بهنام41 جان
ياد آن سربازي مملو از وحشت واضطراب رادوباره زنده كردي روزها وشبهاي طولاني ترس ،اضطراب،گرسنگي،تشنگي،انفجار ورگبار بي انتهاي گلوله همينكه خودم پس از 15 سال از تموم شدن آن روزها هنوز بعضي وقتها موقع خواب كابوس آن دوران راميبينم براي من كافيست.
اين سلاح كه زحمت كشيدي وعكسهايش را گذاشتي پاسدارهاي ما با لهجه كرماني خودشان به آن پلامينو ميگفتند ودر زمان جنگ جزو آسهاي خطوط مقدم نيروهاي عراقي براي تيراندازي به ايرانيها بود.ما هم مزه آن رادر موقعي كه قاچاقچيها در كوير به سمتمان شليك ميكردند چشيديم.هرچند كه سلاحهاي ديگرشان ازاين هم خيلي قويتر بود.(ميني كاتيوشا،خمپاره ،106،توپهاي 2لول و4لول ضدهوايي و.....)اما از حق نگذريم سلاحهاي ماازاونها بيشتربود
من خودم مسئول قبضه وتيرانداز توپ 23 ضدهوايي بودم كه ازاون البته بصورت زميني استفاده ميكرديم
ما در آنزمان غيراز هواپيماي بمب افكن همه چي داشتيم كه شامل كاتيوشا وتوپ دوربرد هم ميشد.برخلاف صدايي كه شما موقع شليك يا انفجارگلوله كاتيوشا در تلويزيون ميشنويد صدايي كه ماميشنيديم طوري بود كه احساس ميكرديم قلبمان الآن از دهنمان در آيد!!!!
