مواجهند. قشر وسيع مستضعفي در شهر وجود دارد و عمده‌ آنها داراي مشكل بيكاري‌اند. اقشار ضعيفي در خرمشهر وجود دارد كه از نظر روحي و جسمي در وضعيت خاصي به سر مي‌برند. خانواده‌هاي جواني نيز هستند كه تا پيش از اين در خانه پدري خود بوده‌اند اما خانواده ديگر پذيراي آنها نبوده و آنها مجبور به تخليه هستند و سكونت‌گاه جديدي براي زندگي ندارند.

آملازاده بيان كرد: تعداد زيادي از افراد ساكن در خرمشهر تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) و بهزيستي نيستند و از سويي ديگر بيكار و فاقد منبع درآمدند. بندر خرمشهر منبع درآمد اكثر مردم در گذشته بوده است. در حال حاضر تنها 9 اسكله در بندر خرمشهر فعال شده و در حال بازسازي ساير اسكله‌ها هستيم.

وي تصريح كرد: به خرمشهر آن زمان كه بايد رسيدگي مي‌شد، رسيدگي نشده ‌است. به عنوان نمونه يك‌هزار و 300 ميليارد تومان اعتبار براي بازسازي بم در نظر گرفته شد اما به خرمشهر با وجود آوارگي مردم به اين صورت توجه نشد و اين در حالي است كه هم اكنون خرمشهر به اقتصاد كشور كمك مي‌كند.

فرماندار خرمشهر در گفت‌وگو با ايسنا ادامه داد: اقداماتي از قبيل اجراي برخي پروژه‌ها در خرمشهر از جمله ريل‌گذاري راه‌آهن اين شهر در حال اجراست. اما بايد قبل از عملي كردن اين اقدامات، مشكلات معيشتي مردم حل شود. با وجود اجراي پروژه‌هايي همچون ايجاد شهرك‌هاي صنعتي و كارخانه آرد، بايد 112 پروژه ديگر در اين شهر اجرا شود.

وي خاطرنشان كرد: يكي ديگر از دغدغه‌هاي مردم اين است كه چرا نيروهاي بومي منطقه در فرصت‌هاي اشتغال‌ ايجاد شده به كار گرفته نمي‌شوند. خوشبختانه در اين زمينه مصوباتي از سوي دولت مبني بر استخدام 50 درصد نيروي بومي در شركت نفت داده شده است. همچنين اگر معافيت گمركي كالا براي مردم خرمشهر در نظر گرفته شود، مي‌تواند در ايجاد اشتغال و آبادي شهر نقش موثري داشته باشد.

آملازاده اضافه كرد: دولت بايد در خرمشهر سرمايه‌گذاري‌هايي در زمينه كشاورزي و ايجاد صنايع بومي داشته باشد. در حال حاضر روزانه بيش از 150 دستگاه كاميون كالا به عراق صادر مي‌شود و ميزان صادرات حدود 50 درصد افزايش يافته است.

هم‌اكنون فرصت صادرات تره‌بار به عراق وجود دارد كه اين اقدام نيز مي‌تواند به نفع مردم خرمشهر باشد. هر چه ارتباط اقتصادي و تجاري با همسايگان خرمشهر را افزايش دهيم امنيت در اين شهر نيز بيشتر خواهد شد.

وي با بيان اينكه هم اكنون فاصله بين بودجه اختصاص‌يافته و نياز واقعي شهر زياد است، گفت: مشكل اصلي خرمشهر بودجه است و فرماندار در سيستم بودجه‌ريزي نقشي ندارد. اما بايد برنامه‌هايي نيز براي تخصيص اعتبار داشت تا اعتبارات به درستي جذب شوند. برنامه‌ريزي براي بازسازي و بهبود وضعيت كنوني خرمشهر بسيار موثر است. وظيفه اصلي فرماندار ايجاد امنيت عمومي در منطقه و نظارت بر ساير دستگاه‌هاست. درحال حاضر اقداماتي همچون توزيع سهام عدالت و فراهم آوردن تسهيلات لازم براي ايجاد بنگاه‌هاي زودبازده به فرمانداري‌ها واگذار مي‌شود و اين در حالي است كه امكانات و ابزار به آنها داده نمي‌شود. امكانات فرمانداري محدود است.

وي عنوان كرد: منطقه آزاد اروند تاكنون تاثيرات منفي از جمله افزايش قيمت زمين را در پي داشته است. به عنوان نمونه برخي دلالان زمين را با قيمت كم از مردم منطقه خريداري مي‌كنند و بازار سياه ايجاد كرده‌اند.

آملازاده با اشاره به فعاليت‌هاي فرهنگي صورت گرفته در شهرستان خرمشهر خاطرنشان كرد: جوانان خرمشهر متدين هستند. در حال حاضر كانون‌هاي فرهنگي قرآن به صورت خودجوش ايجاد شده‌اند. بايد تفسير و تكريم قرآن را به مدارس انتقال دهيم. زيرا آشنايي بيشتر با مفاهيم و معاني قرآن تاثير بسزايي خواهد داشت. بايد جشنواره‌هايي در اين زمينه برگزار كنيم كه اين اقدام مي‌تواند تاثير مستقيم بر روحيه افراد داشته باشد. بافت فرهنگي مردم مستعد است و حسينيه‌ها و مساجد ايجاد شده نيز به دليل گرايشات مردم است.

وي با بيان اينكه هم‌اكنون در حال مين‌روبي مناطق هستيم، گفت: بازسازي در خرمشهر تمام شده و املاكي كه در حال حاضر در سطح شهر به صورت دست‌نخورده باقي مانده، املاكي است كه به دليل مجهول بودن مالكان آنها داراي مشكلات قانوني است.

وي يادآور شد: اعتبار مصوبات سفر هيأت دولت در بودجه سال 86 تخصيص مي‌يابد. دولت نهم براي بهبود وضعيت خرمشهر سياست‌هايي را تدوين كرده است. خرمشهر توانسته 24 ميليارد تومان از دولت نهم اعتبار جذب كند اما اين ميزان اعتبار تنها براي ايجاد اشتغال نبوده بلكه مقداري از آن براي پايداري ساير پروژه‌ها بوده است. همچنين بنگاه‌هاي اقتصادي نيز نتوانسته‌اند قشر زيادي را كه بيكار هستند زير پوشش خود قرار دهند.

فرماندار خرمشهر با تشريح برنامه‌هاي سالروز آزادسازي خرمشهر، توضيح داد: در اين روز مانورهاي نمادين و جشنواره‌هايي از سوي دستگاه‌هاي مختلف اجرا مي‌شود. همچنين ايستگاه‌هاي صلواتي برپا و برنامه‌ صندلي داغ به همين مناسبت اجرا خواهد شد. پروژه ساخت نيروگاه گازي در سوم خرداد ماه كلنگ‌زني مي‌شود
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

فاتحان خرمشهر از کدام طبقه بودند؟

بزرگ داشت سوم خرداد، روز فتح خرمشهر، پس از يک اشغال نسبتاً طولاني از سوي ارتش متجاوز بعثي عراق، در حقيقت احترام به حماسه مقاومت مردم ايران و رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي است. اين جنگ که دو برابر مدت زمان جنگ دوم جهاني به طول انجاميده است، يکي از گسترده ترين و طولاني ترين جنگ‌هاي تاريخ بشر و حوادث کشور است. ويژگي اصلي فتح خرمشهر را بايستي در نتيجه به ثمر رسيدن تلاش طولاني و مستمر رهبر کبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) و فرماندهان عزيز جبهه‌هاي جنگ و رزمندگان سلحشور و مردم مقاوم کشور براي مقابله با دشمن و دفع تجاوز برنامه ريزي شده رژيم بعثي صدام دانست.

از آنجا که دفاع در برابر يورش دشمن، مهم ترين عامل براي حفظ استقلال يک کشور است، بنابراين فتح خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 به معناي توانايي انقلاب اسلامي براي ظهور قدرت‌هاي بديع از درون ملت به منظور حفظ تماميت ارضي کشور در مقابل تهاجم همه جانبه دشمن بوده است. متأسفانه ملت ايران در دوران رژيم سلطنتي و حکومت شاهان فاسد و خودکامه، تجربه تلخي را در از دست دادن بخش‌هايي از پيکره خود در حافظه تاريخي خود دارد. اگر به دوران گذشته ايران تا حدود سيصد سال پيش، نگاهي انداخته شود و در مورد وقايع آن تأمل صورت گيرد و تاريخ مکتوب آن تورق شود، روشن خواهد شد که در هر جنگي که در مرزهاي کشور رخ داده، ايران بخش‌هايي از سرزمين خود را از دست داده است و تنها در دوران حيات انقلاب اسلامي و در دوره پرافتخار رهبري حضرت امام خميني(ره)، است که اين معادله تاريخي به هم مي‌ريزد و ايران موفق مي‌شود که پس از اشغال بخش‌هايي از سرزمينش، دشمن را از تمامي خاک خود با قدرت تمام بيرون براند. پس از گذشت اندکي از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، جنگي نابرابر با حمايت قدرت‌هاي بزرگ جهاني و کشورهاي عرب پولدار نفتي، بر ايران تحميل مي‌گردد.

در اين شرايط، مردم ايران فقط با انگيزه الهي و با دست‌هاي خالي از سلاح‌هاي پيشرفته و با عشق به مکتب اسلام و با هدايت رهبريِ حکيم نهضت اسلامي، در جبهه‌هاي جنگ حضور مردانه و عاشقانه مي‌يابند و به کمک نيروهاي مسلح خود مي‌شتابند و از خود، حماسه‌هايي شگرف مي‌آفرينند. يکي از ثمرات اين فداکاري عظيم، فتح خرمشهر، در پايان سلسله عملسات بيت المقدس و پس از يک نبرد طولاني 25 روزه است. مقاومت شديد دشمن در خرمشهر براي حفظ موفقيت‌هاي به دست آمده و پافشاري آن بر اشغال بخش‌هاي وسيعي از استان خوزستان، اهميت و ابعاد اين اتفاق بزرگ را در استراتژي نظامي حاکمان وقت بغداد و متحدان جهاني و منطقه اي اش روشن مي‌کند.

آن روزها صدام حسين، رئيس وقت رژيم بعثي عراق، تلاش داشت تا به هر قيمتي که شده اين شهر مهم و زيبا را در اشغال خود نگه داشته و آن را از دست ندهد. به ويژه آن که او با تبليغات وسيع و دامنه داري که انجام داده بود نمي خواست به يکباره تصور «شکست ناپذيري» را که از خود در اذهان متحدان و حاميانش پديد آورده بود، دچار خدشه نمايد. به همين دليل نيروهاي نظامي خود را که مسئوليت حفظ خرمشهر را بر عهده داشتند آن قدر در آن شهر نگه داشت که به يکباره حدود 12 هزار اسير، از ارتش خود در درون آن شهر برجاي گذاشت. اين در حالي بود که پس از ورود رزمندگان اسلام از سمت شمال غربي خرمشهر به داخل آن بندر، بسياري از نظاميان بعثي، در آخرين لحظات، با رها کردن سلاح خود، به آب زدند و با عبور از اروند رود از مهلکه گريختند.

مسلم است که اين پيروزي اعجاب انگيز و افتخار آفرين، فقط در سايه روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي رزمندگان عزيز اسلام،که در مکتب امام خميني(ره)، به طور مرتب، خود را از وابستگي‌هاي دنيايي رهايي مي‌بخشيدند، اتفاق افتاد و رمز حماسه بزرگ و جاودان «فتح خرمشهر» را فقط بايد در آن مقوله جست و جو کرد. البته نبايستي از کنار برنامه ريزي دقيق و انتخاب تاکتيک هوشمندانه اين عمليات که عبور عمده قوا از رودخانه کارون به عنوان تلاش اصلي عمليات طرح ريزي شده بود، گذشت. مطالعه گسترده در مورد چگونگي آرايش دشمن در فضاي 5400 کيلومتري منطقه عملياتي و نيز پي بردن به روش و تاکتيک دفاعي دشمن و نيز برنامه ريزي براي استفاده از نقاط ضعف دشمن و حمله به عقبه‌هاي تدارکاتي و خطوط مواصلاتي لشگرهاي زرهي و مکانيزه دشمن را بايستي از عوامل اصلي موفقيتِ نبرد فتح خرمشهر دانست.

رزمندگان اسلام در آن ايام نام نبرد خود را که از تاريخ 10/2/1361 شروع شد و در 3/3/1361 با فتح خرمشهر به پايان رسيد، «عمليات بيت‌المقدس» گذاشتند، تا به مردم جهان و مردم دربند عراق بگويند که هدف اصلي اين نبردها نه فقط دفع تجاوز دشمن از سرزمين‌هاي اشغالي ايران، بلکه نشان دادن راهي براي فتح بيت المقدس از چنگ اشغالگران صهيونيست از سوي مسلمانان و مردم منطقه است. پيام روشن اين انتخاب زيبا براي نام گذاري اين عمليات، از سوي رزمندگان ايران، همانا همدلي با فرزندان قدس و فلسطينيان مظلوم و آواره، در آن سوي خاورميانه بود. فتح خرمشهر اولين صداي رساي ايرانيان، خطاب به همه کساني بود که حريم سرزمين و تاريخ شان از سوي بيگانگان مورد تعرض قرار گرفته بود، که راه پيروزي از مسير سرخ شهادت مي‌گذرد و پيروزي از آن خداست چرا که: «وَ مَا النَّصَرَ اِلا مِن عِندِالله».

در سال روز حماسه فتح خرمشهر، فرصت مناسبي است تا مردم ايران بررسي نمايند که چه کساني در فتح آن شهر خونين نقش داشتند؟ آن‌ها از چه طبقاتي از مردم برخاسته بودند و انگيزه و اهدافشان از اين مقاومت طولاني و پرثمر چه بود؟

چه کساني در اين پيروزي بزرگ نقشي ايفا نکردند؟ نه در جبهه حضور يافتند و نه از رزمندگان مظلوم حمايت کردند؟ چه کساني در مقاومت 34 روزه در مقابل دشمن و در بدو حمله ارتش بعثي عراق به اين شهر، مقاومت کردند؟مسجد جامع خرمشهر چه نقشي در مقاوت و نيز به هنگام پيروزي رزمندگان اسلام ايفا کرد؟ چه شد که رزمندگان اسلام از دشمن نترسيدند و چون آهن، مقاوم و پر صلابت ايستادند؟

شايد پاسخ به بخشي از پرسش‌هاي فوق در اين جمله بنيانگذار انقلاب اسلامي خلاصه شود که: «ملت ما براي خدا قيام کرده است و ملتي که براي خدا قيام کند از هيچ چيز نمي ترسد و آسيب نمي بيند». به حق، فرماندهان جبهه‌هاي جنگ و رزمندگان سلحشور اسلام در آن دوران، از جمله کساني بودند که مصداق بارز سخن فوق بودند.آنان فقط براي خداوند، تمام توان خويش را عليه دشمن به کار گرفته بودند و بيش از هر چيزي به شيوه‌هاي مقابله با دشمن فکر مي‌کردند و ابتکار عمل مناسب در طرح ريزي‌هاي عملياتي از خود به خرج مي‌دادند، جلسات خود در قرارگاه کربلا با آياتي از قران مجيد، آغاز مي‌کردند و بر بالاي اکثر نقشه‌ها و کالک‌هاي عملياتي خود اين آيه کريمه را درج کرده بودند که: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدينَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنين» و آنان که در راه ما جهاد و کوشش کردند، محققاً آن‌ها را به راه‌هاي خويش هدايت مي‌کنيم و خداوند هميشه با نيکوکاران است. (سوره عنکبوت، آيه 69)

اين شعر اقبال لاهوري نيز زمزمه برخي از رزمندگان بود که:
ما زنده از آنيم که آرام نگيريم
موجيم که آسودگي ما عدم ماست
در اين شرايط بود که خداوند هم راه چگونگي آزادسازي خرمشهر را از چنگال دشمن به آن‌ها نشان داد و بالاخره «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

دكتر حسين علايي

-------------------------------------------------------------------

خرمشهر از كينه آشوري تا عشق عاشورايي

اگر با معرفت تاريخي و با زمينه ذهني تاريخي به دوره هشت ساله دفاع مقدس و حوادث بعد از آن نگاه كني ; اگر به تمام ابعاد دوره دفاع مقدس درك حضوري داشته باشي و يا اينكه حداقل از طريق غيرمستقيم و غيرحضوري شناخت نسبتا جامع و مناسبي از ابعاد دوره دفاع مقدس تحصيل كرده باشي ; اگر به نوع رفتار صدام و صداميان و نوع ذهنيت آن ها كه سبب آن همه قساوت هاي بي مرز تخريب هاي بي مرز وحشي گري هاي بي مرز و بسيار مهيب شد آگاهي داشته باشي ;

اگر به رفتار صدام و صداميان نسبت به شهرها و مناطقي كه هدف هجوم قرار مي دادند و يا به رفتار آن ها نسبت به اسيران جنگ و يا به هر چيز و هر پديده ديگر دقيق شده باشي ; و اگر امروز نيز به مناطق جنگي كه هر قطعه آن با خلق حماسه هاي بي شمار و شور هزاران دل بي قرار از چنگال صداميان نجات يافته است سري بزني و به نواي دل آن سرزمين هاي به ظاهر خاموش گوش فرابدهي حتما متوجه خواهي شد كه هر توصيف و هر تعريف اصيلي كه از دوره دفاع مقدس شده است بجا و درست است ولي اين تعريف را نيز بايد بپذيريم كه دفاع ما و جنگ ما تقابل كينه آشوري با عشق عاشورايي بود.
شايد ابتدا پنداشته شود كه « آشور » كجا و « عاشورا » كجا و چه ربطي بين آشور و عاشورا كه قرن ها با هم فاصله دارند وجود دارد
در پاسخ بايد گفت : همچنان كه مي دانيم رفتار هر كس منبعث از نوع ذهنيات و الگوهاي ذهني و آرماني اوست بنابراين صدام و صداميان نيز چنين بودند. گرچه نوع رفتار صدام و صداميان حكايت از اين داشت كه ذهن آشوري دارند و الگوهاي ذهني و رفتاري آن ها فرمانروايان بسيار خونخوار آشور است ولي همچنان كه مي دانيم صدام و صداميان در بعد نظري و كلامي نيز به وارث آشوربودن مباهات مي كردند. فرمانروايان آشور كه در هزاره دوم و اول قبل از ميلاد در عراق كنوني حكمراني مي كردند تمام افتخاراتشان در تجاوز سهمگين به همسايگان تخريب شهرها و مزارع و درختان كشتار بي امان اسيران زنده پوست كندن مغلوبان نمك پاشيدن به مزارع و باغ ها دشمن براي ريشه كن كردن اساس آباداني استفاده از اسيران به جاي گاو و الاغ و بستن آن ها به ارابه و... جهت حمل ونقل و ده ها كار ديگر تخريب چشمه ها و انباشتن قنات ها از خاك از بين بردن صداي هر ذي حياتي در سرزمين هاي مغلوبه و...
خلاصه اينكه آشوريان افتخار مي كردند كه هرگاه به سرزمين هاي جنوبي ايران يورش مي برند حتي حيوانات را هم نابود مي كنند تا صداي هيچ موجود زنده اي به گوش نرسد و هيچ سايه اي هم وجود نداشته باشد.
يكي از فرمانروايان آشور در كتيبه اي كه از او به جاي مانده است . حمله به خوزستان را از افتخارات خود مي داند و در آن كتب مي گويد : به دشمن حمله كردم و همه را كشتم سه هزار اسير را در آتش افكندم و اجازه ندادم حتي يكي از آن ها زنده بماند. فرمانرواي شهر را زنده پوست كندم و پوستش را از دروازده شهر آويختم به سرزمين هاي آباد خوزستان نمك پاشيدم تا ديگر گياهي نرويد. موفق شدم اسيران را درحالي كه زنده بودند قطعه قطعه كنم . از سرهاي مردم تپه ها ساختم دختران و زنان را در آتش افكندم درختان را بريدم . شوش را به تصرف درآوردم و آن را چنان خراب كردم كه گويي اصلا شهري در آن جا نبوده است ...
صدام نيز خود را ميراث دار چنين فرمانرواياني مي دانست و كينه آشوري را بعد از سه هزار سال بار ديگر زنده كرد و جنوب ايران و... را چنان هدف هجوم قرار داد كه گويي بار ديگر آشوربني پال زنده شده است . صدام به هر شهري كه وارد شد آن را ويران كرد نخل ها را سوزاند درختان را بريد بناها را نابود كرد; همچنان كه خرمشهر را به خرابه اي تبديل نمود و...
اما خطاي صدام اين بود كه نمي دانست كينه ي آشوري در برابر عشق عاشورايي نمي تواند قد علم كند. عشق عاشورايي كه وجود مردم ايران به ويژه رزمندگان سرشار از آن بود اجازه خودنمايي به كينه آشوري نداد و در نهايت صدام و صداميان مغلوب عشق عاشورايي ملت بزرگ ايران شدند. عشق عاشورايي ملت ايران نه تنها اجازه نداد حتي يك وجب از سرزمين ايران در دست صداميان باقي بماند بلكه ويرانه هاي باقي مانده از تهاجم صداميان را آباد كرد. ملت عاشورايي ايران اجازه نداد خرمشهر ويران بماند و خرابه هاي آن پناهگاه مار و عقرب و... شود; زيرا اگر يك بعد عشق عاشورايي حماسه آفريني و مقاومت حيرت انگيز در برابر دشمنان است بعد ديگر آن آبادكردن و سرسبزكردن است .
عشق عاشورايي از يك سو حماسه مي آفريند و از سويي در پهنه اي كه حماسه آفريده است بنيان ها و نمادهاي باشكوه و معنوي را علم مي كند و آباداني را به اوج قله مي رساند. عشق عاشورايي از يك سو در شورآفريني و اهداي خون در راه حق سخاوت مندي حيرت انگيز نشان مي دهد و از سوي ديگر محل خلق حماسه هايش و محل ايثار خونش را به برترين كانون هاي معنوي آباداني و تجمع مومنان تبديل مي كند همچنان كه صحراي سوزان كربلا بيابان نجف مشهدالرضا و ده ها و صدهاي جاي ديگر در تاريخ چنين شده است . قطعا عشق عاشورايي در خرمشهر دهلاويه شلمچه چزابه و صدها جاي ديگر كه محل خلق حماسه هاي بي نظير دوره دفاع مقدس است چنين كرده و خواهد كرد

علي معصومي (وزوايي )
روزنامه جمهوري اسلامي
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

خرمشهر به عنوان یک قطعه از خاک پاک ایران آزاد شد به مدد آنانکه خواستند آزادشوند ودرخت آزادی وآزادگی را درقلب هایشان با خون رنگین آبیاری کردند.زنده باد ایران وایران پرست که ذرهای از خاکش
به هزاران کوه طلا می ارزد.عکس های زیر از خرمشهر قهرمان است.(منبع خودم به جز آخری).امیدوارم به عنوان مطالب تکمیلی مفید باشند.من اعتقاد دارم که اینگونه میشود نسبت به کسانی که واقعا ایثار کردند ادای دین کرد
با تشکر!
متاسفانه این سیستم آپلود عکس مثل اینکه ایراد کوچیکی داره که فعلا قادر به ارسال عکس ها نیستم اما حتما در تاپیک میگذارم :sad:
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

پست توسط SAMAN »

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

پست توسط moh-597 »

تدبير و شهادت‌طلبي، دو روي سكه جنگ
تحليل فتح خرمشهر پس از ربع قرن



ـ چرا ما معتقديم كه آزادي خرمشهر يك حماسه است؟
رضايي: اين‌كه پيروزي خرمشهر حماسه بود، هم به دليل سختي نبرد و هم به دليل پيروزي غيرمنتظره‌اي بود كه برخلاف نظرات كارشناسان دنيا صورت گرفت و هم به دليل جنگ بسيار حماسه‌آفرين و سختي كه در قلب دشمن صورت گرفت. در حقيقت ما در اين عمليات، با همه فرماندهان هم‌قسم شديم پس از اين‌كه تصميماتمان را گرفتيم، اطلاعاتمان را كامل كرديم، تدابيرمان را به كار گرفتيم، هم‌قسم شديم كه از آب‌ها عبور مي‌كنيم، از رودخانه‌ها عبور مي‌كنيم، وارد قلب دشمن مي‌شويم و تا دشمن را از خرمشهر بيرون نكرده‌ايم، يك نفر از ما برنخواهد گشت.


اين يك تعهد بسيار سنگيني بود و مي‌‌دانستيم وارد چه مقوله بزرگي مي‌شويم. دشمن در ميان انبوهي از سيم‌هاي خاردار، ميدان مين و آب‌‌هاي رودخانه‌هاي كارون و كرخه و درياچه‌هايي كه خود ايران براي جلوگيري از نفوذ دشمن به اهواز انجام داده بود، قرار داشت. در حقيقت ما يك بار ديگر دل به دريا زديم تا دشمن را از كشورمان بيرون كنيم. به لطف پروردگار متعال اين كار انجام شد و شكست سختي هم به دشمن وارد شد. يعني نيروهاي ارتش عراق در اين عمليات شكست خوردند و بعضي‌ها فرار كردند، يعني دو تا از لشگرهاي عراق اصلا فرار كرد. اين عظمت نبرد ما و سختي‌هايي كه پشت سر گذاشتيم، و آن قول و قراري كه نسبت به شهدا و خداي متعال بين خودمان گذاشتيم اين نبرد را تبديل به يك حماسه بزرگ كرد.

ـ بنابراين مي‌توانيم نتيجه بگيريم كه يك نقطه عطف در جنگ به شمار مي‌رود، درست است؟
رضايي: بله علت اين‌كه اين نقطه عطف بود. اين بود كه جنگ جديدي اصلا آغاز شد. جنگ قديم تمام شد. آزادي خرمشهر، پايان حمله عراق به ايران بود.

ـ چرا شما بر اين باوريد كه عمليات جديدي بود و ويژگي‌هاي جديدي داشت؟
رضايي: دليلش اين بود كه ارتش عراق، از آن حمله اول با آزادسازي خرمشهر هيچ چيز به دست نياورد و شكست خورد. اما حاضر به صلح با ايران نشدند. يعني نپذيرفتند كه با ايران صلح كنند، چون هر نوع صلحي كه با ايران مي‌كردند، لازمه‌اش اين بود كه حقوق ايران را به رسميت بشناسند، مرزهاي بين‌المللي را به رسميت بشناسند. لذا يك جنگ جديدي براي ندادن امتياز به ايران در پايان جنگ آغاز شد. جنگ بر اين بنا شده بود كه ما را شكست دهند. خب آزادي خرمشهر ثابت كرد كه ما شكست نخورديم. به هر ترتيب، پنج سال پس از آزادي خرمشهر، نخستين قطعنامه صلح كه بخشي از حقوق ايران را به رسميت شناخته بود كه همان قطعنامه 598 بود صادر شد.

ـ موقعي كه بحث به اينجا مي‌رسد، بالطبع اين سؤال به ذهن مي‌آيد كه اين عمليات از چه ويژگي‌هايي برخوردار بود كه براي ما اين‌قدر حياتي بود؟ درواقع راه‌‌ها و تكنيك‌ها كجا بود؟
رضايي: ما در اين عمليات چند تكنيك مهم به كار گرفتيم كه همين تكينك‌ها باعث غافلگيري دشمن شد؛ يكي اين‌كه برخلاف قواعد كلاسيك نظامي، ما از جاهايي كه آنها فكر مي‌كردند حمله نكرديم، از جايي حمله كرديم كه خودمان انتخاب كرديم، يعني دو سوم قوا را آورديم و از رودخانه كارون، آن هم از نزديكي خرمشهر و آبادان عبور داديم. اصلا از سمت اهواز، قواي اصلي را به كار نگرفتيم. اگر از سمت اهواز حمله مي‌كرديم، اين همان طرح كلاسيكي بود كه در دوران بني‌صدر يك بار به كار گرفته شد و در همان منطقه كه ما عمليات بيت‌المقدس را انجام داديم، آنها شكست سختي خوردند.

مسئله دوم اين بود كه نبرد را در نقطه‌اي به دشمن تحميل كرديم كه براي ما داراي ابعاد ويژه‌اي بود. ما اين طور فكر كرده بوديم كه وقتي وارد صحنه نبرد با دشمن مي‌شويم، قواي ما با دشمن برابر است و براي غلبه به او بايد بر پايه همه قواعد نظامي دنيا، دست‌كم دو يا سه برابر دشمن توان داشته باشيم و چون اين امكانات را نداشتيم، به يك ابداع جديد رسيديم و آن اين‌كه در نبرد، مشكلاتي را كه براي دشمن درست مي‌كنيم، بزرگ‌تر از مشكلات خودمان باشد. يعني نقطه‌اي را كه انتخاب كرديم، يك نقطه چندضلعي است بين اهواز و خط مرز و جاده حسينيه و منطقه كوشك.

اگر پاي ما به اين نقطه مي‌رسيد، هم‌زمان چهار تهديد براي دشمن به وجود مي‌آورديم. يعني وقتي ما وارد اين منطقه مي‌شديم، دشمن از يك سو احساس مي‌كرد ما مي‌خواهيم برويم خرمشهر، لذا بيست هزار نفر از نيروها محاصره مي‌شدند. از يك سو، احساس مي‌كرد مستقيم داريم مي‌رويم بصره. لذا احساس مي‌كرد بصره دارد سقوط مي‌كند. گاه فكر مي‌كرد كه با بصره هم كار نداريم. مي‌خواهيم يك پله بالاتر برويم و به سمت دجله برويم و فرات و جاده بغداد به بصره را ببنديم. باز نگران مي‌شد. هم‌زمان اين منطقه جايي بود كه مي‌توانستيم بپيچيم پشت سر لشگر 56 كه رو به روي اهواز بودند و بيش از سي، چهل هزار نفر از ارتش عراق به اسارت مي‌روند.

لذا ما وارد منطقه‌اي شديم كه هم‌زمان چهار تهديد را به دشمن القا مي‌كرديم و به همين دليل بود كه تا 48 ساعت بعد، دشمن كاملا در مقابل ما منفعل باقي مانده بود و قدرت تصميم‌‌گيري نداشت. تشخيص اين نقطه نظامي از مهم‌ترين شگردهاي جنگ ايران و عراق است. يعني من در هيچ عملياتي سراغ ندارم كه خداي متعال چنين نكته‌اي را به ذهن ما الهام كرده باشد كه اگر به اين نقطه برسيم، ارتش مثل يك تومار در هم پيچيده مي‌شود. در حقيقت رسيدن نيروهاي ما در اين منطقه پنج‌ضلعي و چهارضلعي، باعث شد يك گردبادي در ارتش عراق به وجود آيد كه قدرت تصميم‌گيري و قدرت واكنش را از او گرفت.

ـ آيا تدابيري كه در جنگ عمل كرديم، بنا بر يك استراتژي بود، بر اساس شناخت ضعف دشمن انجام شد؟
رضايي: نه اين جنگ ما يك جنگ جديدي بود. يعني اين تدابير را ما خودمان اتخاذ كرديم. سال اول اين‌طور نبود. سال اول جنگ ايران هر حمله‌اي مي‌كرد، شكست مي‌خورد. اما يك مرتبه از سال دوم جنگ، هر حمله‌اي كرد، موفق شد. علت اين است كه جنگ جديدي را انتخاب كرد، سبك جديدي از نبرد را برگزيد و يك انديشه نبرد جديدي را شكل داد.
دليلش هم اين است كه فرماندهان عوض مي‌شوند و فرماندهان جديدي در سپاه و ارتش قرار مي‌گيرند. اين فرماندهان جديد به نتيجه مي‌رسند كه نبرد كلاسيك را بايد كنار بگذارند و يك انديشه جديد انقلابي كه بين حالت چريكي و كلاسيك است، جنگ انقلابي را ما يك حالت وسط بين جنگ‌هاي چريكي و كلاسيك تعريف مي‌كنيم و اين از ابداعات ما بود. در اين نوع نبرد، اساس، نوآوري و ابتكار است. يعني اساس اين نبرد، خلاقيت و نوآوري اينجا جلوتر است. در حقيقت، دو سه تا پايه اساسي اين نوع جنگ است؛ اول تدبير و انديشه، دوم ايمان و شهادت‌طلبي و سوم هم مردم. پس از اين سه عنصر است كه تازه مسئله تكنيك و ابزار شروع مي‌شود. مدل جنگي كه ما در ايران انجام داديم، امروز در دانشگاه امام حسين(ع) تدريس مي‌شود. چند تا از دوستانمان دارند تدريس مي‌كنند. ما همين مدل را به لبناني‌ها آموزش داديم. اين‌كه گفتند در جنگ لبنان از ايراني‌ها هستند، اين‌طور نبود. فكر ايراني‌ها آنجا بود. در حقيقت مدل نبرد «حزب‌الله» با اسرائيل، برگرفته از مدل جنگي بود كه ما در آزادسازي خرمشهر به كار گرفتيم.

ـ اين عمليات چه دستاوردي داشت كه عمليات آزادسازي خرمشهر، همچنان به عنوان يكي از نقاط ابهام جنگ مورد توجه غربي‌هاست؟
رضايي: دستاوردهاي عمليات هم از ابعاد سياسي و هم از ابعاد نظامي بسيار بالا بود. از نظر ابعاد نظامي، نزديك به 6 هزار كيلومترمربع از سرزمين‌هاي ايران و چيزي بيش از دو سوم خاك لبنان در اين عمليات آزاد شد؛ يعني فاصله اهواز تا خرمشهر كه اشغال شده بود، 130 كيلومتر بود؛ يعني منطقه‌اي به بزرگي مسافت تهران تا قم در عمليات بيت‌المقدس آزاد شد. بيش از بيست هزار نفر از ارتش عراق از سرباز و درجه‌دار و ژنرال‌هاي عراقي به اسارت ايران درآمدند و ما تا چهار، پنج سال بعد، از مهماتي كه از عراق به دست آمده بود، استفاده مي‌كرديم. ارتش عراق تلفات سنگيني متحمل شد. از بعد سياسي هم دشمنان ما كه حامي صدام بودند و از صدام حمايت مي‌كردند، از صدام مأيوس شدند و اصولا از شكست دادن ايران مأيوس شدند. آنان ديگر فهميدند كه ايران شكست‌ناپذير است. البته طبعا احساس خطر هم كردند و اين خطرات را به دنيا گوشزد كردند و نگران شدند و دست به اقداماتي براي جلوگيري از پيروزي‌هاي بعدي ايران زدند. به همين دليل بود كه جنگ با مقاومت‌هاي سختي از آزادي خرمشهر به بعد آغاز شد.

ـ نقش مردم و جوان‌ها را كه از دور دستي بر آتش داشتند، چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
رضايي: بدون شك ما درصد قابل توجه تواني كه در جنگ داشتيم از مردم مي‌گرفتيم. مردم به ما روحيه مي‌دادند. پدران رزمندگان، مادران خانواده‌هاي شهدا و حتي كساني هم كه در جنگ حضور پيدا نمي‌كردند، با حمايت‌هاي معنوي و سياسي كه از جنگ مي‌كردند، روحيه رزمندگان را بالا مي‌بردند. مسئله بعد، حضور مستقيم مردم در خط مقدم بود. بخش قابل توجهي از جبهه را مردم ما تشكيل مي‌دادند. در سال اول، دولت مي‌خواست با عراق بجنگد و شكست خورد، جنگ بين دو دولت منجر به شكست دولت ما شد، اما در سال دوم، دولت ايران آمد با كمك مردم به عراق حمله كرد و موفق شد. چون جنگ مردمي شد، ما موفق شديم. اگر جنگ ايران و عراق مردمي نمي‌شد، ما موفق نمي‌شديم، همان‌طور ‌كه سال اول جنگ كه مردمي نبود، ما هيچ پيروزي به دست نياورديم. اين تأثير مردم در صحنه نبرد، از رزمندگان شروع مي‌شد تا به مسائل لجستيكي، خدماتي و درماني رسيد.

بسياري از پزشكان حاذق ما بيمارستان صحرايي مجهزي در خط مقدم درست مي‌‌كردند و رزمنده به محض آن‌كه تير مي‌خورد و زخمي مي‌شد، به فاصله كمي به اتاق عملي مي‌رسيد كه پزشكان شجاع ما در خط مقدم به وجود آورده بودند. پرستاران و صنعتگران ما نيز اين‌گونه بودند. بسياري از صنعتگران ما ديگر كم‌كم براي ما بمب، مهمات، خمپاره و توپ توليد مي‌كردند. بسياري از كارخانجات كشور ما تبديل به مهمات‌سازي شده بودند؛ بنابراين، به يك تعبيري مي‌شود گفت: آن ذخيره اصلي جنگ ما را مردم تشكيل داده بودند.

واقعيت آن است كه تدبير و شهادت‌طلبي، درست دو روي يك سكه هستند؛ يعني ما با همه وجود مي‌فهميديم كه دل و قلب بايد با عقل آنها پا به پاي هم كار كنند و هر كدام از آنها كار نكنند، موفق نخواهيم شد. علت انحرافاتي هم كه در جنگ قبل از اين‌كه فرماندهان جديد بر سر كار بيايند، همين بود كه عده‌اي راه دل را رفتند و به جايي نرسيدند و عده‌اي هم راه عقل را رفتند و به جايي نرسيدند. عمليات خرمشهر، تلفيقي از عقل و دل با همديگر است. بعد با عنصر مردم و نوآوري و فناوري كه با هم تركيب مي‌كنيم، تعريف جديدي از اقتدار شكل مي‌گيرد كه در خرمشهر رخ داد.

ـ‌ آيا شما پيش از اين‌كه به خرمشهر برسيد، اين وضعيت را پيش‌بيني مي‌كرديد؟
رضايي: درباره تمام اين مسائل بحث شده بود. من خودم بالاي 70، 80 درصد مطمئن بودم پيروز مي‌شويم. البته ما يك حمله به طرف بصره در طرح عملياتي‌مان نوشته بوديم كه وقتي به مرز رسيديم، ديديم كه بايد از آن صرف نظر كنيم. چون قواي ما به اندازه كافي نيست. براي همين برگشتيم به خرمشهر و دشمن كه در خرمشهر بود، محاصره شد.

ـ آقاي رضايي، اوايل جنگ، صدام اولين شليك را كه به سمت ايران كرد، بسياري از تحليل‌ها اين بود كه تقريبا نيمي از ايران سقوط خواهد كرد. به گفته شما، حتي سيم‌خاردار به ما نمي‌دادند. اين وضعيت را كه ما موفق شديم معادلات جهاني را بر هم بزنيم، چگونه مي‌توانيم به اين نسل انتقال دهيم و به آنان بگوييم كه پدران شما چه كساني بودند؟

رضايي: خب اينجا مظلوميتي در اين حادثه است؛ مظلوميت دفاع مقدس، حقيقتا چيز عجيبي است. خود من هم هنوز علل اين را نفهميدم كه چرا اين‌گونه است. دفاع مقدس، يكي از بزرگ‌ترين حوادث تاريخ است. من نمي‌خواهم بگويم ما در اين حادثه اشتباه نداشتيم و سراسر اين حادثه پيروزي بوده است. البته ما شكست‌هايي هم داشتيم، اما در مقام مقايسه اين جنگ با جنگ‌هاي بسياري در دنيا، امتياز و نمره‌اي كه اين جنگ مي‌گيرد، يك سر و گردن از تمام مقاومت‌ها و دفاع‌هايي كه در عالم صورت گرفته، بالاتر است و از نظر تاريخي هم يك بازگشت به خود جدي و اساسي است. جنگ متعلق به گروه خاصي نيست. همه جناح‌ها بوده‌اند هيچ شخصيتي نمي‌تواند بگويد اين جنگ را من اداره كردم، چراكه همه در آن دخالت داشته‌اند، حتي همه اديان. ما در اين جنگ از ارامنه و برادران اهل سنت شهيد داريم. همه اقوام ايراني بوده‌اند. اين حادثه متعلق به همه ملت ايران است. پس همه مي‌توانند با آن ارتباط برقرار كنند. جوان‌هاي امروز از هر قوم و قبيله‌اي يك آدرس در اين جنگ دارند. هيچ قوم و قبيله‌اي، نيست كه آدرس و محلي در اين جنگ نداشته باشد. براي همين جوان‌هاي ترك و كرد و لر و ارامنه و اهل سنت، برادران و پدران و دوستاني در اين جنگ دارند. اين جنگ در تمام خانواده‌ها هست. با بنابراين، جاي سؤال است كه چرا در حال حاضر اين حس منتقل نمي‌شود، پس بايد يك اشكالي در اينجا وجود داشته باشد.

من نمي‌خواهم خداي ناكرده افتخارات كشورهاي ديگر را تحقير كنم، ولي واقعا قابل مقايسه نيست. اصلا در جنگ ايران و عراق، عظمت‌هايي به وجود آمده كه بزرگ‌ترين دانشگاه آينده‌ساز ايران است. اين دانشگاه جنگ، مي‌تواند قهرمانان و انسان‌هاي فداكاري در آينده بسازد كه هيچ گاه اين كشور دچار خطر نشود. خب اين يك دانشگاه بزرگي است كه بايد براي آن برنامه‌ريزي شود. الان ببينيد هر فيلم خوبي كه از جنگ ساخته مي‌شود، با چه اقبال بزرگي روبه‌رو مي‌شود! هر خبر تازه و هر سند تازه و هر اطلاع جديدي از آن جعبه سياه جنگ را ما به مردم مي‌دهيم، تا يك هفته مردم در رسانه‌ها به آن مي‌پردازند. با اين‌كه الان 25 سال از آزادي خرمشهر گذشته، ولي مردم ما به دنبال يافته‌هاي جديدي هستند. پس معلوم است كه جنگ جايگاه جديدي دارد. بايد يك اقدام و يك بسيج ملي را دولتمردان و مجلس ما در اين‌باره آغاز كنند.
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”