کنداليني
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

-
- پست: 59
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 4 بار
محسن عزيز
بيدار کردن کنداليني و کار با اون چيزي نيست که در شاخه علوم عقلي طبقه بندي بشه و مربوط به گروه يا تمدن خاصيش کرد...
انسان ها از دير باز با اين انرژي آشنا بودند و به نحوي سعي در استفاده از آن به نفع خودشون داشتند...
مصريان باستان، هندوها حتي مسلمانان و مسيحيان به شکل ها مختلف با اين انرژي آشنا بودند.
اين انرژي ، مادر تمام انرژي هاي موجود در خلقت مي باشد و از آن به جريان قابل سماع هستي، شبدا، اک، جريان حق و خيلي اسامي ديگه نام برده شده است.
راه هاي بسياري براي رسيدن به حقيقت و وصل با ذات احديت وجود دارد يکي از اين راه ها ، بيدارشدن کنداليني ست که با نتيجه هاي قابل لمس همراه است.
همونطور که سندباد عزيز ذکر کردند، اين حالت به اذن الهي و به فرمان خدا رخ ميده و هيچ نيروي طبيعي و مافوق طبيعي بدون فرمان الهي حق مداخله در اين مسير رو نداره و فرشتگان و اولياء الهي در بيدار کردن و هدايت اون نقش دارند.
همانطور که قبلا گفتم مداخله بدون اجازه در اين مسير ممکن است باعث ناراحتي هاي رواني ، ديوانگي و حتي مرگ فرد بشود...
بيدار کردن کنداليني و کار با اون چيزي نيست که در شاخه علوم عقلي طبقه بندي بشه و مربوط به گروه يا تمدن خاصيش کرد...
انسان ها از دير باز با اين انرژي آشنا بودند و به نحوي سعي در استفاده از آن به نفع خودشون داشتند...
مصريان باستان، هندوها حتي مسلمانان و مسيحيان به شکل ها مختلف با اين انرژي آشنا بودند.
اين انرژي ، مادر تمام انرژي هاي موجود در خلقت مي باشد و از آن به جريان قابل سماع هستي، شبدا، اک، جريان حق و خيلي اسامي ديگه نام برده شده است.
راه هاي بسياري براي رسيدن به حقيقت و وصل با ذات احديت وجود دارد يکي از اين راه ها ، بيدارشدن کنداليني ست که با نتيجه هاي قابل لمس همراه است.
همونطور که سندباد عزيز ذکر کردند، اين حالت به اذن الهي و به فرمان خدا رخ ميده و هيچ نيروي طبيعي و مافوق طبيعي بدون فرمان الهي حق مداخله در اين مسير رو نداره و فرشتگان و اولياء الهي در بيدار کردن و هدايت اون نقش دارند.
همانطور که قبلا گفتم مداخله بدون اجازه در اين مسير ممکن است باعث ناراحتي هاي رواني ، ديوانگي و حتي مرگ فرد بشود...

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:
کنداليني,
توضيحات شما قانع کننده نيست چون شما هر چيزي رو که ميگي فقط به استناد خودت ميگي و بدون ارائه سند ومدرک و اين نحوه بحث تو جوامع امروزي منسوخ شده است.
مثلا اينکه اين کنداليني در مسيحيان و مسلمانان هم بوده رو از کجا ميگي شما مدرکي و چيزي نداري که رو کني حتي براي همين کنداليني شما هنوز از ارائه مدرک و سند و پيدايش و ارائه ان توسط شخص خاصي طفره ميري..
لطفا مستدل بحث فرماييد (براي بار چندم)
توضيحات شما قانع کننده نيست چون شما هر چيزي رو که ميگي فقط به استناد خودت ميگي و بدون ارائه سند ومدرک و اين نحوه بحث تو جوامع امروزي منسوخ شده است.
مثلا اينکه اين کنداليني در مسيحيان و مسلمانان هم بوده رو از کجا ميگي شما مدرکي و چيزي نداري که رو کني حتي براي همين کنداليني شما هنوز از ارائه مدرک و سند و پيدايش و ارائه ان توسط شخص خاصي طفره ميري..
لطفا مستدل بحث فرماييد (براي بار چندم)

-
- پست: 59
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 4 بار
محسن عزيز
من نيازي به باور کردن يا نکردن شما ندارم...
سند و مدرکي هم ندارم...
من اين موضوع رو براي اطلاع رساني پيش کشيدم...
مي تونيد باور کنيد و مي تونيد باور نکنيد
ليلاي عزيز
در شخصي بودنش شک نکنيد...
اما محدود به يک نفر نيست...
خيلي ها اين تجربه رو داشتند..
من نيازي به باور کردن يا نکردن شما ندارم...
سند و مدرکي هم ندارم...
من اين موضوع رو براي اطلاع رساني پيش کشيدم...
مي تونيد باور کنيد و مي تونيد باور نکنيد
احتمالا خيلي شخصيه
يه فردي تو وجود خودش حس كرده و مي گه چنين نيرويي وجود داره
امكانش هست كه باشه
ليلاي عزيز
در شخصي بودنش شک نکنيد...
اما محدود به يک نفر نيست...
خيلي ها اين تجربه رو داشتند..

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

-
- پست: 807
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 66 بار
- تماس:
-
- پست: 10
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۲۳ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 1 بار
امروزه توي دنيا خيلي ها هستند كه دارند از همين سيستم انرژي دروني و چاكراها استفاده هاي مختلفي مي كنند
- يوگي ها در مورد مديتيشن و آرامش درون و كارهاي ديگه استفاده مي كنند تقريا" تاجايي كه من اطلاع دارم تقريبا" بعد از چهار سال تمرين به مرحله شناخت چاكراها و فعال كردن اونها مي رسند.
- سرخپوستها كه تو اين زمينه يد طولايي دارند براي نمونه اقوام مايا.
- درمانگرها از اين انرژي به صورت يك تكنيك استفاده مي كنند و بيماران رو شفا مي مي دن (البته فقط به صورت يك تكنيك و نه معجزه !)در ايران سيستم TCL،در ژاپن سيستم ريكي ، در چين سيستم CHI لبته اينها صرفا" مثال بود و خيلي سيستم هاي ديگه هم هست كه در اين فروم بخش پزكي هم مطالبي داره.
-بعضي ها در زمينه هاي MAJIC و شو از اون استفاده مي كنند و كارهاي خارق العاده كه فقط به به نظر ما خرق عادت هستند انجام ميدن .
و ما هنوز براي اون دنبال دليل و برهان مي گرديدم
البته اين اصلا" بد نيست و طبيعيه چون موضوع براي شما از آخر به اول توضيح داده شده قبولش يك مقدار مشكله چون بايد در اين زمينه پله پله پيش رفت ، براي كسي كه چاكراها و مريدين هارو نمي شناسه درك انرژي كونداليني مشكله حتي من كه تو اين زمينه چهار سال فعاليت دارم هنوز نمي تونم باورش كنم .
بايد بگم كه عزيزان ما ايراني ها از قدماي اين علم كهن هستيم و براي اون هم دليل و مدرك داريم:
همه مي دونيد كه تخت جمشيد كاخ بزرگ ايراني هاست كه در زمان خودش يك موزه بزرگ و كامل از همه علوم موجود در دنيا بوده كساني كه در مورد اين كاخ اطلاعاتي دارند مي دونند كه هيچ نقشي و سنگي در اون بي دليل به كار نرفته و نيز كساني كه اطلاعاتي در مورد مباحث انرژي دروني دارند مي دونند كه نيلوفر 12 پر يكي از نمادهاي اين علمه (اگه توضيح مي خواهيد بگيد انشاا... بعدا")و جالبه بدونيم كه در خرابه هاي تخت جمشيد تالاري وجود داره كه خمگي با نماد نيلوفر 12 پر تزئين شده و هر كه به اون شك داره مي تونه بره و خودش از نزديك ببينه.
- يوگي ها در مورد مديتيشن و آرامش درون و كارهاي ديگه استفاده مي كنند تقريا" تاجايي كه من اطلاع دارم تقريبا" بعد از چهار سال تمرين به مرحله شناخت چاكراها و فعال كردن اونها مي رسند.
- سرخپوستها كه تو اين زمينه يد طولايي دارند براي نمونه اقوام مايا.
- درمانگرها از اين انرژي به صورت يك تكنيك استفاده مي كنند و بيماران رو شفا مي مي دن (البته فقط به صورت يك تكنيك و نه معجزه !)در ايران سيستم TCL،در ژاپن سيستم ريكي ، در چين سيستم CHI لبته اينها صرفا" مثال بود و خيلي سيستم هاي ديگه هم هست كه در اين فروم بخش پزكي هم مطالبي داره.
-بعضي ها در زمينه هاي MAJIC و شو از اون استفاده مي كنند و كارهاي خارق العاده كه فقط به به نظر ما خرق عادت هستند انجام ميدن .
و ما هنوز براي اون دنبال دليل و برهان مي گرديدم
البته اين اصلا" بد نيست و طبيعيه چون موضوع براي شما از آخر به اول توضيح داده شده قبولش يك مقدار مشكله چون بايد در اين زمينه پله پله پيش رفت ، براي كسي كه چاكراها و مريدين هارو نمي شناسه درك انرژي كونداليني مشكله حتي من كه تو اين زمينه چهار سال فعاليت دارم هنوز نمي تونم باورش كنم .
بايد بگم كه عزيزان ما ايراني ها از قدماي اين علم كهن هستيم و براي اون هم دليل و مدرك داريم:
همه مي دونيد كه تخت جمشيد كاخ بزرگ ايراني هاست كه در زمان خودش يك موزه بزرگ و كامل از همه علوم موجود در دنيا بوده كساني كه در مورد اين كاخ اطلاعاتي دارند مي دونند كه هيچ نقشي و سنگي در اون بي دليل به كار نرفته و نيز كساني كه اطلاعاتي در مورد مباحث انرژي دروني دارند مي دونند كه نيلوفر 12 پر يكي از نمادهاي اين علمه (اگه توضيح مي خواهيد بگيد انشاا... بعدا")و جالبه بدونيم كه در خرابه هاي تخت جمشيد تالاري وجود داره كه خمگي با نماد نيلوفر 12 پر تزئين شده و هر كه به اون شك داره مي تونه بره و خودش از نزديك ببينه.
وخداوند عشق را آفريد....

-
- پست: 59
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 4 بار
gust night عزيز
ازت ممنونم...
در مورد چاکراها بايد اضافه کنم که هنگام حرکت رو به بالاي کنداليني، اين امکان وجود داره که مسير حرکت به دلايل مختلف بسته باشد.
در کنار هر مسير بسته يا سد انرژي يک چاکرا وجود داره که حرکت انرژي رو تسهيل مي کنه و از مسدود ماندن اون جلوگيري مي کنه...
gust night چاکراها فقط زماني موجوديت پيدا مي کنند که جريان انرژي کنداليني وجود داشته باشه، در غير اينصورت چاکرايي هم وجود نداره...
در ضمن ريکي، انرژي درماني و ... مقوله اي جدا از کنداليني و هر فردي با استفاده از جريان الکترومغناطيس خودش قادر به انجام اونه ...
ازت ممنونم...
در مورد چاکراها بايد اضافه کنم که هنگام حرکت رو به بالاي کنداليني، اين امکان وجود داره که مسير حرکت به دلايل مختلف بسته باشد.
در کنار هر مسير بسته يا سد انرژي يک چاکرا وجود داره که حرکت انرژي رو تسهيل مي کنه و از مسدود ماندن اون جلوگيري مي کنه...
موضوع براي شما از آخر به اول توضيح داده شده
gust night چاکراها فقط زماني موجوديت پيدا مي کنند که جريان انرژي کنداليني وجود داشته باشه، در غير اينصورت چاکرايي هم وجود نداره...
در ضمن ريکي، انرژي درماني و ... مقوله اي جدا از کنداليني و هر فردي با استفاده از جريان الکترومغناطيس خودش قادر به انجام اونه ...

-
- پست: 807
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 66 بار
- تماس:

-
- پست: 59
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 4 بار
حتما؛
در کالبد دوم يا بدن انرژيايي منافذي براي تبادل انرژي با کيهان وجود دارد که از آنها به نام چاکرا ياد مي کنند.
اولين چاکرا ، چاکراي ريشه يا چاکراي قاعده اي مي باشد که محل کنداليني است و به عنوان صندلي کنداليني نيز از آن ياد مي کنند.
چاکرا ها را به صورت نمادين به شکل نيلوفر آبي نمايش مي دهند که هر چه به سمت بالا تر حرکت مي کنيم تعداد گلبرگ هاي آن افزايش پيدا مي کند.
انرژي به حرکت رو به بالا خالص شده و پاک تر مي گردد و در چاکراي تاج به خالص ترين صورت خود مي رسد و با انرژي کيهاني يکي مي گردد.
مفاهيم چاکرا ها مفاهيمي نمادين مي باشد و در بعضي از مسلک ها و مرام ها به آن اصلا اشاره اي نشده است.
چاکراها زماني موجوديت پيدا مي کنند که مسير حرکت رو بالاي انرژي يا صعود کنداليني مطرح باشد.
تعداد چاکراها 7 ، 5 يا حتي 3 عدد گزارش شده است و اين تناقض به دليل اين امر است که يک چاکرا تا زماني که مسدود نباشد و دچار گرفتگي نباشد ، احساس نمي گردد و به حس در نمي آيد.
چاکراهاي فوقاني در اکثر افراد مسدود مي باشد و تنها چاکراهاي جنسي و خورشيدي و حداکثر چاکراي قلب در بعضي از افراد از خود فعاليت نرمال و طبيعي نشان مي دهد و ساير چاکراها به دلايل مختلف صدمه ديده يا مسدود مي باشند...
در کالبد دوم يا بدن انرژيايي منافذي براي تبادل انرژي با کيهان وجود دارد که از آنها به نام چاکرا ياد مي کنند.
اولين چاکرا ، چاکراي ريشه يا چاکراي قاعده اي مي باشد که محل کنداليني است و به عنوان صندلي کنداليني نيز از آن ياد مي کنند.
چاکرا ها را به صورت نمادين به شکل نيلوفر آبي نمايش مي دهند که هر چه به سمت بالا تر حرکت مي کنيم تعداد گلبرگ هاي آن افزايش پيدا مي کند.
انرژي به حرکت رو به بالا خالص شده و پاک تر مي گردد و در چاکراي تاج به خالص ترين صورت خود مي رسد و با انرژي کيهاني يکي مي گردد.
مفاهيم چاکرا ها مفاهيمي نمادين مي باشد و در بعضي از مسلک ها و مرام ها به آن اصلا اشاره اي نشده است.
چاکراها زماني موجوديت پيدا مي کنند که مسير حرکت رو بالاي انرژي يا صعود کنداليني مطرح باشد.
تعداد چاکراها 7 ، 5 يا حتي 3 عدد گزارش شده است و اين تناقض به دليل اين امر است که يک چاکرا تا زماني که مسدود نباشد و دچار گرفتگي نباشد ، احساس نمي گردد و به حس در نمي آيد.
چاکراهاي فوقاني در اکثر افراد مسدود مي باشد و تنها چاکراهاي جنسي و خورشيدي و حداکثر چاکراي قلب در بعضي از افراد از خود فعاليت نرمال و طبيعي نشان مي دهد و ساير چاکراها به دلايل مختلف صدمه ديده يا مسدود مي باشند...


