در سال 1999، مجله تایم در ویژهنامهای 100 فرد تأثیرگذار قرن بیستم را انتخاب کرد. مسئولان این مجله از سال 2004 تصمیم گرفتند که به طور سالانه این کار را ادامه دهند و اشخاص تأثیرگذار هر سال را برگزینند. آنها تأکید کردهاند که همه افرادی که در لیست صدنفره آنها قرار میگیرد به جهت تأثیر مثبت انتخاب نمیشوند، بلکه در مواردی افرادی که با اعمال منفی خود، جهان را به عقب بردهاند هم در لیست قرار میگیرند.
اپرا وینفری Oprah Winfrey، مجری مشهور برنامههای تلویزیونی آمریکایی و اجرا کننده یک «تاک شو»ی بارها تحسینشده، 6 بار در لیست تایم قرار گرفته و از این حیث رکورددار است، پس از او جورج بوش، هیلاری کلینتون، کوندیلوزا رایس، هو جینتائو، استیو جابز و بیل گیتس قرار دارند که 4 بار توسط کارشناسان تایم، انتخاب شدهاند و در لیست قرار گرفتهاند.
سعی میکنم در این پست و پستهای بعدی، مختصری در مورد برخی از افراد لیست صد نفره تایم در سال 2008 و دلیل انتخابشان بنویسم.
اسکار پیستوریوس Oscar Pistorius: اسکار پیستوریوس، دونده 21 ساله معلول اهل آفریقای جنوبی یکی از کسانی است که در لیست صد نفره تایم قرار گرفته است. او دچار «فقدان مادرزادی استخوان نازکنی» بود، در این بیماری نوزاد به جای استخوان فیبولا فقط باندهای فیبری دارد. همین بیماری باعث شد که پاهای او در یک سالگی قطع شوند.
اما او با پاهای مصنوعی کربنی و البته سعی و تلاش بیمانندش، آنقدر خوب میدوید و نتیجه میگرفت که رکوردهایش روز به روز به رکورد افراد سالم نزدیکتر میشد، تا جایی که تصمیم به شرکت در مسابقات انتخابی مقدماتی المپیک پکن و رقابت با افراد سالم را گرفت، اما مسئولان فدراسیون بینالمللی ورزشکاران IAAF شرکت او را با پاهای مصنوعی غیرمنصفانه ارزیابی کردند و اظهار نظر کردند که او با این پاها بر ورزشکاران سالم، برتری پیدا میکند.
بعضی از ماها در همان زمان تولد یا به علت حوادثی دیگر، برتریها بر دیگران پیدا میکنیم و این برتریها به مانند هدیههایی هستند که به ما داده میشوند. اما تنها سعی و تلاش، ساعتهای متوالی تمرین، میل به پیروزی و بهترین شدن هستند که به این برتریها معنی میدهند و در حقیقت روح اصلی رقابت و قهرمانی در همینها مستتر است. پیستوریوس توانسته ناتوانی و معلولیت خود را به نقطه قوت و برتری خود تبدیل کند.
---------------
در مورد لانس آرمسترانگ پیش از این در وبلاگ، پست مفصلی نوشته بودم، او هم یکی دیگر از افرادی است که در لیست 100 شخصیت تأثیرگذار جهان در سال 2008 به انتخاب تایم قرار گرفته است.
مسئولیت نوشتن مقاله مربوط به آرمسترانگ را در مجله تایم، «الیزابت ادوارد» بر عهده داشته است، نویسندهای که مادر 4 فرزند است و مبتلا به سرطان است. وی در مورد آمرسترانگ مینویسد(نقل به مضمون):
هیچ کسی مثل او نیست و شاید در آینده هم هیچ کسی مثل او پیدا نشود. بهترین دوچرخهسوار تاریخ، «تور دو فرانس» را هفت بار از سال 99 تا 2005 برده است. ولی قبل از اینکه موفق به انجام چنین چنین کاری شود، مجبور بود پیروزی شخصی مهمتری کسب کند و آن غلبه بر سرطان بود. در سال 96 تشخیص داد که آرمسترانگ مبتلا به سرطان بیضه شده است، سرطانی که به شکم، مغز و ریههای او گسترش پیدا کرده بود. پزشکان امید چندانی به بهبود او نداشتند، ولی ناامیدی مفهومی برای آرمسترانگ نداشت.
او توانست بهبود پیدا کند و بعد از بهبودی، بنیاد آرمسترانگ را تأسیس کرد و حلقههای زردرنگ پلاستیکی را مبدل به بیانه مقاومت و سرسختی در تمام کره خاکی کرد. بنیاد او اشخاصی را مبتلا به سرطان شدهاند تشویق به زندگی میکند، از پژوهشهای مربوط به سرطان حمایت میکند و جامعه بیماران سرطانی را ترغیب میکند که از یکدیگر حمایت کنند و به کمک هم توانمندتر شوند، توانمندتر از آنچه هر کدام از آنها به تنهایی میتوانند باشند.
--------------
در ادامه بررسی افرادی که توسط تایم به عنوان افراد تأثیرگذار سال انتخاب شدهاند، در این پست دو فرد دیگر را معرفی خواهم کرد که مثل لانس آرمسترانگ و اسکار پیستوریوس، کسانی هستند که علیرغم داشتن بیماری توانستهاند، هر یک از جهاتی خبرساز و تأثیرگذار باشند.
ژیل بولت تایلور
سکته مغزی حادثه ناتوانکننده و توأم با تنش در زندگی بیماران است، برخلاف بسیاری از بیماریهای دیگر ناتوانایی ناشی از این بیماری به صورت تدریجی ظاهر نمیشود. بیماری که پیش از دچار شدن به سکته مغزی سالم بوده و در زمینه شغلی و اجتماعی فعال بوده است، ناگهان خود را ناتوان میبیند و مشاهده میکند که قادر نیست حتی کارهای شخصیاش را به درستی انجام بدهد.
خانم ژیل بولت تایلور 48 ساله، نوروآناتومیست (کالبدشناس دستگاه عصبی) و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا است. او در سال 96، وقتی 37 ساله بود، دچار خونریزی مغزی شد. بیماری او AVM (نقص ساختاری شریانی وریدی) بود. یک هفته بعد او تحت عمل جراحی قرار گرفت و یک توده دچار خونریزی به اندازه یک توپ گلف از مغز او برداشته شد که بر مرکز مسئول پردازش گفتار در نیمکره چپ مغزش فشار میآورد.
در طی یک دهه او با بیماریاش مبارزه کرد و سعی کرد تواناییهای از دست رفتهاش را مجدد پیدا کند. و به علاوه به توانست به هدف مهمتری هم دست پیدا کند: آشنا کردن مردم و بیماران با مغز و اعمال آن و بیماری سکته مغزی.
او در سال 2006 کتابی با عنوان A Stroke of Insight منتشر کرد و در آن درباره ساختار مغز و تجربهاش از بیماری نوشت.
از طریق نوشتهها و سخنرانیهایش او شاید بیش از هر شخص دیگری هم به افراد سالم و هم مبتلایان سکته درباره ماهیت سکته مغزی توضیح داده است.
اما آنچه به شناختهشده تر شدن خانم تایلور کمک کرد، سخنرانی کمنظیرش در کنفرانس TED و انتشار متن و ویدئوی این سخنرانی هم در سایت کنفرانس TED و هم در سایتهای اشتراک ویدئویی همچون یوتیوب بود. این ویدئو تا به حال صدها هزار بار دانلود و تماشا شده است.
شما میتوانید این ویدئو را در اینجا در یوتیوب ببینید و یا از اینجا به حجم 70 مگابایت دانلود کنید. متن کامل سخنرانی را هم می توانید در اینجا بخوانید.
بیماران مبتلا به سکته مغزی یا بیماریها ناتوانکننده دیگر، نیازی به دلسوزی ندارند، آنچه آنها نیازمند آن هستند، کمک و فهم درست است.
وب سایت رسمی دکتر تایلور
رندی پاش Randy Pausch
رندی پاش، در حال مرگ است اما در همین حال به میلیون ها نفر درس زندگی میدهد.
رندی پاش 47 ساله است و سه فرزند 2، 3 و 6 ساله دارد، او استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کارنیگی ملون Carnegie Mellon است. زمینه کاری که او بیشتر در آن تخصص دارد، «دنیاهای مجازی» است. وی همکاریهایی با والت دیسنی و Electronic Arts هم داشته است و به گوگل هم در زمینه طراحی رابط کاربری کمک کرده است.
سپتامبر سال قبل به رندی گفته شد که مبتلا به سرطان پانکراس شده است و با وجود آنکه یک برنامه درمانی سفت و سخت را دنبال کرد، عمل جراحی کرد و تحت برنامههای شیمیدرمانی تحقیقاتی هم قرار گرفت، ولی در ماه آگوست به او گفته شد که سرطان به کبد و طحال متاستاز پیدا کرده است و او فقط 3 تا 6 ماه فرصت دارد. پزشکان اکنون تخمین میزنند که او برای 3 تا 6 ماه دیگر هم میتواند به زندگی ادامه بدهد.
هر کسی با این حقیقت مواجه شود، دچار افسردگی میشود ولی رندی از این فرصت برای آموزش درس زندگی استفاده کرد. سخنرانی مشهور وی با عنوان «آخرین سخنرانی» توانست چیزهایی به دانشجویان بیاموزد که در برنامه درسی معمول، یاد نمیگرفتند. این سخنرانی در 18 سپتامبر سال 2007 انجام شد، در حالی که او انتظار نداشت در هوای گرم ماه سپتامبر بیش از 150 نفر از سخنرانیاش استقبال کنند، سالن کنفرانس پر شده بود و 400 نفر وقتی سخنرانی او شروع شد، برای دقایقی به صورت ایستاده او را تشویق کردند.
او سخنرانیاش را با نشان دادن تصاویر سیتی اسکن شکمش نشان داد و پس از آن گفت که قصد ندارد در این سخنرانی در مورد بیماریاش صحبت کند، بلکه دوست دارد در مورد اهمیت رؤیاهای کودکی و راههای رسیدن به آنها توضیح دهد. او در سخنرانی 70 دقیقهایاش از حضار خواست در مورد جاهطلبیهای خود فکر کنند، او به مدعوین گفت که دیوارها و موانع برای متوقف کردن ساخته نشدهاند، آنها به این منظور ساخته شدهاند که درجه تلاش و سرسختی افراد مقاوم را به رخ بکشند و ثابت کنند.
رندی پاش در حال رؤپاپردازی در زمان کودکی!
در طی چند هفته، این سخنرانی بازتاب گستردهای در اینترنت و بین مردم پیدا کرد، طوری که متن آن به چندین زبان از جمله چینی، عربی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شد. رندی به شوی «اپرا وینفری» دعوت شد، ABC News او را یکی از سه شخصیت برتر هفته انتخاب کرد و هزاران بلاگر در مورد آن نوشتند.
او انتظار نداشت که سخنانش در مورد آرزوهای کودکیاش در مورد کاپیتان کیرک مجموعه تلویزیونی Star Trek و جاذبه صفر مخاطبی بیش از آن چند صد نفر حاضر داشته باشد، ولی به لطف یوتیوب و سایتهای اشتراک ویدئو، حدود 10 میلیون نفر تا به حال سخنرانیاش را دیدهاند.
بعد از این سخنرانی او کتابی با عنوان The Last Lecture نوشت که بسیار پرفروش شد. سالها قبل همسر رندی از او خواسته بود که نصیحتهایش را در قالب کتابی برای او و فرزندانش به رشته تحریر در آورد ولی او آن موقع از این ایده استقبال نکرده بود، اما بعد بیماری تصمیم گرفت این ایده را عملی کند. او به شوخی در مورد این کتاب میگوید که این کتاب تنها کتابی در دنیا است که در صفحه سپاسگزاریاش از داوری شیمی درمانی Gemcitabine هم تشکر شده است!
اما مردم آمریکا هم بیکار ننشستند و با اقدامات تحسینبرانگیزی سعی کردند بعضی از آرزوهای رندی را در دوران کودکی برآورده کنند: اعضای یک تیم فوتبال حرفهای فوتبال آمریکایی به نام Pittsburgh Steelers بعد از اینکه متوجه شدند یکی از آرزوهای دوران کودکی رندی، بازی کردن در لیگ حرفهای فوتبال آمریکایی موسوم به NFL بوده است به او پیشنهاد کردند که یک روز در تمرین آنها شرکت کند. به علاوه وقتی تهیهکنندگان فیلم استار ترک متوجه علاقه او به این مجموعه در دوران کودکی شدند، از او درخواست کردند که در آخرین قسمت این فیلم نقش کوتاهی بازی کند. رندی هم این پیشنهاد را پذیرفت، او در این فیلم یک خط دیالوگ هم دارد!
رندی در حال حاضر تحت شیمیدرمانی تسکینی است، درمانی که صرفا سرعت رشد تومور را کاهش میدهد. رندی، تلاش میکند از شهرت غیرمنظره خود برای افزایش توجه رسانهها و مردم در مورد نبود سرمایهگذاری کافی در پژوهشهای مربوط به بیماری سرطان پانکراس استفاده کند.
