حركت عجيب مهاجم كامروني تيم ابومسلم
خبرگزاري فارس: مهاجم كامروني تيم فوتبال ابومسلم امروز مرتكب يك عمل عجيب شد كه باعث تعجب حاضران در ورزشگاه شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، ديدار اين دو تيم از ساعت 14 امروز در ورزشگاه ثامن الائمه شهر مشهد برگزار شد.
حدود 150 تماشاگر در ورزشگاه حضور دارند.
جان نگودي، مهاجم كامروني تيم فوتبال ابومسلم در جريان مسابقه مرتكب يك حركت ضد اخلاقي شد.
اين مهاجم در دقيقه 20 مسابقه از شاهين حاج بابايي داور مسابقه درخواست مي كند به بيرون از ميدان برود. داور هم به تصور اينكه دچار مصدوميت است، به او اجازه ميدهد از ميدان خارج شود.
نگودي پس از خروج از ميدان به پشت نيمكت تيمش مي رود و در آنجا در حضور تماشاگران ادرار مي كند و سپس بدون هيچ دغدغه اي، به ميدان باز مي گردد.
اين حركت ضد اخلاقي مهاجم افريقايي موجب حيرت تماشاگران و حاضران در ورزشگاه شد
[External Link Removed for Guests]
ادرار بازيکن کامروني ابومسلم جلوي چشم تماشاگران!
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 3309
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3096 بار
- سپاسهای دریافتی: 11996 بار
حركت غيراخلاقي ورزشكار ابومسلم خراسان در بازي تيمش برابر ملوان باعث عكسالعملهاي متفاوت همچون بهت، حيرت و افسوس و البته خنده تلخ تمامي اشخاصي شد كه با واژههاي ورزش و فوتبال آشنايي دارند.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، به جز يك بازيكن سابق فوتبال ملي و باشگاهي داخل كشور كه به نشانه اعتراض به تماشاچيان، يك بار شرت فوتبالش را پايين كشيده بود كه يكي از دلايل بياخلاق خواندن اين بازيكن چنين رفتارهايي است، با وجود جستجو در منابع داخلي و خارجي، موردي مشابه رفتار بازيكن آفريقايي ابومسلم يافت نشد كه بتوان برخوردهاي صورت پذيرفته با آن را در ميادين ورزشي و فوتبالي و همچنين عكس العملي كه در خصوص آن صورت پذيرفته باز گو كرد.
بر اين اساس به احتمال فراوان، براي نخستين بار در ورزش، يك ورزشكار پس از اخذ اجازه از داور براي ترك زمين در حين يك مسابقه، در كنار زمين مسابقه و برابر ديدگان تماشاگران، اقدام به ادرار كردن مي كند. اين رفتار غيراخلاقي كه عليالظاهر از چشم داور اين مسابقه دور ماند، عكسالعملهاي متعددي را به همراه داشت كه به نظر ميرسد از بيتفاوتي به چنين رفتارهايي حكايت دارد!
آنچه مسلم است حتي در قبايل آفريقايي نيز چنين رفتارهايي حداقل در برابر ديدگان جمعيتهاي كثير صورت نميپذيرد و بدين سان نمي توان اين حركت را با باورهاي فرهنگي عمومي آن كشور مرتبط كرد چرا كه در اين صورت ميبايست پيش از اين نيز بازيكنان آفريقايي حاضر در ليگ فوتبال ايران و يا در ساير رقابتهاي ورزشي دنيا، دست به حركات مشابهي ميزدند.
با اين شرايط به نظر ميرسد اكنون پيش از گذشته نسبت به جذب بازيكن خارجي دقت كرد و مديران باشگاهها فقط به بازارگرمي عدهاي دلال گوش فراندهد.
اكنون، بحثي كه بيش از گذشته مطرح ميشود، بحث دلالها و واسطههايي است كه ضعيفترين بازيكنان از دورافتادهترين شهرهاي اروپاي شرقي، آمريكاي جنوبي و حتي آفريقا را به ايران ميآورند و در طول فصل با استفاده از نفوذ خود، آنها را راهي تيمهاي باشگاهي مي كنند و در سطح نخست حرفهايگري ورزش ايران كه ليگ برتر فوتبال نام دارد، بدين شكل به فعاليتشان در كمال آرامش و بدون كوچكترين دغدغهاي ادامه مي دهند.
ديكارمويي كه هواداران به واسطه عملكرد ضعيفش، بدترين و پراشتباه ترين بازيكنان را با نام او در ليگ برتر ميخوانند و به زعم خود به آن بازيكنان توهين ميكنند (!)، پس از آنكه از پرسپوليس اخراج شد، تنها طي چند روز زمينه بازي كردنش در تيم كوثر لرستان فراهم شد و از آن تعجب برانگيزتر، جذب فابيو بالا بازيكن برزيلي استقلال بود كه براي آنكه، جذب او قطعي شود، يك برنامه تلويزيوني به او اختصاص داده شد اما او به دليل آسيبديدگي از ناحيه دو زانوي پا، در تست پزشكي رد شد و استقلال با او قرارداد نبست تا به فاصله 24ساعت، اين پاس همدان باشد كه پيشنهاد جذب بازيكني را ميدهد كه در تست پزشكي رد شده است؟ به راستي بازيكني كه سلامت كامل را براي حضور در ميادين فوتبال بنابرنظر پزشكان متخصص ندارد، چه كاركردي براي اين تيم خواهد داشت؟!
در اين ميان بازيكنان خارجياي كه بسياري از آنها به لحاظ سطح فني در حد بازيكنان ارزان قيمت ليگ برتر فوتبال نيز نيستند، حتي برخي از آنها آثار و سوغات ضدفرهنگي سويي نيز با خود به كشورمان ميآورند و كار تا آنجا پيش ميرود كه اكنون كلسكسيوني از رفتارهاي ضداخلاقي، جنسي و خلاف عرف جامعه ايران كه دقيقاً مفهوم ضدفرهنگ را تداعي ميكند و آخرين رفتار از اين دست، اتفاقي بود كه در ورزشگاه ثامن مشهد به وقوع پيوست. البته برخي رفتارهاي اين كلكسيون غيراخلاقيات را مي توان در برخي ورزشكاران خارجي فعال در رقابتهاي حرفهاي ساير رشتههاي ورزشي كشورمان نيز مشاهده كرد.
اكنون با تعدد يافتن اين قبيل حركات غيراخلاقي از سوي ورزشكاران خارجي انتظار ميرود مسئولان ورزش كشور ترتيبي اتخاذ كنند تا حداقلهاي فرهنگ و اجتماعي ايران را با ورزشكاران و مربيان خارجي حاضر در ليگهاي ورزشي و تيمهاي ملي كشورمان در ميان گذاشته شده و بدين شكل از تكرار چنين رفتارهاي زننده و مشابهات آن جلوگيري شود، چرا كه به نظر ميرسد احساس ضرورتي براي چنين برنامههايي نشده است.
كما اينكه رفتارهاي غيراخلاقي و فوقالعاده زنندهاي توسط مربيان و ورزشكاران داخلي در سالهاي اخير به كرات به وقوع پيوسته و تنها با مرتكبين اين رفتارها، برخوردهاي تنبيهي يا نهايتاً حذفي صورت پذيرفته است.
برخوردهايي كه تنها نسخه موقتي براي كم كاريهاي حوزه فرهنگي ورزش كشور بوده و با وجود اين راهكارهاي ساده، هيچ گاه سراغ برنامههاي بلندمدت و كارآمد فرهنگي را براي بهبود ملموس شرايط فرهنگي و اخلاقي در دستگاه ورزش و زيرمجموعههاي آن گرفته نشده است.
مطمئناً ساماندهي اين وضعيت نابسامان كه عليالظاهر تاكنون گامي موثر و بلند در جهت تغيير آن برداشته نشده، به مراتب پراهميت تر از توسعه مراكز ورزشي است آن است كه با مسكوت گذاشتن آن، بعضاً شاهد رفتارهايي فاقد حداقلهاي اخلاقي باشيم، چرا كه در اين صورت نسلي كه با چنين منشي در ورزش شكل خواهد گرفت كه مقلد چنين رفتارهايي در ميادين ورزشي نيز خواهد بود و قطعاً در اين خصوص با صراحت بايد اين دغدغه را بيان كرد كه شكلدهي يك نسل ورزشي مدالآور اما فاقد اخلاق حرفهاي و اخلاق فردي، حداقل در كشورمان و بسياري از نقاط جهان نه تنها ارزشمند نبوده، بلكه مورد تقبيح نيز قرار مي گيرد.
بدين سبب حتي اگر لازم باشد، مديريت كلان ورزش و علي الخصوص فوتبال، بخشي از انرژي متمركز در مباحث عمراني را صرف پيگيري موضوعات فرهنگي كند، چيزي از دست نداده است اما در صورت بيتوجهي، بعيد نيست حتي رفتارهايي زننندهتر از اين به عمد يا از سر ناآگاهي صورت پذيرد اما در صورت انتخاب روش دوم، ميبايست اقدامات پيشگيرنده همچون ساخت دستشويي در پشت نيمكت بازيكنان دو تيم رقيب، پشت دروازهها و چهار گوشه ميدان را در نقشههاي ساخت ورزشگاهها در نظر گرفت تا بدين شكل خلاء هاي فعاليتهاي فرهنگي از نظر دور بماند!
حال ميبايست بررسي كرد آيا نقد اين موضوع كه عموماً با طنزي تلخ به واسطه كيفيت اقدام صورت پذيرفته همراه شد، تلنگري به مسئولان دستگاههاي فرهنگي، تبليغي و ورزشي كشور بالاخص معاونت فرهنگي سازمان ورزش، كميسيون فرهنگي كميته ملي المپيك و كميتههاي فرهنگي فدراسيونهاي ورزشي از جمله فدراسيون فوتبال خواهد بود تا از خواب پاييزي برخيزند و در پي يك حركت نظاممند علمي براي تغيير فضاي فرهنگي ورزش و اماكن ورزشي به ويژه در سطوح قهرماني و حرفهاي باشند يا از كنار اين گونه معضلات نيز همچون اعتراض لفظي يك بازيكن به داور با همان برخوردهاي موردي خواهند گذشت.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، به جز يك بازيكن سابق فوتبال ملي و باشگاهي داخل كشور كه به نشانه اعتراض به تماشاچيان، يك بار شرت فوتبالش را پايين كشيده بود كه يكي از دلايل بياخلاق خواندن اين بازيكن چنين رفتارهايي است، با وجود جستجو در منابع داخلي و خارجي، موردي مشابه رفتار بازيكن آفريقايي ابومسلم يافت نشد كه بتوان برخوردهاي صورت پذيرفته با آن را در ميادين ورزشي و فوتبالي و همچنين عكس العملي كه در خصوص آن صورت پذيرفته باز گو كرد.
بر اين اساس به احتمال فراوان، براي نخستين بار در ورزش، يك ورزشكار پس از اخذ اجازه از داور براي ترك زمين در حين يك مسابقه، در كنار زمين مسابقه و برابر ديدگان تماشاگران، اقدام به ادرار كردن مي كند. اين رفتار غيراخلاقي كه عليالظاهر از چشم داور اين مسابقه دور ماند، عكسالعملهاي متعددي را به همراه داشت كه به نظر ميرسد از بيتفاوتي به چنين رفتارهايي حكايت دارد!
آنچه مسلم است حتي در قبايل آفريقايي نيز چنين رفتارهايي حداقل در برابر ديدگان جمعيتهاي كثير صورت نميپذيرد و بدين سان نمي توان اين حركت را با باورهاي فرهنگي عمومي آن كشور مرتبط كرد چرا كه در اين صورت ميبايست پيش از اين نيز بازيكنان آفريقايي حاضر در ليگ فوتبال ايران و يا در ساير رقابتهاي ورزشي دنيا، دست به حركات مشابهي ميزدند.
با اين شرايط به نظر ميرسد اكنون پيش از گذشته نسبت به جذب بازيكن خارجي دقت كرد و مديران باشگاهها فقط به بازارگرمي عدهاي دلال گوش فراندهد.
اكنون، بحثي كه بيش از گذشته مطرح ميشود، بحث دلالها و واسطههايي است كه ضعيفترين بازيكنان از دورافتادهترين شهرهاي اروپاي شرقي، آمريكاي جنوبي و حتي آفريقا را به ايران ميآورند و در طول فصل با استفاده از نفوذ خود، آنها را راهي تيمهاي باشگاهي مي كنند و در سطح نخست حرفهايگري ورزش ايران كه ليگ برتر فوتبال نام دارد، بدين شكل به فعاليتشان در كمال آرامش و بدون كوچكترين دغدغهاي ادامه مي دهند.
ديكارمويي كه هواداران به واسطه عملكرد ضعيفش، بدترين و پراشتباه ترين بازيكنان را با نام او در ليگ برتر ميخوانند و به زعم خود به آن بازيكنان توهين ميكنند (!)، پس از آنكه از پرسپوليس اخراج شد، تنها طي چند روز زمينه بازي كردنش در تيم كوثر لرستان فراهم شد و از آن تعجب برانگيزتر، جذب فابيو بالا بازيكن برزيلي استقلال بود كه براي آنكه، جذب او قطعي شود، يك برنامه تلويزيوني به او اختصاص داده شد اما او به دليل آسيبديدگي از ناحيه دو زانوي پا، در تست پزشكي رد شد و استقلال با او قرارداد نبست تا به فاصله 24ساعت، اين پاس همدان باشد كه پيشنهاد جذب بازيكني را ميدهد كه در تست پزشكي رد شده است؟ به راستي بازيكني كه سلامت كامل را براي حضور در ميادين فوتبال بنابرنظر پزشكان متخصص ندارد، چه كاركردي براي اين تيم خواهد داشت؟!
در اين ميان بازيكنان خارجياي كه بسياري از آنها به لحاظ سطح فني در حد بازيكنان ارزان قيمت ليگ برتر فوتبال نيز نيستند، حتي برخي از آنها آثار و سوغات ضدفرهنگي سويي نيز با خود به كشورمان ميآورند و كار تا آنجا پيش ميرود كه اكنون كلسكسيوني از رفتارهاي ضداخلاقي، جنسي و خلاف عرف جامعه ايران كه دقيقاً مفهوم ضدفرهنگ را تداعي ميكند و آخرين رفتار از اين دست، اتفاقي بود كه در ورزشگاه ثامن مشهد به وقوع پيوست. البته برخي رفتارهاي اين كلكسيون غيراخلاقيات را مي توان در برخي ورزشكاران خارجي فعال در رقابتهاي حرفهاي ساير رشتههاي ورزشي كشورمان نيز مشاهده كرد.
اكنون با تعدد يافتن اين قبيل حركات غيراخلاقي از سوي ورزشكاران خارجي انتظار ميرود مسئولان ورزش كشور ترتيبي اتخاذ كنند تا حداقلهاي فرهنگ و اجتماعي ايران را با ورزشكاران و مربيان خارجي حاضر در ليگهاي ورزشي و تيمهاي ملي كشورمان در ميان گذاشته شده و بدين شكل از تكرار چنين رفتارهاي زننده و مشابهات آن جلوگيري شود، چرا كه به نظر ميرسد احساس ضرورتي براي چنين برنامههايي نشده است.
كما اينكه رفتارهاي غيراخلاقي و فوقالعاده زنندهاي توسط مربيان و ورزشكاران داخلي در سالهاي اخير به كرات به وقوع پيوسته و تنها با مرتكبين اين رفتارها، برخوردهاي تنبيهي يا نهايتاً حذفي صورت پذيرفته است.
برخوردهايي كه تنها نسخه موقتي براي كم كاريهاي حوزه فرهنگي ورزش كشور بوده و با وجود اين راهكارهاي ساده، هيچ گاه سراغ برنامههاي بلندمدت و كارآمد فرهنگي را براي بهبود ملموس شرايط فرهنگي و اخلاقي در دستگاه ورزش و زيرمجموعههاي آن گرفته نشده است.
مطمئناً ساماندهي اين وضعيت نابسامان كه عليالظاهر تاكنون گامي موثر و بلند در جهت تغيير آن برداشته نشده، به مراتب پراهميت تر از توسعه مراكز ورزشي است آن است كه با مسكوت گذاشتن آن، بعضاً شاهد رفتارهايي فاقد حداقلهاي اخلاقي باشيم، چرا كه در اين صورت نسلي كه با چنين منشي در ورزش شكل خواهد گرفت كه مقلد چنين رفتارهايي در ميادين ورزشي نيز خواهد بود و قطعاً در اين خصوص با صراحت بايد اين دغدغه را بيان كرد كه شكلدهي يك نسل ورزشي مدالآور اما فاقد اخلاق حرفهاي و اخلاق فردي، حداقل در كشورمان و بسياري از نقاط جهان نه تنها ارزشمند نبوده، بلكه مورد تقبيح نيز قرار مي گيرد.
بدين سبب حتي اگر لازم باشد، مديريت كلان ورزش و علي الخصوص فوتبال، بخشي از انرژي متمركز در مباحث عمراني را صرف پيگيري موضوعات فرهنگي كند، چيزي از دست نداده است اما در صورت بيتوجهي، بعيد نيست حتي رفتارهايي زننندهتر از اين به عمد يا از سر ناآگاهي صورت پذيرد اما در صورت انتخاب روش دوم، ميبايست اقدامات پيشگيرنده همچون ساخت دستشويي در پشت نيمكت بازيكنان دو تيم رقيب، پشت دروازهها و چهار گوشه ميدان را در نقشههاي ساخت ورزشگاهها در نظر گرفت تا بدين شكل خلاء هاي فعاليتهاي فرهنگي از نظر دور بماند!
حال ميبايست بررسي كرد آيا نقد اين موضوع كه عموماً با طنزي تلخ به واسطه كيفيت اقدام صورت پذيرفته همراه شد، تلنگري به مسئولان دستگاههاي فرهنگي، تبليغي و ورزشي كشور بالاخص معاونت فرهنگي سازمان ورزش، كميسيون فرهنگي كميته ملي المپيك و كميتههاي فرهنگي فدراسيونهاي ورزشي از جمله فدراسيون فوتبال خواهد بود تا از خواب پاييزي برخيزند و در پي يك حركت نظاممند علمي براي تغيير فضاي فرهنگي ورزش و اماكن ورزشي به ويژه در سطوح قهرماني و حرفهاي باشند يا از كنار اين گونه معضلات نيز همچون اعتراض لفظي يك بازيكن به داور با همان برخوردهاي موردي خواهند گذشت.
بی
