با سالام عرض ادب
از اساتید گرامی خواهش می کنم که در مورد سوال زیر پاسخ شایسته عنایت فرمایند
در مورد آرایه های ادبی تشخیص , استعاره , تشبیه , مجاز و کنایه توضبح بدهید و بفرمایید که چطور آنها را در متون ادب تشخیص دهم؟
يک سوال
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 1468
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۹:۳۰ ب.ظ
- محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
- سپاسهای ارسالی: 4 بار
- سپاسهای دریافتی: 186 بار
سلام
تشخيص جان بخشيدن به اشياء است. نسبت دادن حالات و رفتار آدمي به ديگر پديده هاي خلقت است.
مانند : ابر مي گريد و مي خندد از آن گريه چمن
تشبيه آن است که کس يا چيزي را از نظر داشتن صفت يا صفاتي به کس يا چيز ديگر که آن صفت يا صفات را داراست، مانند کنيم. هر تشبيه جهار رکن دارد.
مانند : تنش چون بيد لرزان بود
مشبه
ادات تشبيه
مشبه به
وجه شبه
استعاره همان تشبيه است با اين تفاوت که در استعاره يک طرف تشبيه (مشبه يا مشبه به ) ذکر نمي شود.
مانند :
شر که آن ديد دشنه باز گذاشت
پيش آن خاک تشنه رفت چو باد
در بيت بالا مقصود از خاک همان خير است.
مجاز در لغت به معني دروغ و غير واقعي است و در اصطلاح بديعي عبارت است از بکار بردن کلمه يا عباراتي در غير معني واقعي خود.
مانند: پيمانه را سر کشيد و مست شد.
سرکسيدن پيمانه مجازا به معني نوشيدن شراب است.
کنايه در لغت به معني پوشيده سخن گفتن است و در اصطلاح بديعي عبارت از آن است که کلمه يا عباراتي را طوزي به کار ببرند که معني لغوي آن منظور نباشد بلکه معني باطني و عميق آن مورد نظر باشد.
مانند: تا خرخره خوردن کنايه از زياد خوردن است.
last emperatoor اميدوارم مفيد باشد. اگر سوال ديگري نيز بود در خدمتتون هستم.
تشخيص جان بخشيدن به اشياء است. نسبت دادن حالات و رفتار آدمي به ديگر پديده هاي خلقت است.
مانند : ابر مي گريد و مي خندد از آن گريه چمن
تشبيه آن است که کس يا چيزي را از نظر داشتن صفت يا صفاتي به کس يا چيز ديگر که آن صفت يا صفات را داراست، مانند کنيم. هر تشبيه جهار رکن دارد.
مانند : تنش چون بيد لرزان بود
مشبه
ادات تشبيه
مشبه به
وجه شبه
استعاره همان تشبيه است با اين تفاوت که در استعاره يک طرف تشبيه (مشبه يا مشبه به ) ذکر نمي شود.
مانند :
شر که آن ديد دشنه باز گذاشت
پيش آن خاک تشنه رفت چو باد
در بيت بالا مقصود از خاک همان خير است.
مجاز در لغت به معني دروغ و غير واقعي است و در اصطلاح بديعي عبارت است از بکار بردن کلمه يا عباراتي در غير معني واقعي خود.
مانند: پيمانه را سر کشيد و مست شد.
سرکسيدن پيمانه مجازا به معني نوشيدن شراب است.
کنايه در لغت به معني پوشيده سخن گفتن است و در اصطلاح بديعي عبارت از آن است که کلمه يا عباراتي را طوزي به کار ببرند که معني لغوي آن منظور نباشد بلکه معني باطني و عميق آن مورد نظر باشد.
مانند: تا خرخره خوردن کنايه از زياد خوردن است.
last emperatoor اميدوارم مفيد باشد. اگر سوال ديگري نيز بود در خدمتتون هستم.
Don't play games with the ones who love you
