موضوع انشا:سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1258
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۰۱ ق.ظ
محل اقامت: www.ir-dl.ir
سپاس‌های ارسالی: 2151 بار
سپاس‌های دریافتی: 1069 بار
تماس:

موضوع انشا:سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

پست توسط nt »

 موضوع انشا:سال گذشته را چگونه گذرانديد؟  


قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي ۱۸ چـــرخ رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پــــسرخاله ام را پيــدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال خـــيلي درس خواندم ولي نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كـــــــــــار كـنم و اوســــــتاي من هر روز من را با زنجيرچرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو
سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مـادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من راخيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشـپزحانه مي گذاشت.درســــــال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيارحــــامله است و پدرم مـــــي گويد يا پسر است يا دوقلو!!!در سال گذشته مـا به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. مــن در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم!پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هــــــــي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهــــــد، پدرم عصـباني مي شود! در سال گذشته ما به عـــيد ديدني رفتيم و من حدودا خيـــــلي عيدي جـمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن مـــــــاهواره اي خريد كه بسيار بــد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي نــاموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پــــــدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير! پدرم هر وقت آب می خورد بسیار مامانم را ماچ و بوسه می نماید و قربون صدقه اش میرود اما نمی دانم چرا مامانم دوست ندارد پدرم آب بخورد.مخصوصاً شب ها!مامان من پارسال بسیار مریض شده است.او موهایش را بسیار کوتاه کرده و از ته زده است.پدرم اصلاً مدل موهای مامانم را دوست ندارد.پدرم می گوید مدل موهای مامان من سرطان می باشد.مامان من هر روز با درس شیمی ،درمان میشود!او بسیار ضعیف می باشد.دکتر میگوید او یک ماه مهمان میباشد!!!پدرم بسیار به مطب دکترمیرود.اسم منشی مطب دکتر مادرم(به گفته پدر) جیگر طلا می باشد.پدرم هفته ای یکبار در رستوران یا در پارک با جیگر طلا قرار می گذارد تا در مورد وضعیت مامان از او راهنمایی بخواهد!!!برادر کوچک من از پارسال بسیار مرده می باشد!او موقع رد شدن از خیابان با یک پیکان دزدیده می باشد.پلیس می گوید اورا تجاوز کرده اند و خفه اش کردند!پارسال جسد او را در بیابان اطراف ورامین پیدا کردند.اما برادر من سر نداشت !به همین دلیل من فکر میکنم برادرم به خاطر خفگی مرده است چون دهان برای نفس کشیدن نداشته نمی باشد!برادر بزرگم پارسال از سربازی برگشته می باشد.او می گوید در سربازی متوجه شده که پسر نمی باشد و دختر می باشد.دکتر می گوید برادر من ترانس سکشوال می باشد ولی اسم او ممد می باشد.برادرم اصرار دارد ما به او شهناز بگوییم!
Major I
Major I
پست: 152
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۹:۱۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 180 بار
سپاس‌های دریافتی: 201 بار

پست توسط Hosein1395 »

ntجان،شماکه نوشتیدخوب یه چیزی می نوشتید که شاد باشه :?
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 1208
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۴, ۴:۲۲ ق.ظ
محل اقامت: ایران
سپاس‌های ارسالی: 8769 بار
سپاس‌های دریافتی: 1710 بار
تماس:

پست توسط MASTER »

nt, جان ...

اگر ممکنه منظورتون رو از اين نوشته ي ... واضح بيان کنيد


نوشته ي خاص و عجيبيست ...

منتظزيم دوست من


پيروز باشيد

:razz:
شاد زی مهر افزون ...
Captain
Captain
پست: 3820
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۵, ۲:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: هر جا اینترنت هست... Net.
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط DANG3R »

فکر کنم نوعی طنز باشد که معضلات را نمایان می کند .......
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”