تقويم تاريخ ( روز شمار حوادث مهم تاريخي )
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:
17 بهمن 6 فوريه
تشديد بمباران هوايي برلن
دور تازه بمباران شديد و روزانه شهر برلن توسط هواپيماهاي نظامي متفقين از ششم فوريه 1944 آغاز شد كه تا پايان جنگ جهاني دوم ادامه داشت. ارتش آلمان به حد كافي هواپيما براي دفاع از آسمان برلن در اختيار داشت ولي اين هواپيماها سوخت لازم را براي به پرواز در آمدن نداشتند و از شهر، تنها با سلاحهاي زميني ضدهوايي دفاع مي شد كه از آنها هم به دليل شبانه بودن اين حملات و پرواز در ارتفاع زياد كار چنداني ساخته نبود و ژنرالهاي هيتلر تنها به اين اصل دلخوش بودند كه با حمله هوايي نمي شود جنگ را برد و كشوري را تسخير كرد.
تشديد بمباران هوايي برلن
دور تازه بمباران شديد و روزانه شهر برلن توسط هواپيماهاي نظامي متفقين از ششم فوريه 1944 آغاز شد كه تا پايان جنگ جهاني دوم ادامه داشت. ارتش آلمان به حد كافي هواپيما براي دفاع از آسمان برلن در اختيار داشت ولي اين هواپيماها سوخت لازم را براي به پرواز در آمدن نداشتند و از شهر، تنها با سلاحهاي زميني ضدهوايي دفاع مي شد كه از آنها هم به دليل شبانه بودن اين حملات و پرواز در ارتفاع زياد كار چنداني ساخته نبود و ژنرالهاي هيتلر تنها به اين اصل دلخوش بودند كه با حمله هوايي نمي شود جنگ را برد و كشوري را تسخير كرد.
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
جکسون براون

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:
18 بهمن 7 فوريه
ايران داراي قانون مطبوعات شد - مسئله اي به نام قانون مطبوعات در ايران
18 بهمن سال 1286 خورشيدي (هفتم فوريه 1908) نخستين قانون مطبوعات در ايران در 53 ماده از تصويب مجلس شوراي ملي گذشت. گرچه اين قانون بهتر از اصلاحيه ها و قوانين مطبوعاتي بعد از آن بود، اما بسياري هستند كه اين قانون را بدعتي بد و عملي ناگوار براي ايرانيان مي دانند كه مانع از رشد آنان و پيشرفت كشور شده است، زيرا كه نشر روزنامه را مقيد ساخته و امر انتشار را در كنترل دولت قرار داده حال آن كه روزنامه خود يك ركن از قواي دمكراسي است و قواي متشكله دمكراسي بايد منفك از هم باشند.
اگر بررسي جامعي در اين زمينه صورت گيرد به احتمال زياد اين نتيجه به دست خواهد آمد كه هدف از وضع و اصلاح پي در پي قوانين مطبوعاتي در ايران كه از پايه، غير ضروري بوده اند چيزي جز محدود كردن بيان واقعيات، انديشه ها و نظرات و نيز قراردادن مالكيت نشريات در دست گروهي معين (عملا انحصاري كردن) نبوده است كه هر دو هدف مغاير حقوق بشر، حقوق اساسي، اصل آزادي اشتغال و انتخاب حرفه و كار مفيد و مسالمت آميز و خدمت به وطن است. مقايسه قانونهاي مطبوعات ايران در طول زمان با هم، هركدامشان را ناقض ديگري نشان مي دهد. براي مثال؛ يك قانون مطبوعات در يك برهه كارمندان دولت را ممنوع از داشتن نشريه عمومي و اشتغال به كار روزنامه نگاري مي كند و قانون ديگر اين مورد منطقي را حذف، و قانون سوم دوباره برقرار مي دارد. قانون چهارم علنا يك دسته از اتباع ايران را از اين حرفه محروم مي كند و به گونه اي تنظيم شده است كه برخلاف كشورهاي ديگر و اصل تفكيك قوا، دولت را روزنامه نگار مي كند! و .... حال آن كه نشريه، رسانه اي است مانند رسانه هاي ديگر ازجمله كتاب، سينما، تابلوهاي خياباني و ... و كسب و كاري است همانند طبابت، مهندسي، كتابفروشي، رستوران داري و ... و نبايد از آن واهمه داشت. نمي توان پروانه ساخت اتومبيل نداد زيرا كه اتومبيل مي تواند تصادف كند و آدم بكشد. روزنامه اينك بزرگترين وسيله دفاعي يك ملت است و اگر در دست يك ژنرال با تجربه ( روزنامه نگار حرفه اي) باشد منافع و سلامت ملت را حفظ و جامعه را در برابر هرگونه پيش آمدي آماده مي سازد. در قرن 21 نفوذ قدرتها به خاطر ناوهاي هواپيمابرشان نيست، به دليل رسانه هايشان است كه راه سياستهاي آنها را هموار مي سازند
اعتراض دكتر مصدق به انتخابات سال 1328
سه ماه پس از تاسيس جبهه ملي به رهبري دكتر مصدق ، وي 18 بهمن ماه 1328 خورشيدي در اجتماعي بزرگ كه به دعوت اين جبهه براي اعتراض به سوء جريان انتخابات سنا و مجلس شوراي ملي در ميدان بهارستان برگزار شده بود خطاب به مردم ، آنان را درجزئيات مداخله دولت در كار انتخابات قرار داد و گفت كه دولت با گشودن مجلس، پيش از برگزاري انتخابات شهر تهران مرتكب نقض قانون شده است كه جرم است و مشروعيت حكومت كردن را از دست داده است.
دكتر مصدق قبلا پيش از انجام انتخابات سنا به دولت اعتراض كرده بود كه فهرست نامزدهاي خود را چاپ و در دسترس انتخاب كنندگان قرار داده و يك نسخه از اين فهرست در دست اوست كه در پاكت گذارده و لاك و مهر كرده تا پس از انتخاب سناتور ها آن را اعلام دارد . وي گفته بود كه دولت با اين عمل، همه اعضاي سنا را انتصابي كرده است و چنين حكومتي همانا « ديكتاتوري » است. دكتر مصدق با بيان اين اعتراض به احمد اباد تبعيد شده بود كه يك روز پس از لغو تبعيد در اجتماع ميدان بهارستان شركت و اعتراض خود را تكرار كرده بود.
ماجراي شنيدني ديدارهاي دكتر شاخت از ايران و اندرزهاي اقتصادي او به دولتهاي وقت
هفتم فوريه در سال 1954 دكتر شاخت اقتصاددان آلماني براي سومين بار در طول سه دهه به ايران دعوت شد تا براي حل مسائل وطن ما و پيشرفت اقتصادي راه حل بدهد. اين بار (شش ماه پس از براندازي 28 مرداد) با هدف دادن نظر درباره چاپ اسكناس تازه. چرا در ايران اين همه به دكتر شاخت توجه مي شد؟. براي اين كه از همان نخستين سفر او به ايران (در دهه 1310) ، روزنامه ها تبليغ وسيع كرده بودند كه او به دلايل نژادي دوستدار تاريخ ايران، هواخواه پيشرفت كشور ما و يك كارشناس بي طرف است و با دادن طرح هاي مالي، كمك بزرگ به حل مسائل اقتصادي آلمان كه پس از جنگ جهاني اول و كاهش ارزش پول تا حد يك نان به هزاران مارك كرده بود. «شاخت» يك اقتصاددان ناسيوناليست آلماني (متمايل به حزب نازي) بود كه از گزند بگير و ببندهاي پس از جنگ جهاني دوم جان سالم به در برده بود. وي كه (به خواست هيتلر) پيشنهادهاي مالياتي و گمركي و راه صنعتي شدن ايران را به دولت رضا شاه داده بود، در سپتامبر 1952 (مهر 1331) نيز در تهران به دولت دكتر مصدق اندرزهاي فراوان در زمينه اقتصاد بدون نفت و سياستهاي مالياتي و پولي و رساندن هزينه هاي دولت به حداقل ارائه كرده بود. اين بار هم روزنامه هاي تهران پيرامون ملي گرا بودن شاخت و كمك او به حل مسائل اقتصادي دولتهاي ضد استعمار كه جوياي استقلال ملي هستند «بدون اين كه نظرديگري داشته باشد» نوشته بودند و از او يك نماد بزرگ ساخته بودند.
سال بعد كه دولت كودتا از «شاخت» دعوت بعمل آورد، نخست او به آمدن به تهران تن نداد و پاسخ داد كه دادن اندرز از آلمان هم عملي است كه دولت تهران اصرار بر مذاكره از نزديك كرده بود. هدف دولت زاهدي از دعوت «شاخت» انتشار اسكناس تازه (به بهانه راه افتادن نفت) بود و .... ولي دكتر شاخت نظر ديگري داشت. وي موافق چاپ اسكناس بزرگتر از 20 توماني و فداكردن كار رقابت توليدات داخلي با خارج (با افزايش تعرفه گمركي بر واردات) نبود و آن را مانع پيشرفت و مرغوب شدن محصولات داخلي مي دانست و بر گرفتن ماليات تصاعدي (برحسب درآمد) و سياست پولي بر پايه انعطاف پذير بودن نرخ بهره نظر داشت و گرفتن ماليات فيكس (ثابت) را كه مورد نظر پولدارهاي ايران بود كه به كودتا كمك كرده بودند رد مي كرد.
ايجاد فروشگاههاي دولتي بزرگ (نظير فروشگاه فردوسي كه بعدا به فروشگاههاي شهر و روستا تبديل نام دادند به هدف پايين آوردن قيمتها با از ميان برداشتن دست واسطه ها) و نيز تاسيس فروشگاهها تعاوني كاركنان (دولت و شركتها) از توصيه هاي دكتر شاخت به دولت ايران بوده اند. نخستين فروشگاه از اين دست (فروشگاه فردوسي) توسط آلماني ها به وجود آمد.
ديگر وقايع مهم اين روز
برخي ديگر از رويدادهاي 7 فوريه
# 1899: با تصويب قرارداد پايان جنگ آمريكا با اسپانيا در سناي آمريكا، ميان دو كشور صلح برقرار شد . اسپانيا در اين جنگ ، كوبا ، پورتوريكو و فيليپين را از دست داد.
# 1933: با تصويب اصلاحيه بيستم قانون اساسي آمريكا، آغاز دوره رياست جمهوري اين كشور از ماه مارس به ماه ژانويه تغيير يافت .
# 1940: دولت انگلستان راه آهن اين كشور را ملي (دولتي) كرد.
# 1978: ارتش اتيوپي صحراي « اوگادن Ogaden » را كه درقلمرو سومالي بود مورد حمله قرار داد و تصرف كرد. اتيوپي از دير زمان اين صحرا را از آن خود مي دانست و مدعي بود كه استعمار اروپايي آن را به سومالي داده بود.
ايران داراي قانون مطبوعات شد - مسئله اي به نام قانون مطبوعات در ايران
18 بهمن سال 1286 خورشيدي (هفتم فوريه 1908) نخستين قانون مطبوعات در ايران در 53 ماده از تصويب مجلس شوراي ملي گذشت. گرچه اين قانون بهتر از اصلاحيه ها و قوانين مطبوعاتي بعد از آن بود، اما بسياري هستند كه اين قانون را بدعتي بد و عملي ناگوار براي ايرانيان مي دانند كه مانع از رشد آنان و پيشرفت كشور شده است، زيرا كه نشر روزنامه را مقيد ساخته و امر انتشار را در كنترل دولت قرار داده حال آن كه روزنامه خود يك ركن از قواي دمكراسي است و قواي متشكله دمكراسي بايد منفك از هم باشند.
اگر بررسي جامعي در اين زمينه صورت گيرد به احتمال زياد اين نتيجه به دست خواهد آمد كه هدف از وضع و اصلاح پي در پي قوانين مطبوعاتي در ايران كه از پايه، غير ضروري بوده اند چيزي جز محدود كردن بيان واقعيات، انديشه ها و نظرات و نيز قراردادن مالكيت نشريات در دست گروهي معين (عملا انحصاري كردن) نبوده است كه هر دو هدف مغاير حقوق بشر، حقوق اساسي، اصل آزادي اشتغال و انتخاب حرفه و كار مفيد و مسالمت آميز و خدمت به وطن است. مقايسه قانونهاي مطبوعات ايران در طول زمان با هم، هركدامشان را ناقض ديگري نشان مي دهد. براي مثال؛ يك قانون مطبوعات در يك برهه كارمندان دولت را ممنوع از داشتن نشريه عمومي و اشتغال به كار روزنامه نگاري مي كند و قانون ديگر اين مورد منطقي را حذف، و قانون سوم دوباره برقرار مي دارد. قانون چهارم علنا يك دسته از اتباع ايران را از اين حرفه محروم مي كند و به گونه اي تنظيم شده است كه برخلاف كشورهاي ديگر و اصل تفكيك قوا، دولت را روزنامه نگار مي كند! و .... حال آن كه نشريه، رسانه اي است مانند رسانه هاي ديگر ازجمله كتاب، سينما، تابلوهاي خياباني و ... و كسب و كاري است همانند طبابت، مهندسي، كتابفروشي، رستوران داري و ... و نبايد از آن واهمه داشت. نمي توان پروانه ساخت اتومبيل نداد زيرا كه اتومبيل مي تواند تصادف كند و آدم بكشد. روزنامه اينك بزرگترين وسيله دفاعي يك ملت است و اگر در دست يك ژنرال با تجربه ( روزنامه نگار حرفه اي) باشد منافع و سلامت ملت را حفظ و جامعه را در برابر هرگونه پيش آمدي آماده مي سازد. در قرن 21 نفوذ قدرتها به خاطر ناوهاي هواپيمابرشان نيست، به دليل رسانه هايشان است كه راه سياستهاي آنها را هموار مي سازند
اعتراض دكتر مصدق به انتخابات سال 1328
سه ماه پس از تاسيس جبهه ملي به رهبري دكتر مصدق ، وي 18 بهمن ماه 1328 خورشيدي در اجتماعي بزرگ كه به دعوت اين جبهه براي اعتراض به سوء جريان انتخابات سنا و مجلس شوراي ملي در ميدان بهارستان برگزار شده بود خطاب به مردم ، آنان را درجزئيات مداخله دولت در كار انتخابات قرار داد و گفت كه دولت با گشودن مجلس، پيش از برگزاري انتخابات شهر تهران مرتكب نقض قانون شده است كه جرم است و مشروعيت حكومت كردن را از دست داده است.
دكتر مصدق قبلا پيش از انجام انتخابات سنا به دولت اعتراض كرده بود كه فهرست نامزدهاي خود را چاپ و در دسترس انتخاب كنندگان قرار داده و يك نسخه از اين فهرست در دست اوست كه در پاكت گذارده و لاك و مهر كرده تا پس از انتخاب سناتور ها آن را اعلام دارد . وي گفته بود كه دولت با اين عمل، همه اعضاي سنا را انتصابي كرده است و چنين حكومتي همانا « ديكتاتوري » است. دكتر مصدق با بيان اين اعتراض به احمد اباد تبعيد شده بود كه يك روز پس از لغو تبعيد در اجتماع ميدان بهارستان شركت و اعتراض خود را تكرار كرده بود.
ماجراي شنيدني ديدارهاي دكتر شاخت از ايران و اندرزهاي اقتصادي او به دولتهاي وقت
هفتم فوريه در سال 1954 دكتر شاخت اقتصاددان آلماني براي سومين بار در طول سه دهه به ايران دعوت شد تا براي حل مسائل وطن ما و پيشرفت اقتصادي راه حل بدهد. اين بار (شش ماه پس از براندازي 28 مرداد) با هدف دادن نظر درباره چاپ اسكناس تازه. چرا در ايران اين همه به دكتر شاخت توجه مي شد؟. براي اين كه از همان نخستين سفر او به ايران (در دهه 1310) ، روزنامه ها تبليغ وسيع كرده بودند كه او به دلايل نژادي دوستدار تاريخ ايران، هواخواه پيشرفت كشور ما و يك كارشناس بي طرف است و با دادن طرح هاي مالي، كمك بزرگ به حل مسائل اقتصادي آلمان كه پس از جنگ جهاني اول و كاهش ارزش پول تا حد يك نان به هزاران مارك كرده بود. «شاخت» يك اقتصاددان ناسيوناليست آلماني (متمايل به حزب نازي) بود كه از گزند بگير و ببندهاي پس از جنگ جهاني دوم جان سالم به در برده بود. وي كه (به خواست هيتلر) پيشنهادهاي مالياتي و گمركي و راه صنعتي شدن ايران را به دولت رضا شاه داده بود، در سپتامبر 1952 (مهر 1331) نيز در تهران به دولت دكتر مصدق اندرزهاي فراوان در زمينه اقتصاد بدون نفت و سياستهاي مالياتي و پولي و رساندن هزينه هاي دولت به حداقل ارائه كرده بود. اين بار هم روزنامه هاي تهران پيرامون ملي گرا بودن شاخت و كمك او به حل مسائل اقتصادي دولتهاي ضد استعمار كه جوياي استقلال ملي هستند «بدون اين كه نظرديگري داشته باشد» نوشته بودند و از او يك نماد بزرگ ساخته بودند.
سال بعد كه دولت كودتا از «شاخت» دعوت بعمل آورد، نخست او به آمدن به تهران تن نداد و پاسخ داد كه دادن اندرز از آلمان هم عملي است كه دولت تهران اصرار بر مذاكره از نزديك كرده بود. هدف دولت زاهدي از دعوت «شاخت» انتشار اسكناس تازه (به بهانه راه افتادن نفت) بود و .... ولي دكتر شاخت نظر ديگري داشت. وي موافق چاپ اسكناس بزرگتر از 20 توماني و فداكردن كار رقابت توليدات داخلي با خارج (با افزايش تعرفه گمركي بر واردات) نبود و آن را مانع پيشرفت و مرغوب شدن محصولات داخلي مي دانست و بر گرفتن ماليات تصاعدي (برحسب درآمد) و سياست پولي بر پايه انعطاف پذير بودن نرخ بهره نظر داشت و گرفتن ماليات فيكس (ثابت) را كه مورد نظر پولدارهاي ايران بود كه به كودتا كمك كرده بودند رد مي كرد.
ايجاد فروشگاههاي دولتي بزرگ (نظير فروشگاه فردوسي كه بعدا به فروشگاههاي شهر و روستا تبديل نام دادند به هدف پايين آوردن قيمتها با از ميان برداشتن دست واسطه ها) و نيز تاسيس فروشگاهها تعاوني كاركنان (دولت و شركتها) از توصيه هاي دكتر شاخت به دولت ايران بوده اند. نخستين فروشگاه از اين دست (فروشگاه فردوسي) توسط آلماني ها به وجود آمد.
ديگر وقايع مهم اين روز
برخي ديگر از رويدادهاي 7 فوريه
# 1899: با تصويب قرارداد پايان جنگ آمريكا با اسپانيا در سناي آمريكا، ميان دو كشور صلح برقرار شد . اسپانيا در اين جنگ ، كوبا ، پورتوريكو و فيليپين را از دست داد.
# 1933: با تصويب اصلاحيه بيستم قانون اساسي آمريكا، آغاز دوره رياست جمهوري اين كشور از ماه مارس به ماه ژانويه تغيير يافت .
# 1940: دولت انگلستان راه آهن اين كشور را ملي (دولتي) كرد.
# 1978: ارتش اتيوپي صحراي « اوگادن Ogaden » را كه درقلمرو سومالي بود مورد حمله قرار داد و تصرف كرد. اتيوپي از دير زمان اين صحرا را از آن خود مي دانست و مدعي بود كه استعمار اروپايي آن را به سومالي داده بود.
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
جکسون براون

- پست: 4395
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
- محل اقامت: کرج پلاک 43!
- سپاسهای ارسالی: 6717 بار
- سپاسهای دریافتی: 12105 بار
- تماس:
17 بهمن 8 فوريه
تغيير نظر180 درجه اي مجلس شوراي ملي در هفت روز !
مروري بر رويدادهاي سياسي نيمه دوم بهمن ماه 1321خورشيدي (فوريه 1943 ) ايران ، يك تغيير نظر 180 درجه اي مجلس شوراي ملي را نشان مي دهد كه در كشورهاي ديگر كمتر سابقه دارد.
پارلمان ايران در پي كنارگيري ده وزير كابينه قوام السلطنه نخست وزير وقت ، در اين روز در بهمن ماه 1321 خورشيدي در يك راي گيري وي را در سمت نخست وزيري براي انتخاب وزيران تازه تثبيت كرد . همين مجلس يك هفته بعد ، در حالي كه قوام هنوز نخست وزير بود، در يك راي گيري ديگر ابراز تمايل به نخست وزيري علي سهيلي كرد كه جاي قوام را گرفت و سه روز بعد وزيران خود را معرفي كرد!. در هر دو كابينه الهيار صالح وزير دارايي بود كه دو ماه بعد بر اثر اختلاف با دكتر ميلسپو مستشار آمريكايي ماليه كناره گيري كرد. در زمان دولت علي سهيلي بود كه لايحه مهم آموزش و پرورش عمومي، يكسان و رايگان به صورت قانون در آمد.
بانو « رزا پاركز » ، كه دلاوري او جنبش حقوق مدني آمريكا را به حركت در آورد و پيروز كرد
بانو «رزا لي پاركز» كه يك اقدام دليرانه او باعث تشديد فعاليت جنبش حقوق مدني آمريكا و پيروزي آن شد چهارم فوريه سال 1913 در يك خانواده سياهپوست در شهر «تاسكجي» واقع در ايالت جنوبي آلاباما به دنيا آمد. پدرش نجار و مادرش آموزگار بود و خود او بعدا به کار دوزندگي سرگرم شده بود. او در محيطي زندگي مي كرد كه ميان سياهپوستان و سفيد پوستان تبعيض و جدايي بود و رنگ پوست ملاك برتري انسان بود.
براي مثال؛ سياهپوستان حق نشستن روي صندليهاي رديفهاي جلوي اتوبوسهاي شهري را نداشتند و تازه اگر صندلي براي نشستن وجود نداشت و يك سفيد پوست وارد اتوبوس مي شد، سياهپوست بايد صندلي اش را به او مي داد. رزا از اين وضعيت و نيز جدا بودن مدارس سياه و سفيد ازهم خسته شده بود. وي روز اول دسامبر سال 1955 كه عازم محل كار خود (يك كارگاه لباسدوزي) در شهر مونتگمري بود ، نه تنها از در جلو اتوبوس وارد آن شد بلكه روي يك صندلي در رديفهاي جلوتر هم نشست و به اعتراض راننده توجه نكرد و از جاي خود تكان نخورد. راننده اتوبوس را متوقف ساخت و به پليس تلفن كرد، زيرا كه نشستن سياهپوستان روي صندليهاي رديفهاي جلو اتوبوس در آن ايالت جريمه نقدي داشت.
تا آمدن پليس، بسياري از مسافران اتوبوس كه براي رسيدن به محل كار عجله داشتند پياده شدند و يكي از آنان به روزنامه شهر تلفن كرد و عكاس از اين صحنه عكس گرفت.
پليس رزا را به دادگاه برد و جريمه شد. انتشار عكس و گزارش كار او واظهاراتش دربازجويي پليس در روزنامه شهر، در جهان چون توپ صدا كرد و اين عكس دربيشتر روزنامه هاي جهان به چاپ رسيد و جنبش مدني آمريكا برشدت فعاليت خود افزود.
دكتر مارتين لوتر كينك رهبر جنبش راهپيمايي هاي چند صد هزاره نفري برپا كرد و با اين كه جان خود را برسر آن گذارد، جنبش در دهه بعد به پيروزي رسيد و قانون «حقوق مدني» به تصويب كنگره رسيد و ....
رزا و خانواده اش چند سال بعد به شهر ديترويت آمريكا نقل مكان كردند، اما کار آن روز وي فراموش نشد هرجا و هروقت كه از جنبش حقوق مدني آمريكا نام برده مي شود ، وي نيز مطرح مي گردد و روزنامه ها به مناسبت سالروز تولد و سالروز اقدام شجاعانه اش با او مصاحبه مي كنند و نامش در تاريخ آمريكا ماندگار خواهد ماند. رزا در سال 2005 درگذشت و با احترام تمام و رعايت تشريفات رسمي مدفون شد.
آيا بخاري گاز سوز ايراني نخست وزير گرجستان را كشت؟
بالاخره مرگ «زوراب ژوانيا» نخست وزير گرجستان را به گردن بخاري گاز سوز ساخت ايران انداختند. وي كه از متحدان «سا كاشويلي» رئيس جمهور و از سران انقلاب نارنجي سال گذشته گرجستان بشمار مي رفت و متمايل به روش غرب بود دوم فوريه 2005 براي ديدار دوست خود «رائول يوسوپوف» به آپارتمان او رفت و چون دير كرد، بادي گارد وي به سلفونش زنگ زد كه جواب نداد. خواست با شكستن در وارد آپارتمان شود كه موفق نشد. پليس محل را خبر كرد و از پنجره وارد آپارتمان شدند و جسد زوراب را در اطاق نشيمن و رائول را در آشپزخانه يافتند. نخست، احتمال سوء قصد داده شد و حتي گفته شد كه كار جاسوس خارجي بوده ولي پس از معاينه اجساد معلوم شد كه مرگ بر اثر استنشاق گاز طبيعي بوده كه از بخاري آپارتمان نشت كرده و بخاري ساخت ايران و وارداتي بوده است. با وجود اين، هنوز احتمال سوء قصد و توطئه كاملا منتفي نشده است.
برخي ديگر از رويدادهاي 6 فوريه
# 743: هشام ابن عبدالملك حكمران اموي خاور ميانه در گذشت.
# 1917: برغم مخالفت رئيس جمهوري وقت آمريكا ، پارلمان اين كشور (كنگره) با بيش از دوسوم آراء مهاجرت زردها را به آمريكا محدود ساخت. مخالفت با مهاجرت زردها عمدتا به اين جهت بود كه نه تنها به فرهنگ ملي خود پايبند بودند و قاطي مهاجران ديگر نمي شدند، بلكه در ايالات غربي آمريكا با مزد كم كار مي كردند و باعث بيكاري ديگران و كاهش دستمزد ها شده بودند.
# 1957: كشور غنا كه اروپائيان آن را ساحل طلا مي ناميدند از يوغ استعمار انگلستان خلاص شد و استقلال خود را به دست آورد.
تغيير نظر180 درجه اي مجلس شوراي ملي در هفت روز !
مروري بر رويدادهاي سياسي نيمه دوم بهمن ماه 1321خورشيدي (فوريه 1943 ) ايران ، يك تغيير نظر 180 درجه اي مجلس شوراي ملي را نشان مي دهد كه در كشورهاي ديگر كمتر سابقه دارد.
پارلمان ايران در پي كنارگيري ده وزير كابينه قوام السلطنه نخست وزير وقت ، در اين روز در بهمن ماه 1321 خورشيدي در يك راي گيري وي را در سمت نخست وزيري براي انتخاب وزيران تازه تثبيت كرد . همين مجلس يك هفته بعد ، در حالي كه قوام هنوز نخست وزير بود، در يك راي گيري ديگر ابراز تمايل به نخست وزيري علي سهيلي كرد كه جاي قوام را گرفت و سه روز بعد وزيران خود را معرفي كرد!. در هر دو كابينه الهيار صالح وزير دارايي بود كه دو ماه بعد بر اثر اختلاف با دكتر ميلسپو مستشار آمريكايي ماليه كناره گيري كرد. در زمان دولت علي سهيلي بود كه لايحه مهم آموزش و پرورش عمومي، يكسان و رايگان به صورت قانون در آمد.
بانو « رزا پاركز » ، كه دلاوري او جنبش حقوق مدني آمريكا را به حركت در آورد و پيروز كرد
بانو «رزا لي پاركز» كه يك اقدام دليرانه او باعث تشديد فعاليت جنبش حقوق مدني آمريكا و پيروزي آن شد چهارم فوريه سال 1913 در يك خانواده سياهپوست در شهر «تاسكجي» واقع در ايالت جنوبي آلاباما به دنيا آمد. پدرش نجار و مادرش آموزگار بود و خود او بعدا به کار دوزندگي سرگرم شده بود. او در محيطي زندگي مي كرد كه ميان سياهپوستان و سفيد پوستان تبعيض و جدايي بود و رنگ پوست ملاك برتري انسان بود.
براي مثال؛ سياهپوستان حق نشستن روي صندليهاي رديفهاي جلوي اتوبوسهاي شهري را نداشتند و تازه اگر صندلي براي نشستن وجود نداشت و يك سفيد پوست وارد اتوبوس مي شد، سياهپوست بايد صندلي اش را به او مي داد. رزا از اين وضعيت و نيز جدا بودن مدارس سياه و سفيد ازهم خسته شده بود. وي روز اول دسامبر سال 1955 كه عازم محل كار خود (يك كارگاه لباسدوزي) در شهر مونتگمري بود ، نه تنها از در جلو اتوبوس وارد آن شد بلكه روي يك صندلي در رديفهاي جلوتر هم نشست و به اعتراض راننده توجه نكرد و از جاي خود تكان نخورد. راننده اتوبوس را متوقف ساخت و به پليس تلفن كرد، زيرا كه نشستن سياهپوستان روي صندليهاي رديفهاي جلو اتوبوس در آن ايالت جريمه نقدي داشت.
تا آمدن پليس، بسياري از مسافران اتوبوس كه براي رسيدن به محل كار عجله داشتند پياده شدند و يكي از آنان به روزنامه شهر تلفن كرد و عكاس از اين صحنه عكس گرفت.
پليس رزا را به دادگاه برد و جريمه شد. انتشار عكس و گزارش كار او واظهاراتش دربازجويي پليس در روزنامه شهر، در جهان چون توپ صدا كرد و اين عكس دربيشتر روزنامه هاي جهان به چاپ رسيد و جنبش مدني آمريكا برشدت فعاليت خود افزود.
دكتر مارتين لوتر كينك رهبر جنبش راهپيمايي هاي چند صد هزاره نفري برپا كرد و با اين كه جان خود را برسر آن گذارد، جنبش در دهه بعد به پيروزي رسيد و قانون «حقوق مدني» به تصويب كنگره رسيد و ....
رزا و خانواده اش چند سال بعد به شهر ديترويت آمريكا نقل مكان كردند، اما کار آن روز وي فراموش نشد هرجا و هروقت كه از جنبش حقوق مدني آمريكا نام برده مي شود ، وي نيز مطرح مي گردد و روزنامه ها به مناسبت سالروز تولد و سالروز اقدام شجاعانه اش با او مصاحبه مي كنند و نامش در تاريخ آمريكا ماندگار خواهد ماند. رزا در سال 2005 درگذشت و با احترام تمام و رعايت تشريفات رسمي مدفون شد.
آيا بخاري گاز سوز ايراني نخست وزير گرجستان را كشت؟
بالاخره مرگ «زوراب ژوانيا» نخست وزير گرجستان را به گردن بخاري گاز سوز ساخت ايران انداختند. وي كه از متحدان «سا كاشويلي» رئيس جمهور و از سران انقلاب نارنجي سال گذشته گرجستان بشمار مي رفت و متمايل به روش غرب بود دوم فوريه 2005 براي ديدار دوست خود «رائول يوسوپوف» به آپارتمان او رفت و چون دير كرد، بادي گارد وي به سلفونش زنگ زد كه جواب نداد. خواست با شكستن در وارد آپارتمان شود كه موفق نشد. پليس محل را خبر كرد و از پنجره وارد آپارتمان شدند و جسد زوراب را در اطاق نشيمن و رائول را در آشپزخانه يافتند. نخست، احتمال سوء قصد داده شد و حتي گفته شد كه كار جاسوس خارجي بوده ولي پس از معاينه اجساد معلوم شد كه مرگ بر اثر استنشاق گاز طبيعي بوده كه از بخاري آپارتمان نشت كرده و بخاري ساخت ايران و وارداتي بوده است. با وجود اين، هنوز احتمال سوء قصد و توطئه كاملا منتفي نشده است.
برخي ديگر از رويدادهاي 6 فوريه
# 743: هشام ابن عبدالملك حكمران اموي خاور ميانه در گذشت.
# 1917: برغم مخالفت رئيس جمهوري وقت آمريكا ، پارلمان اين كشور (كنگره) با بيش از دوسوم آراء مهاجرت زردها را به آمريكا محدود ساخت. مخالفت با مهاجرت زردها عمدتا به اين جهت بود كه نه تنها به فرهنگ ملي خود پايبند بودند و قاطي مهاجران ديگر نمي شدند، بلكه در ايالات غربي آمريكا با مزد كم كار مي كردند و باعث بيكاري ديگران و كاهش دستمزد ها شده بودند.
# 1957: كشور غنا كه اروپائيان آن را ساحل طلا مي ناميدند از يوغ استعمار انگلستان خلاص شد و استقلال خود را به دست آورد.
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
جکسون براون