كابوس موشك

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي زميني به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

كابوس موشك

پست توسط Mohammad 1985 »

آنچه در پى خواهد آمدآخرين نوشته شهيد محمدعلى بخشى رئيس روابط عمومى نيروى دريايى ارتش است كه در سانحه هوايى روز سه شنبه گذشته به همراه گروهى از اصحاب رسانه ها و سرنشينان هواپيماى سى ـ ۱۳۰ جان به جان آفرين تسليم كرد. ياد و نامش گرامى باد.
دريا به شدت توفانى بود و امواج سهمگين ، همچون پتكى بر بدنه ناوشكن فرود مى آمد، شبى ظلمانى با محاق ماه، به يكباره ديده بان فرياد كشيد: موشك . موشك!
از صندلى فرماندهى در پل فرماندهى ، به بيرون جستم و آژير «محل جنگ» را به صدا در آوردم. به علت ضيق وقت براى عكس العمل مناسب، خود به پشت مسلسل دويدم و آتش گشودم. اما موشك زوزه كشان هر لحظه نزديكتر مى شد و نور بنفش كور كننده اش تمام فضا را پوشانده بود. برخورد موشك را با تمام وجود بر ناوشكن تحت فرماندهيم احساس كردم، و بعد از آن در ميان شعله و دود به هوا پرتاب شدم.صدايى از بلندگوى پل فرماندهى، مرا به خود آورد:
«جناب ناخدا» ، «جناب ناخدا!»
از كابوسى وحشتناك از جا جستم ، به شدت عرق كرده بودم و گرماى چراغ مطالعه كنار تخت صورتم را داغ كرده بود.
صداى افسر نگهبان پل فرماندهى، دوباره در بلندگوى كابين پيچيد:
«جناب ناخدا!» از پل فرماندهى پاسخ دادم: بفرماييد.
افسر نگهبان ادامه داد:يك هدف مشكوك دردو مايلى سمت چپ ما قرار دارد.
بلافاصله به پل فرماندهى رفتم، مدتى هدف را به وسيله سيستم ردنگارى اتاق عمليات و جنگال ناوشكن تحت نظر گرفتيم و بالاخره به عنوان كشتى تجارى عبورى شناسايى شد.
وضعيت كاروان را از افسر نگهبان سؤال كردم. جواب داد، نسبت به سه ربع پيش كه اطلاع داريد، تغييرى نكرده است. آن روز در اواسط شهريورماه ۱۳۶۱ طبق معمول درگير هماهنگ كردن كاروانى از كشتى هاى تجارتى و نفتكش جهت عزيمت به بندر امام بودم. عمليات اسكورت كاروان، عمليات پردردسر وطاقت فرسايى بود. از چندين روز قبل مى بايستى كشتى ها را آزمايش سرعت و بازرسى فنى مى كرديم، چون در آن سالها شركتهاى كشتيرانى بيگانه از شرايط جنگى حاكم بر خليج فارس سوء استفاده مى كردند و قراضه ترين كشتى هاى خود را براى عزيمت به بنادر ايران (در شمال خليج فارس) مى فرستادند، تا مورد حمله موشكى عراق قرار گيرد و پول آن را از بيمه دريافت كنند و ما براى خنثى كردن ترفند اين سودجويان فرصت طلب مجبور به آزمايش سرعت و همچنين بازرسى فنى از كشتى ها بوديم.
استقرار سلاح پدافندى و سيستم هاى فريب موشك نيز، چند روزى به طول انجاميد و وقت گير بود و ما تجربه كرده بوديم كه كشتى ها نبايستى از سيستم مخابراتى خود استفاده كنند، چون با ناديده انگاشتن سياست انتشارات الكترونيكى فرمانده اسكورت، موجب لو رفتن نقطه كاروان مى گرديدند.
آن روز از فلق تا شفق همه پرسنل ناوشكن بدون هيچگونه استراحتى مشغول كار بودند تا كاروان ۲۵ فروندى به راه افتاد.با شروع تاريكى هوا از بين جزاير قشم و لارك، راهى مسير كشتيرانى جنوب خليج فارس شديم. اين مسير را در مسير كشتيرانى بين المللى ادامه مى داديم تا كشف كاروان به وسيله يگانهاى شناسايى دشمن مشكل باشد و در همين مسير بود كه، فرمانده كاروان مى توانست يكى دو ساعتى بخوابد و اين سه ربع خواب من با آن «كابوس وحشتناك» در همين منطقه و همين مسير صورت گرفته بود.
بعد از خرد شدن كمر نيروى دريايى عراق درعمليات بزرگ «مرواريد»در هفتم آذرماه ۱۳۵۹ ، ابرقدرتها تمام تلاش خود را براى تجهيز عراق با تسليحاتى كه بتواند خطوط مواصلاتى به «بندر امام» (بزرگترين بندر تجارتى ايران ) و « جزيره خارك» كه بزرگترين پايانه نفتى ما بود را تهديد نمايد، مبذول مى داشتند؛ لذا با كمك مستشاران و قطعات يدكى شوروى چند فروند ناوچه «اوزاى» عراق بازسازى شده بودند.
فرانسه با كرايه دادن هواپيماهاى «سوپر اتاندارد» مجهز به موشك هوا به سطح «اگزوست» و فروش هلى كوپترهاى «سوپر فرلئون» مجهز به موشك «اگزوست» به عراق، سعى داشتند آن كشور را به تجهيزات برتر ضد سطحى مجز نمايند. البته هواپيماهاى شكارى «ميگ» و «ميراژ» نيز مى رفت تا توازن قدرت هوايى را به نفع عراق تغيير دهد.
آن روزها بازار جنگ روانى استكبار عليه نيروى دريايى ما بسيار گرم بود و مراكز خبرى اعم از راديو، تلويزيون و نشريات غربى، تبليغات گسترده اى را در مورد قدرت موشكى عراق در دريا به راه انداخته بودند. به ويژه بعد از جنگ دريايى «فالكلند» تبليغات وسيعى روى موشك «اگزوست» وهواپيماهاى «سوپراتاندارد» و هلى كوپترهاى «سوپرفرلئون» به عمل آمده بود.
در چنين شرايطى من هوشيارى و مراقبت را دو برابر كردم. در قسمت امن مسير، معمولاً آخرين چكهاى سلاح و تجهيزات براى اطمينان از آمادگى، جهت ورود به منطقه خطر انجام مى گرفت.
از رأس المطاف به طرف جزيره خارك، منطقه خطر محسوب مى گرديد و معمولاً آژير «محل جنگ» زده مى شد و پرسنل ناوهاى اسكورت در آمادگى درجه يك كنترل صدمات و شرايط «زلو» (بالاترين آمادگى عملياتى و فنى ) براى مقابله با حملات هوايى و موشكى و ديده بانى مين، قرارمى گرفتند. اسكورت ها در اين مرحله ، فاصله را به كاروان نزديك تر مى كردند و از كاروان ، پدافند نزديك به عمل مى آمد. پوشش هوايى كاروان در اين منطقه، به وسيله هواپيماهاى «اف۱۴» و «اف۴» تأمين مى شد. چند حمله هوايى ميگ ها به وسيله آتش پرحجم ناوشكن «سام» دفع شد و يك فروند هواپيماى دشمن هدف موشك هواپيماهاى خودى قرار گرفت و سرنگون شد.
در حوالى خارك، چهارنفتكش بزرگ از كاروان جدا شدند و به سمت پايانه «آذرپاد» جزيره خارك براى بارگيرى عزيمت كردند وبقيه كاروان براى استراحتى كوتاه، در اطراف جزيره خارك مستقر شدندتا با آغاز تاريكى به سوى بندر امام عزيمت كنند.
به خطرناك ترين قسمت مأموريت رسيده بوديم، چون به پايگاه هاى هوايى و دريايى عراق بسيار نزديك بوديم. مضافاً عراق با استقرار سكوهاى موشك «كرم ابريشم» در «رأس البيشه» و شبه جزيره «فاو» مى توانست، كاروان را مورد حمله قرار دهد. تا آنجا كه مى توانستم و آبخور زيادكشتى هاى كاروان اجازه مى داد، مسير را به ساحل ايران نزديك كردم.
در اين منطقه از كليه تسهيلات فريب الكترونيكى و مكانيكى براى پدافند غيرعامل از كاروان و گمراه كردن موشك هاى دشمن، استفاده شد. چف هاى دستى آماده بودند تا به محض وصول اطلاع از حمله موشكى با پرتاب «توده هاى چف» هدفهاى كاذب براى موشكهاى دشمن ايجاد نمايند.
دريا به شدت خراب بود و روشنايى ماه، در آسمان وجود نداشت. سكوت كامل برپل فرماندهى و اتاق عمليات جنگ حكمفرما بود و همه در محل هاى جنگ، آماده و هوشيار اجراى وظيفه مى كردند، تا به وسيله حمله دشمن غافلگير نشويم.
در پيشاپيش كاروان، قايقهاى تندرو ديده بان و ضد موشك كرم ابريشم را به كانال خورموسى گسيل داشتم. در اين منطقه بيشترين حملات به وسيله «كرم ابريشم» انجام مى شد، به همين منظور هدفهاى كاذب متعددى را در سمت حمله قرار داده بوديم. كاروان از بويه اصلى خورموسى و سكوهاى نفتى نوروز عبور كرده بود كه، سيستم جنگ ها 9; الكترونيكى اتاق عمليات ناوشكن، تشعشعات رادارى دو فروند ناوچه «اوزا»ى دشمن را كه از بويه اروند رود جدا شده بودند، اعلام نمود.
به سرعت از پل فرماندهى به اتاق عمليات رفتم و از وجودتشعشعات رادارى مطمئن شدم. روشن شدن رادار كنترل پرتاب موشك، ازحمله موشكى قريب الوقوع دشمن خبرمى داد.
با دستگاه مخابرات پل فرماندهى، دستور «با سرعت تمام به جلو» را صادر كردم و از پرسنل پدافند روى كشتى هاى تجارتى خواستم كه خود را براى مقابله با موشك آماده كنند.
دو فروند ناوچه با سرعت به كاروان نزديك مى شدند. برد موشك آنها دو برابر برد موشكى بود كه آن روز، من در اختيار داشتم. آنها با دارا بودن ۸ موشك بر روى دوناوچه خود مى خواستند همچون گرگهاى خون آشام، به كاروان ۲۱ فروندى كه من مسؤول امنيت آن بودم حمله كنند، اگر موشك آنها با برد مناسب به كاروان پرتاب مى شد، بدون شك همه آنها به هدف اصابت مى كرد و از همه مهمتر اين بود كه، غرور در هم شكسته نيروى دريايى عراق كه در عمليات مرواريد در قعر آبهاى نيلگون خليج فارس مدفون گرديده بود، طلوعى دوباره مى يافت و موجب كسب روحيه از دست رفته پرسنل نيروى دريايى دشمن مى شد، لذا در يك لحظه تصميم به ريسك و بلوف گرفتم. با توكل به خداى بزرگ، دستور «سكان تمام به چپ » و هر «دو توربين تمام قدرت به جلو» دادم. به اين ترتيب با تمام سرعت به سمت دو ناوچه عراقى حركت كرديم. به تمام سلاحها دستور آمادگى سرنگونى موشكهاى پرتابى را دادم و به افسر توپخانه نيز، دستور پرتاب چند راكت نور افشان را در سمت ناوچه هاى عراقى در ارتفاع كم دادم. افسر توپخانه از اين دستور متحير شده بود، او فكر مى كرد با اين نورافشانها دشمن را به طرف خودمان جلب مى كنيم؛ ليكن من اميدوار بودم كه دشمن اين نورافشانهاى در سطح افق را، موشك فرض كند و عكس العمل نشان دهد. خوشبختانه با الطاف خداوندى اين چنين شد.
دو فروند ناوچه «اوزا» هشت موشك خود را با حداكثر برد به سوى ناوشكن سام پرتاب كردند، كه همه آنها در يكى دو مايلى ما به دريا اصابت كردند و انفجارات عظيم آنها، آنچنان موجهاى انفجارى ايجاد كرد كه تكانهاى حاصل از انفجارات، باعث شد فيوزهاى دستگاههاى الكترونيكى بپرند و مدتى ارتباط ما با مركز كنترل عمليات ساحلى و افسر اسكورت قطع گرديد، اما بحمدا... در كمتر از نيم ساعت تعميرات انجام شد و ارتباط برقرار گرديد و نگرانى ما رفع شد. دوبار ديگر، خورموسى وكاروان هدف چند موشك كرم ابريشم قرار گرفت كه يكى از آنها توسط قايق هاى ضدموشك سرنگون شد و سه تاى ديگر راهى هدفهاى كاذب شدند. تنها يكى از كشتى ها، به هنگام مانور اجتناب از موشك به گل برخورد كرد.
منبع روزنامه ايران
[External Link Removed for Guests]
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

Mohammad 1985,عزيز
ممنون از مقاله‌ي خوبي كه ارائه كرديد
فقط عنوان رو بفرماييد تا ويرايش كنم
در حال حاضر تنها كلمه كابوس در اون مشخصه و نتونستم بقيش رو پيدا كنم :o
البته به نظر مي‌رسه عنوان كابوس موشك باشه :-(
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

پست توسط Mohammad 1985 »

کاملا درسته کابوس موشک :smile:
ایول به هوشت :-(
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زميني”