اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 123 بار
- سپاسهای دریافتی: 582 بار

- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
ebrahim13552000
از حسن نظر شما سپاس گزارم . چشم
سعی میکنم برای هر کدوم از عباراتی که نوشتم و خواهم نوشت مثالی هم ذکر کنم

از حسن نظر شما سپاس گزارم . چشم
سعی میکنم برای هر کدوم از عباراتی که نوشتم و خواهم نوشت مثالی هم ذکر کنم

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
از لطفی که دوستان نسبت به من برای نوشتن این چندتا اصطلاح دستو پا شکسته داشتن نهایت سپاس گزاری رو به عمل میارم
اصطلاحات جدید :
Wish after the event
معما چون حل شود اسان شود
Time is money
وقت طلاست
Business is war
همون وقت طلاست . بیزینس جنگه .
این یه اصطلاح شغلیه و برای کارهای تجارتی و افرادی که در تجارت اشتقال دارن اصطلاح حیاتی محسوب میشه .
People want the jab well
مردم ازت انتظار درس انجام دادن کارتو دارن
Empty vessels have the greatest sound
طبل توخالی .
کسی که منم منم میکنه اما هیچی نیست . مثلا وقتی یه نفر جایی خیلی اظهار وجود کرد ولی اینکاره نبود میشه بهش گفت . یا وقتی که کسی ادعای انجام کاری برای شما رو داره اما از عهده اون بر نمیاد میتونید بگید .
Two heads are better than one
2 تا بهتر از یکیه . 2نفر بهتر از یک نفر میتونن تصمیم بگیرن '; فکر کنند یا عمل کنند .
وقتی کارتون گیر کرده یا درگیری ذهنی شدیدی دارید و کسی بهتون میگه میخای کمکت کنم اینو میتونید بگید .
حتی وقتی طرف مقابل چندان بهره هوشی نداره و ازش قصد کمک گرفتن دارید میتونید بگید .
One bird in the band is better than two bird in the bush
نقد بهتر از نسیه هستش .
دقیقا مثل اصطلاح مترادف فارسی خودش استفاده میشه .
You cant teach the old fox
ازموده را ازمودن خطاست
این 2 جمله رو چند جا میشه به کار برد .
زمانی که شخص مقابل قصد داره به شما چیزی رو یاد بده یا درستون بده و خودتون استادین
زمانی که طرف مقابل شما قصد انجام هر نوع معامله یا مذاکره با شخصی رو داره که فایده ای توش نیست یا نهایتا موجب ضرر میشه ( معمولا تو گروه های گنگستری هم به کار میره به معنی اینکه با رائیس گنگستر ها نمیشه معامله برد یا باخت داشت چون اونها هفت خط هستن )
زمانی که شخص مقابل شما قبلا امتحانشو بهتون پس داده و بی صلاحیت بودن اون به شما ثابت شده .
Sweep Sb off his/her feet
دل کسی رو بردن
She sweep me off my feet
اون ( دختره ) دل منو برده . منو عاشق خودش کرده
زمانی که شیفته و فریفته شخصی میشید میگیده .
Get carried away!
جو گیر شدن
وقتی طرف مقابل شما از خود بی خود شده یا خودتون ازخود بیخود شدید .
Screw up !
ضایع شدن
Come to
به هوش امدن . به حال امدن
Buzz up !
تلفن زدن کوچولو . به قول بروبچز کوچه نشین میشه تیلیف زدن . تیلیف= تلفن
I feel under weather
دمق بودن

اصطلاحات جدید :
Wish after the event
معما چون حل شود اسان شود
Time is money
وقت طلاست
Business is war
همون وقت طلاست . بیزینس جنگه .
این یه اصطلاح شغلیه و برای کارهای تجارتی و افرادی که در تجارت اشتقال دارن اصطلاح حیاتی محسوب میشه .
People want the jab well
مردم ازت انتظار درس انجام دادن کارتو دارن
Empty vessels have the greatest sound
طبل توخالی .
کسی که منم منم میکنه اما هیچی نیست . مثلا وقتی یه نفر جایی خیلی اظهار وجود کرد ولی اینکاره نبود میشه بهش گفت . یا وقتی که کسی ادعای انجام کاری برای شما رو داره اما از عهده اون بر نمیاد میتونید بگید .
Two heads are better than one
2 تا بهتر از یکیه . 2نفر بهتر از یک نفر میتونن تصمیم بگیرن '; فکر کنند یا عمل کنند .
وقتی کارتون گیر کرده یا درگیری ذهنی شدیدی دارید و کسی بهتون میگه میخای کمکت کنم اینو میتونید بگید .
حتی وقتی طرف مقابل چندان بهره هوشی نداره و ازش قصد کمک گرفتن دارید میتونید بگید .
One bird in the band is better than two bird in the bush
نقد بهتر از نسیه هستش .
دقیقا مثل اصطلاح مترادف فارسی خودش استفاده میشه .
You cant teach the old fox
ازموده را ازمودن خطاست
این 2 جمله رو چند جا میشه به کار برد .
زمانی که شخص مقابل قصد داره به شما چیزی رو یاد بده یا درستون بده و خودتون استادین
زمانی که طرف مقابل شما قصد انجام هر نوع معامله یا مذاکره با شخصی رو داره که فایده ای توش نیست یا نهایتا موجب ضرر میشه ( معمولا تو گروه های گنگستری هم به کار میره به معنی اینکه با رائیس گنگستر ها نمیشه معامله برد یا باخت داشت چون اونها هفت خط هستن )
زمانی که شخص مقابل شما قبلا امتحانشو بهتون پس داده و بی صلاحیت بودن اون به شما ثابت شده .
Sweep Sb off his/her feet
دل کسی رو بردن
She sweep me off my feet
اون ( دختره ) دل منو برده . منو عاشق خودش کرده
زمانی که شیفته و فریفته شخصی میشید میگیده .
Get carried away!
جو گیر شدن
وقتی طرف مقابل شما از خود بی خود شده یا خودتون ازخود بیخود شدید .
Screw up !
ضایع شدن
Come to
به هوش امدن . به حال امدن
Buzz up !
تلفن زدن کوچولو . به قول بروبچز کوچه نشین میشه تیلیف زدن . تیلیف= تلفن
I feel under weather
دمق بودن

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 123 بار
- سپاسهای دریافتی: 582 بار
سلام به همه زبون دونا
من چند تا کلمه دارم که هر کاري کردم نتونستم معنيشو نو پيدا کنم اگه ميشه کمک کنيد .
شايد اين کلمات به درد بقيه هم بخوره.
clincher
sequitur--extermist--
solipistic---safer---(self-perpetuating
caltrop--temp--take part--feed stock--epitomize---through put--infraction--predilute--constellation--astragal---
urushiol--toxicodendron--headrest--epistemology--ontology--retrenchment
ممنون
من چند تا کلمه دارم که هر کاري کردم نتونستم معنيشو نو پيدا کنم اگه ميشه کمک کنيد .
شايد اين کلمات به درد بقيه هم بخوره.
clincher
sequitur--extermist--
solipistic---safer---(self-perpetuating
caltrop--temp--take part--feed stock--epitomize---through put--infraction--predilute--constellation--astragal---
urushiol--toxicodendron--headrest--epistemology--ontology--retrenchment
ممنون
با كاروان بگوييد از راه كعبه برگرد
من يار رابه مستي بيرون خانه ديدم (امام خامنه اي)
من يار رابه مستي بيرون خانه ديدم (امام خامنه اي)

- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
ebrahim 13552000 جان
clincher : قطع کننده . متمسک شونده
sequitur : نتیجه . برداشت
extermist غلط املایی داره درستش ( extremist ) : به معنای : قانون افراطی - اصول دینی یا روانشناسی افراطی
solipistic اینم قلط املایی داره درستش ( solipsistic ) این کلمه صفت کلمه ی solipsism هستش معنی خاصی نداره و به نوعی مکتبی روانشناسی دینی هستش که میگه نفس انسان تنها با خودش اشناست ( نفس گرایی )
safer : ایمن . ایمن تر
self-perpetuating : خود جاودانگی - ابدی ساختن خود - جاودانه ساختن خود
caltrop : پاگیر - بته سیفی جات - نوعی علف رونده روی زمین که موجب گیر کردن و زمین خوردن ادم میشه
temp : موقتی . زود گذر . مخفف کلمه temporary
take part : بر عهده گرفتن وظیفه ای . شرکت کردن
feed stock : یه اصطلاح تجاری به معنای مواد خام یا مواد اولیه
epitomize : خلاصه کردن - متمرکز کردن ( برای لیزر یا نور یا انرژی ) - وجود خارجی بخشیدن هم معنی میده مثل خلق دیو
throughput : توان عملیاتی - بازده - خروجی - عملکرد ( اگه کاربرد نظامی داره همون توان عملیاتی هستش )
infraction : تخلف - پایمال کردن مقررات - نقض مقررات
predilute : راستش معنی اینو که اصلا نمیدونم شاید منظور شما preadult باشه به معنی : قبل از بلوغ رسیدن
constellation : برج . ماه . همون سر برج که میگیم یا سر ماه - در اصل صورتهای فلکی 12 گانه مثل عقرب . شکارچی که هرکدوم مبین یک ماه هستن
astragal : نوعی شکل در معماری . نوعی شکل برجسته .
urushiol : ماده سمی موجود در برخی نباتات و گیاهان
toxicodendron : احتمال میدم معنای سموم عصبی رو بده یا عامل اعصاب یا مواد سمی که روی سلولهای عصبی تاثیر مخرب دارن
headrest : محافظ سر - ابزاری برای حفاظت از سر - امریکایی ها به کلاه ضد گلوله هم اینو میگن
epistemology : معرفت شناسی
ontology : گیتی شناسی - هستی شناسی - علم شناخت موجودات
retrenchment : مستحکم سازی و سنگر سازی مجدد. مقاوم سازی ساختمان در مقابل عوامل طبیعی
ebrahim 13552000 جان
خیلی ببخشید اما این لقط ها مال چه متنی بود ؟
از کجا اورده بودی ؟
از هر چیزی توش لغت بود . من نفهمیدم مطلب فلسفیه . نظامیه . اقتصادیه . سیاسیه . مهندسیه . علمیه . فیزیولوژیه
مجبور شدم برای یک سری هم به لغتنامه سر بزنم

clincher : قطع کننده . متمسک شونده
sequitur : نتیجه . برداشت
extermist غلط املایی داره درستش ( extremist ) : به معنای : قانون افراطی - اصول دینی یا روانشناسی افراطی
solipistic اینم قلط املایی داره درستش ( solipsistic ) این کلمه صفت کلمه ی solipsism هستش معنی خاصی نداره و به نوعی مکتبی روانشناسی دینی هستش که میگه نفس انسان تنها با خودش اشناست ( نفس گرایی )
safer : ایمن . ایمن تر
self-perpetuating : خود جاودانگی - ابدی ساختن خود - جاودانه ساختن خود
caltrop : پاگیر - بته سیفی جات - نوعی علف رونده روی زمین که موجب گیر کردن و زمین خوردن ادم میشه
temp : موقتی . زود گذر . مخفف کلمه temporary
take part : بر عهده گرفتن وظیفه ای . شرکت کردن
feed stock : یه اصطلاح تجاری به معنای مواد خام یا مواد اولیه
epitomize : خلاصه کردن - متمرکز کردن ( برای لیزر یا نور یا انرژی ) - وجود خارجی بخشیدن هم معنی میده مثل خلق دیو
throughput : توان عملیاتی - بازده - خروجی - عملکرد ( اگه کاربرد نظامی داره همون توان عملیاتی هستش )
infraction : تخلف - پایمال کردن مقررات - نقض مقررات
predilute : راستش معنی اینو که اصلا نمیدونم شاید منظور شما preadult باشه به معنی : قبل از بلوغ رسیدن
constellation : برج . ماه . همون سر برج که میگیم یا سر ماه - در اصل صورتهای فلکی 12 گانه مثل عقرب . شکارچی که هرکدوم مبین یک ماه هستن
astragal : نوعی شکل در معماری . نوعی شکل برجسته .
urushiol : ماده سمی موجود در برخی نباتات و گیاهان
toxicodendron : احتمال میدم معنای سموم عصبی رو بده یا عامل اعصاب یا مواد سمی که روی سلولهای عصبی تاثیر مخرب دارن
headrest : محافظ سر - ابزاری برای حفاظت از سر - امریکایی ها به کلاه ضد گلوله هم اینو میگن
epistemology : معرفت شناسی
ontology : گیتی شناسی - هستی شناسی - علم شناخت موجودات
retrenchment : مستحکم سازی و سنگر سازی مجدد. مقاوم سازی ساختمان در مقابل عوامل طبیعی
ebrahim 13552000 جان
خیلی ببخشید اما این لقط ها مال چه متنی بود ؟
از کجا اورده بودی ؟
از هر چیزی توش لغت بود . من نفهمیدم مطلب فلسفیه . نظامیه . اقتصادیه . سیاسیه . مهندسیه . علمیه . فیزیولوژیه
مجبور شدم برای یک سری هم به لغتنامه سر بزنم

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 123 بار
- سپاسهای دریافتی: 582 بار

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 123 بار
- سپاسهای دریافتی: 582 بار

-
- پست: 803
- تاریخ عضویت: جمعه ۶ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 138 بار
- سپاسهای دریافتی: 273 بار
ebrahim13552000 نوشته شده:سلام
ببخشيد كه دوباره مزاحم ميشم كسي معني اين كلمات رو ميدونه:
step-down transformer
base case transformer
investor-owned utilities
cryostat
optimized transformer
stacking factor
utilities grid
step-down transformers (وسیله ای برای پایین آوردن ولتاژ الکتریکی)
base case transformer (کیس/ جعبه ی اصلی که مربوط به تغییر ولتاژ هست)
cryostat (ترموستاتی که در درجه حرارت خیلی پایین عمل میکند)
optimized transformer (مبدل های بهینه شده)
No time like the present
مدتی کمرنگ یا بی رنگ...
مدتی کمرنگ یا بی رنگ...

- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
ebrahim13552000 عزیز
step-down transformer
کم کردن ولتاژ توسط ترانسفورماتور یا ترانسفورماتور تغییر ولتاژ
base case transformer
؟؟؟؟؟؟؟
investor-owned utilities
یه چیزی تو مایه های سرمایه گذاری یا سرمایه داری یا سرمایه مفید
cryostat
وسیله ی سنجش سرما همون سرما سنج کاربرد تو فیزیک داره
optimized transformer
ترانسفورماتور بهینه شده
stacking factor
عامل توده سازی - عامل پشته سازی و خرمن کردن یا عامل انباشته کردن
utilities grid
شبکه ها یا رشته های سودمند
از شما عذر خواهی میکنم شاید بعضی از لغات دارای معانی متفاوتی از اونچه شما نیاز داشتید باشن . اگر جملات رو در متن قرار میدادید بهتر میتونستم کمک کنم .
احتمال میدم چون کارهای دانشگاهم ریخته سرم دیگه نتونم بیام یا خیلی کم سر بزنم بازهم اگر سوالی داشتید قرار بدید مطمعنا باقی دوستان کمک میکنند منهم هروقت سر زدم حتما پاسخگو هستم
:razz
step-down transformer
کم کردن ولتاژ توسط ترانسفورماتور یا ترانسفورماتور تغییر ولتاژ
base case transformer
؟؟؟؟؟؟؟
investor-owned utilities
یه چیزی تو مایه های سرمایه گذاری یا سرمایه داری یا سرمایه مفید
cryostat
وسیله ی سنجش سرما همون سرما سنج کاربرد تو فیزیک داره
optimized transformer
ترانسفورماتور بهینه شده
stacking factor
عامل توده سازی - عامل پشته سازی و خرمن کردن یا عامل انباشته کردن
utilities grid
شبکه ها یا رشته های سودمند
از شما عذر خواهی میکنم شاید بعضی از لغات دارای معانی متفاوتی از اونچه شما نیاز داشتید باشن . اگر جملات رو در متن قرار میدادید بهتر میتونستم کمک کنم .
احتمال میدم چون کارهای دانشگاهم ریخته سرم دیگه نتونم بیام یا خیلی کم سر بزنم بازهم اگر سوالی داشتید قرار بدید مطمعنا باقی دوستان کمک میکنند منهم هروقت سر زدم حتما پاسخگو هستم
:razz"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
Ines عزیز
من از شما عذر خواهی میکنم
من صفحه رو offline کرده بودم و مشغول پاسخگویی بودم به همین دلیل متجه پاسخ شما به این بخش نشدم
امیدوارم عذرخواهی من رو بپذیرید

من از شما عذر خواهی میکنم
من صفحه رو offline کرده بودم و مشغول پاسخگویی بودم به همین دلیل متجه پاسخ شما به این بخش نشدم
امیدوارم عذرخواهی من رو بپذیرید

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


-
- پست: 803
- تاریخ عضویت: جمعه ۶ مرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 138 بار
- سپاسهای دریافتی: 273 بار
JavadRadical نوشته شده:Ines عزیز![]()
من از شما عذر خواهی میکنممن صفحه رو offline کرده بودم و مشغول پاسخگویی بودم به همین دلیل متجه پاسخ شما به این بخش نشدم
امیدوارم عذرخواهی من رو بپذیرید
![]()
از تمام پاسخ هایی که سوال ها داده میشه استقبال میشه، تا نتیجه ی مطلوب بدست بیاد.
No time like the present
مدتی کمرنگ یا بی رنگ...
مدتی کمرنگ یا بی رنگ...

- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
اصطلاحات
به لطف خدا فعلا سرم كمي خلوت شده و تصميم دارم كه نوشتن اصطلاحات عاميانه و رايج انگليسي رو پيگيري كنم .
اما اينبار علاوه بر اصطلاحات لغات خاص رو هم بيان خواهم كرد . دانستن معني لغاتي كه همراه با حروف اضافه در زبان انگليسي بگار ميره بسيار مهمه چون ميتونه قدرت درك مطلب و ترجمه شما و درنتيجه مهارتهاي ارتباطي شما رو افزايش بده .
دوستان متاسفانه من نه خط فارسي خوشي دارم و نه ديكته فارسي خوبي انهم به اين دليل كه من دوران ابتدايي به مدرسه فارسي زبان نرفتم . بخاطر همين غلط املايي زيادي دارم . همينجا از همسرم كه هميشه صبورانه پاسخ سوالهاي املايي منو ميده و جملات من رو تصحيح ميكنه سپاس گذاري ميكنم
ايشان هم از اعضاي خوب سنترال كلابز هستند
اجازه بديد اول از اصطلاحات لايت و لغات كاربردي شروع كنم و بعد سراق اصطلاحات خاكستري برم
Sweep Sb off
قلب كسي رو بدست اوردن
World's fail me !
زبونم بند اومده
Don't give it another thought !
ديگه بهش فكر نكن
Talk it Over
مطرح كردن
I wouldn't wish it on anyone !
خدا سر كسي نياره , انشا الله به سر كسي نياد
Sad to say ........St
متاسفانه ..........
That's So Javad
( حتما براي شما پيش اومده كه در جواب شخصي گفتيد : سعيده ديگه كاريش نميشه كرد ! . اين جمله دقيقا همونه ) جواده ديگه !
In the course of history
در طول تاريخ
( اين جمله بسيار پركاربرديه )
Strike while the iron is HOT
تا تنور داغه بچسبون
Put it mildly ! .......
كم كم ........
Passed Out
درگذشته . مرده . فوت شده
People fail for that stuff
مردم گولشو ميخورن
I have reputation to uphold
من عابرو دارم
What kind of sick joke is it ?!
اين شوخي بيمزه چيه ؟! اين مزخرفات چيه ؟1
F.u.c.k up sb !
تعجب نكنيد معني بدي نداره برعكس معنيش مثبته و البته خودمونيه معنيش يعني
خوشحال كردن كسي . خنداندن و شاد كردن كسي و از خنده روده بر كردن كسي )
Flattering
چاپلوسي
اما اينبار علاوه بر اصطلاحات لغات خاص رو هم بيان خواهم كرد . دانستن معني لغاتي كه همراه با حروف اضافه در زبان انگليسي بگار ميره بسيار مهمه چون ميتونه قدرت درك مطلب و ترجمه شما و درنتيجه مهارتهاي ارتباطي شما رو افزايش بده .
دوستان متاسفانه من نه خط فارسي خوشي دارم و نه ديكته فارسي خوبي انهم به اين دليل كه من دوران ابتدايي به مدرسه فارسي زبان نرفتم . بخاطر همين غلط املايي زيادي دارم . همينجا از همسرم كه هميشه صبورانه پاسخ سوالهاي املايي منو ميده و جملات من رو تصحيح ميكنه سپاس گذاري ميكنم
ايشان هم از اعضاي خوب سنترال كلابز هستند
اجازه بديد اول از اصطلاحات لايت و لغات كاربردي شروع كنم و بعد سراق اصطلاحات خاكستري برم
Sweep Sb off
قلب كسي رو بدست اوردن
World's fail me !
زبونم بند اومده
Don't give it another thought !
ديگه بهش فكر نكن
Talk it Over
مطرح كردن
I wouldn't wish it on anyone !
خدا سر كسي نياره , انشا الله به سر كسي نياد
Sad to say ........St
متاسفانه ..........
That's So Javad
( حتما براي شما پيش اومده كه در جواب شخصي گفتيد : سعيده ديگه كاريش نميشه كرد ! . اين جمله دقيقا همونه ) جواده ديگه !
In the course of history
در طول تاريخ
( اين جمله بسيار پركاربرديه )
Strike while the iron is HOT
تا تنور داغه بچسبون
Put it mildly ! .......
كم كم ........
Passed Out
درگذشته . مرده . فوت شده
People fail for that stuff
مردم گولشو ميخورن
I have reputation to uphold
من عابرو دارم
What kind of sick joke is it ?!
اين شوخي بيمزه چيه ؟! اين مزخرفات چيه ؟1
F.u.c.k up sb !
تعجب نكنيد معني بدي نداره برعكس معنيش مثبته و البته خودمونيه معنيش يعني
خوشحال كردن كسي . خنداندن و شاد كردن كسي و از خنده روده بر كردن كسي )
Flattering
چاپلوسي