با سلام...
چوپاکابرا موجودی افسانه ای است که با ظاهری شبیه کانگرو و دندانهای بلند و زبانی نوک تیز و شبیه مته به عنوان کانگرو خون آشام از آن یاد میشود...
این موجود افسانه ای در مکان های مختلفی رویت شده و اکنون عکس های واضحی از آن موجود است...
حال به چند روایت از دیده شدن آن توجه فرمایید:
1.ال چوپاکابرا (مکنده خون بز) بیشتر در کشورهای آمریکای لاتین دیده شده است و احتمالا موجودی سنگین وزن با جثهای کوچکتر از خرس میباشد که یک ردیف فلس شبیه دایناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روی بـدن خود دارد. این نام لاتین به این دلیل بر روی آن گذاشته شده که به گفته شاهدین این موجود حیوانات به ویژه بز را میکشد و خون آنها را میمکد. میگویند این موجود صورتی شبیه سگ یا پلنگ، زبان دراز نوک تیز و دندانهای نیش بزرگی دارد و بویی شبیه بوی گوگرد بر جای میگذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و میدرخشند.
2.دو نفر از اهالي جنوب تگزاس ادعا مي کنند چيزي شبيه به چوپاکابرا (موجودي بدون مو با پاهاي کوتاه که مدت ها جزء جدانشدني داستان ها و فرهنگ عامه مردم محلي بوده است) را از نزديک مشاهده کرده اند. برندون ريدل ساکن سن آنتونيو مي گويد زماني که به همراه يک مامور پليس که تازه استخدام شده در وسط زمين تمرين بودند، حيواني را مشاهده کردند که از جاده به سمت پايين مي رود. او هم به سرعت دوربينش را برمي دارد و شروع به فيلمبرداري مي کند؛ «حتماً بايد اين تصاوير را ضبط مي کردم. مگر چند بار اتفاق مي افتد که شما حيواني عجيب را مشاهده کنيد که اين طور آزادانه در وسط روستا براي خودش گردش کند.» البته ريدل چندان مطمئن نيست که اين موجود همان چوپاکابرا باشد زيرا آن طور که در تصاوير مشخص است حيوان پوزه يي دراز مانند کايوت دارد. سال گذشته نيز يکي از مزرعه داران کرکسي را ديده بود و ادعا مي کرد همان چوپاکابرا است. از طرفي برخي از مردم محلي بر اين باورند که دليلي براي اين همه شک و ترديد وجود ندارد. اريک مک کوان يکي از آنهاست و مي گويد؛ «اين هم مانند ديگر اسطوره هاي مدني است. شايد بهتر باشد فکر کنيم همان چوپاکابرا بوده و به حال خود رهايش کنيم.»
3."خوزه" و "پاز" چند سالي است كه از تراقيك وحشتناك " سن خوان " رهايي يافته و در " موكا " ــــ يكي از مناطق ساحلي و بسيار زيباي كشور "پورتوريكو"ــــ به گله داري مشغول شده اند. آن روز هم مانند روزهاي قبل , پاز زودتر از شوهر خود براي سركشي احشام به طويله مي رود اما صحنه كشتار بزها اولين صحنه اي است كه پس از گشودن درب طويله مشاهده مي كند ! .
چيزي كه تعجب خوزه و پاز را برانگيخت اين بود كه بدن بزها سالم و دست نخورده باقي مانده بود ولي در اطراف گردن تمامي اجساد جاي دو سوراخ , شبيه نيش مار وجود داشت و از همه مهمتر ! , خون اجساد تماما مكيده شده بود !.
در ابتدا تصور اينكه خفاش هاي خون آشام عامل اين جنايت بوده اند غير منطقي به نظر نمي رسيد ! اما نكته مهم اينست كه خفاشهاي خون آشام پس از گاز گرفتن حيوان مقدار كمي از خون آنرا خورده و مي روند و هيچگاه باعث مرگ جانور نمي شوند !. آيا كسي از نيش پشه دچار كم خوني شديد شده و ميميرد ؟ نه ! هرگز !.
مظنونين بعدي گروهاي " شيطان پرست!" ساكن در موكا بودند كه گاها در مراسم خود دست به اعمال وحشيانه و وقيحانه اي مي زدند !. تحقيقات پليس اين احتمال را هم رد كرد و معما حل نشده باقي ماند !
اين پايان ماجرا نبود ...
چند هفته پس از اين ماجرا اتفاقات مشابهي در جاي جاي كشور پورتوريكو رخ داد. اسبها , گوسفندان , بزها و حتي طيور به شيوه مشابه كشته شده بودند ! دو روزنامه " وسر" (El Vocer)و " نووديا"(El Nuevo Dia)اولين بار اين اتفاقات را با تيتر" خون آشام موكا !" (El Vampiro de Moca)پوشش دادند ( اين دو روزنامه در كشورهاي اسپانيولي زبان مجاور نيز توزيع مي شوند ! ).
پس از مدت كوتاهي دامنه اين كشتارها به خارج از كشور پورتوريكو و به ترتيب كشورهاي شيلي , دومنيك , آرژانتين , بوليوي , السالوادر, پاناما , برزيل , كلومبيا , مكزيك و ايالات متحده كشيده شد و گزارشاتي از كشته شده حيوانات توسط هيولايي كه خون احشام را مي مكيد ارائه شد ! همچنين نام "چوپاكابرا"(El Chupacabra)كه در زبان اسپانيولي به معني " مكنده خون بز" است كم كم در بين اين كشورها به جاي " خون آشام موكا " رايج گشت !.
تصوير چوپاكابرا:
با اينكه هر از چند گاهي اين نوع كشتارها صورت مي گرفت ولي هنوز كسي نمي دانست چوپاكابرا وافعا چگونه موجودي است و چه ظاهري دارد. در ابتدا چند شاهد ادعا كردند كه مخلوق سوسمار مانند سبز رنگ با بالهايي بزرگ و قدي در حدود 1 تا 1.2 متر را كه مانند كانگرو بروي دو پا مي ايستاده ديده اند كه در نيمه شب به گوسفندان حمله كرده و با دندانهاي خود گردن آنهارا سوراخ كرده است و توسط دندانهاي توخالي خود خون آنها را مكيده است! . البته جز اين ادعا مدرك ديگري درباره اين سوسمار بدست نيامد!
در سال 1998 يك افسر پليس گزارشي از يك گونه ناشناس داد كه صورتي شبيه به سگ و بدني شبيه كانگرو داشته وبروي دو پاي خود مي ايستاده كه با ديدن افسر از حمله به گوسفندان منصرف شده و به درون درختان جنگل گريخته است. البته اينبار هم مدرك ديگري جز گفته پليس وجود نداشت . تا اينكه در ماه جولاي سال 2004 ميلادي يك گله دار اهل "المندورف" ايالت تگزاس , موجود سگ مانند بدون مويي را كه در حال حمله به گله گاوهاي وي بود با گلوله كشت ! . چيزي كه مشخص بود اين بود كه هيچ كس تا به حال يك چنين سگي را مشاهده نكرده بود. ! به گفته برخي زيست شناسان اين سگ يك گونه ناشناخته از سگ سانان بوده كه تا به حال از ديد آدمي پنهان مانده است و عده ديگر بر اين عقيده بودند كه اين موجود يك گرگ كايوت(Coyot)بوده كه دچار بيماري شديد پوستي شده است.( هر چند كه از لحاظ ظاهر هيچ شباهتي به كايوت نداشت ! ). به هر حال اين سگ سان عجيب را مخلوف المندورف( Elmendorf Creature)نامگذاري كردند . 3ماه بعد و در ماه اكتبر دو جانور ديگر با ويژگيهاي مخلوق المندورف در همين منطقه روئيت شدند كه يكي از آنها مرده بود و موجود ديگر در اطراف جنازه آن مشغول پرسه زدن بود . پس آز آن , اين احتمال شكل گرفت كه شايد مخلوق المندورف همان چوپاكابرا باشد ! و به همين دليل قسمتهايي از بافت اين جانور مرده را جهت بررسي نوع گونه آن به آزمايشگاهاي ژنتيك فرستادند كه هنوز هم نتيجه آزمايشات اعلام نشده است !
فرضيه ها:
به عقيده برخي جانور شناسان چوپاكابرا وجود خارجي ندارد و زايده تفكرات مدني است! براي مثال در شهرهاي كشورهاي آمريكاي لاتين , شمالي و مركزي براي تزئين ناودانها از مجسمه هاي سنگي با چهره جانوران تخيلي استفاده مي شود كه انها را " گارگويل" (Gargoyle)مي نامند . احتمالا اساس خلقت موجودي با ويژگي چوپاكابرا همين گارگويلها بوده كه اين شكل از هيولا را به ذهن ها القا كرده است ! و در مورد كشتارهاي پورتوريكو هم عقيده دارند كه كشتار , كار يك نوع مار يا يك نوع بزمجه ( در فارسي به آن بزغاله مار يا بزچوش مي گويند) بوده است و خون جانور نيز پس از مرگ توسط حشرات تخليه شده است !!!.
اما كريپتوزئولوژيستها كه علاقه شديدي به پيچيده كردن موضوعات دارند ! بر اين عقيده اند كه چوپاكابرا حيوان خانگي موجودات بيگانه فضايي بوده كه براي سركشي به زمين آمده اند ولي در بازگشت از روي فراموشي , حيوان را بروي اين كره خاكي رها نموده اند !!!.
نظريه هاي ديگر بيشتر از جنبه ژنتيك به موضوع مي نگرند .براي مثال به عقيده برخي دانشمندان , عاملي كه در ابتدا به بزهاي پورتوريكو حمله كرده واجد نوعي بيماري ژني بوده كه گاهاُ درحيوانات آزمايشگاهي نيز بروز مي كند و بر اثر آن جانور دچار هيستري و هيجانات بسيار شديد عصبي شده و به هر موجود حتي همنوع خود حمله مي كند. ( البته اين سوال مطرح مي شود كه چرا جانور حمله كننده فقط يك زخم در اطراف گردن ايجاد مي كند و برخلاف انواع جهش يافته به بافتهاي جانور آسيبي نمي رساند و خون مكيده شده چگونه توجيه مي شود ؟! ).
در مورد مخلوق المندورف هم برخي عقيده دارند كه يگ گونه جهش يافته و هيستريك از نوعي سگ تازي به نام Sophie penatusمي باشد. البته اين احتمال در مورد مخلوق المندورف مي تواند صحيح باشد ولي آيا مخلوق المندورف همان چوپاكابراست جاي سوال دارد !
ناگفته نماند كه NASAدر كشور پورتوريكو و در منطقه " يانكو" (El Yunque) در نزديكي "موكا " آزمايشاتي در زمينه ژنتيك بروي حيوانات انجام مي دهند به عقيده مردم پورتوريكو , چوپاكابرا حاصل آزمايشات ژنتيكي همين لابراتوار است و توانسته است از آنجا بگريزد!
این هم چند عکس از چوپاکابرا،گاهی افسانه ها هم حقیقت دارد...
البته این جانور میتواند واقعآ وجود داشته باشد و به دلیل نادر بودن آن کمتر توسط انسان دیده شده و به افسانه مبدل شده...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
چوپاکابرا،افسانه کانگروی خون آشام....!!!
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 1334
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 80 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار
چوپاکابرا،افسانه کانگروی خون آشام....!!!
(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))

خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))


- پست: 1334
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 80 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار

- پست: 1334
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 80 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار
فعالیت این دراكولای قرن جدید، زیستشناسان را به حیرت واداشته، چرا كه تاكنون در هیچ نقطهیی از دنیا چنین موجود عجیبی را مشاهده نكردهاند و همگی آن را پدیده نوظهور ناشی از تغییرات ژنتیكی شكستخورده دانشمندان میدانند.
برای اولین بار، روزنامه ایزوستیا از راز فعالیت دراكولای جدید پرده برداشت و افشای این راز، مردم تگزاس و سپس بقیه ساكنان امریكا را با نگرانی روبرو ساخت. ابتدا یكی از مزرعهداران تگزاس پی به وجود این موجود خارقالعاده برد. این كشاورز سحرگاه یك روز وقتی با شنیدن سر و صدای عجیبی از خواب بیدار شد و از منزلش بیرون آمد انبوهی از لاشههای مرغ و بوقلمون را مشاهده كرد كه بر زمین پراكنده بود. بادقت بر روی لاشهها پی برد كه خون همه مرغها و بوقلمونها كاملا مكیده شده و از اندام مچالهشده آنها تفالهیی باقی مانده است.
این مزرعهدار با استفاده از چراغ قوه به گشتزنی در مزرعه و در میان انبوه درختان پرداخت تا اینكه با موجود عجیبالخلقهیی روبرو شد كه در حال فرار بود.
این موجود خونآشام تا حدی به سگ، كانگورو و یك موش عظیمالجثه شباهت داشت، بدنش بدون مو یا پشم بود و چشمانی فروزان و دریده داشت.
طی چند شب، كشاورزان و دامداران دیگری هم با شبیخون این هیولای خونآشام روبرو شدهاند و لاشههای بوقلمون و شترمرغ و حتی گوسفندان و گوسالههایی را دیدهاند كه خون بدنشان كاملا مكیده شده بود.
در معایناتی كه متخصصان از این لاشهها به عمل آوردهاند،روی گردن هر حیوان سوراخ گردی دیدهاند. اطراف این حفرههای ایجاد شده بر گردن حیوانات هیچ اثری از خون دیده نشد و این قدرت مكندگی خون، توسط موجود خارقالعاده را نشان میدهد. در كالبدشكافی از لاشهها نیز كارشناسان با حیرت تمام متوجه شدندكه قطرهیی خون در بدن این قربانیان گرفتار شده در چنگ هیولای شبانه وجود ندارد.
همراه با وحشت و نگرانیهایی كه در مناطق مختلف تگزاس بخصوص در نقاط روستایی بین مردم به وجود آمده است،شایعات و اظهارنظرهایی درباره ظهور هیولا ابراز میشود. برخی از دانشمندان معتقدند كه چنین موجودی تاكنون در تاریخ طبیعی و جانوری وجود نداشته، بلكه این خونآشام، در قرن بیستم و یكم خلقت یافته و باید در فهرست انواع جانوران و موجودات زنده نامی برای آن تعیین كرد.
برخی از جانورشناسان نیز معتقدند این موجود عجیبالخلقه، نتیجه دستكاریهای ژنتیكی و تلاش برای همانندسازی موجودات است كه آزمایشات ناموفق ژنتیكی دانشمندان زمینی، سبب به وجود آمدن آن شده است.
به گفته متخصصان علم ژنتیك، در حدود شش سال پیش هم در یكی از مناطق علمی پورتوریكو، جانور عجیبالخلقهیی مشاهده شد كه در آنجا گروهی از دانشمندان به آزمایشهای بیولوژیكی میپرداختند.
برای اولین بار، روزنامه ایزوستیا از راز فعالیت دراكولای جدید پرده برداشت و افشای این راز، مردم تگزاس و سپس بقیه ساكنان امریكا را با نگرانی روبرو ساخت. ابتدا یكی از مزرعهداران تگزاس پی به وجود این موجود خارقالعاده برد. این كشاورز سحرگاه یك روز وقتی با شنیدن سر و صدای عجیبی از خواب بیدار شد و از منزلش بیرون آمد انبوهی از لاشههای مرغ و بوقلمون را مشاهده كرد كه بر زمین پراكنده بود. بادقت بر روی لاشهها پی برد كه خون همه مرغها و بوقلمونها كاملا مكیده شده و از اندام مچالهشده آنها تفالهیی باقی مانده است.
این مزرعهدار با استفاده از چراغ قوه به گشتزنی در مزرعه و در میان انبوه درختان پرداخت تا اینكه با موجود عجیبالخلقهیی روبرو شد كه در حال فرار بود.
این موجود خونآشام تا حدی به سگ، كانگورو و یك موش عظیمالجثه شباهت داشت، بدنش بدون مو یا پشم بود و چشمانی فروزان و دریده داشت.
طی چند شب، كشاورزان و دامداران دیگری هم با شبیخون این هیولای خونآشام روبرو شدهاند و لاشههای بوقلمون و شترمرغ و حتی گوسفندان و گوسالههایی را دیدهاند كه خون بدنشان كاملا مكیده شده بود.
در معایناتی كه متخصصان از این لاشهها به عمل آوردهاند،روی گردن هر حیوان سوراخ گردی دیدهاند. اطراف این حفرههای ایجاد شده بر گردن حیوانات هیچ اثری از خون دیده نشد و این قدرت مكندگی خون، توسط موجود خارقالعاده را نشان میدهد. در كالبدشكافی از لاشهها نیز كارشناسان با حیرت تمام متوجه شدندكه قطرهیی خون در بدن این قربانیان گرفتار شده در چنگ هیولای شبانه وجود ندارد.
همراه با وحشت و نگرانیهایی كه در مناطق مختلف تگزاس بخصوص در نقاط روستایی بین مردم به وجود آمده است،شایعات و اظهارنظرهایی درباره ظهور هیولا ابراز میشود. برخی از دانشمندان معتقدند كه چنین موجودی تاكنون در تاریخ طبیعی و جانوری وجود نداشته، بلكه این خونآشام، در قرن بیستم و یكم خلقت یافته و باید در فهرست انواع جانوران و موجودات زنده نامی برای آن تعیین كرد.
برخی از جانورشناسان نیز معتقدند این موجود عجیبالخلقه، نتیجه دستكاریهای ژنتیكی و تلاش برای همانندسازی موجودات است كه آزمایشات ناموفق ژنتیكی دانشمندان زمینی، سبب به وجود آمدن آن شده است.
به گفته متخصصان علم ژنتیك، در حدود شش سال پیش هم در یكی از مناطق علمی پورتوریكو، جانور عجیبالخلقهیی مشاهده شد كه در آنجا گروهی از دانشمندان به آزمایشهای بیولوژیكی میپرداختند.
(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))

خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))


-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
شاید اینم محصولی از منطقه 51 باشه! ولی هرچی هست موجود تاریخی نیست مگه اینکه توی یخچالهای کوهستانها گیر کرده بوده و بعد گرم شدن هوا یخش آب شده و اومده سراغ ملت
به نظرم بیشتر به خاطر دستکاری های ژنتیکی این بوجود اومده! بخصوص موقع جنگ اگه اینهارو توی دشمن رها کنند می دونید چه وهشتی بین مردم او ملت میفته؟
به نظرم بیشتر به خاطر دستکاری های ژنتیکی این بوجود اومده! بخصوص موقع جنگ اگه اینهارو توی دشمن رها کنند می دونید چه وهشتی بین مردم او ملت میفته؟اندکی صبر...

- پست: 1334
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 80 بار
- سپاسهای دریافتی: 238 بار
با سلام خدمت دوستان گلم vaispard و saamy4 ...
در جواب سامی جان باید عرض کنم این جانور ریشه در تاریخ و فرهنگ مردم امریکای جنوبی داره و از گذشته های نسبتآ دور ازش داستان نقل میکردند پس فکر نمی کنم حاصل دستکاری ژنتیکی باشه...
vaispardجان،خیلی خیلی خوشحال شدم که تونستم با پست خودم شما رو راهنمایی کنم و دیدت نسبت به ال چوپاکابرا عوض بشه...
هدف من استقبال همه شما خوبان و استفاده همه شما از اون چیزهایی هست که خودم می دونم و دوست دارم همه بدونن...

در جواب سامی جان باید عرض کنم این جانور ریشه در تاریخ و فرهنگ مردم امریکای جنوبی داره و از گذشته های نسبتآ دور ازش داستان نقل میکردند پس فکر نمی کنم حاصل دستکاری ژنتیکی باشه...
vaispardجان،خیلی خیلی خوشحال شدم که تونستم با پست خودم شما رو راهنمایی کنم و دیدت نسبت به ال چوپاکابرا عوض بشه...
هدف من استقبال همه شما خوبان و استفاده همه شما از اون چیزهایی هست که خودم می دونم و دوست دارم همه بدونن...

(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))

خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))
