علوم ریاضی در حالت كلی پایه تمام علوم مهندسی است. ریاضی مادر تمام علوم است و به عنوان علم دقیقه مطرح می شود هر چه علوم دیگر به ریاضی نزدیك باشند مستدل تر و قطعی تر از علومی هستند كه از ریاضی دور می شوند.
با دكتر علی آبكار استاد ریاضی و عضو هیأت علمی دانشكده علوم دانشگاه تهران در مورد ریاضی و كاربردش در زندگی و لذت حل مسأله گفت وگویی انجام داده ایم كه می خوانید:
چرا ریاضی می خوانیم؟ اصلاً ریاضی به چه دردی می خورد؟
علوم ریاضی در حالت كلی پایه تمام علوم مهندسی است. ریاضی مادر تمام علوم است و به عنوان علم دقیقه مطرح می شود هر چه علوم دیگر به ریاضی نزدیك باشند مستدل تر و قطعی تر از علومی هستند كه از ریاضی دور می شوند. ممكن است در علوم اجتماعی نظریه های مختلفی داشته باشیم كه همه نظریه ها بسته به موقعیت های گوناگون درست باشند ولی در ریاضی تنها یك نظریه داریم یا درست یا غلط. اغلب تئوری های ریاضی ریشه فیزیكی دارند و منشأ و پیدایش آنها در مسائل علمی بوده است.
یعنی تمام فرمول هایی كه در تمام این سالها كشف شده و شما زمانی خوانده اید و حالا تدریس می كنید در مسائل علمی فیزیك و شیمی و اقتصادی كاربرد دارد؟
خیر، گاه می دانیم كه این فرمول ها چه كاربردی دارد و منتها خودمان دیگر نمی توانیم به كاربردشان بپردازیم و گاهی هم فرمول را می دانیم و آیندگان كاربردش را پیدا می كنند. اما یك مسأله وجود دارد هیچ علمی مستقیماً به شكوفایی و باروری نمی رسد مگر این كه بخش هایی از ریاضی در آن به كار برده شده باشد. پس ریاضیدان غیر از لذتی كه خودش می برد از روی مفاهیم ریاضی باعث رشد جامعه و تكنولوژی می شود.
لذت؟
بله، به یك ریاضیدان در حالت حل مسأله لذتی دست می دهد و او را ارضا می كند در فلسفه به این حالت لذت حل مسأله می گویند كه افراد دیگر این لذت را درك نمی كنند. این حالت در ریاضی مثل گل كردن طبع شعر شاعری است كه یكباره باعث می شود شعر بگوید.
تمام كاربردهایی كه از ریاضی گفتید كاربردهایی بود كه یك ریاضیدان در زندگی حرفه ای از ریاضی می كند. آیا در زندگی اجتماعی هم از ریاضی استفاده می شود؟ ریاضی در زندگی اجتماعی هم كاربرد دارد؟
البته، ما نباید از خودمان تعریف كنیم ولی كسی كه ریاضیات می خواند بهتر فكر می كند و كسی كه بهتر فكر می كند بهتر زندگی می كند.
پس به خاطر این كه بهتر فكر كنیم از اول دبستان تا سال آخر دبستان ریاضی می خوانیم؟
بله، ریاضی كمك می كند كه بهتر فكر كنیم.
برای بهتر فكر كردن راههای بهتری هم وجود دارد. چرا شطرنج بازی نمی كنیم كه فكرمان باز شود؟
شطرنج حالت خاص دارد. البته بخشی از ریاضیات هم جنبه شطرنج و بازی دارد كه به صورت فرم تعمیم گسترش پیدا می كند و در علوم دیگر استفاده می شود.
یعنی ریاضی خواندن ما فقط به خاطر این است كه بتوانیم بهتر فكر كنیم. یعنی من اگر انتگرال و مثلثات نمی خواندم نمی توانستم فكر كنم؟
خیر، این طور نیست، ریاضی در زندگی روزمره به بالابردن قوه تفكر كمك می كند. اما كاربرد و استفاده های دیگری هم دارد. فرض كنید بخشی از ریاضیات آمار است. یك متخصص علوم اجتماعی و تربیتی آیا می تواند منهای آمار مطالعات خودش را ادامه دهد. پس این طور نیست كه فرد همان لحظه از چیزی كه می خواند بهره مند شود. من به عنوان ریاضیدان از علوم اجتماعی - ارتباطات و روانشناسی به یك حداقلی نیازمندم كه در زندگی استفاده كنم. شما هم باید حداقلی از ریاضی بدانید ولی كسی نمی گوید: همه باید ریاضیدان شوند.
این حداقل می تواند در حد چهار عمل اصلی باشد؟ این طور نیست؟
حدود را ما تعیین نمی كنیم. اتفاقاً آنها كه حداقل ها را تعیین می كنند ریاضیدان نیستند. كارشناسان روانشناسی و تعلیم و تربیت در وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم این حدود را تعیین می كنند. البته این كه شما می گویید در حد چهارعمل اصلی درست نیست همانطور كه گفتم حتی محققان علوم اجتماعی و علوم تربیتی هم به یادگیری آمار احتیاج دارند و از ریاضی استفاده می كنند. اما نظر ما این است كه كمیت و حجم باید كم شود و بیشتر به كیفیت اهمیت داده شود.
گفتید كسانی كه ریاضی می خوانند بهتر فكر می كنند آیا افراد باهوش ریاضی می خوانند؟
ریاضی با هوش نسبت مستقیم دارد. یعنی اغلب ریاضیدان ها افراد باهوشی هستند شاید هم خود ریاضی در پروسه پرورش هوش تأثیر می گذارد اما این بدان معنی نیست كه افرادی كه تمایلی به یاد گرفتن ریاضی ندارند افراد بی استعداد یا كم هوشی هستند. ریاضی با علاقه هم رابطه مستقیم دارد.
شما در تمام سالهایی كه ریاضی می خواندید به تدریس فكر می كردید؟ یعنی دلتان می خواست ریاضی بخوانید كه آن را به دیگران تدریس كنید؟
شغل آرمانی برای یك دانشجوی ریاضی گرفتن جای اساتید سابقش است و آرمانی تر این كه موفق به كشف فرمول یا حل مسأله ای شود كه اسمش در كتابها ماندگار شود. من به اولین آرزویم رسیده ام و حالا به آرزوی دوم فكر می كنم.
گنجینه دانش
رابطه ریاضی باهوش
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
رابطه ریاضی باهوش
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۴:۳۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 28 بار
درسته که رياضي با هوش رابطه مستقيم دارد اما ممکن است همان فرد رياضي دان در شيمي يا حتي در مسائل اجتماعي مثلا برخورد با افراد ضعيف باشد و در کل ميخوان اينو بگم که اينجور موارد هستند که هوش رو تعريف ميکنند
منم «كـورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اَكَّـد، شاه چهار گوشهي جهان(بخشي از فرمان كورش بزرگ)

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
jupiter_2xl,
بله به هر حال هر کس توی هر قسمت از علم که موفقیت بیشتری داشته باشد به نوعی در ان موقعیت با هوش محسوب میشود . وچون این بخش ریاضی است این مطلب اینجا و مخصوص ریاضی اورده شده است
بله به هر حال هر کس توی هر قسمت از علم که موفقیت بیشتری داشته باشد به نوعی در ان موقعیت با هوش محسوب میشود . وچون این بخش ریاضی است این مطلب اینجا و مخصوص ریاضی اورده شده است

مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
jupiter_2xl نوشته شده:درسته که رياضي با هوش رابطه مستقيم دارد اما ممکن است همان فرد رياضي دان در شيمي يا حتي در مسائل اجتماعي مثلا برخورد با افراد ضعيف باشد و در کل ميخوان اينو بگم که اينجور موارد هستند که هوش رو تعريف ميکنند
ادمهای نابغه و باهوش اصولا در برخوردهای اجتما عی ضعيف هستن
اکثرا در پايين جامعه ميمانّند
مگر در جوامعی بخصوص...

-
- پست: 247
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۵:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 78 بار
سلام به همه ی دوستان عزیز و بزرگوار. از اچ آر جی به خاطر مطلی زیباش تشکر می کنم.
در مورد هوش و ریاضی زیاد میشه صحبت کرد و لی از اونجا که این امور تقریبا رشته ی تخصصی خودم هست لازم میدونم نکاتی رو مطرح کنم.
نقل قول از دکتر آبکار:
" لبته، ما نباید از خودمان تعریف كنیم ولی كسی كه ریاضیات می خواند بهتر فكر می كند و كسی كه بهتر فكر می كند بهتر زندگی می كند.
"
البته نظر آقای دکتر بینهایت محترم است ولی این نظریه که ریاضی دانان بهتر فکر میکنند یک ریشه ی خیلی تاریخی داره. حتی سردر آکادمی افلاطون( اگر اشتباه می کنم اصلاح کنید) نوشته شده بود:
"هرکس هندسه نمی داند وارد نشود" ، البته در یونان ان زمان ریاضیات به معنای هندسه بود. این تفکر به طور مطلق سال ها در ذهن مردم باقی ماند و آن هایی که در مدارس از پس تکالیف ریاضی بر نمی آمدند غالباً انسان هایی کم بهره از هوش شمرده میشدند. (( هر چند که در حالات بدتر آن ها را کودن نیز خطاب می کردند)) کافیست فقط خاطرات تحصیلی مان را مرور کنیم. هر کدام از ما چند نفر از همکلاسی هایمان را می شناختیم که تنها جرمشان ضعف در ریاضیات بوده است؟!!
و چند نفر از آن ها ورزشکاران خوب یا حافظانی قوی بودند؟!!
چه تعداد از آن ها در زندگی شان به جایگاه های با ارزشی رسیدند در حالیکه هنوز هم نمی دانند که اتحاد اول کدام است!!!!
در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم دانشمند آمریکایی با نام ثورندایک تحقیقات وسیعی در زمینه ی هوش و ریاضیات اجام داد و نتایج تحقیق وی شگفت آور بود:
تمرینات مداوم و سخت ریاضی تاثیر چندانی بر هوش ( هوش به معنای کلی) ندارد!!! . هرچند تحقیقات بعدی نیز نتایج مشابهی به ارمغان آورد اما هنوز هم جو عمومی و افکار عمومی مردم به این نظریه اعتقاد دارند که تمرین بیشتر ریاضی= باهوش تر شدن فرزندان.
اگر بخواهیم موشکافانه تر بررسی کنیم می بایست وارد این وادی شویم که هوش یک مفهوم پیچیده است که خود به چندین بخش تقسیم میشود.( 8 یا نه تای آن را تا کنون روانشناسان طبقه بندی کرده اند) و تمرین های ریاضی و تدبر ریاضی تنها!! هوش ریاضی انسان را تقویت می کند و بطور مثال ممکن است تاثیری بر هوش موسیقیایی یا هوش هیجانی نداشته باشد. هر چند که بحث هوش های چند گانه بیشتر مربوط به مبحث روان شناسی است اما با اجازه ی مدیران سایت
و تمایل دوستان تاپیکی جداگانه باز خواهم کرد و توضیحات مبسوطی ارائه خواهم کرد.
من را از نظرات با ارزشتان محروم نسازید. موفق باشید
در مورد هوش و ریاضی زیاد میشه صحبت کرد و لی از اونجا که این امور تقریبا رشته ی تخصصی خودم هست لازم میدونم نکاتی رو مطرح کنم.
نقل قول از دکتر آبکار:
" لبته، ما نباید از خودمان تعریف كنیم ولی كسی كه ریاضیات می خواند بهتر فكر می كند و كسی كه بهتر فكر می كند بهتر زندگی می كند.
"
البته نظر آقای دکتر بینهایت محترم است ولی این نظریه که ریاضی دانان بهتر فکر میکنند یک ریشه ی خیلی تاریخی داره. حتی سردر آکادمی افلاطون( اگر اشتباه می کنم اصلاح کنید) نوشته شده بود:
"هرکس هندسه نمی داند وارد نشود" ، البته در یونان ان زمان ریاضیات به معنای هندسه بود. این تفکر به طور مطلق سال ها در ذهن مردم باقی ماند و آن هایی که در مدارس از پس تکالیف ریاضی بر نمی آمدند غالباً انسان هایی کم بهره از هوش شمرده میشدند. (( هر چند که در حالات بدتر آن ها را کودن نیز خطاب می کردند)) کافیست فقط خاطرات تحصیلی مان را مرور کنیم. هر کدام از ما چند نفر از همکلاسی هایمان را می شناختیم که تنها جرمشان ضعف در ریاضیات بوده است؟!!
و چند نفر از آن ها ورزشکاران خوب یا حافظانی قوی بودند؟!!
چه تعداد از آن ها در زندگی شان به جایگاه های با ارزشی رسیدند در حالیکه هنوز هم نمی دانند که اتحاد اول کدام است!!!!
در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم دانشمند آمریکایی با نام ثورندایک تحقیقات وسیعی در زمینه ی هوش و ریاضیات اجام داد و نتایج تحقیق وی شگفت آور بود:
تمرینات مداوم و سخت ریاضی تاثیر چندانی بر هوش ( هوش به معنای کلی) ندارد!!! . هرچند تحقیقات بعدی نیز نتایج مشابهی به ارمغان آورد اما هنوز هم جو عمومی و افکار عمومی مردم به این نظریه اعتقاد دارند که تمرین بیشتر ریاضی= باهوش تر شدن فرزندان.
اگر بخواهیم موشکافانه تر بررسی کنیم می بایست وارد این وادی شویم که هوش یک مفهوم پیچیده است که خود به چندین بخش تقسیم میشود.( 8 یا نه تای آن را تا کنون روانشناسان طبقه بندی کرده اند) و تمرین های ریاضی و تدبر ریاضی تنها!! هوش ریاضی انسان را تقویت می کند و بطور مثال ممکن است تاثیری بر هوش موسیقیایی یا هوش هیجانی نداشته باشد. هر چند که بحث هوش های چند گانه بیشتر مربوط به مبحث روان شناسی است اما با اجازه ی مدیران سایت
و تمایل دوستان تاپیکی جداگانه باز خواهم کرد و توضیحات مبسوطی ارائه خواهم کرد.
من را از نظرات با ارزشتان محروم نسازید. موفق باشید
زنده باد ايران. درود بر همه ي دانشمندان ايراني
دوستان علافه مند به ریاضیات در تکمیل سایت زیر کمک کنند
[External Link Removed for Guests]
دوستان علافه مند به ریاضیات در تکمیل سایت زیر کمک کنند
[External Link Removed for Guests]

- پست: 1885
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 588 بار
- سپاسهای دریافتی: 2859 بار
Re: رابطه ریاضی باهوش
ما دو نوع هوش داریم اولی ضریب هوشی یا IQ که همه میشناسیم
دومی هوش محیطی یا EQ
درباره این دومی باید بگم که هرنوع احسای یا برخوردهای محیطی و اجتماعی رو در بر میگیره!!
ممکنه ریاضیدان IQ بالایی داشته باشه ولی هوش محیطی اون پایین باشه برای همینم از نظر روانشناختی به نظر دچار مشکل بیاد!!!
اینجاست که افراد عادی نمیدونن به اون ریاضی دان باهوش بگن یا احمق!!!!!!!!!!!!
دومی هوش محیطی یا EQ
درباره این دومی باید بگم که هرنوع احسای یا برخوردهای محیطی و اجتماعی رو در بر میگیره!!
ممکنه ریاضیدان IQ بالایی داشته باشه ولی هوش محیطی اون پایین باشه برای همینم از نظر روانشناختی به نظر دچار مشکل بیاد!!!
اینجاست که افراد عادی نمیدونن به اون ریاضی دان باهوش بگن یا احمق!!!!!!!!!!!!
[img]http://www.beiragh.com/images/1006.jpg[/img]

- پست: 486
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 4873 بار
- سپاسهای دریافتی: 2877 بار
Re: رابطه ریاضی باهوش
همونطور که دوستان گفتند یکی از نظریه پردازان هوش چند گانه به نام گاردنر از 10 نوع هوش متفاوت نام میبره.
[COLOR=#800080]هوش دیداری / فضایی
این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان میآید.
های آنها شامل موارد زیر است:
ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعارهها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.
های مناسب برای آنها عبارتند از:
دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس
[COLOR=#800080]هوش کلامی/ زبانی
این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرندهها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر میکنند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان
های مناسب برای آنها عبارتند از:
شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم
[COLOR=#800080]هوش منطقی / ریاضی
هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرندهها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر میکنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار میکنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی میپرسند و دوست دارند آزمایش کنند.
های آنها شامل این موارد میشود:
مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربرددن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی
های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :
دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان
هوش بدنی/جنبشی
این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرندهها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.
مهارت های آنها شامل این موارد میشود:
هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن
های مورد علاقه آنها عبارتند از :
ورزشکار، معلم تربیت بدنی،هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر
[COLOR=#800080]هوش موسیقی / ریتمیک
این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتمها و الگوهای موسیقی فکر میکنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان میدهند. خیلی از این یادگیرندهها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یاد آوردن ملودی ها، درک ساختار و ریتم موسیقی
های مناسب برای آنها عبارتند از :
موسیقی دان، خواننده، آهنگساز
[COLOR=#800080]هوش درون فردی
یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرندهها سعی میکنند چیزها را از نقطه نظر آدم های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه میاندیشند و احساس میکنند. آنها معمولا توانایی خارق العا د ه ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزهها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقتها به دخالت متوسل میشوند. آنها معمولا سعی میکنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آنها هم از مهارت های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده میکنند تا کانال های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو ، انگیزهها و نیت های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم
های مناسب برای آنها عبارتند از :
مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر
[COLOR=#800080]هوش برون فردی (فرا فردی)
این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرندهها سعی میکنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها،ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با دیگران
مسیرهای شغلی ممکن برای آنها عبارتند از:
پژوهشگر، نظریه پرداز، فیلسوف
دو هوش آخر یعنی هوش روحانی و هوش وجودی (هستی گرایانه) را به تازگی مطرح کرده و منظورش "توانایی های اندیشیدن درباره پرسشهای بزرگ مربوط به معنای زندگی است".
از جمله دلایل گاردنر برای وجود هوش های متفاوت و جدا از هم استناد به شواهد حاصل از صدمه های مغزی (مثلا سکته مغزی) است که اغلب در نتیجه آن کارکرد یکی از نواحی مغز مانند زبان مختل می شود اما کارکرد سایر نواحی دست نخورده می ماند.
هم گاردنر و هم استرنبرگ معتقدند که هوش در فرهنگهای مختلف به صورت متفاوت ظاهر می شود.
برای مثال در فرهنگ های امریکا هوش فضایی احتمالا در نقاشی، مجسمه سازی، یا هندسه نشان داده می شود، اما در میان مردم کشور کنیا این هوش ممکن است در توانایی اشخاص در تشخیص دادن حیوانهای مختلف و شناسایی دامهای خود از میان دامهای کسان دیگر انعکاس پیدا کند.
البته گاردنر معتقده که امکان وجود هوش های بیشتری هم هست.
[COLOR=#800080]هوش دیداری / فضایی
این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان میآید.
های آنها شامل موارد زیر است:
ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعارهها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.
های مناسب برای آنها عبارتند از:
دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس
[COLOR=#800080]هوش کلامی/ زبانی
این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرندهها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر میکنند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان
های مناسب برای آنها عبارتند از:
شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم
[COLOR=#800080]هوش منطقی / ریاضی
هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرندهها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر میکنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار میکنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی میپرسند و دوست دارند آزمایش کنند.
های آنها شامل این موارد میشود:
مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربرددن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی
های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :
دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان
هوش بدنی/جنبشی
این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرندهها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.
مهارت های آنها شامل این موارد میشود:
هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن
های مورد علاقه آنها عبارتند از :
ورزشکار، معلم تربیت بدنی،هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر
[COLOR=#800080]هوش موسیقی / ریتمیک
این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتمها و الگوهای موسیقی فکر میکنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان میدهند. خیلی از این یادگیرندهها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یاد آوردن ملودی ها، درک ساختار و ریتم موسیقی
های مناسب برای آنها عبارتند از :
موسیقی دان، خواننده، آهنگساز
[COLOR=#800080]هوش درون فردی
یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرندهها سعی میکنند چیزها را از نقطه نظر آدم های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه میاندیشند و احساس میکنند. آنها معمولا توانایی خارق العا د ه ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزهها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقتها به دخالت متوسل میشوند. آنها معمولا سعی میکنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آنها هم از مهارت های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده میکنند تا کانال های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو ، انگیزهها و نیت های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم
های مناسب برای آنها عبارتند از :
مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر
[COLOR=#800080]هوش برون فردی (فرا فردی)
این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرندهها سعی میکنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.
های آنها شامل موارد زیر میشود:
تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها،ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با دیگران
مسیرهای شغلی ممکن برای آنها عبارتند از:
پژوهشگر، نظریه پرداز، فیلسوف
دو هوش آخر یعنی هوش روحانی و هوش وجودی (هستی گرایانه) را به تازگی مطرح کرده و منظورش "توانایی های اندیشیدن درباره پرسشهای بزرگ مربوط به معنای زندگی است".
از جمله دلایل گاردنر برای وجود هوش های متفاوت و جدا از هم استناد به شواهد حاصل از صدمه های مغزی (مثلا سکته مغزی) است که اغلب در نتیجه آن کارکرد یکی از نواحی مغز مانند زبان مختل می شود اما کارکرد سایر نواحی دست نخورده می ماند.
هم گاردنر و هم استرنبرگ معتقدند که هوش در فرهنگهای مختلف به صورت متفاوت ظاهر می شود.
برای مثال در فرهنگ های امریکا هوش فضایی احتمالا در نقاشی، مجسمه سازی، یا هندسه نشان داده می شود، اما در میان مردم کشور کنیا این هوش ممکن است در توانایی اشخاص در تشخیص دادن حیوانهای مختلف و شناسایی دامهای خود از میان دامهای کسان دیگر انعکاس پیدا کند.
البته گاردنر معتقده که امکان وجود هوش های بیشتری هم هست.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
