«رهبري حزب بعث عراق، معتقد بود پس از سقوط شاه (فقيد) ، و خصوصا پس از تصفيه و پاكسازي ارتش ايران از نيروهاي زبده، اين نيرو به شدت ضعيف شده است.»
روزنامه السفير مورخ 29 / 8 / 1989
[font=Microsoft Sans Serif]31 شهریور 1359
تجاوز ارتش رژيم بعث عراق به ايران، با استعداد 48 يگان سازماندهي شده در قالب تيپها و لشگرهاي زرهي، مكانيزه و پياده، با برخورداري از پشتيباني 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانك، 400 قبضه توپ ضدهوايي، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلی كوپتر به تاريخ 22 سپتامبر 1980 برابر با 31شهريور 1359 آغاز شد.
مقصود رهبر حزب بعث عراق از تجاوز، اين بود كه با شكست نظامي ايران، آرزوهاي قديمي خود مبني بر لغو قرارداد 1975 الجزاير، الحاق خوزستان به عراق به عنوان استان عربستان با مركزيت شهري كه قرار بود الاحواز ناميده شود، تامين نمايد.
رژيم بعث عراق كه پيش از انقلاب، به علت قدرت برتر نظامي ايران، قادر به اجراي نقشههاي شوم و بلندپروازنه خود نبود، با وقوع انقلاب و تصفيه ارتش، شرایط را بسيار مساعد يافت و پس از واقعه احمقانه گروگانگيري دپيلمات هاي آمريكايي در تهران، حمايت ضمني ايالات متحده را نيز توانست براي حمله دريافت كند.
اندك مقاومت نيروهاي نظامي ارتش و ژاندارمي در برخي خطوط مرزي، نتوانست مانع پيشروي نيروهاي دشمن شود.
اهميت و جايگاه استراتژيك خوزستان در نزد افكار رهبر جاه طلب عراق، از سال ها قبل از پيروزي انقلاب، ذهن اين فرد جنايتكار را به خود مشغول كرده بود.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
* لشگرهاي 1 مكانيزه و 10 زرهي با پيشروي در منطقه رودخانه كرخه، در عرض 4 روز، فاصله 80 كيلومتري مرز تا رودخانه را پشت سر گذاشتند.
* لشگر 10 عراق، در اين محور، از تاريخ 1/7/1359 تجاوز خود را آغاز كرده و در ساعت 9 صبح 5/7/1359 در كنار پل نادري مستقر شد.
* در محور بستان - سوسنگرد، لشگر 9 زرهي در همان خيز اول، با اشغال بستان و محاصره سوسنگرد و حميديه، به دروازههاي اهواز رسيد كه با شبيخون نيروهاي مردمي اهواز، به فرماندهي شهيد «غيور اصلي»، اقدام به عقبنشيني كرد.
* در محور جنوب غربي اهواز، لشگر 5 مكانيزه، پس از تصرف جفير و پادگان حميد، تا منطقه نورد در 15 كيلومتري جنوب اهواز پيشروي كرد؛ سپس از حركت ايستاد.
*لشگر 3 زرهي همراه با تيپ 33 نيروي مخصوص، براي اشغال آبادان و خرمشهر وارد عمل شد كه بر اثر مقاومت مردم و تني چند از ارتشيان غيور و تكاوران دلاور نيروي دريايي در خرمشهر تا چهارم آبان 1359 - به مدت 34 روز- دشمن نتوانست اين شهر را تصرف كند. نيروهاي لشگر 3 در 19 مهر 1359 با عبور از رودخانه كارون در موقعيتي كه هيچ گونه مواضع دفاعي در اين منطقه وجود نداشت، شهر آبادان را به محاصره درآوردند.
عراقيها در اين مرحله، بيش از 15000 كيلومتر مربع از اراضي ايران به اشغال خود درآورده بودند.
* تیپ سوم از لشگر 92 زرهی اهواز، تنها توانست سه روز در مرز برابر لشگر 9 زرهی و بسیار مجهز عراق ایستادگی و پدافند فعال انجام دهد. نیروهای لشگر 9 زرهی عراق، پس از آن، با عبور از شهرهای بستان، سوسنگرد و حمیدیه، در آستانه ورود به اهواز قرار داشتند که بر اثر شبیخون نيروهاي ژاندارمري مجبور به عقبنشینی شدند.
* اما ارتش عراق برای خرمشهر، تیپ 33 نیروی مخصوص را در نظر گرفت ولی به دلیل مقاومت ارتشيان دلار و تكاوران شجاع نيروي دريايي، سرانجام پس از 34 روز جنگ و گریز، به به کارگیری 2 لشگر بسیار مجهز، موفق به اشغال خرمشهر شد. تداوم مقاومت نیروهای مردمی و تفنگداران نیروی دریایی، توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال شهر با تاخیر و خسارت فراوان برای دشمن همراه شد. در این مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر اشغال آبادان متمرکز شد. صدام امیدوار بود با اشغال آبادان و تصرف ساحال شمالی رودخانه اروند، به یکی از اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد 1975 الجزایر دست یابد.
* تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن نیروهای عراق از نخلستان های بهمنشیر، در واقع استراتژی عراق را در نقطه اصلی آن با شکست همراه کرد.
[External Link Removed for Guests]
جهان عرب، از تخیلات دیرین صدام
[External Link Removed for Guests]
جمعه خرمشهر (مهر 1359)
صلح تحمیلی
در وضعیتی که دشمن بعثی در مناطق اشغالی حضور داشت، کلیه هیات های صلح، ابتدا از ایران درخواست میکردند که آتشبس را بپذیرد، اما مقامات ایران، بدون عقبنشینی و پرداخت غرامت از سوی عراق، حاضر به قبول شرائط دیگری نبودند.
رژیم عراق که از جنگ تحمیلی برای صلح تحمیلی نتیجهای نگرفته بود، دو راه حل «عقب نشینی» یا «استقرار در مواضع اشغالی» را پیش رو داشت. صدام برای عقبنشینی توضیحی نداشت زیرا بدون این که از تهاجم به ایران نتیجهای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقبنشینی میکرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این تصور که قوای نظامی ایران، به دلیل وقوع انقلاب و تصفیه نیروها، قادر به بیرون راندن متجاوزین نخواهد بود، مورد توجه صدام قرار گرفت. صدام تنها یک روز پس از تهاجم به ایران در سخنانی گفت:
«اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش خودمان اقتضا نماید که در این سرزمینها باشیم، آن را برای همیشه تحت اشغال خود قرار خواهیم داد.»
(روزنامه میزان 1 / 7 / 1359)
در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق، ضامن امنیت آن ها برای حضور در مناطق اشغالی بود.عراقیها در مرحله جدید و با اطمینان از تضمین امنیت نیروهای عراقی در مواضع اشغالی و همچنین بحران سیاسی در داخل ایران، در انتظار تشدید بحران در داخل ایران و سرانجام مجبور ساختن ایران به پذیرش مفاد صلح تحمیلی بودند. در عین حال برای تقویت توان نظامی و کسب حمایت های سیاسی، بر تلاش های خود افزودند. طارق عزیز، حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که از مهمترین موضوعات این سفرها، دریافت 80 فروند جنگنده «میراژ اف1» بود. سفر طارق عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام گرفت.
[External Link Removed for Guests]
F1-EQ
در این مرحله، با هدف آزادسازی مناطق اشغالی، 4 عملیات طرح ریزی و اجرا شد:
1) عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 در منطقه غرب رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام پذیرفت ولی موفقیت آمیز نبود و نیروها به مواضع قبلی خود عقبنشینی کردند.
2) به دنبال محاصره آبادان، نیروهای ارتش به تاریخ 3 آبان 1359، برای شکستن محاصره این شهر به اجرای عملیات اقدام کردند که به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی، با ناکامی روبه رو شدند.
3) به تاریخ 16 دی 1359، عملیات نصر که بعدها به عملیات هویزه معروف شد در منطقه غرب کارون و با هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علیرغم موفقیت اولیه، به شکست انجامید.
4) عملیات توکل به تاریخ 20 دی 1359 با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر انجام شد که نتیجهای همانند عملیات های پیشین دربرداشت. پس از عملیات ناموفق توکل، از روز 21 دی ماه 1359، وضعیت منطقه عملیاتی آبادان - ماهشهر به حالت قبل از اجرای حمله بازگشت و طرفین به تبادل آتش توپخانه پرداختند. عراقیها با مشاهده بنبست نظامی در جبههها، بر صحت ارزیابی خود از ناتوانی نظامی ایران پی بردند و اندیشه عملیات آفندی دوباره در آنها قوت گرفت. به همین دلیل، ارتش عراق به دنبال اجرای عملیات در منطقه آبادان و اشغال کامل این شهر بود.
بحران سیاسی در داخل کشور
به دنبال وقایع خونین و وقوع جنگ های خیابانی در خرداد 1360 و خلع بنی صدر از ریاست جمهوری، سازمان مجاهدین خلق، موجی از ترور و بمبگذاری را در سراسر کشور به راه انداخت.
حوادث بمب گذاری 7 تیر 1360 در محل حزب جمهوری اسلامی و 8 شهریور 1360 در محل ساختمان نخست وزیری، از این جمله بودند. بدین ترتیب سال اول جنگ، در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرو رفت.
ادامه دارد...
مروري بر دلایل جنگ ويرانگر هشت ساله ايران و عراق
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
ramin11, كاربر گرامي
ضمن تشكر از ارسال مطالب خوب شما
ذكر دو نكته ضروري است
اول : منبع مطالب خود را ذكر كنيد
دوم : تاپيكي با نام بررسي جنگ 8 ساله ايران وجود داشت كه مي توانستيد مطالب را در اون ارسال كنيد با اين حال منتظر ارسال ادامه مطالب شما هستم
موفق باشيد .
ضمن تشكر از ارسال مطالب خوب شما
ذكر دو نكته ضروري است
اول : منبع مطالب خود را ذكر كنيد
دوم : تاپيكي با نام بررسي جنگ 8 ساله ايران وجود داشت كه مي توانستيد مطالب را در اون ارسال كنيد با اين حال منتظر ارسال ادامه مطالب شما هستم
موفق باشيد .

پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 447
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2025 بار
- سپاسهای دریافتی: 1292 بار
شهریور 1360 تا شهریور 1361
آزادسازی برخي از مناطق اشغالی
در فاصله زمانی اسفند 1359 تا مهر 1360، مجموعا بیش از 20 عملیات محدود طرح ریزی و اجرا شد. مشخصه این عملیات ها، دست یابی به روش های جدید برای شکستن خطوط دفاعی دشمن با اتکا به نیروهای مردمی بود.
در روش منطبق بر آئین نامه های نظامی معمول، مواضع دشمن عمدتا با اتکا به آتش و نیروهای زرهی درهم شکسته می شود و سپس پیشروی در عمق صورت می گیرد.
در روش جدید، به منظور غافلگیری دشمن و جبران کمبود امکانات، عملیات در شب و با تکیه بر نیروهای پیاده طرح ریزی شد. در این مرحله، امکانات ارتش نظیر توپخانه و زرهی، نقش آتش پشتیبانی کننده داشتند.
[External Link Removed for Guests]
شکست محاصره آبادان
بدین ترتیب به تاریخ 5 مهر 1360، عملیات ثامن الائمه در منطقه شرق رودخانه کارون و به منظور شکستن محاصره آبادان، آغاز شد و پس از 48 ساعت نبرد سنگین، کلیه مواضع دشمن درهم کوبیده شد و کلیه اهداف عملیات، تامین شد. اولین نتیجه کلی و برجسته عملیات ثامن الائمه، عبارت بود از
«درهم شکستن استراتژی جنگی دشمن در نقطه اصلی آن».
بدین معنا که دشمن پس از ناکامی اولیه در آغاز جنگ به جهت اشغال و ضمیمه کردن خوزستان به خاک عراق، و تحمیل شرایط مورد نظر خود در صلحی تحمیلی، تلاش اصلی خود را روی اشغال خرمشهر و آبادان متمرکز کرده بود.
سال دوم جنگ را باید سال رشد و تثبیت نام گذاری کرد. در این مرحله، مجموعا 12 عملیات، شامل کربلای 1 تا 12 طرح ریزی شد. اهداف مورد نظر در استراتژی جدید که ترکیبی جدید از هماهنگی بین سپاه و ارتش بود:
1) انهدام نیروی و امکانات دشمن به منظور تقلیل توان نظامی متجاوزین.
2) آزادسازی نیروهای خودی که در خطوط پدافندی استقرار داشتند.
3) کسب آمادگی برای حملهء تعیین کننده و نهایی به دشمن.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
از حضور مقام معظم رهبری در منطقه عملیاتی ثامن
آزادی بستان
در چارجوب استراتژی جدید و با ترکیب و هماهنگی نیروها و سازماندهی سپاه پاسداران در شکل تیپ، عملیات طریقالقدس با هدف قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب و با تصرف و تامین تنگه چزابه و همچنین آزادسازی شهر بستان و 70 روستای دیگر آن، به تاریخ 8 آذر 1360 آغاز شد.
غافلگیری دشمن نسبت به تاکتیک ویژه عملیات، زمینههای انهدام دشمن و کسب پیروزی را فراهم ساخت. برای نخستین بار، نیروهای داوطلب مردمی در سطح گستردهای سازماندهی و به کار گرفته شدند. برخی از کارشناسان نظامی پنتاگون، که روند تحولات جنگ را پیگیری میکردند، بازیابی قدرت برنامهریزی عملیات و مهارت های فرماندهی و کنترل نظامی ارتش ایران را که پیش از این، کاملا از بین رفته تلقی میشد، مورد توجه و تاکید قرار دادند.
[External Link Removed for Guests]
ویلیام اف هیکمن (از کارشناسان ارشد پنتاگون) :
«در این عملیات که ایرانیان آن را عملیات طریق القدس نام گذاری کردهاند، یک تغییر استراتژیکی عمده به چشم می خورد. ایرانیها، به استراتژی استفاده از نیروهای پیاده و سرمایهگذاری روی احساسات آنها، جهت غلبه بر کمبود تجهیزات نظامی، روی آوردهاند.»
حمله عراق به تنگه چزابه
[External Link Removed for Guests] ها که پیروزی ایران در شکستن محاصره آبادان را با اکراه و تاخیر فراوان پذیرفته بودند، چنین تصور میکردند که شکست ارتش عراق در آبادان، به دلیل مواضع نامناسب نیروهایشان در شرق رودخانه کارون بوده است. به همین دلیل، احتمال پیروزی ایران در یک منطقه دیگر را بعید میدانستند.
با تهاجم ارتش عراق به تنگه چزابه از تاریخ 17 / 11 / 1360 به مدت 13 روز، عراقیها امیدوار بودند ضمن نمایش قدرت نظامی خود و جبران تاثیرات روحی و روانی ناشی از شکست در دو عملیات پیشین، از اجرای عملیات بعدی ایران، ممانعت به عمل آورده یا در آن تاخیر ایجاد کنند.
درک و تشخیص فرماندهان مجرب ارتش ایران از ماهیت تحرکات نظامی عراق در تنگه چزابه، سبب گردید بلافاصله کلیه تلاش های ایران در منطقه عمومی غرب رودخانه کرخه و با هدف اجرای عملیات فتح المبین، متمرکز شود.
آزادسازی منطقه غرب رودخانه کرخه، میتوانست ضمن انهدام نیروهای دشمن، شهرهای شوش، اندیمشک، دزفول و پایگاه چهارم شکاری را از برد آتش توپخانه دشمن خارج سازد. علاوه بر این، با موفقیت در این عملیات، مناطق و تاسیسات مهم منطقه، شامل سایت و رادار، جاده اندیمشک - اهواز و چاه های نفتی ابوغریب از برد توپخانه و یا تهدید به اشغال نیروهای دشمن خارج میشد.
عملیات فتح المبین
سرانجام به تاریخ 28 / 12 / 1360، عملیات فتح المبین آغاز شد و تنها یک پس از یک هفته نبرد سنگین، کلیه مواضع دشمن منهدم و منطقه به طور کامل پاکسازی شد.
[External Link Removed for Guests] بخشی از نتایج عملیات فتح المبین :
1) به اسارت درآمدن 17000 نفر از نیروهای دشمن
2) به غنیمت گرفته شدن 165 قبضه توپ و 230 دستگاه تانک
طرحریزی و اجرای عملیات بیت المقدس، در فضایی کاملا متفاوت با عملیات های پیشین انجام گرفت. نخست آنکه دشمن در مورد منطقه عملیات، کاملا هوشیار بود، زیرا منطقهای که در جنوب همچنان در اشغال دشمن قرار داشت، منطقه غرب رودخانه کارون بود و بسیار طبیعی به نظر میرسید که قوای نظامی ایران، این منطقه را برای عملیات انتخاب کنند. بنابراین امکان غافلگیری دشمن در مورد مکان عملیات، وجود نداشت.
عملیات بیت المقدس
به دنبال بحثها و بررسیهای طولانی، سرانجام عملیات بیت المقدس در ساعت 3 بامداد 10 اردیبهشت 1361 آغاز شد و پس از اجرا در چهار مرحله، و با فتح خرمشهر به پیروزی رسید.
[External Link Removed for Guests]
در این عملیات بزرگ و بسیار سنگین، حدود 20 هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. خرمشهر، در طول تاریخ حیات کشور ایران، به عنوان نماد و مظهر مقاومت سرسختانه ملت ایران به شمار میرود.
عملیات رمضان: اولین عملیات در داخل خاک عراق
به تاریخ 23 رمضان سال 1361، عملیات رمضان بدون کسب نتیجه و با ایراد تلفات فراوان به نیروهای خودی، با عقبنشینی نیروها به مواضع قبلی، ناموفق به پایان رسید.
فتح خرمشهر و پایان جنگ ویرانگر؟
از نظر نظامی، اجرای چهار عملیات بسیار سنگین ولی کاملا موفق طی 8 ماه، نشان دهنده تجدید قوای نظامی ایران بود. از بعد سیاسی، در واقع عراق با از دست دادن خرمشهر، تکیه گاهش را برای مذاکره صلح از دست داد. ایران در وضعیت جدید و با توجه به موقعیت برتر سیاسی و نظامی، سه راه حل فراروی خود داشت :
1) آغاز مذاکره با رژیم عراق که لازمه آن، اعطای امتیاز به ایران به دلیل موقعیت برتر نظامی بود.
2) ترک مخاصمه، بدون اتمام رسمی جنگ؛ که در این صورت، قوای نظامی ایران میبایست در حالت نه جنگ و نه صلح در مرزها مستقر بمانند.
3) صلحی شرافتمندانه که متضما حقوق پایمال شده ایران باشد.
موقعیت برتر نظامی ایران و پیروزیهای پی در پی، در ایجاد اعتماد لازم برای پیروزیهای بعدی بر عراق، تاثیر به سزایی در تصمیمگیری بر ادامه جنگ در داخل خاک عراق، داشت.
پس از فتح خرمشهر و عقبنشینی عراق، مقامات ايران ميتوانستند شرایط مورد نظر خود را در جهت پايان دادن به اين جنگ خانمانسوز مطرح كرده و آنها را به عراقي كه در شرایط ضعف نظامي و سياسي قرار داشت تحميل كنند.
[External Link Removed for Guests]
ورود به داخل خاک عراق، حاصل نگرانی و بی اعتمادی مقامات جمهوری اسلامی به رژيم بعث عراق و همچنين توسعهطلبي و آزادسازي اماكن مقدس عراق از دست بعثيها و ميسر شدن شعار از كربلا تا قدس بود.
بدین ترتیب علیرغم میل باطنی آیت الله خمینی بر عدم ورود به خاک عراق، به دلیل فشار نظامیان سپاه پاسداران، ایشان به ادامه جنگ در داخل خاک عراق متقاعد شدند و بدین ترتیب، جنگ ویرانگر خانمانسوز، شش سال دیگر، بیحاصل ادامه یافت.
(عدم رضایت آیت الله خمینی جهت ورود به خاک عراق، براساس دست نوشته سردار «غلامعلی رشید» بدست آمده است.)
طمع به خاك ايران از سال 1355
رژيم بعث عراق كه از سالها پيش و در دوران شاه فقيد ايران، طمع به خاك خوزستان و منابع غني نفتي آن داشت، به دنبال مناقشه سال 1355، كانال پرورش ماهي را در همان سال به طول 40 كيلومتر، عرض 1 كيلومتر و عمق 2 متر در منطقه شرق بصره ايجاد كرده بود و اين كانال، چون سدي در مقابل بصره خودنمايي ميكرد.
به دليل وجود اين كانال ماهي كه 7 سال قبل در آن منطقه احداث شده بود و همچنين عدم برخورداري نيروهاي ايراني از ادوات مناسب مهندسي و زرهي، نيروهاي ايران مجبور به بازگشت به مواضع قبلي خود شدند. عراق در اين عمليات، برتري زرهي و استحكاماتش را به نمايش گذاشت و همين مسئله، عامل موفقيت ارتش عراق در سالهاي 1362 و 1363 بود. حال آنكه قدرت زرهي ايران، براي آخرين بار در عمليات هويزه و به فرماندهي بنيصدر به نمايش گذاشته شده بود و به دليل عدم جايگزيني تجهيزات از دست رفته و همچنين نبود پشتيباني يدكي، تا پايان جنگ، هرگز بازسازي و احياء نشد.
ضرورت گسترش سازمان رزم عراق، سبب گرديد عراقيها با جمعآوري نيرو به تشكيل تيپهاي جديد اقدام كنند. شماره اين يگان هاي جديد، تماما سه رقمي بود؛ لذا به تيپهاي سه رقمي مشهور شدند. وجه تفاوت يگان هاي جديد به يگان هاي قبلي، ضعف در توانايي دفاعي و تهاجمي آن ها بود.
بنبست نظامي و سياسي
جمهوري اسلامي، پس از شكست سنگين در عمليات رمضان، در وضعيت بسيار دشواري قرار گرفت. بدين معنا كه پس از فتح خرمشهر با راهحل سياسي و مذاكره موافقت نكرد (ضمن اينكه پيشنهادي براي آتشبس و مذاكره ارائه نداد) و بعد از عمليات ناموفق رمضان، قادر به ارائه درخواستهاي خود به دليل ضعف موقعيت نظامي، نبود. پس از ادامه جنگ در سال سوم، آمريكاييها كه نگران ظهور حكومت شيعي تندرو در عراق بودند، تهديد اول منطقه را كه دولت اتحاد شوروي بود، تبديل به ايران كردند. استراتژي آمريكاييها، حفظ جنگ در يك محدوده خاص بود.
آنها سياست «نه شكست و نه پيروزي» را براي هردو طرف درگير دنبال ميكردند.
آزادسازی برخي از مناطق اشغالی
در فاصله زمانی اسفند 1359 تا مهر 1360، مجموعا بیش از 20 عملیات محدود طرح ریزی و اجرا شد. مشخصه این عملیات ها، دست یابی به روش های جدید برای شکستن خطوط دفاعی دشمن با اتکا به نیروهای مردمی بود.
در روش منطبق بر آئین نامه های نظامی معمول، مواضع دشمن عمدتا با اتکا به آتش و نیروهای زرهی درهم شکسته می شود و سپس پیشروی در عمق صورت می گیرد.
در روش جدید، به منظور غافلگیری دشمن و جبران کمبود امکانات، عملیات در شب و با تکیه بر نیروهای پیاده طرح ریزی شد. در این مرحله، امکانات ارتش نظیر توپخانه و زرهی، نقش آتش پشتیبانی کننده داشتند.
[External Link Removed for Guests]
شکست محاصره آبادان
بدین ترتیب به تاریخ 5 مهر 1360، عملیات ثامن الائمه در منطقه شرق رودخانه کارون و به منظور شکستن محاصره آبادان، آغاز شد و پس از 48 ساعت نبرد سنگین، کلیه مواضع دشمن درهم کوبیده شد و کلیه اهداف عملیات، تامین شد. اولین نتیجه کلی و برجسته عملیات ثامن الائمه، عبارت بود از
«درهم شکستن استراتژی جنگی دشمن در نقطه اصلی آن».
بدین معنا که دشمن پس از ناکامی اولیه در آغاز جنگ به جهت اشغال و ضمیمه کردن خوزستان به خاک عراق، و تحمیل شرایط مورد نظر خود در صلحی تحمیلی، تلاش اصلی خود را روی اشغال خرمشهر و آبادان متمرکز کرده بود.
سال دوم جنگ را باید سال رشد و تثبیت نام گذاری کرد. در این مرحله، مجموعا 12 عملیات، شامل کربلای 1 تا 12 طرح ریزی شد. اهداف مورد نظر در استراتژی جدید که ترکیبی جدید از هماهنگی بین سپاه و ارتش بود:
1) انهدام نیروی و امکانات دشمن به منظور تقلیل توان نظامی متجاوزین.
2) آزادسازی نیروهای خودی که در خطوط پدافندی استقرار داشتند.
3) کسب آمادگی برای حملهء تعیین کننده و نهایی به دشمن.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
از حضور مقام معظم رهبری در منطقه عملیاتی ثامن
آزادی بستان
در چارجوب استراتژی جدید و با ترکیب و هماهنگی نیروها و سازماندهی سپاه پاسداران در شکل تیپ، عملیات طریقالقدس با هدف قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب و با تصرف و تامین تنگه چزابه و همچنین آزادسازی شهر بستان و 70 روستای دیگر آن، به تاریخ 8 آذر 1360 آغاز شد.
غافلگیری دشمن نسبت به تاکتیک ویژه عملیات، زمینههای انهدام دشمن و کسب پیروزی را فراهم ساخت. برای نخستین بار، نیروهای داوطلب مردمی در سطح گستردهای سازماندهی و به کار گرفته شدند. برخی از کارشناسان نظامی پنتاگون، که روند تحولات جنگ را پیگیری میکردند، بازیابی قدرت برنامهریزی عملیات و مهارت های فرماندهی و کنترل نظامی ارتش ایران را که پیش از این، کاملا از بین رفته تلقی میشد، مورد توجه و تاکید قرار دادند.
[External Link Removed for Guests]
ویلیام اف هیکمن (از کارشناسان ارشد پنتاگون) :
«در این عملیات که ایرانیان آن را عملیات طریق القدس نام گذاری کردهاند، یک تغییر استراتژیکی عمده به چشم می خورد. ایرانیها، به استراتژی استفاده از نیروهای پیاده و سرمایهگذاری روی احساسات آنها، جهت غلبه بر کمبود تجهیزات نظامی، روی آوردهاند.»
حمله عراق به تنگه چزابه
[External Link Removed for Guests] ها که پیروزی ایران در شکستن محاصره آبادان را با اکراه و تاخیر فراوان پذیرفته بودند، چنین تصور میکردند که شکست ارتش عراق در آبادان، به دلیل مواضع نامناسب نیروهایشان در شرق رودخانه کارون بوده است. به همین دلیل، احتمال پیروزی ایران در یک منطقه دیگر را بعید میدانستند.
با تهاجم ارتش عراق به تنگه چزابه از تاریخ 17 / 11 / 1360 به مدت 13 روز، عراقیها امیدوار بودند ضمن نمایش قدرت نظامی خود و جبران تاثیرات روحی و روانی ناشی از شکست در دو عملیات پیشین، از اجرای عملیات بعدی ایران، ممانعت به عمل آورده یا در آن تاخیر ایجاد کنند.
درک و تشخیص فرماندهان مجرب ارتش ایران از ماهیت تحرکات نظامی عراق در تنگه چزابه، سبب گردید بلافاصله کلیه تلاش های ایران در منطقه عمومی غرب رودخانه کرخه و با هدف اجرای عملیات فتح المبین، متمرکز شود.
آزادسازی منطقه غرب رودخانه کرخه، میتوانست ضمن انهدام نیروهای دشمن، شهرهای شوش، اندیمشک، دزفول و پایگاه چهارم شکاری را از برد آتش توپخانه دشمن خارج سازد. علاوه بر این، با موفقیت در این عملیات، مناطق و تاسیسات مهم منطقه، شامل سایت و رادار، جاده اندیمشک - اهواز و چاه های نفتی ابوغریب از برد توپخانه و یا تهدید به اشغال نیروهای دشمن خارج میشد.
عملیات فتح المبین
سرانجام به تاریخ 28 / 12 / 1360، عملیات فتح المبین آغاز شد و تنها یک پس از یک هفته نبرد سنگین، کلیه مواضع دشمن منهدم و منطقه به طور کامل پاکسازی شد.
[External Link Removed for Guests] بخشی از نتایج عملیات فتح المبین :
1) به اسارت درآمدن 17000 نفر از نیروهای دشمن
2) به غنیمت گرفته شدن 165 قبضه توپ و 230 دستگاه تانک
طرحریزی و اجرای عملیات بیت المقدس، در فضایی کاملا متفاوت با عملیات های پیشین انجام گرفت. نخست آنکه دشمن در مورد منطقه عملیات، کاملا هوشیار بود، زیرا منطقهای که در جنوب همچنان در اشغال دشمن قرار داشت، منطقه غرب رودخانه کارون بود و بسیار طبیعی به نظر میرسید که قوای نظامی ایران، این منطقه را برای عملیات انتخاب کنند. بنابراین امکان غافلگیری دشمن در مورد مکان عملیات، وجود نداشت.
عملیات بیت المقدس
به دنبال بحثها و بررسیهای طولانی، سرانجام عملیات بیت المقدس در ساعت 3 بامداد 10 اردیبهشت 1361 آغاز شد و پس از اجرا در چهار مرحله، و با فتح خرمشهر به پیروزی رسید.
[External Link Removed for Guests]
در این عملیات بزرگ و بسیار سنگین، حدود 20 هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. خرمشهر، در طول تاریخ حیات کشور ایران، به عنوان نماد و مظهر مقاومت سرسختانه ملت ایران به شمار میرود.
عملیات رمضان: اولین عملیات در داخل خاک عراق
به تاریخ 23 رمضان سال 1361، عملیات رمضان بدون کسب نتیجه و با ایراد تلفات فراوان به نیروهای خودی، با عقبنشینی نیروها به مواضع قبلی، ناموفق به پایان رسید.
فتح خرمشهر و پایان جنگ ویرانگر؟
از نظر نظامی، اجرای چهار عملیات بسیار سنگین ولی کاملا موفق طی 8 ماه، نشان دهنده تجدید قوای نظامی ایران بود. از بعد سیاسی، در واقع عراق با از دست دادن خرمشهر، تکیه گاهش را برای مذاکره صلح از دست داد. ایران در وضعیت جدید و با توجه به موقعیت برتر سیاسی و نظامی، سه راه حل فراروی خود داشت :
1) آغاز مذاکره با رژیم عراق که لازمه آن، اعطای امتیاز به ایران به دلیل موقعیت برتر نظامی بود.
2) ترک مخاصمه، بدون اتمام رسمی جنگ؛ که در این صورت، قوای نظامی ایران میبایست در حالت نه جنگ و نه صلح در مرزها مستقر بمانند.
3) صلحی شرافتمندانه که متضما حقوق پایمال شده ایران باشد.
موقعیت برتر نظامی ایران و پیروزیهای پی در پی، در ایجاد اعتماد لازم برای پیروزیهای بعدی بر عراق، تاثیر به سزایی در تصمیمگیری بر ادامه جنگ در داخل خاک عراق، داشت.
پس از فتح خرمشهر و عقبنشینی عراق، مقامات ايران ميتوانستند شرایط مورد نظر خود را در جهت پايان دادن به اين جنگ خانمانسوز مطرح كرده و آنها را به عراقي كه در شرایط ضعف نظامي و سياسي قرار داشت تحميل كنند.
[External Link Removed for Guests]
ورود به داخل خاک عراق، حاصل نگرانی و بی اعتمادی مقامات جمهوری اسلامی به رژيم بعث عراق و همچنين توسعهطلبي و آزادسازي اماكن مقدس عراق از دست بعثيها و ميسر شدن شعار از كربلا تا قدس بود.
بدین ترتیب علیرغم میل باطنی آیت الله خمینی بر عدم ورود به خاک عراق، به دلیل فشار نظامیان سپاه پاسداران، ایشان به ادامه جنگ در داخل خاک عراق متقاعد شدند و بدین ترتیب، جنگ ویرانگر خانمانسوز، شش سال دیگر، بیحاصل ادامه یافت.
(عدم رضایت آیت الله خمینی جهت ورود به خاک عراق، براساس دست نوشته سردار «غلامعلی رشید» بدست آمده است.)
طمع به خاك ايران از سال 1355
رژيم بعث عراق كه از سالها پيش و در دوران شاه فقيد ايران، طمع به خاك خوزستان و منابع غني نفتي آن داشت، به دنبال مناقشه سال 1355، كانال پرورش ماهي را در همان سال به طول 40 كيلومتر، عرض 1 كيلومتر و عمق 2 متر در منطقه شرق بصره ايجاد كرده بود و اين كانال، چون سدي در مقابل بصره خودنمايي ميكرد.
به دليل وجود اين كانال ماهي كه 7 سال قبل در آن منطقه احداث شده بود و همچنين عدم برخورداري نيروهاي ايراني از ادوات مناسب مهندسي و زرهي، نيروهاي ايران مجبور به بازگشت به مواضع قبلي خود شدند. عراق در اين عمليات، برتري زرهي و استحكاماتش را به نمايش گذاشت و همين مسئله، عامل موفقيت ارتش عراق در سالهاي 1362 و 1363 بود. حال آنكه قدرت زرهي ايران، براي آخرين بار در عمليات هويزه و به فرماندهي بنيصدر به نمايش گذاشته شده بود و به دليل عدم جايگزيني تجهيزات از دست رفته و همچنين نبود پشتيباني يدكي، تا پايان جنگ، هرگز بازسازي و احياء نشد.
ضرورت گسترش سازمان رزم عراق، سبب گرديد عراقيها با جمعآوري نيرو به تشكيل تيپهاي جديد اقدام كنند. شماره اين يگان هاي جديد، تماما سه رقمي بود؛ لذا به تيپهاي سه رقمي مشهور شدند. وجه تفاوت يگان هاي جديد به يگان هاي قبلي، ضعف در توانايي دفاعي و تهاجمي آن ها بود.
بنبست نظامي و سياسي
جمهوري اسلامي، پس از شكست سنگين در عمليات رمضان، در وضعيت بسيار دشواري قرار گرفت. بدين معنا كه پس از فتح خرمشهر با راهحل سياسي و مذاكره موافقت نكرد (ضمن اينكه پيشنهادي براي آتشبس و مذاكره ارائه نداد) و بعد از عمليات ناموفق رمضان، قادر به ارائه درخواستهاي خود به دليل ضعف موقعيت نظامي، نبود. پس از ادامه جنگ در سال سوم، آمريكاييها كه نگران ظهور حكومت شيعي تندرو در عراق بودند، تهديد اول منطقه را كه دولت اتحاد شوروي بود، تبديل به ايران كردند. استراتژي آمريكاييها، حفظ جنگ در يك محدوده خاص بود.
آنها سياست «نه شكست و نه پيروزي» را براي هردو طرف درگير دنبال ميكردند.

- پست: 447
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2025 بار
- سپاسهای دریافتی: 1292 بار
حمايت از افغانستان: دليل ارسال سلاح از شوروي به عراق
در سال سوم جنگ، شوروي كه پس از تهاجم عراق به ايران، ارسال سلاح به اين كشور را قطع كرده بود، به دليل سياست ايران در مخالفت با حضور نظامي شوروي در افغانستان و همچنين ادامه جنگ، با بهبود مناسبات با عراق، مجددا ارسال سلاح به عراق را از سرگرفت.
به تاريخ نوامبر سال 1982، تعداد 1200 مستشار نظامي اتحاد شوروي به عراق مراجعت كردند و اين سلاحها سريعا در اختيار عراق قرار گرفت:
* تعداد 400 دستگاه تانك T-55
* تعداد 200 دستگاه تانك T-72
* تعداد 24 فروند جنگنده بلندپرواز MiG-25
[External Link Removed for Guests]
تی-55
[External Link Removed for Guests]
تی-72
[External Link Removed for Guests]
عراقی بعد از
فرانسويها، حامي تروريست هاي مجاهدين خلق و صدام
فرانسويها از همان آغاز جنگ، از صدام حمايت ميكردند و پس از وقايع خونين خرداد 1360، اكثر اعضاي گروهك مجاهدين به فرانسه پناه بردند. فرانسويها، درست يك هفته پس از آزادسازي ديپلمات هاي آمريكايي در تهران (بهمن 1359)، چهار فروند ميراژ اف1 را با هدايت خلبانان فرانسوي به قبرس آورده و تحويل خلبانان عراقي دادند. پس از آن نيز سيل ميراژهاي فرانسوي تا پايان جنگ و حتی بدون دريافت پول، تحويل عراق ميشدند. فرانسويها همچنين موشك هاي زمين به هواي پيشرفته رولند، به همراه 13 دستگاه لانچر متحرك را به جز لانچرهاي ثابت، به عراق تحويل دادند.
بازسازي رآكتور هستهاي اوسيراك ، كه طي دو مرحله توسط جنگندههاي ايران و اسرائيل نابود شده بود، از جمله كمكهايي بود كه كلود سشون - وزير خارجه فرانسه - در ديدار ژانويه 1983 با طارق عزيز، قول آن را داد.
همچنين به دستور صدام، كار ساخت شبكههاي بسيار مجهز زيرزميني با مشاركت مهندسين انگليسي در پشت خطوط مقدم جبهه، آغاز شد.
در اين طرح، براي 48000 سرباز پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه، تونل پولادين داشت و ميتوانست تا 12000 نفر را در خود جاي دهد. در هر پناهگاه، پستهاي فرماندهي، درمانگاه، اتاقهاي ضدآلودگي، آشپرخانه بسيار مجهز، انبار غذاهاي خشك، آب و . . . پيشبيني شده بود؛ يعني تمام ملزومات يك اقامت بلندمدت، پيشبيني شده بود. در مجموع با اقدامات و تمهيداتي كه رژيم عراق پس از فتح خرمشهر و به ويژه بعد از عمليات رمضان در جهت تقويت بنيه دفاعي خود انجام داد، چنين به نظر ميرسيد كه موقعيت سياسي و نظامي صدام بسيار محكم شده است.
عمليات مسلم بن عقيل و عمليات محرم
با توجه به نظر مقامات ايران بر ادامه جنگ تا سرنگوني صدام، اجراي عمليات هاي محدود به منظور عدم ايجاد فرصت براي دشمن جهت بازسازي نيروي نظامي، مورد تاكيد قرار گرفت. در اين چارچوب، به تاريخ 9 / 7 / 1361 عمليات مسلمبن عقيل در منطقه غرب سومار اجرا شد.
عمليات محرم نيز يك ماه بعد در تاريخ 10 / 8 / 1361 در جنوب شرقي دهلران، غرب عينخوش، اجرا شد كه هر دو با موفقيت همراه بود.
[External Link Removed for Guests]
عمليات والفجر مقدماتي: يك شكست بسيار سنگين
موقعيت دشمن در منطقه عمومي العماره و موفقيت هاي حاصله در عمليات محرم، منجر به طرحريزي عمليات بزرگي به نام والفجر شد.
اين عمليات مقارن با برگزاري كنفرانس سران غيرمتعهدها و همچنين دهه فجر سال 1361 انجام شد. اين عمليات اساسا با اين ذهنيت انتخاب شد كه در آستانه برگزاري كنفرانس غيرمتعهدها، سرنوشت جنگ با شكست قطعي عراق، مشخص شود.
به تاريخ 18 / 11 / 1361 عمليات آغاز شد. اما نيروهاي ايران، با 16 رده از موانع مختلف و خطوط دفاعي جديد و بسيار مستحكم كه توسط مستشاران روس طراحي و نصب شده بودند، مواجه شدند. سپس با ورود تعداد بسيار زيادي از تانكهاي T-72 به عرصه نبرد، و همچنين بروز اختلاف نظر شديد بين سران سپاه و فرماندهان ارتش، اين عمليات شكست سنگيني خورد و تلفات بسيار سنگيني به نيروهاي ايراني وارد آمد.
والفجر 1 ؛ ادامه طرحهاي ناموفق سپاه پاسداران
با توجه به ناموفق بودن عمليات والفجر، اين عمليات به نام والفجر مقدماتي تغيير نام يافت و عمليات ديگري به نام والفجر 1 به تاريخ 21 / 1 / 1362 اجرا شد. ناكامي استراتژي نظامي سپاه پاسداران – كه به دليل عدم دانش نظامي نمود پيدا كرده بود - در اين عمليات، دامنه اختلاف ميان ارتش و سپاه را به شدت گسترش داد.
فرماندهان ارتش عقيده داشتند كه بايستي از اصول جنگ ارتش و جداول كلاسيك استفاده شود و نبايد همه نيروهاي داوطلب را به بسيج بدهند.
(سند شماره 15310، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ص هشت)
عمليات هاي والفجر 2 و 3
استحكامات قوي و متعدد عراق، قدرت زرهي بسيار بالا و آتش توپخانه سنگين، ناكامي در دو عمليات والفجر مقدماتی و والفجر1، سبب گرديد كليه راهكارها در منطقه جنوب، مسدود و غيرممكن ارزيابي شود. بدين جهت، اجراي عمليات در منطقه غرب در دستور كار قرار گرفت و عمليات والفجر2 در غرب پيرانشهر، حدفاصل ارتفاعات قمطره و تمرچين به تاريخ 29 تير 1362 اجرا و منطقه حاجعمران به وسعت 30 كيلومتر مربع آزاد شد.
همچنين عمليات والفجر 3 به تاريخ 7 / 5 / 1362 در منطقه عمومي مهران به اجرا درآمد.
سال سوم جنگ، به نتیجه روشنی منتهی نشد و تنها نقطه قوت جمهوری اسلامی در این مرحله، تداوم عملیات های نظامی محدود در جبهههای میانی و شمالی بود. متقابلا، عراق، موقعیت دفاعی خود را با مهار تهاجمات ایران بهبود بخشید و تثبیت کرد.
شهریور 1362 تا شهریور 1363
تشدید فشار به ایران
وجود یک ابتکار عمل نظامی در این مرحله از جنگ احساس می شد. لذا فرماندهان سپاه، منطقه هور را برای نخستین بار به عنوان منطقه عملیاتی مورد توجه قرار دادند. با تغییر زمین از خشکی به آب با ویژگیهای هور، از جمله وجود آبراه های مختلف و امکان استتار در نیزارها، این امیدواری به وجود آمد که با غافلگیری در مکان و تاکتیک و احتمالا در زمان، امکان غلبه بر دشمن فراهم شود.
[External Link Removed for Guests]
عملیات خیبر؛ اگر ...
اين عمليات به تاریخ 3 / 12 / 1362 در منطقه هورالهویزه آغاز شد و با تصرف جزایر مجنون که دارای حوزههای نفتی زیرزمینی بود، به پایان رسید.
اگر امکانات مورد نیاز برای تکمیل این عملیات تامین میشد، نتیجه عملیات و جنگ، چیزی غیر از آن میشد که به دست آمد.
در صورت تصرف شرق رودخانه دجله و منطقه القرنه به همراه جزایر مجنون و گشایش محور طلائیه به نشوه، بصره در خطر جدی قرار میگرفت؛ اما متاسفانه به دلیل عدم وجود امکانات مناسب، بخشی بسيار اندكي از اهداف عملیات تامین شد. برای نمونه اگر به جای 450 الي 500 قایق، 2000 قایق در دسترس بود و یا چنانچه اگر در زمینه هلیکوپتر اعم از ضربتی یا ترابری، كمبود جدی وجود نداشت و اگر نیرو به میزان مورد نیاز در جزیره شمالی به جای 3 گردان، 18 گردان پیاده میشد، دستیابی به یک پیروزی اساسی و تعیین کننده، قطعی بود.
عراق به دلیل نگرانی از نتایج عملیات، برای نخستین بار نوعی از سلاحهای شیمیایی محصول کارخانه سامره به نام گاز خردل را با استفاده از هلی کوپترهای سوپرفرلون فرانسوی و Mi-24 Hind روسی به کار گرفت.
[External Link Removed for Guests]
البته پیش از این در منطقه حاج عمران، عراق به صورت محدود از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده بود، ولی آن چه که در عملیات خیبر مورد استفاده قرار گرفت، بسیار گسترده و فاجعهآمیز بود.
برای اولین بار در تاریخ جنگ، شورای امنیت سازمان ملل، در واکنش به این اقدام عراق، طی بیانیهای، استفاده از گازهای سمی را - بدون ذکر نام عراق - محکوم کرد. به کارگیری بسیار گسترده عراق از سلاحهای شیمیایی در عملیات خیبر، نشان میداد که عراق با ایجاد زیرساخت های جدید در زمینه تولید سلاحهای شیمیایی با کمک آلمان، استراتژی جدیدی را برای مقابله با ایران برگزیده است.
[External Link Removed for Guests]
انفجار بیروت
پس از موفقیت نسبی عملیات خیبر و تقارن آن با انفجار تروريستي مقر تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده در لبنان، «کاسپار واین برگر» وزیر دفاع وقت آمریکا گفت:
«دخالت ایران در انفجار، تایید کننده این امر است که آمریکا باید به عراق کمک کند.»
ناآشنایی با مفهوم سیاست، عدم درک توان ابرقدرت ها، که با دخالت ایران در امر حضور نظامی شوروی در افغانستان و همچنین دخالت بيمورد در جنگ سال 1982 لبنان و انفجار مقر تفنگداران نیروی دریایی، همراه بود، همگی انگیزههای کافی برای برخورد با نظام جمهوری اسلامی ایران را نزد دو ابرقدرت وقت، شوروی و آمریکا، فراهم ساخت. اینکه بر پایه چه سیاستی، منافع ملی ایران بدین شکل نابخردانه زیرپا نهاده شد و دشمنی دو ابرقدرت برای ایران به همین راحتی خریداری شد، جوابشان را تاریخ و شاید عدالتخانههای آینده، برملاسازند.
در اوضاع جدید، آمریکا و شوروی، برای اولین بار در تاریخ حیاتشان، بر سر یک موضوع توافق کردند، و آن محدود کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
عناصر اصلی این استراتژی بدین شرح می باشد:
1- تقویت وضعیت اقتصادی عراق.
2- ایجاد محدودیت در منابع ارزی ایران.
3- اجرای عملیات «استانچ» با هدف جلوگیری از فروش سلاح به ایران.
4- ایجاد محدودیت در استخراج و فروش نفت ایران.
عملیات استانچ
عملیات استانچ (Operation Staunch) عملیاتی بود که آمریکاییها طرحریزی کردند تا از دسترسی ایران به تجهیزات نظامی، سلاح و قطعات یدکی جلوگیری کنند.
این عملیات از پائیز 1983 شروع شد. به این ترتیب که آمریکاییها با جمعآوری اطلاعات در مورد خریدهای سلاح و وسایل نظامی ایران، از طریق دولت یا واسطهها و بازار سیاه، بلافاصله وارد عمل میشدند و به کشور فروشنده تذکر میدادند و یا بعضا اقدام به دستگیری فروشنده و واسطه و یا خریدار میکردند.
این اقدام آمریکایی ها، چند نتیجه داشت:
1) مسیر دست یابی ایران به سلاح بسيار طولانی میشد؛
2) سلاح با قیمت بالاتر خریداری میشد؛
3) برخی از این وسایل، از رده خارج و فاقد کیفیت لازم بودند.
جنگ نفتکشها
عراقی ها به موازات تلاش برای رفع تنگناهای اقتصادی خود و فشار به ایران، برای پایان دادن به جنگ، در چارچوب موافقت آمریکا، ضربه زدن به تواناییهای صدور نفت ایران با موشک های ضدكشتي اگزوسه (AM39 Exocet) و هواپیماهای سوپراتاندارد (Super Etandard) را طرحریزی و اجرا کردند. چنانکه خبرگزاری رویتر از بغداد در مورد تهدید عراقی برای حمله به خارک، خبر زیر را مخابره کرد:
«عراق گفت اگر تهران دست به حمله زمینی جدیدی در جبهه جنگ خلیج فارس بزند، این کشور، تاسیسات حیاتی نفتی ایران در جزیره خارک را مستقیما مورد حمله قرار خواهد داد.»
خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارشهای ویژه، شماره 218، به تاریخ 20 / 8 / 1362، نیویورک تایمز، 19 / 8 / 1362
بدین ترتیب، عراقیها برای نخستین بار با استفاده از هواپیماهای فرانسوی سوپراتاندارد،
به تاریخ 3 / 2 / 1363 به تاسیسات جزیره خارک حمله کردند.
[External Link Removed for Guests]
جزیره خارک
حمایت قاطع شوروی از عراق
با گسترش روابط آمریکا و عراق، شوروی نیز متعاقب تغییر اوضاع جنگ پس از فتح خرمشهر، با واگذاری تجهیزات مدرن به عراق، بر میزان کمک های خود به این کشور افزود.
در فروردین 1363، یک هیات بلندپایه به ریاست پاکوف ریابوف (از افسران بلندپایه KGB که در سال 1986 به سمت سفیر شوروی در فرانسه منصوب شد) به بغداد اعزام شد و فروش 4.5 میلیارد دلار سلاح ساخت شوروی را به عراق مورد تایید قرار داد. وی به مقامات عراقی اطلاع داد که شوروی حاضر است جنگندههاي میگ-23 و ميگ-21، هلیکوپترهای ضربتي Mi-24 Hind و 350 فروند موشک زمین به زمین اسکاد بی در اختیار عراق قرار دهد. سرانجام طه یاسین رمضان، معاون اول صدام، این قراردادها و همچنین قرارداد وام بلندمدت 2 میلیارد دلاری شوروی به عراق را به تاریخ 27 آوریل 1984 برابر 7 اردیبهشت 1363 در سفر به مسکو امضاء کرد.
[External Link Removed for Guests]
میگ23 عراقی
[External Link Removed for Guests]
موانع ایذایی چندلایه طراحی شده توسط مستشاران روس در منطقه فکه
ادامه دارد...
در سال سوم جنگ، شوروي كه پس از تهاجم عراق به ايران، ارسال سلاح به اين كشور را قطع كرده بود، به دليل سياست ايران در مخالفت با حضور نظامي شوروي در افغانستان و همچنين ادامه جنگ، با بهبود مناسبات با عراق، مجددا ارسال سلاح به عراق را از سرگرفت.
به تاريخ نوامبر سال 1982، تعداد 1200 مستشار نظامي اتحاد شوروي به عراق مراجعت كردند و اين سلاحها سريعا در اختيار عراق قرار گرفت:
* تعداد 400 دستگاه تانك T-55
* تعداد 200 دستگاه تانك T-72
* تعداد 24 فروند جنگنده بلندپرواز MiG-25
[External Link Removed for Guests]
تی-55
[External Link Removed for Guests]
تی-72
[External Link Removed for Guests]
عراقی بعد از
فرانسويها، حامي تروريست هاي مجاهدين خلق و صدام
فرانسويها از همان آغاز جنگ، از صدام حمايت ميكردند و پس از وقايع خونين خرداد 1360، اكثر اعضاي گروهك مجاهدين به فرانسه پناه بردند. فرانسويها، درست يك هفته پس از آزادسازي ديپلمات هاي آمريكايي در تهران (بهمن 1359)، چهار فروند ميراژ اف1 را با هدايت خلبانان فرانسوي به قبرس آورده و تحويل خلبانان عراقي دادند. پس از آن نيز سيل ميراژهاي فرانسوي تا پايان جنگ و حتی بدون دريافت پول، تحويل عراق ميشدند. فرانسويها همچنين موشك هاي زمين به هواي پيشرفته رولند، به همراه 13 دستگاه لانچر متحرك را به جز لانچرهاي ثابت، به عراق تحويل دادند.
بازسازي رآكتور هستهاي اوسيراك ، كه طي دو مرحله توسط جنگندههاي ايران و اسرائيل نابود شده بود، از جمله كمكهايي بود كه كلود سشون - وزير خارجه فرانسه - در ديدار ژانويه 1983 با طارق عزيز، قول آن را داد.
همچنين به دستور صدام، كار ساخت شبكههاي بسيار مجهز زيرزميني با مشاركت مهندسين انگليسي در پشت خطوط مقدم جبهه، آغاز شد.
در اين طرح، براي 48000 سرباز پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه، تونل پولادين داشت و ميتوانست تا 12000 نفر را در خود جاي دهد. در هر پناهگاه، پستهاي فرماندهي، درمانگاه، اتاقهاي ضدآلودگي، آشپرخانه بسيار مجهز، انبار غذاهاي خشك، آب و . . . پيشبيني شده بود؛ يعني تمام ملزومات يك اقامت بلندمدت، پيشبيني شده بود. در مجموع با اقدامات و تمهيداتي كه رژيم عراق پس از فتح خرمشهر و به ويژه بعد از عمليات رمضان در جهت تقويت بنيه دفاعي خود انجام داد، چنين به نظر ميرسيد كه موقعيت سياسي و نظامي صدام بسيار محكم شده است.
عمليات مسلم بن عقيل و عمليات محرم
با توجه به نظر مقامات ايران بر ادامه جنگ تا سرنگوني صدام، اجراي عمليات هاي محدود به منظور عدم ايجاد فرصت براي دشمن جهت بازسازي نيروي نظامي، مورد تاكيد قرار گرفت. در اين چارچوب، به تاريخ 9 / 7 / 1361 عمليات مسلمبن عقيل در منطقه غرب سومار اجرا شد.
عمليات محرم نيز يك ماه بعد در تاريخ 10 / 8 / 1361 در جنوب شرقي دهلران، غرب عينخوش، اجرا شد كه هر دو با موفقيت همراه بود.
[External Link Removed for Guests]
عمليات والفجر مقدماتي: يك شكست بسيار سنگين
موقعيت دشمن در منطقه عمومي العماره و موفقيت هاي حاصله در عمليات محرم، منجر به طرحريزي عمليات بزرگي به نام والفجر شد.
اين عمليات مقارن با برگزاري كنفرانس سران غيرمتعهدها و همچنين دهه فجر سال 1361 انجام شد. اين عمليات اساسا با اين ذهنيت انتخاب شد كه در آستانه برگزاري كنفرانس غيرمتعهدها، سرنوشت جنگ با شكست قطعي عراق، مشخص شود.
به تاريخ 18 / 11 / 1361 عمليات آغاز شد. اما نيروهاي ايران، با 16 رده از موانع مختلف و خطوط دفاعي جديد و بسيار مستحكم كه توسط مستشاران روس طراحي و نصب شده بودند، مواجه شدند. سپس با ورود تعداد بسيار زيادي از تانكهاي T-72 به عرصه نبرد، و همچنين بروز اختلاف نظر شديد بين سران سپاه و فرماندهان ارتش، اين عمليات شكست سنگيني خورد و تلفات بسيار سنگيني به نيروهاي ايراني وارد آمد.
والفجر 1 ؛ ادامه طرحهاي ناموفق سپاه پاسداران
با توجه به ناموفق بودن عمليات والفجر، اين عمليات به نام والفجر مقدماتي تغيير نام يافت و عمليات ديگري به نام والفجر 1 به تاريخ 21 / 1 / 1362 اجرا شد. ناكامي استراتژي نظامي سپاه پاسداران – كه به دليل عدم دانش نظامي نمود پيدا كرده بود - در اين عمليات، دامنه اختلاف ميان ارتش و سپاه را به شدت گسترش داد.
فرماندهان ارتش عقيده داشتند كه بايستي از اصول جنگ ارتش و جداول كلاسيك استفاده شود و نبايد همه نيروهاي داوطلب را به بسيج بدهند.
(سند شماره 15310، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ص هشت)
عمليات هاي والفجر 2 و 3
استحكامات قوي و متعدد عراق، قدرت زرهي بسيار بالا و آتش توپخانه سنگين، ناكامي در دو عمليات والفجر مقدماتی و والفجر1، سبب گرديد كليه راهكارها در منطقه جنوب، مسدود و غيرممكن ارزيابي شود. بدين جهت، اجراي عمليات در منطقه غرب در دستور كار قرار گرفت و عمليات والفجر2 در غرب پيرانشهر، حدفاصل ارتفاعات قمطره و تمرچين به تاريخ 29 تير 1362 اجرا و منطقه حاجعمران به وسعت 30 كيلومتر مربع آزاد شد.
همچنين عمليات والفجر 3 به تاريخ 7 / 5 / 1362 در منطقه عمومي مهران به اجرا درآمد.
سال سوم جنگ، به نتیجه روشنی منتهی نشد و تنها نقطه قوت جمهوری اسلامی در این مرحله، تداوم عملیات های نظامی محدود در جبهههای میانی و شمالی بود. متقابلا، عراق، موقعیت دفاعی خود را با مهار تهاجمات ایران بهبود بخشید و تثبیت کرد.
شهریور 1362 تا شهریور 1363
تشدید فشار به ایران
وجود یک ابتکار عمل نظامی در این مرحله از جنگ احساس می شد. لذا فرماندهان سپاه، منطقه هور را برای نخستین بار به عنوان منطقه عملیاتی مورد توجه قرار دادند. با تغییر زمین از خشکی به آب با ویژگیهای هور، از جمله وجود آبراه های مختلف و امکان استتار در نیزارها، این امیدواری به وجود آمد که با غافلگیری در مکان و تاکتیک و احتمالا در زمان، امکان غلبه بر دشمن فراهم شود.
[External Link Removed for Guests]
عملیات خیبر؛ اگر ...
اين عمليات به تاریخ 3 / 12 / 1362 در منطقه هورالهویزه آغاز شد و با تصرف جزایر مجنون که دارای حوزههای نفتی زیرزمینی بود، به پایان رسید.
اگر امکانات مورد نیاز برای تکمیل این عملیات تامین میشد، نتیجه عملیات و جنگ، چیزی غیر از آن میشد که به دست آمد.
در صورت تصرف شرق رودخانه دجله و منطقه القرنه به همراه جزایر مجنون و گشایش محور طلائیه به نشوه، بصره در خطر جدی قرار میگرفت؛ اما متاسفانه به دلیل عدم وجود امکانات مناسب، بخشی بسيار اندكي از اهداف عملیات تامین شد. برای نمونه اگر به جای 450 الي 500 قایق، 2000 قایق در دسترس بود و یا چنانچه اگر در زمینه هلیکوپتر اعم از ضربتی یا ترابری، كمبود جدی وجود نداشت و اگر نیرو به میزان مورد نیاز در جزیره شمالی به جای 3 گردان، 18 گردان پیاده میشد، دستیابی به یک پیروزی اساسی و تعیین کننده، قطعی بود.
عراق به دلیل نگرانی از نتایج عملیات، برای نخستین بار نوعی از سلاحهای شیمیایی محصول کارخانه سامره به نام گاز خردل را با استفاده از هلی کوپترهای سوپرفرلون فرانسوی و Mi-24 Hind روسی به کار گرفت.
[External Link Removed for Guests]
البته پیش از این در منطقه حاج عمران، عراق به صورت محدود از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده بود، ولی آن چه که در عملیات خیبر مورد استفاده قرار گرفت، بسیار گسترده و فاجعهآمیز بود.
برای اولین بار در تاریخ جنگ، شورای امنیت سازمان ملل، در واکنش به این اقدام عراق، طی بیانیهای، استفاده از گازهای سمی را - بدون ذکر نام عراق - محکوم کرد. به کارگیری بسیار گسترده عراق از سلاحهای شیمیایی در عملیات خیبر، نشان میداد که عراق با ایجاد زیرساخت های جدید در زمینه تولید سلاحهای شیمیایی با کمک آلمان، استراتژی جدیدی را برای مقابله با ایران برگزیده است.
[External Link Removed for Guests]
انفجار بیروت
پس از موفقیت نسبی عملیات خیبر و تقارن آن با انفجار تروريستي مقر تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده در لبنان، «کاسپار واین برگر» وزیر دفاع وقت آمریکا گفت:
«دخالت ایران در انفجار، تایید کننده این امر است که آمریکا باید به عراق کمک کند.»
ناآشنایی با مفهوم سیاست، عدم درک توان ابرقدرت ها، که با دخالت ایران در امر حضور نظامی شوروی در افغانستان و همچنین دخالت بيمورد در جنگ سال 1982 لبنان و انفجار مقر تفنگداران نیروی دریایی، همراه بود، همگی انگیزههای کافی برای برخورد با نظام جمهوری اسلامی ایران را نزد دو ابرقدرت وقت، شوروی و آمریکا، فراهم ساخت. اینکه بر پایه چه سیاستی، منافع ملی ایران بدین شکل نابخردانه زیرپا نهاده شد و دشمنی دو ابرقدرت برای ایران به همین راحتی خریداری شد، جوابشان را تاریخ و شاید عدالتخانههای آینده، برملاسازند.
در اوضاع جدید، آمریکا و شوروی، برای اولین بار در تاریخ حیاتشان، بر سر یک موضوع توافق کردند، و آن محدود کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
عناصر اصلی این استراتژی بدین شرح می باشد:
1- تقویت وضعیت اقتصادی عراق.
2- ایجاد محدودیت در منابع ارزی ایران.
3- اجرای عملیات «استانچ» با هدف جلوگیری از فروش سلاح به ایران.
4- ایجاد محدودیت در استخراج و فروش نفت ایران.
عملیات استانچ
عملیات استانچ (Operation Staunch) عملیاتی بود که آمریکاییها طرحریزی کردند تا از دسترسی ایران به تجهیزات نظامی، سلاح و قطعات یدکی جلوگیری کنند.
این عملیات از پائیز 1983 شروع شد. به این ترتیب که آمریکاییها با جمعآوری اطلاعات در مورد خریدهای سلاح و وسایل نظامی ایران، از طریق دولت یا واسطهها و بازار سیاه، بلافاصله وارد عمل میشدند و به کشور فروشنده تذکر میدادند و یا بعضا اقدام به دستگیری فروشنده و واسطه و یا خریدار میکردند.
این اقدام آمریکایی ها، چند نتیجه داشت:
1) مسیر دست یابی ایران به سلاح بسيار طولانی میشد؛
2) سلاح با قیمت بالاتر خریداری میشد؛
3) برخی از این وسایل، از رده خارج و فاقد کیفیت لازم بودند.
جنگ نفتکشها
عراقی ها به موازات تلاش برای رفع تنگناهای اقتصادی خود و فشار به ایران، برای پایان دادن به جنگ، در چارچوب موافقت آمریکا، ضربه زدن به تواناییهای صدور نفت ایران با موشک های ضدكشتي اگزوسه (AM39 Exocet) و هواپیماهای سوپراتاندارد (Super Etandard) را طرحریزی و اجرا کردند. چنانکه خبرگزاری رویتر از بغداد در مورد تهدید عراقی برای حمله به خارک، خبر زیر را مخابره کرد:
«عراق گفت اگر تهران دست به حمله زمینی جدیدی در جبهه جنگ خلیج فارس بزند، این کشور، تاسیسات حیاتی نفتی ایران در جزیره خارک را مستقیما مورد حمله قرار خواهد داد.»
خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارشهای ویژه، شماره 218، به تاریخ 20 / 8 / 1362، نیویورک تایمز، 19 / 8 / 1362
بدین ترتیب، عراقیها برای نخستین بار با استفاده از هواپیماهای فرانسوی سوپراتاندارد،
به تاریخ 3 / 2 / 1363 به تاسیسات جزیره خارک حمله کردند.
[External Link Removed for Guests]
جزیره خارک
حمایت قاطع شوروی از عراق
با گسترش روابط آمریکا و عراق، شوروی نیز متعاقب تغییر اوضاع جنگ پس از فتح خرمشهر، با واگذاری تجهیزات مدرن به عراق، بر میزان کمک های خود به این کشور افزود.
در فروردین 1363، یک هیات بلندپایه به ریاست پاکوف ریابوف (از افسران بلندپایه KGB که در سال 1986 به سمت سفیر شوروی در فرانسه منصوب شد) به بغداد اعزام شد و فروش 4.5 میلیارد دلار سلاح ساخت شوروی را به عراق مورد تایید قرار داد. وی به مقامات عراقی اطلاع داد که شوروی حاضر است جنگندههاي میگ-23 و ميگ-21، هلیکوپترهای ضربتي Mi-24 Hind و 350 فروند موشک زمین به زمین اسکاد بی در اختیار عراق قرار دهد. سرانجام طه یاسین رمضان، معاون اول صدام، این قراردادها و همچنین قرارداد وام بلندمدت 2 میلیارد دلاری شوروی به عراق را به تاریخ 27 آوریل 1984 برابر 7 اردیبهشت 1363 در سفر به مسکو امضاء کرد.
[External Link Removed for Guests]
میگ23 عراقی
[External Link Removed for Guests]
موانع ایذایی چندلایه طراحی شده توسط مستشاران روس در منطقه فکه
ادامه دارد...

- پست: 447
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2025 بار
- سپاسهای دریافتی: 1292 بار
شهريور 1363 تا شهريور 1364
گسترش جنگ با پول عربستان سعودي و كويت
عراق پنجمين سال جنگ را در وضعيتي آغاز كرد كه پيش از آن سالانه نيمي از توليد ناخالص داخلي خود را، يعني حدود 14 ميليارد دلار، صرف خريد جنگافزار از شوروي و فرانسه كرده بود.
در همين سال نيز، 60 درصد از كل درآمد نفتي عراق به خريد جنگافزار و تكنولوژي ساخت سلاح اختصاص يافت. اعتبارات و سلاحهاي ارسالي شوروي و فرانسه به عراق و همچنين فروش بخش قابل توجهي از نفت صادراتي كويت و عربستان سعودي براي عراق، در مجموع وضعيتي را فراهم ساخت كه بنابر گزارش كميته روابط خارجي سناي آمريكا، تعادل نظامي را به سود عراق تغيير داد. در حالي كه بر اثر تحريم فروش سلاح به ايران، جمهوري اسلامي هيچگونه تجهيزات مهم نظامي دريافت نكرده بود.
نشريه المجله چاپ انگليس در آوريل 1985، عوامل اصلي برتری نظامي عراق را چنين ذكر كرد:
1) برتري كامل عراق در نيروي هوايي.
عراق داراي 600 فروند هواپيماي بمبافكن و تهاجمي به شرح زير ميباشد:
* توپولف22 يا Tu-22B
* ميگ-21، ميگ-23، ميگ-25 و ميگ-27
* سوخوي-7، سوخوي-20 و سوخوي-22
* ميراژ اف1
* سوپر اتاندارد
در حالي كه ايران در آن زمان، تنها 60 تا 70 فروند هواپيماي جنگي آماده پرواز داشت:
* حدود 5 تا 10 فروند F-14
* حدود 40 تا 50 فروند F-4 و F-5
2) برتري عراق در زمينه سلاحهاي زميني به ويژه تانك و نفربر زرهي و توپ.
3) محروم بودن نيروهاي ايران از داشتن عوامل كمكي و پشتيباني لجستيكي و فرماندهي مناسب در عمليات هاي تهاجمي.'
بمب افکن سنگین توپولف-22 یا Tu-22B نیروی هوایی عراق
عمليات ميمك
به تاريخ 25 مهر ماه 1363، عمليات ميمك روي ارتفاعات ميمك با هدف آزادسازي قسمتي از اراضي اشغالي انجام شد. اين عمليات صرفنظر از نتايج آن، نشاندهنده استقامت ايران در برابر فشارهاي عراق، با وجود حملات سنگين هوايي اين كشور به جزيره خارك بود. عراق در اين عمليات نيز همانند عمليات خيبر، با تعداد بسيار زيادي گلولههاي حاوي گازهاي شيميايي، منطقه را گلولهباران كرد.
حمله به مناطق مسكوني
اگر قصد عراق از ايجاد زيرساخت توليد گازهاي شيميايي، مقابله با حضور گسترده نيروهاي داوطلب بود، حمله به نفتكشها براي محروم كردن ايران از درآمد ارزي صورت ميگرفت؛ ضمن اين كه حمله به اماكن غيرنظامي با موشك هاي زمين به زمين و حملات هوايي، با هدف فشار رواني - اجتماعي مستقيم روي مردم و غيرمستقيم بر مسئولين و تصميمگيرندگان براي فراهمسازي زمينههاي پايان دادن به جنگ بود.
اظهارات صدام در اين زمينه، تا اندازهاي، اهداف عراق را آشكار ميسازد:
«ما دو راه بيشتر نداريم، يا مصالحه و يا اينكه براي حل مسئله جنگ، بايد شهرهاي ايران را بزنيم.»
به دنبال انفجار اولين راكت هواپيماهاي عراق در تهران كه كاملا غيرقابل انتظار بود و نگرانيهاي بسياري را به وجود آورد، برخي تحليلگران، هدف عراق را وادار ساختن ايران براي دست زدن به يك حمله زميني زودرس ذكر كردند.
اقدام تلافي جويانه ايران در برابر عراق، طي اين دوره، منجر به شليك 14 فروند موشك زمين به زمين اسكاد بي به شهرهاي كركوك و بغداد شد؛ كه يگان موشكي سپاه پاسداران، اجراي اين عمليات را برعهده داشت.
اولين موشك زمين به زمين شليك شده توسط ايران،
ساعت 20 : 3 بامداد روز پنجشنبه 23 / 12 / 1363 به بانك رافدين بغداد اصابت كرد.
شگفتي ناظران از اين واقعه و تكذيب عراق، نشاندهنده اهميت و تاييد حملات موشكي ايران به بغداد بوده است.
عراقيها پس از وقوع چهار انفجار شديد در بغداد، همچنان اصابت موشك به بغداد را تكذيب ميكردند و اين انفجارها را حاصل اقداماتي خرابكارانه اعلام ميكردند. حتی سخنگوي وزارت خارجه آمريكا نيز گفت:
«چنين برداشت ميكنيم كه انفجار بغداد، يك انفجار داخلي بوده است.»
وقوع انفجارهاي پي در پي در بغداد و سردرگمي مقامات عراق، اوضاع را در اين شهر، دستخوش تغيير كرد و ديپلمات هاي غربي، روزها از تردد در شهر، اجتناب ميكردند. اين حملات، چند ماه ادامه يافت، ولي دو مسئله، منجر به عقيم كردند اهداف عراق در حمله به مناطق مسكوني شد:
نخست آنكه حملات موشكي ايران به بغداد و عدم آمادگي عراق براي رويارويي با اين واقعه، وضعيت ناهنجاري را براي عراقيها در شهر بغداد به وجود آورد. عراقيها تصور نميكردند ايران از توانايي لازم براي حمله موشكي به بغداد برخوردار باشد؛ به همين دليل، كاملا غافلگير شدند.
در ثاني، سپاه پاسداران، سيستم موشكي سام-2 يا SA-2 Gudieline را با سرعت فعال كردند و بدين ترتيب، دفاع از تهران و برخي شهرهاي بزرگ در برابر حملات هواپيماهاي بلندپرواز عراقي نظير MiG-25 و Tu-22، تقويت شد.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
موشک و سایت SA-2
عمليات بدر
فشار رواني حاصل از اين وضعيت، اوضاع را به زیان عراق به چرخش درآورد.
علاوه بر اين، آغاز عمليات بدر به تاريخ 19 / 12 / 1363 در منطقه هورالهويزه، عراق را در وضعيت دشواري قرار داد. بدين معنا كه از يك سو بايد در خطوط مرزي به مقابله با تهاجم قواي نظامي ايران ميپرداخت و از سوي ديگر، مشكلات روحي - رواني مردم و ديپلمات هاي غربي را در بغداد، برطرف ميساخت.
انتخاب منطقه هور براي اجراي عمليات بدر، صرفنظر از نتايج آن، با دشواريهاي بسيار زيادي همراه بود. در حد فاصل عمليات خيبر (اسفند 1362) تا عمليات بدر، تلاش هاي بسياري براي انتخاب منطقه عملياتي انجام گرفت، ولي، هيچيك به نتيجه مطلوب نرسيد.
در اين زمينه، سرلشگر محسن رضايي، فرمانده وقت سپاه پاسداران چنين گفت:
« . . . اگر نيروي زرهي، هليكوپترهاي موشكانداز و هواپيماهاي پشتيباني نزديك داشتيم، در كنار آتش توپخانه، ميتوانستيم در دشتهاي عريض و عميق مانور بكنيم.»
شكست عمليات بدر
عمليات بدر، در موقعيتي بسيار دشوار، امكانات نظامي بسيار محدود ولي با اميدواري زياد آغاز شده بود. ليكن به دليل هوشياري و اطلاع دشمن از تاكتيك ايران براي اجراي عمليات در هور، و همچنين آمادگيهايي كه دشمن طي يك سال گذشته (پس از عمليات خيبر) به دست آورده بود، و مهمتر از همه اين ها، كاستيهاي خودي در زمينه پدافند هوايي، آتش توپخانه و پشتيباني نزديك هوايي، با وجود پيشروي شجاعانه سربازان دلیر با سلاحهاي بسيار سادهاي نظير كلاشينكوف و آرپيجي7 در عمق مواضع دشمن، و حضور در غرب رودخانه دجله، آنها سرانجام پس از يك هفته نبرد بسيار سخت و طاقتفرسا، به دليل استفاده بسيار گسترده عراق از سلاحهاي شيميايي و آتش بسيار سنگين توپخانه و خمپارهانداز، از مناطق تصرف شده، عقبنشيني كردند. نبرد اخير، مقدورات و محدوديتهاي هردو طرف را به خوبي نشان داد؛ عراق از جنگافزارهاي بسيار زيادي برخوردار بود و يك نيروي هوايي عظيم و پرقدرت داشت.
استفاده بسيار گسترده از انواع سلاحهاي شيميايي
بنا بر آمار موجود، تنها در طول 5 روز از 22 تا 27 اسفند 1363، عراقيها بيش از 30 مورد از انواع سلاحهاي شيميايي را مورد استفاده قرار دادند.
عراقيها در كارخانهاي در حدود 10 كيلومتري جاده سامرا - بغداد، در حال توليد انواع سلاحهاي شيميايي بودند. با اوجگيري عمليات بدر، به دستور صدام، توليدات كارخانه دو برابر شد.
در اين كارخانه، هر ماه حدود 60 تن گاز خردل توليد ميشد. توليد گاز تابون و ساروين، به تازگي آغاز شده بود و طبق برنامه، توليد ماهانه آن به 8 تن بالغ گرديد. عراقيها، عمده گازهاي سمي مورد نياز خود را از آلمان غربي، هلند و انگليس تامين ميكردند.
ابعاد بسيار گسترده استفاده عراق از سلاحهاي شيميايي، سرانجام شوراي امنيت را به تاريخ 25 آوريل 1985 وادار ساخت طي قطعنامهاي كاربرد سلاحهاي شيميايي از سوي عراق را محكوم كند.
طارق عزيز با وقاحت تمام در اعتراض به قطعنامه در مصاحبهاي مطبوعاتي اعلام كرد:
«عراق براي دفاع از خاك خود، هرگونه سلاحي را كه در اختيار دارد، به كار خواهد گرفت.»
آثار وجراحات ناشی از کاربرد سلاح شیمیایی توسط ارتش عراق
انهدام تاسيسات صدور نفت جزيره خارك
با فرا رسيدن تابستان 1364، وزير اطلاعات عراق، طي مصاحبهاي تهديد كرد كه عراق، حملات خود را عليه كشتيراني در خليج فارس تشديد خواهد كرد.
سرانجام به تاريخ 24 مرداد 1364، ترمينالهاي نفتي ايران در خارك را مورد حمله قرار داد. گزارشهاي اوليه، حاكي از انهدام كامل ترمينالهاي T و H در دو سوي جزيره بود. بنابر گزارشهاي موجود، عراق در حمله به خارك، از موشك هاي «آرمات» استفاده كرد كه قادر به رديابي و انهدام رادار بودند. اين اقدام عراق، مشكلات بسيار جدي را براي صدور نفت ايران به وجود آورد.
(كتاب سوداگري مرگ، صفحه 49)
همزمان با حمله عراق به ترمينالهاي نفتي خارك، مرحله دوم حملات هوايي عراق عليه مردم غيرنظامي شهرها، از تاريخ خرداد 1364 آغاز شد.
[External Link Removed for Guests]
موشك ضدرادار «آرمات»
موشك آرمات، بسيار پيچيده و پيشرفته بود و شركت سازنده آن، نسبت به انتشار هرگونه عكس يا اطلاعات در مورد آن، خودداري كرد و در ليست طبقهبندي شده اقلام تسليحاتي عراق كه در اوت 1990 توسط سازمان اطلاعات ارتش فرانسه تهيه و ارائه شد، اطلاعاتي در مورد اين موشك، درج نشده بود.
در واقع اين موشك، سلاحي صادراتي فرانسه محسوب نميشد و تنها به ضرورت در اختيار عراق قرار گرفته بود.
با پيدايش وضعيت جديد در صحنه جنگ و ملاحظات سياسي - اقتصادي كه به وجود آمده بود، ضرورت اجراي عمليات مطرح گرديد. سپاه و ارتش، هركدام، طرحهاي خود را ارائه كردند.
ارتش، مناطق مختلفي مانند كوشك و شلمچه در جنوب و سيدكان در غرب را پيشنهاد كردند.
سپاه نيز به دليل شكست عمليات بدر، بر اساس دركي كه پس از فتح خرمشهر از تحولات جنگ پيدا كرده بود، استراتژي كسب پيروزي با يك عمليات محدود و شتاب زده را بدون برخورداري از برنامه درازمدت و افزايش توان، شكست خورده ميدانست.
سيل ارسال سلاح به عراق
در همين وضعيت، سيل ارسال سلاح به عراق همچنان ادامه داشت، به طوري كه در خرداد 1364، طارق عزيز اعلام كرد:
«عراق، موشك هاي پيشرفته و تسليحات بيشتري خواهد گرفت.»
شيخ صباح الاحمد نيز در ملاقات با يك هيات ايراني در كويت، گفت:
«صدام در مورد جنگ، مشغول رسيدن به توافقهايي با شوروي است.»
برابر گزارش روزنامه ديولت، چاپ آلمان، آمريكا متعهد شد 30 فروند هليكوپتر Blackhawk به مبلغ 30 ميليون دلار به عراق واگذار كند.
فرانسويها نيز در همين موقعيت، قرارداد تحويل 60 فروند جنگنده پيشرفته ميراژ-2000 را با عراق امضاء كردند.
تلاشهاي ديپلماتيك
اما در كنار تحولات جنگ و شعار بيمحتواي جنگ جنگ تا پيروزي، در وزارت امور خارجه ايران، سياستي درهاي باز در سياست خارجي دنبال ميشد.
اين رخداد، منجر به گرايشهاي دوگانه در ايران در زمينه ادامه جنگ شد.
هنري كيسينجر، وزير خارجه سابق آمريكا طي تحليل كه در روزنامه واشينگتنپست در اسفند 1364 منتشر شد، گفت:
« . . . ايران ضعيف، به نفع شوروي خواهد بود. ايران محور طبيعي براي اهداف روسيه است براي پيشروي به سوي آب هاي اقيانوس هند. . . . ايران يكپارچه كه سياست ملي معتدل را دنبال كند، با منافع غرب هماهنگي خواهد داشت. سياست منزوي كردن ايران تا موقعي درست است كه تهران توسط متعصبهاي توسعهطلب رهبري شود؛ لذا ايالات متحده بايد دروازهها را به روي تهران نبندد، اگر يك جو واقعيتگرايي بر تهران حكفرما شود. به عقيده من، سياست عاقلانه آمريكا بايد دو طريق را به موازات هم بپيمايد. ايستادگي در برابر توسعهطلبي ايرانيهاي تندرو، همگام با برقراري يك رابطه سازنده، آن گاه كه واقعيتهاي خودشان را نشان بدهند.»
گسترش جنگ با پول عربستان سعودي و كويت
عراق پنجمين سال جنگ را در وضعيتي آغاز كرد كه پيش از آن سالانه نيمي از توليد ناخالص داخلي خود را، يعني حدود 14 ميليارد دلار، صرف خريد جنگافزار از شوروي و فرانسه كرده بود.
در همين سال نيز، 60 درصد از كل درآمد نفتي عراق به خريد جنگافزار و تكنولوژي ساخت سلاح اختصاص يافت. اعتبارات و سلاحهاي ارسالي شوروي و فرانسه به عراق و همچنين فروش بخش قابل توجهي از نفت صادراتي كويت و عربستان سعودي براي عراق، در مجموع وضعيتي را فراهم ساخت كه بنابر گزارش كميته روابط خارجي سناي آمريكا، تعادل نظامي را به سود عراق تغيير داد. در حالي كه بر اثر تحريم فروش سلاح به ايران، جمهوري اسلامي هيچگونه تجهيزات مهم نظامي دريافت نكرده بود.
نشريه المجله چاپ انگليس در آوريل 1985، عوامل اصلي برتری نظامي عراق را چنين ذكر كرد:
1) برتري كامل عراق در نيروي هوايي.
عراق داراي 600 فروند هواپيماي بمبافكن و تهاجمي به شرح زير ميباشد:
* توپولف22 يا Tu-22B
* ميگ-21، ميگ-23، ميگ-25 و ميگ-27
* سوخوي-7، سوخوي-20 و سوخوي-22
* ميراژ اف1
* سوپر اتاندارد
در حالي كه ايران در آن زمان، تنها 60 تا 70 فروند هواپيماي جنگي آماده پرواز داشت:
* حدود 5 تا 10 فروند F-14
* حدود 40 تا 50 فروند F-4 و F-5
2) برتري عراق در زمينه سلاحهاي زميني به ويژه تانك و نفربر زرهي و توپ.
3) محروم بودن نيروهاي ايران از داشتن عوامل كمكي و پشتيباني لجستيكي و فرماندهي مناسب در عمليات هاي تهاجمي.'
بمب افکن سنگین توپولف-22 یا Tu-22B نیروی هوایی عراق
عمليات ميمك
به تاريخ 25 مهر ماه 1363، عمليات ميمك روي ارتفاعات ميمك با هدف آزادسازي قسمتي از اراضي اشغالي انجام شد. اين عمليات صرفنظر از نتايج آن، نشاندهنده استقامت ايران در برابر فشارهاي عراق، با وجود حملات سنگين هوايي اين كشور به جزيره خارك بود. عراق در اين عمليات نيز همانند عمليات خيبر، با تعداد بسيار زيادي گلولههاي حاوي گازهاي شيميايي، منطقه را گلولهباران كرد.
حمله به مناطق مسكوني
اگر قصد عراق از ايجاد زيرساخت توليد گازهاي شيميايي، مقابله با حضور گسترده نيروهاي داوطلب بود، حمله به نفتكشها براي محروم كردن ايران از درآمد ارزي صورت ميگرفت؛ ضمن اين كه حمله به اماكن غيرنظامي با موشك هاي زمين به زمين و حملات هوايي، با هدف فشار رواني - اجتماعي مستقيم روي مردم و غيرمستقيم بر مسئولين و تصميمگيرندگان براي فراهمسازي زمينههاي پايان دادن به جنگ بود.
اظهارات صدام در اين زمينه، تا اندازهاي، اهداف عراق را آشكار ميسازد:
«ما دو راه بيشتر نداريم، يا مصالحه و يا اينكه براي حل مسئله جنگ، بايد شهرهاي ايران را بزنيم.»
به دنبال انفجار اولين راكت هواپيماهاي عراق در تهران كه كاملا غيرقابل انتظار بود و نگرانيهاي بسياري را به وجود آورد، برخي تحليلگران، هدف عراق را وادار ساختن ايران براي دست زدن به يك حمله زميني زودرس ذكر كردند.
اقدام تلافي جويانه ايران در برابر عراق، طي اين دوره، منجر به شليك 14 فروند موشك زمين به زمين اسكاد بي به شهرهاي كركوك و بغداد شد؛ كه يگان موشكي سپاه پاسداران، اجراي اين عمليات را برعهده داشت.
اولين موشك زمين به زمين شليك شده توسط ايران،
ساعت 20 : 3 بامداد روز پنجشنبه 23 / 12 / 1363 به بانك رافدين بغداد اصابت كرد.
شگفتي ناظران از اين واقعه و تكذيب عراق، نشاندهنده اهميت و تاييد حملات موشكي ايران به بغداد بوده است.
عراقيها پس از وقوع چهار انفجار شديد در بغداد، همچنان اصابت موشك به بغداد را تكذيب ميكردند و اين انفجارها را حاصل اقداماتي خرابكارانه اعلام ميكردند. حتی سخنگوي وزارت خارجه آمريكا نيز گفت:
«چنين برداشت ميكنيم كه انفجار بغداد، يك انفجار داخلي بوده است.»
وقوع انفجارهاي پي در پي در بغداد و سردرگمي مقامات عراق، اوضاع را در اين شهر، دستخوش تغيير كرد و ديپلمات هاي غربي، روزها از تردد در شهر، اجتناب ميكردند. اين حملات، چند ماه ادامه يافت، ولي دو مسئله، منجر به عقيم كردند اهداف عراق در حمله به مناطق مسكوني شد:
نخست آنكه حملات موشكي ايران به بغداد و عدم آمادگي عراق براي رويارويي با اين واقعه، وضعيت ناهنجاري را براي عراقيها در شهر بغداد به وجود آورد. عراقيها تصور نميكردند ايران از توانايي لازم براي حمله موشكي به بغداد برخوردار باشد؛ به همين دليل، كاملا غافلگير شدند.
در ثاني، سپاه پاسداران، سيستم موشكي سام-2 يا SA-2 Gudieline را با سرعت فعال كردند و بدين ترتيب، دفاع از تهران و برخي شهرهاي بزرگ در برابر حملات هواپيماهاي بلندپرواز عراقي نظير MiG-25 و Tu-22، تقويت شد.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
موشک و سایت SA-2
عمليات بدر
فشار رواني حاصل از اين وضعيت، اوضاع را به زیان عراق به چرخش درآورد.
علاوه بر اين، آغاز عمليات بدر به تاريخ 19 / 12 / 1363 در منطقه هورالهويزه، عراق را در وضعيت دشواري قرار داد. بدين معنا كه از يك سو بايد در خطوط مرزي به مقابله با تهاجم قواي نظامي ايران ميپرداخت و از سوي ديگر، مشكلات روحي - رواني مردم و ديپلمات هاي غربي را در بغداد، برطرف ميساخت.
انتخاب منطقه هور براي اجراي عمليات بدر، صرفنظر از نتايج آن، با دشواريهاي بسيار زيادي همراه بود. در حد فاصل عمليات خيبر (اسفند 1362) تا عمليات بدر، تلاش هاي بسياري براي انتخاب منطقه عملياتي انجام گرفت، ولي، هيچيك به نتيجه مطلوب نرسيد.
در اين زمينه، سرلشگر محسن رضايي، فرمانده وقت سپاه پاسداران چنين گفت:
« . . . اگر نيروي زرهي، هليكوپترهاي موشكانداز و هواپيماهاي پشتيباني نزديك داشتيم، در كنار آتش توپخانه، ميتوانستيم در دشتهاي عريض و عميق مانور بكنيم.»
شكست عمليات بدر
عمليات بدر، در موقعيتي بسيار دشوار، امكانات نظامي بسيار محدود ولي با اميدواري زياد آغاز شده بود. ليكن به دليل هوشياري و اطلاع دشمن از تاكتيك ايران براي اجراي عمليات در هور، و همچنين آمادگيهايي كه دشمن طي يك سال گذشته (پس از عمليات خيبر) به دست آورده بود، و مهمتر از همه اين ها، كاستيهاي خودي در زمينه پدافند هوايي، آتش توپخانه و پشتيباني نزديك هوايي، با وجود پيشروي شجاعانه سربازان دلیر با سلاحهاي بسيار سادهاي نظير كلاشينكوف و آرپيجي7 در عمق مواضع دشمن، و حضور در غرب رودخانه دجله، آنها سرانجام پس از يك هفته نبرد بسيار سخت و طاقتفرسا، به دليل استفاده بسيار گسترده عراق از سلاحهاي شيميايي و آتش بسيار سنگين توپخانه و خمپارهانداز، از مناطق تصرف شده، عقبنشيني كردند. نبرد اخير، مقدورات و محدوديتهاي هردو طرف را به خوبي نشان داد؛ عراق از جنگافزارهاي بسيار زيادي برخوردار بود و يك نيروي هوايي عظيم و پرقدرت داشت.
استفاده بسيار گسترده از انواع سلاحهاي شيميايي
بنا بر آمار موجود، تنها در طول 5 روز از 22 تا 27 اسفند 1363، عراقيها بيش از 30 مورد از انواع سلاحهاي شيميايي را مورد استفاده قرار دادند.
عراقيها در كارخانهاي در حدود 10 كيلومتري جاده سامرا - بغداد، در حال توليد انواع سلاحهاي شيميايي بودند. با اوجگيري عمليات بدر، به دستور صدام، توليدات كارخانه دو برابر شد.
در اين كارخانه، هر ماه حدود 60 تن گاز خردل توليد ميشد. توليد گاز تابون و ساروين، به تازگي آغاز شده بود و طبق برنامه، توليد ماهانه آن به 8 تن بالغ گرديد. عراقيها، عمده گازهاي سمي مورد نياز خود را از آلمان غربي، هلند و انگليس تامين ميكردند.
ابعاد بسيار گسترده استفاده عراق از سلاحهاي شيميايي، سرانجام شوراي امنيت را به تاريخ 25 آوريل 1985 وادار ساخت طي قطعنامهاي كاربرد سلاحهاي شيميايي از سوي عراق را محكوم كند.
طارق عزيز با وقاحت تمام در اعتراض به قطعنامه در مصاحبهاي مطبوعاتي اعلام كرد:
«عراق براي دفاع از خاك خود، هرگونه سلاحي را كه در اختيار دارد، به كار خواهد گرفت.»
آثار وجراحات ناشی از کاربرد سلاح شیمیایی توسط ارتش عراق
انهدام تاسيسات صدور نفت جزيره خارك
با فرا رسيدن تابستان 1364، وزير اطلاعات عراق، طي مصاحبهاي تهديد كرد كه عراق، حملات خود را عليه كشتيراني در خليج فارس تشديد خواهد كرد.
سرانجام به تاريخ 24 مرداد 1364، ترمينالهاي نفتي ايران در خارك را مورد حمله قرار داد. گزارشهاي اوليه، حاكي از انهدام كامل ترمينالهاي T و H در دو سوي جزيره بود. بنابر گزارشهاي موجود، عراق در حمله به خارك، از موشك هاي «آرمات» استفاده كرد كه قادر به رديابي و انهدام رادار بودند. اين اقدام عراق، مشكلات بسيار جدي را براي صدور نفت ايران به وجود آورد.
(كتاب سوداگري مرگ، صفحه 49)
همزمان با حمله عراق به ترمينالهاي نفتي خارك، مرحله دوم حملات هوايي عراق عليه مردم غيرنظامي شهرها، از تاريخ خرداد 1364 آغاز شد.
[External Link Removed for Guests]
موشك ضدرادار «آرمات»
موشك آرمات، بسيار پيچيده و پيشرفته بود و شركت سازنده آن، نسبت به انتشار هرگونه عكس يا اطلاعات در مورد آن، خودداري كرد و در ليست طبقهبندي شده اقلام تسليحاتي عراق كه در اوت 1990 توسط سازمان اطلاعات ارتش فرانسه تهيه و ارائه شد، اطلاعاتي در مورد اين موشك، درج نشده بود.
در واقع اين موشك، سلاحي صادراتي فرانسه محسوب نميشد و تنها به ضرورت در اختيار عراق قرار گرفته بود.
با پيدايش وضعيت جديد در صحنه جنگ و ملاحظات سياسي - اقتصادي كه به وجود آمده بود، ضرورت اجراي عمليات مطرح گرديد. سپاه و ارتش، هركدام، طرحهاي خود را ارائه كردند.
ارتش، مناطق مختلفي مانند كوشك و شلمچه در جنوب و سيدكان در غرب را پيشنهاد كردند.
سپاه نيز به دليل شكست عمليات بدر، بر اساس دركي كه پس از فتح خرمشهر از تحولات جنگ پيدا كرده بود، استراتژي كسب پيروزي با يك عمليات محدود و شتاب زده را بدون برخورداري از برنامه درازمدت و افزايش توان، شكست خورده ميدانست.
سيل ارسال سلاح به عراق
در همين وضعيت، سيل ارسال سلاح به عراق همچنان ادامه داشت، به طوري كه در خرداد 1364، طارق عزيز اعلام كرد:
«عراق، موشك هاي پيشرفته و تسليحات بيشتري خواهد گرفت.»
شيخ صباح الاحمد نيز در ملاقات با يك هيات ايراني در كويت، گفت:
«صدام در مورد جنگ، مشغول رسيدن به توافقهايي با شوروي است.»
برابر گزارش روزنامه ديولت، چاپ آلمان، آمريكا متعهد شد 30 فروند هليكوپتر Blackhawk به مبلغ 30 ميليون دلار به عراق واگذار كند.
فرانسويها نيز در همين موقعيت، قرارداد تحويل 60 فروند جنگنده پيشرفته ميراژ-2000 را با عراق امضاء كردند.
تلاشهاي ديپلماتيك
اما در كنار تحولات جنگ و شعار بيمحتواي جنگ جنگ تا پيروزي، در وزارت امور خارجه ايران، سياستي درهاي باز در سياست خارجي دنبال ميشد.
اين رخداد، منجر به گرايشهاي دوگانه در ايران در زمينه ادامه جنگ شد.
هنري كيسينجر، وزير خارجه سابق آمريكا طي تحليل كه در روزنامه واشينگتنپست در اسفند 1364 منتشر شد، گفت:
« . . . ايران ضعيف، به نفع شوروي خواهد بود. ايران محور طبيعي براي اهداف روسيه است براي پيشروي به سوي آب هاي اقيانوس هند. . . . ايران يكپارچه كه سياست ملي معتدل را دنبال كند، با منافع غرب هماهنگي خواهد داشت. سياست منزوي كردن ايران تا موقعي درست است كه تهران توسط متعصبهاي توسعهطلب رهبري شود؛ لذا ايالات متحده بايد دروازهها را به روي تهران نبندد، اگر يك جو واقعيتگرايي بر تهران حكفرما شود. به عقيده من، سياست عاقلانه آمريكا بايد دو طريق را به موازات هم بپيمايد. ايستادگي در برابر توسعهطلبي ايرانيهاي تندرو، همگام با برقراري يك رابطه سازنده، آن گاه كه واقعيتهاي خودشان را نشان بدهند.»

- پست: 447
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2025 بار
- سپاسهای دریافتی: 1292 بار
بهبود روابط ايران و آمريكا
اين نظريات كيسينجر، به تدريج آثار خود را در سياست خارجي آمريكا نمايان ساخت و در ادامه تلاشهاي آقاي هاشمي رفسنجاني جهت حل معضل گروگانگيري هواپيماي مسافربري شركت TWA آمريكا، سفر ايشان به چين و ژاپن، ابعاد رابطه با ايران، بسيار مورد توجه دولتمردان آمريكا قرار گرفت و زمينه شكلگيري ماجراي موسوم به مكفارلين نيز از همين جا شروع شد.
جنگ جنگ تا رفع كل فتنه در جهان!
ناآشنایی با مفهوم سیاست، عدم درک توان ابرقدرت ها، که با دخالت ایران در امر حضور نظامی شوروی در افغانستان و همچنین دخالت بيمورد در جنگ سال 1982 لبنان و انفجار مقر تفنگداران نیروی دریایی، همراه بود، همگی انگیزههای کافی برای برخورد با نظام جمهوری اسلامی را نزد دو ابرقدرت وقت، شوروی و آمریکا، فراهم ساخت.
اینکه بر پایه چه سیاستی، منافع ملی ایران بدین شکل نابخردانه زیرپا نهاده شد و دشمنی دو ابرقدرت برای ایران به همین راحتی خریداری شد، جوابشان را تاریخ و شاید عدالتخانههای آینده، برملاسازند.
مهمترين رخداد جنگ در ماه پاياني پنجمين سال، صدور حكم آيت الله خميني به سپاه پاسداران، جهت تشكيل سه نيروي هوايي، دريايي و زميني بود.
يكي از دلایل اين امر، بياعتمادي به نيروهاي ارتش بود. زماني كه حفظ و نگهداري منطقه تصرف شده در عمليات بدر با دشواري بسياري روبهرو شد و فرماندهان در حال تصميمگيري بودند، آقاي سيدحسن روحاني، نماينده مجلس كه در قرارگاه حضور داشت، سعي كرد در جمع آن ها، راهي براي خاتمه دادن به جنگ پيدا كند. آيت الله خميني با حساسيتي بيدليلي كه در مورد پايان جنگ داشتند! دستور دادند كه جلسات مزبور، فورا تعطيل شود.
(خبرگزاري جمهوري اسلامي، گزارشهاي ويژه، 25 / 3 / 1364 - كتاب سالنماي جنگ، صفحه 124)
شهریور 1364 تا شهریور 1365
تغییر توازن به سود ایران
رژیم عراق، روند تحولات جنگ در چهار سال گذشته و حفظ موقعیت نظامی خود را ناشی از برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی خود ارزیابی میکرد. زيرا هر زمان که نیروهای نظامی ایران، پس از درهم شکستن خطوط دفاعی دشمن، با برتری آتش توپخانه، قدرت هوایی و قوای زرهی ارتش عراق مواجه می شدند و مواضع تصرف شده خود را از دست میدادند.
در آن زمان، برتری هوایی عراق، برابر اظهارات رابرت اسبوت، تحلیلگر نظامی موسسهء بینالمللی تحقیقات استراتژیک لندن، شش بر یک بود.
(روزنامه رسالت، 14 / 2 / 65 به نقل از میدل ایست)
در آن زمان، عراق به شدت مشغول تجهیز و همچنین خرید تکنولوژی نظامی به منظور بهسازی سلاحهایش بود. برای مثال عراقیها با کمک شوروی، کارخانهای دایر کرده بودند که تانک های قدیمی تی-55 را به لوله توپ پرقدرت 105 میلیمتری مجهز میساخت.
در این روند، عراقیها با کمک فنی فرانسه، از توانایی لازم برای سوار کردن موشک های فرانسوی بر هواپیماهای ساخت شوروی و بالعکس برخوردار شدند. براي مثال موشك هوا به زمين هدايت شونده روسي Kh-29 را بر روي جنگندههاي ميراژ اف1 سوار كردند.
[External Link Removed for Guests]
همکاری اطلاعاتی آمریکا با عراق و خشم اسرائیل
در فوریه 1986، دستیار امور خارجه آمریکا در مسائل امنیتی که مسئولیت عملیات استانچ را بر عهده داشت، به بغداد سفر کرد تا در مورد توسعه رو به افزایش داد و ستد میان آمریکا و عراق، مذاکره کند.
این اقدام آمریکاییها، باعث خشم و نگرانی مقامات اسرائیلی گشت. بنابر گزارشات، مرکز تحقیقات نظامی «سعد16» در نزدیکی موصل، از جمله این همکاری های مشترک بود.
بعدها، عراقی ها، یک فروند هواپیمای شناسایی RF-4E اسرائیل را بر فراز این مجتمع سرنگون ساختند. (کتاب سوداگری مرگ، ص455)
کمک های اطلاعاتی آمریکا به عراق، به عنوان یکی از مهمترین نیازمندی های این کشور، در صدر موافقت های عراق و آمریکا در سال 1986(1365) بود.
کمکهای بيدريغ عربستان سعودی
آواکس های عربستان سعودی، اطلاعات باارزشی را از فعالیت نیروی هوایی ایران در اختیار عراق قرار میدادند.
هواپیماهای عراقی، با استفاده از همین اطلاعات بود که برای نخستین بار، تاسیسات صدور نفت ایران در جزیره سیری را مورد حمله قرار دادند و در راه بازگشت، با مشایعت جنگنده های F-15 عربستانی، از تانکرهای سوخترسان An-12، اقدام به سوختگیری هوایی کردند.
ادامه کمکهای فرانسه به عراق
علاوه بر کمک های اطلاعاتی آمریکا، فرانسه نیز مانند گذشته، سیل ارسال تسلیحات به عراق را ادامه میداد. یکی از فرودگاه های ناتو در فرانسه، مرکز بارگیری هواپیماهای IL-76 نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غولپیکر باری، هر روز به این فرودگاه میآمدند و موشک هایی نظیر ماترا، ماجیک، اگزوسه، آرمات، انواع بمب های خوشهای، تجهیزات الکترونیکی و رادار را با خود به عراق حمل میکردند. محمولههای تسلیحاتی فرانسه به عراق، آنقدر زیاد بود که تقریبا از اواسط سال 1986 میلادی، حتی هواپیماهای غیرنظامی خط هوایی بغداد - پاریس نیز به حمل جنگافزار میپرداختند.
سازمان های اطلاعاتی فرانسه در نیمه های سال 1986، چنین برآورد کردند که اگر فرانسه، فقط سه هفته از ارسال سلاح به عراق خودداری کند، آن کشور شکست خواهد خورد.
(کتاب سوداگری مرگ، ص453)
کمکهای انگلیس به عراق
شرکت های انگلیسی نیز بر خلاف آنچه که رسما اعلام شده بود، فروش سلاح به عراق را ادامه میدادند.
در این روند، بیش از 1.5 میلیارد دلار تکنولوژی پیشرفته نظامی به عراق صادر کردند؛ این در حالی بود که انگلیسیها، با نصب دستگاه های پیشرفته استراق سمع در دفتر خرید سلاح ایران در لندن، اطلاعات کسب شده را در اختیار عراق قرار میدادند.
توان رزمی عراق در سال 1365
به دنبال تقویت توان رزمی عراق، استعداد ارتش این کشور به شرح زیر برآورد شد :
* 5 لشگر زرهی بسیار مجهز، شامل لشگرهای 3 ، 6 ، 10 ، 12 و 17
* 3 تیپ مستقل زرهی، شامل تیپ های 10 ، 1 و 2 گارد ریاست جمهوری
* 2 لشگر مجهز مکانیزه، شامل لشگرهای 1 و 5
* 5 لشگر پیاده، شامل لشگرهای 2 ، 4 ، 7 ، 8 و 11
* 70 تیپ مستقل پیاده از نیروهای احتیاط
* 15 لشگر که پس از فتح خرمشهر سازماندهی شدند؛ شامل لشگرهای 14، 15، 18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 26، 27، 28، 30 و 31
* لشگرهای زرهی و مکانیزه در قالب 120 گردان تانک و نفربر با استعداد 45 تا 50 تانک، جمعا 5400 تا 6000 دستگاه تانک
* 120 گردان توپخانه صحرایی
* 550 گردان نیروی پیاده
بنا بر برآوردهای موجود که تجزیه و تحلیل آن توسط سردار غلامعلی رشید به تاریخ 25 / 2 / 1364 (معاون عملیات فرمانده کل سپاه) انجام شده بود، ارتش عراق، بر پایه سازمان و نیروی انسانی و تجهیزاتی که در اختیار داشت، از تواناییهای زیر برخوردار بود :
* عراق در هر زمان، توانایی جابهجایی 3 لشگر پیاده را در هر منطقه دارد. یک تیپ پیاده را در عرض تنها 24 ساعت، جابهجا میکند. یک تیپ زرهی را در 72 ساعت از غرب منتقل میکند.
* عراق در هر زمان، دارای 5 لشگر زرهی و مکانیزه بسیار مجهز و آماده است که در عرض 4 تا 5 روز، قابلیت مانور و جابهجایی سریع را دارد.
* عراق در هر زمان، توانایی آزادسازی 40 گردان توپخانه را دارد که در خط جمع کند و در یک نقطه تمرکز بدهد.
* عراق، توانایی یک ماه بمباران سنگین و فشار هوایی را به گستردگی عملیات بدر در اختیار دارد.
* عراق، توانایی اداره 2 عملیات هم زمان به وسعت 3 تا 4 لشگر را دارد.
* عراق در برابر عملیات آفندی ما که با 100 گردان انجام شده باشد، میتواند با 300 گردان آزاد، مقابله کند.
مشکل ایران در مرحله جدید جنگ، با توجه به افزایش توان نظامی عراق، اساسا ناشی از این بود که قادر به کسب پیروزی قاطع نظامی برای تغییر توازن به سود خود نبود.
در سال ششم جنگ، در وضعیتی که دشمن بعثی 550 گردان نیروی پیاده در اختیار داشت و برای مقابله با عملیات های ایران، از 300 گردان نیروی آزاد برخوردار بود، سپاه تنها 80 گردان نیرو، آن هم تنها برای 7 روز جنگ در اختیار داشت. ضمنا اینکه بخشی از توان رزمی سپاه به عنوان یک نیروی دفاعی در مناطق تصرف شده مانند جزیره مجنون و هور زمین گیر شده بودند.
در این روند، کاهش توان ایران در برابر عراق، دو عارضه اساسی به دنبال داشت:
1- ایران نمیتوانست از امکان غافلگیری و تجزیه قوای دشمن بهره ببرد.
2- قوای نظامی ایران، فاقد توانایی لازم برای یک نبرد طولانی در یک عملیات بودند.
با توجه به واقعیت های موجود، کم کم این اعتقاد به وجود آمد که با این توان نمیتوانیم غافلگیری را رعایت کنیم و قطعا باید این توان 3 برابر شود که با یکی دشمن را فریب دهیم و با 2 توان دیگر، بتوانیم به طور جدی عملیات کنیم.
اجتناب از رویارویی با دشمن، پس از عملیات ناموفق رمضان سبب گردید که ایران برای عملیات، همواره در جستجوی منطقهای باشد که دشمن در آنجا حضور ندارد. این مسئله گرچه در عمل منجر به غافلگیری و بدستگیری ابتکار عمل میشد، ولی نشاندهنده کاستیهای نظامی ایران بود.
همچنین بلافاصله پس از تمرکز قوای دشمن در منطقه عملیاتی، به دلیل برتری نیروی نظامی دشمن، امکان پیشروی ایران از بین میرفت و تنها برای حفظ منطقه تصرف شده، تلاش میشد. لذا چنین استدلال میشد که :
«ما جایی میتوانیم بجنگیم که بلافاصله پشت یک رودخانه، یک عارضه یا تنگه ای برسیم تا عوارض طبیعی موجود، مانع حمله دشمن شوند.»
[External Link Removed for Guests]
باور عمومی فرماندهان سپاه چنین بود که ادامه جنگ با اجرای عملیات گسترده با توان موجود امکان پذیر نیست.
رحیم صفوی (فرمانده سپاه پاسداران) :
«از تجارب عملیات های رمضان گرفته تا والفجرها و حتی خیبر و بدر به این نتیجه قطعی رسیدهایم که با این مقدورات و امکانات حاضر که داریم، نمیتوانیم عملیات گسترده داشته باشیم.»
غلامعلی رشید:
«ادامه جنگ به روش پیشین و بر اساس استراتژی دستیابی به یک پیروزی، به بنبست رسیده است.»
استراتژی ادامه جنگ با بسیج تمامی امکانات
سپاه از یک سو به این نتیجه قطعی و روشن رسیده بود که امکان ادامه جنگ با عملیات گسترده وجود ندارد و از سوی دیگر، اوضاع جنگ پس از شکست عملیات بدر، با تشدید فشار به ایران، اجرای عملیات را ضروری ساخته بود.
سپاه پاسداران، علیرغم بنبست و کمبود شدید امکانات، در اندیشه تداوم جنگ بود!
با بررسیهایی که انجام گرفت، این نتیجه حاصل شد که برای ادامه جنگ، بدون ورود کلیه سازمان ها و امکانات کشور، امکان موفقیت وجود ندارد. حداقل توان لازم برای ادامه جنگ، 300 گردان نیرو بود که در آخرین پیشنهاد سپاه ارائه شد.
در عین حال جمع بندی نتایج جلسات فرماندهان سپاه در این مرحله به شرح زیر بود:
1- استراتژی جنگ که بر اساس شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» بوده است با شکست مواجه شده و باید تغییر کند.
2- توان خودی در قیاس با دشمن کاهش یافته و برای ادامه جنگ یا کسب پیروزی کامل نظامی، کافی نیست.
3- با توان موجود، تنها می توان عملیات بسیار محدود انجام داد.
4- باید یک فرماندهی واحد با اختیارات و ستاد تخصصی، با قدرت کشور را به جنگ بکشاند و کلیه امکانات را برای جنگ به کار گیرد.
5- ادامه همکاری سپاه و ارتش امکان پذیر نیست؛ لذا باید به طور مستقل همکاری کنند. هرکدام طرح بدهند، فرماندهی عالی تصمیم بگیرد و هر کدام در زمین پیشنهادی خود بجنگند.
6- به دلیل کمبود شدید آتش توپخانه، نیروی هوایی و زرهی و برتری مطلق دشمن در این زمینهها، اساس جنگ همچنان بر عملیات نیروهای پیاده در شب، همراه با حفظ غافلگیری میباشد.
سپاه بر پایه همین ملاحظات و برای استمرار جنگ، استراتژی جدیدی را تبیین کرد که از اصول زیر پیروی می کرد:
1- ضرورت ادامه جنگ با جنگ درازمدت.
2- اجرای عملیات محدود با هدف زنده نگه داشتن جنگ و فشار نظامی بر دشمن.
3- افزایش توان و سازمان رزم سپاه برای اجرای عملیات گسترده.
4- طرح ریزی و اجرای عملیات گسترده به صورت مستقل.
شرایط سپاه برای اجرای عملیات بزرگ
چنین پیش بینی میشد که با اجرای عملیات محدود، کلیه خطوط دشمن درگیر نگه داشته میشود و برای همین، دشمن جهت اصلی تلاش نیروهای خودی برای اجرای عملیات گسترده را گم خواهد کرد.
سپاه بدین منظور، در فاصله خرداد تا شهریور 1364، سلسله عملیات های محدودی انجام داد که آثار مثبتی داشت. علاوه برا این ها، تلاش برای عملیات گسترده در جنوب با توجه به تجارب حاصله در عملیات های پشین به ویژه عملیات بدر، منجر به تعیین شرایط زیر شد:
1- در اختیار داشتن حداقل 150 گردان نیرو (هدف های ارزشمند در جنوب بدون 150 گردان قابل تصرف نبودند).
2- در اختیار داشتن بیش از یک میلیون گلوله توپ برای آتش پشتیبانی مناسب.
3- سلاح ضد زره هدایت شونده: حداقل 3000 موشک تاو.
4- اجرای تک پشتیبانی در جزیره مینو.
5- شرکت موثر نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی نزدیک هوایی.
عملیات اشغال فاو: نبردي بيهوده
در منطقه جنوب، اجرای هرگونه عملیات گسترده خارج از توان، منجر به شکست قطعی میشد، چون نمیشد از غافلگیری استفاده کرد.
با توان موجود، حداکثر 5 یا 6 روز توان رزم موجود بود. تاخیر در اجرای عملیات گسترده نیز قابل پذیرش نبود، زیرا عدم اجرای عملیات بزرگ، بیشتر از اجرای عملیاتی بزرگ ولی شکست خورده، زیان آور بود. به همین دلیل ضرورتا باید عملیات بزرگ و گسترده انجام میشد.
بحث و بررسی اجرای عملیات در منطقه فاو، از خرداد 1364 آغاز شد.
[External Link Removed for Guests]
برای اجرای موفقیت آمیز عملیات فاو، به دو تک پشتیبانی نیاز بود:
1) عملیات محدود سپاه در جزیره ام الرصاص.
2) عملیات ارتش در منطقه شلمچه.
تجربیات حاصله از عملیات بدر در امر پدافند هوایی، سبب گردید سپاه، قرارگاه رعد به فرماندهی سرلشگر خلبان (شهید) بابایی را در کنترل عملیاتی خود بگیرد و ضمن نصب سیستم پدافند هوایی هاوک، اهداف را برای بمباران نیروی هوایی مشخص کند.
سرانجام در ساعت 10 : 22 مورخ 20 / 11 / 1364 فرمانده کل سپاه، رمز عملیات والفجر 8 را قرائت كرد و دستور حمله صادر شد.
غافلگیری دشمن در این عملیات و تاخیر عراقیها در درک اصلی بودن عملیات در فاو، به نیروهای خودی فرصت داد تا منطقه را پاکسازی و تثبیت نمایند.
پاتک های بسیار سنگین دشمن در این عملیات، 75 روز مداوم به طول انجامید و سرانجام ارتش عراق، با ناامیدی از بازپسگیری منطقه عملیات، حملات خود را متوقف ساخت. تک پشتیبانی سپاه در منطقه ام الرصاص با موفقیت همراه شد ولی ارتش در شلمچه، موفق به پیشروی نشد.
فتح فاو، آثار و نتایج بسیار برجسته و قابل توجهی را به دنبال داشت، زیرا برای نخستین بار پس از فتح خرمشهر، منطقه مورد تهاجم، در یک عملیات بزرگ، پس از تصرف، تثبیت شده بود.
از میان رفتن برتری نظامی عراق، و برخورداری ایران از امتیاز نظامی، توازن نظامی را به سود ایران تغییر داد. این مهم در موقعیتی به دست آمد که تصور میشد عراق، اوضاع نظامی را تحت کنترل دارد و ایران قادر به شکاف عمده در خطوط دفاعی مستحکم عراق نیست. در این زمینه، «ماهر عبدالرشید» از فرماندهان عالیرتبه نظامی عراق که بعدها توسط صدام کشته شد، اعتراف میکند که:
«ایران از روشهای نظامی نوین استفاده کرده است.»
استراتژي دفاع متحرک
عراقیها پس از ناامیدی از بازپس گیری فاو، به دلیل تشدید آسیب پذیری مواضع دفاعی و استحکامات خود و آشکار شدن میزان قدرت دفاعی این کشور، استراتژی موسوم به «دفاع متحرک» را آغاز کردند.
این اقدام عراق، نوعی تجدیدنظر در استراتژی و انتقال از موقعیت دفاعی به تهاجمی بود. در واقع عراقیها قصد در نظر داشتند با کسب پیروزی نظامی، قدرت نظامی خود را مجددا به نمایش بگذارند.
در این راستا صدام گفته بود:
«از دم شروع می کنیم تا به سر (فاو) برسیم.»
آغاز تهاجم عراق در قالب دفاع متحرک، از شمال و در منطقه عملیاتی والفجر 9 به تاریخ 16 / 12 / 1364 آغاز شد و با اشغال مجدد مهران به تاریخ 27 / 2 / 1365، پایان یافت.
گرچه ارتش عراق در فاو شکست خورد و نتوانست مواضع دفاعی خود را حفظ کند و یا منطقه را مجددا بازپس گیرد، ولی آنچه که حائز اهمیت بود و به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفت، توانایی عراق برای 75 روز نبرد بی امان پیاپی در فاو و همچنین اجرای استراتژی طرح موسوم به «دفاع متحرک» بود.
فاو: 75 روز نبرد سنگین و بی امان و البته بينتيجه
عراق به موازات استراتژی دفاع متحرک، نفتکش ها و ترمینال های نفتی ایران در خلیج فارس را به وسیله جنگنده بمب افکن های فرانسوی سوپراتاندارد و میراژ اف1 و موشک های اگزوسه، مورد حمله قرار میداد.
موج جدید حملات عراق، پس از یک توقف سه ماه آغاز شد. هدف های عراق، شامل اردوگاههای نظامی، پالایشگاه های نفت و اهداف غیرنظامی در مناطق مختلف بود.
در ادامه همین روند، عراقیها پس از حمله به خارک، تاسیسات بارگیری نفت جزیره سیری را با کمک عربستان سعودی، مورد حمله قرار دادند.
150 هزار نیروی رزمی ایران، 75 روز نبرد سنگین را در برابر صدها دستگاه تانک و 750 هزار نیروی عراقی انجام دادند و منطقه تصرف شده را با تلفات بسيار بالا حفظ کردند.
عملیات های محدود سپاه
بر خلاف تحلیل های پیشین، پیروزی ایران در فاو، نتایج مثبتی برای پایان دادن به جنگ نداشت، بلکه منجر به تشدید فشار بر ایران شد. از این مرحله به بعد، مقاومت در برابر فشارها، با اجرای عملیات های محدود یا گسترده امکانپذیر بود.
بدین جهت، سپاه سلسله عملیات های محدودی را طرحریزی و اجرا کرد:
* عملیات کربلای 1 به تاریخ 9 / 4 / 1365
* عملیات کربلای 2 به تاریخ 10 / 6 / 1365 در منطقه حاج عمران
* عملیات دریایی کربلای 3 روی اسکله الامیه به تاریخ 10 / 6 / 1365
* عملیات انصار در جزیره جنوبی خیبر به تاریخ 20 / 6 / 1365
* عملیات فتح 1 به تاریخ 19 / 7 / 1365
[External Link Removed for Guests]
بدین ترتیب، ششمین سال جنگ، در حالی پایان یافت که در سخت ترین وضعیت، سپاه با طرح ریزی و اجرای عملیات فاو، توازن جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد؛ اما تشدید فشار بر ایران به جای اعطای امتیاز، کلیه تحلیلها و باورهای پیشین مبنی بر دستیابی به یک پیروزی و خاتمه دادن به جنگ را باطل ساخت. در واقع عمليات فاو، تنها منجر به ايراد تلفات فراوان و صرف هزينههاي سنگين و بيهوده گرديد. استراتژي بيمنطق ادامه جنگ، به تدريح بيهوده بودن خود را به اثبات ميرساند.
اين نظريات كيسينجر، به تدريج آثار خود را در سياست خارجي آمريكا نمايان ساخت و در ادامه تلاشهاي آقاي هاشمي رفسنجاني جهت حل معضل گروگانگيري هواپيماي مسافربري شركت TWA آمريكا، سفر ايشان به چين و ژاپن، ابعاد رابطه با ايران، بسيار مورد توجه دولتمردان آمريكا قرار گرفت و زمينه شكلگيري ماجراي موسوم به مكفارلين نيز از همين جا شروع شد.
جنگ جنگ تا رفع كل فتنه در جهان!
ناآشنایی با مفهوم سیاست، عدم درک توان ابرقدرت ها، که با دخالت ایران در امر حضور نظامی شوروی در افغانستان و همچنین دخالت بيمورد در جنگ سال 1982 لبنان و انفجار مقر تفنگداران نیروی دریایی، همراه بود، همگی انگیزههای کافی برای برخورد با نظام جمهوری اسلامی را نزد دو ابرقدرت وقت، شوروی و آمریکا، فراهم ساخت.
اینکه بر پایه چه سیاستی، منافع ملی ایران بدین شکل نابخردانه زیرپا نهاده شد و دشمنی دو ابرقدرت برای ایران به همین راحتی خریداری شد، جوابشان را تاریخ و شاید عدالتخانههای آینده، برملاسازند.
مهمترين رخداد جنگ در ماه پاياني پنجمين سال، صدور حكم آيت الله خميني به سپاه پاسداران، جهت تشكيل سه نيروي هوايي، دريايي و زميني بود.
يكي از دلایل اين امر، بياعتمادي به نيروهاي ارتش بود. زماني كه حفظ و نگهداري منطقه تصرف شده در عمليات بدر با دشواري بسياري روبهرو شد و فرماندهان در حال تصميمگيري بودند، آقاي سيدحسن روحاني، نماينده مجلس كه در قرارگاه حضور داشت، سعي كرد در جمع آن ها، راهي براي خاتمه دادن به جنگ پيدا كند. آيت الله خميني با حساسيتي بيدليلي كه در مورد پايان جنگ داشتند! دستور دادند كه جلسات مزبور، فورا تعطيل شود.
(خبرگزاري جمهوري اسلامي، گزارشهاي ويژه، 25 / 3 / 1364 - كتاب سالنماي جنگ، صفحه 124)
شهریور 1364 تا شهریور 1365
تغییر توازن به سود ایران
رژیم عراق، روند تحولات جنگ در چهار سال گذشته و حفظ موقعیت نظامی خود را ناشی از برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی خود ارزیابی میکرد. زيرا هر زمان که نیروهای نظامی ایران، پس از درهم شکستن خطوط دفاعی دشمن، با برتری آتش توپخانه، قدرت هوایی و قوای زرهی ارتش عراق مواجه می شدند و مواضع تصرف شده خود را از دست میدادند.
در آن زمان، برتری هوایی عراق، برابر اظهارات رابرت اسبوت، تحلیلگر نظامی موسسهء بینالمللی تحقیقات استراتژیک لندن، شش بر یک بود.
(روزنامه رسالت، 14 / 2 / 65 به نقل از میدل ایست)
در آن زمان، عراق به شدت مشغول تجهیز و همچنین خرید تکنولوژی نظامی به منظور بهسازی سلاحهایش بود. برای مثال عراقیها با کمک شوروی، کارخانهای دایر کرده بودند که تانک های قدیمی تی-55 را به لوله توپ پرقدرت 105 میلیمتری مجهز میساخت.
در این روند، عراقیها با کمک فنی فرانسه، از توانایی لازم برای سوار کردن موشک های فرانسوی بر هواپیماهای ساخت شوروی و بالعکس برخوردار شدند. براي مثال موشك هوا به زمين هدايت شونده روسي Kh-29 را بر روي جنگندههاي ميراژ اف1 سوار كردند.
[External Link Removed for Guests]
همکاری اطلاعاتی آمریکا با عراق و خشم اسرائیل
در فوریه 1986، دستیار امور خارجه آمریکا در مسائل امنیتی که مسئولیت عملیات استانچ را بر عهده داشت، به بغداد سفر کرد تا در مورد توسعه رو به افزایش داد و ستد میان آمریکا و عراق، مذاکره کند.
این اقدام آمریکاییها، باعث خشم و نگرانی مقامات اسرائیلی گشت. بنابر گزارشات، مرکز تحقیقات نظامی «سعد16» در نزدیکی موصل، از جمله این همکاری های مشترک بود.
بعدها، عراقی ها، یک فروند هواپیمای شناسایی RF-4E اسرائیل را بر فراز این مجتمع سرنگون ساختند. (کتاب سوداگری مرگ، ص455)
کمک های اطلاعاتی آمریکا به عراق، به عنوان یکی از مهمترین نیازمندی های این کشور، در صدر موافقت های عراق و آمریکا در سال 1986(1365) بود.
کمکهای بيدريغ عربستان سعودی
آواکس های عربستان سعودی، اطلاعات باارزشی را از فعالیت نیروی هوایی ایران در اختیار عراق قرار میدادند.
هواپیماهای عراقی، با استفاده از همین اطلاعات بود که برای نخستین بار، تاسیسات صدور نفت ایران در جزیره سیری را مورد حمله قرار دادند و در راه بازگشت، با مشایعت جنگنده های F-15 عربستانی، از تانکرهای سوخترسان An-12، اقدام به سوختگیری هوایی کردند.
ادامه کمکهای فرانسه به عراق
علاوه بر کمک های اطلاعاتی آمریکا، فرانسه نیز مانند گذشته، سیل ارسال تسلیحات به عراق را ادامه میداد. یکی از فرودگاه های ناتو در فرانسه، مرکز بارگیری هواپیماهای IL-76 نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غولپیکر باری، هر روز به این فرودگاه میآمدند و موشک هایی نظیر ماترا، ماجیک، اگزوسه، آرمات، انواع بمب های خوشهای، تجهیزات الکترونیکی و رادار را با خود به عراق حمل میکردند. محمولههای تسلیحاتی فرانسه به عراق، آنقدر زیاد بود که تقریبا از اواسط سال 1986 میلادی، حتی هواپیماهای غیرنظامی خط هوایی بغداد - پاریس نیز به حمل جنگافزار میپرداختند.
سازمان های اطلاعاتی فرانسه در نیمه های سال 1986، چنین برآورد کردند که اگر فرانسه، فقط سه هفته از ارسال سلاح به عراق خودداری کند، آن کشور شکست خواهد خورد.
(کتاب سوداگری مرگ، ص453)
کمکهای انگلیس به عراق
شرکت های انگلیسی نیز بر خلاف آنچه که رسما اعلام شده بود، فروش سلاح به عراق را ادامه میدادند.
در این روند، بیش از 1.5 میلیارد دلار تکنولوژی پیشرفته نظامی به عراق صادر کردند؛ این در حالی بود که انگلیسیها، با نصب دستگاه های پیشرفته استراق سمع در دفتر خرید سلاح ایران در لندن، اطلاعات کسب شده را در اختیار عراق قرار میدادند.
توان رزمی عراق در سال 1365
به دنبال تقویت توان رزمی عراق، استعداد ارتش این کشور به شرح زیر برآورد شد :
* 5 لشگر زرهی بسیار مجهز، شامل لشگرهای 3 ، 6 ، 10 ، 12 و 17
* 3 تیپ مستقل زرهی، شامل تیپ های 10 ، 1 و 2 گارد ریاست جمهوری
* 2 لشگر مجهز مکانیزه، شامل لشگرهای 1 و 5
* 5 لشگر پیاده، شامل لشگرهای 2 ، 4 ، 7 ، 8 و 11
* 70 تیپ مستقل پیاده از نیروهای احتیاط
* 15 لشگر که پس از فتح خرمشهر سازماندهی شدند؛ شامل لشگرهای 14، 15، 18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 26، 27، 28، 30 و 31
* لشگرهای زرهی و مکانیزه در قالب 120 گردان تانک و نفربر با استعداد 45 تا 50 تانک، جمعا 5400 تا 6000 دستگاه تانک
* 120 گردان توپخانه صحرایی
* 550 گردان نیروی پیاده
بنا بر برآوردهای موجود که تجزیه و تحلیل آن توسط سردار غلامعلی رشید به تاریخ 25 / 2 / 1364 (معاون عملیات فرمانده کل سپاه) انجام شده بود، ارتش عراق، بر پایه سازمان و نیروی انسانی و تجهیزاتی که در اختیار داشت، از تواناییهای زیر برخوردار بود :
* عراق در هر زمان، توانایی جابهجایی 3 لشگر پیاده را در هر منطقه دارد. یک تیپ پیاده را در عرض تنها 24 ساعت، جابهجا میکند. یک تیپ زرهی را در 72 ساعت از غرب منتقل میکند.
* عراق در هر زمان، دارای 5 لشگر زرهی و مکانیزه بسیار مجهز و آماده است که در عرض 4 تا 5 روز، قابلیت مانور و جابهجایی سریع را دارد.
* عراق در هر زمان، توانایی آزادسازی 40 گردان توپخانه را دارد که در خط جمع کند و در یک نقطه تمرکز بدهد.
* عراق، توانایی یک ماه بمباران سنگین و فشار هوایی را به گستردگی عملیات بدر در اختیار دارد.
* عراق، توانایی اداره 2 عملیات هم زمان به وسعت 3 تا 4 لشگر را دارد.
* عراق در برابر عملیات آفندی ما که با 100 گردان انجام شده باشد، میتواند با 300 گردان آزاد، مقابله کند.
مشکل ایران در مرحله جدید جنگ، با توجه به افزایش توان نظامی عراق، اساسا ناشی از این بود که قادر به کسب پیروزی قاطع نظامی برای تغییر توازن به سود خود نبود.
در سال ششم جنگ، در وضعیتی که دشمن بعثی 550 گردان نیروی پیاده در اختیار داشت و برای مقابله با عملیات های ایران، از 300 گردان نیروی آزاد برخوردار بود، سپاه تنها 80 گردان نیرو، آن هم تنها برای 7 روز جنگ در اختیار داشت. ضمنا اینکه بخشی از توان رزمی سپاه به عنوان یک نیروی دفاعی در مناطق تصرف شده مانند جزیره مجنون و هور زمین گیر شده بودند.
در این روند، کاهش توان ایران در برابر عراق، دو عارضه اساسی به دنبال داشت:
1- ایران نمیتوانست از امکان غافلگیری و تجزیه قوای دشمن بهره ببرد.
2- قوای نظامی ایران، فاقد توانایی لازم برای یک نبرد طولانی در یک عملیات بودند.
با توجه به واقعیت های موجود، کم کم این اعتقاد به وجود آمد که با این توان نمیتوانیم غافلگیری را رعایت کنیم و قطعا باید این توان 3 برابر شود که با یکی دشمن را فریب دهیم و با 2 توان دیگر، بتوانیم به طور جدی عملیات کنیم.
اجتناب از رویارویی با دشمن، پس از عملیات ناموفق رمضان سبب گردید که ایران برای عملیات، همواره در جستجوی منطقهای باشد که دشمن در آنجا حضور ندارد. این مسئله گرچه در عمل منجر به غافلگیری و بدستگیری ابتکار عمل میشد، ولی نشاندهنده کاستیهای نظامی ایران بود.
همچنین بلافاصله پس از تمرکز قوای دشمن در منطقه عملیاتی، به دلیل برتری نیروی نظامی دشمن، امکان پیشروی ایران از بین میرفت و تنها برای حفظ منطقه تصرف شده، تلاش میشد. لذا چنین استدلال میشد که :
«ما جایی میتوانیم بجنگیم که بلافاصله پشت یک رودخانه، یک عارضه یا تنگه ای برسیم تا عوارض طبیعی موجود، مانع حمله دشمن شوند.»
[External Link Removed for Guests]
باور عمومی فرماندهان سپاه چنین بود که ادامه جنگ با اجرای عملیات گسترده با توان موجود امکان پذیر نیست.
رحیم صفوی (فرمانده سپاه پاسداران) :
«از تجارب عملیات های رمضان گرفته تا والفجرها و حتی خیبر و بدر به این نتیجه قطعی رسیدهایم که با این مقدورات و امکانات حاضر که داریم، نمیتوانیم عملیات گسترده داشته باشیم.»
غلامعلی رشید:
«ادامه جنگ به روش پیشین و بر اساس استراتژی دستیابی به یک پیروزی، به بنبست رسیده است.»
استراتژی ادامه جنگ با بسیج تمامی امکانات
سپاه از یک سو به این نتیجه قطعی و روشن رسیده بود که امکان ادامه جنگ با عملیات گسترده وجود ندارد و از سوی دیگر، اوضاع جنگ پس از شکست عملیات بدر، با تشدید فشار به ایران، اجرای عملیات را ضروری ساخته بود.
سپاه پاسداران، علیرغم بنبست و کمبود شدید امکانات، در اندیشه تداوم جنگ بود!
با بررسیهایی که انجام گرفت، این نتیجه حاصل شد که برای ادامه جنگ، بدون ورود کلیه سازمان ها و امکانات کشور، امکان موفقیت وجود ندارد. حداقل توان لازم برای ادامه جنگ، 300 گردان نیرو بود که در آخرین پیشنهاد سپاه ارائه شد.
در عین حال جمع بندی نتایج جلسات فرماندهان سپاه در این مرحله به شرح زیر بود:
1- استراتژی جنگ که بر اساس شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» بوده است با شکست مواجه شده و باید تغییر کند.
2- توان خودی در قیاس با دشمن کاهش یافته و برای ادامه جنگ یا کسب پیروزی کامل نظامی، کافی نیست.
3- با توان موجود، تنها می توان عملیات بسیار محدود انجام داد.
4- باید یک فرماندهی واحد با اختیارات و ستاد تخصصی، با قدرت کشور را به جنگ بکشاند و کلیه امکانات را برای جنگ به کار گیرد.
5- ادامه همکاری سپاه و ارتش امکان پذیر نیست؛ لذا باید به طور مستقل همکاری کنند. هرکدام طرح بدهند، فرماندهی عالی تصمیم بگیرد و هر کدام در زمین پیشنهادی خود بجنگند.
6- به دلیل کمبود شدید آتش توپخانه، نیروی هوایی و زرهی و برتری مطلق دشمن در این زمینهها، اساس جنگ همچنان بر عملیات نیروهای پیاده در شب، همراه با حفظ غافلگیری میباشد.
سپاه بر پایه همین ملاحظات و برای استمرار جنگ، استراتژی جدیدی را تبیین کرد که از اصول زیر پیروی می کرد:
1- ضرورت ادامه جنگ با جنگ درازمدت.
2- اجرای عملیات محدود با هدف زنده نگه داشتن جنگ و فشار نظامی بر دشمن.
3- افزایش توان و سازمان رزم سپاه برای اجرای عملیات گسترده.
4- طرح ریزی و اجرای عملیات گسترده به صورت مستقل.
شرایط سپاه برای اجرای عملیات بزرگ
چنین پیش بینی میشد که با اجرای عملیات محدود، کلیه خطوط دشمن درگیر نگه داشته میشود و برای همین، دشمن جهت اصلی تلاش نیروهای خودی برای اجرای عملیات گسترده را گم خواهد کرد.
سپاه بدین منظور، در فاصله خرداد تا شهریور 1364، سلسله عملیات های محدودی انجام داد که آثار مثبتی داشت. علاوه برا این ها، تلاش برای عملیات گسترده در جنوب با توجه به تجارب حاصله در عملیات های پشین به ویژه عملیات بدر، منجر به تعیین شرایط زیر شد:
1- در اختیار داشتن حداقل 150 گردان نیرو (هدف های ارزشمند در جنوب بدون 150 گردان قابل تصرف نبودند).
2- در اختیار داشتن بیش از یک میلیون گلوله توپ برای آتش پشتیبانی مناسب.
3- سلاح ضد زره هدایت شونده: حداقل 3000 موشک تاو.
4- اجرای تک پشتیبانی در جزیره مینو.
5- شرکت موثر نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی نزدیک هوایی.
عملیات اشغال فاو: نبردي بيهوده
در منطقه جنوب، اجرای هرگونه عملیات گسترده خارج از توان، منجر به شکست قطعی میشد، چون نمیشد از غافلگیری استفاده کرد.
با توان موجود، حداکثر 5 یا 6 روز توان رزم موجود بود. تاخیر در اجرای عملیات گسترده نیز قابل پذیرش نبود، زیرا عدم اجرای عملیات بزرگ، بیشتر از اجرای عملیاتی بزرگ ولی شکست خورده، زیان آور بود. به همین دلیل ضرورتا باید عملیات بزرگ و گسترده انجام میشد.
بحث و بررسی اجرای عملیات در منطقه فاو، از خرداد 1364 آغاز شد.
[External Link Removed for Guests]
برای اجرای موفقیت آمیز عملیات فاو، به دو تک پشتیبانی نیاز بود:
1) عملیات محدود سپاه در جزیره ام الرصاص.
2) عملیات ارتش در منطقه شلمچه.
تجربیات حاصله از عملیات بدر در امر پدافند هوایی، سبب گردید سپاه، قرارگاه رعد به فرماندهی سرلشگر خلبان (شهید) بابایی را در کنترل عملیاتی خود بگیرد و ضمن نصب سیستم پدافند هوایی هاوک، اهداف را برای بمباران نیروی هوایی مشخص کند.
سرانجام در ساعت 10 : 22 مورخ 20 / 11 / 1364 فرمانده کل سپاه، رمز عملیات والفجر 8 را قرائت كرد و دستور حمله صادر شد.
غافلگیری دشمن در این عملیات و تاخیر عراقیها در درک اصلی بودن عملیات در فاو، به نیروهای خودی فرصت داد تا منطقه را پاکسازی و تثبیت نمایند.
پاتک های بسیار سنگین دشمن در این عملیات، 75 روز مداوم به طول انجامید و سرانجام ارتش عراق، با ناامیدی از بازپسگیری منطقه عملیات، حملات خود را متوقف ساخت. تک پشتیبانی سپاه در منطقه ام الرصاص با موفقیت همراه شد ولی ارتش در شلمچه، موفق به پیشروی نشد.
فتح فاو، آثار و نتایج بسیار برجسته و قابل توجهی را به دنبال داشت، زیرا برای نخستین بار پس از فتح خرمشهر، منطقه مورد تهاجم، در یک عملیات بزرگ، پس از تصرف، تثبیت شده بود.
از میان رفتن برتری نظامی عراق، و برخورداری ایران از امتیاز نظامی، توازن نظامی را به سود ایران تغییر داد. این مهم در موقعیتی به دست آمد که تصور میشد عراق، اوضاع نظامی را تحت کنترل دارد و ایران قادر به شکاف عمده در خطوط دفاعی مستحکم عراق نیست. در این زمینه، «ماهر عبدالرشید» از فرماندهان عالیرتبه نظامی عراق که بعدها توسط صدام کشته شد، اعتراف میکند که:
«ایران از روشهای نظامی نوین استفاده کرده است.»
استراتژي دفاع متحرک
عراقیها پس از ناامیدی از بازپس گیری فاو، به دلیل تشدید آسیب پذیری مواضع دفاعی و استحکامات خود و آشکار شدن میزان قدرت دفاعی این کشور، استراتژی موسوم به «دفاع متحرک» را آغاز کردند.
این اقدام عراق، نوعی تجدیدنظر در استراتژی و انتقال از موقعیت دفاعی به تهاجمی بود. در واقع عراقیها قصد در نظر داشتند با کسب پیروزی نظامی، قدرت نظامی خود را مجددا به نمایش بگذارند.
در این راستا صدام گفته بود:
«از دم شروع می کنیم تا به سر (فاو) برسیم.»
آغاز تهاجم عراق در قالب دفاع متحرک، از شمال و در منطقه عملیاتی والفجر 9 به تاریخ 16 / 12 / 1364 آغاز شد و با اشغال مجدد مهران به تاریخ 27 / 2 / 1365، پایان یافت.
گرچه ارتش عراق در فاو شکست خورد و نتوانست مواضع دفاعی خود را حفظ کند و یا منطقه را مجددا بازپس گیرد، ولی آنچه که حائز اهمیت بود و به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفت، توانایی عراق برای 75 روز نبرد بی امان پیاپی در فاو و همچنین اجرای استراتژی طرح موسوم به «دفاع متحرک» بود.
فاو: 75 روز نبرد سنگین و بی امان و البته بينتيجه
عراق به موازات استراتژی دفاع متحرک، نفتکش ها و ترمینال های نفتی ایران در خلیج فارس را به وسیله جنگنده بمب افکن های فرانسوی سوپراتاندارد و میراژ اف1 و موشک های اگزوسه، مورد حمله قرار میداد.
موج جدید حملات عراق، پس از یک توقف سه ماه آغاز شد. هدف های عراق، شامل اردوگاههای نظامی، پالایشگاه های نفت و اهداف غیرنظامی در مناطق مختلف بود.
در ادامه همین روند، عراقیها پس از حمله به خارک، تاسیسات بارگیری نفت جزیره سیری را با کمک عربستان سعودی، مورد حمله قرار دادند.
150 هزار نیروی رزمی ایران، 75 روز نبرد سنگین را در برابر صدها دستگاه تانک و 750 هزار نیروی عراقی انجام دادند و منطقه تصرف شده را با تلفات بسيار بالا حفظ کردند.
عملیات های محدود سپاه
بر خلاف تحلیل های پیشین، پیروزی ایران در فاو، نتایج مثبتی برای پایان دادن به جنگ نداشت، بلکه منجر به تشدید فشار بر ایران شد. از این مرحله به بعد، مقاومت در برابر فشارها، با اجرای عملیات های محدود یا گسترده امکانپذیر بود.
بدین جهت، سپاه سلسله عملیات های محدودی را طرحریزی و اجرا کرد:
* عملیات کربلای 1 به تاریخ 9 / 4 / 1365
* عملیات کربلای 2 به تاریخ 10 / 6 / 1365 در منطقه حاج عمران
* عملیات دریایی کربلای 3 روی اسکله الامیه به تاریخ 10 / 6 / 1365
* عملیات انصار در جزیره جنوبی خیبر به تاریخ 20 / 6 / 1365
* عملیات فتح 1 به تاریخ 19 / 7 / 1365
[External Link Removed for Guests]
بدین ترتیب، ششمین سال جنگ، در حالی پایان یافت که در سخت ترین وضعیت، سپاه با طرح ریزی و اجرای عملیات فاو، توازن جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد؛ اما تشدید فشار بر ایران به جای اعطای امتیاز، کلیه تحلیلها و باورهای پیشین مبنی بر دستیابی به یک پیروزی و خاتمه دادن به جنگ را باطل ساخت. در واقع عمليات فاو، تنها منجر به ايراد تلفات فراوان و صرف هزينههاي سنگين و بيهوده گرديد. استراتژي بيمنطق ادامه جنگ، به تدريح بيهوده بودن خود را به اثبات ميرساند.

- پست: 447
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2025 بار
- سپاسهای دریافتی: 1292 بار
شهريور 1365 تا شهريور 1366
مذاكره مستقيم با آمريكا و تثبيت توازن به سود ايران
زمينههاي شكلگيري مذاكرات پنهاني با مقامات ارشد آمريكايي، ضمن ارسال قطعات حساس يدكي نظامي به ايران در قبال آزادي گروگان هاي آمريكايي در لبنان، از سال 1364 آغاز شد. به دنبال ميانجیگري ايران جهت آزادي گروگانهاي آمريكايي در بيروت و سپس كمك به حل هواپيماي مسافربري ربوده شده شركت TWA در بيروت، پس از سفر آقاي هاشمي رفسنجاني به سوريه، توجه آمريكا مجددا به ايران جلب شد.
رونالد ريگان رئيس جمهور سابق آمريكا:
اكنون هجده ماه است كه طي يك ابتكار سياسي محرمانه، ارتباط با ايران را در جريان كار خود قرار دادهايم. براي استفاده از اين ابتكار، سادهترين و بهترين دلایل را در اختيار داريم:
1- تجديد روابط دوستانه با ايران؛
2- اقدامي شرافتمندانه براي خاتمه دادن به جنگ شش ساله ايران و عراق؛
3- محو كردن تروريسم دولتي و خرابكاري؛
4- تاثير بخشيدن به روند بازگشت تمامي گروگانها.
در گزارش سري هنري كيسينجر به ريگان، ضرورت گشودن كانالهاي مستقيم براي مذاكره با ايران مورد تاكيد قرار گرفته است.
بر پايه همين ملاحظات، آمريكاييها مذاكرات محرمانهاي را از طريق يك ميانجي در لندن آغاز كردند و اميدوار بودند با بهرهبرداري از اختلافنظر ميان جناحهاي سياسي ايران، با ارائه امتيازاتي نظير فروش قطعات هواپيماهاي F-14 و موشك هاي فونيكس، براي تحكيم موقعيت جناح سياسي ميانهروي ايران، اقدام نمايند.
متعاقب تماسها و اقدامات دوجانبهاي كه با درايت آقاي هاشمي رفسنجاني و از سال 1364 آغاز شد، هماهنگي لازم براي سفر هيات عاليرتبه آمريكايي به تهران فراهم گشت.
كليه اين اطلاعات و مطالبي كه در همين زمينه به آن اشاره خواهد شد، با استفاده از گزارش موسوم به «تاور» ترجمه وزارت خارجه ايران نوشته شده است.
يك سفر دوستانه به تهران
صبح روز يكشنبه 25 مي 1986 برابر 4 خرداد 1365، هيات عاليرتبه آمريكايي به رياست رابرت مكفارلين و به همراهي سرهنگ اليور نورث، جرج كيو، تيچر، نير و رابط ارشد سازمان سيا، وارد فرودگاه مهرآباد تهران شده و مورد استقبال مقامات ايراني قرار گرفتند.
هيات آمريكايي پس از استقرار در هتل، اولين دور مذاكرات خود را در ساعت 17 آغاز كردند. در اين جلسه، هيات آمريكايي به رياست مكفارلين، نظريات خود را در زمينههاي مختلف بيان كردند و متقابلا نظريات و پاسخهاي هيات ايراني را استماع كردند.
[External Link Removed for Guests]
سرهنگ اليور نورث درون تاكسي- خياباني در تهران (خرداد ماه 1365)
مذاكرات در تهران
در اين جلسه، اولويت اصلي، «ساختن پل اطمينان» ذكر شد و مكفارلين حضور خود را در ايران، به نمايندگي از طرف رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا دانست.
وي سفر خود به تهران را نشان دهنده شروع فصل جديدي در مناسبات بين دو كشور ذكر كرد. وي همچنين تاكيد كرد كه براي نشان دادن حسن نيت آماده است اقلام مورد نياز ايران را تماما تامين نمايد. طرف ايراني نيز اظهار داشت:
«به هر حال انتظار داريم كه اقلام بيشتري از طرف شما دريافت نمائيم تا در موقعيت بهتري از جهت رهبران خود باشيم. ايران 6 سال است كه درگير جنگ است. تصرف فاو، موفقيت بزرگي بود. ما انتظار دريافت تجهيزات بيشتري را داريم.»
همچنين طرف ايراني در مورد ميزان سلاح و قطعات يدكي حمل شده به ايران توسط هواپيماي هيات آمريكايي اعتراض كرد.
دريادار نورث نيز محدوديت سوخت و وزن هواپيما را علت محدوديت در حمل سلاح ذكر كرد.
بدين ترتيب جلسه در ساعت 19 به پايان رسيد.
دور دوم مذاكرات به تاريخ 26 مي 1986 برابر دوشنبه 5 خرداد 1365 ساعت 30 : 15 آغاز شد. مكفارلين در اين جلسه گفت:
«هدف از آمدن به اينجا، ايجاد اساسي براي اعتماد و سپس پرداختن به مسائل مهم ميباشد.»
منظور از موضوعات مهم از نظر وي، موضوعاتي درباره شوروي و افغانستان بود.
لازمه صحبت در اين زمينه ملاقات با وزرا بود.
وي در اين جلسه اظهار داشت:
«مايلم با وزراي شما ملاقات نمايم.»
وي دليل اين مسئله را عمدتا به دليل موقعيت خودش ميدانست.
دور دوم مذاكرات در ساعت 16 پايان يافت و به نظر ميرسيد انتظار هيات آمريكايي اين بود كه براي تصميمگيري به ملاقات در سطوح بالاتر نياز است.
در دور سوم مذاكرات كه ساعت 30 : 19 همان روز آغاز شد، مكفارلين در جلسه شركت نكرد و اليور نورث صريحا اظهار كرد:
«چيزي كه ما به آن اميد بسته بوديم، توافق در خصوص جهت گفتگوها بين ايران و آمريكا بود. براي اين هدف، تصميمات سياسي لازم است.»
وي همچنين در مورد لو رفتن مذاكرات، قبل از دستيابي به نتايج روشن از سوي روسها نگران بود. هوارد تيچر در اين جلسه بخشي از تهديدات شوروي عليه ايران از جمله استقرار 26 لشگر در نزديكيهاي ايران و اجراي تمريناتي براي اقدمات نظامي عليه ايران را برشمرد.
جرج كيو يكي ديگر از اعضاي هيات آمريكايي را اين گونه اعلام كرد:
«ما براي توجيه اطلاعاتي، هشت ساعت مواد توجيهي در اختيار داريم.»
در ادامه گفتگوها، طرف ايراني گفت:
«پذيرش سفر مكفارلين به ايران، يك تحول جديد سياسي بوده است.»
نورث مجددا سوال كرد كه آيا ميتوانند ترتيب ملاقات مكفارلين و رهبران ايران را بدهند.
قرار شد اين درخواست منتقل شود و ادامه مذاكرات در ساعت 10 صبح روز 27 مي 1986، پيگيري شود.
اين جلسه در ساعت 5 / 1 بامداد پس از يك بحث سنگين به پايان رسيد.
در واقع معضل اصلي در اين مرحله، با توجه به حضور مكفارلين به عنوان نماينده رئيس جمهور آمريكا در ايران و درخواست وي براي گفتگو با مسئولين رده بالا، عدم تمايل غيرمنطقي و بيدليل آيت الله خميني بود. ايشان در اين مورد گفتند:
« هيچ يك از مسئولين با آنها مذاكره نكند »
در چهارمين دور مذاكرات كه در ساعت 10 صبح مورخ 28 مي 1986 برابر سهشنبه 6 خرداد 1365 انجام شد، طرف ايراني با مخالفتي كه از سوي رهبر ايران ابراز شده بود، جهت به بنبست كشاندن مذاكرات و انداختن سنگ پيش پاي هيات آمريكايي، شرایط ويژه و غيرقابل انجامي را براي آزادي گروگان ها مطرح كردند!
(خروج اسرائيل از جولان و جنوب لبنان، بازگشت آنتوانلحد به شرق بيروت، آزادي زندانيان اسير در كويت و . . . )
در اين جلسه، بحثها از ماهيت سياسي برخوردار بودند. جلسه براي صرف ناهار تعطيل شد و مكفارلين در گزارش خود به دريادار پويندكستر، گزارش جلسه را براي گرفتن دستور از رئيس جمهور، مخابره كرد.
در اين جلسه، آمريكاييها تاكيد كردند:
«شوروي تا ميزان قابل توجهي براي جلوگيري از شكست عراق در برابر ايران، جلو خواهند رفت، زيرا چنانچه عراق در جنگ شكست بخورد، اعتبار شوروي در منطقه به نحوي مصيبتبار اسيب خواهد ديد، ما فكر ميكنيم كه شوروي تمامي نيازهاي عراق را تامين نمايد و اگر كافي نباشد، به طور مستقيم با نيروي نظامي به ايران فشار خواهند آورد.»
در پايان جلسه توافق شد طرفين از شعار عليه يكديگر بكاهند و خود را به گفتگوهاي مستمر براي رفع اختلاف، متعهد نمايند و جلسات محرمانه باشد.
دوره پنجم مذاكرات در همان روز از ساعت 17 آغاز شد. در اين جلسه بر خلاف مذاكرات جلسه صبح، بحثها در مورد دشواريهاي موجود براي آزادي گروگان ها بود.
هيات آمريكايي مايل بود كه كليه گروگان ها آزاد شوند. طرف ايراني با ذكر دشواريها، بر اين مسئله تاكيد ميكرد كه سلاحهايي كه به همراه هيات آمريكايي آورده شده، كمتر از آن چيزي است كه انتظار ميرفت و بايد سلاحهاي بيشتري تحويل شود. مكفارلين در اين جلسه اظهار داشت كه تمامي اقلام مورد نياز ايران آماده است و به مجرد اينكه گروگان ها در اختيارشان قرار گيرد، سلاحها و قطعات يدكي مورد نياز ايران را ظرف 10 ساعت، ارسال خواهند كرد.
جلسه پنجم نيز باز هم بدون نتيجه در ساعت 18 به پايان رسيد.
دور ششم مذاكرات مجددا در همان روز از ساعت 30 : 21 آغاز شد. به دليل عدم حصول نتيجه و تمايل بازگشت در هيات آمريكاييها، گذرنامه آن ها بازگردانده شد. آمريكاييها در اين جلسه، پيشنويس پيشنهاد براي تكامل تدريجي روابط را تسليم كردند.
آخرين دور گفتگوها به تاريخ 28 مي 1986 برابر چهارشنبه 7 خرداد 1365 انجام گرفت.
مكفارلين معتقد بود:
« به دليل مخالفت آيت الله خميني، فرصت مهمي براي ايران بود كه از دست رفت »
برابر پيشنويس موافقتنامه 27 مي 1986 برابر سهشنبه 6 خرداد 1365، گفتگوي سياسي ميان طرفين تا زمان افشاي اين روابط در آبان 1365 و مدتي پس از آن ادامه يافت.
بعدها با افشاي اين روابط و معاملات، بحراني سياسي در آمريكا پديد آمد و منجر به بی اعتمادي متحدين آمريكا در منطقه نسبت به سياست خارجي آمريكا شد.
مجموع اين عوامل، باعث شدند كه بخشي از تلاش آمريكا، صرف خروج از اين وضعيت شود و براي كسب اعتماد مجدد، تشديد فشار مستمر بر ايران، در دستور كار قرار گرفت.
[External Link Removed for Guests]
راست: رابرت مك فارلين، اميرام نير (افسر اسرائیلی) و سرهنگ اليور نورث،
لحظاتي پس از پرواز از مهرآباد به تلآويو در حال گزارش نتايج مذاكرات
[External Link Removed for Guests]
از عدم موفقيت براي ارتباط با تهران، مسئوليت ناكامي بر گردن اليور نورث انداخته شد
در حالي كه وي تنها از طرف رونالد ريگان مامور بوده است.
تشديد حملات عراق به مراكز اقتصادي
پس از افشاي ارسال پنهاني اسلحه به ايران، عراقيها حملات هوايي خود را افزايش دادند. همچنين در پي بمباران نيروگاه برق نكا در آذر ماه 1365، روزنامه ساندي تلگراف به نقل از ديپلمات هاي مستقر در بغداد نوشت:
«كمكهاي اطلاعاتي آمريكا به عراق، اين كشور را قادر ساخت به تاسيسات اقتصادي ايران و نيروگاه نكا، ضربه وارد كند.»
پس از ناكامي آمريكا براي ايجاد ارتباط و نزديك شدن با ايران، هدف آمريكا بر اين قرار گرفت كه جنگ بدون داشتن طرف بازنده يا پيروز، پايان يابد. در اثر تهاجمات هوايي عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران و به موازات آن تهديد كمپانيهاي صادر كننده نفت ايران و حمله به نفتكشها، ترمينالهاي نفتي و كشتيهاي تجاري، وضعيت اقتصادي جمهوري اسلامي رو به وخامت شديد گذاشت.
ضمن اينكه قيمت نفت به كمتر از 10 دلار كاهش يافت؛ بدين ترتيب، درآمدهاي نفتي ايران در سال 1366 به رقم 40% سال 1356 كاهش يافت.
عمليات كربلاي 4 : يك عمليات ناموفق ديگر سپاه
در اين موقعيت دشوار، عمليات كربلاي 4 كه سپاه پاسداران از مدت ها قبل، طرحريزي و آمادهسازي كرده بود، براي اجرا آماده شد.
منطقه عملياتي در حدفاصل پنجضلعي در شمال شلمچه تا 4 كيلومتري انتهاي جزيره جنوبي جزيره مينو قرار داشت.
چنين تدبير شد كه عمليات از دو محور شلمچه و ابوالخصيب با هدف بصره، طرحريزي شود. عبور از جزایر امالرصاص و بوارين در واقع تاكتيك ويژه عمليات بود.
به نظر ميرسيد با پيشروي به سمت ابوالخصيب و بصره و با مسدود كردن عقبه سپاه هفتم عراق و عبور از ميان خط حد سپاه سوم و سپاه هفتم عراق ميتوان دشمن را تجزيه كرد و به پيشروي در عمق ادامه داد.
عمليات كربلاي 4 سرانجام به تاريخ 3 / 10 / 1365 آغاز شد.
تنها به فاصله 24 ساعت پس از شروع عمليات، به دليل وضعيت جديدي كه در خطوط درگيري به وجود آمد، فرمانده كل سپاه، دستور توقف عمليات را صادر كرد. به دليل افشاي عمليات بر اساس اطلاعات ارسالي آمريكا و همچنين استفاده عراق از تجارب عمليات فاو، امكان پيروزي از بين رفته بود و شكست سختي به يگان هاي شركت كننده در عمليات وارد شده بود.
با پيدايش وضعيت جديد، به نظر ميرسيد كه توازن جنگ كه پس از فتح فاو به سود ايران تغيير كرده بود، مجددا در حال تغيير به سود عراق ميباشد. در چنين موقعيت دشواري، مجددا تمامي طرحهاي عملياتي مورد بازبيني قرار گرفت و سرانجام منطقه شلمچه به دليل موفقيت لشگر 19 فجر و تيپ 57 حضرت ابوالفضل در محور شلمچه در زمان اجراي عمليات كربلاي4، مورد توجه فرمانده كل سپاه قرار گرفت.
عمليات كربلاي 5
كمتر از دو هفته از توقف و شكست عمليات كربلاي4، در روزهاي آغازين دي ماه 1365، سپاه پاسداران عمليات كربلاي 5 را در ساعت 2 بامداد 19 / 10 / 1365 در منطقه شرق بصره آغاز كرد. تاخير در واكنش دشمن، نشاندهنده حضور نيروهاي عراقي در منطقه فاو براي بازپسگيري آن بود.
[External Link Removed for Guests]
شهيد: حاصل عمليات بينتيجه كربلاي 5
تاكتيك ويژه عمليات، عبور از كانال پرورش ماهي و اجتناب از تك جبههاي از منطقه شلمچه بود.
سرانجام پس از يك نبرد بسيار سخت، پرتلفات و دشوار، نيروها در شرق نهر جاسم، استقرار يافتند و عراقيها به رغم تمام تلاشهايي كه انجام دادند، نتوانستند مناطق تصرف شده بازپس گيرند.
اگرچه عراق نتوانست مناطق تصرف شده را بازپس گيرد، ولي ثابت كرد كه ميتواند از بصره دفاع كند. ايران نيز متقاعد شد كه حتی با عمليات هاي خوب تدارك يافته هم نميتوان عراق را شكست داد.
عراق براي جبران شكست در عمليات كربلاي5، مجددا حملات سنگين هوايي به شهرها و مردم بيدفاع را از سر گرفت.
روسها و سيل ارسال تسليحات به عراق
روسها كه از همپيمانان سنتي رژيم بغداد به شمار ميرفتند، با پيدايش تنش در روابط ايران و آمريكا، حمايت از عراق را با افزايش ارسال انواع سلاح به اين كشور تشديد كردند.
بنا بر برخي گزارشها، شوروي از اول ژانويه 1987، يك پل هوايي براي ارسال موشكهاي زمين به زمين با برد متوسط از نوع «اسكاد بي»، تانكهاي تي-72، هواپيماهاي ميگ-23، ميگ-27 و چهار هواپيماي سوخترسان ایلوشین-78 به كار انداخت.
عراق به موازات حملات سنگين هوايي خود جهت قطع صدور نفت ايران، تدريجا استراتژي نظامي خود را با كمك مستشاران روس، مورد بازبيني قرار داد و به اين نتيجه رسيد كه سرنوشت جنگ روي زمين تعيين خواهد شد، لذا به موازات افزايش توان نظامي، دستور كار نظامي تهاجميتري را مورد توجه قرار داد.
[External Link Removed for Guests]
مقابله به مثل جمهوری اسلامی ایران در خليجفارس
جمهوري اسلامي ایران براي مقابله با تشديد حملات عراق، سياست امنيت در خليجفارس براي همه يا هيچكس را دنبال ميكرد.
سياست مقابله به مثل ايران، با توجه به امكانات بسيار محدود و عدم تمايل به اين امر، مراحل مختلفي را پشت سر نهاد:
*مرحله اول
در مرحله اول، تا سال 1363، ايران به ازاي هر سه حمله عراق، تنها يك مورد را پاسخ ميداد. روش اقدام، استفاده از جنگندههاي F-4E و پرتاب موشك ماوريك (AGM-65) به سمت كشتيها بود.
اين موشك ها منجر به غرق شدن كشتي نميشدند ولي خساراتي را به آن وارد ميكردند.
در اين مرحله، دو شكاري F-4E پايگاه شكاري بوشهر، كه در تعقيب جنگندههاي عراقي بودند، توسط هواپيماهاي شكاري F-15 عربستان سعودي هدف قرار گرفتند و سقوط كردند و بدين ترتيب، سياست مقابله به مثل و دفاع با استفاده از هواپيما، متوقف شد.
*مرحله دوم
در مرحله دوم، ضرورت مقابله به مثل سبب گرديد با استفاده از هليكوپترهاي نيروي دريايي و با استقرار آنها روي برخي سكوهاي نفتي در منطقه جنوبي خليجفارس كه در برابر مسير كشتيراني قرار داشت، براي مقابله به مثل اقدام شود؛ اما به دنبال حمله هوايي سنگين عراق به سكوي نفتي سلمان كه بيش از 100 ميليون دلار خسارت به دنبال داشت، عملا اين شيوه نيز كنار گذاشته شد.
*مرحله سوم
در مرحله سوم، به كارگيري توپخانه نيروي دريايي ارتش در منطقه بعد از تنگه هرمز از سال 1365 دنبال شد ولي نتيجه قابل توجهي نداشت.
*مرحله چهارم
حضور فعالانه سپاه، مرحله چهارم از سياست مقابله به مثل ايران را تشكيل ميداد و آثار آن، تنها چند ماه پس از فروردين 1366 آشكار شد.
در این مرحله، برخورد نفتکش ها به مین، حملات قایق های تندرو و شلیک موشک های کرم ابریشم، زمینههای گسترش درگیری را به ساير کشورهای منطقه به وجود آورد.
درخواست عاجزانه کویت از آمریکا برای اسکورت نفتکشهایش، در این مرحله اتفاق افتاد اما آمریکا در وهله اول، از اجابت درخواست کویتیها خودداری کردند.
اما کویت با ارائه همین پیشنهاد به شوروی و پذیرش آن، آمریکاییها را تحریک کرد تا پس از یک بررسی جدی در کنگره آمریکا و بحث میان کنگره و دولت، سرانجام پرچم آمریکا را بر فراز نفتکشهای کویت به اهتزاز درآورند.
آمریکاییها به موازات این اقدام، پس از تلاشهای گسترده در سازمان ملل، سرانجام قطعنامه 598 را به تصویب رساندند كه متضمن كليه حقوق مورد درخواست ايران بود اما به دلایل واهي در زمان صدور، توسط جمهوري اسلامي ایران پذيرفته نشد.
در همین زمان، صدها تن از حجاج ایرانی توسط نظامیان عربستان سعودی در مکه قتل عام شدند.
برابر شواهد موجود، پس از مخالفت رهبر ایران با گفتگو با مقامات آمریکایی، پذيرش قطعنامه 598 و همچنین افشا شدن ارتباط با آمریکا در ماجرای مک فارلین، آمریکاییها با حضور گسترده در منطقه خلیج فارس و اسکورت نفتکشها، در نظر داشتند با ابتکار عمل جدید، پایان جنگ را فراهم سازند.
بدین ترتیب هفتمین سال جنگ در حالی به پایان رسيد که دامنه فشار علیه ایران گسترش بسياري ميیافت و موانع و دشواریهای ادامه جنگ و فائق آمدن بر مشکلات و برخورداری از وضعیت مناسب برای پایان جنگ، بیش از گذشته خودنمایی میکرد.
قطعنامه 598 به دلایل واهي پذيرفته نگرديد و امكان نزديكي روابط سياسي و نظامي با آمريكا به دليل مخالفت بيدليل و بيمنطق رهبر ايران بر باد فنا رفت.
پس از اصابت موشك كرم ابريشم ايران به اسكله نفتي الاحمدي كويت در بامداد 30 مهر 1366 و انفجار يك بمب در كويت در دوم آبان همان سال، رونالد ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا، با توجه به عدم دستيابي آمريكا به اهداف خود براي پايان بخشيدن به اوضاع بحراني در خليجفارس، اعلام كرد:
«فكر نميكنم در هيچ چيز دچار اشتباه محاسبه شده باشيم. ما در آنجا (خليجفارس) براي آغاز جنگ حضور نداريم. . . ما گفتهايم در صورتي كه مورد حمله واقع بشويم، از خود دفاع ميكنيم.»
در آن زمان، حملات بسيار گسترده به مناطق مسكوني، ترمينالهاي صدور نفت و پالايشگاهها، منجر به وارد شدن فشار شديدي به ايران شد. ولي هيچ كدام منجر به پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ایران نشدند.
بنابراين عراقيها در جستجوي راهحل پايان دادن به جنگ، تغيير استراتژي عراق را از تدافعي به تهاجمي مورد توجه قرار دادند؛ ضمن اينكه تلاش براي دستيابي به موشك به منظور حملات موشكي به تهران و تداوم حمله به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران را كماكان كار خود داشتند.
برابر برخي گزارشها به تاريخ 15 مارس 1987 يعني 14 اسفند 1365، صدام در جلسهاي 5 ساعته با فرماندهان ارتش عراق و مسئولين حزب بعث، خطر شكست تدريجي عراق را مورد بررسي قرار دادند. در اين جلسه تصميمات اساسي براي تغيير استراتژي عراق، با گسترش بيشتر سازمان گارد رياست جمهوري و ساير نيروها جهت تدارك ضدحملات و تشديد جنگ نفتكشها اتخاذ شد.
روسها در اين مقطع، نقش تعيين شدهاي در بهبود موقعيت عراق داشتند. رهبري جديد اتحاد شوروي، براي خاتمه دادن به جنگ، در انديشه تجهيز بيشتر عراق بود.
در اين مقطع از جنگ، يعني بين 1986 تا 1988، روسها، ارتش صدام را به اقلام زير تجهيز كردند:
*تعداد 2000 دستگاه تانك، شامل 800 تانك تي-72 و 1200 دستگاه تانك تي-62
*تعداد 300 هواپيماي جنگنده، شامل: ميگ-25، ميگ-27 و ميگ-29
*تعداد 300 موشك زمين به زمين «اسكاد بي»
و هزاران عراده توپخانه سنگين و نفربر زرهي
خريد اين اقلام، با كمكهاي بلاعوض حدود 60 تا 70 ميليارد دلاري كويت و عربستان ميسر گشت.
تحول اساسي در جنگ با دو عامل «گسترش سازمان رزم» و «خريد و انباشتن تجهيزات» عراق، انجام گرفت.
در طول سال 1366، عراقيها، تمرينات آموزشي گستردهاي را با انتقال نيروها از خط مقدم به عقب در تمام سطوح انجام دادند. واحدهاي گارد رياست جمهوري از آزادي عمل بيشتري برخوردار شدند. به واحدهاي توپخانه، آموزشهاي ويژهاي در زمينه تمركز و تغيير مسير آتش داده شد.
ضمن اينكه نيروي زميني عراق از 26 لشگر در سال 1365، به 45 لشگر در سال 1367 افزايش يافت. در اين حال، امكانات نظامي عراق، نسبت به 6 ماه پيش دو برابر شد.
بنابراين در سال 1366، در وضعي كه ايران عميقا درگير مشكلات فزاينده ناشي از فشارهاي بينالمللي و حملات عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي اين كشور بود، فضاي تنفس حياتي براي عراق فراهم شد. گرچه موقعيت نظامي ايران با موفقيت نسبي در عمليات كربلاي5 تثبيت شد، ولي همين عمليات، نقطه ثقل آغاز تحول جديد در جنگ و چرخش روند جنگ به زيان ايران بود. در واقع در اين عمليات، چكش ايران به سندان عراقيها خورد و درهم شكست.
پس از اين عمليات، نيروي نظامي ايران به دليل تلفات بسيار زياد نيروهاي پياده و همچنين صرف مهمات فراوان، ديگر تا پايان جنگ مجال بازسازي پيدا نكرد.
تاثيرات عمليات كربلاي5 بر روند جنگ:
1- بخش قابل توجهي از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمين گير شد.
2- استراتژي كشور براي بسيج امكانات، شكست خورد.
3- در منطقه جنوب، به بنبست رسيديم و امكان غافلگير دشمن، از ميان رفت.
4- تلفات بسيار سنگيني به بار آمد و مهمات زيادي مصرف شد.
مذاكره مستقيم با آمريكا و تثبيت توازن به سود ايران
زمينههاي شكلگيري مذاكرات پنهاني با مقامات ارشد آمريكايي، ضمن ارسال قطعات حساس يدكي نظامي به ايران در قبال آزادي گروگان هاي آمريكايي در لبنان، از سال 1364 آغاز شد. به دنبال ميانجیگري ايران جهت آزادي گروگانهاي آمريكايي در بيروت و سپس كمك به حل هواپيماي مسافربري ربوده شده شركت TWA در بيروت، پس از سفر آقاي هاشمي رفسنجاني به سوريه، توجه آمريكا مجددا به ايران جلب شد.
رونالد ريگان رئيس جمهور سابق آمريكا:
اكنون هجده ماه است كه طي يك ابتكار سياسي محرمانه، ارتباط با ايران را در جريان كار خود قرار دادهايم. براي استفاده از اين ابتكار، سادهترين و بهترين دلایل را در اختيار داريم:
1- تجديد روابط دوستانه با ايران؛
2- اقدامي شرافتمندانه براي خاتمه دادن به جنگ شش ساله ايران و عراق؛
3- محو كردن تروريسم دولتي و خرابكاري؛
4- تاثير بخشيدن به روند بازگشت تمامي گروگانها.
در گزارش سري هنري كيسينجر به ريگان، ضرورت گشودن كانالهاي مستقيم براي مذاكره با ايران مورد تاكيد قرار گرفته است.
بر پايه همين ملاحظات، آمريكاييها مذاكرات محرمانهاي را از طريق يك ميانجي در لندن آغاز كردند و اميدوار بودند با بهرهبرداري از اختلافنظر ميان جناحهاي سياسي ايران، با ارائه امتيازاتي نظير فروش قطعات هواپيماهاي F-14 و موشك هاي فونيكس، براي تحكيم موقعيت جناح سياسي ميانهروي ايران، اقدام نمايند.
متعاقب تماسها و اقدامات دوجانبهاي كه با درايت آقاي هاشمي رفسنجاني و از سال 1364 آغاز شد، هماهنگي لازم براي سفر هيات عاليرتبه آمريكايي به تهران فراهم گشت.
كليه اين اطلاعات و مطالبي كه در همين زمينه به آن اشاره خواهد شد، با استفاده از گزارش موسوم به «تاور» ترجمه وزارت خارجه ايران نوشته شده است.
يك سفر دوستانه به تهران
صبح روز يكشنبه 25 مي 1986 برابر 4 خرداد 1365، هيات عاليرتبه آمريكايي به رياست رابرت مكفارلين و به همراهي سرهنگ اليور نورث، جرج كيو، تيچر، نير و رابط ارشد سازمان سيا، وارد فرودگاه مهرآباد تهران شده و مورد استقبال مقامات ايراني قرار گرفتند.
هيات آمريكايي پس از استقرار در هتل، اولين دور مذاكرات خود را در ساعت 17 آغاز كردند. در اين جلسه، هيات آمريكايي به رياست مكفارلين، نظريات خود را در زمينههاي مختلف بيان كردند و متقابلا نظريات و پاسخهاي هيات ايراني را استماع كردند.
[External Link Removed for Guests]
سرهنگ اليور نورث درون تاكسي- خياباني در تهران (خرداد ماه 1365)
مذاكرات در تهران
در اين جلسه، اولويت اصلي، «ساختن پل اطمينان» ذكر شد و مكفارلين حضور خود را در ايران، به نمايندگي از طرف رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا دانست.
وي سفر خود به تهران را نشان دهنده شروع فصل جديدي در مناسبات بين دو كشور ذكر كرد. وي همچنين تاكيد كرد كه براي نشان دادن حسن نيت آماده است اقلام مورد نياز ايران را تماما تامين نمايد. طرف ايراني نيز اظهار داشت:
«به هر حال انتظار داريم كه اقلام بيشتري از طرف شما دريافت نمائيم تا در موقعيت بهتري از جهت رهبران خود باشيم. ايران 6 سال است كه درگير جنگ است. تصرف فاو، موفقيت بزرگي بود. ما انتظار دريافت تجهيزات بيشتري را داريم.»
همچنين طرف ايراني در مورد ميزان سلاح و قطعات يدكي حمل شده به ايران توسط هواپيماي هيات آمريكايي اعتراض كرد.
دريادار نورث نيز محدوديت سوخت و وزن هواپيما را علت محدوديت در حمل سلاح ذكر كرد.
بدين ترتيب جلسه در ساعت 19 به پايان رسيد.
دور دوم مذاكرات به تاريخ 26 مي 1986 برابر دوشنبه 5 خرداد 1365 ساعت 30 : 15 آغاز شد. مكفارلين در اين جلسه گفت:
«هدف از آمدن به اينجا، ايجاد اساسي براي اعتماد و سپس پرداختن به مسائل مهم ميباشد.»
منظور از موضوعات مهم از نظر وي، موضوعاتي درباره شوروي و افغانستان بود.
لازمه صحبت در اين زمينه ملاقات با وزرا بود.
وي در اين جلسه اظهار داشت:
«مايلم با وزراي شما ملاقات نمايم.»
وي دليل اين مسئله را عمدتا به دليل موقعيت خودش ميدانست.
دور دوم مذاكرات در ساعت 16 پايان يافت و به نظر ميرسيد انتظار هيات آمريكايي اين بود كه براي تصميمگيري به ملاقات در سطوح بالاتر نياز است.
در دور سوم مذاكرات كه ساعت 30 : 19 همان روز آغاز شد، مكفارلين در جلسه شركت نكرد و اليور نورث صريحا اظهار كرد:
«چيزي كه ما به آن اميد بسته بوديم، توافق در خصوص جهت گفتگوها بين ايران و آمريكا بود. براي اين هدف، تصميمات سياسي لازم است.»
وي همچنين در مورد لو رفتن مذاكرات، قبل از دستيابي به نتايج روشن از سوي روسها نگران بود. هوارد تيچر در اين جلسه بخشي از تهديدات شوروي عليه ايران از جمله استقرار 26 لشگر در نزديكيهاي ايران و اجراي تمريناتي براي اقدمات نظامي عليه ايران را برشمرد.
جرج كيو يكي ديگر از اعضاي هيات آمريكايي را اين گونه اعلام كرد:
«ما براي توجيه اطلاعاتي، هشت ساعت مواد توجيهي در اختيار داريم.»
در ادامه گفتگوها، طرف ايراني گفت:
«پذيرش سفر مكفارلين به ايران، يك تحول جديد سياسي بوده است.»
نورث مجددا سوال كرد كه آيا ميتوانند ترتيب ملاقات مكفارلين و رهبران ايران را بدهند.
قرار شد اين درخواست منتقل شود و ادامه مذاكرات در ساعت 10 صبح روز 27 مي 1986، پيگيري شود.
اين جلسه در ساعت 5 / 1 بامداد پس از يك بحث سنگين به پايان رسيد.
در واقع معضل اصلي در اين مرحله، با توجه به حضور مكفارلين به عنوان نماينده رئيس جمهور آمريكا در ايران و درخواست وي براي گفتگو با مسئولين رده بالا، عدم تمايل غيرمنطقي و بيدليل آيت الله خميني بود. ايشان در اين مورد گفتند:
« هيچ يك از مسئولين با آنها مذاكره نكند »
در چهارمين دور مذاكرات كه در ساعت 10 صبح مورخ 28 مي 1986 برابر سهشنبه 6 خرداد 1365 انجام شد، طرف ايراني با مخالفتي كه از سوي رهبر ايران ابراز شده بود، جهت به بنبست كشاندن مذاكرات و انداختن سنگ پيش پاي هيات آمريكايي، شرایط ويژه و غيرقابل انجامي را براي آزادي گروگان ها مطرح كردند!
(خروج اسرائيل از جولان و جنوب لبنان، بازگشت آنتوانلحد به شرق بيروت، آزادي زندانيان اسير در كويت و . . . )
در اين جلسه، بحثها از ماهيت سياسي برخوردار بودند. جلسه براي صرف ناهار تعطيل شد و مكفارلين در گزارش خود به دريادار پويندكستر، گزارش جلسه را براي گرفتن دستور از رئيس جمهور، مخابره كرد.
در اين جلسه، آمريكاييها تاكيد كردند:
«شوروي تا ميزان قابل توجهي براي جلوگيري از شكست عراق در برابر ايران، جلو خواهند رفت، زيرا چنانچه عراق در جنگ شكست بخورد، اعتبار شوروي در منطقه به نحوي مصيبتبار اسيب خواهد ديد، ما فكر ميكنيم كه شوروي تمامي نيازهاي عراق را تامين نمايد و اگر كافي نباشد، به طور مستقيم با نيروي نظامي به ايران فشار خواهند آورد.»
در پايان جلسه توافق شد طرفين از شعار عليه يكديگر بكاهند و خود را به گفتگوهاي مستمر براي رفع اختلاف، متعهد نمايند و جلسات محرمانه باشد.
دوره پنجم مذاكرات در همان روز از ساعت 17 آغاز شد. در اين جلسه بر خلاف مذاكرات جلسه صبح، بحثها در مورد دشواريهاي موجود براي آزادي گروگان ها بود.
هيات آمريكايي مايل بود كه كليه گروگان ها آزاد شوند. طرف ايراني با ذكر دشواريها، بر اين مسئله تاكيد ميكرد كه سلاحهايي كه به همراه هيات آمريكايي آورده شده، كمتر از آن چيزي است كه انتظار ميرفت و بايد سلاحهاي بيشتري تحويل شود. مكفارلين در اين جلسه اظهار داشت كه تمامي اقلام مورد نياز ايران آماده است و به مجرد اينكه گروگان ها در اختيارشان قرار گيرد، سلاحها و قطعات يدكي مورد نياز ايران را ظرف 10 ساعت، ارسال خواهند كرد.
جلسه پنجم نيز باز هم بدون نتيجه در ساعت 18 به پايان رسيد.
دور ششم مذاكرات مجددا در همان روز از ساعت 30 : 21 آغاز شد. به دليل عدم حصول نتيجه و تمايل بازگشت در هيات آمريكاييها، گذرنامه آن ها بازگردانده شد. آمريكاييها در اين جلسه، پيشنويس پيشنهاد براي تكامل تدريجي روابط را تسليم كردند.
آخرين دور گفتگوها به تاريخ 28 مي 1986 برابر چهارشنبه 7 خرداد 1365 انجام گرفت.
مكفارلين معتقد بود:
« به دليل مخالفت آيت الله خميني، فرصت مهمي براي ايران بود كه از دست رفت »
برابر پيشنويس موافقتنامه 27 مي 1986 برابر سهشنبه 6 خرداد 1365، گفتگوي سياسي ميان طرفين تا زمان افشاي اين روابط در آبان 1365 و مدتي پس از آن ادامه يافت.
بعدها با افشاي اين روابط و معاملات، بحراني سياسي در آمريكا پديد آمد و منجر به بی اعتمادي متحدين آمريكا در منطقه نسبت به سياست خارجي آمريكا شد.
مجموع اين عوامل، باعث شدند كه بخشي از تلاش آمريكا، صرف خروج از اين وضعيت شود و براي كسب اعتماد مجدد، تشديد فشار مستمر بر ايران، در دستور كار قرار گرفت.
[External Link Removed for Guests]
راست: رابرت مك فارلين، اميرام نير (افسر اسرائیلی) و سرهنگ اليور نورث،
لحظاتي پس از پرواز از مهرآباد به تلآويو در حال گزارش نتايج مذاكرات
[External Link Removed for Guests]
از عدم موفقيت براي ارتباط با تهران، مسئوليت ناكامي بر گردن اليور نورث انداخته شد
در حالي كه وي تنها از طرف رونالد ريگان مامور بوده است.
تشديد حملات عراق به مراكز اقتصادي
پس از افشاي ارسال پنهاني اسلحه به ايران، عراقيها حملات هوايي خود را افزايش دادند. همچنين در پي بمباران نيروگاه برق نكا در آذر ماه 1365، روزنامه ساندي تلگراف به نقل از ديپلمات هاي مستقر در بغداد نوشت:
«كمكهاي اطلاعاتي آمريكا به عراق، اين كشور را قادر ساخت به تاسيسات اقتصادي ايران و نيروگاه نكا، ضربه وارد كند.»
پس از ناكامي آمريكا براي ايجاد ارتباط و نزديك شدن با ايران، هدف آمريكا بر اين قرار گرفت كه جنگ بدون داشتن طرف بازنده يا پيروز، پايان يابد. در اثر تهاجمات هوايي عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران و به موازات آن تهديد كمپانيهاي صادر كننده نفت ايران و حمله به نفتكشها، ترمينالهاي نفتي و كشتيهاي تجاري، وضعيت اقتصادي جمهوري اسلامي رو به وخامت شديد گذاشت.
ضمن اينكه قيمت نفت به كمتر از 10 دلار كاهش يافت؛ بدين ترتيب، درآمدهاي نفتي ايران در سال 1366 به رقم 40% سال 1356 كاهش يافت.
عمليات كربلاي 4 : يك عمليات ناموفق ديگر سپاه
در اين موقعيت دشوار، عمليات كربلاي 4 كه سپاه پاسداران از مدت ها قبل، طرحريزي و آمادهسازي كرده بود، براي اجرا آماده شد.
منطقه عملياتي در حدفاصل پنجضلعي در شمال شلمچه تا 4 كيلومتري انتهاي جزيره جنوبي جزيره مينو قرار داشت.
چنين تدبير شد كه عمليات از دو محور شلمچه و ابوالخصيب با هدف بصره، طرحريزي شود. عبور از جزایر امالرصاص و بوارين در واقع تاكتيك ويژه عمليات بود.
به نظر ميرسيد با پيشروي به سمت ابوالخصيب و بصره و با مسدود كردن عقبه سپاه هفتم عراق و عبور از ميان خط حد سپاه سوم و سپاه هفتم عراق ميتوان دشمن را تجزيه كرد و به پيشروي در عمق ادامه داد.
عمليات كربلاي 4 سرانجام به تاريخ 3 / 10 / 1365 آغاز شد.
تنها به فاصله 24 ساعت پس از شروع عمليات، به دليل وضعيت جديدي كه در خطوط درگيري به وجود آمد، فرمانده كل سپاه، دستور توقف عمليات را صادر كرد. به دليل افشاي عمليات بر اساس اطلاعات ارسالي آمريكا و همچنين استفاده عراق از تجارب عمليات فاو، امكان پيروزي از بين رفته بود و شكست سختي به يگان هاي شركت كننده در عمليات وارد شده بود.
با پيدايش وضعيت جديد، به نظر ميرسيد كه توازن جنگ كه پس از فتح فاو به سود ايران تغيير كرده بود، مجددا در حال تغيير به سود عراق ميباشد. در چنين موقعيت دشواري، مجددا تمامي طرحهاي عملياتي مورد بازبيني قرار گرفت و سرانجام منطقه شلمچه به دليل موفقيت لشگر 19 فجر و تيپ 57 حضرت ابوالفضل در محور شلمچه در زمان اجراي عمليات كربلاي4، مورد توجه فرمانده كل سپاه قرار گرفت.
عمليات كربلاي 5
كمتر از دو هفته از توقف و شكست عمليات كربلاي4، در روزهاي آغازين دي ماه 1365، سپاه پاسداران عمليات كربلاي 5 را در ساعت 2 بامداد 19 / 10 / 1365 در منطقه شرق بصره آغاز كرد. تاخير در واكنش دشمن، نشاندهنده حضور نيروهاي عراقي در منطقه فاو براي بازپسگيري آن بود.
[External Link Removed for Guests]
شهيد: حاصل عمليات بينتيجه كربلاي 5
تاكتيك ويژه عمليات، عبور از كانال پرورش ماهي و اجتناب از تك جبههاي از منطقه شلمچه بود.
سرانجام پس از يك نبرد بسيار سخت، پرتلفات و دشوار، نيروها در شرق نهر جاسم، استقرار يافتند و عراقيها به رغم تمام تلاشهايي كه انجام دادند، نتوانستند مناطق تصرف شده بازپس گيرند.
اگرچه عراق نتوانست مناطق تصرف شده را بازپس گيرد، ولي ثابت كرد كه ميتواند از بصره دفاع كند. ايران نيز متقاعد شد كه حتی با عمليات هاي خوب تدارك يافته هم نميتوان عراق را شكست داد.
عراق براي جبران شكست در عمليات كربلاي5، مجددا حملات سنگين هوايي به شهرها و مردم بيدفاع را از سر گرفت.
روسها و سيل ارسال تسليحات به عراق
روسها كه از همپيمانان سنتي رژيم بغداد به شمار ميرفتند، با پيدايش تنش در روابط ايران و آمريكا، حمايت از عراق را با افزايش ارسال انواع سلاح به اين كشور تشديد كردند.
بنا بر برخي گزارشها، شوروي از اول ژانويه 1987، يك پل هوايي براي ارسال موشكهاي زمين به زمين با برد متوسط از نوع «اسكاد بي»، تانكهاي تي-72، هواپيماهاي ميگ-23، ميگ-27 و چهار هواپيماي سوخترسان ایلوشین-78 به كار انداخت.
عراق به موازات حملات سنگين هوايي خود جهت قطع صدور نفت ايران، تدريجا استراتژي نظامي خود را با كمك مستشاران روس، مورد بازبيني قرار داد و به اين نتيجه رسيد كه سرنوشت جنگ روي زمين تعيين خواهد شد، لذا به موازات افزايش توان نظامي، دستور كار نظامي تهاجميتري را مورد توجه قرار داد.
[External Link Removed for Guests]
مقابله به مثل جمهوری اسلامی ایران در خليجفارس
جمهوري اسلامي ایران براي مقابله با تشديد حملات عراق، سياست امنيت در خليجفارس براي همه يا هيچكس را دنبال ميكرد.
سياست مقابله به مثل ايران، با توجه به امكانات بسيار محدود و عدم تمايل به اين امر، مراحل مختلفي را پشت سر نهاد:
*مرحله اول
در مرحله اول، تا سال 1363، ايران به ازاي هر سه حمله عراق، تنها يك مورد را پاسخ ميداد. روش اقدام، استفاده از جنگندههاي F-4E و پرتاب موشك ماوريك (AGM-65) به سمت كشتيها بود.
اين موشك ها منجر به غرق شدن كشتي نميشدند ولي خساراتي را به آن وارد ميكردند.
در اين مرحله، دو شكاري F-4E پايگاه شكاري بوشهر، كه در تعقيب جنگندههاي عراقي بودند، توسط هواپيماهاي شكاري F-15 عربستان سعودي هدف قرار گرفتند و سقوط كردند و بدين ترتيب، سياست مقابله به مثل و دفاع با استفاده از هواپيما، متوقف شد.
*مرحله دوم
در مرحله دوم، ضرورت مقابله به مثل سبب گرديد با استفاده از هليكوپترهاي نيروي دريايي و با استقرار آنها روي برخي سكوهاي نفتي در منطقه جنوبي خليجفارس كه در برابر مسير كشتيراني قرار داشت، براي مقابله به مثل اقدام شود؛ اما به دنبال حمله هوايي سنگين عراق به سكوي نفتي سلمان كه بيش از 100 ميليون دلار خسارت به دنبال داشت، عملا اين شيوه نيز كنار گذاشته شد.
*مرحله سوم
در مرحله سوم، به كارگيري توپخانه نيروي دريايي ارتش در منطقه بعد از تنگه هرمز از سال 1365 دنبال شد ولي نتيجه قابل توجهي نداشت.
*مرحله چهارم
حضور فعالانه سپاه، مرحله چهارم از سياست مقابله به مثل ايران را تشكيل ميداد و آثار آن، تنها چند ماه پس از فروردين 1366 آشكار شد.
در این مرحله، برخورد نفتکش ها به مین، حملات قایق های تندرو و شلیک موشک های کرم ابریشم، زمینههای گسترش درگیری را به ساير کشورهای منطقه به وجود آورد.
درخواست عاجزانه کویت از آمریکا برای اسکورت نفتکشهایش، در این مرحله اتفاق افتاد اما آمریکا در وهله اول، از اجابت درخواست کویتیها خودداری کردند.
اما کویت با ارائه همین پیشنهاد به شوروی و پذیرش آن، آمریکاییها را تحریک کرد تا پس از یک بررسی جدی در کنگره آمریکا و بحث میان کنگره و دولت، سرانجام پرچم آمریکا را بر فراز نفتکشهای کویت به اهتزاز درآورند.
آمریکاییها به موازات این اقدام، پس از تلاشهای گسترده در سازمان ملل، سرانجام قطعنامه 598 را به تصویب رساندند كه متضمن كليه حقوق مورد درخواست ايران بود اما به دلایل واهي در زمان صدور، توسط جمهوري اسلامي ایران پذيرفته نشد.
در همین زمان، صدها تن از حجاج ایرانی توسط نظامیان عربستان سعودی در مکه قتل عام شدند.
برابر شواهد موجود، پس از مخالفت رهبر ایران با گفتگو با مقامات آمریکایی، پذيرش قطعنامه 598 و همچنین افشا شدن ارتباط با آمریکا در ماجرای مک فارلین، آمریکاییها با حضور گسترده در منطقه خلیج فارس و اسکورت نفتکشها، در نظر داشتند با ابتکار عمل جدید، پایان جنگ را فراهم سازند.
بدین ترتیب هفتمین سال جنگ در حالی به پایان رسيد که دامنه فشار علیه ایران گسترش بسياري ميیافت و موانع و دشواریهای ادامه جنگ و فائق آمدن بر مشکلات و برخورداری از وضعیت مناسب برای پایان جنگ، بیش از گذشته خودنمایی میکرد.
قطعنامه 598 به دلایل واهي پذيرفته نگرديد و امكان نزديكي روابط سياسي و نظامي با آمريكا به دليل مخالفت بيدليل و بيمنطق رهبر ايران بر باد فنا رفت.
پس از اصابت موشك كرم ابريشم ايران به اسكله نفتي الاحمدي كويت در بامداد 30 مهر 1366 و انفجار يك بمب در كويت در دوم آبان همان سال، رونالد ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا، با توجه به عدم دستيابي آمريكا به اهداف خود براي پايان بخشيدن به اوضاع بحراني در خليجفارس، اعلام كرد:
«فكر نميكنم در هيچ چيز دچار اشتباه محاسبه شده باشيم. ما در آنجا (خليجفارس) براي آغاز جنگ حضور نداريم. . . ما گفتهايم در صورتي كه مورد حمله واقع بشويم، از خود دفاع ميكنيم.»
در آن زمان، حملات بسيار گسترده به مناطق مسكوني، ترمينالهاي صدور نفت و پالايشگاهها، منجر به وارد شدن فشار شديدي به ايران شد. ولي هيچ كدام منجر به پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ایران نشدند.
بنابراين عراقيها در جستجوي راهحل پايان دادن به جنگ، تغيير استراتژي عراق را از تدافعي به تهاجمي مورد توجه قرار دادند؛ ضمن اينكه تلاش براي دستيابي به موشك به منظور حملات موشكي به تهران و تداوم حمله به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران را كماكان كار خود داشتند.
برابر برخي گزارشها به تاريخ 15 مارس 1987 يعني 14 اسفند 1365، صدام در جلسهاي 5 ساعته با فرماندهان ارتش عراق و مسئولين حزب بعث، خطر شكست تدريجي عراق را مورد بررسي قرار دادند. در اين جلسه تصميمات اساسي براي تغيير استراتژي عراق، با گسترش بيشتر سازمان گارد رياست جمهوري و ساير نيروها جهت تدارك ضدحملات و تشديد جنگ نفتكشها اتخاذ شد.
روسها در اين مقطع، نقش تعيين شدهاي در بهبود موقعيت عراق داشتند. رهبري جديد اتحاد شوروي، براي خاتمه دادن به جنگ، در انديشه تجهيز بيشتر عراق بود.
در اين مقطع از جنگ، يعني بين 1986 تا 1988، روسها، ارتش صدام را به اقلام زير تجهيز كردند:
*تعداد 2000 دستگاه تانك، شامل 800 تانك تي-72 و 1200 دستگاه تانك تي-62
*تعداد 300 هواپيماي جنگنده، شامل: ميگ-25، ميگ-27 و ميگ-29
*تعداد 300 موشك زمين به زمين «اسكاد بي»
و هزاران عراده توپخانه سنگين و نفربر زرهي
خريد اين اقلام، با كمكهاي بلاعوض حدود 60 تا 70 ميليارد دلاري كويت و عربستان ميسر گشت.
تحول اساسي در جنگ با دو عامل «گسترش سازمان رزم» و «خريد و انباشتن تجهيزات» عراق، انجام گرفت.
در طول سال 1366، عراقيها، تمرينات آموزشي گستردهاي را با انتقال نيروها از خط مقدم به عقب در تمام سطوح انجام دادند. واحدهاي گارد رياست جمهوري از آزادي عمل بيشتري برخوردار شدند. به واحدهاي توپخانه، آموزشهاي ويژهاي در زمينه تمركز و تغيير مسير آتش داده شد.
ضمن اينكه نيروي زميني عراق از 26 لشگر در سال 1365، به 45 لشگر در سال 1367 افزايش يافت. در اين حال، امكانات نظامي عراق، نسبت به 6 ماه پيش دو برابر شد.
بنابراين در سال 1366، در وضعي كه ايران عميقا درگير مشكلات فزاينده ناشي از فشارهاي بينالمللي و حملات عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي اين كشور بود، فضاي تنفس حياتي براي عراق فراهم شد. گرچه موقعيت نظامي ايران با موفقيت نسبي در عمليات كربلاي5 تثبيت شد، ولي همين عمليات، نقطه ثقل آغاز تحول جديد در جنگ و چرخش روند جنگ به زيان ايران بود. در واقع در اين عمليات، چكش ايران به سندان عراقيها خورد و درهم شكست.
پس از اين عمليات، نيروي نظامي ايران به دليل تلفات بسيار زياد نيروهاي پياده و همچنين صرف مهمات فراوان، ديگر تا پايان جنگ مجال بازسازي پيدا نكرد.
تاثيرات عمليات كربلاي5 بر روند جنگ:
1- بخش قابل توجهي از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمين گير شد.
2- استراتژي كشور براي بسيج امكانات، شكست خورد.
3- در منطقه جنوب، به بنبست رسيديم و امكان غافلگير دشمن، از ميان رفت.
4- تلفات بسيار سنگيني به بار آمد و مهمات زيادي مصرف شد.

- پست: 447
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۸:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2025 بار
- سپاسهای دریافتی: 1292 بار
عمليات كربلاي 8
به تاريخ اردييبهشت 1366، عمليات كربلاي8 بر اثر اصرار مسئولين در شرایطی بسیار بحرانی اجرا شد و به طور كامل به شكست انجاميد.
تغيير منطقه عمليات از جنوب به غرب
لازمه فائق آمدن بر وضعيت بحراني جنگ، تداوم تهاجمات ايران بود كه از اين پس حداقل براي يك مقطع زماني تنها در منطقه غرب كشور، قابل پيگيري و اجرا بود.
عوامل موثر در تغيير رويكرد نظامي ايران از جنوب به غرب، به شرح زير بود:
1- ضرورت تداوم جنگ و ممانعت از ايجاد ركود در جنگ.
2- حفظ ابتكار عمل در برابر دشمن.
3- گشودن جبهه جديد در مقابل دشمن و تجزيه قواي آن.
4- كسب زمان از دشمن براي دستيابي به راهكار جديد در جبهه جنوب.
در اين چارچوب، سلسله عملياتي كه سپاه پاسداران در نيمه اول سال 1366 (كربلاي10، فتح5، نصر4 و نصر7) انجام داد، عمليات نصر8 را نيز به تاريخ 29 / 8 / 1366 در ماووت به اجرا درآورد.
سپاه، پس از آن، دو عمليات بيتالمقدس2 و 3 را در 25 / 10 / 1366 و 23 / 11 / 1366 در محور ماووت اجرا كرد.
با توجه به دشواريهاي موجود براي ادامه عمليات در اين محور، سپاه پاسداران در منطقه حلبچه، عمليات والفجر10 را طرحريزي كرد و به تاريخ 23 / 12 / 1366 اجرا نمود.
در اين مرحله، رژيم عراق، به كارگيري گروهك مجاهدين خلق را براي مقابله با سياستهاي ايران در همكاري با معارضين كرد عراقي، به نحو قابل توجهي افزايش داد.
ملاقات صدام و رجوي در بغداد، زمينه اجراي عمليات هاي نامنظم مجاهدين خلق را فراهم ساخت. رجوي در پيامي به نيروهاي شناسايي خود تاكيد كرد كه عمليات هاي شناسايي، بدون برجاي نهادن ردپا از سازمان انجام گيرد.
نتيجه حماقتي به نام حمايت از مجاهدين افغانستان
با فرارسيدن ماه پاياني سال 1366، از نيمه اسفند، حملات موشكي عراق به تهران آغاز شد.
به دليل اين تصور كه عراق فاقد موشك مناسب براي حمله به تهران ميباشد، اين حملات موجب شگفتي ناظران شد. به نظر ميرسيد پاسخ ايران به تهاجمات هوايي عراق به مردم بيدفاع و غيرنظامي در شهرها، در اسفند 1363 و بعدها در سالهاي 1364 و 1365، منجر به تصميم عراقيها و شتاب براي تهيه و ايجاد زيرساخت صنايع موشكي و همچنين دريافت موشكهاي اس.اس12 از اتحاد شوروي شده است.
اگرچه برخورداري عراق از توانايي شليك موشك به تهران، با كمك فني آلمانغربي و آرژانتين انجام شد، ولي كمكهاي فني روسها و نقش مشاور فني و پشتيباني آنها در طرحريزي ماموريت و سازمان يگان تهاجمي عراق در اين مرحله، بسيار برجسته و قابل توجه بوده است. اما نكته قابل تامل در انجام حملات موشكي به تهران اين است كه اين حملات با حمايت روسها و در واقع با هدف تغيير موضع ايران در قبال افغانستان انجام شد.
علي اكبر ولايتي، وزير خارجهء وقت ايران:
«در اوج بمباران عراق، به قائم مقام وزير خارجه شوروي گفتم: چرا به عراقيها موشك ميدهد؟ گفت: شما دست از حمايت مجاهدين افغاني برداريد تا ما هم موشك ندهيم؛ معامله خوبي نيست؟»
نورالدين كيانوري، دبيركل حزب توده در مصاحبه با روزنامه جمهوري اسلامي 6 / 11 / 1371 :
«وزير خارجه شوروي به آقاي ولايتي گفته است شما به محض اينكه حمايت از افغانها را قطع كنيد، ما هم حملات عراق به ايران را متوقف ميكنيم.»
در سال 1987 برابر 1366، شش كشور غربي، سلاحهايي به ارزش 200 ميليون دلار به ايران فروختند. اين در حالي است كه عراق در همين سال، بيش از 15 ميليارد دلار (75 برابر ايران) سلاح و تجهيزات نظامي دريافت كرد. مجموع اين عوامل، سبب گرديد علائم و نشانههاي قابل توجهي از تغيير قدرت به سود عراق آشكار شود.
سقوط فاو
در اين وضعيت، آمريكاييها به تاريخ 28 / 1 / 1367 به دو سكوي نفتي ايران در خليج فارس حمله كردند و همزمان با آن، عراقيها پس از حمله شيميايي گسترده به خطوط پدافندي ايران در فاو، با سپاهي بسيار مجهز، به فاو يورش آوردند.
[External Link Removed for Guests]
سقوط فاو در عرض 36 ساعت، پس از آنكه 2 سال و 3 ماه در اختيار ايران بود و در حالي كه عراق، از حضور عمده قواي ايران در غرب اطلاع داشت، با به كارگيري بسيار گسترده سلاحهاي شيميايي نظير گاز خردل و سيانور انجام گرفت و طي آن هزاران تن از مدافعان ايراني در فاو به شهادت رسيدند.
در واقع ادامه بيحاصل جنگ و اجراي عمليات آفندي در خاك عراق، به قيمت جان دهها هزار تن از سربازان ايراني تمام شد و كسي نيز جوابگوي اين استراتژي تاكنون نبوده است.
[External Link Removed for Guests]
اما موقعيت برتر نظامي عراق به دليل خريد انبوه تجهيزات و تغيير شيوه رزم امكان پذير گشت. نيروهاي مسلح عراق، در نتيجه فروش عظيم تسليحاتي توسط شوروي، در مدتي كمتر از 2 سال، سيستمهاي تسليحاتي خود را به بيشتر از 40% افزايش دادند.
ارتش عراق در شرف بازپسگيري فاو در آوريل 1988، حدود 5000 تانك، 720 هواپيماي جنگي آماده و 420 هليكوپتر در اختيار داشت. اين خيل عظيم، با حداقل 300 موشك زمين به زمين اسكاد بي و مقادير زيادي مهمات شيميايي تكميل ميشد. عراق، نيروهاي زميني خود را از 26 لشگر در سال 1986 به 50 لشگر بسيار مجهز در سال 1988 رساند.
[External Link Removed for Guests]
سقوط شلمچه
ارتش عراق در ادامه تهاجمات خود، در ساعت 8 صبح مورخ 4 / 3 / 1367 حمله به منطقه شلمچه را آغاز كرد.
در اين هجوم بسيار سنگين كه با كمك بيش از 1000 دستگاه تانك تي-72 و پشتيباني هوايي دهها جنگنده ضربتي سوخو-22 و ميگ-23 انجام شد، منطقه شلمچه ظرف تنها 8 ساعت سقوط كرد و هزاران تن از سربازان ايراني به شهادت رسيدند. امكانات فوقالعاده، تجهيزات بسيار پيشرفته، كاربرد بسيار گسترده سلاحهاي شيميايي و اجراي شيوههاي نوين نظامي، برتري چشمگير عراق را موجب شد.
نگراني از احتمال پيشروي دشمن از محور شلمچه به سمت خرمشهر و آبادان، يگائ هاي سپاه پاسداران را به تاريخ 22 / 3 / 1367 مجبور ساخت طي عملياتي به نام بيتالمقدس7 به نيروهاي دشمن هجوم بردند و مانع پيشروي بيشتر آنها شوند.
عمليات چلچراغ و سقوط مهران و دهلران
در روزهاي پاياني خرداد 1367، گروهك تروريستي مجاهدين خلق، طي عملياتي به نام چلچراغ، به كمك نيروهاي عراقي به مهران و دهلران كه در كنترل پدافندي شديد ارتش قرار داشت، حمله كردند.
پيش از اين، مجاهدين خلق به تاريخ 8 / 1 / 1367 به فكه حمله كرده بودند. در بهار همين سال، بعد از نشست محرمانه رجوي و صدام، تجهيزات سنگين شامل تانكهاي تي-55 و نفربرهاي ب.ام.پي1 در اختيار اين گروهك قرار گرفت و افسران ارشد حزب بعث، آموزشهاي فشردهاي را براي آنها برگزار كردند. مجاهدين پس از حمله به مهران، شعار «امروز مهران، فردا تهران» را سر دادند.
سقوط جزایر مجنون
به تاريخ 4 / 4 / 1367، تهاجم بسيار گسترده نيروهاي عراقي به جزيره مجنون آغاز شد.
اين حمله، اوج قدرت عراق بود. پس از اين، عراقيها با توجه به بازپسگيري كليه مناطق آزاد شده، مواضع جديد اتخاذ كردند.
در همين حال، آمريكاييها، هواپيماي مسافربري ايرباس ايران را با 2 فروند موشك كه از رزمناو آمريكايي وينسنس مستقر در خليجفارس شليك شد، ساقط كردند. اين حادثه، پيام روشن و قاطع آمريكا مبني بر قبول پايان سريع جنگ از طرف ايران بود. در اين وضعيت، آقاي هاشمي رفسنجاني به سمت جانشين فرمانده كل قوا منصوب شد و قرار شد با ايجاد ستاد فرماندهي كل، هماهنگي ارتش و سپاه، تمركز صنايع نظامي و تهيه مايحتاج نظامي، اعلام بسيج عمومي براي دفاع در برابر تهاجمات عراق انجام شود.
در اين مرحله، تداوم حملات عراق سبب گرديد در منطقه شرهاني، زبيدات و ارتفاعات حمرين، قواي عراق ضمن حمله به خطوط دفاعي ارتش، تا عينخوش پيشروي كنند و در مجموع با حمله به مناطق مذكور، و همچنين ارتفاعات مناطق سومار و ميمك، نزديك به 17000 نفر را به اسارت بگيرند. با ادامه تهديدات عراق، عقب نشيني از حلبچه مورد بحث و بررسي قرار گرفت و نيروها، حلبچه را تخليه كردند.
[External Link Removed for Guests]
اسرا از تفریحات معمول صدام و حزب
[External Link Removed for Guests]
درماندگي و قبول قطعنامه 598
با توجه به شرایط بسیار وخیم حادث شده در جبههها كه حتی با هجوم گسترده ارتش عراق، امكان سقوط اغلب شهرهاي مرزي وجود داشت، به تاريخ 27 / 4 / 1367 طي نامهاي از سوي رئيس جمهوري وقت ايران (علي خامنهاي) به خاوير پرز دكوئيار، دبير كل وقت سازمان ملل، پذيرش قطعنامه 598 اعلام شد و اين خبر در ساعت 2 بعد از ظهر از راديو سراسري ايران پخش گرديد.
پذيرش قطعنامه از سوي عراق يك تاكتيك نظامي جديد ايران عنوان گرديد اما با واكنش مثبت آمريكاييها روبهرو شد. آمريكاييها از اقدام ايران، اظهار خرسندي كردند و سخنگوي وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد آمريكا پذيرش قطعنامهء 598 را توسط ايران، خوشآمد ميگويد.
وايتهد، معاون وزير خارجه آمريكا نيز اعلام كرد واشينگتن هفته گذشته پيامي براي ايران ارسال داشته و از تصميم اين كشور براي قبول قطعنامه 598 تقدير كرده است.
آمريكاييها اقدام ايران را عامل مهمي در رفع موانع در روابط ايران و آمريكا ميدانستند. چنانكه جرج شولتز، وزير خارجه آمريكا اعلام كرد:
" آمريكا مايل به تجديد مناسبات مستقيم با نمايندگان معتبر تهران است "
سه روز پس از پذيرش قطعنامه 598، عراقيها در روز جمعه 31 / 4 / 1367 تهاجم خود را در منطقه جنوب آغاز كردند و در 30 كيلومتري شمال خرمشهر مستقر شدند.
اين حركت، شباهت زيادي به تهاجم آنها در آغاز جنگ داشت. هدف عراق، وارد كردن ضربه سنگين نظامي به ايران، اشغال زمين و به اسارت گرفتن شمار بيشتري از نظاميان ايراني بود تا به هنگام مذاكرات بعد از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاده كنند و به هنگام تبادل اسرا، نسبت به ايران، از موقعيت بهتري برخوردار شوند. ضمن اينكه اشغال مجدد خرمشهر، امتياز بزرگي براي عراق بود.
وضعيت بسيار حساسي بود و خرمشهر در آستانه سقوط قرار داشت. اما طولي نكشيد كه سيل نيروهاي مردمي كه از قبول قطعنامه و تهاجم عراق متاثر بودند به سوي جبههها شتافتند و طي چند روز نبرد بسيار سنگين، با خساراتي كه به قواي عراقي تحميل كردند، آنها را مجبور به عقبنشيني ساختند.
عملیات فروغ جاویدان
هنوز در جبهه جنوب ، ارتش عراق به طور كامل تا خط مرزي عقب زده نشده بود ، كه مقارن ساعت 30 : 14 مورخ 3 / 5 / 1367، گروهك مجاهدين خلق با پشتيباني ارتش عراق، هجوم مشترك خود را با هدف براندازي آغاز كردند با اين تصور كه اوضاع بينالمللي به ضرر ايران ميباشد و همانند وضعيتي است كه آلمان نازي در اواخر جنگ گرفتار آن شده بود.
رجوي در همان زمان طي تحليل گفته بود كه نبايد اين فرصت تاريخي را از دست بدهيم و بايد حمله كنيم و در شرایطي كه رژيم آخوندي نيروهاي حمله كننده ندارد، كار را تمام كنيم.
رجوي در پاسخ به سوالات حاضرين در همين نشست ميگويد:
«جمعبندي نهايي در ميدان آزادي.»
مجاهدي طرح خود را در يك نشست 24 ساعته آماده كردند و در تاريخ 31 / 4 / 1367 توجيه صورت گرفت و نام عمليات را فروغ جاويدان گذاشتند. سخنگوي مجاهدين، استراتژي سازمان را وارد كردن هرچه بيشتر تلفات و بازكردن راه براي يك انقلاب عمومي ضدخميني ذكر كرد.
عملیات مرصاد
بلافاصله پس از اطلاع مردم از هجوم مجاهدين، نيروهاي مردمي راهي غرب كشور شدند و آنها را از روبهرو و پهلو مورد حمله قرار دادند و سازمان نظامي اين گروهك به وسيله عمليات هليكوپترهاي ضربتي هوانيروز در اين عمليات متلاشي شد.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
سوخته مجاهدین در حاشیه جاده گیلانغرب به اسلام آباد
عمده ادوات مجاهدین، توسط هلیکوپترهای کبرای هوانیروز منهدم
آتش بس . . . ساله
بدين ترتيب با حضور گسترده نيروهاي مردمي در جبههها و پيام آيت الله خميني به سپاه پاسداران براي مقاومت و رفع تهاجم عراق و مجاهدين، سرانجام عراقيها پس از تحمل تلفات و عدم موفقيت در لشگركشي مجدد به خاك ايران و نااميدي از كارايي مجاهدين به عنوان يك عامل تعيين كننده، با برقراري آتشبس موافقت كردند و به تاريخ 29 / 5 / 1367 ميان ايران و عراق آتشبس برقرار شد که تاکنون، یعنی مهر ۱۳۸۶ و . . . ادامه دارد.
به تاريخ اردييبهشت 1366، عمليات كربلاي8 بر اثر اصرار مسئولين در شرایطی بسیار بحرانی اجرا شد و به طور كامل به شكست انجاميد.
تغيير منطقه عمليات از جنوب به غرب
لازمه فائق آمدن بر وضعيت بحراني جنگ، تداوم تهاجمات ايران بود كه از اين پس حداقل براي يك مقطع زماني تنها در منطقه غرب كشور، قابل پيگيري و اجرا بود.
عوامل موثر در تغيير رويكرد نظامي ايران از جنوب به غرب، به شرح زير بود:
1- ضرورت تداوم جنگ و ممانعت از ايجاد ركود در جنگ.
2- حفظ ابتكار عمل در برابر دشمن.
3- گشودن جبهه جديد در مقابل دشمن و تجزيه قواي آن.
4- كسب زمان از دشمن براي دستيابي به راهكار جديد در جبهه جنوب.
در اين چارچوب، سلسله عملياتي كه سپاه پاسداران در نيمه اول سال 1366 (كربلاي10، فتح5، نصر4 و نصر7) انجام داد، عمليات نصر8 را نيز به تاريخ 29 / 8 / 1366 در ماووت به اجرا درآورد.
سپاه، پس از آن، دو عمليات بيتالمقدس2 و 3 را در 25 / 10 / 1366 و 23 / 11 / 1366 در محور ماووت اجرا كرد.
با توجه به دشواريهاي موجود براي ادامه عمليات در اين محور، سپاه پاسداران در منطقه حلبچه، عمليات والفجر10 را طرحريزي كرد و به تاريخ 23 / 12 / 1366 اجرا نمود.
در اين مرحله، رژيم عراق، به كارگيري گروهك مجاهدين خلق را براي مقابله با سياستهاي ايران در همكاري با معارضين كرد عراقي، به نحو قابل توجهي افزايش داد.
ملاقات صدام و رجوي در بغداد، زمينه اجراي عمليات هاي نامنظم مجاهدين خلق را فراهم ساخت. رجوي در پيامي به نيروهاي شناسايي خود تاكيد كرد كه عمليات هاي شناسايي، بدون برجاي نهادن ردپا از سازمان انجام گيرد.
نتيجه حماقتي به نام حمايت از مجاهدين افغانستان
با فرارسيدن ماه پاياني سال 1366، از نيمه اسفند، حملات موشكي عراق به تهران آغاز شد.
به دليل اين تصور كه عراق فاقد موشك مناسب براي حمله به تهران ميباشد، اين حملات موجب شگفتي ناظران شد. به نظر ميرسيد پاسخ ايران به تهاجمات هوايي عراق به مردم بيدفاع و غيرنظامي در شهرها، در اسفند 1363 و بعدها در سالهاي 1364 و 1365، منجر به تصميم عراقيها و شتاب براي تهيه و ايجاد زيرساخت صنايع موشكي و همچنين دريافت موشكهاي اس.اس12 از اتحاد شوروي شده است.
اگرچه برخورداري عراق از توانايي شليك موشك به تهران، با كمك فني آلمانغربي و آرژانتين انجام شد، ولي كمكهاي فني روسها و نقش مشاور فني و پشتيباني آنها در طرحريزي ماموريت و سازمان يگان تهاجمي عراق در اين مرحله، بسيار برجسته و قابل توجه بوده است. اما نكته قابل تامل در انجام حملات موشكي به تهران اين است كه اين حملات با حمايت روسها و در واقع با هدف تغيير موضع ايران در قبال افغانستان انجام شد.
علي اكبر ولايتي، وزير خارجهء وقت ايران:
«در اوج بمباران عراق، به قائم مقام وزير خارجه شوروي گفتم: چرا به عراقيها موشك ميدهد؟ گفت: شما دست از حمايت مجاهدين افغاني برداريد تا ما هم موشك ندهيم؛ معامله خوبي نيست؟»
نورالدين كيانوري، دبيركل حزب توده در مصاحبه با روزنامه جمهوري اسلامي 6 / 11 / 1371 :
«وزير خارجه شوروي به آقاي ولايتي گفته است شما به محض اينكه حمايت از افغانها را قطع كنيد، ما هم حملات عراق به ايران را متوقف ميكنيم.»
در سال 1987 برابر 1366، شش كشور غربي، سلاحهايي به ارزش 200 ميليون دلار به ايران فروختند. اين در حالي است كه عراق در همين سال، بيش از 15 ميليارد دلار (75 برابر ايران) سلاح و تجهيزات نظامي دريافت كرد. مجموع اين عوامل، سبب گرديد علائم و نشانههاي قابل توجهي از تغيير قدرت به سود عراق آشكار شود.
سقوط فاو
در اين وضعيت، آمريكاييها به تاريخ 28 / 1 / 1367 به دو سكوي نفتي ايران در خليج فارس حمله كردند و همزمان با آن، عراقيها پس از حمله شيميايي گسترده به خطوط پدافندي ايران در فاو، با سپاهي بسيار مجهز، به فاو يورش آوردند.
[External Link Removed for Guests]
سقوط فاو در عرض 36 ساعت، پس از آنكه 2 سال و 3 ماه در اختيار ايران بود و در حالي كه عراق، از حضور عمده قواي ايران در غرب اطلاع داشت، با به كارگيري بسيار گسترده سلاحهاي شيميايي نظير گاز خردل و سيانور انجام گرفت و طي آن هزاران تن از مدافعان ايراني در فاو به شهادت رسيدند.
در واقع ادامه بيحاصل جنگ و اجراي عمليات آفندي در خاك عراق، به قيمت جان دهها هزار تن از سربازان ايراني تمام شد و كسي نيز جوابگوي اين استراتژي تاكنون نبوده است.
[External Link Removed for Guests]
اما موقعيت برتر نظامي عراق به دليل خريد انبوه تجهيزات و تغيير شيوه رزم امكان پذير گشت. نيروهاي مسلح عراق، در نتيجه فروش عظيم تسليحاتي توسط شوروي، در مدتي كمتر از 2 سال، سيستمهاي تسليحاتي خود را به بيشتر از 40% افزايش دادند.
ارتش عراق در شرف بازپسگيري فاو در آوريل 1988، حدود 5000 تانك، 720 هواپيماي جنگي آماده و 420 هليكوپتر در اختيار داشت. اين خيل عظيم، با حداقل 300 موشك زمين به زمين اسكاد بي و مقادير زيادي مهمات شيميايي تكميل ميشد. عراق، نيروهاي زميني خود را از 26 لشگر در سال 1986 به 50 لشگر بسيار مجهز در سال 1988 رساند.
[External Link Removed for Guests]
سقوط شلمچه
ارتش عراق در ادامه تهاجمات خود، در ساعت 8 صبح مورخ 4 / 3 / 1367 حمله به منطقه شلمچه را آغاز كرد.
در اين هجوم بسيار سنگين كه با كمك بيش از 1000 دستگاه تانك تي-72 و پشتيباني هوايي دهها جنگنده ضربتي سوخو-22 و ميگ-23 انجام شد، منطقه شلمچه ظرف تنها 8 ساعت سقوط كرد و هزاران تن از سربازان ايراني به شهادت رسيدند. امكانات فوقالعاده، تجهيزات بسيار پيشرفته، كاربرد بسيار گسترده سلاحهاي شيميايي و اجراي شيوههاي نوين نظامي، برتري چشمگير عراق را موجب شد.
نگراني از احتمال پيشروي دشمن از محور شلمچه به سمت خرمشهر و آبادان، يگائ هاي سپاه پاسداران را به تاريخ 22 / 3 / 1367 مجبور ساخت طي عملياتي به نام بيتالمقدس7 به نيروهاي دشمن هجوم بردند و مانع پيشروي بيشتر آنها شوند.
عمليات چلچراغ و سقوط مهران و دهلران
در روزهاي پاياني خرداد 1367، گروهك تروريستي مجاهدين خلق، طي عملياتي به نام چلچراغ، به كمك نيروهاي عراقي به مهران و دهلران كه در كنترل پدافندي شديد ارتش قرار داشت، حمله كردند.
پيش از اين، مجاهدين خلق به تاريخ 8 / 1 / 1367 به فكه حمله كرده بودند. در بهار همين سال، بعد از نشست محرمانه رجوي و صدام، تجهيزات سنگين شامل تانكهاي تي-55 و نفربرهاي ب.ام.پي1 در اختيار اين گروهك قرار گرفت و افسران ارشد حزب بعث، آموزشهاي فشردهاي را براي آنها برگزار كردند. مجاهدين پس از حمله به مهران، شعار «امروز مهران، فردا تهران» را سر دادند.
سقوط جزایر مجنون
به تاريخ 4 / 4 / 1367، تهاجم بسيار گسترده نيروهاي عراقي به جزيره مجنون آغاز شد.
اين حمله، اوج قدرت عراق بود. پس از اين، عراقيها با توجه به بازپسگيري كليه مناطق آزاد شده، مواضع جديد اتخاذ كردند.
در همين حال، آمريكاييها، هواپيماي مسافربري ايرباس ايران را با 2 فروند موشك كه از رزمناو آمريكايي وينسنس مستقر در خليجفارس شليك شد، ساقط كردند. اين حادثه، پيام روشن و قاطع آمريكا مبني بر قبول پايان سريع جنگ از طرف ايران بود. در اين وضعيت، آقاي هاشمي رفسنجاني به سمت جانشين فرمانده كل قوا منصوب شد و قرار شد با ايجاد ستاد فرماندهي كل، هماهنگي ارتش و سپاه، تمركز صنايع نظامي و تهيه مايحتاج نظامي، اعلام بسيج عمومي براي دفاع در برابر تهاجمات عراق انجام شود.
در اين مرحله، تداوم حملات عراق سبب گرديد در منطقه شرهاني، زبيدات و ارتفاعات حمرين، قواي عراق ضمن حمله به خطوط دفاعي ارتش، تا عينخوش پيشروي كنند و در مجموع با حمله به مناطق مذكور، و همچنين ارتفاعات مناطق سومار و ميمك، نزديك به 17000 نفر را به اسارت بگيرند. با ادامه تهديدات عراق، عقب نشيني از حلبچه مورد بحث و بررسي قرار گرفت و نيروها، حلبچه را تخليه كردند.
[External Link Removed for Guests]
اسرا از تفریحات معمول صدام و حزب
[External Link Removed for Guests]
درماندگي و قبول قطعنامه 598
با توجه به شرایط بسیار وخیم حادث شده در جبههها كه حتی با هجوم گسترده ارتش عراق، امكان سقوط اغلب شهرهاي مرزي وجود داشت، به تاريخ 27 / 4 / 1367 طي نامهاي از سوي رئيس جمهوري وقت ايران (علي خامنهاي) به خاوير پرز دكوئيار، دبير كل وقت سازمان ملل، پذيرش قطعنامه 598 اعلام شد و اين خبر در ساعت 2 بعد از ظهر از راديو سراسري ايران پخش گرديد.
پذيرش قطعنامه از سوي عراق يك تاكتيك نظامي جديد ايران عنوان گرديد اما با واكنش مثبت آمريكاييها روبهرو شد. آمريكاييها از اقدام ايران، اظهار خرسندي كردند و سخنگوي وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد آمريكا پذيرش قطعنامهء 598 را توسط ايران، خوشآمد ميگويد.
وايتهد، معاون وزير خارجه آمريكا نيز اعلام كرد واشينگتن هفته گذشته پيامي براي ايران ارسال داشته و از تصميم اين كشور براي قبول قطعنامه 598 تقدير كرده است.
آمريكاييها اقدام ايران را عامل مهمي در رفع موانع در روابط ايران و آمريكا ميدانستند. چنانكه جرج شولتز، وزير خارجه آمريكا اعلام كرد:
" آمريكا مايل به تجديد مناسبات مستقيم با نمايندگان معتبر تهران است "
سه روز پس از پذيرش قطعنامه 598، عراقيها در روز جمعه 31 / 4 / 1367 تهاجم خود را در منطقه جنوب آغاز كردند و در 30 كيلومتري شمال خرمشهر مستقر شدند.
اين حركت، شباهت زيادي به تهاجم آنها در آغاز جنگ داشت. هدف عراق، وارد كردن ضربه سنگين نظامي به ايران، اشغال زمين و به اسارت گرفتن شمار بيشتري از نظاميان ايراني بود تا به هنگام مذاكرات بعد از جنگ، از آنها به عنوان برگ برنده استفاده كنند و به هنگام تبادل اسرا، نسبت به ايران، از موقعيت بهتري برخوردار شوند. ضمن اينكه اشغال مجدد خرمشهر، امتياز بزرگي براي عراق بود.
وضعيت بسيار حساسي بود و خرمشهر در آستانه سقوط قرار داشت. اما طولي نكشيد كه سيل نيروهاي مردمي كه از قبول قطعنامه و تهاجم عراق متاثر بودند به سوي جبههها شتافتند و طي چند روز نبرد بسيار سنگين، با خساراتي كه به قواي عراقي تحميل كردند، آنها را مجبور به عقبنشيني ساختند.
عملیات فروغ جاویدان
هنوز در جبهه جنوب ، ارتش عراق به طور كامل تا خط مرزي عقب زده نشده بود ، كه مقارن ساعت 30 : 14 مورخ 3 / 5 / 1367، گروهك مجاهدين خلق با پشتيباني ارتش عراق، هجوم مشترك خود را با هدف براندازي آغاز كردند با اين تصور كه اوضاع بينالمللي به ضرر ايران ميباشد و همانند وضعيتي است كه آلمان نازي در اواخر جنگ گرفتار آن شده بود.
رجوي در همان زمان طي تحليل گفته بود كه نبايد اين فرصت تاريخي را از دست بدهيم و بايد حمله كنيم و در شرایطي كه رژيم آخوندي نيروهاي حمله كننده ندارد، كار را تمام كنيم.
رجوي در پاسخ به سوالات حاضرين در همين نشست ميگويد:
«جمعبندي نهايي در ميدان آزادي.»
مجاهدي طرح خود را در يك نشست 24 ساعته آماده كردند و در تاريخ 31 / 4 / 1367 توجيه صورت گرفت و نام عمليات را فروغ جاويدان گذاشتند. سخنگوي مجاهدين، استراتژي سازمان را وارد كردن هرچه بيشتر تلفات و بازكردن راه براي يك انقلاب عمومي ضدخميني ذكر كرد.
عملیات مرصاد
بلافاصله پس از اطلاع مردم از هجوم مجاهدين، نيروهاي مردمي راهي غرب كشور شدند و آنها را از روبهرو و پهلو مورد حمله قرار دادند و سازمان نظامي اين گروهك به وسيله عمليات هليكوپترهاي ضربتي هوانيروز در اين عمليات متلاشي شد.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
سوخته مجاهدین در حاشیه جاده گیلانغرب به اسلام آباد
عمده ادوات مجاهدین، توسط هلیکوپترهای کبرای هوانیروز منهدم
آتش بس . . . ساله
بدين ترتيب با حضور گسترده نيروهاي مردمي در جبههها و پيام آيت الله خميني به سپاه پاسداران براي مقاومت و رفع تهاجم عراق و مجاهدين، سرانجام عراقيها پس از تحمل تلفات و عدم موفقيت در لشگركشي مجدد به خاك ايران و نااميدي از كارايي مجاهدين به عنوان يك عامل تعيين كننده، با برقراري آتشبس موافقت كردند و به تاريخ 29 / 5 / 1367 ميان ايران و عراق آتشبس برقرار شد که تاکنون، یعنی مهر ۱۳۸۶ و . . . ادامه دارد.