nt, آقا (خانوم سابق

)
نميدونم بگم متاسفانه يا خوشبختانه، در هر حال اين كار (دوستي...) تو مملكت ما به خاطر مسائل فرهنگي و اعتقادي يجورايي ناپسنده.
والا خود منم گيج ميزنم بايد كدوم رو قبول كرد. از طرفي تو اعتقادات ما روابط دختر و پسر ، تا قبل از رسيدن به بلوغ فكري و عقلي، بهتره كه صورت نگيره....چون هر دو طرف تا قبل از اون، هر جور ديدي به هم داشته باشن بيشتر از سر احساس و كمي تا قسمتي غريزيه.
به همين خاطر اگر تصميمي در مورد روابطشون با طرف مقابل بگيرن، از احساساتيه كه ميشه گفت توش از عقل استفاده نشده ، نشات ميگيره. نشونش هم اينه كه اگر كاري رو از روي عقل انجام بدن حداقل واسه اطمينان از صحتش با ديگران يه صحبتي ميكنن، ولي اگر از روي احساس باشه، نه!، همين كه دلشون به اون ميل داشته باشه كافيه .......مثلا هيچ وقت نميبيني كه پسره واسه مشورت! بره پيشه باباش بگه : بابا! من با دختر همسايمون رفيق شدم، خوبه يا بده؟؟؟....خب مسلما عكس العمل پدرش قابل پيش بينه!
ولي از طرف ديگه، دختر و پسراي اين دوره زمونه، با قبل فرق دارن. يجورايي به قول خودشون! چشم و گوش بسته! نيستن. ميخوان همه چيز رو تجربه كنن. بي راه هم نميگن. خب بالاخره بايد بدونن اين موجودي كه ممكنه چند وقت ديگه گرفتار يكيشون بشه! ( چه پسر و چه دختر، منظورم ازدواجه) چجور چيزيه؟ كيه؟ چيه؟ چجوريه؟ .................اگه بخوام بيشتر توضيح بدم ميشه يه رمان! مهم منظورم بود كه اميدوارم گرفته باشين حق مطلب رو!