فلسفه حکومت و حکومت هاي ايران

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 237
تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

فلسفه حکومت و حکومت هاي ايران

پست توسط padeshah »

درود و سلام
قبل از اینکه وارد مبحث اصلی بشم می خواستم بگم این بحث به دلیل بررسی حکومت های ایران کمی حساسیت زاست و در رابطه با فلسفه حکومت هنوز معیار های ثابت و قابل قبولی وجود نداره و جون من برای این مطالب سه روز و اندی مطالعه کردم نمی خوام حذف بشه ( تاپیک ) بنابر این همین جا از مدیران می خوام اگه با طرح چنین موضوعی مخالفن اعلام کنند تا نه مشکلی پیش بیاد نه دلخوری
یا حق
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

padeshah جان
حکومت فکر نميکنم بي‌ارتباط به سياست باشه و سياست هم در اين انجمن جايي نداره، از طرفي نميشه نديده قول داد که حذف خواهد شد يا خير!
به هر حال اگر به هر شکلي بحث رو به سمت عقده‌گشايي سياسي و ايراد گرفتن از اين و آن پيش رود، مسلما تاپيک حذف خواهد شد، اما اگر ميخواهيد به شکل علمي و بدور از بازي‌هاي سياسي مطلبي رو بيان کنيد، در صورتي که در چارچوب قوانين باشه احتمالا قابل قبول خواهد بود و حذف نخواهد شد
موفق باشيد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar »

خب من پيشنهاد مي کنم يک خط تاريخي مشخصي گذاشت به طور مثال حداکثر تا سال 1920 وارد مسايل شد و بعد آن ممنوع باشد.
هیهات منا الذلة
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۴۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 834 بار

پست توسط renger »

آقا بي خيال شين ف ي ل ت ر ميشه سايت از خيرش بگذرين :AA:
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 237
تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

پست توسط padeshah »

به نام نام او که زیبا ترین نام هاست
خوب دوستان با توجه به مطالب عنوان شده از سوی مدیران و دوستان مطالب را به صورت بخش بخش بیان می کنیم تا دوستان بتوانند با تذکرات خود مانع از بیراهه رفتن تاپیک شوند .
همان طور که از عنوان تاپیک مشخصه بحث ما دارای دو بخش است بخش اول فلسفه حکومت
فلسفه همیشه با یک سوال شروع می شود سوال ما هم این است حکومت چیست؟
در وهله ی نخست همه قبول دارند که حکومت پدیده ای اجتماعی است که وجودش ناشی از وجود اجتماع است ارسطو می گوید : نخستسن اجتماعی که وجودش ضرورت می یابد میان کسانی است که نمی توانند بی یکدیگر زیست کنند. مثلا زن و مرد که برای بقای نسل با هم در می آمیزند همه می دانیم که اجتماعی که در این صورت شکل می گیرد خانواده نام دارد . امروزه مشخص شده خانواده مهمترین نهاد اجتماعی است. حال ما میدانیم که حکومت پدیده ای اجتماعی است و اولین اجتماع خانواده حال سوال جدید این است که آیا خانواده دارای نوعی حکومت است ؟
پر واضح است که هر اجتماعی برای نیل به هدفی تشکیل می شود و برای رسیدن به هدف نیاز به مدیریت احساس می شود. پس خانواده هم برای اداره خود نیازمند نوعی حکومت است تا این تاریخ سه نوع حکومت در خانواده شناخته شده و مورد آزمایش قرار گرفته از لحاظ تاریخی اولین خانواده ها مرد سالار بوده اند بعد زن سالار شدند و در ادامه به فرزند سالاری روی آوردند امروزه دانشمندان دنبال روش چهارمی هستند که نامش را شایسته سالاری بیان می دارند.
نتیجه ریشه اولین حکومت ها در اولین اجتماع که خانواده است دیده می شود.
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 237
تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

پست توسط padeshah »

با عذر خواهي از دوستان به خاطر فاصله افتادن بين مطالب

در مرحله بعدي وقتي خانواده ها در کنار هم قرار گرفتن و اولين اجتماع ها در قابل قبايل شکل گرفتن براي رياست قبيله از ميان روئساي خانواده که در آن زمان مرد بودند طبقه اي تحت عنوان بزرگان تشکيل شد که بايد از ميان خود فردي را به رياست انتخاب مي کرد
به مرور زمان که قبايل متعددي در يک جغرافياي مشخص به وجود امد وظايف جديدي براي رئيس قبيله تعريف شد که مربوط به تنظيم رابطه با قبايل ديگر ، مشخص کردن قبيله دوست يا دوشمن ، چگونگي حفاظت از افراد و اموال قبيله و... ديگري شد .
از اين زمان به بعد متفکريني از هر قبيله به تعريف و تبيين رئيس و وظايف رياست روي آوردند و اين چنين نحوه ي رياست که در ادامه به حکومت منجر مي شود به يکي از علوم اجتماعي انسان تبديل گشت
متفکر و انديشمندان زيادي در طول زمان روي اين موضوع کار کردند از اولين دانشمندان قبيله اي تا انديشمندان سر شناسي چون تالس سقراط افلاطون و ارسطو ، بزرگمهر تا پدر سياست مدرن ماکياولي
هر کدام از اين انديشمندان تلاش کردند که حکومت را تعريف و وظايف و اختيارات آن را مشخص سازند
همان طور که اکثر دوستان مي دانند در طول تاريخ حکومت هاي مختلفي ظهور کردند و تعاريف متفاوتي ارائه شده است
اما انچه از هزار توي تاريخ به دست ما رسيده گرچه هنوز کامل نيست اما تصفيه شده و شيرين است
آنچه که ما امروزه با توجه به تاريخ از حکومت فهم مي کنيم مطالب مهم و ارزشمندي است
امروزه روز خيلي ها مي دانند که حکومت نهادي است که داراي وظايف متعددي است و حکومتي مطلوب است که از عهده وظايف خود به بهترين شکل ممکن بر آيد. اما سوال امروز اين است که چه اموري مربوط به دولت است و چه اموري بايد مربوط به دولت باشد و چه اموري مربوط به دولت نيست به دو مثال تکراري و کليشه اي بسنده مي کنم در اوايل و دهه هاي مياني قرن بيستم کمونيست ها شعار اقتصاد دولتي ( کوپني ) را دادند که نظام سرمايه داري غربي آن را اقتصاد بسته ناميد و امروز همه جهان معتقدند که اقتصاد نبايد دولتي باشد و بايد به سمت خصوصي سازي پيش رفت اين مثال را از اين بابت ذکر کردم که بگويم در حال حاضر بسياري از امور که در گذشته به دولت مر بوط مي شد امروز از اختيار او خارج شده اند همچنين وظايف تازه اي براي آنها تعريف شده است مثل مبارزه با مواد مخدر و ...
بحث سر وظايف دولت ها امروزه جز کار هاي خطير جامعه شناسان و کارشناسان امور است که از حوصله و توان علمي من خارج اما در اين جا مي خواهم مطلبي را عنوان کنم که گر چه جدا از بحث قبل است ولي بسيار نزديک و حساس است
و آن بحث اولويت هاي دولت است به اين معنا که کدام وظيفه دولت مهمترين وظيفه آن و تقدم ساير امور به چه صورت است ؟
اين مبحث از آن جهت حساس است که سياست کلي هر حکومت را مشخص و رفتار آن را تحت اين قالب قابل ارزيابي قرار مي دهد چرا که راهکار حکومتي که حفظ تماميت ارضي براي آن در اولويت است به دليل تفکري که اين وظيفه را برجسته کرده و عوامل موثر خارجي ( وجود تحديد طولاني مدت يا دائمي ) ( مثل ايران در زمان اشکاني و ساساني که خطر روم هميشگي بود يا دوران صفويه که عثماني به دلايل اعتقادي و سياسي دشمن به شمار مي رفت) بسيار متفاوت خواهد بود با حکومتي که اولويت آن استعمار جوامع ديگر است ( مثل انگلستان قرن نوزدهم ) زيرا که اولي در فکر تامين امنيت است و دومي اين مرحله را پشت سر گذاشته
حال من از دوستان مي خواهم که بيان کنند که از نظر آنها مهمترين وظيفه حکومت ها چيست؟
Major I
Major I
پست: 430
تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۰:۳۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

پست توسط machkol »

  نام آنکه مقدار دقیق عدد پی را می  
سوال بسیار جالبی است.متشکرم از شما که مطرحش کردید.
اما حداقل در نظر خود من از دیدگاه های مختلف پاسخش فرق می کند.
در حال حاضر تنها وظیفه حکومت را اسلامی بودن(اجرای عدالت-دفاع از حقوق کشور و .. )می دانم.
از دید تاریخی اگر بخواهم نگاه کنم پاسخ موارد بالا نخواهد بود.بلکه میزان کسب افتخار ملاک است!
و به همین منوال :grin:
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

پست توسط Mohammad 1985 »

البته حاج مهدي به نظر من اين تايپيك به همان سرنوشتي كه خودتان پيشبيني كرديد دچار خواهد شد پس بهتره كه قفل يا حذف بشه .
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 237
تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

پست توسط padeshah »

Mohammad 1985 نوشته شده:البته حاج مهدي به نظر من اين تايپيك به همان سرنوشتي كه خودتان پيشبيني كرديد دچار خواهد شد پس بهتره كه قفل يا حذف بشه .


به زنبور درشت لا مروت بگویید اگر عسل نمی دهد نیش نزند

به نام خالق آسمانها و زمین
قبل ادامه بحث لازم است که توضیح بدم که من در این مدت که شروع به نوشتن تاپیک کردم متاسفانه همواره در سفر هستم نه جای ثابتی دارم نه دسترسی دائمی به اینترنت بنابر این اگر مطالب با وقفه به دست عزیزان می رسد پوزش می طلبم

و اما بعد...
دوست خوبم machkol نوشته:
((در حال حاضر تنها وظیفه حکومت را اسلامی بودن(اجرای عدالت-دفاع از حقوق کشور و .. )می دانم.
از دید تاریخی اگر بخواهم نگاه کنم پاسخ موارد بالا نخواهد بود.بلکه میزان کسب افتخار ملاک است! ))
من در اینجا اول می خواهم گفته های این عزیز را تحلیل و بعد به اصل موضوع بپردازم
اولین نکته ای که گفته های دوستمان می شود برداشت کرد این است که کشور در وضعیت خاص و ویژه ای قرار دارد ( در حال حاضر تنها وظیفه حکومت ) زیرا همان طور که همه می دانید پیشرفت کشور در گرو موفقیت متوازن دولت در همه ی وظایفش است وقتی گفته می شود در حال حاضر یعنی کشور در موقیتی متفاوت از همیشه قرار دارد و وقتی بیان شود تنها وظیفه یعنی اینکه کشور از این منظر تحت فشار است
در هر دو حالت باید بگویم اری حق با دوستمان است هم امروز کشور در وضعیت خاصی است هم در موضع اسلام تحت فشار یم
اما نکته ای باریکتر ز مو اینجاست و آن اینکه دوست ما اسلامی بودن را اجرای عدالت و دفاع از حقوق کشور و مواردی از این دست مثبت بیان می کند که جای بحث بسیار دارد اما ما دراینجا از دو قسمت دچار محدودیت هستیم یک سواد و صلاحیت بنده در کارشناسی کردن این موضوع و دیگری قوانین سایت. این گفته های من را دوستان مدعی تفسیر به مخالفت با اسلام نکنند که سخن به بیراهه می رود
گفته های من در این راستاست که یک ، عدالتی که ما امروزه در جوامع غربی و نهاد های اکادامیت مشاهده می کنیم با عدالتی که اسلام تعریف می کند متفاوت است . دو ، دفاع در برابر تهاجم معنا پیدا می کند و این تصور که حقوق ما از سوی دیگران در معرض تهاجم قرار دارد و نیاز به دفاع احساس می شود از نظر من جای سوال و تامل دارد
از کودکی برای من این پرسش مطرح بود که چرا ما با غرب و تمدن غرب مشکل داریم در حالی که هر دو حداقل در ظاهر یک شعار مطرح می کنیم هر دو از ارزش های عدالت می گوییم هر دو بر بهداشت عمومی پای می فشاریم هر دو فقر و غارت و چپاول را محکوم می کنیم هر دو با مواد مخدر مبارزه می کنیم هر دو خود را از تروریست جدا می دانیم
و غیره اولین پاسخی که به سوال من داده شد این بود که ما غربیان را به دروغ گویی و فریب متهم کردیم گرچه که شخصا این موضوع را قبول دارم ولی این دلیل اصلی نبود چرا که آنها هم ما را به همین اتهام محکوم می کنند و اساسا دروغ و فریب راهکاری کوتاه مدت است چرا که با گذر زمان دروغ افشا و دروغگو رسوا می شود نه این پاسخ سوال نبود سرنخ ماجرا در خط مقدم این صف آرایی یعنی در فلسطین یافتم وقتی دیدم پس از یک رویارویی و پس از محکومیت تروریست توسط دو طرف ما بر کشته های فلسطینی گریستیم و برای آنها مجلس یادبود گرفتیم وغرب برای اسراییلی ها با دنبال کردن این سرنخ به این نتیجه رسیدم که گرچه هم ما و هم غرب عدالت و ... را نکو میدانیم اما عدالت ما با عدالت آنها متفاوت است هر چند که هم اسم باشند چرا که از دو خواستگاه متفاوتند عدالت ما ریشه در مفاهیم اسلامی دارد و عدالت آنها از خاستگاه علم جدید و تجربیات تاریخی سر چشمه گرفته است.
میدانم که از مبحث اصلی دور که چه عرض کنم پرت شده ام اما نیازی بود که باید پاسخ داده می شد و از این بابت از دوست خوبم machkol سپاس گذارم

اما بپردازیم به بحث اصلی
از دیدگاه علم امروز مهمترین وظیفه دولت تامین منافع مردم است و این وظیفه است که باید سیاست ها و راهکارهای کلی هر دولتی را تیین کند و بر این اساس است که سیاست را روش تامین این مهم با کمترین هزینه تعریف می کنند
اما این که منافع مردم را چه چیزی تشکیل می دهد اصلی ترین چالش دولت های امروز است زمانی منافع آلمان باز کشت به جامعه جهانی و گریز از خطر قریب الوقوع کمونیست بود بنابر این حاضر به دادن خیلی از امتیاز ها شد مثل ایجاد پایگاه های آمریکایی در داخل کشور و منع تولیدات استراتژیک نظامی و غیره اما امروز منافع آلمانی ها احیای غرور ملی است و این دلیل مخالفت ها و نا ارامی های گاه و بیگاه امروز جوانان آلمانی است فریاد دویچلند دویچلند را در جام جهانی گذشته به خاطر بیاورید
دلیل نا آرامی های فرانسه و شکسن قانون اساسی سابق اروپا نیز با همین نگاه قابل توجیه است و یا دیگر موضوعات.
پس از جنگ جهانی دوم یک سری منافع مشترک بین کشور ها ایجاد شد که تحت جهان دو قطبی ظهور کرد و بر این اساس نظم موجود جهانی شکل گرفت اما با با فرو پاشی شوروی و نابودی آن منافع مشترک و به مجود آمدن منافعی غیر هم سو با دیگر کشور ها امروزه نظم موجود توان پاسخ گویی به نیاز های بشر را ندارد و از این رو رو به احتزار است
حمله به عراق و افغانستان و سایر دست و پا زدن های آمریکا به عنوان متولی این نظم تلاش های نا امیدانه برای بهبودی این نظم است و شهار های تحت عنوان نظم نوین جهای راهکار هایی برای برون رفت از این بن بست است
در یک کلام مشکل دنیای امروز منافع متفاوت و گاها متضاد بین کشور هاست که ممکن است زمینه ساز جنگ جهانی سود باشد



در این جا به پایان بخش اول می رسیم از این به بعد حکومت های ایران را از اپتدا بر اساس تامین منافع مردم مورد بررسی قرار می دهیم
من را از نظراتتون بی نصیب نگذارید
Captain II
Captain II
پست: 577
تاریخ عضویت: جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵, ۷:۲۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 502 بار
سپاس‌های دریافتی: 231 بار

پست توسط hedayat.m »

padeshah عزیز
دقیقا تفاوت ما با غربی ها تو همین منافع ملی خلاصه میشه.
آنها 33 روز لبنان بمباران می کنن. وسط جنگ کنفرانس صلح می زارن. به نتیجه نمی رسن و به این دلیل آمریکا بمب های جدید برای اسرائیل مفرسته تا بمباران رو ادامه بدن. در نهایت بعد از جنگ 1000 نفر می میرن. همه چیز هم خراب میشه. عین خیال کسی هم نیست. بعد همون هایی که کنفراس صلح گذاشتن کنفرانس بازسازی میزارن. و...
ما نمی تونیم اینطوری باشیم. اصولا یکی از بدترین مفاهیمی که برای مسلمان ها جا افتاد منافع ملی یک کشور بود.
در صورتی که طبق مفاهیم اسلام ناب چیزی به اسم منافع ملی یک گروه یا کشور وجود نداره. همه باهم برادر هستند.
منافع ملی مسلمانان قابل قبوله. نه منافع ملی فلان کشور مسلمان در مقابل یه ملت مسلمان دیگه.
طبق اصول غربی ها مثبت بودن تراز بازرگانی کشورشون تو اقتصاد خوبه. ولی برای دو تا کشور مسلمان میشه همچین چیزی برقرار باشه؟ یه ملت هر روز ثروتمند تر و ملت دیگه هر روز ضعیف تر و فقیر تر میشه.
اصلا به برنامه هایی که امروز تو کشور اجرا میشه کاری ندارم. از منظر فلسفی می گم.
اون قید اسلامی بودن مارو از غربی ها تو نحوه تعاملاتشون جدا می کنه. یعنی ما مثل آنها فکر نمی کنیم. ما به منافع حداکثری انسان فکر نمی کنیم. ما فقط به منافع خودمون فکر نمی کنیم. ملت فلسطین هم مثل ماست همینطور لبنان و عراق و افغانستان. ما اینطوری فکر نمی کنیم که چون تو افغانستان نه معدن هست نه نفت نه ملت پول دار، پس نباید اونجا باشیم. دقیقا همین مطلب رمز نفوذ و ماندگاری انقلاب اسلامی.

اگر به سیاست از منظر علم و دانش سیاست نگاه کنیم فکر نمی کنم مشکلی برای سایت پیش بیاد.
Major I
Major I
پست: 430
تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۰:۳۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

پست توسط machkol »

به نام خدا
البته علاوه بر مسائلي که دوست عزيز msm در بالا مطرح فرمودند.بايد به طور حلاصه به دليل ذيق وقت به عرض برسانم. :grin: که ما با غرب مشکلي نداريم!يعني ما با کسي دشمن نيستيم جز با کسي که با ما دشمني دارد.دقيقا همانطور که گفتيد اينجاست که دفاع موضوعيت پيدا مي کند(به ياد حسن عباسي!).هماطور که ميدانيد ما روابط بسيار نزديکي با بسياري از کشورهاي اروپايي داشتيم.فعاليت هاي توتال را در جنوب بياد بياوريد تا رسيد به قضيه هسته اي!مشکل اصلي ما با غرب تلاش آنها جهت جلوگيري از قوي شدن بيش از حد دشمن جديدشان است!دشمني که در2 سال اخير تقريبا جايگزين تروريسم جهاني شده است.
برای مثال ما در برابر تهاجم آنها عليه حقوق هسته اي مان دفاع مي کنيم.(شايد هم برعکسه چون به قول يه بنده خدايي آخوندا اگه به انرژي هسته اي بسازن بمب مي سازن جنگ جهاني را ميندازن!)
اشتراکاتي که ذکر کرديد مربوط به مسائل داخلي است .بين همه کشورها هم مشترک است.بنابراين بر اساس نظر شما تمام جهان بايد با يکديگر در صلح وصفا زندگي کنند.(که اين رويا با دست برداشتن ما از حمايت از فلسطين تحقق خواهد يافت)
در حالي که اگر مي خواهيد سرمنشا مشکل با تمدن غرب (يا هر استعمار گر ديگري!)را بيابيد بايد به هزاران سال پيش يا حداقل 2-3 قرن اخير برگرديد.
مسلما عدالتي که در غرب يا به قول شما نهادهاي اکاداميت تعريف شده با عدالتي که در اسلام و توسط خدا تعريف شده و همه را(نه فقط يک ملت مشخص)را در برابر خدا يکسان و داراي حقوق برابر مي بيند متفاوت است..
با تشکر از توجهتون.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 237
تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

پست توسط padeshah »

به نام دوست که هرچه داريم از اوست
من براي پاسخگويي به شما دوستان 3 مشکل دارم
1-مفهوم بعضي از جملات شما براي من روشن نيست باور کنيد 6بار جملات msm را خواندم تا متوجه شدم
اما هنوز بعضي ابهامات در جملات machkol باقي است مثل : (( اشتراکاتي که ذکر کرديد مربوط به مسائل داخلي است .بين همه کشورها هم مشترک است.بنابراين بر اساس نظر شما تمام جهان بايد با يکديگر در صلح وصفا زندگي کنند.ژ
در حالي که اگر مي خواهيد سرمنشا مشکل با تمدن غرب (يا هر استعمار گر ديگري!)را بيابيد بايد به هزاران سال پيش يا حداقل 2-3 قرن اخير برگرديد. )) يا ((و همه را(نه فقط يک ملت مشخص)را در برابر خدا يکسان و داراي حقوق برابر مي بيند متفاوت است.. ))
2- مي ترسم پاسخگويي تاپيک را از موضوع اصلي منحرف کند
3- شايد پاسخگويي به بيان مطالبي منجر شود که باعث دلخوري مديران گردد دوستان توجه دارند که من در اين موضوع بسيار دست به عصا پيش ميروم بنابراين از mahdi1944 مي خواهم اگر مصلحت مي بينند اجازه پاسخگويي را بدهند ( با توجه به مطالب قبلي )
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”