توصيه ي خوب و به جايي بود امير خان
البته نه براي هر اشنايي
يه اشناييه ساده و معمولي نياز به اين كارا نداره.
::::::...:::::: ازدواج و مسايل مربوط به آن ::::::....:::::::
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
همه دوستان زیبا نوعی بیان کردند
البته از سارا خانوم کمال تشکر را دارم به خاطر درج نمودن این مطلب مهم
در مورد دوست خوبم رضا جان هم باید بگم که با توجه به مشکلاتی که ایشون دارند بهتره که حتما ازدواج کنند و با کسی که ایشون را دوست داشته باشه
رضا جان در مرحله ای هستی که حق انتخاب با خانوم هاست و اگر میبینی که کسی دوست داره بهتره باهاش ازدواج کنی
اگر ازدواج کنی مطمئن باش زندگیت عوض میشه و دیگه .......

البته از سارا خانوم کمال تشکر را دارم به خاطر درج نمودن این مطلب مهم
در مورد دوست خوبم رضا جان هم باید بگم که با توجه به مشکلاتی که ایشون دارند بهتره که حتما ازدواج کنند و با کسی که ایشون را دوست داشته باشه
رضا جان در مرحله ای هستی که حق انتخاب با خانوم هاست و اگر میبینی که کسی دوست داره بهتره باهاش ازدواج کنی
اگر ازدواج کنی مطمئن باش زندگیت عوض میشه و دیگه .......


- پست: 491
- تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر
وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصيات رفتاري از مهمترين عواملي است كه ارتباط بين دخترها و پسرها را در جامعه ما توجيه مي كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستي مي دهند.
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چيست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشي، عشق يا ...؟
روان شناسان معتقدند، ميل و كشش به جنس مخالف از نظر فيزيولوژي يك نياز طبيعي، فطري و رواني است. آنان مي گويند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولين نگاه و گرايش را به سوي جنس مخالف ابراز مي كنند. اما مرز اين كشش در هر فرهنگي تعريف شده است، براي مثال در جوامع غربي و ساير جوامع غير مسلمان ارتباط ميان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلي از اين ارتباط مورد پذيرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهاي مسلمان و برخي فرهنگها اين ارتباط محدود است و در مواردي به فضاي سياسي و اجتماعي جامعه بستگي دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ي ما چگونه است؟
در گذشته هاي نه چندان دور ارتباط بين پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پايين بود ارتباطات به شكل وسيع نبود، از اين رو كنترل بيشتري بر جوانان صورت مي گرفت، اما واقعيت اين است كه بسياري از جوانان امروز در ارتباط هاي خود به ازدواج فكر نمي كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزشهاي ديني نيست، احساس دو گانه اي را در اين نسل پديدار كرده است.
يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: غرايز احساسي عاطفي و اخلاقي جوان برگرفته از فضيلت هاي نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالي و دستورات حيات بخش اسلامي مي تواند مورد سنجش عميق قرار گيرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ايران طلب مي كند، مسلماً آشفتگي ها و نابساماني هاي غربي نيست. وظيفه ي والدين ، مربيان و مسئولان است كه در زمينه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعي آنان را مدنظر قرار دهند و بر اين محور كه بسيار حساس و پيچيده است، برايشان تعيين تكليف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحيح را به جوان آموزش ندهيم، غرايز جواني او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بيراهه بكشد.
اما آيا ارتباط بين دو جنس هميشه به پيوندهاي عاطفي و صميمانه منجر مي شود؟ آيا اين نوع ارتباط نمي تواند به زمينه هاي علمي، فرهنگي و ... محدود باشد؟ يك صاحبنظر در اين باره مي گويد:
«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد، نتوانسته ايم به تعريف قابل قبولي در اين باره برسيم به همين دليل نوع نگاه به دو جنس مخالفي كه كنار يكديگر قرار مي گيرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نيت همراه است و به معناي ناخوشايند موضوع يعني دوست دختر و پسر تعبير مي شود. در حالي كه مي توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با يك غير همجنس در صورتي كه بر محوري صحيح انجام گيرد، شايد حتي مزيت اخلاقي و اجتماعي و شخصيتي براي او و جامعه در برداشته باشد.»
چرا ارتباط ناسالم
برخي كارشناسان تربيتي تحليل اينگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدوديت هاي غير منطقي به جوانان نسبت مي دهند و مي گويند كه وقتي جوان عرصه را بر خود تنگ ببيند و نتواند خود را از نظر عاطفي و اخلاقي با محيط تطبيق دهد و مربيان، معلمان و برنامه ريزان نهادهاي آموزشي و تربيتي نيز نتوانند به احساسات و تمايلات منطقي و احساسي او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه مي برد و سعي مي كند چيزهايي را كه طي سالهاي زندگي از او دريغ شده است به هر ترتيب ممكن حتي با هنجارشكني به دست آورد.
عده اي نيز تنگناهاي اقتصادي ، گسترش ارتباطات، فردگرايي و بي تفاوتي به ارزش ها را دليل اين گونه رفتارهاي اجتماعي مي دانند و معتقدند اين دلايل موجب شده بسياري از جوانان امروزي نسبت به ازدواج ديد مثبتي نداشته باشند و به نوعي از زير مسئوليت تشكيل خانواده شانه خالي كنند. يك روان شناس در اين باره مي گويد:
«متأسفانه مشكلات مالي و تصويب قوانيني كه به نوعي حقوق زنان را در جامعه تضمين مي كند از عواملي است كه موجب شده پسران زير بار ازدواج نروند. از سوي ديگر بسياري از جوانان در اين زمانه ترجيح مي دهند خوش باشند. از اين رو به ازدواج با نگاه منفي مي نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نيازمندند و رفع نيازهاي عاطفي و احساسي آنان در حال حاضر از طريق ازدواج به سختي امكان پذير است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستيم.»
اين روان شناس دليل اين گونه نگرش نسل جديد به ارزشها را بي توجهي مسئولان به نيازهاي جوانان مي داند و مي گويد:
«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستيم مسائل روز را به موقع هنجاريابي كنيم اغلب جوانان امروزي اين حق را براي خود قائل شده اند كه به سوي رفتارهاي فرد گرايانه گرايش يابند و هنجارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند.»
وي سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقي، رواج بي بندوباري، پريشاني و بي ثباتي احساس و عواطف را از عواقب بي حد و حصر ارتباط جنس ها نام مي برد و مي گويد:
«اگر اينگونه ارتباطات به عادت تبديل شود ديگر چيزي به نام هسته يا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا مي رود، جنس ها نسبت به هم بي اعتماد و بي تفاوت مي شوند و در نهايت خانواده اي شكل نمي گيرد و به اين ترتيب شاهد گسترش بسياري از مسايل رفتاري، ناهنجاري هاي اخلاقي و حتي بهداشتي در جامعه خواهيم بود. اينجاست كه نقش كارشناسان علوم ديني و تربيتي در هنجاريابي و جايگزيني هنجارهاي متعادل و مرام تربيتي صحيح و متعالي كه مورد پذيرش خانواده، فرد و نهادهاي اجتماعي باشد روز به روز آشكارتر مي شود.
ديدگاه اسلام
به طور طبيعي زن و مرد به عنوان دو پيكره جامعه انساني به زندگي مشترك با يكديگر نيازمندند . در شرع نيز به پيوند ميان اين دو سفارش بسيار شده است، از اين رو اخلاقي ترين، معنوي ترين و انساني ترين جلوه پيوند زن و مرد در ازدواج تجلي پيدا مي كند و هر نوع رابطه (جنسي) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددي را از لحاظ اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي به بار مي آورد.
در جوامع غربي كه پايه هاي اخلاق ديني و مذهبي سست و ضعيف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانين و هنجارهاي موجود تجاوز مي كند . به طوري كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبيعي و غريزي جريان دارد و از اينجاست كه ريشه هاي فساد اخلاقي شكل مي گيرد و بنياد اجتماعات بشري را متزلزل مي كند.
اما اسلام چه حد و مرزي براي ارتباط بين زن و مرد قائل است؟
خداوند در قرآن مي فرمايد: زنان پليد براي مردان پليدند و مردان پليد براي زنان پليد و زنان پاك براي مردان پاك هستند و مردان پاك براي زنان پاك . اينان از آنچه درباره ي ايشان مي گويند بركنارند ، براي آنان آمرزش و روزي نيكو خواهد بود. ( نور / 26)
از ديدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صميمي ميان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعايت موازين اسلامي و حفظ حجاب ظاهري و دروني در عرصه هاي علمي و مشاركت هاي اجتماعي قابل قبول است. اما خارج از اين چارچوب براي ايجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت يا دائم را توصيه مي كند. از اين رو در اسلام رابطه دوستي بين دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعايت ضوابط اسلامي منعي براي اين ارتباط نيست و چه بسا اينگونه ارتباطات زمينه ساز دوستي هاي فكري ، معنوي و عقلي هم بشود.
اما وقتي جوانان تن به ازدواج دائم نمي دهند و جامعه قدرت پذيرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، براي پاسخ به نياز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه بايد كرد؟
خداوند در اين باره مي فرمايد : به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنها پاكيزه تر است ، زيرا خدا به آنچه مي كنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو كه ديدگان خود را از هر نامحرمي فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست.... ( نور / 30 و 31 )
و در ادامه مي فرمايد : كساني كه وسيله ي زناشويي نمي يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند... ( نور 33 )
اساس هر نظمي در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر مي گردد. اگر اين نظم برقرار نشود جامعه به سوي انحطاط مي رود. مشكل اين است كه ما در بسياري از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادي از غرب الگو گرفته ايم كه اين مورد موجب بسياري از ناكامي هاي اقتصادي و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه شده است، در حالي كه اگر موازين الهي و اسلامي در جامعه پياده شود، شاهد اين بحرانها نيستيم. يك جوان وقتي عدالت اسلام را ببيند، خودش مي خواهد روابط آزاد نداشته باشد و اين قيد را با طيب خاطر مي پسندد. اين يك اصل رهايي بخش است كه نبايد با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنيم. در عين حال جامعه نيز بايد بسترسازي كند تا شرايط ازدواج دائم فراهم شود. اما در يك كلام براي حل بحران هاي اجتماعي ، راهي جز بازگشت به مباني سنتي و سنت هاي اصيل ديني نداريم.
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چيست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشي، عشق يا ...؟
روان شناسان معتقدند، ميل و كشش به جنس مخالف از نظر فيزيولوژي يك نياز طبيعي، فطري و رواني است. آنان مي گويند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولين نگاه و گرايش را به سوي جنس مخالف ابراز مي كنند. اما مرز اين كشش در هر فرهنگي تعريف شده است، براي مثال در جوامع غربي و ساير جوامع غير مسلمان ارتباط ميان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلي از اين ارتباط مورد پذيرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهاي مسلمان و برخي فرهنگها اين ارتباط محدود است و در مواردي به فضاي سياسي و اجتماعي جامعه بستگي دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ي ما چگونه است؟
در گذشته هاي نه چندان دور ارتباط بين پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پايين بود ارتباطات به شكل وسيع نبود، از اين رو كنترل بيشتري بر جوانان صورت مي گرفت، اما واقعيت اين است كه بسياري از جوانان امروز در ارتباط هاي خود به ازدواج فكر نمي كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزشهاي ديني نيست، احساس دو گانه اي را در اين نسل پديدار كرده است.
يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: غرايز احساسي عاطفي و اخلاقي جوان برگرفته از فضيلت هاي نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالي و دستورات حيات بخش اسلامي مي تواند مورد سنجش عميق قرار گيرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ايران طلب مي كند، مسلماً آشفتگي ها و نابساماني هاي غربي نيست. وظيفه ي والدين ، مربيان و مسئولان است كه در زمينه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعي آنان را مدنظر قرار دهند و بر اين محور كه بسيار حساس و پيچيده است، برايشان تعيين تكليف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحيح را به جوان آموزش ندهيم، غرايز جواني او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بيراهه بكشد.
اما آيا ارتباط بين دو جنس هميشه به پيوندهاي عاطفي و صميمانه منجر مي شود؟ آيا اين نوع ارتباط نمي تواند به زمينه هاي علمي، فرهنگي و ... محدود باشد؟ يك صاحبنظر در اين باره مي گويد:
«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد، نتوانسته ايم به تعريف قابل قبولي در اين باره برسيم به همين دليل نوع نگاه به دو جنس مخالفي كه كنار يكديگر قرار مي گيرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نيت همراه است و به معناي ناخوشايند موضوع يعني دوست دختر و پسر تعبير مي شود. در حالي كه مي توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با يك غير همجنس در صورتي كه بر محوري صحيح انجام گيرد، شايد حتي مزيت اخلاقي و اجتماعي و شخصيتي براي او و جامعه در برداشته باشد.»
چرا ارتباط ناسالم
برخي كارشناسان تربيتي تحليل اينگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدوديت هاي غير منطقي به جوانان نسبت مي دهند و مي گويند كه وقتي جوان عرصه را بر خود تنگ ببيند و نتواند خود را از نظر عاطفي و اخلاقي با محيط تطبيق دهد و مربيان، معلمان و برنامه ريزان نهادهاي آموزشي و تربيتي نيز نتوانند به احساسات و تمايلات منطقي و احساسي او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه مي برد و سعي مي كند چيزهايي را كه طي سالهاي زندگي از او دريغ شده است به هر ترتيب ممكن حتي با هنجارشكني به دست آورد.
عده اي نيز تنگناهاي اقتصادي ، گسترش ارتباطات، فردگرايي و بي تفاوتي به ارزش ها را دليل اين گونه رفتارهاي اجتماعي مي دانند و معتقدند اين دلايل موجب شده بسياري از جوانان امروزي نسبت به ازدواج ديد مثبتي نداشته باشند و به نوعي از زير مسئوليت تشكيل خانواده شانه خالي كنند. يك روان شناس در اين باره مي گويد:
«متأسفانه مشكلات مالي و تصويب قوانيني كه به نوعي حقوق زنان را در جامعه تضمين مي كند از عواملي است كه موجب شده پسران زير بار ازدواج نروند. از سوي ديگر بسياري از جوانان در اين زمانه ترجيح مي دهند خوش باشند. از اين رو به ازدواج با نگاه منفي مي نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نيازمندند و رفع نيازهاي عاطفي و احساسي آنان در حال حاضر از طريق ازدواج به سختي امكان پذير است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستيم.»
اين روان شناس دليل اين گونه نگرش نسل جديد به ارزشها را بي توجهي مسئولان به نيازهاي جوانان مي داند و مي گويد:
«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستيم مسائل روز را به موقع هنجاريابي كنيم اغلب جوانان امروزي اين حق را براي خود قائل شده اند كه به سوي رفتارهاي فرد گرايانه گرايش يابند و هنجارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند.»
وي سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقي، رواج بي بندوباري، پريشاني و بي ثباتي احساس و عواطف را از عواقب بي حد و حصر ارتباط جنس ها نام مي برد و مي گويد:
«اگر اينگونه ارتباطات به عادت تبديل شود ديگر چيزي به نام هسته يا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا مي رود، جنس ها نسبت به هم بي اعتماد و بي تفاوت مي شوند و در نهايت خانواده اي شكل نمي گيرد و به اين ترتيب شاهد گسترش بسياري از مسايل رفتاري، ناهنجاري هاي اخلاقي و حتي بهداشتي در جامعه خواهيم بود. اينجاست كه نقش كارشناسان علوم ديني و تربيتي در هنجاريابي و جايگزيني هنجارهاي متعادل و مرام تربيتي صحيح و متعالي كه مورد پذيرش خانواده، فرد و نهادهاي اجتماعي باشد روز به روز آشكارتر مي شود.
ديدگاه اسلام
به طور طبيعي زن و مرد به عنوان دو پيكره جامعه انساني به زندگي مشترك با يكديگر نيازمندند . در شرع نيز به پيوند ميان اين دو سفارش بسيار شده است، از اين رو اخلاقي ترين، معنوي ترين و انساني ترين جلوه پيوند زن و مرد در ازدواج تجلي پيدا مي كند و هر نوع رابطه (جنسي) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددي را از لحاظ اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي به بار مي آورد.
در جوامع غربي كه پايه هاي اخلاق ديني و مذهبي سست و ضعيف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانين و هنجارهاي موجود تجاوز مي كند . به طوري كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبيعي و غريزي جريان دارد و از اينجاست كه ريشه هاي فساد اخلاقي شكل مي گيرد و بنياد اجتماعات بشري را متزلزل مي كند.
اما اسلام چه حد و مرزي براي ارتباط بين زن و مرد قائل است؟
خداوند در قرآن مي فرمايد: زنان پليد براي مردان پليدند و مردان پليد براي زنان پليد و زنان پاك براي مردان پاك هستند و مردان پاك براي زنان پاك . اينان از آنچه درباره ي ايشان مي گويند بركنارند ، براي آنان آمرزش و روزي نيكو خواهد بود. ( نور / 26)
از ديدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صميمي ميان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعايت موازين اسلامي و حفظ حجاب ظاهري و دروني در عرصه هاي علمي و مشاركت هاي اجتماعي قابل قبول است. اما خارج از اين چارچوب براي ايجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت يا دائم را توصيه مي كند. از اين رو در اسلام رابطه دوستي بين دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعايت ضوابط اسلامي منعي براي اين ارتباط نيست و چه بسا اينگونه ارتباطات زمينه ساز دوستي هاي فكري ، معنوي و عقلي هم بشود.
اما وقتي جوانان تن به ازدواج دائم نمي دهند و جامعه قدرت پذيرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، براي پاسخ به نياز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه بايد كرد؟
خداوند در اين باره مي فرمايد : به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنها پاكيزه تر است ، زيرا خدا به آنچه مي كنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو كه ديدگان خود را از هر نامحرمي فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست.... ( نور / 30 و 31 )
و در ادامه مي فرمايد : كساني كه وسيله ي زناشويي نمي يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند... ( نور 33 )
اساس هر نظمي در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر مي گردد. اگر اين نظم برقرار نشود جامعه به سوي انحطاط مي رود. مشكل اين است كه ما در بسياري از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادي از غرب الگو گرفته ايم كه اين مورد موجب بسياري از ناكامي هاي اقتصادي و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه شده است، در حالي كه اگر موازين الهي و اسلامي در جامعه پياده شود، شاهد اين بحرانها نيستيم. يك جوان وقتي عدالت اسلام را ببيند، خودش مي خواهد روابط آزاد نداشته باشد و اين قيد را با طيب خاطر مي پسندد. اين يك اصل رهايي بخش است كه نبايد با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنيم. در عين حال جامعه نيز بايد بسترسازي كند تا شرايط ازدواج دائم فراهم شود. اما در يك كلام براي حل بحران هاي اجتماعي ، راهي جز بازگشت به مباني سنتي و سنت هاي اصيل ديني نداريم.

- پست: 491
- تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
يك همسر مناسب چه خصوصياتي دارد؟
خصوصيات شوهر شايسته
1- ديانت و تقوي : شوهري كه متدين و با تقوي باشد، حقوق همسرش را حفظ مي كند و هيچ گاه در پي هوس هاي نامشروع نيست، به او احترام مي گذارد و از هرگونه ستم احتراز ( دوري ) مي كند.
امام باقر(ع) مي فرمايند: " شايستگي داماد در تقوا و ديانت و امانت او نهفته است؛ هر كس واجد اين شرايط باشد درخواست وي را بپذيريد."
2- حسن خلق: يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته آن است كه از نظراخلاقي مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستي مخلص باشد.
حضرت رسول ( ص ) مي فرمايند : هرگاه فردي به خواستگاري دخترتان آمد كه از نظر دين و اخلاق شما را راضي مي كرد دخترتان را به ازدواج او در آوريد.
3- فعّال و تلاشگر : شوهر بايد براي تأمين نيازمندي هاي مادي و معنوي خانواده اش كوشش و فعاليت نمايد. بدترين شوهر كسي است كه در خانه بنشيند و همسرش را براي تهيه مايحتاج خانه به كار وا دارد.
4- عفّت زبان : بيان ، يكي از عوامل تشكيل دهنده شخصيت است. كسي كه در گفتار با كلمات توهين آميز و فحش و ناسزا ديگران را بيازارد، عفت زبان ندارد. چنين فردي قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار مي دهد و در برابر هر چيزي كه مطابق ميلش نباشد به ناسزاگويي مي پردازد. بنابراين ، داشتن عفت زبان يكي از خصوصيات يك شوهر شايسته است.
5- سخاوت : فردي كه خِسّت و بخل را بر خود و ديگران روا دارد ، شوهر خوبي نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگي خانواده از طريق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصيات يك شوهر خوب است. تهيه هديه و كادو براي همسر از اعمالي است كه يك شوهر شايسته به مناسبت هاي مختلف انجام مي دهد.
6- مهمان نوازي : مردي كه نان خانه اش را كسي نديده و درِ منزلش را به روي دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبي نخواهد بود. اين مرد بايد بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خويشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمي تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراين مهمان نوازي و معاشرت با خويشاوندان از صفات يك شوهر خوب است.
7- آراستگي : همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد ، خودش نيز بايد به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافي بنمايد. خيلي از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و هميشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار مي گيرند.
8- امين بودن : مرد بايد از هرگونه پنهان كاري يا عدم صداقت با همسرش بري باشد؛ زن ، امين او و او ، امين زن باشد. در اين صورت است كه زندگي ، سعادت و خوشبختي را به دنبال خواهد داشت.
9- اصالت و نجابت خانوادگي : از ويژگي هايي كه در شوهر اهميت خاص دارد ، يكي وراثت و ديگري محيط است كه اصالت خانوادگي هر دو را در بر دارد. بنابراين دختران بايد در نظر داشته باشند فردي را به شوهري برگزينند كه از يك خانواده نجيب و خوشنام بوده و در يك محيط خانوادگي سالم بزرگ شده باشد.
10- عاقل و خردمند : يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته ، داشتن هوش و ذكاوت كافي و تخصص است. چنين شوهري آموزش لازم براي اشتغال به كسب حلال را ديده؛ و هر اندازه علم و كمالش بيشتر، و هوش و درايتش زيادتر باشد ، شايسته تر خواهد بود.
خلاصه مي توان گفت كه زن بايد از ازدواج با مردي كه داراي ضد ارزش هاي زير است، خودداري كند.
1- شرابخوار ؛
2- بد اخلاق ؛
3- بد چشم و بي بند و بار؛
4- بدبين ("سوء ظن" ، نه "غيرت") ؛
5- خسيس ؛
6- بدون احساس مسئوليت ؛
7- تنبل؛
8- سفيه و ناهنجار؛
خصوصيات زن شايسته
1- هماهنگي با شوهر : براي حفظ هر نظامي هماهنگي ضروري است. بنابراين چنانچه زن با شوهر هماهنگي نداشته باشد و از او تبعيت ننمايد ، نظام خانواده به هم خواهد خورد. بديهي است هماهنگي زن با شوهر در اموري است كه خارج از منطق و وظيفه نباشد ، و متقابلاً شوهر نيز بايد در اين هماهنگي، مقابله به مثل نمايد.
2- تمكين و تأمين نياز جنسي : يكي از انگيزه هاي مهم در ازدواج نياز جنسي است كه ضرورت دارد طرفين در ارضاي اين نياز اقدام كنند.
3- زينت و آرايش براي شوهر : زن بايد براي جلب توجه شوهر به نظافت و آرايش خود برسد و لباس آراسته بپوشد. انجام اين امر به قدري مهم است كه در بعضي از موارد به از هم پاشيدگي اساس خانواده مي انجامد. در اينجا لازم به يادآوري است كه هيچ شوهري از زني كه براي ديگران خودآرايي و خودنمايي كند، خوشش نمي آيد.
4- داشتن پوشش مناسب : زنان بايد بدن خود را از نامحرم بپوشانند. يكي از عللي كه در غرب بنيان خانواده را سست كرده و از هم گسيخته ، خودنمايي زنان با بدن هاي عريان است. مردان ايراني ،حتي افراد بي بند و بار و به اصطلاح متجدد، زني را كه با اندام بدون پوشش و لباس هاي كوتاه و تنگ در برابر نامحرم ظاهر شود، براي همسري نمي پسندند.
5- داشتن جمال و كمال : زن بايد از نظر فيزيكي سالم ، و از نظر زيبايي مورد پسند همسرش قرار گيرد. همسر زيبا و سالم با داشتن خصوصيات خلقي مناسب و ساير شايستگي ها، نعمتي است كه مافوق آن متصور نيست.
6- اصالت خانوادگي : چون وراثت و تربيت اساس رفتار انسان را تشكيل مي دهد ، بنابراين منظور از اصالت خانوادگي آن است كه دختر در خانواده اي مؤمن و با فرهنگ تربيت شده و از نظر وراثت نيز زمينه داشته باشد ؛ در اين صورت متخلق به اخلاق حسنه خواهد بود.
7- عاقل و خردمند : زني كه يك عمر با مردي مصاحبت دارد، بايد باهوش و خردمند باشد. عقل و خرد از ويژگي هاي زن شايسته است.
اميرالمومنين علي (ع) فرمود: از ازدواج با زني كه كم خرد است خودداري كنيد. زيرا مصاحبت او گرفتاري سختي است و فرزندان او ضايع و مهمل خواهند بود.
در توضيح اين مطلب بايد گفت چون وراثت در ميزان هوش مؤثر است بنابراين احتمال كم هوشي در كودكان با والدين كودن و كم هوش زيادتر است. وانگهي زن بي سواد يا كم سواد قادر به رفع نيازهاي خانوادگي و به ويژه مسائل تربيتي فرزندان نخواهد بود.
8- ديانت و تقوي و حسن خلق : همانطور كه ديانت و تقوي و حُسن خلق از معيارهاي شوهر شايسته است، براي زن نيز از جمله حسنات و ضوابط شايستگي به شمار مي رود.
بنابراين از ازدواج با زني كه واجد ضد ارزش هاي زير باشد، بايد خودداري كرد:
1- بي بند و بار؛
2- بي حجاب؛
3- بد اخلاق و عبوس؛
4- بي عفت؛
5- سفيه و ناهنجار؛
6- خودپسند و از خود راضي؛
7- كينه توز؛
8- لجباز و ناسازگار؛
9- بد زبان و درشت گفتار.
1- ديانت و تقوي : شوهري كه متدين و با تقوي باشد، حقوق همسرش را حفظ مي كند و هيچ گاه در پي هوس هاي نامشروع نيست، به او احترام مي گذارد و از هرگونه ستم احتراز ( دوري ) مي كند.
امام باقر(ع) مي فرمايند: " شايستگي داماد در تقوا و ديانت و امانت او نهفته است؛ هر كس واجد اين شرايط باشد درخواست وي را بپذيريد."
2- حسن خلق: يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته آن است كه از نظراخلاقي مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستي مخلص باشد.
حضرت رسول ( ص ) مي فرمايند : هرگاه فردي به خواستگاري دخترتان آمد كه از نظر دين و اخلاق شما را راضي مي كرد دخترتان را به ازدواج او در آوريد.
3- فعّال و تلاشگر : شوهر بايد براي تأمين نيازمندي هاي مادي و معنوي خانواده اش كوشش و فعاليت نمايد. بدترين شوهر كسي است كه در خانه بنشيند و همسرش را براي تهيه مايحتاج خانه به كار وا دارد.
4- عفّت زبان : بيان ، يكي از عوامل تشكيل دهنده شخصيت است. كسي كه در گفتار با كلمات توهين آميز و فحش و ناسزا ديگران را بيازارد، عفت زبان ندارد. چنين فردي قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار مي دهد و در برابر هر چيزي كه مطابق ميلش نباشد به ناسزاگويي مي پردازد. بنابراين ، داشتن عفت زبان يكي از خصوصيات يك شوهر شايسته است.
5- سخاوت : فردي كه خِسّت و بخل را بر خود و ديگران روا دارد ، شوهر خوبي نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگي خانواده از طريق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصيات يك شوهر خوب است. تهيه هديه و كادو براي همسر از اعمالي است كه يك شوهر شايسته به مناسبت هاي مختلف انجام مي دهد.
6- مهمان نوازي : مردي كه نان خانه اش را كسي نديده و درِ منزلش را به روي دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبي نخواهد بود. اين مرد بايد بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خويشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمي تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراين مهمان نوازي و معاشرت با خويشاوندان از صفات يك شوهر خوب است.
7- آراستگي : همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد ، خودش نيز بايد به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافي بنمايد. خيلي از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و هميشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار مي گيرند.
8- امين بودن : مرد بايد از هرگونه پنهان كاري يا عدم صداقت با همسرش بري باشد؛ زن ، امين او و او ، امين زن باشد. در اين صورت است كه زندگي ، سعادت و خوشبختي را به دنبال خواهد داشت.
9- اصالت و نجابت خانوادگي : از ويژگي هايي كه در شوهر اهميت خاص دارد ، يكي وراثت و ديگري محيط است كه اصالت خانوادگي هر دو را در بر دارد. بنابراين دختران بايد در نظر داشته باشند فردي را به شوهري برگزينند كه از يك خانواده نجيب و خوشنام بوده و در يك محيط خانوادگي سالم بزرگ شده باشد.
10- عاقل و خردمند : يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته ، داشتن هوش و ذكاوت كافي و تخصص است. چنين شوهري آموزش لازم براي اشتغال به كسب حلال را ديده؛ و هر اندازه علم و كمالش بيشتر، و هوش و درايتش زيادتر باشد ، شايسته تر خواهد بود.
خلاصه مي توان گفت كه زن بايد از ازدواج با مردي كه داراي ضد ارزش هاي زير است، خودداري كند.
1- شرابخوار ؛
2- بد اخلاق ؛
3- بد چشم و بي بند و بار؛
4- بدبين ("سوء ظن" ، نه "غيرت") ؛
5- خسيس ؛
6- بدون احساس مسئوليت ؛
7- تنبل؛
8- سفيه و ناهنجار؛
خصوصيات زن شايسته
1- هماهنگي با شوهر : براي حفظ هر نظامي هماهنگي ضروري است. بنابراين چنانچه زن با شوهر هماهنگي نداشته باشد و از او تبعيت ننمايد ، نظام خانواده به هم خواهد خورد. بديهي است هماهنگي زن با شوهر در اموري است كه خارج از منطق و وظيفه نباشد ، و متقابلاً شوهر نيز بايد در اين هماهنگي، مقابله به مثل نمايد.
2- تمكين و تأمين نياز جنسي : يكي از انگيزه هاي مهم در ازدواج نياز جنسي است كه ضرورت دارد طرفين در ارضاي اين نياز اقدام كنند.
3- زينت و آرايش براي شوهر : زن بايد براي جلب توجه شوهر به نظافت و آرايش خود برسد و لباس آراسته بپوشد. انجام اين امر به قدري مهم است كه در بعضي از موارد به از هم پاشيدگي اساس خانواده مي انجامد. در اينجا لازم به يادآوري است كه هيچ شوهري از زني كه براي ديگران خودآرايي و خودنمايي كند، خوشش نمي آيد.
4- داشتن پوشش مناسب : زنان بايد بدن خود را از نامحرم بپوشانند. يكي از عللي كه در غرب بنيان خانواده را سست كرده و از هم گسيخته ، خودنمايي زنان با بدن هاي عريان است. مردان ايراني ،حتي افراد بي بند و بار و به اصطلاح متجدد، زني را كه با اندام بدون پوشش و لباس هاي كوتاه و تنگ در برابر نامحرم ظاهر شود، براي همسري نمي پسندند.
5- داشتن جمال و كمال : زن بايد از نظر فيزيكي سالم ، و از نظر زيبايي مورد پسند همسرش قرار گيرد. همسر زيبا و سالم با داشتن خصوصيات خلقي مناسب و ساير شايستگي ها، نعمتي است كه مافوق آن متصور نيست.
6- اصالت خانوادگي : چون وراثت و تربيت اساس رفتار انسان را تشكيل مي دهد ، بنابراين منظور از اصالت خانوادگي آن است كه دختر در خانواده اي مؤمن و با فرهنگ تربيت شده و از نظر وراثت نيز زمينه داشته باشد ؛ در اين صورت متخلق به اخلاق حسنه خواهد بود.
7- عاقل و خردمند : زني كه يك عمر با مردي مصاحبت دارد، بايد باهوش و خردمند باشد. عقل و خرد از ويژگي هاي زن شايسته است.
اميرالمومنين علي (ع) فرمود: از ازدواج با زني كه كم خرد است خودداري كنيد. زيرا مصاحبت او گرفتاري سختي است و فرزندان او ضايع و مهمل خواهند بود.
در توضيح اين مطلب بايد گفت چون وراثت در ميزان هوش مؤثر است بنابراين احتمال كم هوشي در كودكان با والدين كودن و كم هوش زيادتر است. وانگهي زن بي سواد يا كم سواد قادر به رفع نيازهاي خانوادگي و به ويژه مسائل تربيتي فرزندان نخواهد بود.
8- ديانت و تقوي و حسن خلق : همانطور كه ديانت و تقوي و حُسن خلق از معيارهاي شوهر شايسته است، براي زن نيز از جمله حسنات و ضوابط شايستگي به شمار مي رود.
بنابراين از ازدواج با زني كه واجد ضد ارزش هاي زير باشد، بايد خودداري كرد:
1- بي بند و بار؛
2- بي حجاب؛
3- بد اخلاق و عبوس؛
4- بي عفت؛
5- سفيه و ناهنجار؛
6- خودپسند و از خود راضي؛
7- كينه توز؛
8- لجباز و ناسازگار؛
9- بد زبان و درشت گفتار.

- پست: 491
- تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
سي باور غلط در ازدواج
? ازدواج باعث درمان مشکلات رواني مي شود.
? اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافي است).
? عشق مال داستانهاست و در زندگي واقعي وجود ندارد.
? ازدواج راهي براي سعادتمند شدن است.
? ازدواج راهي براي تضمين زندگي فرزندان است (از ديدگاه والدين دختران و پسران جوان).
? ازدواج راهي براي پيشگيري از انحراف فرزندان است.
? ازدواج راهي براي فرار از مشکلات است.
? ازدواج راهي براي جلب رضايت والدين است.
? دوستي قبل از ازدواج، تضمين کننده يک ازدواج موفق است.
? حالا ازدواج مي کنم و بعد «او» را تغيير مي دهم.
? بايد با کسي ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
? زن بايد وارد يک زندگي کامل شود.
? مهم اين است که جوان ازدواج کند، بقيه مسايل حل مي شود.
? يک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
? کسي که به خانواده خود خيلي اهميت مي دهد پس حتماً در زندگي مشترک نيز موفق خواهد بود.
? ازدواج مي کنم و بعد طلاق مي دهم (مي گيرم).
? اگر با فلاني ازدواج کنم خوشبختم، ولاغير.
? ازدواج يعني خوشبختي و رفاه.
? ازدواج يعني اسارت.
? مهريه تعيين کننده موفقيت در ازدواج است.
? شايد اگر با ديگري ازدواج مي کردم موفق تر بودم.
? زن و شوهر بايد کاملاً شبيه هم باشند.
? زن و شوهر بايد همه مسايل خود به يکديگر بگويند.
? زن و شوهر بايد کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.
? زن بايد تابع و مطيع محض مرد باشد.
? شوهر بايد همسرش را به همه خواسته هايش برساند؛ شوهر بايد همه مشکلات او را حل کند.
? به هيچکس نمي توان اعتماد کرد. («مردها غير قابل اعتمادند» يا «زن ها فريبکارند»)
? چون خودم تصميم گرفتم بايد تا آخرش بروم؛ هر قولي که مي دهي بايد تا آخرش بايستي.
? زن و شوهر بايد در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر بايد تابع هم باشند. زن و شوهر بايد همه فعاليت هايشان مشترک باشد.
? مرد بايد جلوي زنش در بيايد. به زن نبايد رو داد. نبايد محبتت را نشان دهي. نبايد طرف مقابلت بفهمد که دوستش داري چون آن وقت سوءاستفاده مي کند.
? افرادي که طلاق مي گيرند حتماً افراد مشکل داري هستند. کسي که طلاق مي گيرد حتماً آدم بدي بوده است.
? والدين نبايد در تصميم ما دخالت کنند اما بايد زندگي ما را تأمين کنند.
? هر نوع زندگي بهتر از طلاق است.
? طلاق يعني بدبختي.
? رابطه جنسي پديده اي گناه آلود يا زشت است.
? اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافي است).
? عشق مال داستانهاست و در زندگي واقعي وجود ندارد.
? ازدواج راهي براي سعادتمند شدن است.
? ازدواج راهي براي تضمين زندگي فرزندان است (از ديدگاه والدين دختران و پسران جوان).
? ازدواج راهي براي پيشگيري از انحراف فرزندان است.
? ازدواج راهي براي فرار از مشکلات است.
? ازدواج راهي براي جلب رضايت والدين است.
? دوستي قبل از ازدواج، تضمين کننده يک ازدواج موفق است.
? حالا ازدواج مي کنم و بعد «او» را تغيير مي دهم.
? بايد با کسي ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
? زن بايد وارد يک زندگي کامل شود.
? مهم اين است که جوان ازدواج کند، بقيه مسايل حل مي شود.
? يک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
? کسي که به خانواده خود خيلي اهميت مي دهد پس حتماً در زندگي مشترک نيز موفق خواهد بود.
? ازدواج مي کنم و بعد طلاق مي دهم (مي گيرم).
? اگر با فلاني ازدواج کنم خوشبختم، ولاغير.
? ازدواج يعني خوشبختي و رفاه.
? ازدواج يعني اسارت.
? مهريه تعيين کننده موفقيت در ازدواج است.
? شايد اگر با ديگري ازدواج مي کردم موفق تر بودم.
? زن و شوهر بايد کاملاً شبيه هم باشند.
? زن و شوهر بايد همه مسايل خود به يکديگر بگويند.
? زن و شوهر بايد کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.
? زن بايد تابع و مطيع محض مرد باشد.
? شوهر بايد همسرش را به همه خواسته هايش برساند؛ شوهر بايد همه مشکلات او را حل کند.
? به هيچکس نمي توان اعتماد کرد. («مردها غير قابل اعتمادند» يا «زن ها فريبکارند»)
? چون خودم تصميم گرفتم بايد تا آخرش بروم؛ هر قولي که مي دهي بايد تا آخرش بايستي.
? زن و شوهر بايد در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر بايد تابع هم باشند. زن و شوهر بايد همه فعاليت هايشان مشترک باشد.
? مرد بايد جلوي زنش در بيايد. به زن نبايد رو داد. نبايد محبتت را نشان دهي. نبايد طرف مقابلت بفهمد که دوستش داري چون آن وقت سوءاستفاده مي کند.
? افرادي که طلاق مي گيرند حتماً افراد مشکل داري هستند. کسي که طلاق مي گيرد حتماً آدم بدي بوده است.
? والدين نبايد در تصميم ما دخالت کنند اما بايد زندگي ما را تأمين کنند.
? هر نوع زندگي بهتر از طلاق است.
? طلاق يعني بدبختي.
? رابطه جنسي پديده اي گناه آلود يا زشت است.

- پست: 941
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۵, ۲:۴۱ ب.ظ
- محل اقامت: شیراز
- سپاسهای ارسالی: 10 بار
- سپاسهای دریافتی: 80 بار
- تماس:
من نمی دونم همه چه اصراری واسه زن دادن به اقا رضا هستن خودش که چیزی نمی گه (شیدم سکوت نشانه +)


[FONT=Tahoma,sans-serif]اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.
[FONT=Tahoma,sans-serif]If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life
[FONT=Tahoma,sans-serif]If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
