پژاک شاخه ايراني حزب کارگرگران کردستان( پ ک ک) هست که با همکاري با منافقين و صدام چه در طول جنگ و چه در سالهاي بعد از جنگ خساراتي به ارتش و سپاه وارد کردند که نمونش همين چند ماه پيش سقوط يک هليکوپتر سپاه و شهادت چند فرمانده سپاه بود که بوسيله موشک استينگر که به تازگي از طريق آمريکايي ها بدست اونها رسيده. به جز ما ترکيه هم با پ ک ک خيلي مشکل داره که اگه اخبار اين چند ماه گوش مي کردين متوجه موضوع ميشدين. تابستان امسال هم نيروهاي ايراني با هماهنگي ترکيه به صورت مشترک شروع به بمباران و گلوله باران مراکز فعاليت آنها کردن.
اين طور که من از پسر داييم که سال 65 سربازيش تو کردستان بود ميگفت: زمستون 66 تو گردنه اي( اسمشو گفته بود ولي الان يادم نيست) يک دختر کوموله با 30 تا خمپاره 60 يک گردان ارتش 1 هفته اونجا زمينگير کرده بود با برادرش.
برادرش تک تير انداز بود سربازهاي بدبخت که ميخواستن برن بالا همه از دم هد شات ميشدن.
تمام جيب هاي ارتش شيشه هاي جلوشون سوراخ بود چون رانندهارو ميزدن.
در مورد سربریدن هم خليلي راست ميگه. کوموله ها شب شبيخون ميزدن. صبح که سربازا بلند ميشدن با جسدهاي بي سر رفقاشون که شب قبل پست داشتن روبه رو ميشدن سرهارو از جلوي سر در پادگان آويزون ميکردن تا تو روحيه سربازها اثر بذاره.
بررسي عمليات كمين صد انقلاب
يكي از موفقترين و معمولترين عمليات ضد انقلاب در كردستان اجراي عمليات كمين بر عليه نيروهاي خودي بوده كه قسمت اعظمي از عمليات ضدانقلاب در هر سال را به خود اختصاص ميداده.
عمليات كيمن عليه ستونهاي پياده و موتوريزه صورت ميگيرد و ضد انقلاب با بهره گيري از اصول:
1- غافلگيري
2- سرعت عمل
3- آتش انبوه
4- عمليات تهاجمي
دست به اين عمليات ميزد و از حداكثر استفاده از زمين منطقه نبرد و اطلاعات لازم در مورد نيروهاي خودي نيز غافل نمي باشد.
كمين ها كلا به دو صورت انجام مي گيرد.
الف – كمين زنجيره اي با فرصت:
قبل از عمليات، شناسايي دقدق صورت مي گيرد و بعد از شناسايي مسئولين نظامي با تشكيل جلسه و مشورت نحوه كمين را مشخص مي كنند. از مشخصات اوليه اينگونه كمينها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- محل كمين مكان مناسبي براي جنگيدن باشد.
2- زمين داراي پيچ و خم و موانع طبيعي لازم باشد.
3- ارتفاعات مسلط به محل كشتارگاه وجود داشته باشد.
4- راه مناسب براي عقب نشيني داشته باشد.
نيروها در كمين بدينگونه سازماندهي ميشوند.
- تيم اول براي مشغول كردن پايگاههاي خودي در اطراف محل كمين بوسيله سلاحهاي دورزن و تكتيرانداز مامور ميشوند.
- تيم دوم مامور تخليه و پشتيباني است كه در اصل مامور تخليه اسرا و غنائم و در صورت لزوم مجروحين ضد انقلاب از صحنه و نيز پشتيباني نيروهاي كمين در مواقع اضطراري است.
- تيم سوم تيم آتش است كه روي ارتفاعات مسلط منطقه بوده و آتش اوليه را براي اجراي كمين اجرا ميكند. تيربارها عمدتا در اختيار تيمهاي آتش قرار ميگيرد تا اجراي حجم زياد آتش را براي آنها ممكن سازد.
- چهارم تيم هجوم است كه ماموريت انهدام نفرات و تجهيزات به كمين افتاده را به عهده دارد و سلاحهاي ضد زره و خودرو و همچنين انواع نارنجكها در اختيار اين تيم است. بعلاوه نيروهاي ذكر شده ممكن است با چند تيم مختص بستن سر و ته كمين سازماندهي شوند تا اجازه گريز به نيروهاي كمين خورده داده نشود و همچنين جهت تامين عقبه و عقب نشيني ، تيم خاصي در مسير عقب نشيني تامين را برقرار سازد. در ضمن دو تيم پشتيباني با تامين عناصر امدادگر و بهداري جهت مداواي زخمي ها در نظر گرفته مي شوند و در حين عقب نشيني يا بعد از اجراي موفق كمين زخمي ها مداوا ميشوند.
ارنباطات در كمينهاي بزرگ بوسيله بي سيم هاي دستي كوچك برقرار مي شود و ممكن است بي سيم بزرگتر براي براي تماس با يگانهاي پشتيباني يا مادر نيز در سازمان نيروي كمين با توجه به بزرگ و كوچك بودن تعداد آنها وجود داشته باشد. در صورت نبودن بيسيم حتي از پيك نيز استفاده ميشود.
در كمين از افراد بومي غير نظامي نيز در اين جهت استفاده شده است و يا آنچه معمول تر است در كمين هاي جمع و جور تر از علائم متعددي مانند آينه يا چراغ دستي و يا صوتي مانند صداي حيوانات به صورت قراردادي استفاده شده است.
استعداد نيروهاي درگير در كمين بر مبناي طبيعت منطقه، هدف اجراي كيمن و همچنين استعداد نيروي خودي در كمين در نظر گرفته ميشود. البته پارامترهاي وضعيت و توان رزمي نيروي خودي و ميزان كنترل نيروي خودي در منطقه كمين و حول و حوش آن نيز بي اثر نيستند. ولي عمدتا كيمن بزرگ و زنجيره اي حداقل با نيرويي معادل 20- 25 نفر صورت ميگيرد. ولي در گذشته مواردي بوده كه كمين با استعداد خيلي بالاتر نيز انجام شده و بيشتر علت آن حجم زياد نيروهاي خودي كه كمين بر روي آنها انجام ميشده بوده است.
ضد انقلاب براي انتخاب محل و زمان كمين پارامترهاي زير را بيشتر مورد توجه قرار ميدهد:
1- اختفا و پوشش محل كمين و داشتن راههاي مناسب عقب نشيني كه به سادگي قابل تعاقب نباشد.در بعضي از موارد مسير عقب نشيني و نقاط الحاق يدكي تا دهها كيلومتر و حتي داخل خاك عراق در كمينهاي بزرگ مشخص ميگردد.
2- خارج از برد سلاحها خصوصا توپخانه نيروهاي خودي باشد.
3- محدود بودن طبيعي منطقه كشتارگاه كمين بوسيله عوارض زمين كه نيروي كمين خورده را در گسترش و عكس العمل در مقابل نيروي كمين كننده فلج كند يا جاده هاي فرعي و انحرافي براي تفرق نيروهاي خودي موجود نباشد. در صورتي كه طبيعت منطقه مشخصات منطقه را ايجاد نكرد حتي از مين گذاري در اطراف مسير حركت نيروها استفاده ميشود.
4- استفاده از آبادي ها به عنوان عقبه و راه نزديك شدن به محل كمين و پوشش حضور و يا فرار نيروهاي كمين.
5- استفاده از شرايط ديد نامناسب براي افزايش ميزان غافلگيري. به طور كلي ضدانقلاب كمين شبانه را به روزانه ترجيح ميدهد چون فرار ضدانقلاب را تسهيل ميكند.
6- استفاده از حداكثر اطلاعات محلي و حمله به نقاط ضعف نيروهاي درگير در كمين.
7- زمين امكان آرايش مناسب و كنترل كلي كمين و انهدام سريع و مطمئن خودروهاي اول و آخر ستون را بدهد و تسلط كافي براي اجراي آتش روي نيروهاي محافظ ستون را تامين كند.
ضد انقلاب از اصل فريب در كمين هاي خود سود ميبرد. گاهي ضد انقلاب براي كشاندن نيروها به داخل كمين به پايگاهها حمله ايذايي ميكند تا در اصل نيروي كمكي كه براي تقويت نيروهاي درگير حركت ميكند را به كمين اندازد يا پايگاهي را به كنترل خود در ميآورد و با استفاده از مشرف بودن آن به جاده و يا با استفاده از لباس نيروهاي خودي آنها را فريب داده و هنگامي كه احساس حداكثر امنيت را مينمايند به آنها يورش ميآورد و يا با جنگ الكترونيك نيروها را اغفال كرده و آنها را به داخل كيمن هدايت ميكند.
ديگر اينكه بعد از اجراي كمين براي وارد آوردن هرچه بيشتر تلفات به ينروي خودي اقدام به تله گذاري امكانات و حتي پيكر شهدا ميكند. البته اينگونه حركات تنها در كمينهاي با فرصت و بزرگ انجام ميشود كه لازمه اش داشتن وقت كافي، تجهيزات مناسب و آسودگي خيال از سوي ضدانقلاب نسبت به عكس العمل نيروهاي خودي بوده و با توجه به وضعيت ضدانقلاب در پايان سال 67 و آغاز سال 68 به ندرت اينگونه حركات از ضدانقلاب ديده شده و بيشتر كمين نوع دوم كه كمين تعجيلي و محدود است بوسيله ضد انقلاب انجام گرديد.
ب- كمين محدود يا تعجيلي:
اين نوع كمين صرفا براي ايجاد رعب و وحشت و ضربه زدن محدود سازمان داده شده. استعداد اين تيمها از حداقل 6-5 نفر تا 15-10 نفر متفاوت است. اين كمين گاهي به صورت اتفاقي و گذري زده ميشود و لازمه اش شناسايي و طراحي قبلي نيست بلكه بيشتر بر پايه استفاده از فرصتهاي پيش آمده استوار است. مشخصات پيچيده و برنامه حساب شده كمينهاي بزرگ در آنجا مدنظر نيست و وظيفه يك تيم در كمينهاي بافرصت را در آنجا ممكن است تنها يك شخص انجام دهد و كلا گروه اجرا كننده كمين با ديگر نيروها ارتباطي نداشته باشد. در اينجا استفاده از علائم بصري و صوتي معمولتر است.
در بسياري از موارد نيروها با توجه به استعداد كم آنقدر در موضع كمين باقي مي مانند كه طعمه اي مناسب وضعيت در حد توان خود بيابند. در اين نوع كمين از اصل فريب يا استفاده از مين و داشتن راه فرار مناسب و استفاده از ساعات طلوع و غروب آفتاب براي اجراي كمين بيشتر رعايت مي گردد و زمان كمين طوري انتخاب ميشود كه در پي آن با استفاده از تاريكي شب براحتي بتوان متواري شد.
دشمن با توجه به ضعف عمومي خود در سال 68 بيشتر به اين نوع كمين توجه داشته و 3 علت عمده توانست با استفاده از عمليات كمين ضربات خسارت باري را بر نيروهاي خودي وارد كند:
1- نيروي كمين كننده نسبت به منطقه توجيه بود و زمان و مكان درگيري را انتخاب كرده و ابتكار عمليات را در دست داشتند.
2- اطلاعات دشمن نسبت به نيروهاي خودي براي اجراي كمين به طور نسبي مناسب بود.
3- نكات حفاظتي و امنيتي بوسيله نيروهاي خودي يا كلاً رعايت نميشد يا به صورت ضعيف مورد توجه قرار مي گرفت.
ولي ضد انقلاب در سال 68 نسبت به اندازه اي كه در سالهاي گذشته به اجراي كمين متمايل بود از خود تلاشي نشان نداد بطوريكه از 203 مورد عمليات دشمن در سال 67 تعداد 57 مورد آن عمليات كمين بوده است يعني مجموعا 28 درصد و چيزي بيشتر از عمليات ضد انقلاب. ولي در فصل عملياتي سال 68 از 186 مورد عمليات دشمن تنها 23 مورد آن كمين بوده يعني چيزي حدود 12 درصد و معادل كمتر از كل عمليات ضد انقلاب.
با نگاهي گذرا به آمار و ارقام طرح شده به خوبي مشخص ميگردد كه استفاده از عمليات كمين و ميزان موفقيت آن براي ضدانقلاب در سال 68 نسبت به سالهاي گذشته نزول زيادي داشته است. يعني هم از لحاظ كيفي و بكارگيري مسائل تاكتيكي پيچيده و اصول عمليات كمين دراين زمينه نزول داشته و از انجام عمليات كمين بزرگ زنجيرهاي به انجام عملياتهاي كمين كوچك تعجيلي روي آورده است و هم از لحاظ ديگر درصد تعداد كمين نسبت به كل عمليات هاي ضد انقلاب به مراتب تنزل يافته كه نشانه عدم استقبال ضدانقلاب از اين شيوه نسبت به قبل بوده است.
دشمن در سال 68 چندين اصل تاكتيكي را كه هميشه مايه قوت عمليات كمينش بود بعلت اقدامات نيروهاي خودي از دست داد كه در نهايت به چنين نزولي دچار گشت. از اين ميان در درجه اول ابتكار عمل را ميتوان ذكر كرد. چون ضد انقلاب 6 ماه از سال (نيمه دوم) را عملا در خارج از ايران مي گذراند. در بازگشت مجدد به ايران نه تنها تسلط اطلاعاتي سابق خود را از دست داده بود بلكه از لحاظ شناسايي زمين و دشمن و خصوصا گسترش نيروي خودي تا مدت زيادي در حالت گيجي و ابهام به سر ميبرد و به همين دليل مجبور به اجراي كمين تعجيلي و محدود بود و زا طرف ديگر ميزان ضربه پذيري او افزايش مييافت و به همين خاطر نسبت به اراي كمين كمتر رغبتي از خود نشان ميداد.
در درجه دوم نيروهاي جمهوري اسلامي با گذشت زمان تسلط بيشتري بر زمين منطقه يافته و امكان اجراي آزادانه كمين هاي بزرگ را از ضدانقلاب سلب و حتي در ازاي كمين هاي محدود با كميت نازلتر نسبت به سال قبل درصد قابل قبولي تلفات به دشمن در كمينهاي خودش وارد ميكند و از جنبه اطلاعاتي آماده تر با ضدانقلاب برخورد ميكند. از اين بررسي ميتوان نتيجه گرفت كه مهمترين نقاط ضعف ضد انقلاب در سال 68 نسبت به سالهاي قبل عبارتند از:
1- خارج شدن نيمي از سال از منطقه عملياتي و بازگشت مجدد در سال بعد
2- عدم پذيرش تلفات و ريسك كه لازمه انجام عمليات چريكي است و از روحيه پايين ضدانقلاب نتيجه ميشود.
از نقاط قوت ضدانقلاب كاهش حدود 1 درصد تلفات خودش در انجام كمينها بود كه نتيجه رعايت بيشتر مسائل حفاظتي ميباشد.
از نقاط قوت نيروهاي خودي در سال 68 ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- تحميل خروج ضدانقلاب از منطقه در نيمي از سال و در نتيجه تسلط بيشتر به زمين و كنترل تحركات در مناطق عملياتي كه باعث كاهش كمي و كيفي عمليات كمين دشمن گرديد.
2- تقليل قابل توجه درصد تلفات خودي در كمينهاي دشمن نشاندهنده رعايت بيشتر مسائل امنيت فيزيكي و اصول تامين فردي بوسيله نيروهاي خودي بوده است.
جنگهاي چريکي
مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 113
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3 بار
- سپاسهای دریافتی: 8 بار

- پست: 854
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۴۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 361 بار
- سپاسهای دریافتی: 834 بار
جنگ چريكي در كردستان 2
عمليات مين گذاري ضدانقلاب
اصولا عمليات مين گذاري يكي از سهلترين نوع اقدامات ضد انقلاب در كردستان بوده كه از يك طرف ضربات مادي خوبي در بر داشته و از طرف ديگر كمترين ضربات و تلفات را نيز براي دشمن ايجاد ميكرد. ( همانطور كه ميدانيد در هر اجراي عمليات كمين احتمال تلفات در نيروي كمين زننده هم وجود دارد ). اين عمليات عمدتا به دو صورت مشاهده ميشود.
الف : مين گذاري عليه نفرات و خودروها
ضد انقلاب مقادير زيادي از مينهاي ضدنفر و خودرو كه اكثرا پلاستیكي بوده و مين يابهاي معمولي قادر به كشف آنها نميباشند در اختيار دارند (لازم به توضيح است كه در حال حاضر مين يابهاي پيشرفتهاي در اختيار يگانهاي رزمي - مهندسي ارتش و سپاه قرار دارد). بعلاوه مقادير زيادي مينهاي ضد تانك و خودروي سنگين عراقي كه البته حمل و نقل آنها توسط نيروهاي چريك خصوصا از آن سوي مرزها با مشكلات زيادي همراه است. به همين دليل بيشتر از انواع مين سبك و پلاستيكي اسرائيلي استفاده ميشود.
عمليات مين گذاري هميشه به صورت مكمل عملياتهاي ديگر يا در كنار آنها انجام ميشده و كمتر مشاهده شده كه دشمن در سطوح وسيع و بكارگيري تيمهاي متعدد مين گذاري با طرح و برنامه خاص آن اقدام كند. بلكه به عنوان پشتيباني از عمليات ديگر مانند كمين يا حمله به مقرها مبادرت به مين گذاري نموده است.
محلهايي كه دشمن براي مينگذاري استفاده ميكند بيشتر محل تردد نظاميان و مناطقي كه خاص تحركات نيروهاي خودي باشد است ، چون در مواردي كه مين باعث ايجاد تلفات و خسارت مردمي شده حزب از لحاظ سياسي – اجتماعي و تبليغاتي ضربات سنگيني متحمل شده است. در موارد زيادي دشمن پس از آنكه از طريق راديو يا عناصر هوادار خود محدوده مشخصي را نظامي اعلام مينموده يعني تردد افراد محلي را در آن ممنوع كرد به مين گذاري در آن مناطق دست زده است.
شرط ديگر محل هاي مانسب براي مين گذاري جنس و نوع زمين است. در زمينهاي سخت كمتر مين گذاري انجام ميگيرد با آنكه مشاهده شده دشمن آسفالت را كنده و بعد از گذاشتن مين آن را طوري پوشانده كه قابل تشخيص نباشد مثلا با مقداري قير منطقه كنده شده آسفالت را پر كرده به طوري كه از فاصله نزديك هم قابل تشخيص نباشد.
در زمينهايي كه معمولا روي آن تردد نميشود مين گذاري انجام نميگيرد البته مواردي مشاهده شده كه دشمن مين را در حاشيه جاده قرار داده و سپس جاده را طوري مسدود نموده كه خودروها براي تردد مجبور به انحراف از جاده و برخورد با مين شوند.
در محلهايي كه شرايط جوي و زمين باعث فساد و از كارافتادگي مين ميگردد كمتر موردي مشاهده شده است البته باز هم مواردي بوده كه ضدانقلاب بعد از عايق بندي مين بوسيله لايهاي لاستيكي آن را در چالههاي آب يا در نهرها كنار پايه پلها قرار داده است. دشمن محلهايي را كه به طور منظم نيروها در آن رفت و آمد ميكنند را به عنوان بهترين محل انتخاب ميكنند. خصوصا محل رفت و آمد نيروهاي تامين كنار جاده كه هر روز به صورت منظم از آن استفاده گردد يا كنار چشمهها و جادههاي تداركاتي كه هر روز ز آنها بوسيله نيروهاي خودي استفاده ميشود يا مسيرهايي كه نيروهاي گشت خودي عمدتا به صورت تكراري از آن استفاده ميكنند. در مواردي مشاهده شده دشمن با انجام عمليات ايذايي يا تيراندازي، نيروهاي ما را به محلي كه قبلا مينگذاري كرده كشانده است.
استعداد تيمهايي كه براي مين گذاري اقدام ميكنند از 1 تا 10 نفر متفاوت است. البته تيمهاي سه نفره بيشتر مرسوم است. مين گذاري يك نفره بيشتر بوسيله عناصر مخفي و هواداران ضدانقلاب انجام ميشود. در سطح بسيار محدود و تنها در مواردي استعداد نيروهاي مينگذاري زياد است كه مين گذاري حساسيت زيادي داشته باشد. يعني در نزديكي نيروهاي خودي باشد و يا به طور بعيد در سطح گسترده انجام شود.
ب – تلههاي انفجاري ابتكاري:
اين نوع مين گذاري يا به عبارتي تله گذاري بسيار متداولتر است. حمل مين كه كاربرد ويژه خود را دارد براي ضدانقلاب سختتر و خطرناكتر از مواد منفجره ماده اوليه هر نوع تله انفجاري است كه هم راحتتر و مطمئنتر حمل ميشود و هم براي هرگونه استفادهاي در دست تخريبچي قابليت لازم را دارد و از آن هم در انفجارات و تخريبات ميتوان سود جست و هم در تله گذاريها. ( ماده تيانتي فقط بوسيله موج انفجار، منفجر ميشود و اگر با پتك روي آن بكوبيد فقط خرد ميشود. سي4 هم در تئوري بوسيله ضربه امكان انفجار دارد ولي در عمل تاكنون هيچ گزارشي از انفجار سي4 در اثر ضربه ارئه نشده )
در اين زمينه ساختن تلههاي ابتكاري از مواد منفجره و چاشنيهاي الكتريكي تاخيري يا سريع العمل با قدرت باطريهاي كوچك الكتريكي زياد به چشم ميخورد. (موارد زيادي مشاهده شده كه چاشني الكتريكي پس از تماس با بدن و بوسيله الكتريسيته ساكن در بدن منفجر شده كه قدرت انفجار آن به راحتي چند انگشت را قطع ميكند )
يك نوع رايج آن از زير سيگاريهاي شيشهاي و يا كائوچويي به عنوان عامل بسته شدن مدار الكتريكي و انفجار استفاده ميشود كه تقريبا مانند مين عمل ميكند با قدرت انفجاري كمتر.
نوع ديگر كه به تله ويت كنگ معروف است از نارنجك و استفاده از انواع ظروف و تله كردن به نارنجك تعبيه شده. در ظرف بوسيله سيم به نارنجك تله شده و گاهي حتي با جابجايي ظرف ، انفجار صورت ميگيرد. چون اينگونه تلهها ابتكاري است انواع آن نيز غير قابل شمارش و متفاوت است.
برخي ديگر از انواع تلهها بيشتر در پايگاههاي متروكه كه در آينده دوباره بوسيله نيروهاي خودي اشغال خواهد شد يا در محلهايي كه ضد انقلاب آن را ترك ميكنند و احتمال ميدهند مورد بازرسي و تعاقب نيروهاي خودي قرار گيرد يا در تله كردن پيكر شهدا و تجهيزات نظامي كه بدست ضدانقلاب ميافتد استفاده ميشود.
در موردي مشاهده شده كه تله انفجاري طوري كار گذاشته شده كه با ريزش كوه باعث وارد آمدن خسارات و تلفات به نيروي خودي شده يا در مواردي از مواد انفجاري به همراه بمبهاي ساعتي براي انفجار در ساعت مشخص استفاده شده. ( با گسترش بمبهاي كنترل از راه دور اين نوع بمبگذاري منسوخ شده). در موارد زيادي مشاهده شده كه بعد از مينگذاري يك نارنجك تله شده كه اگر مين كشف و خنثي گرديد بواسطه جابجايي مين نارنجك عمل كرده و مين كشف شده را نيز منفجر كند.
ضدانقلاب خصوصا در زمينه تلهگذاري هرچه بتواند به فريب و نيرنگ متوسل ميشود. مثلا ديده شده كه ضدانقلاب بعد از مسلح كردن نارنجك اهرم مانع ضارب را بطور موقت بوسيله ريسمان مهار كرده و آن را در خاكسترهاي به جا مانده آتشي كه نيروهاي تامين هر روز براي خود در يك جاي خاص ميافروزند پنهان نموده و هنگامي كه نيروي تامين جاده براي گرم كردن خود دوباره در همان جا مبادرت به افروختن آتش نموده، ريسمان سوخته، اهرم مانع ضارب آزاد شده باعث انفجار و زخمي يا شهادت نيروي خودي گرديده.
استعداد و زمان عمليات تله گذاري مانند عمليات مينگذاري است. البته به خاطر احساسات و ظرافت كار اين نوع از مينگذاري وقتگير تر ميباشد.
نهايت مطلب اينكه اين سهل الوصول ترين شيوه عملياتي ضدانقلاب از چند جنبه محدوديتهايي دارد:
1- پرداختن به اين شيوه عمليات لازمهاش در درجه اول داشتن نيروهاي مجرب و آموزش ديده تخريب است.
2- بعلت كلي بودن عمليات مين يا تله گذاري رقم زيادي از خسارات آن عايد مردم بومي يا احيانا خود ضد انقلاب ميشود.
3- تامين و جابجايي مواد منفجره و مينها سخت و خطرناك است. در مجموع ضد انقلاب در سال 68 نسبت به سال گذشته در مورد شيوه عملياتي مينگذاري نيز نزول چشمگيري داشته است. در سال 67 تعداد 51 مورد مينگذاري داشته كه نسبت به كل عملياتي كه انجام داده حدود 25 درصد آن را شامل ميشود. ولي در مدت مشابه در سال 68 تنها 35 مورد مينگذاري نموده آنهم با كيفيت پايينتر كه نسبت به كل عملياتش (186 مورد) چيزي معادل 19 درصد مربوط به مينگذاري بوده است.
پس ميبينيم در سال 68 نسبت به سال 67 تعداد مينگذاريهاي دشمن چيزي حدود 6 درصد كاهش يافته و از تلفات خودي نيز در سال 68 حدود 2 درصد كاسته شده. مجموعه اين آمار از عدم استقبال ضد انقلاب از اين شيوه متداول جنگي بوده. شايد مهمترين عامل افت سطح كيفي و كمي استفاده از شيوه مينگذاري در بين ضدانقلاب به چند عامل زير برگردد:
1- نداشتن يا معلوم شدن افراد باسابقه و متبحر در امر مينگذاري و تلهگذاري و تخريب در سطح نيروهاي ضدانقلاب و عدم ميل و رغبت ديگر عناصر ضدانقلاب در پر كردن جاي آنان و پرداختن به اين كار خطرناك.
2- عدم دستيابي آسان به مواد منفجره و انواع مينها. چون ضد انقلاب خيلي از سال را در خارج سپري ميكند و مجبور است اين موارد را دائما با خود حمل كند و اين كار بسيار مشكل و خطرناك است. از طرفي امكان پنهانسازي و ذخيره آن در داخل كشور ميسر نيست.
عمليات مين گذاري ضدانقلاب
اصولا عمليات مين گذاري يكي از سهلترين نوع اقدامات ضد انقلاب در كردستان بوده كه از يك طرف ضربات مادي خوبي در بر داشته و از طرف ديگر كمترين ضربات و تلفات را نيز براي دشمن ايجاد ميكرد. ( همانطور كه ميدانيد در هر اجراي عمليات كمين احتمال تلفات در نيروي كمين زننده هم وجود دارد ). اين عمليات عمدتا به دو صورت مشاهده ميشود.
الف : مين گذاري عليه نفرات و خودروها
ضد انقلاب مقادير زيادي از مينهاي ضدنفر و خودرو كه اكثرا پلاستیكي بوده و مين يابهاي معمولي قادر به كشف آنها نميباشند در اختيار دارند (لازم به توضيح است كه در حال حاضر مين يابهاي پيشرفتهاي در اختيار يگانهاي رزمي - مهندسي ارتش و سپاه قرار دارد). بعلاوه مقادير زيادي مينهاي ضد تانك و خودروي سنگين عراقي كه البته حمل و نقل آنها توسط نيروهاي چريك خصوصا از آن سوي مرزها با مشكلات زيادي همراه است. به همين دليل بيشتر از انواع مين سبك و پلاستيكي اسرائيلي استفاده ميشود.
عمليات مين گذاري هميشه به صورت مكمل عملياتهاي ديگر يا در كنار آنها انجام ميشده و كمتر مشاهده شده كه دشمن در سطوح وسيع و بكارگيري تيمهاي متعدد مين گذاري با طرح و برنامه خاص آن اقدام كند. بلكه به عنوان پشتيباني از عمليات ديگر مانند كمين يا حمله به مقرها مبادرت به مين گذاري نموده است.
محلهايي كه دشمن براي مينگذاري استفاده ميكند بيشتر محل تردد نظاميان و مناطقي كه خاص تحركات نيروهاي خودي باشد است ، چون در مواردي كه مين باعث ايجاد تلفات و خسارت مردمي شده حزب از لحاظ سياسي – اجتماعي و تبليغاتي ضربات سنگيني متحمل شده است. در موارد زيادي دشمن پس از آنكه از طريق راديو يا عناصر هوادار خود محدوده مشخصي را نظامي اعلام مينموده يعني تردد افراد محلي را در آن ممنوع كرد به مين گذاري در آن مناطق دست زده است.
شرط ديگر محل هاي مانسب براي مين گذاري جنس و نوع زمين است. در زمينهاي سخت كمتر مين گذاري انجام ميگيرد با آنكه مشاهده شده دشمن آسفالت را كنده و بعد از گذاشتن مين آن را طوري پوشانده كه قابل تشخيص نباشد مثلا با مقداري قير منطقه كنده شده آسفالت را پر كرده به طوري كه از فاصله نزديك هم قابل تشخيص نباشد.
در زمينهايي كه معمولا روي آن تردد نميشود مين گذاري انجام نميگيرد البته مواردي مشاهده شده كه دشمن مين را در حاشيه جاده قرار داده و سپس جاده را طوري مسدود نموده كه خودروها براي تردد مجبور به انحراف از جاده و برخورد با مين شوند.
در محلهايي كه شرايط جوي و زمين باعث فساد و از كارافتادگي مين ميگردد كمتر موردي مشاهده شده است البته باز هم مواردي بوده كه ضدانقلاب بعد از عايق بندي مين بوسيله لايهاي لاستيكي آن را در چالههاي آب يا در نهرها كنار پايه پلها قرار داده است. دشمن محلهايي را كه به طور منظم نيروها در آن رفت و آمد ميكنند را به عنوان بهترين محل انتخاب ميكنند. خصوصا محل رفت و آمد نيروهاي تامين كنار جاده كه هر روز به صورت منظم از آن استفاده گردد يا كنار چشمهها و جادههاي تداركاتي كه هر روز ز آنها بوسيله نيروهاي خودي استفاده ميشود يا مسيرهايي كه نيروهاي گشت خودي عمدتا به صورت تكراري از آن استفاده ميكنند. در مواردي مشاهده شده دشمن با انجام عمليات ايذايي يا تيراندازي، نيروهاي ما را به محلي كه قبلا مينگذاري كرده كشانده است.
استعداد تيمهايي كه براي مين گذاري اقدام ميكنند از 1 تا 10 نفر متفاوت است. البته تيمهاي سه نفره بيشتر مرسوم است. مين گذاري يك نفره بيشتر بوسيله عناصر مخفي و هواداران ضدانقلاب انجام ميشود. در سطح بسيار محدود و تنها در مواردي استعداد نيروهاي مينگذاري زياد است كه مين گذاري حساسيت زيادي داشته باشد. يعني در نزديكي نيروهاي خودي باشد و يا به طور بعيد در سطح گسترده انجام شود.
ب – تلههاي انفجاري ابتكاري:
اين نوع مين گذاري يا به عبارتي تله گذاري بسيار متداولتر است. حمل مين كه كاربرد ويژه خود را دارد براي ضدانقلاب سختتر و خطرناكتر از مواد منفجره ماده اوليه هر نوع تله انفجاري است كه هم راحتتر و مطمئنتر حمل ميشود و هم براي هرگونه استفادهاي در دست تخريبچي قابليت لازم را دارد و از آن هم در انفجارات و تخريبات ميتوان سود جست و هم در تله گذاريها. ( ماده تيانتي فقط بوسيله موج انفجار، منفجر ميشود و اگر با پتك روي آن بكوبيد فقط خرد ميشود. سي4 هم در تئوري بوسيله ضربه امكان انفجار دارد ولي در عمل تاكنون هيچ گزارشي از انفجار سي4 در اثر ضربه ارئه نشده )
در اين زمينه ساختن تلههاي ابتكاري از مواد منفجره و چاشنيهاي الكتريكي تاخيري يا سريع العمل با قدرت باطريهاي كوچك الكتريكي زياد به چشم ميخورد. (موارد زيادي مشاهده شده كه چاشني الكتريكي پس از تماس با بدن و بوسيله الكتريسيته ساكن در بدن منفجر شده كه قدرت انفجار آن به راحتي چند انگشت را قطع ميكند )
يك نوع رايج آن از زير سيگاريهاي شيشهاي و يا كائوچويي به عنوان عامل بسته شدن مدار الكتريكي و انفجار استفاده ميشود كه تقريبا مانند مين عمل ميكند با قدرت انفجاري كمتر.
نوع ديگر كه به تله ويت كنگ معروف است از نارنجك و استفاده از انواع ظروف و تله كردن به نارنجك تعبيه شده. در ظرف بوسيله سيم به نارنجك تله شده و گاهي حتي با جابجايي ظرف ، انفجار صورت ميگيرد. چون اينگونه تلهها ابتكاري است انواع آن نيز غير قابل شمارش و متفاوت است.
برخي ديگر از انواع تلهها بيشتر در پايگاههاي متروكه كه در آينده دوباره بوسيله نيروهاي خودي اشغال خواهد شد يا در محلهايي كه ضد انقلاب آن را ترك ميكنند و احتمال ميدهند مورد بازرسي و تعاقب نيروهاي خودي قرار گيرد يا در تله كردن پيكر شهدا و تجهيزات نظامي كه بدست ضدانقلاب ميافتد استفاده ميشود.
در موردي مشاهده شده كه تله انفجاري طوري كار گذاشته شده كه با ريزش كوه باعث وارد آمدن خسارات و تلفات به نيروي خودي شده يا در مواردي از مواد انفجاري به همراه بمبهاي ساعتي براي انفجار در ساعت مشخص استفاده شده. ( با گسترش بمبهاي كنترل از راه دور اين نوع بمبگذاري منسوخ شده). در موارد زيادي مشاهده شده كه بعد از مينگذاري يك نارنجك تله شده كه اگر مين كشف و خنثي گرديد بواسطه جابجايي مين نارنجك عمل كرده و مين كشف شده را نيز منفجر كند.
ضدانقلاب خصوصا در زمينه تلهگذاري هرچه بتواند به فريب و نيرنگ متوسل ميشود. مثلا ديده شده كه ضدانقلاب بعد از مسلح كردن نارنجك اهرم مانع ضارب را بطور موقت بوسيله ريسمان مهار كرده و آن را در خاكسترهاي به جا مانده آتشي كه نيروهاي تامين هر روز براي خود در يك جاي خاص ميافروزند پنهان نموده و هنگامي كه نيروي تامين جاده براي گرم كردن خود دوباره در همان جا مبادرت به افروختن آتش نموده، ريسمان سوخته، اهرم مانع ضارب آزاد شده باعث انفجار و زخمي يا شهادت نيروي خودي گرديده.
استعداد و زمان عمليات تله گذاري مانند عمليات مينگذاري است. البته به خاطر احساسات و ظرافت كار اين نوع از مينگذاري وقتگير تر ميباشد.
نهايت مطلب اينكه اين سهل الوصول ترين شيوه عملياتي ضدانقلاب از چند جنبه محدوديتهايي دارد:
1- پرداختن به اين شيوه عمليات لازمهاش در درجه اول داشتن نيروهاي مجرب و آموزش ديده تخريب است.
2- بعلت كلي بودن عمليات مين يا تله گذاري رقم زيادي از خسارات آن عايد مردم بومي يا احيانا خود ضد انقلاب ميشود.
3- تامين و جابجايي مواد منفجره و مينها سخت و خطرناك است. در مجموع ضد انقلاب در سال 68 نسبت به سال گذشته در مورد شيوه عملياتي مينگذاري نيز نزول چشمگيري داشته است. در سال 67 تعداد 51 مورد مينگذاري داشته كه نسبت به كل عملياتي كه انجام داده حدود 25 درصد آن را شامل ميشود. ولي در مدت مشابه در سال 68 تنها 35 مورد مينگذاري نموده آنهم با كيفيت پايينتر كه نسبت به كل عملياتش (186 مورد) چيزي معادل 19 درصد مربوط به مينگذاري بوده است.
پس ميبينيم در سال 68 نسبت به سال 67 تعداد مينگذاريهاي دشمن چيزي حدود 6 درصد كاهش يافته و از تلفات خودي نيز در سال 68 حدود 2 درصد كاسته شده. مجموعه اين آمار از عدم استقبال ضد انقلاب از اين شيوه متداول جنگي بوده. شايد مهمترين عامل افت سطح كيفي و كمي استفاده از شيوه مينگذاري در بين ضدانقلاب به چند عامل زير برگردد:
1- نداشتن يا معلوم شدن افراد باسابقه و متبحر در امر مينگذاري و تلهگذاري و تخريب در سطح نيروهاي ضدانقلاب و عدم ميل و رغبت ديگر عناصر ضدانقلاب در پر كردن جاي آنان و پرداختن به اين كار خطرناك.
2- عدم دستيابي آسان به مواد منفجره و انواع مينها. چون ضد انقلاب خيلي از سال را در خارج سپري ميكند و مجبور است اين موارد را دائما با خود حمل كند و اين كار بسيار مشكل و خطرناك است. از طرفي امكان پنهانسازي و ذخيره آن در داخل كشور ميسر نيست.

- پست: 113
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3 بار
- سپاسهای دریافتی: 8 بار

-
- پست: 430
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۰:۳۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 17 بار
چاکرتم
گفتم که در کمين گل سرخ(سرگذشت شهيد صياد شيرازي)درهمين سايت موجوده و کافيه کمي بگرديد.(اگر کسي لينک بده ممنون ميشوم.)
اينم از کتاب کردستان به قلم شهيد چمران که خوندنش رو به همه توصيه مي کنم.(فوق العادس.خيلي هم حماسيه!)نوش آفرين عزيز اگر درباره حماسه پاوه اطلاعات مي خواهيد همين کتاب را بخوانيد
[External Link Removed for Guests]
گفتم که در کمين گل سرخ(سرگذشت شهيد صياد شيرازي)درهمين سايت موجوده و کافيه کمي بگرديد.(اگر کسي لينک بده ممنون ميشوم.)
اينم از کتاب کردستان به قلم شهيد چمران که خوندنش رو به همه توصيه مي کنم.(فوق العادس.خيلي هم حماسيه!)نوش آفرين عزيز اگر درباره حماسه پاوه اطلاعات مي خواهيد همين کتاب را بخوانيد
[External Link Removed for Guests]
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار
ژولیوس سزار

- پست: 854
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۴۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 361 بار
- سپاسهای دریافتی: 834 بار
حالا ميريم سر ضد کمين
ضد كمين به سه نوع دستهبندي ميشه:
1- مشق سريع عمليات : زماني كه شما تو كمين گرفتار بشين معمولا اولين نشانه انفجار و آتش گرفتن خودروهاي اول و آخر ستونه. در اين حالت نيروها بايد به سرعت از خودروها پياده بشن و تمام تلاششون رو بكنن تا نيروهاي كمين زننده رو دور بزنن. معمولا نيروهاي كمين زننده روي ارتفاعات مستقر ميشن ( به جز كمين عنكبوتي كه بعدا توضيح ميدم) در اين حالت سعي نكنين مستقيم به سمت بالا برين چون در برابر جنگ نارنجك ( نارنجك هايي كه توسط نيروهاي دشمن پرتاب ميشه ) هيچ شانسي ندارين. نيروها بايد به چند بخش تقسيم بشن و به صورت آتش و حركت (يه گروه تيراندازي ميكنه و يه گروه در سايه حجم آتش پيشروي ميكنند) سعي كنن نيروي كمين زننده رو محاصره كنن.
2- آتش و حركت مستقيم : اين حالت مثل مورد قبله ولي نيروي كمين زننده حرفهاي عمل ميكنه و نيروي تامين طرفين رو مستقر ميكنه. اين نيرو به شما اجازه نميده كه بلندي رو دور بزنين پس تنها راه حركت سريع و انفجاري به همراه حجم آتش زياد به سمت محل نيروي كمين زننده هست. دقت كنين كه معمولا تعداد نيروي كمين زننده كمه و حجم آتش اونا هم نهايتا براي سه دقيقه طراحي شده ( چون مهمات بيشتر از اين رو نميتونن حمل كنن) و همين برگ برنده شماست.
3- حركت موضع به موضع: اين حركت به نوعي پيشگيرانه هست. يعني شما نيروهاي خودتون رو در حين حركت به چند بخش تقسيم ميكنين. و گروهها با فاصله چند كيلومتري از هم حركت ميكنن. در اين حالت اگه يه گروه به كمين بخورن بقيه ميتونن بهشون كمك كنن. البته نيروي كمين زننده حرفهاي هيچ وقت چنين كميني رو اجرا نميكنه چون براش حكم مرگه! البته به جاي چند گروه كردن ميشه از پيش مرگ استفاده كرد. يعني چند نفر ( معمولا دو نفر) جلوتر از يگان حركت كنن و وضعيت منطقه رو پشت سر هم گزارش بدن. اين كار باعث ميشه نيروهاي كمين زننده اشتباه كنن و پيش مرگها رو بكشن كه باعث لو رفتن كمين ميشه. اگر هم كمين زنندهها عاقل باشن از زدن كمين منصرف ميشن. چون يه اصل كلي تو كمين اينه كه هيچ كس نبايد زنده بمونه! و پيش مرگها ميتونن به سرعت تقاضاي نيروي كمكي كنن.
اين هايي كه گفتم سه اصل كلي تو ضد كمينه. اگه باهوش باشين به چند مطلب مهم پي ميبرين كه عبارتند از:
1- شما نبايد گرفتار كمين بشين. اگه شدين فاتحتون خوندست.
2- اگه كمين خوردين خيلي سريع آرايش بگيرين و به ضد كمين بپردازين.
3- آرايش گرفتن تو ضد كمين كار هر كسي نيست. زير اون حجم آتيش زياد و جنازههاي همرزمانتون كه روي زمين افتاده معمولا افراد رو هول ميكنه و افراد تصميمات اشتباه ميگيرن. شهيد صياد شيرازي تعريف ميكرد وقتي زمان جنگ به كمين منافقين ميخوردن گاهي اوقات سربازا رو با هل دادن و لگد زدن رو زمين ميخوابوندن چون اونا شوكه شده بودن و بدون هدف به يه جا خيره ميشدن.
4- هيچ وقت فرار نكنيد. يه كمين زننده حتما از شما باهوشتره ( چون اگه شما باهوشتر بودين كمين نميخوردين) و منطقه رو مين گذاري ميكنه. تازه اگر هم رو مين نرين در كمينهاي حرفهاي گروهي به نام « كانتكس » وجود داره كه وظيفشون از بين بردن افراديه كه موفق به فرار شدن ، يعني شما!
5- هيچ وقت سر جاتون زمين گير نشين. شما بهترين هدف براي يه تكتيرانداز هستين!
6- پشتيباني هوايي توسط بالگرد بهترين راه براي منصرف كردن افراد كمينزننده هست چون اونا اصلا حوصله درگير شدن با هليكوپتر رو ندارن و بيخيال كمين ميشن. تو عراق ستون نيروهاي مكانيزه آمريكايي هميشه با هليكوپتر اسكورت ميشن.
- در حين حركت تك تك نيروها بايد چهارچشمي مراقب اطراف باشن و هر مساله مشكوكي رو به فرماندهي گزارش بدن. موارد مشكوك مثل : چالههاي غير عادي ، كنده شدن علفها و بوتهها در يه منطقه خاص، رويت هر فرد ناشناس، بلند شدن غير عادي گرد و خاك غير معمول، ديدن نوك سلاح در ارتفاعات و ...
8- از ترس يه جا جمع نشين. مايتون يه آرپي جي يه!
9- استفاده از تك تيرانداز در ستون نعمت بزرگي محسوب ميشه چون حداقل ميتونه با تك تيرزن دشمن درگير بشه.
ضد كمين به سه نوع دستهبندي ميشه:
1- مشق سريع عمليات : زماني كه شما تو كمين گرفتار بشين معمولا اولين نشانه انفجار و آتش گرفتن خودروهاي اول و آخر ستونه. در اين حالت نيروها بايد به سرعت از خودروها پياده بشن و تمام تلاششون رو بكنن تا نيروهاي كمين زننده رو دور بزنن. معمولا نيروهاي كمين زننده روي ارتفاعات مستقر ميشن ( به جز كمين عنكبوتي كه بعدا توضيح ميدم) در اين حالت سعي نكنين مستقيم به سمت بالا برين چون در برابر جنگ نارنجك ( نارنجك هايي كه توسط نيروهاي دشمن پرتاب ميشه ) هيچ شانسي ندارين. نيروها بايد به چند بخش تقسيم بشن و به صورت آتش و حركت (يه گروه تيراندازي ميكنه و يه گروه در سايه حجم آتش پيشروي ميكنند) سعي كنن نيروي كمين زننده رو محاصره كنن.
2- آتش و حركت مستقيم : اين حالت مثل مورد قبله ولي نيروي كمين زننده حرفهاي عمل ميكنه و نيروي تامين طرفين رو مستقر ميكنه. اين نيرو به شما اجازه نميده كه بلندي رو دور بزنين پس تنها راه حركت سريع و انفجاري به همراه حجم آتش زياد به سمت محل نيروي كمين زننده هست. دقت كنين كه معمولا تعداد نيروي كمين زننده كمه و حجم آتش اونا هم نهايتا براي سه دقيقه طراحي شده ( چون مهمات بيشتر از اين رو نميتونن حمل كنن) و همين برگ برنده شماست.
3- حركت موضع به موضع: اين حركت به نوعي پيشگيرانه هست. يعني شما نيروهاي خودتون رو در حين حركت به چند بخش تقسيم ميكنين. و گروهها با فاصله چند كيلومتري از هم حركت ميكنن. در اين حالت اگه يه گروه به كمين بخورن بقيه ميتونن بهشون كمك كنن. البته نيروي كمين زننده حرفهاي هيچ وقت چنين كميني رو اجرا نميكنه چون براش حكم مرگه! البته به جاي چند گروه كردن ميشه از پيش مرگ استفاده كرد. يعني چند نفر ( معمولا دو نفر) جلوتر از يگان حركت كنن و وضعيت منطقه رو پشت سر هم گزارش بدن. اين كار باعث ميشه نيروهاي كمين زننده اشتباه كنن و پيش مرگها رو بكشن كه باعث لو رفتن كمين ميشه. اگر هم كمين زنندهها عاقل باشن از زدن كمين منصرف ميشن. چون يه اصل كلي تو كمين اينه كه هيچ كس نبايد زنده بمونه! و پيش مرگها ميتونن به سرعت تقاضاي نيروي كمكي كنن.
اين هايي كه گفتم سه اصل كلي تو ضد كمينه. اگه باهوش باشين به چند مطلب مهم پي ميبرين كه عبارتند از:
1- شما نبايد گرفتار كمين بشين. اگه شدين فاتحتون خوندست.
2- اگه كمين خوردين خيلي سريع آرايش بگيرين و به ضد كمين بپردازين.
3- آرايش گرفتن تو ضد كمين كار هر كسي نيست. زير اون حجم آتيش زياد و جنازههاي همرزمانتون كه روي زمين افتاده معمولا افراد رو هول ميكنه و افراد تصميمات اشتباه ميگيرن. شهيد صياد شيرازي تعريف ميكرد وقتي زمان جنگ به كمين منافقين ميخوردن گاهي اوقات سربازا رو با هل دادن و لگد زدن رو زمين ميخوابوندن چون اونا شوكه شده بودن و بدون هدف به يه جا خيره ميشدن.
4- هيچ وقت فرار نكنيد. يه كمين زننده حتما از شما باهوشتره ( چون اگه شما باهوشتر بودين كمين نميخوردين) و منطقه رو مين گذاري ميكنه. تازه اگر هم رو مين نرين در كمينهاي حرفهاي گروهي به نام « كانتكس » وجود داره كه وظيفشون از بين بردن افراديه كه موفق به فرار شدن ، يعني شما!
5- هيچ وقت سر جاتون زمين گير نشين. شما بهترين هدف براي يه تكتيرانداز هستين!
6- پشتيباني هوايي توسط بالگرد بهترين راه براي منصرف كردن افراد كمينزننده هست چون اونا اصلا حوصله درگير شدن با هليكوپتر رو ندارن و بيخيال كمين ميشن. تو عراق ستون نيروهاي مكانيزه آمريكايي هميشه با هليكوپتر اسكورت ميشن.
- در حين حركت تك تك نيروها بايد چهارچشمي مراقب اطراف باشن و هر مساله مشكوكي رو به فرماندهي گزارش بدن. موارد مشكوك مثل : چالههاي غير عادي ، كنده شدن علفها و بوتهها در يه منطقه خاص، رويت هر فرد ناشناس، بلند شدن غير عادي گرد و خاك غير معمول، ديدن نوك سلاح در ارتفاعات و ...
8- از ترس يه جا جمع نشين. مايتون يه آرپي جي يه!
9- استفاده از تك تيرانداز در ستون نعمت بزرگي محسوب ميشه چون حداقل ميتونه با تك تيرزن دشمن درگير بشه.

-
- پست: 353
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: اهواز
- سپاسهای ارسالی: 148 بار
- سپاسهای دریافتی: 354 بار
تعريف جنگ چريكي:تلاش سازمانيافته ايست كه توسط قسمتي از مردم يك كشور بمنظور سرنگون كردن حكومت وقت يا بيرون كردن نيروهاي اشغالگر بوجود ميايدكه استعدادنيروهاي رزمي آن از يك گروه تا يك لشكرقابل تغيير ميباشد.جنبش چريكي از سه عنصر تشكيل شده است:
1-عنصر چريك:كه عنصر رزمنده جنگ چريكي است.اين افراد معمولاًجزءيگانهاي رزمي ميباشند. افراد اين سازمان داراي آموزش عالي،تجهيزات وجنگ افزار خوب ميباشند.فعاليتهاي اين عنصر بيشتر عملياتي است. درجه وفاداري اين افراد بسيار زياد است.
2-عنصر زيرزميني:منبع اصلي اطلاعات جنگ چريكي ميباشد.فعاليتهاي اين عناصر بعلت اقدامات ضد چريكي دولت اكثراً مخفي است. اين عنصرضمن حفظ ارتباط با سايرعناصر(چريك وكمكي)بمنظور مخفي نگهداشتن فعاليتهاي خود از تماس مستقيم با آنان خودداري مينمايد.فعاليتهاي اين عناصر:خرابكاري،جاسوسي،ترور،تبليغ،شايعه پراكني،پخش شب نامه وايجاد تظاهرات ميباشد.منطقه فعاليت وي بيشتر در شهرها ونقاط پر جمعيت ميباشد.
3-عنصر كمكي:كمكي ها افرادي هستند كه با جنبش همكاري وهمدردي دارند.اين افرادآگاهانه به چريكها كمك ميكنند.اين افراد برخلاف چريكها در محل ثابت بوده وهمين امر تسهيلاتي را براي پشتيباني چريك بوجود ميآورد.فعاليت اين افراد بيشترشامل :سربازگيري،تهيه تداركات و آماد،ترابري،تامين،ارتباط مخابرات،جمع آوري اخبار واطلاعات است.
1-عنصر چريك:كه عنصر رزمنده جنگ چريكي است.اين افراد معمولاًجزءيگانهاي رزمي ميباشند. افراد اين سازمان داراي آموزش عالي،تجهيزات وجنگ افزار خوب ميباشند.فعاليتهاي اين عنصر بيشتر عملياتي است. درجه وفاداري اين افراد بسيار زياد است.
2-عنصر زيرزميني:منبع اصلي اطلاعات جنگ چريكي ميباشد.فعاليتهاي اين عناصر بعلت اقدامات ضد چريكي دولت اكثراً مخفي است. اين عنصرضمن حفظ ارتباط با سايرعناصر(چريك وكمكي)بمنظور مخفي نگهداشتن فعاليتهاي خود از تماس مستقيم با آنان خودداري مينمايد.فعاليتهاي اين عناصر:خرابكاري،جاسوسي،ترور،تبليغ،شايعه پراكني،پخش شب نامه وايجاد تظاهرات ميباشد.منطقه فعاليت وي بيشتر در شهرها ونقاط پر جمعيت ميباشد.
3-عنصر كمكي:كمكي ها افرادي هستند كه با جنبش همكاري وهمدردي دارند.اين افرادآگاهانه به چريكها كمك ميكنند.اين افراد برخلاف چريكها در محل ثابت بوده وهمين امر تسهيلاتي را براي پشتيباني چريك بوجود ميآورد.فعاليت اين افراد بيشترشامل :سربازگيري،تهيه تداركات و آماد،ترابري،تامين،ارتباط مخابرات،جمع آوري اخبار واطلاعات است.

-
- پست: 353
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶, ۱۲:۵۶ ب.ظ
- محل اقامت: اهواز
- سپاسهای ارسالی: 148 بار
- سپاسهای دریافتی: 354 بار
گروههاي درگير در بلوچستان مصداق گروههاي چريكي يا اصطلاحاً جنبش پايداري نيستند،زيراكه برابر بامقررات ژنو،افراد چريك بايد" آشكارا سلاح خود را حمل كنند"داراي علامت مشخصه ثابت وقابل تشخيص از مسافت قابل قبول باشد"عمليات جنگي را برابربامقررات جنگ و روشهاي آن انجام دهند"توسط شخص مسئولي رهبري شوند.
درحال حاضر گروه عبدالمالك ريگي و حزب مردم بلوچستان روش القاعده را براي مبارزه درپيش گرفته اند.بمب گذاري در مسير سرويس كاركنان نظامي،ايجادپست هاي بازرسي دروغين براي گروگانگيري وقتل عام و ترور كارمندان بلند پايه دولتي
از كارهائي است كه بصورت پراكنده انجام ميدهند.پراكندگي زماني ومكاني عمليات نشان دهنده؛نداشتن عناصر كمكي كافي است.
درحال حاضر گروه عبدالمالك ريگي و حزب مردم بلوچستان روش القاعده را براي مبارزه درپيش گرفته اند.بمب گذاري در مسير سرويس كاركنان نظامي،ايجادپست هاي بازرسي دروغين براي گروگانگيري وقتل عام و ترور كارمندان بلند پايه دولتي
از كارهائي است كه بصورت پراكنده انجام ميدهند.پراكندگي زماني ومكاني عمليات نشان دهنده؛نداشتن عناصر كمكي كافي است.
