::::::...:::::: ازدواج و مسايل مربوط به آن ::::::....:::::::

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با خانواده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

با همسرتان صادق باشيد اما ...

پست توسط sara »

  همسرتان صادق باشيد اما ... 


كلمات در زندگي ما نقش مهمي ايفا مي كنند و شايد بتوان گفت شاهرگ حياتي فعاليت هاي زندگي ما مي باشند. در گفتگو نبايد كلمات را به بازي بگيريم. بايد تا آنجا كه ممكن است صادقانه صحبت كنيم. اما متأسفانه در جوامع امروز از صداقت ، بيشتر سوء استفاده مي كنند تا استفاده. در بسياري از زندگي هاي زناشويي ، طرفين صداقت داشتن را با بي گذشت بودن و يا خرده گيري اشتباه مي كنند. اين عده دائماً در تب و تاب هستند تا بگويند: تو ديروز فلان حرف را به من زدي ، تو با پدرم چنان كردي و ... متأسفانه اينگونه برداشت هاي غلط از صادق بودن، بيشتر باعث از هم پاشيدن زندگي مي شود تا اين كه بتواند بنيان آن را مستحكم كند. اگر بتوانيد مفهوم واقعي صداقت را دريابيد و طعم صادق بودن را بچشيد خواهيد ديد كه زندگي هر روز بهتر و قشنگ تر مي شود.

اجازه دهيد با ذكر چند مثال ، اين مسئله را بيشتر بررسي كنيم. گاهي زني يك رفتار غلط از شوهر خود مي بيند و بعد شروع به خرده گيري مي كند. و دائماً يك اشتباه كوچك را عنوان مي كند تنها به دليل اين كه خواسته با شوهرش صادقانه رفتار كند.

يا اين كه مردي بيرون از خانه اشتباه كرده و كاري را به غلط انجام داده است سپس آن را براي همسرش بازگو مي كند تا بدين طريق ، هم بار گناه خودش را سبك تر كند و هم با همسرش صادقانه رفتار كرده باشد. يا گاهي اوقات زن يا شوهر ضعفي را از همسر خود مي بيند و سپس بدون توجه به عواطف و احساسات طرف مقابل مي گويد:" چرا درآن مهماني نتوانستي مثل شوهر خواهرم باشي و يا مثل شوهر دوستم رفتاركني؟" و يا مرد مي گويد:" تو هيچ وقت نمي تواني مثل زنان ديگر باشي" و ... بايد بدانيد هيچكدام از اين رفتارها به معني صداقت در گفتار و كردار نيست. منظور از گفتار صادقانه اين است كه شما احساسات واقعي خود را طوري بيان كنيد كه ديگران بتوانند راحت تر شما را درك كنند و در عين حال موجب رنجش و دلخوري كسي هم نشويد.

بايد همواره در نظر داشته باشيد، بيان كردن شكايت ها و مسائل كوچك و قابل اغماض به معني صداقت داشتن نيست، بلكه اگر بخواهيد دائماً اين مسائل را عنوان كنيد، از عنوان كردن مسائل اساسي و مهم زندگي غافل مي شويد. آنچه به تجربه ثابت شده است براي هيچكس حتي نزديكترين افراد مثل پدر، مادر، برادر و خواهر خوشايند و قابل تحمل نيست كه دائماً به شكايات و ناله هاي شما گوش دهند.

اصولاً برخورد كردن با افرادي كه هميشه از همه چيز شكايت مي كنند و دائماً در حال غرغر كردن هستند، يك شكنجه رواني است و ذهن هر فردي را آزار مي دهد. البته ناگفته نماند كه اين افراد به ندرت مي توانند به آنچه كه در زندگي مي خواهند دست يابند.

اگر شما از شوهرتان مي خواهيد تا كاري را برايتان انجام دهد سپس متوجه مي شويد كه او از انجام آن كارممانعت مي كند و يا به نحوي پشت گوش مي اندازد، سعي كنيد غرغر نكنيد. بلكه راه ديگري را براي انجام آن كار انتخاب نماييد و يا از انجام آن صرف نظر كنيد.

يكي ديگر از اشتباهاتي كه اكثر خانمها دانسته يا ندانسته مرتكب مي شوند اين است كه دائماً در گذشته زندگي مي كنند. سعي مي كنند خاطرات گذشته را در ذهن خود زير و رو كنند و از بيان خاطرات گذشته مطلبي را براي گفتگو و صحبت انتخاب كنند.

مهم نيست كه حرف يا شكايتي را كه از گذشته داريد چقدر برايتان مهم است بلكه مهم آن است كه هرگز آن را به زبان نياوريد، زيرا گذشته گذشته است ، نه شما و نه هيچكس ديگر قادر نيست آن را عوض كند. تنها با به زبان آوردن و تكرار خاطرات تلخ گذشته ، لحظات خوش حال و آينده را خراب مي كنيد. ممكن است شوهر شما در گذشته مرتكب اشتباهي شده باشد، يا بر اثر ناآگاهي يك موقعيت خوب را از دست داده باشد و يا پولي را در راه غلط خرج كرده باشد. اگر او مرتكب چنين اشتباهاتي شده بايد بداند كه كارش غلط بوده و وقتي فهميد كه كارش اشتباه بوده ديگر نبايد درباره آن اشتباه حرف بزنيد، يا به نحوي سعي كنيد آن را به رويش بياوريد. زيرا انجام چنين كاري باعث برهم خوردن آسايش شما و خانواده مي شود. چه بسا كه موجب رنجش بيش از حد شوهر شما و يا موجب بي اعتنا شدن او نسبت به شما و حرف هاي شما شود. اگر با تكرار خطاها و گناه هايي كه يك شخص مرتكب شده مانع شويم كه او گذشته را فراموش كند چنين كاري ، خود گناه بزرگتر و نابخشودني تري خواهد بود.

اگر شما فردي هستيد كه چنين عادتي داريد سعي كنيد هر چه زودتر اين عادت بد را فراموش نماييد. زيرا با ادامه اين كار همسرتان را براي هميشه از خودتان دور مي كنيد. زيرا او دائماً وحشت دارد از اين كه مبادا هر بار كه به صحبت كردن با شما مي پردازد يك كلمه و يا حرف، شما را به ياد گذشته بيندازد و موجب شود شما تمام خاطرات تلخ گذشته را به ميان آوريد. ناگفته نماند تنها زنان نيستند كه ممكن است چنين رفتاري داشته باشند. بسياري از مردان هم دائماً در حال غرزدن هستند. حتي در كوچكترين موارد هم از خود گذشت نشان نمي دهند. نقش منفي و ويران كننده اين دسته از مردان در زندگي زناشويي كمتر از نقش زنان نيست، همانطور كه" اريك برن " يكي از صاحبنظران در اين زمينه مي گويد:" در هر بازي و دغدغه هميشه دو طرف لازم است، اگر نمي خواهيد بازي كنيد، پس اصلاً بازي را شروع نكنيد". اگر بخواهيم اين مسئله را بيشتر مورد بررسي قرار دهيم. مي توان گفت كه نبايد با گفتن يك حرف و يا جمله بي مورد و نسنجيده دعوا و ناسزاگويي را شروع كنيم.

اگر از طرفي ديديد كه چنين دعوايي در حال شروع شدن است بلافاصله از اتاق خارج شويد. با انجام چنين كاري مي توانيد از ادامه آن دعوا جلوگيري كنيد.


اگر متوجه شديد شوهر شما به دنبال شما از اتاق خارج شده تا به دعوا و شكايت ادامه دهد به او بگوييد : من هرگز نمي خواهم به اين حرفها گوش دهم و هر بار كه تو با من اين چنين رفتار مي كني موجب مي شوي از علاقه من نسبت به زندگي و خودت كم شود. البته نبايد فراموش كنيد تا آنجا كه ممكن است اين حرفها را آرام و با نزاكت به زبان آوريد، تا وضع از آنچه كه هست بدتر نشود.

گروهي از مردان كمتر شكايت مي كنند. متأسفانه اين عده كاري مي كنند كه به مراتب از نق زدن بدتر و در ويران كردن زندگي نقش عميق تري دارد. اين گروه از مردان ، با زنان و فرزندان خود طوري رفتار مي كنند كه آنها به ندرت جرئت پيدا مي كنند حرفي را خلاف ميل آنان بزنند و يا اشتباهي را كه انجام داده اند عنوان كنند. متأسفانه اين دسته از مردان فكر مي كنند منظور از اقتدار، صلابت و جوانمردي و بي توجه بودن به حرف زنان است. و يا اينكه بايد زنان را موجودات معيوب و از نظر فكر و روان ناقص بدانند. متأسفانه در برخي از جوامع اينگونه عقايد حاكم است، و موجب تشويق مردان به داشتن چنين عقايد نادرستي مي شود. اين گروه از مردان هرگز به عواطف و احساسات زنان توجهي نكرده و نقش آنان را در زندگي خود ناچيز مي شمارند. اگر شوهر شما جزء اين گروه از مردان است، مؤثرترين راه براي جلوگيري از گسترش اين گونه عقايد نادرست اين است كه از او بخواهيد زندگي خود ش را بدون حضور شما و يا زندگي دوست و همكارش را بدون حضور زنانشان در نظر بگيرند آن وقت خود به پوچ بودن عقايد خود پي مي برند.

دوستي مي گفت : پس از آنكه عمري را با شوهرم گذراندم تا اين اواخر از يك مسئله مهم و اساسي غافل بودم. من هميشه شوهرم را تشويق مي كردم تا هر چه كه در ذهن دارد به زبان آورد. هرگاه كه شوهرم مثل مجسمه ابوالهول در گوشه اي مي نشست، از او مي خواستم به من بگويد چه چيزي موجب ناراحتي و رنجش او گشته است. روزي در جواب من گفت:" مرا تنها بگذار". از شنيدن اين حرف ناراحت شدم و بيشتر اصرار كردم تا برايم بگويد چه چيزي موجب ناراحتي او گشته است . آن وقت در جوابم گفت:" برو بيرون". بعد از شنيدن چنين حرفي فكر كردم شوهرم هرگز نمي خواهد با من صحبت كند. چند روز بعد خودم از مسئله اي ناراحت شدم و پس از چند لحظه ، ناراحتي من تبديل به عصبانيت شديد شد. پسرم چند بار اصرار كرد تا برايش بگويم چه چيز موجب ناراحتي من گشته است، چيزي نمانده بود به او بگويم، ( از اينجا بيرون ). زيرا آنچه كه در آن لحظه احتياج داشتم سكوت بود تا خشمم فرو بنشيند و بتوانم دوباره آرام شوم. هر بار كه پسرم مي آمد مي پرسيد كه چه چيز موجب ناراحتي من شده است، تحمل صداي او برايم غير ممكن بود. در آن لحظه بود كه منظور شوهرم را از گفتن آن جمله ناخوشايند فهميدم.

فراموش نكنيد كه گاهي مشكلاتي در رابطه با كار يا مسائل ديگر پيش مي آيد كه شوهر شما احتياج به سكوت دارد تا بتواند افكارش را متمركز كرده و راه حلي براي رفع آن مشكل پيدا كند پس اگر گفت:" مرا تنها بگذار" فكر نكنيد منظورش اين است كه نمي خواهم با تو حرف بزنم. بلكه مي خواهد بگويد در آن لحظه به سكوت احتياج دارد، نه به مصاحب.
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

ممنون
مثل هميشه عالي گفتي :smile: :D
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

sara, خيلي جالب بود و مفيد ممنون :smile:

واقعا همينطوره کلا ذات خانومها طوري است که دوست دارند خيلي با اونها صحبت بشه و مسائل برايشون بيان بشه در صورتيکه مردها برعکس هستند و بيشتر دوست دارند ساکت باشند و در مورد مشکلشون تفکر کنند و فقط در حد کفاف به ديگران مخصوصا همسرشون توضيح بدن :-o
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

akhavan_a, Mohsen1001,
خواهش میکنم
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

خوب اينكه خيلي بده
هر كدوم يه جورن و بايد همون جور كه دوست دارن باشون رفتار بشه :-o
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 499
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۹:۲۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

پست توسط hamed6248 »

sara,
البته همه ي اسرار انسان نبايذ يا همسر گفته بشه!
ممنون از مطالب جالبتون!
يا رب نگاه تو عشق زندگي است بنماي که زندگي يعني عاشقي
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

اينكه با همسر صادق باشيم و همه ي حرفامون رو بزنيم چه بدي داره
از شريك زندگي نزديك تر به ادم كيه البته اگه جنبه ي اينكه همي چيز رو بش بگيم داشته باشه :-o
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

موفقيت در ازدواج

پست توسط sara »

  در  


بعضی از ازدواج هایی که صورت می گیرد معمولا بر اساس عشق و علاقه ی دو طرف نسبت به هم بوده و عقل و منطق در آن نقشی ندارد یا نقش آن کمرنگ است . در این گونه ازدواج ها دختر و پسر قبل از اینکه بنشینند و همدیگر را به صورت منطقی مورد ارزیابی قرار دهند به هم علاقه پیدا می کنند و در واقع عاشق می شوند . بسیاری از روانشناسان عاشق شدن و شیدایی را معادل جنون و حماقت دانسته اند زیرا در هر دو مورد عقل جایی ندارد یا نقش آن بسیار کم است . فرد عاشق همچون نابینایی نمی تواند راه صحیح را از بیراهه تشخیص دهد .شخص شیدا توان تجزیه و تحلیل خود را از دست می دهد .او به مانند یک معتاد است (رفتن به دنیای تخیل و از خود بیخود شدن و رسیدن به احساسات به شدت لذت بخش در عشق و در اعتیاد هر دو وجود دارد .به همین ترتیب محرومیت از داروی مخدر و معبود هم احساسات درد ناک و غمناک مشابهی تولید می کند . از آن گذشته در هر دو مورد عشق و اعتیاد ماندن در عالم تخیل و شیدایی مستلزم وصال معبود .ماده ی مخدر است )فرد عاشق در باره طرف مقابل بر خورد غیر واقع بینانه دارد وی نمی تواند بفهمد که ممکن است معشوق یا معشوقه ی او تناسب های لازم با خودش را ندارد. به هر حال این شیدایی حالت موقت دارد . اگر چنین افرادی با هم ازدواج کنند دیری نمی گذرد که پس از ازدواج عشق آنها فرو کش کرده و واقعیات زندگی خود را نمایان می کنند آن وقت است که فرد به عدم تناسب ها پی می برد و اختلا فات بروز میکنند.
لذا لازم است قبل از رسیدن به مرحله ی شیدایی عاقلانه اندیشید و همه جوانب را به وسیله ی عقل و منطق مورد ارزیابی قرار داد و دید که آیا تناسب های لازم وجود دارد یا نه ؟در این صورت اگر تناسب ها وجود داشته باشد و ازدواج صورت پذیرد بعد از ازدواج و تعادل شیدایی عشق دو طرف تبدیل به محبتی پایدار می شود چنین ازدواجی موفق است باید دانست که عشقی پایدار می مانند که مورد تا یید عقل باشد .در واقع کسی که عاقلانه می اندیشد به تناسب مطلوب دست می یابد.
New Member
پست: 9
تاریخ عضویت: شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۲۰ ب.ظ
تماس:

پست توسط am-----tanha »

ممنون سارا خانم
اي بسوزه پدر تنهايي...........................
:lol: :lol:
baba be khoda man tanham
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۳۰ ب.ظ
محل اقامت: sajjad_16187930@Yahoo.Com
تماس:

پست توسط sajjad_16187930 »

از اين مطلبي که نوشتين خيلي خوشم اومد
Sajjad Pashaie - 251601 - 16187930 - 660115
اخراج شده
نمایه کاربر
پست: 859
تاریخ عضویت: جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۴۴ ب.ظ
محل اقامت: تهران - پونک
سپاس‌های دریافتی: 24 بار
تماس:

ازدواج

پست توسط Nokia N93 »

  


بـرخي اوقات افراد گوناگون به دلايل عجيب و غريبي ازدواج ميكنند. گاهي نـيز دلايل خوب و موجهي براي انتخاب فرد بخصوصي در سر دارند. آيا شما تحت فشار هسـتـيـد كـه هرچه زودتر ازدواج كنيد؟ آيا در اين مرحله از رابطه تان بايد ازدواج كنيد؟ بهتر است كه خوتان را ارزان نفروشيد. به اين دلايل بد براي ازدواج نگاهي بياندازيد:

1- ازدواج كردن فقط براي پول
فــرض ميكنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايد
شـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد كـه خـوش بـه سعادتان. البته
عـاقـلانـه هم نيست كه با فردي كه كاملا بي پول اسـت و
هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تامين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كرد. مـگر آن كـه حـاضـر باشيد 18 ساعت از روز را با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـامين كنيد. اما ازدواج كردن با فردي تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريبا همواره اشتباه ميباشد.

2- ازدواج اجباري
50 سـال پـيـش شـمـا چـاره اي جـز ازدواج در ايـن شـرايط نـداشـتـيد ( با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد و منجر به بارداري شما گرديده) اما امروزه خير. مگر آنكه حـقــيقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشيد و حاظر باشيد تا 40 سال با وي زير يك سقف زندگي كنيد. تحت فشار تصميمي نگيريد كه يك عمر پشيماني و اندوه برايتان به بار بياورد. اگــر مردد و دو دل مي بـاشيد صبر كنيد تا كودك بدنيا بيايد سپس يك تصميم عاقلانه و هوشيارانه اتخاذ كنيد.

3- ازدواچ به خاطر ترك و فرار از خانه والدين
وقـتـي وضـعيت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. و تعجبي ندارد كه بسياري از افراد اين راه گريز را انتخاب ميكـنـند. اما معمولا اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و درون چاه مـي انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر يكي دو سال طولانيتر، كمتر رنج آورتر ميباشد تا آنكه با نخستين پيشنـهاد ازدواجي كه از سوي فردي به شما داده شد ،آن را پذيرفته و تن به ازدواج دهيد زيرا آن وقـت مـمـكـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

4- والدين شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعا همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمي بـاشد. سالهاي آينده زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد و يا زن روياهاي شما نباشد.

5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامي كـه دو فرد بـراي مـدتـي بــا يـكـديگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر را مي گيرند، اشكالي نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدليل عـادت مـحـض خـطرناك ميشـود؟ زمــانيكه دو فرد با يكديگر ازدواج كرده اند و يـا از يكديگر طلاق گرفته اند تصميم بگيرند كه شانس خودشان را مجددا امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود.



چهار انگيزه نادرست ديگر براي ازدواج...

6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قويترين نيروي محرك براي بسياري از افراد براي ازدواج ميباشد-اما آيا شما حاضريد كه فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست كه زماني كه فرزندان بزرگ ميشوند و از كنار شما مي روند شـما مجددا با آن فرد خواهيد بود. هيچ فردي كامل نيست. امـا حـداقل پـدر و يـا مـادري بـراي فرزندان خود برگزينيد كه بتواند براي آنان يك پدر و يا مادر خوبي بوده و همـچـنـين شـما به وي علاقه داشته و برايش احترام قائل باشيد. درغـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مدنظر قرار دهيد مانند تك سرپرستي و يا كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد.

7- با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد ازدواج كنيد
مواردي وجود دارد كه اينگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا اين گـونـه ازدواجها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسي با ازدواج متفاوت مي بـاشد. ايـن سناريو را در نظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاظر است به همسر و يا نامزد خـود خيانت كند و خـود آن شخص نيز ترديد نميكند كه با فرد ديگري رابطه جنسي برقرار كند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحكمي نـخـواهد داشت. زيـرا فـردي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد.

8- براي فرزند خود پدر و يا مادر ميخواهيد
اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد كه به شما تبريك ميـگوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـاه داريـد. اين براي فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است كـه يـك نـامـادري و يـا ناپدري بي رحم داشته باشد تا آنكه يك پدر و يا مادر تك اما دلسوز و مهربان.

9- فشار اجتماعي
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند. اما شما هنوز مجرد هستيد...امـا مطمئن باشيد كه يكي دوتاي آنها هم اكنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشيد. هنگــامي كه خاله شما در مورد آنكه آيا تصميم به ازدواج داري يا خير از شما سوال مي كند به وي اعتنا نكنيــد. بهتر است تنها باشيد تا آنكه با شخصي ازدواج كنيد كه سبب بـد بـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها بخاطر آنكه متاهل هستيد معيارهاي خود را پايين نياوريد.

بدرود :grin: :)
تصویر

[External Link Removed for Guests]
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه ۴ فروردین ۱۳۸۵, ۵:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

نامه محبت آميز امام خميني به همسرش

پست توسط sara »

  محبت آميز امام خميني به  


شخصيت مردان بزرگ الهي، برخلاف مردم عادي، تك‌‌بعدي نيست و وجوه گوناگون دارد. آنان با تهذيب نفس توانسته‌اند، اضداد را در خود جمع كنند. برای مثال؛ امام خميني با پشت سر گذاشتن مدارج عالي تعالي انساني، ظرفيت وجودي خويش را چنان وسيع ساخت كه توانست، مفاهيمي ‌چون عرفان، ساده‌زيستي، جهاد، زهد، سياست، مديريت، قاطعيت، عاطفه، سازش‌ناپذيري، انعطاف، فروتني، عزت‌طلبي و... را يكجا در شخصيت خويش جمع آورد. ايشان با وجود قاطعيت و سازش‌ناپذيري، روحي لطيف و عواطفي عالي داشت كه به اشكال گوناگون، جلوه‌گر می شد.

به نوشته جام‌جم، از آن جمله اين‌كه در فروردين سال 1312 شمسي، كه امام عازم سفر حج بودند، در بيروت، نامه‌اي براي همسر باوفاي خويش ـ كه دومين فرزند را در بطن خود داشتند و در آن شرايط حساس روحي، علي‌القاعده از دوري شوي خويش رنجور بودند ـ نوشتند كه به يقين، مطالعه آن براي شما نيز همچون ما جالب است و امام را در تراز انساني كامل و صاحب ابعاد گوناگون مي‌شناساند.

تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آیينه قلبم منقوش است.
عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد؛ ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد، خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم(1). حقيقتا جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد.
در هر حال، امشب، شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف، يك كشتي فردا حركت مي کند، ولي ماها كه قدري دير رسيديم، بايد منتظر كشتي ديگر باشيم. عجالتا تكليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم، كه همه حجاج را موفق كند به اتمام عمل. از اين حيث قدري نگران هستم، ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت. بلكه مزاجم بحمدالله مستقيم‌تر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است، جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت [سيدمصطفي] قدري تنگ شده است. اميد است كه هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] كاغذي نوشتيد، سلام مرا برسانيد. من از قبل همه نايب‌الزياره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانيد و به توسط ايشان به آقاي دكتر [علوي] سلام برسانيد. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانيد.
صفحه مقابل را به آقاي شيخ عبدالحسين بگوييد برسانند.
ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله
ارسال پست

بازگشت به “خانواده”