خاطرات نوروزي يك خلبان شكاري

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ديگر مباحث هوانوردي و هوافضا به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: CAPTAIN PILOT, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
New Member
نمایه کاربر
پست: 19
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۶, ۷:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 10 بار

خاطرات نوروزي يك خلبان شكاري

پست توسط fightingfalcon »

[align=justify][align=justify]بعدازمدتهادوري ازخانواده وبستگان بالاخره هرطوركه شده بازحمت فراوان مرخصي عيدجورشده وعيدامسال شايد!!!!پيش پدرومادرتان باشيدانگارخواب مي بينيد؟!يعني مرخصي جورشد؟يعني امسال عيدپيش خانواده خودم هستم؟هنوزباورنداريد!هرروزمادرتون زنگ مي زنه كه مادرعيد مي آيي؟بهش ميگين كه مادرعزيزم(خداوندتمام مادران فداكارروحفظ كنه)نمي دونم دست خودم نيست فاكتورهاي مختلفي براي اينكه مرخصي جوربشه وجودداره؟بايدمنطقه امن باشه و... ول كن نيست خداييش حق هم داره خوب مادره هنوزبه دوريتون عادت نكرده.مادربودن هنرمي خواهدمطمئن هستم نظرشمادوستان هم همين طوراست(من مادرخلبانهايي رومي شناسم كه به عزيزانشون ميگن كه برنامه پروازي خودشون روبه اونهابدن تاوقتي مي پرن براشون دعاكنه آره واقعيت داره مادربودن آن هم مادرخلبان شكاري بودن واقعاًسخته اينو دوستان خلبان بهترمي فهمن).روزموعودفرارسيدوشمارهسپارديارتون شدين. بهشون گفتين دنبالم نيايين زنگ خونه رابه صدادرمي يارين مادرچشم به راه است خودشوبه دم درمي رسونه ودرآغوشتون مي گيره،پدرتون مي يادواون هم مثل مادر ولي مثل اغلب پدرهااحساسش روبيان نمي كنه،خواهروبرادرتون هم همين طوريكهوزلزله اي خونتون روفراميگيره.همه يك نظري ميدن پسرلاغرشدي .... درازشدي .... چاق شدي.... مادربلافاصله ميگه الهي مادرچرااين قدرلاغرشدي ميگيدمادرعزيزم من نمي تونم چاق بشم مشكل سازه.بايدمواظب خوراك خودم باشم .پدرمي پرسه راحتي؟ميگيد بدنيست جزدوري شمااگرعاطفي هستيد!!!!ميريدمي نشينيدبلافاصله چايي روحل مي كنيدميگيدميرم يك دوش بگيرم.دوش ميگيريد.بلافاصله باانبوهي ازسوالت مختلف ازطرف مادروخواهر،برادرانتون مواجه ميشيدولي خستگي راه مجال جواب بهتون نميده پدربيرون رفته خونه نميتونه زيادبمونه حوصله اش سرميره. يك روزبه همين منوال ميگذره ازحال وهواي پايگاه خارج شديدديگه مغزتون براي مدتي ازشرجت،تك آف،چف،تاكسي،لاك ،دسته گاز،باند،و... راحت شده.موقع تحويل سال ميشه درموقع تحويل باانبوه بوسه هاي اطرافيان مواجه هستيدمادرتون ميگه اي خداميشه سال بعدبازپيش ماباشي؟ولي خودتون خوب مي دونيدكه اين كاربه مانندگشتن سوزن ازانباركاه است.خونه هستيدعيدديدن هاشروع ميشه زنگ دربه صداردرمي يادوكل فاميل به احترام سن پدرتون يكهوواردخونه ميشن انتظارديدن شماروندارن همه مي دونن خلباني ولي نمي دونن اومدين جزجون جونيهاي مادرتون؟!!! همه تقريباًهستن.حتماًخودشماهم بااين مورددرايام عيدبرخوردكرده ايدكه ناگهان وبه طوراتفاقي وهمزمان اكثرافرادفاميل همه يكجابه خانه شماآمده اند.همه حال شمارومي پرسن وشمايك به يك جواب ميدين بعضي هادراين مدت عوض شدن... بيشترازوضعيت خودت مي پرسن كه كارت چطوره؟راحتي؟ عموتون ميگه(جزاين انگار حرفي نداره) پسربهت صدبارنگفتم بيابرويك رشته مهندسي بخون؟برقي،مكانيكي،قدرتي؟فلاني روكه خوب مي شناسي؟رفته چي چي خونده والان نونش توروغنه.ديارغربت هم نرفته.همين بغل گوش خودمونه؟بهش ميگيدخوب علاقه بودچيكارميشه كردعموجون!عمه ميگه هنوزخبري نيست؟؟؟يك لحظه باخودتن ميگين يعني چي؟بعددوزاريتون مي افته ازدواج رو ميگه؟ميگين هنوزوقت هست.ميگه پس كي روبه بابامي كنه وميگه عجله كن وگرنه توآسمونهايكي پيدامي كنه؟همه مي خندن.دايي ميگه نظامي گري چطوره؟مي بيني كه؟پسرعموتون كه 2يا3سال ازشمابزرگتراست وتحصيلات عاليه يك رشته فني روداره ازبعدفني واردبحث ميشه وميگه اثركوانداچيه؟(خداييش فكركنم براي خيط كردن من تمام كتابهاي پروازروخونده تااينوپيداكرده) يك لحظه كوپ مي كنين.اونوخوب مي شناسين اگه جواب ندين هفت شهرعشق رومي گرده وبه همه ميگه فلاني هيچي ازپروازحاليش نيست بااينكه خودش خلبانه.به طورشمرده ميگين اين اثرخم شدن سيالات اطراف يك شي روبررسي مي كنه اگه اطلاعات زيادمي خواي بعداًبهت ميگم.ديگه ساكت ميشه.حتماًشماهاهم بااين افراددرخانواده واطراف خودتون برخوردكردين.دخترخاله ميگه(يك چيزهايي اززبان انگليسي حاليشه) how are you? باخودتون ميگين اي بابااين هم تست زبان.ميگيد thanks. Im good ولي ول كن نيست دست وپاشكسته حرف مي زنه وشمارووادارميكنه كه جواب بدين بالاخره مادربه دادتون مي رسه وبه دخترخاله ميگه كه دخترزبون مادري حرف بزن ببينم چي ميگي؟!خواهرزاده كوچولوتون بازبون شيرينش ميگه دايي جون باباميگه شماازماشين ماهم تندترمي رين آره؟ميگين آره كوچولو.مي پرسه خوب دايي جون اگه بااين سرعت به كلاغ بزنين چي ميشه؟؟؟ همه مي خندن اين وروجك هم انگاردست بردارنيست.امروزتمام شد.فرصتي پيدامي كنين تاباخودتون درخانه اي كه مدتهاازاون دوربودين تنهاباشين به اتاق قبلي خودتون سرمي زنين.مادرتغييراندكي به اتاق داده ولي بازبه همون شكل قبلي است.مادرميگه مي خوام براي هميشه اينطوربمونه(درودبرتمامي مادران عزيز)ديوارهاي اتاق پراست ازعكس هواپيماهاي جت.باخودتون ميگين پسرآخرش كارخودتوكردي وبالاخره سواريكي ازاينهاشدي.به كتابخونه كوچيكتون سرمي زنين به جاي كتابهاي درسي وداستان همش كتابهاي مربوط به پروازاست هيچ وقت يادتون نميره كه براي پيداكردن يك كتاب كه درموردخاطرات خلبانهابودچقدراين ورآن وررفتين وآخرش باهزارزحمت وبا2برابرقيمت اونو ازيك شهرنسبتاًدورازمحل سكونت خودتون خريدين بعداًفهميدين ياروسرتون كلاه گذاشته!!!!روي تخت قديمي خودتون درازمي كشين وخاطرات گذشته رومرورمي كنين وبه اين نتيجه مي رسين كه بالاخره من به عشق خودم رسيدم واين برام كافيه.مرخصي هاتموم ميشه وباسلام ودعاي خيرپدرومادروخواهروبرادرانتون دوباره راهي پايگاه ميشين باخودوتون ميگين رفتم تا.....

درودوسپاس برتمامي دوستان عزيزاميدوارم كه مفيدواقع شده باشه.
هرروزتان نوروز نوروزتان پيروز
  
What advice do you have for anyone wanting to be a fighter pilot? Understand exactly what it means to be a fighter pilot, and then do it
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه در مورد هوا فضا”