پدر موشكي ايران هستم

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

پدر موشكي ايران هستم

پست توسط Reza 313 »

 پدر موشكي ايران هستم

اگر شما انقلاب و ايران را دوست داريد، تهران را كه زير موشك صدام است نجات بدهيد. گفت چي مي‌خواهيد؟ گفتم بايد به ما موشك بدهيد. آنجا به دوستان گفتم كه اين را اوراق كنيد و از روي آن موشك بسازيد. بعد عكسي از همان موشك گرفتند. بالاي آن نوشتند تقديم به پدر موشكي ايران.

تصویر

محسن رفیقدوست به بیان ناگفته های خود از حضورش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی پرداخت.

به گزارش «فردا» وی که با هفته نامه شهروند امروز گفتگو می کرد با بیان اینکه در زمان تصدی اش بر وزارت سپاه مسئول تامین تجهیزات نظامی بوده است گفت: در آن زمان هیچ ‌چيز نداشتیم. ما در سپاه، جدا از ارتش بوديم. اگر تسليحاتي بود متعلق به ارتش بود. ما در سپاه خودمان نياز به جنگ‌افزارهاي جداگانه داشتيم. در عين حال در اول انقلاب خيلي از سلاح‌ها در دست مردم بود. ما در سپاه تيربار مي‌خواستيم. آرپي‌جي هفت مي‌‌خواستيم. تهيه آنها از ارتش مشكل بود. خيلي از صنايع نظامي از كار افتاده و برخي كارخانه‌ها تعطيل بودند. ما نمي‌خواستيم ارتش را خالي كنيم كه سپاه تجهيز شود.

وی در ادامه ماجرای اولين پارتي خريداری شده مهمات را اینگونه عنوان نمود: آن زمان كه كسي ما را نمي‌شناخت و جنس به ما نمي‌فروختند. من رفتم پيش مرحوم ياسرعرفات. گفتم تفنگ مي‌‌خواهم. حدود پنج هزار قبضه تفنگ كلاشينكف و 500 قبضه آرپي‌جي هفت خريدم.

رفیقدوست افزود: مرحله دوم را از بلغارستان خريدم و يواش‌يواش اواخر در حجم‌هاي بزرگ سلاح‌ مي‌خريديم. اين وظيفه ما بود و مي‌بايست سلاح تهيه مي‌كرديم.

وی درباره نوع اسلحه های خریداری شده گفت: همه چيز مي‌خريديم. فكر مي‌كنم الان گفتن اين موضوع منعي ندارد كه ما موشك اسكات B خريديم و آن را به ايران وارد كرديم. 350 كيلومتر برد داشت.

محسن رفیقدوست قبل از اينكه در سال 62 وزير سپاه بشوم، به سه تا كشور زياد سفر مي‌كردم. سوريه، ليبي و كره‌شمالي. آنها با ما همكاري مي‌كردند و سوريه و ليبي بيشتر از كره با ما همكاري مي‌كرد. تا آن زمان مقادير زيادي اسلحه معمولي از ليبي گرفته بوديم. به گونه‌اي كه نيروي دريايي ما شبيه نيروي دريايي ليبي بود. آنها را آمريكايي‌ها درست كرده بودند. ناوها، توپ‌ها و همه ادوات مثل هم بود. ليبي آنها را از رده خارج كرده بود. من رفتم ليبي هر چه كه داشتند گرفتم. حدود دو تا كشتي شد. بار كردم و به ايران آمدم.

محسن رفیقدوست در ادامه به شرح سفر خود به لیبی می پردازد و می گوید: جلسه اول را با نخست‌وزير ليبي داشتيم. ايشان گفت كه ما از ايران حمايت كرده‌ايم. من گفتم كه نخير اين حرف‌‌ها به درد ما نمي‌‌خورد. اگر شما انقلاب و ايران را دوست داريد، تهران را كه زير موشك صدام است نجات بدهيد. گفت چي مي‌خواهيد؟ گفتم بايد به ما موشك بدهيد.

وی درباره دیدارش با قذافی گفت: به او گفتم موشك مي‌خواهيم. گفت بيا بردار ببر. همانجا به رئيس دفترش گفت 10 تا موشك اسكات B آماده كنند. بعد از سرهنگي پرسيد كه كداميك از نيروها مي‌توانند به ايران بروند و با بچه‌‌هاي سپاه كار كنند. او گفت كه سرگرد سليمان خوب است. قذاقي گفت به سرگرد سليمان ماموريت بدهيد تا با تيم خودش به ايران برود. بعد اضافه كرد از امروز فرمانده آنها حاج محسن رفيقدوست است. هر چي حاج‌ محسن گفت بايد اطاعت كنند. ما برگشتيم به ايران.

رفیقدوست با بیان اینکه برد موشک ها 650 کیلومتر بود افزود: بلافاصله كه موشك‌ها رسيد آن را شليك كرديم. اولين آن را به «بانك رافدين» زديم. اينها با اختلاف كم به هدف مي‌خوردند. نهايتا 500 متر اينطرف و آنطرف ممكن است اصابت كند كه در اين برد اصلا مهم نيست و جايز است. با اين حال بسياري از موشك‌هايي كه ما زديم، به لطف خدا به هدف اصابت كرد.

وی ادامه داد: قبل از آن دعاي توسل خوانديم. بعد باشگاه افسران عراق را هدف گرفتيم. شليك كه كرديم بلافاصله راديو بغداد و چند تا راديو عربي را گرفتيم. چون چند دقيقه بعد معلوم مي‌شد كه سرنوشت شليك چه بوده. به لطف خدا راديوهاي آنها اعلام كردند كه موشكي به باشگاه افسران اصابت كرده است.

رفیقدوست افزود: يكي از آن 10 تا موشکی که از کره آوردم، به باغ شيان بردم. آنجا به دوستان گفتم كه اين را اوراق كنيد و از روي آن موشك بسازيد. بعد عكسي از همان موشك گرفتند. بالاي آن نوشتند تقديم به پدر موشكي ايران.

وی در پایان به خبرنگار این نشریه گفت: من پدر موشكي ايران هستم. اصلا من پدر اكثر صنايع نو نظامي ايران هستم. هر چيز كه نو باشد.

متن كامل گفتگو را در [External Link Removed for Guests] بخوانيد ... 
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

پست توسط Reza 313 »

شايد ديدن فيلم زير هم خالي از لطف نباشه ... :D

[External Link Removed for Guests]
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
Major I
Major I
پست: 430
تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۰:۳۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

پست توسط machkol »

احسنت.عجب نیروی موشکی داریم که هروز یدونه پدر واسش پیدا میشه.یحتمل باید نامش ابن جماعه باشد.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 237
تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

پست توسط padeshah »

درود از محسن خوشم مي ايد نه يه خاطر حرفاش و نه به خاطر اينکه همه جا بوده و همه کار کرده بلکه به اين خاطر که هر چي بگه کسي کاري به کارش نداره اين يعني قدرت و نفوذ
حرف بدي که نزدم ؟ زدم!!!!!!!! نه خييييييييييييييييييييييير ::ss
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 830
تاریخ عضویت: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ب.ظ
محل اقامت: باختران
سپاس‌های ارسالی: 309 بار
سپاس‌های دریافتی: 2025 بار
تماس:

پست توسط ali1371 »

اين مصاحبه اول درمجله شهروند چاپ شد
  که ارتش ایران درجنگ کرد حماسه نبود معجزه بود
یاسرعرفات
 
وبلاگ من [External Link Removed for Guests]
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 45
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۶:۳۸ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

پست توسط biya2azizam »

هر كسي كار خوبي براي مردم انجام داده بايد ازش تقدير بشه و بدي و خوبي رو با هم قاطي نكنيم.
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1194
تاریخ عضویت: جمعه ۱۷ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۲۶ ب.ظ
محل اقامت: يه گوشه كنار شيراز
سپاس‌های ارسالی: 1817 بار
سپاس‌های دریافتی: 2632 بار
تماس:

پست توسط esijoon »

يعني پدر موشکي ايران فرمانده سابق سپاه بوده؟من که باورم نميشه.
بعد از اون من فکر نمي کنم تو اون اوزا احوال به اين راحتي که اين اقا گفته بهمون موشک داده باشن.
وی درباره دیدارش با قذافی گفت: به او گفتم موشك مي‌خواهيم. گفت بيا بردار ببر. همانجا به رئيس دفترش گفت 10 تا موشك اسكات B آماده كنند. بعد از سرهنگي پرسيد كه كداميك از نيروها مي‌توانند به ايران بروند و با بچه‌‌هاي سپاه كار كنند. او گفت كه سرگرد سليمان خوب است. قذاقي گفت به سرگرد سليمان ماموريت بدهيد تا با تيم خودش به ايران برود. بعد اضافه كرد از امروز فرمانده آنها حاج محسن رفيقدوست است. هر چي حاج‌ محسن گفت بايد اطاعت كنند. ما برگشتيم به ايران.

يه کم که نه....ولي خيلي غير قابل باور هست.گفتم موشک مي خوام.....گفت بيا بردار ببر. :-( :-( :-( :-O :::P
بعد از اون پدر موشکي به کسي ميگن که موشک طراحي کرده باشه نه دستور مهندسي معکوس در ساخت يک موشک داده باشه.
يه جا خوندم تعداد موشکهاي شليک شده از طرف ايران در جنگ 40-50 تا بيشتر نبوده.
جالبه يه جا اين اقا گفته (نخير. فقط توليد دارو. البته يكي از كارهاي اساسي كه كردم، حل معضل تك‌نسخه‌اي‌ها بود. ادعا مي‌كنم كه من باعث برچيدن ناصرخسرو بودم. وزارت بهداشت نيز همكاري كرد و اجازه داد ما داروخانه ايجاد كنيم. اول نسخه‌هاي مردم را مي‌گرفتيم از خارج دارو مي‌آورديم بعد واردات دارو، سپس به جايي رسيديم كه ناصرخسرو بسته شد و الان هم مشغول توليد دارو هستيم) در اين متن اين اقا دوبار حرف خودش رو تکذيب ميکنه.
يا مثلا ميگه (شايد تجارت ما اين باشد كه هنوز هم آن را داريم. ما در عين حال داروخانه داريم و داروهايي را كه در داخل كشور توليد نمي‌شود، از خارج مي‌آوريم و آن را با برنامه وزارت بهداشت، در اختيار داروخانه‌ها و بيمارستان‌ها قرار مي‌دهيم.
)
اول ميگه واردات نميکنيم و فقط توليد ميکنيم اما در ادامه ميگه داروهاي کمياب رو وارد ميکنيم و در اختيار مردم قرار ميديم....راستي دوستان تهراني اين قسمت حرف هاي ايم اقا رو تاييد ميکنند؟ (ادعا مي‌كنم كه من باعث برچيدن ناصرخسرو بودم)
شرمنده ....نمي خواستم خرده گيري کنم ولي يه کم حرفاش تو کتم نميره.حالا تا ببينيم نظر دوستان چيه....
تصویر
ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم...........ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم
امروز اگر که سینه و زنجیر می زنیم..............فردا به عشق مهدیه فاطمه شمشیر می زنیم
از ما بترس،طایفه ای پر اراده ایم...................ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم
از ما بترس، شیعه ی سرسخت حیدریم..........جان برکفان جبهه ی فتوای رهبریم
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 1130
تاریخ عضویت: جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶, ۸:۵۵ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1197 بار
سپاس‌های دریافتی: 2065 بار
تماس:

پست توسط N@VID »

چه جالب انگار رفته بقالي سر کوچشون خريد کنه گفتم موشک ميخاهم گفت بيا بردار ببر :::P :::P
حتما قذافي هم خرد نداشته بقيه بده يه جاش چند تا کاتيوشا داده!
اين اقا هم اسمش و هم چهره ش براي من اشناست اين اقا کيه؟ (به جز سابقش تو سپاه)
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”