حميد هيدارن- در بحث جايگزيني مديران، معمولا توقع از مدير جديد ايجاد تغييراتي است كه به تحول منجر شود اما تحول صورت نميگيرد مگر آنكه متولي جديد يك تشكيلات داراي برنامه هدفمند باشد. كسي كه قرار است رئيس فدراسيون فوتبال شود بايد ضمن آشنا بودن با معضلات و نقايص پيكره فوتبال كشور، برنامهاي براي بهبود نقاط ضعف و تشديد نقاط قوت داشته باشد، برنامهاي كه البته ضامن اجرايي داشته و قابل اجرا باشد، نه آنكه صوري و تخيلي باشد. رئيس فدراسيون فوتبال بايد افق ديد چهار ساله خود را از قبل تدوين كرده و بداند در پايان دوره خدمتش ميخواهد به كجا برسد. متأسفانه آنچه در اغلب فدراسيونهاي ورزشي ايران و خصوصا فدراسيون فوتبال هميشه به عنوان يك مشكل وجود داشته، نداشتن برنامه مشخص و يا عمل نشدن به برنامه زمانبندي شده ميباشد. فوتبال ما از اين حيث لطمات جبرانناپذيري خورده و سالهاست در حسرت داشتن تقويم سالانه بسر ميبرد. البته منظور ما از برنامهريزي، صرفا داشتن تقويم برگزاري مسابقات نيست اما مهمترين نمود خارجي با برنامه بودن، انجام سروقت و بدون نقص پيكارهاي داخلي و خارجي ميباشد. واقعيت اين است كه ما هنوز نتوانستهايم بازيهاي باشگاهي و ملي خود را در يك چارچوب مشخص كنار هم بچينيم و در ابتداي هر سال ورزشي بدانيم كه قرار است در چه مياديني شركت كنيم و چگونه مسابقات مختلف داخلي و خارجي را با هم هماهنگ كنيم. برخلاف كشورهاي پيشرفته در ورزش فوتبال، فدراسيون فوتبال ما حتي نميداند چه ديدارهاي دوستانهاي در طول سال بايد براي تيمهاي ملي و باشگاهي در نظر بگيرد. به تعبيري در فوتبال ما اين مربيان و دستاندركاران تيمهاي مختلف هستند كه به برنامههاي فوتبال ايران سمت و سو ميبخشند. براي رهايي از اين بينظمي، لاجرم رئيس فدراسيون بايد وارد عمل شده و شكلي قابل قبول به برنامه برگزاري پيكارهاي رسمي و دوستانه ببخشد. او ميتواند در طول سال فاصلههاي زماني مشخصي را براي انجام بازيهاي تداركاتي تيمها در نظر بگيرد و البته در اين صورت هنگام در جريان بودن مسابقات رسمي، هيچ تيمي حق ارائه برنامههاي جانبي نخواهد داشت. تعطيلات متعددي كه در طول سال بر پيكره فوتبال ايران لطمه وارد ميسازد، بايد به حداقل برسد و زمان مفيد براي پيشبرد اهداف كلان فوتبال افزايش يابد. برنامه بازيهاي ملي، چه آنها كه توسط فدراسيون جهاني تعيين شده و چه آنها كه مربوط به كنفدراسيون فوتبال آسياست، بايد قبل از شروع فصل مسابقات باشگاهي به طور دقيق مشخص شود. براي بازيهاي داخلي تيمهايي كه نمايندگان كشورمان در ليگ قهرمانان آسيا هستند، بايد راهكاري اساسي طراحي كرد تا معضل بازيهاي عقب افتاده كمتر دامنگير مسابقات باشگاهي شود.
رئيس آينده فدراسيون فوتبال بايد براي ساماندهي به اوضاع كميتههاي مختلف، ايده و طرح داشته باشد. فيالبداهه افراد واجد شرايط را بشناسد، ايشان را بر مسند كار بنشاند و از آنها برنامه مدون بخواهد.
مسابقات ردههاي سني پايه را داراي چارچوبي مشخص و اصولي نمايد و به وضع اين قبيل تيمها رسيدگي كند. فوتبال ايران در اين بخش بسيار بيقاعده و با اهداف نامعلوم پيگيري ميشود. مسأله بعد كه بايد مورد مداقه سكاندار آينده فوتبال ايران قرار گيرد، طراحي سيستمي براي گزينش مربيان تيمهاي ملي است؛ متأسفانه روند انتخاب مربيان ملي در ايران از هيچ قاعده و روش مشخصي تبعيت نميكند و بيشتر تابع نظرات شخصي رئيس فدراسيون ميباشد. اما تشكيل كميتههاي فني ذيصلاح براي به رأيگيري گذاشتن گزينش مربيان ملي، شايد روشي بهتر و قابل قبولتر باشد. از رئيس جديد فدراسيون انتظار ميرود به چنين مباحثي شكل قانونمندتري داده و اصطلاحا قضايا را به طور سيستماتيك پيگيري نمايد.
نكته ديگري كه لازم است به عنوان شاخصه اصلي رئيس فدراسيون فوتبال لحاظ شود، بحث اعلام برنامههاي كوتاه مدت و بلند مدت به صورت مدون براي عموم است، متولي فوتبال كشور بايد در ابتدا بداند چه انتظاري از او ميرود و سپس اين توقعات را با توجه به امكانات بالقوه و بالفعل و همچنين تواناييهاي خويش بسنجد در نتيجه از اين رهگذر برنامههاي كوتاه مدت و بلند مدت استنتاج ميشود كه بايد به اطلاع همگان برسد. حسن چنين كاري، تلاش براي رسيدن به اهداف تعيين شده ميباشد. ضمنا در صورت عدم موفقيت در عمل به تعهدات صورت گرفته، خود به خود رئيس فدراسيون بايد در مقام پاسخگويي برآيد و اين بهترين روش براي ملزم كردن مديران به پيگيري امور محوله ميباشد
