اولی برای بودنت
دومی برای دیدنت
و سومی برای بوسیدنت
در آخر هر سه رو خاموش کردم برای در آغوش کشیدنت
اگه دستام خالي باشه وقتي باشم عاشق تو غير دل چيزي ندارم كه بدونم لايق تو دلمو از مال دنيا به تو هديه داده بودم
با تموم بي پناهي به تو تكيه داده بودم
هر بلايي سرم اومد همه زجري كه كشيدم
همه رو به جون خريدم
ولي از تو نبريدم
هر جا بودم با تو بودم
هر جا رفتم تو رو ديدم
تو سبك شدن،تو رويا همه جا به تو رسيدم
اگه احساسمو كشتي
اگه از ياد منو بردي
اگه رفتي بي تفاوت به غريبه دل سپردي
بدون اينو كه دل من شده جادوي طلسمت يكي هست اين ور دنيا كه تو يادش مونده اسمت




