ضرورت شادي
بهار طرب انگيز ، طلوع خورشيد ، صبح پر لطافت ، آبشارهاي زيبا ، گل هاي رنگارنگ ، ازدواج و پيوند دو انسان ، و بسياري ديگر از پديده هاي جهان ، براي انسان شادي آور است. غم نيز جزء زندگي انسان و همزاد اوست: بيماري ، مرگ ، پيري ، تنگدستي و حوادث ديگر ، خيمه ماتم را در دل آدمي بر پا مي کنند.
آري! انسان با اين دو واقعيت روبه روست: گاهي غم و زماني شادي.
شادابي ، به معناي انکار واقعيات و نديدن مشکلات خود و ديگران نيست. شادابي ، به معناي چشم بستن بر تلخي هاي زندگي نيست و بالاخره ، شادابي به معناي خوش بيني بي پايه و خود فريبي نيست.
انسان شاداب ، ناکامي و تلخي را انکار نمي کند ، اما معتقد است که مي توان آن ها را به کاميابي و شيريني تبديل کرد. او فشارهاي زندگي را مانند حرکات ورزشي مي داند که هر چه شديدتر باشد ، بدن او را نيرومند تر خواهد کرد ، او شکست را مقدمه پيروزي ، و سختي را طليعه آساني مي داند . چنين کسي با نگاه اميدوارانه به زندگي و اعتماد به خدا و در نتيجه ، اميد به هدايت او و اعتقاد به نيروهاي دروني خود ، دليلي براي افسردگي نمي بيند.
اين شادي ها گاهي براي خود آدمي و زماني براي ديگران است . تبسم به ديگران ، پوشيدن لباسهاي شاد ، استفاده از بوي خوش ، مهرباني کردن ، شاد کردن مردم و .. همه براي ايجاد فضاي شاد و در نتيجه تجديد قوا براي ادامه حرکت تکاملي است.
آري! با شادي ، زندگي انسان معنا مي يابد و ناکامي و نااميدي و ترس و نگراني بي اثر مي شود. در پرتو شادي است که انسان مي تواند خودسازي کند و در اجتماع مفيد باشد.
عوامل شادي آفرين
1. ايمان
نگاه گذرا به تعاليم ديني نشان مي دهد که از آثار ايمان مذهبي ، شادابي و سرزندگي است ؛ چرا که مذهب ، بر زمينه هاي پيدايش شادي سفارش کرده است و نشانه هايش را ستوده است.
نداشتن نگراني و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبي ، اساس هر نوع شادي است و اين ممکن نيست ، مگر با ايمان به قدرت مطلقي که سرچشمه همه نيکي هاست. مهربان دانستن خداوند و امکان گفت و گوي مستقيم با او ، چراغي از اميد و اطمينان در دل مؤمن مي افروزد.
2. رضايت و شکيبايي
در زندگي گاهي مشکلاتي به وجود مي آيد که رفع آنها بيرون از توان انسان است. ما ، معمولاً از اين مشکلات خشنود نيستيم و آنها را ، با ديد ظاهري ، مانع اهداف و اميال خود مي دانيم. بيشتر ناخرسندي هاي ما در همين مواقع بروز مي کند ، چون مي خواهيم به هر صورت مشکلات فوق طاقت خود را رفع کنيم ؛ در حالي که بهترين راه غلبه بر اين رخدادها ، کنار آمدن با آنها است. راضي بودن به رضاي خدا ، به انسان آرامش مي بخشد و در سخت ترين حوادث مددکار آدمي مي شود.
3. پرهيز از گناه
لذت و خوشي ، فقط با عوامل مادي به دست نمي آيد ، بلکه عوامل معنوي هم در ايجاد شادي مؤثرند. گاهي انجام دادن کارهايي که عادتاً بايد لذت بخش باشند ، هيچ لذتي به انسان نمي دهد ، حتي عذاب وجدان هم مي آورد ؛ چرا که روح و وجدان ، آماده لذت بردن نيستند . يک غذاي لذيذ يا خانه بسيار زيبا ، اگر حرام و نامشروع باشد ، براي انسان سالم و طبيعي ، تلخ و ناگوار است.
پرهيز از گناه ، در بيشتر مواقع ، پرهيز از لذت هاي مادي سطحي است ، اما شادي آور است ؛ زيرا روح آدمي به گونه اي است که گاهي از "پرهيز" و "رياضت معقول " ، سرخوش مي شود . ارضاي تمايلات به هر صورت ، شادي آور نيست ؛ گاهي" پرهيز از لذت " لذت بخش است .
4. مبارزه با نگراني
شادي ، نبودن اندوه است. اگر انسان بتواند نگراني ها و اندوه ها را از خود دور کند ، شاد است. البته انسان هاي شاد نيز گاه غمگين مي شوند که طبيعي است ؛ چرا که بعضي از غم ها لازمه زندگي است ، اما بسياري از آنها برخاسته از نگراني ها و نااميدي هاست. اين نگراني ها منشأ مشکلات بسيار ديگري ، از جمله بيماري است.
آري! کساني که دچار دلهره و نگراني باشند ، از هيچ يک از امکانات زندگي ، لذت نمي برند.
5. تبسم و خنده
گرمي تبسم و لبخند ، کينه ها را از بين مي برد و به روابط انساني تعادل مي بخشد . وقتي مي خنديم ، همه چيز به نفع جسم و روح ما پيش مي رود. هنر شاد بودن ، مستلزم توانايي خنديدن به مشکلات در کوتاه ترين زمان ممکن است.
ما مي توانيم در خنديدن ، کودکان را سرمشق خود قرار دهيم. کودک به طور طبيعي تقريباً به همه چيز مي خندد ؛ گويي مي داند که يک خنده سير ، او را سالم و متوازن نگه مي دارد.
حتي وقتي انسان عميقاً غمگين و ناراحت است ، بايد هنگام رو به رو شدن با ديگران ، خود را شاد نشان دهد و تبسم کند.
بايد صادقانه خنديد و شخصيت خود را نيز در نظر داشت. خنده ، آن گاه مؤثر و درمان بخش است که به موقع باشد و به شخصيت ديگران آسيب نرساند . خنده هاي بي مورد و تمسخر آميز ، انسان را غافل مي کند و پرده سياهي بر روي عوامل شادي آفرين ديگر مي کشد.
6. شوخ طبعي
شوخ طبعي و خوش رويي را مي توان ساده ترين راه آفرينش شادي دانست. شوخي ، روح را شاد مي کند و با آفرينش لبخند ، انسان و محيط را شادابي و خرمي مي بخشد . خنده ، حتي نيم خند و حتي خيال خنده ، شگفتي مطبوعي به روح انسان مي بخشد که غالباً با آرامش اعصاب و سبکي ذهن همراه است.
7. بوي خوش
در روابط انسان ها ، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي است و متقابلاً بوي بد ، نااميد کننده و باعث افسردگي است. امام صادق- سلام خدا بر او باد- مي فرمايد:« رسول خدا براي بوي خوش ، بيشتر از خوراک خرج مي کرد.»
8. پوشيدن لباس هاي روشن
رنگ ها ، عکس العمل هاي گوناگوني را در انسان بر مي انگيزند. رنگ روشن ، شادي آفرين است . در دين نيز به پوشيدن لباس هاي روشن ، توجه زيادي شده است . پيامبر (ص) فرمودند:« جامه سفيد بپوشيد که نيکوترين رنگ هاست.»
در حال نماز نيز مستحب است که نمازگزار ، لباس سفيد بر تن کند
9. خود آرايي
آراستگي ظاهري انسان ، عامل مهمي در جذب افراد به کردارهاي پسنديده است. روان شناسان اجتماعي ، آراستگي شکل ظاهري را عامل مؤثري در کارآيي پيام دهي مي دانند . در اسلام ، آراستگي ظاهري ، امتيازي براي فرد و يکي از نشانه هاي ايمان دانسته شده است.
10. تلاش و پرهيز از تنبلي
کار، جوهر آدمي و نشان حيات او است. آن که تلاش نمي کند و به تنبلي خو کرده ، بهره اش از زندگي اندک است و سلامتي اش در خطر ، و شادابي اش بر باد . کار و تلاش ، استعدادهاي آدمي را شکوفا مي سازد ، از انحراف و لغزش او جلوگيري مي کند و بر سرزندگي و نشاطش مي افزايد.
11. سير و سفر
گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملل ، گذشته از فايده هاي بي شمار مادي و معنوي ، آدمي را از افسردگي مي رهاند و به سلامتي جسم و روان او کمک مي کند.
" شادابي"
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:



