غم و شادي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

غم و شادي

پست توسط essi10 »

غم خوب است يا شادي؟
اصلا غم چيه شادي چيه؟
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

من كه ميگم آدم صدروز غمگين باشه يك روز شاد
چون وقتي كه شادي هيچي برات جزابيت نداره چون تو شادي و خوشحالي اما اگه غمگين باشي همه چيز شادت ميكنه

غم يعني خوشحالي بي صدا
شادي يعني غصه اي پر جنب و جوش
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 43
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶, ۷:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 16 بار

پست توسط arshiya_vilson »

هنوز هم وقتي قلب شيشه اي احساسم را با سنگ نا مهربانيها مي شکنند
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

چند بيت از شاعران بزرگ در مورد غم وشادي:
بيا تا به شادي دهيم و خوريم

چو گاه گذشتن بود بگذريم

چه بندي دل اندر سراي سپنج

چه نازي به گنج و چه نالي زرنج

---------------------------------------------------------
تا كي غم اين خورم كه دارم يا نه

وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه

پركن قدح باده كه معلومم نيست

كاين دم كه فرو برم برآرم يا نه
---------------------------------------------------------
قدسيان را عشق هست و درد نيست

درد را جز آدمي در خورد نيست

هر كه او خواهان درد كار نيست

از درخت عشق بر خوردار نيست

گر تو هستي اصل عشق و مرد راه

درد خواه و درد خواه و درد خواه
-----------------------------------------------------------
رها كن غم كه دنيا غم نيارزد

مكن شادي كه شادي هم نيارزد

مقيمي را كه اين دروازه بايد

غم و شاديش را اندازه بايد
---------------------------------------------------------
دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو بستم

بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايي

گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم

چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
--------------------------------------------------------
غم و شادي بر عارف چه تفاوت دارد

ساقيا باده بده ساقي آن كاين غم از اوست
----------------------------------------------------------
چه عروسي است در جان كه جهان زنقش رويش

چو دو دست نوعروسان تر و پر نگار گردد
---------------------------------------------------------
هر كه را پر غم و ترش ديدي

نيست عاشق و زان ولايت نيست



اگر تو عاشقي غم را رها كن

عروسی بین و ماتم را رها کن



در خانه غم بودن از همت دون باشد

و اندر دل دون همت اسرار تو چون باشد
--------------------------------------------------
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 234
تاریخ عضویت: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۱ ب.ظ
محل اقامت: ايران
سپاس‌های ارسالی: 13 بار
سپاس‌های دریافتی: 40 بار
تماس:

پست توسط Damavand »

غم اگر ترکم کند ، تنها تنها ميشوم
وبلاگ فني و تخصصي کامپيوتر
[External Link Removed for Guests]
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵, ۳:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

شادي رو بيشتر دوست داريد يا غم ؟
خواهش مي كنم همراه با دليلش بگين
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”