بي همگان به سر شود
بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم
جاي دگر نميشود
هر چه مي خواهد دل تنگت بگو
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 175
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۴:۳۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 28 بار
رفتي!خب مجبور به رفتن بودي!من حرفي نداشتم،ندارم.اما چرا ؟چرا گفتي بهت هيچي نگم از دلتنگيام!!!!
گفتي ميدوني که بعد رفتنت دلتنگت ميشم ،اما گفتي هيچي نگو!!!
اما يادت رفته بود ،يادم رفته بود که من ديگه دلتنگ نميشم!اصلا!!
چون دلي واسم نمونده که بخاد تنگ بشه!دادمش بهت،با خودت برديش!
نه من دلتنگ نميشم واست چون دلم پيشه تو ئه!
.
.
.
.
.
.
خيلي دلم گرفته،نازنين!خيلي!
گفتي ميدوني که بعد رفتنت دلتنگت ميشم ،اما گفتي هيچي نگو!!!
اما يادت رفته بود ،يادم رفته بود که من ديگه دلتنگ نميشم!اصلا!!
چون دلي واسم نمونده که بخاد تنگ بشه!دادمش بهت،با خودت برديش!
نه من دلتنگ نميشم واست چون دلم پيشه تو ئه!
.
.
.
.
.
.
خيلي دلم گرفته،نازنين!خيلي!

جوان ز حادثه ای پیر میشود،گاهی

- پست: 657
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 211 بار
- سپاسهای دریافتی: 73 بار
در پیلۀ کودکی رؤیای پروانه شدن داشتم
نمیدانستم در پس این ثانیههاپروانه شدن حقیقت است
پریدم وبادو خاک ،باران و گل ،از همه زیباتر شبنم اشکهای تو،حتی لحظه های دل شکستگی را لمس کردم
.............
بازگشتم تاشاید پیله کودکی را بیابم
اما افسوس پیله باف من خوابی ازجنس مرگ دیده بود
تعبیرش من بودم و زندگی باعطر بالهای سوخته ......
_________________________
تو چشمام نگاه میکنی و میگی
ناامید نباش شانس زندگی داری
اما،... نمیدونی من این زندگی رو نخواسته و نمی خوام
پس چه فرقی میکنه ، باامید یا ناامید!
نمیدانستم در پس این ثانیههاپروانه شدن حقیقت است
پریدم وبادو خاک ،باران و گل ،از همه زیباتر شبنم اشکهای تو،حتی لحظه های دل شکستگی را لمس کردم
.............
بازگشتم تاشاید پیله کودکی را بیابم
اما افسوس پیله باف من خوابی ازجنس مرگ دیده بود
تعبیرش من بودم و زندگی باعطر بالهای سوخته ......
_________________________
تو چشمام نگاه میکنی و میگی
ناامید نباش شانس زندگی داری
اما،... نمیدونی من این زندگی رو نخواسته و نمی خوام
پس چه فرقی میکنه ، باامید یا ناامید!


- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
الوداع اي خاطره ها مي روم از شهر شما
نمي خوام بهار رو با غم فراوون
نمي خوام بيايي نه پاييز نه زمستون
من رو تنهام گذاشت رو قلبم پا گذاشت
با ديگري نشست غرورم را شكست
الوداع،الوداع،تاقيامت الوداع
======================
دیگه عاشق شدن ،ناز کشیدن فایده نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره
چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل؟
دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره...
وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودت و نگهدار
وقتی ای دل به چشمون غزل خون میرسی خودت و نگهدار
ای دل دیگه بال و پر نداری داری پیر میشی و خبر نداری
ای دل دیگه دلبر نداری داری فرسوده میشی و خبر نداری
نمي خوام بهار رو با غم فراوون
نمي خوام بيايي نه پاييز نه زمستون
من رو تنهام گذاشت رو قلبم پا گذاشت
با ديگري نشست غرورم را شكست
الوداع،الوداع،تاقيامت الوداع
======================
دیگه عاشق شدن ،ناز کشیدن فایده نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره
چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل؟
دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره...
وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودت و نگهدار
وقتی ای دل به چشمون غزل خون میرسی خودت و نگهدار
ای دل دیگه بال و پر نداری داری پیر میشی و خبر نداری
ای دل دیگه دلبر نداری داری فرسوده میشی و خبر نداری
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

- پست: 495
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۵, ۷:۴۹ ب.ظ
- محل اقامت: tabriz.khiabane shamse tabrizi
- سپاسهای ارسالی: 10 بار
- سپاسهای دریافتی: 96 بار
- تماس:
دلم به وزن آفرینش گرفته است ...
حدیث جدایی یا نزدیكی نیست ... !
قدر یكدیگر را نمیدانیم ...
در دنیایی كوچك هر یك به اندازه قلب خویش گرفتاریم ...
« از هیچ كس نمیپرسند چه هنگام میتواند خدانگهدار بگوید ...
از عادات انسانیش نمیپرسند ...
از خویشتنش نمیپرسند ... »
كاشكی مثل روزهای عید هر روزمان را ...
هر لحظهمان را لبریز از عشق قناعت گونه صرف میكردیم ...
و بین دلهایمان این همه گله دیوار نشده بود ...
كاشكی روزهای واپسین عاشقی فرصتهای غنیمتمان بود ...
یكدیگر را میفریبیم ..
دل خویش را یك بار هم كه دریایی میكنیم طوفانی میشود !
میخورد به صخرهها میتازد...
ویران میكند ...
چرا ما یاد نگرفتهایم قانون وفاداری را ....؟؟؟
چرا سخت شده است گذشت و گذشتن
و دوست داشتن و دوست داشته شدن بیشائبه ...
بیمحابا ...
بیپروا ...
حدیث جدایی یا نزدیكی نیست ... !
قدر یكدیگر را نمیدانیم ...
در دنیایی كوچك هر یك به اندازه قلب خویش گرفتاریم ...
« از هیچ كس نمیپرسند چه هنگام میتواند خدانگهدار بگوید ...
از عادات انسانیش نمیپرسند ...
از خویشتنش نمیپرسند ... »
كاشكی مثل روزهای عید هر روزمان را ...
هر لحظهمان را لبریز از عشق قناعت گونه صرف میكردیم ...
و بین دلهایمان این همه گله دیوار نشده بود ...
كاشكی روزهای واپسین عاشقی فرصتهای غنیمتمان بود ...
یكدیگر را میفریبیم ..
دل خویش را یك بار هم كه دریایی میكنیم طوفانی میشود !
میخورد به صخرهها میتازد...
ویران میكند ...
چرا ما یاد نگرفتهایم قانون وفاداری را ....؟؟؟
چرا سخت شده است گذشت و گذشتن
و دوست داشتن و دوست داشته شدن بیشائبه ...
بیمحابا ...
بیپروا ...
کد نمایش پرچم کوچک:

کد نمایش پرچم و عکس کوچک دکتر:


کد نمایش پرچم و عکس کوچک دکتر:


- پست: 356
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: Victoria, Australia
- سپاسهای ارسالی: 6778 بار
- سپاسهای دریافتی: 2887 بار
خدای مهربانم
کاش می دانستم که چرا مرا آفریدی و هدفت از آفریش من چه بود و قرار بود من در این دنیا چه رویایی را دنبال کنم و چه باشم .
کاش می دانستم...............
خدایا آیا راهی که من انتخاب کردم همان راهی است که تو می خواهی و چه زیباست اگر اینچنین باشد ...................
تو همیشه در کنارمی ولی من بارها شک کردم بارها اما تو رئوفانه از تمام افکار بچگانه من گذشتی و لبخند زدی ...........
من تو را در همه لحظات زندگی ام احساس می کنم در همه لحظات در غم وشادی و اشک و لبخند .................
خدایا کمکم کن که رویا و آرزویی که به خاطر آن در این دنیام را پیدا کنم .
بارها فکر کردم که رویای من کمک به دیگران است و بعد فکر کردم در کنار آن جهانگردی است که به وسیله شناخت آنچه که تو آفریدی تو را بشناسم و به تو برسم .
وقتی به همه آنچه که گفتم فکر می کنم ضربان قلبم بیشتر می شود و احساس می کنم که روحم به پرواز درآمده و می رقصد .
کاش می دانستم که چرا مرا آفریدی و هدفت از آفریش من چه بود و قرار بود من در این دنیا چه رویایی را دنبال کنم و چه باشم .
کاش می دانستم...............
خدایا آیا راهی که من انتخاب کردم همان راهی است که تو می خواهی و چه زیباست اگر اینچنین باشد ...................
تو همیشه در کنارمی ولی من بارها شک کردم بارها اما تو رئوفانه از تمام افکار بچگانه من گذشتی و لبخند زدی ...........
من تو را در همه لحظات زندگی ام احساس می کنم در همه لحظات در غم وشادی و اشک و لبخند .................
خدایا کمکم کن که رویا و آرزویی که به خاطر آن در این دنیام را پیدا کنم .
بارها فکر کردم که رویای من کمک به دیگران است و بعد فکر کردم در کنار آن جهانگردی است که به وسیله شناخت آنچه که تو آفریدی تو را بشناسم و به تو برسم .
وقتی به همه آنچه که گفتم فکر می کنم ضربان قلبم بیشتر می شود و احساس می کنم که روحم به پرواز درآمده و می رقصد .
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

- پست: 441
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
- محل اقامت: essi8689@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 28 بار
- سپاسهای دریافتی: 188 بار
- تماس:
يه روز مثل يه شمع داشتي خاموش مي شدي
اگه پروانه نبود تو فراموش مي شدي
اره پروانه شدم تا پرام سوخته شه
كه اتيش تو به دلم دوخته شه
==============================
شب سردي است، و من افسرده.
راه دوري است، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
***
مي كنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت،
غمي افروز مرا بر غم ها.
***
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
***
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر، سحر نزديك است.
هر دم اين بانگ بر آرم از دل:
واي، اين شب چقدر تاريك است!
***
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
***
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من، ليك، غمي غمناك است.
اگه پروانه نبود تو فراموش مي شدي
اره پروانه شدم تا پرام سوخته شه
كه اتيش تو به دلم دوخته شه
==============================
شب سردي است، و من افسرده.
راه دوري است، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
***
مي كنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت،
غمي افروز مرا بر غم ها.
***
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
***
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر، سحر نزديك است.
هر دم اين بانگ بر آرم از دل:
واي، اين شب چقدر تاريك است!
***
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
***
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من، ليك، غمي غمناك است.
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه

-
- پست: 43
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 16 بار

-
- پست: 43
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 16 بار

