سنسور هاي فشاري

در اين بخش مي‌توانيد در مورد فیزیک نسبیت و فیزیک کوانتوم و ... به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ب.ظ
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2311 بار

سنسور هاي فشاري

پست توسط achachi98 »

سلام به همگی دوستان

اگه دوستانی در اینجا هست که در زمینه ی الکترونیک و شبیه اینا اطلاعات خوبی داره ممنون می شم مارو بی نصیب نذارند .

من اطلاعاتی در مورد سنسور فشاری می خواستم

که چنتاش اینا هستند .در مورد خود این سنسور ها هم اگه اطلاعات بخصوصی داشتید .......تشکر فراوان :o :o

[External Link Removed for Guests]
Load Button Cell
سنسور کوچک فشاری برای فضاهای محدود در گستره‌های 100N تا 50kN و 50N تا 5kN



[External Link Removed for Guests]
Junior S-Beam
سنسوری کوچک برای فضاهای محدود در گستره 1N تا 500N
[External Link Removed for Guests]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

سنسور چیست؟

سنسور المان حس کننده ای است که کمیتهای فیزیکی مانند فشار، حرارت، رطوبت، دما، و ... را به کمیتهای الکتریکی پیوسته (آنالوگ) یا غیرپیوسته (دیجیتال) تبدیل می کند. این سنسورها در انواع دستگاههای اندازه گیری، سیستمهای کنترل آنالوگ و دیجیتال مانند PLC مورد استفاده قرار می گیرند. عملکرد سنسورها و قابلیت اتصال آنها به دستگاههای مختلف از جمله PLC باعث شده است که سنسور بخشی از اجزای جدا نشدنی دستگاه کنترل اتوماتیک باشد. سنسورها اطلاعات مختلف از وضعیت اجزای متحرک سیستم را به واحد کنترل ارسال نموده و باعث تغییر وضعیت عملکرد دستگاهها می شوند.

سنسورهای بدون تماس

سنسورهای بدون تماس سنسورهائی هستند که با نزدیک شدن یک قطعه وجود آنرا حس کرده و فعال می شوند. این عمل به نحوی که در شکل زیر نشان داده شده است می تواند باعث جذب یک رله، کنتاکتور و یا ارسال سیگنال الکتریکی به طبقه ورودی یک سیستم گردد.

کاربرد سنسورها

1-شمارش تولید: سنسورهای القائی، خازنی و نوری

2-کنترل حرکت پارچه و ...: سنسور نوری و خازنی

3-کنترل سطح مخازن: سنسور نوری و خازنی و خازنی کنترل سطح

4-تشخیص پارگی ورق: سنسور نوری

5-کنترل انحراف پارچه: سنسور نوری و خازنی

6-کنترل تردد: سنسور نوری

7-اندازه گیری سرعت: سنسور القائی و خازنی

8-اندازه گیری فاصله قطعه: سنسور القائی آنالوگ

مزایای سنسورهای بدون تماس

سرعت سوئیچینگ زیاد: سنسورها در مقایسه با کلیدهای مکانیکی از سرعت سوئیچینگ بالائی برخوردارند، بطوریکه برخی از آنها (سنسور القائی سرعت) با سرعت سوئیچینگ تا 25KHz کار می کنند.

طول عمر زیاد: بدلیل نداشتن کنتاکت مکانیکی و عدم نفوذ آب، روغن، گرد و غبار و ... دارای طول عمر زیادی هستند.

عدم نیاز به نیرو و فشار: با توجه به عملکرد سنسور هنگام نزدیک شدن قطعه، به نیرو و فشار نیازی نیست.

قابل استفاده در محیطهای مختلف با شرایط سخت کاری: سنسورها در محیطهای با فشار زیاد، دمای بالا، اسیدی، روغنی، آب و ... قابل استفاده می باشند.

عدم ایجاد نویز در هنگام سوئیچینگ: به دلیل استفاده از نیمه هادی ها در طبقه خروجی، نویزهای مزاحم (Bouncing Noise) ایجاد نمی شود.

سنسورهای القائی

سنسورهای القائی سنسورهای بدون تماس هستند که تنها در مقابل فلزات عکس العمل نشان می دهند و می توانند فرمان مستقیم به رله ها، شیرهای برقی، سیستمهای اندازه گیری و مدارات کنترل الکتریکی (مانند PLC) ارسال نمایند.

اساس کار و ساختمان سنسورهای القائی

ساختمان این سنسورها از چهار طبقه تشکیل می شود: اسیلاتور، دمدولاتور، اشمیت تریگر، تقویت خروجی. قسمت اساسی این سنسورها از یک اسیلاتور با فرکانس بالا تشکیل یافته که می تواند توسط قطعات فلزی تحت تاثیر قرار گیرد. این اسیلاتور باعث بوجود آمدن میدان الکترومغناطیسی در قسمت حساس سنسور می شود. نزدیک شدن یک قطعه فلزی باعث بوجود آمدن جریانهای گردابی در قطعه گردیده و این عمل سبب جذب انرژی میدان می شود و در نتیجه دامنه اسیلاتور کاهش می یابد. از آنجا که طبقه دمدلاتور، آشکارساز دامنه اسیلاتور است در نتیجه کاهش دامنه اسیلاتور توسط این قسمت به طبقه اشمیت تریگر منتقل می شود. کاهش دامنه اسیلاتور باعث فعال شدن خروجی اشمیت تریگر گردیده و این قسمت نیز به نوبه خود باعث تحریک طبقه خروجی می شود.

قطعه استاندارد: یک قطعه مربعی شکل از فولاد ST37 است که از آن بمنظور تست فاصله سوئیچینگ استفاده می شود. (استاندارد IEC947-5-2). ضخامت قطعه 1mm و طول ضلع این مربع در اندازه های زیر می تواند انتخاب شود.

-به اندازه قطر سنسور

-سه برابر فاصله سوئیچینگ نامی سنسور 3*Sn

ضرایب تصحیح: فاصله سوئیچینگ با کوچکتر شدن ابعاد قطعه استاندارد و یا با بکارگیری فلز دیگری غیر از فولاد ST37 تغییر خواهد کرد. در جدول زیر ضرایب تصحیح برای فلزات مختلف نشان داده شده است.

ضریب تصحیح (KM) برای فولاد ST37 برابر 1.0

ضریب تصحیح (KM) برای نیکل برابر 0.9

ضریب تصحیح (KM) برای برنج برابر 0.5

ضریب تصحیح (KM) برای مس برابر 0.45

ضریب تصحیح (KM) برای آلومینیوم برابر 0.4

بعنوان مثال هرگاه یک سنسور در مقابل فولاد از فاصله 10mm عمل سوئیچینگ را انجام دهد، همان سنسور در مقابل مس از فاصله 4.5mm عمل خواهد کرد.

فرکانس سوئیچینگ: حداکثر تعداد قطع و وصل یک سنسور در یک ثانیه می باشد. (بر حسب Hz). این پارامتر طبق استاندارد DIN EN 50010 با شرایط زیر اندازه گرفته می شود.

فاصله سوئیچینگ (Switching Distance) S: فاصله بین قطعه استاندارد و سطح حساس سنسور به هنگام عمل سوئیچینگ می باشد. (استاندارد EN 50010)

فاصله سوئیچینگ نامی (Nominal Switching Distance) Sn: فاصله ای است که در حالت متعارف و بدون در نظر گرفتن پارامترهای متغیر از قبیل حرارت، ولتاژ تغذیه و غیره تعریف شده است.

فاصله سوئیچینگ موثر (Effective Switching Distance) Sr: فاصله سوئیچینگ تحت شرایط ولتاژ نامی و حرارت 20 درجه سلسیوس می باشد. در این حالت تلرانسها و پارامترهای متغیر نیز در نظر گرفته شده اند. 0.9Sn<Sr<1.1Sn

فاصله سوئیچینگ مفید (Useful Switching Distance) Su: فاصله ای است که در محدوده حرارت و ولتاژ مجاز، عمل سوئیچینگ انجام می شود. 0.81Sn<Su<1.21Sn

فاصله سوئیچینگ عملیاتی (Operating Switching Distance) Sa: فاصله ای است که تحت شرایط مجاز، عملکرد سنسور تضمین شده است. 0<Sa<0.81Sn

هیسترزیس H: فاصله بین نقطه وصل شدن (هنگام نزدیک شدن قطعه به سنسور) و نقطه قطع شدن (هنگام دورشدن قطعه از سنسور) می باشد. حداکثر این مقدار 10% مقدار نامی می باشد. (استاندارد EN 60947-5-2)

قابلیت تکرار (Repeatability) R: قابلیت تکرار فاصله سوئیچینگ مفید تحت ولتاژ تغذیه V و در شرایط زیر اندازه گیری می شود: حرارت محیط: 23 درجه سلسیوس؛ رطوبت محیط: 50 الی 70 درصد؛ زمان تست: 8 ساعت. (مقدار تلرانس برای این پارامتر طبق استاندارد EN 60947-5-2 حداکثر +-0.1Sr می باشد.)

پایداری حرارتی (Temperature Drift): تغییرات فاصله موثر سوئیچینگ در اثر تغییرات دما طبق استاندارد EN 60947-5-2 و در محدوده دمای 20 درجه سلسیوس زیر صفر تا 60 درجه سلسیوس بالای صفر حداکثر 10% است.

حرارت محیط (Ambient Temperature) Ta:

محدوده حرارتی است که در آن محدوده، عملکرد سنسور تضمین شده است.

کلاس حفاظتی: IP67 (DIN 40050).

نحوه نصب سنسورهای القائی: هرگاه دو یا چند سنسور القائی در مجاورت هم و یا در مقابل هم نصب شوند، شرایط زیر باید رعایت شود:

الف) نحوه نصب سنسورهای القائی Flush: سنسورهای Flush (Shielded) سنسورهائی هستند که قسمت حساس سنسور توسط پوسته فلزی محصور شده است. هرگاه دو یا چند عدد از این سنسورها همسطح روی بدنه فلزی دستگاه نصب شوند رعایت فواصل نصب مطابق شکل زیر الزامی می باشد.

ب) نحوه نصب سنسورهای القائی Non-Flush: در سنسورهای Non-Flush (UnShielded) قسمت حساس سنسور خارج از پوسته فلزی آن می باشد. فاصله سوئیچینگ این نوع سنسورها بیشتر از سنسورهای Flush می باشد. اما فرکانس سوئیچینگ آن در مقایسه کمتر است.

ج) نحوه نصب سنسورهای القائی در مقابل هم: هر گاه دو سنسور القائی در مقابل هم نصب شوند رعایت فاصله حداقل 6Sn الزامی می باشد.

منبع :مهندسی کنترل
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

به عبارت دیگر :

حسگر ( سنسورها )

مطلب از کیوان جامه بزرگ

منبع: nurc.ir

حسگر یک وسیله الکتریکی است که تغییرات فیزیکی یا شیمیایی را اندازه‌‌گیری می‌کند و آن را به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌نماید.

حسگرها در واقع ابزار ارتباط ربات با دنیای خارج و کسب اطلاعات محیطی و نیز داخلی می باشند. انتخاب درست حسگرها تأثیر بسیار زیادی در میزان کارایی ربات دارد. بسته به نوع اطلاعاتی که ربات نیاز دارد از حسگرهای مختلفی می توان استفاده نمود:



– فاصله

– رنگ

– نور

– صدا

– حرکت و لرزش

– دما

– دود

– و...
تصویر
یک حسگر حرکت

تصویر
حسگرهای رطوبت
اما چرا از حسگرها استفاده می کنیم ؟ همانطور که در ابتدای این گفتار اشاره شد حسگرها اطلاعات مورد نیاز ربات را در اختیار آن قرار می دهند و کمیتهای فیزیکی یا شیمیایی موردنظر را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند.مزایای سیگنالهای الکتریکی را می توان بصورت زیر دسته بندی کرد:



– پردازش راحتتر و ارزانتر

– انتقال آسان

– دقت بالا

– سرعت بالا

– و...



حسگرهای مورد استفاده در رباتیک:



در یک دسته بندی کلی حسگرهای مورد استفاده در رباتها را می توان در یک دسته خلاصه کرد:



– حسگرهای تماسی ( Contact )

مهمترین کاربردهای این حسگرها به این شرح می باشد:



– آشکارسازی تماس دو جسم

– اندازه‌گیری نیروها و گشتاورهایی که حین حرکت ربات بین اجزای مختلف آن ایجاد می‌شود .
تصویر
یک میکروسوئیچ

در شکل یک میکرو سوئیچ یا حسگر تماسی نشان داده شده است. در صورت برخورد تیغه فلزی به مانع و فشرده شدن کلید زیر تیغه همانند قطع و وصل شدن یک کلید ولتاژ خروجی سوئیچ تغییر می کند.



– حسگرهای هم جواری (Proximity )

آشکارسازی اشیا نزدیک به روبات مهمترین کاربرد این حسگرها می باشد. انواع مختلفی از حسگرهای هم جواری در بازار موجود است از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:



– القایی

– اثرهال

– خازنی

– اولتراسونیک

– نوری
تصویر
یک حسگر اثرهال
– حسگرهای دوربرد ( Far away)

کاربرد اصلی این حسگرها به شرح زیر می باشد:



– فاصله سنج (لیزو و اولتراسونیک)

– بینایی (دوربینCCD)
تصویر
زوج حسگر ماوراء صوت
در شکل یک زوج گیرنده و فرستنده اولتراسونیک (ماورا صوت) نشان داده شده است. اساس کار این حسگرها بر مبنای پدیده داپلر می باشد.





حسگر نوری (گیرنده-فرستنده)

یکی از پرکاربردترین حسگرهای مورد استفاده در ساخت رباتها حسگرهای نوری هستند. حسگر نوری گیرنده- فرستنده از یک دیود نورانی (فرستنده) و یک ترانزیستور نوری (گیرنده) تشکیل شده است.

خروجی این حسگر در صورتیکه مقابل سطح سفید قرار بگیرد 5 ولت و در صورتی که در مقابل یک سطح تیره قرار گیرد صفر ولت می باشد. البته این وضعیت می تواند در مدلهای مختلف حسگر برعکس باشد. در هر حال این حسگر در مواجهه با دو سطح نوری مختلف ولتاژ متفاوتی تولید می کند.
تصویر
در زیر یک نمونه مدار راه انداز زوج حسگر نوری گیرنده فرستنده نشان داده شده است. مقادیر مقاوتهای نشان داده شده در مدلهای متفاوت متغییر است و با مطالعه دیتا شیت آنها می توان مقدار بهینه مقاومت را بدست آورد.

برگرفته از :سايت جامع مهندسي پزشكي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

سنسور فاصله یاب لیزری ( PDF)

در این مقاله با کلیات ساخت سنسور فاصله یاب لیزری آشنا می شوید. هدف نهایی از انجام این تحقیق ، طراحی و ساخت سنسور فاصله یاب لیزری برای استفاده در سیستمهای هوشمند اخطار تصادف در اتومبیل ها است که در آن فاصله خودرو از موانع اندازه گیری می شود و با توجه به سرعت نسبی خودرو با موانع و همچنین شرایط جوی ، اخطار لازم به راننده داده می شود. در صورت عدم توجه راننده به اخطارها ، سیستم به طور اتوماتیک اقدام به کاهش سرعت خودرو می نماید. در این مقاله انواع سنسورهای فاصله یاب برای این کار مورد بررسی قرار می گیرند و با توجه به ملاحظات اقتصادی و تکنولوژیکی ، دلایل انتخاب لیزر در ساخت این سیستم بیان می گردد. در این سیستم لیزری از روش اندازه گیری زمان سیر نور جهت اندازه گیری فاصله استفاده شده است. پس از دانلود فایل می توانید آن را توسط برنامه Adobe Reader مطالعه نمایید.
دانلود:[External Link Removed for Guests]
حجم : 535 Kb
فرمت : پی دی اف
از سایت iranmedar.com
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

تله سنسور

A- بيوسنسور (معرفي اجمالي)
قسمت هاي مختلف يك بيو سنسور :
1- قسمت رد يابي بيولوژيك (بيو رسبتور) : (مهمترين قسمت يك بيوسنسور)
2- مبدل (ترانسديوسر) : شناسايي
3- سيستم خروجي
مبدال عمل شناسايي را انجام مي دهد،‌آنچه توسط مبدل شناسايي مي شود توسط بيوربستور جذب مي گردد و سپس با عبور مجدد از مبدل سيگنال توليد مي شود.

* عملكرد بيوسنسورها كاملاً انتخابي است،‌ (به يك مولكول يا آئاليت خاص پاسخ مي دهند و از واكنش با ساير مواد جلوگيري مي شود)
تصویر
طبقه بندي بيوسنسورها (از نظر ماهيت عملكرد و ساختار بيوشيميايي و بيولوژيك ):
1- بيوكاتاليتيك (مانند آنزيم ها)
2- ايموثولوژيك (مانند آنتي بادي ها)
3- اسيد نوكلئيك مانند (DNA)

طبقه بندي بيوسنسورها از نظر نوع تبديلي كه انجام مي هند :
1- مبدل هاي الكترو شيميايي
2- نوري
3- پيروالكتريك
4- گرمايي يا گرماسنجي

B‌- تله سنسور :
هدف از معرفي :‌ توسعه آرايه اي از تراشه ها جهت نمايش و مانيتور كردن فعاليت هاي بدن وانتقال آن به مراكز درمان هدف.

عمل تله سنسور: شناسايي + ثبت + ارسال (انتقال)
(براي اولين بار جهت مانيتور كردن علائم حياتي سربازان به كار رفت)

* به صورت غير تهاجمي به نقاط مختلفي از بدن متصل شده و نتيجه را گزارش مي دهد .
(با قرار گيري تراشه تله سنسور پزشكي بر روي نوك انگشت،‌ امكان ثبت چندين پارامتر حياتي و ارسال آنها وجود دارد)
* تله سنسور پزشكي يا Asic
يك مدار كامل با عمل اندازه گيري خودكار و انتقال اطلاعات از منابع راه دور به گيرنده ها به منظور ثبت وتجزيه وتحليل داده ها.

يكي از كاربردهاي مهم : بررسي سطح اكسيژن خون :
با تغيير سطح اكسيژن خون، رنگ هموگلبين آن نيز تغيير يافته و اين تراشه ها با داشتن يك منبع و يك آشكارساز نوري توانايي رديابي و اندازه گيري تغييرات رنگ هموگلبين به هنگام تابش را خواهند داشت.
(ديگر كاربرد ها اندازه گيري فشار خون، ضربان قلب و درجه حرارت بدن)

ساختمان تله سنسور پزشكي Asic‌ :
تراشه 2 × 2 ميليمتري از جنس سيليكون (سيليسم)
شامل : 1
1- سنسور گرمايي
2- باتري نواري باريك ليتيم (به مصرف توان كمي جهت راه اندازي مدار، پردازش سيگنال الكترونيك و ارسال آن نياز دارد) آنتن تعبيه شده بر روي تراشه به هنگام گرفتن دستور ارسال داده اطلاعات را توسط سيگنال راديويي (انتقال فركانس راديويي) به مانيتور ارسال مي كند.

فيبر سيليكوني :
انعطاف پذير است، امكان فشرده يا كشيدگي آن وجود دارد و همچنين امكان محاسبه ميزان فشردگي يا كشيدگي مينير با گذراندن پرتو از درون آن ميسر مي شود.
هنگامي كه بر روي تراشه قرار مي گيرد ميزان فشار در موقعيت هاي مختلف بدن را حس مي كند. مي توان از اين قابليت براي نمايش (ويژگي هاي فوق كه گفته شد) فشارخون، نرخ ضربان قلب و نرخ تنفس (انبساط قفسه سينه) ميزان خميدگي زانو هنگام توان بخشي فيزيكي و .......... استفاده كرد.

مطلب از مقاله:

محسن زمیاد - احسان آرا - علیرضا حق نگهدار

برگرفته از :سايت جامع مهندسي پزشكي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

بيو سنسورها
سنسورهايي از نوع ذرات بيولوژيک

در سالهاي اخير كاربردهاي زيست‌ فناوري و پزشكي فناوري ميكرو ونانو (كه معمولا از آن به عنوان سيستم‌هاي ميكروي الكتريكي مكانيكي پزشكي يا زيست‌ فناوري‎(BioMEM) 1‏ نام برده مي‌شود) به‌صورت فزاينده‌اي رايج شده است و كاربردهاي وسيعي همچون تشخيص و درمان بيماري و مهندسي بافت پيدا كرده است. در حين اين كه تحقيقات و گسترش فعاليت در اين زمينه هم چنان به قوت خود باقي است، بعضي از اين كاربردها تجاري هم مي‌شود. در اين مقاله پيشرفت‌هاي اخير در اين زمينه را مرور كرده و خلاصه‌اي از جديدترين مطالب در حوزه ‏BioMEM ‎‏ را با تمركز روي تشخيص و حسگرها ارائه مي‌شود.‏

بيوسنسور‌ها
در كاربردهاي بسياري در پزشكي، تحليل محيطي و صنايع شيميائي نياز به روشهايي جهت حس كردن مولكولهاي زيستي كوچك وجود دارد. حس‌هاي بويايي و چشايي ما دقيقا همين كار را انجام مي‌دهد و سيستم ايمني بدن ميليونها نوع مولكول مختلف را شناسائي مي‌كند. شناسائي مولكولهاي كوچك تخصص بيومولكولها است، لذا اينها شيوه جديد و جذابي براي ساخت سنسورهاي خاص را پيش رو قرار مي‌دهد. دو مولفه اساسي در اين راستا وجود دارد. المان شناساگر و روش‌هايي براي فراخواني زماني كه المان شناساگر هدف خودش را پيدا مي‌كند. اغلب المان شناساگر تحت تاثير منبع زيست‌ فناوري تغيير نمي كند. مشكل اصلي در اين كار طراحي يك واسطه مناسب به يك وسيله بازخواني بزرگ است.
از آنتي بادي‌ها به صورت گسترده به عنوان بيوسنسور استفاده مي‌شود. آنتي بادي‌ها بيوسنسورهاي پيشتاز در طبيعت است، به همين دليل توسعه تستهاي تشخيصي با استفاده از آنتي باديها، يكي از زمينه‌هاي بسيار موفق در بيوفناوري است. شايد آشناترين مثال تست ساده‌اي است كه براي تعيين گروه خوني استفاده مي‌شود.
بوسنسورهاي گلوكز از موفق ترين بيوسنسورهاي موجود در بازار است. بيماران مبتلا به ديابت نياز به شيوه‌هاي مرسوم جهت پايش سطح گلوكز خود دارد. سنسورهاي قابل كاشت و غير تهاجمي در حال توسعه است، اما در حال حاضر در دسترس‌ترين شيوه بيوسنسور دستي است كه يك قطره از خون را تحليل مي‌كند.


تعريف ‏BioMEM
‏ از زمان آغاز سيستم‌هاي ‏MEM‏ در اوايل دهه 1970، اهميت كاربردهاي پزشكي اين سيستم‌هاي مينياتوري درك شد. ‏BioMEM‏‌ها در حال حاضر يك موضوع بسيار مهم است كه تحقيقات بسياري در زمينه آن انجام شده است و كاربردهاي پزشكي مهم بسياري دارد. در حالت كلي مي‌توان ‏BioMEM‏‌ها را به عنوان "دستگاه‌ها ( وسايل) يا سيستم‌هايي ساخته شده با روش‌‌هاي الهام گرفته شده از ساخت در ابعاد ميكرو /نانو، كه براي پردازش، تحويل 2، دستكاري3، تحليل يا ساخت ذرات 4 شيميائي و بيولوژيك استفاده مي‌شود"، تعريف كرد. اين وسايل و سيستم‌ها همه واسطه‌هاي علوم زندگي و ضوابط پزشكي با سيستم‌هاي با ابعاد ميكرو و نانو را شامل مي‌شود. حوزه‌هاي تحقيقات و كاربردها در ‏BioMEM‏ از تشخيص بيماري‌ها مانند ميكرو آرايه‌هاي پروتئيني و‏DNA، تا مواد جديدي براي ‏BioMEM، مهندسي بافت، تغيير و اصلاح5 سطح، ‏BioMEM‏‌هاي قابل كاشت، سيستم‌هائي براي رهايش دارو و.... را شامل مي‌شوند. وسايل و سيستم‌هاي فشرده‌ايي كه از ‏BioMEM‏‌ها استفاده مي‌كنند، به عنوان "آزمايشگاه روي يك چيپ"6 و سيستم‌هاي تحليل تمام ميكرو‏TAS ) ‎‏ ‏‎µ‎‏ يا ‏‎(micro-TAS ‎‏ 7 نيز شناخته مي‌شود. شكل (1) شماتيك رسم شده از قسمت‌هاي كليدي حوزه‌هاي تحقيقاتي را نشان مي‌دهد.

تصویر


منبع :سايت جامع مهندسي پزشكي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

بیوسنسورها(سنسورهای دمایی):

اندازه گیریهای متعددی در ارتباط با انرژی حرارتی سیستم بیولوژیک قابل انجام است.اینها شامل دما،هدایت گرمایی و تشعشع گرمایی هستند.از بین اینها، اندازه گیری دما به طور معمول انجام می شود. دما متغییری فیزیولوژیک است که کیلینیکی اهمیت دارد و یکی از 4 علامت حیاتی اساسی است که در تشخیص کلینیکی بیماران مورد استفاده واقع می شود.
سنسور، مهم ترین جزء یک سیستم اندازه گیری دما است. در واقع یک ابزار دقیق اندازه گیری دما، دمای سنسور را نشان می دهد از این رو، مشکل موجود در اندازه گیریهای پزشکی دما، نگهداشتن سنسور دما دردمای فیزیولوژیکی مورد اندازه گیری است. آسان ترین راه انجام این کار نگهداشتن سنسور دما در تماس مستقیم با ساختاری است که دمایش اندازه گیری می شود. با این حال، این به تنهایی کافی نیست چرا که سنسور دما ممکن است دمای بافت در تماس با خود را تغییر دهد. مثلاً، چنانچه سنسور در ابتدا دمای کمتری نسبت به بافت اندازه گیری شونده داشته باشد زمانی که در تماس مستقیم با آن بافت قرار می گیرد، گرما از بافت به سنسور دما جریان می یابد. اگر انرژی گرمایی هدایت شده به داخل بافت یا انرژی گرمایی تولید شده به روش های متابولیک در بافت، نتوانند جای آن گرما را بگیرند، قرار دادن سنسور دما در تماس مستقیم با بافت آن را سرد می کند و در نتیجه دما غلط قرائت می شود به این دلیل، جرم مٶثر گرمایی سنسور دما همواره باید بسیار کمتر از جرم مٶثر گرمایی بافت مورد اندازه گیری باشد. از این گذشته، مهم است که مقاومت گرمایی بین سنسور واقعی و بافت مورد اندازه گیری حتی الامکان کم باشد.
سنسورهای معمول دما که در ابزارهای دقیق مهندسی پزشکی مورد استفاده اند عبارتند از:
1- ترمیستور 2- سنسورهای دمای مقاومت سیمی فلزی 3- ترموکوپل 4- نیمه هادی اتصالpn5- مواد حساس به دما مانند کریستال های مایع که خواص فیزیکیشان را دما تغییر می دهد. از بین این موارد، ترمیستور معمول ترین سنسور دما در اندازه گیری مهندسی پزشکی است. این سنسور از اکسیدهای فلزی نیمه هادی تشکیل یافته است که به اندازه ها و اشکال فیزیکی متنوعی درآورده می شوند. این اشکال از ترمیستورهای قیطانی خیلی کوچک که کروی هستند و قطرهایی به کوچکی mm1 دارند، گرفته تا دیسک های مسطح بزرگی که دارای قطر چند سانتی متر است، تنوع دارند.الکترودها و سیم های رابط، تماس الکتریکی با ماده ترمیستور را فراهم می نمایند و مقاومت الکتریکی ترمیستور از طریق این تماس ها اندازه گیری می شود. مقاومت الکتریکی مواد نیمه هادی با افزایش دما کاهش می یابد. مواد ترمیستوری را طوری ساخته اند که تغییر در مقاومت در محدوده دمایی موردنظر به حداکثر برسد و در همان حال حد بالایی از پایداری الکتریکی داشته باشند تا از تغییرات مقاومت در اثر دیگر منابع، یا به طور ساده با کهنه شدن خود ماده، جلوگیری شود. رسیدن به چنین خواصی، ساده نیست و از این رو فرمولاسیون واقعی مواد مختلف ترمیستوری که توسط تولیدکنندگان مختلف مورد استفاده قرار می گیرد و همچنین فرایندی که جهت پایدار نمودن خواص الکتریکی آنها استفاده می شود به دقت سرّی نگه داشته می شوند.
دماسنج الکترونیکی کلینیکی مثالی از یک ابزار دقیق اندازه گیری دما مبتنی بر ترمیستور است. سنسور این ابزار دقیق از یک پروب تشکیل شده که یک ترمیستور دارد. طراحی این پروب، عامل مهمی در عملکرد کل ابزار است. جرم پروب و ترمیستور باید کم باشد تا پاسخ زمانی سریعی بدهد، در عین اینکه پروب باید محکم باشد تا قدرت تحمل استفاده مکرر را داشته باشد. بنابراین یک ترکیب مهندسی ضروری است چرا که این دو نیازمندی معمولاً با هم مخالف هستند. از این گذشته، چنانچه ابزار دقیق برای افراد مختلف بکار رود، تمیز کردن و استریلیزه نمودن پروب بعد از هر بار استفاده عملی نیست. پس یک پوشش حفاظتی استریلیزه و یکبار مصرف پروب را می پوشاند که برای استفاده هر بیمار عوض می شود. همچنین این پوشش باید جرم گرمایی کم و هدایت گرمایی بالا داشته باشد تا از خراب شدن پاسخ زمانی ابزار جلوگیری نماید. همچنین باید محکم باشد تا گسیختگی که عملکرد آن را از بین می برد روی پروب قرار گیرد.
هدف مدار الکترونیک پردازش سیگنال در این ابزار دقیق تبدیل مقاومت الکتریکی ترمیستور به ولتاژ مرتبط با دمای آن و آماده سازی این ولتاژ برای وسیله قرائت که معمولاً یک صفحه دیجیتالی نمایش دهنده دما است، می باشد. یک مدار پل و تستون نامتعادل که یک ضلع آن را ترمیستور تشکیل می دهد، این هدف را محقق می کند. چنانچه چنانچه پل به طور مناسب طراحی گردد، غیرخطی بودن ولتاژ خروجی پل و تستون به عنوان تابعی از مقاومت می تواند غیرخطی بودن ترمیستور را در یک محدوده دمایی معین(حداکثر تا 40 درجه سانتی گراد) جبران کند، طوری که ولتاژ خروجی پل رابطه خطی با دما داشته باشد. بقیه مدار الکترونیکی باید این سیگنال را طوری مقیاس دهی کند که خروجی دستگاه عدد صحیح را که با دمای مورد اندازه گیری مطابق است نشان دهد.
کارایی دیگری که در بعضی دماسنجهای الکترونیکی هست، مداری است که نشان می دهد چه زمان سنسور دما به تعادل رسیده است تا دما خوانده شود. چنین مداری هر ثانیه دما را بررسی می کند و قرائت نهایی را با چند تای قبلی مقایسه می کند. اگر اختلافها کمتر از 1/0 سانتی گراد باشد، دما ثابت درنظر گرفته می شود و به اپراتور گفته می شود که می تواند دما را بخواند، این کار معمولاً با یک بوق کوتاه انجام می شود.
دیگر ابزارهای دقیق دما که قبلاً ذکر شد همگی براساس همین نوع ابزار دقیق هستند، چون اندازه گیری رسانایی گرمایی، شار گرمایی و تشعشع شامل انجام اندازه گیری اهی دمایی است. این سیگنال را طوری پردازش می کنند که کمیت موردنظر را براساس طرح سنسور ارائه دهد.
مقاله از خانم طاهره حسینی

منبع :سايت جامع مهندسي پزشكي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

بیوسنسورها (سنسور نیرو):

سنسورهای نیرو در بسیاری از اندازه گیری های فیزیولوژیکی مفید هستند که شامل روشهای آزمایشگاهی اندازه گیری الکترونیکی برای اندازه گیری وزن بدن ،نیروی گرفتن چیزی(grasping force )،انقباض ایزومتریک ماهیچه و تحلیل راه رفتن است.روش معمول اندازه گیری نیرو تبدیل نیرو به یک جابجایی کوچک و اندازه گییری آن جابجایی است.
برای مثال یک ترازوی الکترونیکی،اساسا سکویی است که بر یک سلول بار قرار میگیرد و در در شکل نشان داده شده است. بخش اساسی سلول بار عنصری است که با اعمال نیرو تغیر شکل میدهد.این تغیر شکل که با مبدل جابجایی اندازه گیری می شود،رابطه ای تکرار پذیر و ترجیحا خطی با نیروی اعمالی دارد.
تصویر

در شکل دوم چنین ساختاری نشان داده شده است در اینجا میله یکسرگیردار از یک سر به پایۀ ترازو و از سر دیگر به بالابر متصل است. با اعمال نیرو از طریق قرار دادن یک وزنه بر روی بالابر، میلۀ یکسر گیردار خم می شود. بنابراین سطح بالایی میله کمی بیشتر می شود، در حالی که سطح پایینی آن تا حدی فشرده می شود .
یک کرنش سنج نیمه هادی می تواند این تغییر کم در طول سطح بالایی یا پایینی را ردیابی کند که در این مثال، به سطح پایینی وصل است.
اصل و مبنای کار کرنش سنج های نیمه هادی تا حدی شبیه کرنش سنج جیوه ای است.(در توضیح کرنش سنج جیوه ای میتوان گفت یکی از ساده ترین روشهای اندازه گیری تغییرات حجم خون در یک عضو استفاده از جیوه در کرنش سنج های لاستیکی سیلیکانی (silicon (rubberاست.ساختمان اصلی این کرنش سنج شامل یک دیواره نازک و لوله لاستیکی سیلیکانی با قطر کوچک است که با جیوه پر شده است. توپی های فلزی متصل به سیم های اتصال در انتهای لوله قرار داده می شوند ، به طوری که بطور مستقیم با جیوه در ارتباط هستند . در حجم سنجی با مسدودیت وریدی که از کرنش سنج های جیوه ای استفاده می کنند ، بجای تغییر حجم ، تغییر محیط اندازه گیری می شود . )
تصویر
به جزء این که نوع جیوه ای را می توان در جابجایی های خیلی بزرگتر نسبت به نوع نیمه هادی استفاده کرد . از طرف دیگر ، نوع نیمه هادی حساسیت بسیار بالاتری دارد . به این معنی که مقاومت آن برای یک جابجایی کوچک که یکسان نسبت به نوع جیوه ای تقریباً 40 برابر بیشتر تغییر می کند . کرنش سنج های نیمه هادی همچنین به میزان قابل ملاحظه ای از نوع جیوه ای کوچکتر هستند و با استفاده از تکنولوژی مدار مجتمع می توان آنها را به صورت انبوه تولید نمود .
تغییر در مقاومت کرنش سنج نیمه هادی متناسب با میزان کرنش ، یعنی تغییر طول در واحد طول آن ، است که به نوبۀ خود با میازان انحراف میلۀ یکسر گیر دار متناسب است .
کرنش روی سطح میله متناسب با این انحراف است . بنا براین سیگنال الکتریکی که از کرنش سنج می آید را می توان مستقیماً متناسب با وزن روی سکو کرد . بعد می توان روی این سیگنال پردازش الکترونیکی انجام داد و آن را مورد استفاده قرار داد تا به عنوان مثال وزن به صورت دیجیتال یا آنالوگ خوانده شود .
این نوع ترازوهای الکتریکی را می توان به صورت یک وسیلۀ مصرفی برای استفادۀ خانگی که قدرت تفکیکی برابر یک پند دارند گرفته تا ترازوی حساس آزمایشگاهی با قدرت تفکیک کسری از میلی گرم مورد استفاده قرار داد .
مقاله از خانم طاهره حسینی

منبع :سايت جامع مهندسي پزشكي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

سنسورهای متغییرهای دینامیک خون ( hemodynamic variables ):

دو تا از مهمترین و در این حال مشکل ترین متغییرها جهت اندازه گیری ، فشار خون و جریان خون هستند . این کمیت ها متغییر های مهم دستگاه گردش خون را نشان می دهد . با اینکه امروزه چندین روش مستقیم تهاجمی برای اندازه گیری آنها وجود دارد ، راههای علمی و موثر جهت اندازه گیری آنها به طریق غیر تهاجمی هنوز باید توسعه یابد . نمونه های زیر دو تا از مشهور ترین سنسورهای این متغییرها را نشان می دهد :
تصویر

1- سنسور فشار خون :

اندزه گیری مستقیم فشار خون یک روش مهم مانیتورنگ دائم این متغییر در مراقبت های ویژۀ پزشکی است ، در این روش یک مبدل فشار خارجی را از نظر هیدرو استاتیکی با یک شریان اصلی تزویج می کنند ، برای این کار یک سر کاتتر ، که یک لولۀ کوچک انعطاف پذیر باز و پر از محلول نمکی فیزولوژیک است ، را از پوست گذرانده و به مجرای یک شریان می رسانند . سر دیگر کاتتر به یک سنسور فشار متصل است. سیال داخل کاتتر فشار را از شریان به مبدل فشار انتقال می دهد تا در آنجا اندازه گیری شود .
یک مبدل فشار تشکیل شده است از یک بخش بالایی که به آن گنبد ( Dome ) که یک محفظۀ بسته است و مستقیماً به کاتتر مرتبط است . یک جدارۀ محفظه ، از یک دیافراگم نازک تشکیل شده است که با نیروی ناشی از اختلاف فشار بین سیال داخل محفظه و فشار اتمسفر بیرون منحرف می شود . سنسورهای جابجایی کرنش سنج این انحراف دیافراگم را اندازه می گیرند . مرکز دیافراگم به 4 کرنش سنج سیمی غیر متصل که در بدنۀ مبدل واقع هستند وصل است که جابجایی دیافراگم را اندازه می گیرند .

تصویر
کرنش سنج ها طوری چیده شده اند که با افزایش فشار دو تا از آنها دراز می شوند ودر دو تای دیگر کاهش طول ایجاد می شود . واقتی که هر 4 کرنش سنج بصورت یک پل وتستون به هم مرتبط باشند ولتاژ خروجی متناسب با جابجایی دیافراگم و در نتیجه متناسب با فشار درون محفظه است . محفظه از طریق کاتتر با شریان تزویج شده است ، پس ولتاژ خروجی پل وتستون با فشار شریانی است .
ما این ابزار را بر حسب فشارهای ئیدرو استاتیکی توصیف نموده ایم با این حال فشار خون یک فشار متغییر با زمان است که از یک الگوی پیچیده بین فشار سیستونیک و دیاستولیک در فاصلۀ زمانی بین دو ضربان قلب پیروی می کند . برای بازسازی صحیح این شکل موج در مبدل فشار مواردی چند را باید در نظر گرفت:سیال داخل کاتتر و داخل گنبد مبدل فشار،جرم متناظری دارند.کاتتردر صورتی که انعطاف پذیر باشد،و گنبد و دیافراگم کمپلانیس(ضریب تغییر طول) متناظری دارند.بنابراین ستون سیال و مبدل فشار تا حدود زیادی مانند جرمی بر روی یک فنر رفتار می کند.سیستم دارای فرکانس تشدید است که غالبا آنقدر پایین هست تا موجب اعوجاجی در شکل موج فشار خون شریانی شود.این سیستم همچنین ممکنست در پاسخ به تغییرات سریع فشار،آرتیفکت( (artifactتولید کند .
به عنوان مثال ، یک تابع پله در فشار غالباً تولید حلقه در فرکانس تشدید سیستم می نماید و شکل موج را بیشتر دچار اعوجاج می کند . از این رو مهم است که هنگام استفاده از چنین سیستمی باید هم رفتار استاتیکی مبدل و هم رفتار دینامیکی سیستم مبدل کاتتر را در نظر داشت . اختلاف در شکل موج سیستم به دلیل تفاوت در سیستم تزویج سیال بکار رفته جهت اندازه گیری می باشد .
سنسور فشاری که نیاز به قسمتهایی برای تزویج سیال ندارد ، مشکلات مربوط به کاتتر و گنبد مبدل فشار را از سر راه برمی دارد ، چون آنقدر طریف و منیاتوری ساخته می شود که می توان آن را در شریان ، در محل اندازه گیری فشار ، قرار داد . لازم به گفتن نیست که چنین سنسوری باید خیلی کوچک باشد . برای این منظور لازم است که دیافراگم خیلی کوچکتر باشد . از این رو اگر کرنش سنج های سیمی مجزا برای اندازه گیری میزان انحراف دیافراگم به کار روند ، حساسیت به طور قابل توجه ای کمتر از حالتی است که از نوع خارجی سنسور فشار استفاده شود . بنابر این ، در یک مبدل فشار مینیاتوری درون شریانی باید از سنسورهای جابجایی با بیشترین حساسیت ممکن استفاده شود چنین سنسوری ، چنانچه قبلاً خاطر نشان شد کرنش سنج نیمه هادی است . بنابراین اینگونه سنسورها سیگنال های موثری را از منابع بیولوژیکی مختلف فراهم می نمایند .


2- سنسور جریان خون :

اندازه گیری جریان خون بسیار مورد علاقِِۀ مهندسان پزشکی بوده است. سنسور نمی تواند تماس مستقیم با خون داشته باشد.چون منجر به تشکیل لخته و انسداد جریان خون می شود. بعضی سنسورها را روی کاتتر در جریان خون قرار دادهاند، ولی بیشتر مبدل های جریان مانند آنهایی که برای اندازه گیری جریان سیال داخل یک لوله به کار می روند در اینجا مناسب نیستند.
یکی از معمول ترین روش های اندازه گیری جریان خون، اندازه گیری الکترومغناطیسی جریان خون است. در این روش دور رگ تحت اندازه گیری قرار داده می شود که یک مدار مغناطیسی معادل دارد، این میدان عمود بر محور رگ از آن عبور می کند. و می توان آن را با یک آهنربای دایمی یا الکتریکی تولید نمود که آهنربای الکتریکی بیشتر مورد توجه است،زیرا می تواند میدانهای متغیر با زمان تولید نماید. خون دارای اجزای زیادی است که بعضی از انها مانند یونهای غیر آلی و پروتئینها باردار هستند. این ذرات باردار که از درون میدان مغناطیسی می گذرند با نیروی تولید شده در جهتی منحرف می شوند که هم بر جهت میدان مغناطیسی و هم بر جریان خون عمود است. به علت اينكه بارهاي مثبت به يك سمت رگ و بارهاي منفي به سمت ديگر منحرف مي شوند ، يك ميدان الكتريكي در رگ در جهت نيروي منحرف كننده بوجود مي آيد . اين ميدان منجر به اختلاف پتانسيل متناسب با سرعت جريان خون در مبدل است .
مبدل بايد طوري طراحي گردد كه خوب دور رگ را بگيرد و الكترودها با آن خوب تماس داشته باشند . اين آرايش ، قطر رگ در نتيجه سطح مقطع آن را ثابت نگه مي دارد ، چون رگ ديگر نمي تواند مثل حالتي كه غلاف نيست با افزايش فشار خون منبسط شود . بنا بر اين ، قرار دادن مبدل جريان ، سطح مقطع رك را قرار مي بخشد و جريان حجمي متناسب با سرعت خون خواهد شد ، پس ولتاژ القا شده در الكترود هاي پروب الكترو مغناطيس متناسب با جريان خواهد بود .
اين روش اندازگيري جريان خون عمدتا در تحقيقات آزمايشگاهي به كار ميرود . يك كاربرد متداول آن در اندازگيري حجم ضربه اي و برونده قلب است . اگر يك مبدل جريان دور آئورت ، در نقطهاي كه از قلب خارج مي شود قرار دهيم ، همه خون خروجي قلب به جز قسمتي كه به شريان هاي كرونري وارد مي شود ، را از خود عبور و مورد اندازگيري قرار مي دهد .
از سيگنال جريان مي توان در يك ضربان قلب ، به روس الكترونيكي انتگرال گرفت و حجم ضربه اي را به دست آورد يا در يك دوره طولاني تر اين كار را انجام داد و خروجي قلب را اندازه گرفت .
انواع ديگر اين سنسور ها شامل زمان انتقال فرا صوت و اندازگير جريان شيفت دوپلري و پروب هاي جريان گرمايي مي با شد . اندازه گيري هاي غير مستمر جريان خون با روش هاي متنوع ترقيق انديكاتوري قابل انجام است كه دائما مورد استفاده كيلينيكي واقع مي شوند . فنون جديد تشديد مغناطيسي هسته و فرا صوت نشان داده اند كه كسب اطلاعات از جريان به روش غير تهاجمي امكان پذير است ، اما تحقيقات و توسعه خيلي بيشتري در اين زمينه مورد نياز است . (Webster_1978).
مقاله از خانم طاهره حسینی
منبع :سايت جامع مهندسي پزشكي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

به دلیل اینکه این تاپیک بیشتر به بخش فیزیک مربوط می شود این تاپیک از بخش اموزش به بخش فیزیک منتقل شد :-o
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “فيزيک”