**.** عشق **.**
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 423
- تاریخ عضویت: شنبه ۹ دی ۱۳۸۵, ۸:۴۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 264 بار
عشق یعنی...
عشق يعني يك سلام و يك درود
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني مستي و ديوانگى
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني سوز ني آه شبان
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با جهان بيگانگى
عشق يعني يك سلام و يك درود
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني مستي و ديوانگى
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني سوز ني آه شبان
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با جهان بيگانگى

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
عشق عشق می آفریند عشق زندگی می آفریند
زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره می بخشد
دلشوره جرأت می آفریند جرأت اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند عشق عشق می آفریند
واز عشق مردن
سفریست به سوی عش
زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره می بخشد
دلشوره جرأت می آفریند جرأت اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند عشق عشق می آفریند
واز عشق مردن
سفریست به سوی عش
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

- پست: 682
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: زير آسمون ابري
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 164 بار
- تماس:

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
قصه ی دل بستگی ام را برای همه گفته ام جز تو...
همه این تک ستاره کم نور شب های پرستاره را می شناسند جز تو...
مشق سکوتم و تنهایی ام را همه حس کرده اند جز تو...
اسیر بودنم در تنگ را همه می دانند جز تو...
حدیث دیوانگی ام را همه می دانند جز تو...
دربه دری در کوچه های دل تنگی را همه دیده اند جز تو....
راز چشمانم را همه فهمیده اند جز تو...
اما... من هیچکس را نمی خواهم جز تو...
================================
کاش میفهمیدم راز نگاهت را بانو!!!
راز نگاهی که تپش قبلم را تند تر می کند و قلبم را به شماره می اندازد.
بانو!
نگاهت معنای عشق را برای من زنده می کند حیف که نگاهت از آن من نیست!
روزها را لحظه شماری کرده ام تا ان نگاه رمز الود را از آن خود کنم ولی نمی شود نمی دانم مشکل از من است یا نگاهت سهم دیگریست!!!
بانو!
کاش از عمق نگاه من پی به قلب عاشقم می بردی و می دانستی که جز با تو بودن آرزویی ندارم.
کاش میدانستی شب و روز بی قراری این دل رهایم نمی کند.دلی که هر کجا و هر لحظه تو را صدا می کند بانو.
همه این تک ستاره کم نور شب های پرستاره را می شناسند جز تو...
مشق سکوتم و تنهایی ام را همه حس کرده اند جز تو...
اسیر بودنم در تنگ را همه می دانند جز تو...
حدیث دیوانگی ام را همه می دانند جز تو...
دربه دری در کوچه های دل تنگی را همه دیده اند جز تو....
راز چشمانم را همه فهمیده اند جز تو...
اما... من هیچکس را نمی خواهم جز تو...
================================
کاش میفهمیدم راز نگاهت را بانو!!!
راز نگاهی که تپش قبلم را تند تر می کند و قلبم را به شماره می اندازد.
بانو!
نگاهت معنای عشق را برای من زنده می کند حیف که نگاهت از آن من نیست!
روزها را لحظه شماری کرده ام تا ان نگاه رمز الود را از آن خود کنم ولی نمی شود نمی دانم مشکل از من است یا نگاهت سهم دیگریست!!!
بانو!
کاش از عمق نگاه من پی به قلب عاشقم می بردی و می دانستی که جز با تو بودن آرزویی ندارم.
کاش میدانستی شب و روز بی قراری این دل رهایم نمی کند.دلی که هر کجا و هر لحظه تو را صدا می کند بانو.
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

- پست: 1487
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 16 بار
- سپاسهای دریافتی: 209 بار
ای عشق همه بهانه توست
من خامشم این ترانه از توست
کشتی مرا چه بیم دریا
توفان ز تو و کرانه از توست. ( ه.ا.سایه)
.
.
.
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کردیم
.
.
.
.
پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است
.
.
.
زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
من خامشم این ترانه از توست
کشتی مرا چه بیم دریا
توفان ز تو و کرانه از توست. ( ه.ا.سایه)
.
.
.
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کردیم
.
.
.
.
پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است
.
.
.
زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

- پست: 1487
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 16 بار
- سپاسهای دریافتی: 209 بار
تو رو دوست ندارم … نه دوستت ندارم
اما...اما
نمی دونم چرا وقتی نیستی غصم می گیره
حسودیم می شه به اون آسمون آبی بالا سرت
هایی که واسه ی تو چشمک می زنن اون ستاره
حسود نیستم به خدا من
نمی دونم چرا کارات همشون واسم قشنگن
نمی دونم چرا اونایی که دوسشون دارم مث تو نیستن؟
دوستت ندارم اما
وقتی نیستی از همه چی متنفر می شم
باور کن دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا چشای نازت
میاره آسمونو یادم
به دل ساده ی من حتی یه نیگای کوچولو هم نکرد حیف که هیشکی
حتی تو... اصلا می دونی باهام چیکار کردی؟
تو . . مث همیشه بی خیال
من توقعام رو زندونی می کنم توی یه پستوی تاریک
دیگه حتی ازت توقع راس گفتنو هم ندارم
می دونم که دیگه دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا همه خندیدن بهم
منو دیده باشن؟!!! واااای نکنه
نکنه؟؟؟
آره دیدنم وقتی چشای خیسم رفتنتو با گریه تعقیب می کرد
نمی دونم چرا با اینکه اصلا دوستت نداشتم اما نگام به جاده خشکید؟
اما کی باورش می شه قصه ی دروغی نفرتمو؟
آره؛ بازم خودمو به خنگی زدم
ولی تو باور کن
که... که.......که
دوستت دارم...
اما...اما
نمی دونم چرا وقتی نیستی غصم می گیره
حسودیم می شه به اون آسمون آبی بالا سرت
هایی که واسه ی تو چشمک می زنن اون ستاره
حسود نیستم به خدا من
نمی دونم چرا کارات همشون واسم قشنگن
نمی دونم چرا اونایی که دوسشون دارم مث تو نیستن؟
دوستت ندارم اما
وقتی نیستی از همه چی متنفر می شم
باور کن دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا چشای نازت
میاره آسمونو یادم
به دل ساده ی من حتی یه نیگای کوچولو هم نکرد حیف که هیشکی
حتی تو... اصلا می دونی باهام چیکار کردی؟
تو . . مث همیشه بی خیال
من توقعام رو زندونی می کنم توی یه پستوی تاریک
دیگه حتی ازت توقع راس گفتنو هم ندارم
می دونم که دیگه دوستت ندارم
اما نمی دونم چرا همه خندیدن بهم
منو دیده باشن؟!!! واااای نکنه
نکنه؟؟؟
آره دیدنم وقتی چشای خیسم رفتنتو با گریه تعقیب می کرد
نمی دونم چرا با اینکه اصلا دوستت نداشتم اما نگام به جاده خشکید؟
اما کی باورش می شه قصه ی دروغی نفرتمو؟
آره؛ بازم خودمو به خنگی زدم
ولی تو باور کن
که... که.......که
دوستت دارم...
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

- پست: 583
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3433 بار
- سپاسهای دریافتی: 3949 بار
جناب ALIAGHAKHAN
اين جمله جداً زيبا و عبرت آموزه ( آه که محشره ) ولي امان از دست اين شيطان
سوالي هم داشتم
اين دو پست اخير سروده شده از چه کسيه ؟
تشکر :D
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کردیم
اين جمله جداً زيبا و عبرت آموزه ( آه که محشره ) ولي امان از دست اين شيطان
سوالي هم داشتم
اين دو پست اخير سروده شده از چه کسيه ؟
تشکر :D
-
- پست: 1
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۷, ۹:۵۳ ق.ظ
-
- پست: 5
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۹ تیر ۱۳۸۷, ۲:۱۱ ق.ظ

