خلع سلاح شیمیایی حربه‌اي برای کنترل کشورهای جنوب

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 406
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۷, ۹:۲۶ ق.ظ
محل اقامت: ا يران - تهران - منطقه 11
سپاس‌های ارسالی: 844 بار
سپاس‌های دریافتی: 779 بار
تماس:

خلع سلاح شیمیایی حربه‌اي برای کنترل کشورهای جنوب

پست توسط ali nuri »

خلع سلاح شیمیایی حربه‌اي برای کنترل کشورهای جنوب

[External Link Removed for Guests]

تاریخچه کاربرد سلاحهای شیمیایی

استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی ازتاریخی طولانی برخوردار است، درواقع اولین استفاده کنندگان آن به برخی جانوران مانند ماهی‌ها ،خزندگان و دو زیستان‌دارای سیستم‌های فلج کننده با تزریق ،پرتاب هستند ،انسانها در ابتدا از موادی مانند نفت ، قیر وبعدها از مواد شیمیایی دودزا علیه دشمن خود بکار می بردند . اما کاربرد این سلاح مخرب در عصر جدید به جنگ جهانی اول باز می‌گردد و نخستین بار آلمانها گلوله‌های حاوی گاز اشک آور به سوی فرانسوی‌ها پرتاب کردند و در مراحل بعدی از گازهای کلر و خردل استفاده نمودند. ارزش تاکتیکی این گازها در صحنه‌های جنگ با توجه به شرائط جوی ، میزان فشردگی واحدها ، چه درحال سکون و یا درزمان حرکت، تحرکات سریع جنگی، وسعت منطقه مورد دسترس برای مانو، طول خطوط جبهه محدود شده است. علاوه بر آلمان‌ها ، کشورهایی چون مجارستان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا ،روسیه و آمریکا نیز ازجنگ افزارهای شیمیایی استفاده کردند. درسال‌های بعد نیز کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی درجنگ‌هایی نظیرایتالیا با اتیوپی، ژاپن با چین، جنگ‌های داخلی اسپانیا، جنگ جهانی دوم ( بصورت محدود )، جنگ ویتنام، مصرعلیه یمن، باران زرد روس ها بر سر مجاهدین افغان با ابعاد مختلف انجام گرفته است.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی نیز نیروهای عراقی برای در هم شکستن اراده رزمندگان اسلام؛ در جبهه‌های جنگ، بخش‌هایی از خوزستان، مناطق مرزی سرپل ذهاب و قصر شیرین و کردستان ( بمباران سردشت ) را در سطح وسيعي مورد هجوم با گازهای سمی اعصاب از نوع تابون قرار دادند. اما وحشیانه‌ترین مورد استفاده توسط عراق در حلبچه در سال 1988 بوده است. این مورد فجیع‌ ترین کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ بین المللی اول تا کنون می‌باشد که طی آن 5 هزار نفر از مردم غیر نظامی حلبچه در اثر عوامل شیمیایی جان خود را از دست دادند .

اهمیت نظامی و استراتژیک جنگ افزارهای شیمیایی

جنگ افزارهای شیمیایی در جنگ جهانی اول از 1915 به بعد ، توسط آلمانها و سپس توسط دیگر کشورهای درگیر در جنگ ، جنبه استراتژیک پیدا کردند ولی در جنگ جهانی دوم بدلیل ترس از اقدامات تلافی جویانه متقابل، استفاده نشد. با کاربرد گسترده آن توسط عراق علیه ایران، بویژه در سال 1982 سیر صعودی استفاده از این نوع جنگ افزارها آغاز گردید، بطوری که علاوه بر جبهه‌ها در برخی از شهرهای مرزی بخصوص در سردشت و سر انجام ، با کاربرد ترکیبی از پیشرفته ترین عوامل شیمیایی مانند گاز خردل، اعصاب و سیانور به اوج خود رسید. اصولاً، تجهیزات شیمیایی این امکان را به دست می دهد که تأثیرات مرگبار آن در زمان کوتاه درگیری و در ثانیه های اندکی عملی شود، لذا قدرت‌های بزرگ درزمینه جنگ افزارهای استراتژیک از برتری ویژه ای برخوردارند و به همین خاطر در صدد هستند که آنها را از صحنه نظامی خارج سازند تا با حفظ موقعیت انحصاری اهرم قدرتمندی چون سلاح‌های هسته‌ای ، کماکان این برتری را برای خود حفظ نمایند.

موضع کشورهای جهان سوم در مقابل برتری بلامنازع قدرت‌های بزرگ ، این است که خلع سلاح شیمیایی تنها با خلع سلاح هسته‌ای معنا پیدا می کند ؛ زیرا این تجهیزات از نوع جنگ افزارهای انهدام جمعی هستند. این کشورها معتقدند مادامی که اقدام اساسی در جهت خلع سلاح کامل هسته‌ای در سطح جهانی صورت نگیرد، باید جنگ افزارهای شیمیایی را به عنوان تنها عامل باز دارنده در مقابل جنگ افزارهای هسته‌ای حفظ نمود .

خلع سلاح شیمیایی

اولین تلاشها برای اعمال ممنوعیت استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک، در اعلامیه‌های 1868 سن پطرزبورگ ، 1874 بروکسل و 1898 لاهه نمایان شد. ولی هیچ کدام از آنها به تنظیم اولین معاهدۀ بین المللی نینجامید. در 1907، تلاش اصلی در این زمینه به تنظیم اولین معاهدۀ بین المللی انجامید که از نظر حقوقی تعهدآور بود. در مادۀ 23 بکارگیری جنگ افزارها، پرتاب کننده‌ها یا مواد با هدف ایجاد آسیب و رنج غیرعقلایی، بویژه استفاده از سم یا جنگ افزارهای سمی، ممنوع است.

به هر حال، کنوانسیون 1907 لاهه ، از هیچ گونه مقرراتی برای اعمال بازرسی برخوردار نبود و در آن از نحوۀ برخورد با موارد عدم رعایت مفاد کنوانسیون ذکری نشد. مادۀ 3 این کنوانسیون بر این صراحت دارد که در صورتی طرف مقابل مقررات کنوانسیون را نقض کند، با توجه به اقتضای مورد، موظف به پرداخت غرامت است. با شروع جنگ جهانی اول ، کنوانسیون لاهه 1907 نتوانست از وقوع جنگ شیمیایی ممانعت به عمل آورد؛ لذا در 22 آوریل 1915 آلمانی‌ها جنگ شیمیایی با گاز کلررا دربلژیک به عنوان دورۀ تاریخی وسایل نابود کننده و انهدام جمعی آغاز کردند.

نقض پیمان لاهه طی جنگ جهانی اول ، نشانگر آن بود که قرارداد منع کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی، مانع از بین رفتن خطر استفاده از آن نمی شود. لذا تجربۀ تلخ کاربرد وسیع جنگ افزارهای شیمیایی در جنگ جهانی اول که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از 3/1 میلیون نفر شد، کشورها را به امضای پروتکل 17 ژوئن 1925 ژنو دربارۀ منع کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک وادار کرد. در نتیجه، جامعۀ بین المللی بار دیگر موفق شد تا پروتکل 1925 مبنی بر منع استفاده از گازهای خفه کننده، سمی و گازهای مشابه در جنگ و روش‌های جنگ بیولوژیک را منعقد کند. اما پروتکل 1925 ژنو، توسعه، تولید یا ذخیره سازی جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک را منع نکرد. و بعلاوه، این پروتکل دارای نقاط ضعف متعددی است، به عنوان مثال، با اینکه آن را 120 کشور در ژنو امضا نموده‌اند، در مورد کاربرد عوامل شیمیایی و میکروبی مسئولیتی نخواهد داشت، موافقت نامه را امضا کرد- آمریکا50 سال بعد پیمان منع کاربرد عوامل شیمیایی و بیولوژیک را مضا کرد.

این پروتکل ، تعهد عدم استفاده آنها را به تحقق شرایط «جنگ» به معنای وسیع کلمه محدود می‌کند و آن را به برخوردهای مسلحانه منطقه‌ای و محدود توسعه نمی دهد. به علاوه ، این ممنوعیت تنها « اعضای پروتکل » را متعهد می سازد و سایر دولت‌ها را شامل نمی شود. ممنوعیت استفاده نیز مشروط شده است ، لذا پروتکل ژنو مکانیسمی برای بازرسی و نظارت بر حسن اجرا نداشت. با ارزیابی مفاد کنوانسیون لاهه و پروتکل 1925 ژنو، می توان نتیجه گرفت که این دو سند بین المللی بیشتر مقررات بشر دوستانه ، نه قراردادهای کنترل تسلیحات ، تلقی می شدند؛ زیرا هیچ یک از آنها توسعه ، ذخیره سازی و به خدمت گرفتن جنگ افزارهای شیمیایی را غیرقانونی اعلام نکرده‌اند .

قبل از شروع جنگ جهانی دوم ، بین سال های 1937 و 1939 در آلمان و بین سالهای 1939 و 1944 در انگلستان ، تولید مواد شیمیایی جنگی بخصوص مواد سمی ساخته شده از فسفر که امروز جزو مهمترین مواد شیمیایی هستند ، تا حد زیادی توسعه یافت . تا پایان جنگ، بیش از 12 هزار تن اسید فسفریک قوی تابون و بیش از 400 تن از ترکیب اسید فسفریک سارین و در کنار آن ذخایر« مواد جنگی کلاسیک» مانند اکسید کربن کلراید و ترکیب زرنیخ به نامهای کلارک 1 و 2 در اختیار آلمان بود.

بعد از جنگ جهانی دوم ، از نظر افکار عمومی جنگ افزارهای شیمیایی ، با توجه به توسعه جنگ افزارهای هسته‌ای ، اهمیت نظامی خود را از دست داده بودند . شوروی که در 1938 پروتکل ژنو را به رسمیت شناخت ، همراه با سایر دول سوسیالیست به طور مؤکد برای دست یافتن به موافقتنامه‌ای جهت ممنوع کردن تمام وسایل انهدام جمعی که جنگ افزارهای شیمیایی نیز جزو آن بود، کوشش نمود. پس از به کارگیری جنگ افزار شیمیایی توسط آمریکا در جنگ ویتینام، توجه جامعۀ بین المللی در نیمۀ دوم دهۀ 1960، به مسئلۀ خلع سلاح ، بویژه در زمینه جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک، جلب شد .
در 1966، مجارستان و سایر کشورهای سوسیالیست تقاضای تصویب قطعنامه‌ای را نمودند که در آن مراعات کامل پروتکل ژنو توسط تمام دول توصیه شده و به کارگیری هر نوع جنگ افزار شیمیایی و بیولوژیک برای نابودی انسان‌ها ، جنایت بین المللی تلقی گردیده بود . آمریکا و سایر کشورهای سرمایه داری به یک قطعنامه که رعایت کامل پروتکل ژنو را درخواست می کرد و مورد قبول تمام دول بود ، رأی داد .
در 1969، گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد مبنی بر اثرات جنگ افزارهای شیمیایی و میکروبی ( بیولوژیکی ) منتشر شد. این گزارش اولین سند کامل سازمان ملل در نوع خود بود که از طرف نمایندگان کشورهای سوسیالیست و سرمایه گذاری که از گروه کار کارشناسی تشکیل شده بود، تهیه گردید .
در 16 دسامبر 1971، مجمع عمومی سازمان ملل متحد طرح معاهده‌ای را که کمیسیون خلع سلاح ژنو برای منع توسعه، تولید و انباشت جنگ افزارهای میکروبی ( بیولوژیکی ) و سمی و نابود سازی آنها تهیه کرده بود، تصویب نمود. همزمان با آن، کشورهای عضو سازمان ملل موافقت کردند که مذاکرات راجع به ممنوع شدن جنگ افزارهای شیمیایی را ادامه دهند .

روند مذاکرات خلع سلاح شیمیایی

نزدیک به دو دهه است که تلاش همه جانبه‌ای برای رسیدن به یک توافق جهانی در مورد منع کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در کنفرانس خلع سلاح ژنو با شرکت 40 کشور در جریان است . طی این سال‌ها، کنفرانس خلع سلاح شیمیایی و نیز اکثریت قریب به اتفاق مجامع بین المللی تلاش گسترده‌ای را برای عقد معاهدۀ منع تولید، توسعه ، تحصیل ، انباشت ، استفاده ، انتقال و در نهایت انهدام کلیۀ جنگ افزارهای شیمیایی آغاز کرده‌اند . هرچند برای جلوگیری از تولید ، انباشت و در نهایت انهدام چنین جنگ افزارهای مهلکی اقدامات جدی به عمل نیامده است .

از 1971، مسئلۀ جنگ افزارهای شیمیایی به طور مجزا در چارچوب مذاکرات خلع سلاح ژنو دنبال شده و بحثهای زیادی دربارۀ آن جریان داشته است . مهمترین مسائل موجود در زمینۀ منع کاربرد ، نحوۀ اجرای مقررات و موادی که در کنوانسیون جدید جنگ افزارهای شیمیایی ( برای تکامل پروتکل 1925) پیش بینی گردیده، مربوط می شود. در جامعۀ بین المللی، دربارۀ لزوم انعقاد کنوانسیون جدید و پیش بینی انهدام انبارهای موجود و توقف تولید و از بین بردن تأسیسات تولد توافق کلی وجود دارد ، ولی روش انجام کار مورد اختلاف است. اختلافات بیشتر مربوط به نحوۀ بازرسی و حصول اطمینان از رعایت مقررات کنوانسیون جدید است .

مجمع عمومی در 1980، طی قطعنامۀ 144/35 ، تصمیم گرفت که تحقیقات بیطرفانه‌ای را برای استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی در نقاط مختلف جهان به عمل آورد و از دبیرکل خواست که با کمک کارشناسان این کار را انجام دهد ، ولی کارشناسان نتوانستند به نقاط مورد نظر سفر کنند و در نتیجه این امر تحقق نیافت .
سال 1984، در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران( طی چند نامه به دبیرکل سازمان ملل دربارۀ استفاده عراق از جنگ افزارهای شیمیایی گزارش شده بود ) ، دبیرکل ازچهار کارشناس برجسته خواست تا وظیفۀ بازرسی را برعهده گرفته ، نوع و میزان مواد مورد استفاده را مشخص کنند. این کارشناسان که دومین هیئت اعزامی از سوی دبیرکل محسوب می شدند 6 روز در ایران بودند( از 13 تا 19 مارس 1948) و گزارش دادند که جنگ افزارهای شیمیایی از طریق بمباران هوایی به کار رفته است. در مارس 1948، شورای امنیت گزارش کارشناسان را بررسی کرد و استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی را بشدت محکوم نمود و بر لزوم رعایت مفاد پروتکل 1925 ژنو تأکید ورزید .

مواضع کشورها در خصوص جنگ افزارهای شیمیایی

آمریکا

در 1983، آمریکا پیشنهادی به کنفرانس خلع سلاح در ژنو تسلیم کرد و طی آن خواستار تحریم و ممنوعیت کامل کلیۀ جنگ افزارهای شیمیایی و وسایل تولید آن شد.

تسلیحات شیمیایی از دید آمریکا ، از دو جنبه قابل توجه است : اول ، تأثیر آنها در روابط شرق و غرب ؛ و دیگری ارتباط آنها با جهان سوم . به اعتقاد آمریکا ، بسیاری از کشورهای جهان توانایی تولید جنگ افزارهای شیمیایی را دارند و لذا لزوم انعقاد یک معاهده جامع در خصوص جلوگیری از تولید و توسعۀ جنگ افزارهای شیمیایی بیش از پیش احساس می شود . ایالات متحده ، بر این باور است که باید نیروهای آمریکا فوق العاده متحرک باشند و بتوانند در صحنه های عملیاتی دوردست از نیروهای خودی پشتیبانی کنند ، لذا استقرار جنگ افزارهای دو ترکیبی شیمیایی بر کشتی های نیروی دریایی و یا هواپیماهای ترابری آمریکا می تواند یکی از راه‌های رفع این نیاز باشد.

روسیه

روسها به طور کلی به تحریم دوجانبۀ جنگ افزارهای شیمیایی دو ابرقدرت اعتقاد دارند . برخلاف جنگ افزارهای استراتژیک که می توانند در مذاکرات دوجانبه مورد توافق قرار گیرند ، تنها توافق بین المللی برای جلوگیری از گسترش جهانی جنگ افزارهای شیمیایی میتواند ثمربخش باشد. البته باید تأکید نماییم که هیچ گونه اطلاعات جدید ورسمی درمورد میزان تسلیحات شیمیایی روسیه درسال‌های گذشته ارائه نشده است .

جمهوری خلق چین

موضع جمهوری خلق چین با توجه به زرادخانه‌های عظیم شیمیایی روسیه وآمریکا بیشتر بر محکوم ساختن توسعۀ روزافزون جنگ افزارهای دوترکیبی آمریکا تکیه دارد. چین بر این عقیده است که کشورهای دارای بزرگترین زرادخانه شیمیایی، مسئولیت ویژه ای در قبال انهدام این جنگ افزارها دارند. همچنین این کشور مؤثرترین راه از بین بردن تهدید چنین جنگ افزارهایی را حل مشکل گسترش آنها از طریق ارائه هرچه سریعتر طرح نتایج همه جانبۀ ممنوعیت جهانی آن می داند.

فرانسه


در اوایل 1988، موضع فرانسه با توجه به درخواست هیئت دولت این بود که فرانسه تولید جنگ افزارهای شیمیایی خود را در برنامۀ پنج ساله آغاز کند . فرانسه براصل برابری تأکید دارد و تفوق همیشگی ابرقدرتها را رد می کند. از این رو، معتقد است که اعضای کنوانسیون باید حق حفظ ذخایر امنیتی را داشته باشند. به عبارت دیگر، مادام که دارندگان جنگ افزارهای شیمیایی اجازه دارند به برتری خود ادامه دهند، نباید سایر کشورها را از کسب این جنگ افزار منع کرد. در واقع ، فرانسه نیز اعلام داشته که مایل است جنگ افزارهای شیمیایی جدیدی تولید نماید .

کشورهای جهان سوم

کشورهای جهان سوم ، از جمله اکثریت قریب به اتفاق کشورهای عرب خاورمیانه ، جنگ افزارهای شیمیایی را به عنوان یک جنگ افزار انهدام جمعی و به تعبیری ، همتای جنگ افزار هسته‌ای تلقی می کنند و تأکید دارند که خاورمیانه باید منطقه‌ای عاری ازکلیۀ این جنگ افزارها باشد . در زمینۀ خلع سلاح شیمیایی ، بخوبی می توان نارضایتی شدیدی را در قالب رد کامل سیاست عدم اشاعه از سوی کشورهای در حال توسعه احساس کرد. این کشورها ، خواهان ادامۀ مراحل خلع سلاح کامل در تمام زمینه‌ها از جمله خلع سلاح شیمیایی ، جنگ افزارهای متعارف و غیره هستند و آمادگی خود را برای ایجاد منطقۀ عاری از تسلیحات هسته ای و شیمیایی در خاورمیانه تحت نظارت بین المللی اعلام می دارند

پاره ای از کشورهای پیشرفته که در تنظیم این کنوانسیون بحث می کنند، دارای پیشرفته ترین جنگ افزارهای هسته‌ای و زرادخانۀ شیمیایی می باشند و مدام در حال مدرنیزه کردن آنها هستند. از سوی دیگر، پاره‌ای از کشورها که فاقد جنگ افزارهای پیشرفتۀ متعارف وهسته‌ای می باشند ، برای جبران این کمبود و رفع نگرانی‌های خود در مقابل همسایگانی که دارای بمب هسته‌ای هستند ، برای دستیابی به جنگ افزارهای شیمیایی وسوسه می شوند؛ زیرا این عدم توازن را غیرعادلانه می دانند. نکتۀ اساسی برای تأثیر هرچه بیشتر کنوانسیون جنگ افزارهای شیمیایی رسیدن به یک توافق جهانی برای کاهش نگرانی‌های کشورهای در حال توسعه و تأمین امنیت آنها بسیار حائز اهمیت است.

تحولات جدید

در پی برقراری آتش بس در جنگ تحمیلی عراق و ایران ، جو تازه‌ای در مورد حل مسائل ممنوعیت جنگ افزارهای شیمیایی به وجود آمد. در این راستا ، ایران در مورد چگونگی کاربرد و توسعۀ توانایی‌های جنگ افزارهای شیمیایی عراق ، سندی را به کنفرانس خلع سلاح ارائه کرد که در سپتامبر 1988 در سنای آمریکا به عنوان اسناد کنگره انتشار یافت. با توجه به پیچیدگی فوق العادۀ مذاکرات کنوانسیون جنگ افزارهای شیمیایی ، ارزیابی کامل تر مقررات موجود کنترل صادرات، چگونگی حل معضل سیستم کنترل و بازرسی عدم تولید جنگ افزارهای شیمیایی توسط صنایع شیمیایی می تواند به کنترل تولید جنگ افزارهای شیمیایی کمک نماید .

کنفرانس پاریس

کنفرانس پاریس ژانويه 1989 برگزار شد ، متوقف ساختن روند گسترش جنگ افزارهای شیمیایی و وجود موشک‌های دوربرد و کوتاه برد در تمام منطقۀ خاورمیانه علت تشکیل آن اعلام گردید . برخی از این کشورها بر این عقیده بودند که چرا باید از جنگ افزارهایی که برای آنها نقش یک جنگ افزار مطلق را ایفا می کند ، صرف نظر نمایند؛ حال آنکه اسرائیل قادراست با ایجاد انباری از جنگ افزارهای اتمی ، برتری سرنوشت سازی را در مقایسه با همسایگان خویش به دست آورد. به همین منظور، بنابر گفتۀ رهبران کشورهای عربی اگر قرار است خلع سلاح انجام گیرد ، باید رابطه‌ای میان حذف جنگ افزارهای هسته ای و شیمیایی وجود داشته باشد. بدیهی است که کشورهایی که اهمیت بسیار زیادی برای توقف توسعۀ جنگ افزارهای شیمیایی قائل هستند، این رابطه را نفی می کنند. عملکرد نهایی کنفرانس پاریس، بیانیه‌ای بود که طی آن، ضمن افزایش اختیارات و مسئولیت های دبیر کل سازمان ملل متحد در این زمینه، انجام هرگونه بازرسی ناگهانی سارزمان ملل را از کشورهای دارندۀ این گونه جنگ افزارها را تقویت کرد.

کنفرانس کانبرا

کنفرانس نمایندگان دولتها و صنایع شیمیایی در مورد جنگ افزارهای شیمیایی سپتامبر 1989 در کانبرا برگزار شد. در این کنفرانس، چگونگی همکاری صنایع شیمیایی با دولت‌ها جهت آمادگی اجرای کنوانسیون منع جنگ افزارهای شیمیایی ، مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. نمایندۀ جمهوری اسلامی ایران ، به نکاتی اشاره کرد :

به منظور جهانشمول کردن کنوانسیون و جلب اطمینان و نیز بازداشتن کشورها از آغاز یک جنگ شیمیایی ، ضروری است که به اعضا تضمینی داده شود تا در مقابل یک تک شیمیایی کلیۀ اعضا از طریق مکانیسم کنوانسیون به یاری قربانی بشتابند واین تضمین‌ها باید مؤثر و قابل اجرا باشد. اگر میلیون‌ها دلار صرف ایجاد سیستم بازرسی صنایع شیمیایی گردد ولی هیچ مجازاتی برای کشورهای متخلف وجود نداشته باشد ، کلیۀ این پولها بیهوده به هـدر رفته است.

موانع انهدام جنگ افزارهای شیمیایی

آنچه که تا به امروز مانعی در راه اجرای انهدام جنگ افزارهای شیمیایی محسوب شده ، مجهز بودن ابرقدرتها به این جنگ افزارها ، کیفیت بازرسی ، نحوۀ انهدام ذخایر شیمیایی و ترکیب شورای اجرایی ناظر بر اجرای مفاد کنوانسیون ، توسعۀ جنگ افزارهای دوترکیبی شیمیایی ، توسط آمریکا و فرانسه ، در اختیار داشتن وسایل پرتابی با دقت زیاد و عدم نیاز به تکنولوژی پیشرفته برای ساخت این جنگ افزار توسط سایر کشورها ، بویژه کشورهای جهان سوم که فاقد جنگ افزارهای هسته‌ای هستند ، خود مانع عمده ای بر سر راه توفیق کنوانسیون جنگ افزارهای شیمیایی شده است.

نويسنده : عيرضا نوري آشتياني

منبع : طي مصاحبه اي باابوالقاسم نقی پورفر كارشناس مسائل استراتژيك
  پیش این عمری که ما داریم ، مرگ را باید عروسی خواند !! 

 
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”