اول يه تشکر بکنم از ميلاد عزيز دوم يه توضيحي بدهم به علي جان
علي جان قصد م توهين به کسي يا مسخره کردن شخصي نبوده اين يک دو يه حکايت برات مي نويسم تا بداني چرا خارج از چارچوب مينويسم کمي وقت ميگيره اما به خوندنش مي ارزه
حکايت
((خواب ديدم قيامت شده است. هرقومي را داخل چالهاي عظيم انداخته و بر سرهر چاله نگهباناني گرز به دست گمارده بودند بجز چالهي ايرانيان خود را به عبيد زاکاني رساندم و پرسيدم: «عبيد اين چه حکايت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگماردهاند!؟»
گفت: می دانند که به خود چنان مشغول شويم که ندانيم در چاهيم يا چاله. خواستم بپرسم: «اگر باشد در ميان ما کسي که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسيده گفت: گر کسي از ما فيلش ياد هندوستان کند، خود بهتر از هر نگهباني لنگش کشيم و به تهِ چاله باز گردانيمش))
اما براي اينکه از من دلخور نباشي ميخواهم برايت يکي يکي توضيح بدهم
گفتي که "من اصلا وارد وارد بحث نشده بودم و هیچ به قول شما "دیدگاهی " ارایه نداده بودم و فقط یک سئوال مطرح کرده بودم که باب گفتگو باز بشود ." ببين عزيز اگه شما فقط يه سوال بيان کرده بودي حق با تو بود و کردن من هم از مو باريکتر اما وقتي مي گي : این سئوال برای من پیش آمد که با توجه به حضور کشور های مسلح به سلاح هسته ا ی چه منطقه ای (پاکستان هند چین روسیه و اسرائیل) و چه غیر منطقه ای (آمریکا انگلیس و فرانسه) آیا ایران برای دفاع یا برای بازدارندگی نیاز به تسلیحات هسته ای دارد یا نه؟
اين قيد با توجه يعني چي ؟ والا به پير به پيغمبر به ما گفتن اين نوع نگارش بيانگر ديدگاه ومصدر ايجاد سواليست که در ادامه مي آيد حالا چرا مي گي من ديدگاهي ارائه ندادم نمی دانم ديدگاه يعني دليلي که برای سوالت پيش آمده چرا همچين سوالي برات پيش آمده جوابش مي شه جمله اي که ( که با توجه) شروع مي شه اگه تا اينجا مشکلي هست به من مربوط نيست مربوط به دستور زبان پارسي است من بي گناهم
اما در ادامه بيان فرمودي که :
ما در مورد یک کشور مشخص با شرایط پیچیده و البته تنها در میان تعداد قابل توجهی دشمن که ضعیف هم نیستند صحبت می کنیم . اسم کشور مورد نظر ایران است
قربون آدم چيز فهم
کشور مشخص شرايط پيچيده و تنها در ميان تعداد قابل توجهي دشمن
مشکل اصلي همين جاست آفرين ميتوني يه کشور ديگه هم پيدا کني که همين ويژگي ها رو داشته باشه خيلي سخت نيست آهان آفرين کره شمالي درسته مي شه بگي براي نجات خودش چي کار کرد؟ بمب اتمي ساخت مي شه بگي مشکلش حل شد از تنهاي در آمد شرايط پيچيدش حل شد دشمناش باهاش دوست شدند نه عزيز از چاله درآمد افتاد تو چاه
سوال اصلي اينه دوست من براي اين ميخندم که به جاي اينکه بپرسيد چرا ما بايد يه کشور خاص باشيبم با شرايط پيچيده و تنها ميون تعداد زيادي دشمن مي پرسيد بمب اتم مي خواهيم يا نه بمب اتم يعني گارد گرفتن يعني به استقبال خطر رفتن يعني ريسک کردن يعني برق چيره بندي يعني صف نون صف شير به قول ميلاد يعني زبون درازي امارات يعني توجيح اقدامات اسرائيل يعني ضعف يعني ترس ما هميشه در حرف گفتيم قوي ترين تسليحات حريف اراده انساني نميشند من به اين حرف ايمان دارم بمب اتم يعني ترديد به اين مفهوم و اين يعني نفاق و منافق از کافر بدتره
ما براي خارج شدن از شرايط پيچيده در آمدن از تنهايي و خلاصي از شر دشمنان نه چندان کم راهکار هاي بسيار بهتري از ساخت بمب اتمي داريم و آن عمل کردن به شعار هاي است که مي دهيم چرا که دو صد گفته چون نيم کردار نيست ما فقط خوب حرف مي زنيم از مسئولان گرفته تا خود من و تو نوعي ما فقط شعار ميدهيم شديم طبل تو خالي و خيال مي کنيم دنيا نفهمند و نمي فهمند ما اداعاي چيزي رو مي کنيم که نيستيم بذاريد واضح بگم ما بهترين مردم دنيا نيستيم ما مسلمان نيستيم سهم ما از حقيقت عدالت پاکي بيشتر از ساير مردم دنيا نيست که داريم براشون نقش قديس بازي مي کنيم دنيا مي بيند و مي فهمد و تحمل نمي کند
ما نميتوانيم با دنيا بجنگيم وتمام مردم دنيا هم جنايتکار و ظالم و بد نيستند که نتوانيم با هاشون زندگي کنيم
بذاريد واضح تر بگم ما امام حسين نيستيم و دنيا هم سپاه يزيد نيست که مجبور به مقا ومت به هر قيمتي باشيم دنيا خدا دارد و اوست که تصميم مي گيرد نه ما







